Nimrooz
Vol. 18, No. 914, January 5, 2007
سال هيجدهم - شماره ۹۱۴ - جمعه ۱۵ دى ۱۳۸۵
پل رينولدز- گزارشگر امور جهانى بى بى سى
محو روياى نومحافظه كارى در سال ۲۰۰۶
با گسترش بحران در عراق، بلند پروازيهايى كه در سال ۱۹۹۷ در بيانيه تشريح رسالت و مأموريت نومحافظه كاران موسوم به «پروژه قرن نو آمريكايى» مطرح شده بود به نا اميدى و متهم كردن ديگران انجاميد.
كل اين پروژه اينك تا حد يك پيامگير تلفنى و يك وبسايت كم بيننده تقليل يافته و يك كارمند هم براى جمع و جور كردن پروژه گماشته شده است.
فكر اصلى اين «پروژه» آن بود كه قدرت و نفوذ آمريكا را در جهان نشان بدهد.
در بيانيه سال ۱۹۹۷ كه مأموريت و رسالت نومحافظه كاران را تشريح مى كرد و در زمان رياست جمهورى بيل كلينتون منتشر شد، آمده است:
«گويى ما عناصر اساسى موفقيت دولت ريگان را از ياد برده ايم: ارتشى كه براى رويارويى با چالشهاى زمان حال و آينده قدرتمند و آماده ايستاده است، سياست خارجى كه اصول آمريكايى را دليرانه و هدفمندانه در خارج از آمريكا تبليغ مى كند؛ و يك رهبرى ملى كه بار مسئوليتهاى جهانى ايالات متحده را بر دوش مى كشد.»
بسيارى از كسانى كه بعد ها در زمان رياست جمهورى جورج دبليو بوش جزو مسئولان كشور شدند از امضا كنندگان اين بيانيه بودند. كسانى مانند ديك چنى، دانلد رامسفلد، پل ولفوويتس، اليوت آبرامز و لويس ليبى و متفكرانى نظير فرانسيس فوكوياما، نورمن ودرتز و فرانك گفنى.
نومحافظه كاران خواهان تثبيت مجدد اصولى بودند كه از نظر آنها ارزشهاى راستين حزب محافظه كار و ايالات متحده به شمار مى آمد.
آنها مى خواستند آنچه را كه از نظر آنها تمايلات انزواجويانه اى بود كه در زمان كلينتون و حتى در دوران مصلحت گرايى بوش پدر پيدا شده بود متوقف كنند.
آنها جنگ عراق را موقعيتى براى نشان دادن اينكه نومحافظه كارى چگونه عمل مى كند مى ديدند.
آنها پيش بينى مى كردند كه گسترش ارزشهاى دموكراتيك در منطقه اى كه دموكراسى در آن وجود نداشت، و برطرف كردن تهديدات نسبت به آمريكا موقعيتى شبيه گسترش دموكراسى در آلمان و ژاپن پس از جنگ دوم پديد خواهد آورد.

حمله
از آنجا كه همه اميد ها به عراق بسته شده بود، به ناگزير مسايلى كه در آنجا پيش آمد، تأثير منفى خود را بر كل ايده نو محافظه كارى به جا گذاشت.
ديويد راتكوف، يكى از منتقدان اين جنبش كه در حال حاضر در بنياد كارنگى در واشنگتن كار مى كند و سابقاً در دولت كلينتون مقامى داشت مى گويد: «نو محافظه كارى، حتى اگر اصولا امكان بازگشت داشته باشد، براى نسلها از ميدان خارج شده است.»
او مى گويد: «نمونه برجسته كار آنها حمله به عراق بود و شكست آنها و نتيجه نگرفتن شان كاملاً مشهود است. دقيقا خلاف آنچه مى خواستند اتفاق افتاد.»
«استفاده از زور توسط آمريكا اشتباه بود و منطقه اى را كه براى دموكراسى مستعد نبود ملتهب كرد. محافظه كاران را اعمال خودشان و بى كفايتى دولت بوش از ميان برد.»
«جورج بوش تقريبا آخرين نومحافظه كارى است كه هنوز سرپاست، شايد چنى هم همين طور. بوش آدم تحليلگرى نيست. بنابر اين او صرفا فلسفه نومحافظه كاران را در پيش گرفت. اين فلسفه با تصور سياه و سفيدى كه او از دنيا داشت جور در مى آمد و برايش جذاب بود.»

مبارزات درون گروهى
محو شدن روياها به اختلافات در ميان خود نومحافظه كاران نيز دامن زد.
بخصوص دو چهره شاخص نومحافظه كار يعنى ريچارد پرل و كنت ادلمن در مجله «ونيتى فير» به تيم بوش حمله كردند. هردوى آنها جزو مشاوران پنتاگون بودند و هردو به نفع جنگ در عراق استدلال كرده بودند.
اما پرل گفت كه اگر مى دانست عاقبت كار چه مى شد، با شروع جنگ در عراق مخالفت مى كرد.
كنت ادلمن هم تيم بوش را ناكارامد ترين تيم در نوع خود از زمان جنگ دوم تا كنون توصيف كرد. او گفت: «دانلد رامسفلد مرا گول زد.»

دفاع و ضد حمله
ديگر نومحافظه كاران از سابقه خود دفاع كردند و گفتند كه اصل ايده ها خوب بود، اما آنها هم مثل پرل و ادلمن معتقد بودند كه اين ايده ها بد اجرا شده است.
گرى اشميت مدير مطالعات استراتژيك در موسسه امريكن انترپرايز مى گويد: «وقتى پروژه شروع شد، قرار نبود تا ابد ادامه پيدا كند. براى همين هم هست كه داريم تعطيلش مى كنيم. ما آن موقع فكر مى كرديم كه سياست خارجى آمريكا مشكلاتى دارد و انزواجويانه است. سعى كرديم سياست دوران ريگان را احيا كنيم. اما افكار ما لزوما جريان مسلط را در سياست خارجى تشكيل نمى داد. معلوم است كه شكست در عراق زندگى را مشكل مى كند. اما من با ريچارد پرل موافق نيستم كه ما اصولا نمى بايد به جنگ در عراق وارد مى شديم. استدلال من اين است كه ما بايد بهتر عمل مى كرديم. در واقع من در سال ۲۰۰۳ گفتم كه بايد سربازان بيشترى بفرستيم و در مقابله با آشوبگران سياست درستى را در پيش بگيريم.»
در واقع، همه محافظه كاران تمام اميدشان را در عراق از دست نداده اند.
موسسه امريكن انترپرايز كه به پناهگاه كسانى تبديل شده كه پروژه را رها كرده اند، نظرات مقاله اى را ترويج مى كند كه عنوان آن اين است: «انتخاب پيروزى: طرحى براى موفقيت در عراق» .
اين مقاله خواهان خروج نيروهاى آمريكايى از عراق نيست. خواهان افزايش تعداد آنهاست. و انتظار مى رود كه پرزيدنت بوش در اوايل ماه ژانويه در اين مورد تصميم بگيرد.

ايران
تحقيق
صفحه اول
داستان
خواندنيها
طنز
از شما چه پنهان
از آنچه گفته اند
مقاله ها
گزارش
بازتاب
جهان
ورزش
شعر
خاطرات
از لابلاى متون
خبرهاى كوتاه
آخر هفته
حوادث
از رسانه ها
روى خط آلمان
آرشيو روزنامه
آرشيو مقاله ها

•   ايران   •   تحقيق   •   صفحه اول   •   داستان   •   خواندنيها   •   طنز   • 
•   از شما چه پنهان   •   از آنچه گفته اند   •   مقاله ها   •   گزارش   •   بازتاب   •   جهان   • 
•   ورزش   •   شعر   •   خاطرات   •   از لابلاى متون   •   خبرهاى كوتاه   •   آخر هفته   • 
•   حوادث   •   از رسانه ها   •   روى خط آلمان   • 

•    آرشيو مقاله ها   •    آرشيو روزنامه   •