|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
كلاهبرداران ساختمان سفارت سومالى در تهران را فروختند
اعضاى يك باند حرفه اى كلاهبردارى كه اقدام به فروش سفارت سومالى در تهران كرده بودند به زندان، جزاى نقدى و رد مال محكوم شدند.
چندى قبل كارآگاهان نيروى انتظامى در جريان يك كلاهبردارى عجيب و بى سابقه در تهران قرار گرفتند و متوجه شدند افراد ناشناسى اقدام به فروش سفارت سومالى كرده اند.
با افشاى اين موضوع به دستور بازپرس دادسراى كاركنان دولت تحقيقات گسترده اى در اين رابطه آغاز شد و كارآگاهان با جمع آورى تمام سرنخ ها و مدارك موجود توانستند در اقدامى سريع و ضربتى ردپاى متهمان را به دست آورند.
كارآگاهان در جريان تحقيقات خود متوجه شدند كلاهبرداران از اعضاى يك باند ۸ نفرى هستند كه هر يك از آنان در كارى خاص تبحر دارد. بنا به اطلاعاتى كه پليس به دست آورده بود چند تن از اعضاى اين باند از جاعلان حرفه اى بودند كه در اين كار تبحر خاصى داشتند و به همين خاطر موفق به جعل مدارك لازم براى فروش ساختمان سفارت سومالى شده اند.
سرانجام با دستگيرى اين متهمان، بازجوئى هاى ويژه از آنان آغاز شد و هر ۸ متهم به جرم خود اعتراف كردند.
يكى از اعضاى باند در اعترافاتش گفت: ما براى اينكه موفق به فروش ساختمان سفارت سومالى شويم با استفاده از رايانه و تجهيزات پيشرفته و با توجه به تبحرى كه در كار جعل داشتيم اقدام به جعل وكالت نامه، سند ساختمان و ساير مدارك مورد نيازمان كرديم و سپس با پيدا كردن مشترى مناسب با وى وارد معامله شديم. ما نقشه مان را به حدى ماهرانه انجام داديم كه مشترى مان به هيچ وجه به ما مظنون نشد. او تصور مى كرد ما واقعاً مالك ساختمان سفارت سومالى هستيم.
اين متهم ادامه داد: «ما پس از توافق هاى اوليه پول درخواستى مان را گرفتيم و سند قلابى را به آن مرد داديم و فرارى شديم. ما هرگز تصور نمى كرديم روزى به دام بيفتيم چون نقشه مان را كاملاً حساب شده طراحى كرده و همه جوانب را سنجيده بوديم.»
پس از اعترافات اين متهمان و تكميل تحقيقات مقدماتى بازپرس دادسراى كاركنان دولت براى متهمان قرار مجرميت صادر كرد و دادستان تهران با صدور كيفرخواست خواستار مجازات متهمان شد.
به اين ترتيب پرونده عجيب ترين كلاهبردارى سال هاى اخير به دادگاه ارجاع شد و پس از برگزارى جلسات محاكمه، قاضى دادگاه هر ۸ متهم را گناهكار شناخت و آنها را به پس دادن پول دريافتى بابت فروش ساختمان سفارت سومالى و جزاى نقدى محكوم كرد.
همچنين هر يك از اعضاى اين باند با توجه به نوع جرمى كه در جريان اجراى نقشه خود انجام داده بودند به ۹۱ روز تا سه سال حبس محكوم شدند.
|
|
|
|
|
آدم ربايى تگزاسى در تهرانپارس
نجات دختر گيتاريست از چنگ سه آدم ربا
دو پسر جوان كه يك دختر گيتاريست و دوستش را ربوده بودند در جريان تعقيب و گريز پليس دستگير شدند.
به گزارش رسيده شامگاه يكشنبه هفته جارى مأموران نيروى انتظامى در حين گشت زنى در شرق تهران هنگامى كه به حوالى ميدان پروين رسيدند خودرويى را مشاهده كردند كه دختر جوانى سر خود را از پنجره آن بيرون آورده بود و فرياد مى كشيد.
ماموران با ديدن اين صحنه احتمال دادند دختر جوان از سوى سرنشينان خودرو ربوده شده است براى همين به راننده دستور ايست دادند اما پسر جوان بدون توجه به دستور پليس بر سرعت خود افزود و تلاش كرد از دست مأموران فرار كند. به اين ترتيب عمليات تعقيب و گريز آغاز شد و دقايقى بعد هنگامى كه متهمان به فلكه سوم تهرانپارس رسيده بودند در يك لحظه توقف و دختر جوان را به بيرون پرت كردند و به فرار خود ادامه دادند.
در اين هنگام مأموران متوجه شدند علاوه بر اين دختر، دختر ديگرى نيز داخل خودرو حضور دارد به همين خاطر دست از تعقيب متهمان برنداشتند.
در شرايطى كه تعقيب و گريز ميان متهمان و پليس ادامه داشت ناگهان يكى از سرنشينان خودروى فرارى به سوى مأموران آتش گشود و آنها نيز به سوى ماشين متهمان شليك كردند و پس از پنچر كردن اتومبيل توانستند دو سرنشين آن را دستگير كنند اما متهم سوم از فرصت استفاده كرد و پا به فرار گذاشت.
با دستگيرى دو پسر جوان به نام هاى طاهر و على آنها به همراه دو دختر ربوده شده به كلانترى منتقل شدند و تحت بازجوئى قرار گرفتند.
يكى از دختران كه فاطمه نام دارد و گيتاريست است گفت: من و دوستم حوريه در فلكه اول تهرانپارس منتظر تاكسى بوديم كه اين خودرو مقابل پايمان توقف كرد و ما سوار شديم اما در بين راه راننده كه طاهر نام دارد به اين بهانه كه در فلكه دوم تصادف شده و ترافيك است از مسير اصلى خارج شد.
دقايقى بعد ما متوجه شديم خودرو به سمت ميدان پروين حركت مى كند براى همين به راننده اعتراض كرديم اما پسر ديگرى كه در صندلى جلوى خودرو نشسته بود سلاحى درآورد و ما را تهديد به سكوت كرد. او اسلحه و گاز اشك آور و چاقو به همراه داشت و من و حوريه پس از تهديدهاى اين پسر متوجه شديم در چه دامى گرفتار شده ايم. براى همين سعى كردم با استفاده از گيتارم در برابر آنها مقاومت و كارى كنم كه من و دوستم را رها كنند، اما وقتى موفق به اين امر نشدم شروع به داد و فرياد كردم و سرم را از پنجره ماشين بيرون آوردم تا اينكه بالاخره مأموران ما را ديدند و به تعقيب ماشين آدم ربايان پرداختند.
دختر گيتاريست افزود: آدم ربايان پس از چند دقيقه مرا از ماشين بيرون انداختند، اما حوريه را نزد خود نگه داشتند و به فرارشان ادامه دادند.
حوريه نيز در اظهاراتش گفت: پس از آن كه آدم ربايان فاطمه را از ماشين بيرون انداختند، يكى از آنها چاقويى به پهلوى من گذاشت و گفت با حركات دست به مأموران اشاره كنم كه مشكلى وجود ندارد و همه چيز عادى است، اما مأموران فريب نخوردند و بالاخره مرا نجات دادند.
در ادامه تحقيقات طاهر و على -دو متهم- تحت بازجوئى قرار گرفتند.
على با انكار جرم خود گفت: من در زندان با طاهر آشنا شده بودم و امروز -روز حادثه- نيز به طور اتفاقى او را ديدم و سوار خودرواش شدم اما اصلاً از تصميم او براى آدم ربايى اطلاع نداشتم و بى گناه هستم.
طاهر نيز در اظهاراتش گفت: ما فقط مى خواستيم گيتار دختر جوان را بدزديم و با خود او و دوستش كارى نداشتيم. اين متهمان در حالى اتهام آدم ربايى شان را تكذيب كردند كه مدارك، ربودن دو دختر جوان را تأييد مى كند.
بنا بر اين گزارش پليس هم اكنون در تعقيب متهم فرارى به نام مهران است و بازجوئى از متهمان ادامه دارد.
|
|
|
|
|
با ادعاى فساد اخلاقى، حكم مرگ دختر جوان از سوى خانواده اش اجرا شد
دو تن از اعضاى خانواده اى كه خواهرشان را با وارد كردن ضربات چاقو در باجه تلفن به قتل رسانده بودند، شناسايى و دستگير شدند.
در پى وقوع نزاع داخل باجه تلفن ميدان امام دهگلان شهرستان قروه، بلافاصله مأموران به محل مورد نظر اعزام شدند.
با حضور پليس در محل درگيرى در جريان تحقيقات مشخص شد مردى ۲۵ ساله در حالى كه يك تيغه كارد آشپزخانه در دست داشته در باجه تلفن به زنى حدود ۲۰ تا ۲۳ ساله حمله كرده و به قصد كشتن با ضربات چاقو، وى را مجروح كرده و سپس متوارى شده است.
بدين ترتيب با به دست آمدن اطلاعات اوليه، تحقيقات پليسى براى شناسايى و دستگيرى ضارب آغاز شد.
در اين ميان بررسى ها درخصوص هويت اين زن نشان داد: وى «ج. ع.» نام دارد و ضارب نيز به نام «ع. ع.» برادر او است. سرانجام با ادامه يافتن تحقيقات «ع. ع.» به همراه خواهرش «ف. ع.» دستگير و براى بازجوئى هاى پليسى به كلانترى منتقل شدند.
اين در حالى بود كه در همان روز وقوع درگيرى، مأموران مطلع شدند زن مجروح كه براى مداوا در بيمارستان بسترى شده بود به علت شدت جراحات وارده جان باخته است. در اين حال بازجوئى ها از دو متهم دستگير شده آغاز شد و آنها در جريان تحقيقات به عمل آمده انگيزه قتل خواهرشان را فساد اخلاقى وى اعلام كردند.
هر دو متهم با تشكيل پرونده و صدور قرار قانونى روانه زندان شدند. تحقيقات پليسى براى روشن شدن بيشتر موضوع همچنان در دست بررسى است.
|
|
|
|
|
كشف جسد سوخته زن ناشناس در بازار گل
جسد سوخته زن ناشناسى هفته پيش در انتهاى بازار گل امام رضا در خاوران كشف شد.
به گزارش فارس، ساعت ۱۵/۹ صبح روز جمعه مردى در تماس با مركز فوريت هاى پليس اعلام كرد جسد سوخته فردى را در انتهاى ميدان گل امام رضا مشاهده كرده است. پس از اطلاع، گروهى از مأموران براى بررسى صحت اين گزارش به محل اعزام شده و با جسد كاملاً سوخته فردى در منطقه اى متروكه روبه رو شدند.
در بررسى هاى اوليه مشخص شد جسد متعلق به فردى ناشناس است كه به خاطر سوختگى شديد قابل شناسايى نيست. همچنين يك پتو و بقاياى لاستيك خودرو در محل كشف شد كه حكايت از آتش زدن جسد با آنها داشت. پزشك جنايى نيز با بررسى آثار به جا مانده در محل حادثه اعلام كرد، رحم كشف شده در ميان بقاياى جسد كه كاملاً دچار سوختگى شده بودند نشان مى دهد جنسيت اين فرد زن بوده است و همچنين به دستور بازپرس، بقاياى لاستيك كشف شده در محل حادثه به آزمايشگاه منتقل شد تا نوع خودروى استفاده كننده از آن مشخص شود.
مأموران پليس آگاهى احتمال مى دهند، اين زن در محل ديگرى و داخل خانه به قتل رسيده است. زيرا پتوى كشف شده در محل حادثه يك پتوى خانگى است. عامل يا عاملان جنايت پس از قتل جسد را به آن محل منتقل كرده و به آتش كشيده بودند.
|
|
|
|
|
خواستگار عاشق به دست پدر معشوق كشته شد
خواستگار عاشق هنگامى كه براى تعيين تاريخ عقد به خانه پدر نامزدش رفت در جريان يك درگيرى با ضربه چاقوى او به قتل رسيد.
به گزارش رسيده شامگاه سه شنبه مسوولان بيمارستان شهداى تجريش با كلانترى ۱۰۲ پاسداران تماس گرفتند و از مرگ مرد جوانى كه با ضربه چاقو مجروح شده بود خبر دادند. پس از اعلام اين گزارش بلافاصله گروهى از مأموران به بيمارستان رفتند و تحقيقات خود را آغاز كردند. آنها متوجه شدند مقتول پسر ۳۷ساله اى به نام ابوتراب است كه بر اثر اصابت ضربه چاقو به سينه اش دچار خونريزى شديد شده و تلاش پزشكان براى نجات جان او بى نتيجه مانده است.
پس از آنكه فرضيه به قتل رسيدن ابوتراب براى مأموران محرز شد، جسد مقتول به پزشكى قانونى انتقال يافت و گروهى از كارآگاهان اداره ۱۰ پليس آگاهى بررسى هاى خود را براى افشاى راز اين جنايت آغاز كردند.
كارآگاهان در تحقيقات خود دريافتند ابوتراب از چندى قبل با دختر جوانى نامزد كرده و قرار بوده كه آنها به زودى به عقد هم درآيند. پليس همچنين متوجه شد ابوتراب روز حادثه به منزل پدر نامزدش رفته و در آنجا مجروح شده و توسط اعضاى خانواده عروس به بيمارستان انتقال يافته است.
به اين ترتيب كارآگاهان پدر نامزد ابوتراب را كه مردى ۵۵ساله به نام عظيم است دستگير كردند و تحت بازجوئى قرار دادند.
عظيم در بازجوئى هاى اوليه به قتل نامزد دخترش اعتراف كرد و گفت: آن شب- شب حادثه- ابوتراب براى تعيين روز عقد و نحوه برگزارى مراسم به خانه ما آمده بود، اما ناگهان با دخترم درگير شد و من براى پايان دادن به غائله وارد ماجرا شدم كه اين اتفاق رخ داد.
مرد ميانسال ادامه داد: همانطور كه مشغول صحبت بوديم يك دفعه موبايل دخترم زنگ زد و او شروع به صحبت با تلفن همراهش كرد اما ناگهان ابوتراب عصبانى شد و با پرخاشگرى به دخترم گفت براى چه اين قدر با موبايل حرف مى زنى. او با حالتى مشكوك از دخترم پرسيد چه كسى اين موقع شب به تو تلفن كرده است. ابتدا موضوع را زياد جدى نگرفتم تا اينكه ابوتراب از روى صندلى بلند شد و به طرف دخترم حمله كرد و گوشى تلفن همراهش را از دستش كشيد و به زمين كوبيد. دخترم از اين رفتار نامزدش عصبانى شد و آنها شروع به مشاجره كردند. من هرچه سعى كردم آنها را آرام كنم موفق نشدم براى همين به آشپزخانه رفتم و يك چاقو برداشتم و با آن دامادم را تهديد كردم تا شايد آرام شود اما اين كار هم فايده اى نداشت و من در حالى كه خودم هم عصبانى شده بودم با چاقو ضربه اى به پاى ابوتراب زدم.
متهم به قتل در ادامه گفت: پس از آنكه ابوتراب مجروح شد به سرعت او را به بيمارستان رسانديم اما وى ساعتى بعد جان باخت. من نمى خواستم ابوتراب را بكشم و براى همين هم ضربه را به پايش زدم و در واقع ناخواسته مرتكب اين قتل شدم و اكنون نيز به شدت پشيمان هستم.
پس از اعترافات اين مرد وى براى انجام تحقيقات بيشتر بازداشت شد و كارآگاهان براى روشن شدن تمام ابعاد اين پرونده جنايى به تحقيقات خود ادامه مى دهند.
|
|
|
|
|
آدم ربايان گروگان ۱۵ميليون تومانى خود را كشتند
دو جوان كه پس از ربودن دوست سرباز خود و اخاذى ۱۵ ميليون تومانى از خانواده اش او را به قتل رسانده بودند از سوى كارآگاهان پليس آگاهى تهران دستگير شدند.
به گزارش رسيده ساعت ۲۱ شامگاه ۱۶ آذرماه سال جارى مأموران كلانترى ۲۵۷ هاشم آباد حين گشت زنى در محدوده استحفاظى خود هنگامى كه وارد خيابان ابومسلم شدند يك پژو ۴۰۵ نقره اى رنگ را مشاهده كردند كه به طرز مشكوكى كنار خيابان رها شده بود. مأموران پس از نزديك شدن به خودرو ناگهان با صحنه تكان دهنده اى روبه رو شدند و جسد پسر جوانى را در ماشين مشاهده كردند.
با پيدا شدن جسد پسر جوان، اكيپى از كارآگاهان جنايى پليس آگاهى تحقيقات خود را پيرامون مرگ مرموز اين جوان آغاز كردند.
كارآگاهان در بررسى هاى اوليه دريافتند مقتول جوان ۲۰ ساله اى به نام كمال است كه از سوى فرد يا افرادى خفه شده و جان باخته است.
آنان در ادامه هويت صاحب خودروى پژو ۴۰۵ را شناسايى كردند و دريافتند مالك خودرو هم پدر مقتول به نام ابوالفضل است.
به اين ترتيب ابوالفضل تحت بازجوئى قرار گرفت و در حالى كه از شنيدن خبر قتل پسر جوانش شوكه شده بود به كارآگاهان گفت: پسرم سرباز بوده و در پادگانى در اسلامشهر خدمت مى كرد. او روز ۱۳ آذرماه سه روز پيش از كشف جسد توسط افراد ناشناسى از مقابل پادگان ربوده شد و آدم ربايان براى آزادى وى از من درخواست ۱۰۰ ميليون تومان پول نقد كردند.
مرد ميانسال ادامه داد زمانى كه از گروگان گرفته شدن پسرم باخبر شدم به شدت مضطرب و پريشان شدم براى همين سعى كردم با آدم ربايان وارد مذاكره شوم و با تسليم شدن در برابر خواسته شان كارى كنم كه به كمال آسيبى نرسانند. گروگانگيران به من گفته بودند اگر پليس در جريان موضوع قرار بگيرد بلايى سر كمال مى آورند براى همين من ماجرا را با هيچ كس در ميان نگذاشتم. ابوالفضل در ادامه اظهاراتش گفت: آدم ربايان به من يك شماره حساب بانكى دادند و من پس از توافق با آنها ۱۵ ميليون تومان به اين حساب واريز كردم قرار شد آنان كمال را آزاد كنند اما پس از آن ديگر خبرى از گروگانگيران و پسرم نشد تا اينكه فهميدم كمال را كشته اند.
پس از اظهارات پدر مقتول با توجه به حساسيت موضوع كارآگاهان دامنه تحقيقات خود را گسترش دادند و با انجام كاوش ها و نيز بازجوئى از آخرين افرادى كه كمال را ديده بودند دريافتند كمال در روز ربوده شدن قصد داشته با ماشين پدرش به ملاقات دوستانش برود. پس از افشاى اين موضوع دوستان مقتول به صورت نامحسوس زير نظر گرفته شدند در نهايت كارآگاهان پى بردند دو نفر از دوستان كمال به نام هاى «محسن- ۲۳ساله و على- ۲۵ساله» رفتارهاى مشكوكى دارند و طى چند روز اخير دو دستگاه گوشى تلفن همراه گرانقيمت و مقدارى طلا و جواهرات خريدارى كرده اند. به اين ترتيب با فرضيه دست داشتن محسن و على در قتل كمال بلافاصله هر دوى آنها دستگير شدند و تحت «بازجوئى هاى فنى- پليسى» قرار گرفتند. اين دو جوان در بازجوئى ها به ربودن و قتل كمال اعتراف و جزئيات جنايت خود را تشريح كردند.
محسن در اعترافاتش گفت: از آنجا كه پدر كمال پولدار بود تصميم گرفتيم او را گروگان بگيريم و از خانواده اش اخاذى كنيم براى همين روز حادثه با كمال تماس گرفتيم و با وى در مقابل پادگان قرار ملاقات گذاشتيم و سپس او را ربوديم و به مخفيگاه مان برديم، دست و پايش را بستيم و از پدرش خواستيم ۱۰۰ ميليون تومان به حساب بانكى مان واريز كند.
على نيز با تأييد گفته هاى همدستش اظهار داشت: ما پدر كمال را به شدت تهديد كرده بوديم كه به هيچ وجه نبايد پليس را در جريان بگذارد از طرفى براى اينكه او مطمئن شود ما پسرش را ربوده ايم و او سالم است اجازه داديم پدر و پسر مكالمه كوتاه تلفنى با هم داشته باشند.
وى افزود: «زمانى كه ۱۵ ميليون تومان را از پدر كمال گرفتيم دوست مان را كشتيم چون او ما را شناسايى كرده بود و اگر آزاد مى شد پليس را با خبر مى كرد و ما دستگير مى شديم.»
بنابر اين گزارش هم اكنون تحقيقات از دو گروگانگير قاتل ادامه دارد.
|
|
|
|
|
در پرونده هاى مشابه براى يك تعميركار موبايل درخواست اعدام شد
درخواست اعدام براى متهمان تكثير فيلم بازيگر سريال نرگس
پرونده تكثير فيلم خصوصى بازيگر سريال نرگس با درخواست اعدام براى چند تن از متهمان به دادگاه كيفرى استان تهران فرستاده شد.
يك منبع آگاه گفته است: پرونده متهمان تكثير فيلم خصوصى بازيگر سريال نرگس به شعبه ۷۱ دادگاه كيفرى استان تهران ارجاع شده است.
وى افزود: با توجه به اينكه دادگاه كيفرى استان تهران فقط پرونده هائى را كه مجازات آن اعدام يا قصاص است رسيدگى مى كند بنابراين براى چند تن از متهمان اين پرونده درخواست حكم مرگ شده است و دادگاه پس از برگزارى جلسات و بررسى پرونده درباره صدور حكم تصميم گيرى خواهد كرد.
اين منبع آگاه در ادامه خاطرنشان كرد: قرار است متهمان اين پرونده به صورت فوق العاده و ويژه تحت محاكمه قرار بگيرند.
وى افزود: ظاهراً دختر هنرپيشه در آخرين دفاعيات خود در دادسرا مدعى شده كه فيلم تكثير شده متعلق به او نيست.
بنابراين گزارش از حدود چهار ماه پيش در پى تكثير فيلم خصوصى بازيگر نقش فرعى سريال نرگس، پليس امنيت تهران به دستور دادستان تهران تحقيقات گسترده اى را براى شناسايى عاملان انتشار اين فيلم آغاز كرد.
پليس ابتدا دختر هنرپيشه را تحت بازجوئى قرار داد و متوجه شد پسرى كه در فيلم كنار او حضور دارد، نامزد سابق وى بوده و دو روز پس از تكثير اوليه فيلم خصوصى از ايران خارج شده و به ارمنستان رفته است.
به اين ترتيب تلاش ها براى بازگرداندن پسر جوان به ايران آغاز شد و در همين حين پليس ۲۰ نفر را در رابطه با تكثير فيلم خصوصى دستگير كرد كه ۱۳ تن از آنان در همان تحقيقات اوليه آزاد شدند و بازجوئى از ۷ نفر ديگر ادامه يافت تا اينكه سرانجام سه تن ديگر نيز آزاد، اما چهار نفر به اتهام تهيه و تكثير اين فيلم در بازداشت ماندند.
از سويى تلاش براى بازگرداندن نامزد سابق دحتر جوان حلقه مفقوده اين پرونده معرفى شده بود به نتيجه رسيد و وى پس از بازگشت به تهران بازداشت شد.
پس از دستگيرى نامزد وى، دختر جوان هنرپيشه در چند گفت وگو ادعا كرد دخترى كه در فيلم حضور دارد او نيست و نامزد سابقش به قصد انتقام جويى چهره او را روى صورت دخترى ديگر مونتاژ كرده است.
بازيگر سريال نرگس از اختلافات قديمى ميان خودش و نامزد جوانش كه روزنامه ها از او با عنوان آقاى ايكس ياد كرده اند خبر داد و گفت: نامزد سابقش به او خيانت كرده است.
از سويى آقاى ايكس در بازجوئى ها اتهام تكثير فيلم را به شدت تكذيب كرد و گفت اين فيلم مربوط به دو سال پيش است و او اصلاً آن را در اختيار نداشته و لوازم تكثير فيلم را نيز ندارد.
پس از پايان بازجوئى هاى اوليه از متهمان، اين پرونده براى رسيدگى قضائى به دادسراى ارشاد تهران سپرده شد. در همين حال رئيس نيروى انتظامى- درباره نحوه تكثير فيلم جنجالى گفت: اين فيلم در يك رايانه ذخيره شده و هنگامى كه رايانه خراب و به تعميرگاه منتقل شده فيلم به سرقت رفته و تكثير شده است.
سرانجام بعد از اتمام تحقيقات در مرحله بازپرسى اين پرونده براى رسيدگى به دادگاه كيفرى استان تهران ارجاع شد.
پرونده هاى مشابه
در شرايطى كه متهمان پرونده تكثير فيلم خصوصى بازيگر سريال نرگس در انتظار برگزارى جلسات دادگاه به سر مى برند پرونده مشابه ديگرى با درخواست صدور حكم اعدام از سوى دادستانى به دادگاه كيفرى استان تهران ارجاع شد.
سه ماه پيش مأموران پليس دريافتند سى دى هاى مستهجنى در سطح شهر پخش شده و با قيمت گرانى به فروش مى رسد.
گروهى از كارشناسان زبده پليس تحقيقات گسترده خود را پيرامون اين ماجرا آغاز كردند و متوجه شدند اين سى دى حاوى مقدار زيادى تصاوير مستهجن و چند دقيقه فيلم است كه به صورت مجموعه اى درآمده و در بين مردم توزيع شده است.
پليس در ادامه تحقيقات خود تعدادى از توزيع كنندگان اين سى دى ها را دستگير كرد. اين افراد در بازجوئى ها اعتراف كردند كه فيلم را از دو مرد در بازار... خريدارى كرده اند.
در ادامه تحقيقات مأموران با به دست آوردن آدرس مغازه مرد توزيع كننده، اين مرد را دستگير كردند. متهم در بازجوئى ها گفت از ماجرا خبر ندارد و مدتى پيش چند كارگر به مغازه اش آورده كه آنها تعميركار گوشى موبايل هستند و احتمالاً آنها در توزيع اين سى دى ها دست داشتند.
ماموران در ادامه دريافتند يكى از كارگران اين تعميرگاه موبايل، پسر جوانى است كه دوره هاى تعمير گوشى موبايل را گذرانده و بسيار حرفه اى است و با تعمير دوربين هاى عكاسى و كامپيوتر نيز آشنايى دارد.
كارگر جوان توسط پليس مورد تحقيق قرار گرفت اما او نيز منكر تكثير سى دى شد و گفت: من هيچ دخالتى در اين كار نداشتم و نمى دانم افرادى كه در اين فيلم هستند چه كسانى هستند. با توجه به اينكه اين مرد به جرم خود اعتراف نكرد، تحقيقات در شاخه ديگرى ادامه يافت و مأموران اين بار موفق شدند، زن و مردى را كه در اين فيلم مستهجن بودند شناسايى و آنها را دستگير كنند.
مرد جوان در بازجوئى ها گفت: مدتى قبل گوشى موبايلم خراب شد و من براى تعمير آن را به مغازه تعمير موبايل در پاساژ... . بردم. اين در حالى بود كه من مقدار زيادى عكس و فيلم از زنى كه با او ارتباط داشتم در موبايلم ذخيره كرده بودم اما چون گوشى موبايلم كاملاً خراب بود نمى توانستم آنها را پاك كنم.
مدتى بعد متوجه شدم اين عكس ها و فيلم ها در يك سى دى در بازار پخش شده است.
سرانجام پليس متوجه شد، آدرسى كه اين مرد از تعميرگاه داده همان آدرسى است كه پيش از اين توزيع كنندگان سى دى اعلام كرده بودند. به اين ترتيب به دستور بازپرس پرونده تحقيقات مجدد از كارگر تعميرگاه گوشى موبايل از سر گرفته شد و در نهايت اين مرد لب به اعتراف گشود و گفت: وقتى گوشى موبايل را براى تعمير آوردند، متوجه شدم در آن مقدار زيادى عكس و فيلم قرار دارد كه من مى توانستم با فروش آنها مبلغ زيادى پول به دست آورم.
پس از پايان تحقيقات و صدور قرار مجرميت براى دو متهم رديف اول و دوم اين پرونده، دادستان مرتضوى با صدور كيفرخواست براى متهم رديف اول به اتهام افساد فى الارض تقاضاى اعدام كرد.
بنا به اين گزارش اين پرونده با توجه به حساسيت هاى زياد و جريحه دار كردن افكار عمومى به صورت ويژه در شعبه ۷۲ دادگاه كيفرى استان تهران مورد رسيدگى قرار مى گيرد.
|
|
|
|
|
كشف ۳۴۸ عتيقه هخامنشى
۳ قاچاقچى كه قصد داشتند ۳۴۸ شيئى عتيقه مربوط به دوران ساسانيان، هخامنشيان و قبل از اسلام به ارزش ۵۰۰ ميليون تومان را به فروش برسانند، با عمليات ويژه مأموران يگان حفاظت ميراث فرهنگى و گردشگرى شهركرد دستگير شدند.
به گزارش رسيده، ۱۳ آذر ماه سال جارى چند اكيپ از مأموران يگان حفاظت ميراث فرهنگى در چند عمليات ويژه۳ مرد جوان را كه قصد داشتند ۳۴۸ قطعه شيئى عتيقه را به فروش برسانند، در شهرستان بروجن غافلگير كردند.
۳ متهم پس از دستگيرى تحت «بازجوئى هاى تخصصى» قرار گرفته و به حفارى غيرمجاز اعتراف كردند.
يكى از۳ متهم اعتراف كرد كه به عنوان پيمانكار از چند سال پيش به همراه ۲تن از دوستانش در مناطق شيراز، كهگيلويه و چهار محال و بختيارى اقدام به حفارى هاى غيرمجاز كرده است.
۳متهم پس از تشكيل پرونده جهت بررسى هاى قضائى به همراه اشياى عتيقه به دادسرا معرفى شدند. با دستور بازپرس پرونده ۳۴۸ شيئى عتيقه جهت ارزش گذارى و تعيين قدمت در اختيار كارشناسان قرار گرفت. كارشناسان ميراث فرهنگى پس از بررسى اعلام كردند: تعداد ۳۰۳ سكه با جنس نقره متعلق به دوران ساسانيان، يك مجسمه طلاى داريوش به ابعاد ۱۳ /۵ در ۴ سانتيمتر با وزن ۲۴ گرم متعلق به دوران ساسانيان، يك گلدان شيشه اى مربوط به دوران قبل از اسلام، كاسه سنگى مربوط به دوران قبل از اسلام، شش عدد گوشواره طلا مربوط به هخامنشيان، ۲ عدد دستبند نقره اى مربوط به دوران اسلام، يك مجسمه بز از جنس مفرغ مربوط به قبل از اسلام، ۲۸ عدد مهره مربوط به دوران قبل از اسلام، دو لوح مربعى شكل مربوط به قبل از اسلام است.
با اين نظريه كارشناسى متهمان جهت تحقيقات بيشتر تحت بازجوئى قرار گرفتند.
با اعتراف هاى آنان مبنى بر اين كه قرار بود اين اشياء را به شخصى به ۵۰۰ ميليون تومان بفروشند. مالخر نيز در عمليات ديگرى دستگير شد.
چهارمحال و بختيارى با قدمت ۹ هزار ساله مورد توجه گردشگران و قاچاقچيان اموال فرهنگى بوده است و از ماه گذشته با فعال شدن پايگاه يگان حفاظت سازمان ميراث و ده ها واحد گشت اقدام هاى گسترده اى در راستاى حفاظت از اين آثار به عمل آمده است.
به گزارش رسيده در اين مدت ۳ باند حرفه اى حفارى غيرمجاز و دو باند خريد و فروش اموال فرهنگى دستگير و ۵۰۰ شيئى عتيقه با وسايل مربوط به حفارى كشف شده است.
|
|
|
|
|
زنى براى ربودن پسرش آدم ربا اجير كرد
زن جوانى وقتى دادگاه حضانت پسرش را به همسرش سپرد، براى ربودن فرزندش دو آدم ربا اجير كرد.
هفته گذشته مردى هراسان با مراجعه به اداره آگاهى تهران از ربوده شدن پسر خود خبر داد.
اين مرد در شكايت خود گفت؛ امروز همراه پسرم در حال آمدن از مدرسه به خانه بوديم كه دو مرد جوان با تهديد و كتك پسرم را ربودند.
شاكى ادامه داد؛ چندى قبل به خاطر اختلافاتى كه با همسرم داشتم از او جدا شدم و دادگاه حضانت پسرمان را به من داد. اين موضوع باعث ناراحتى شديد همسرم شد. به همين خاطر احتمال مى دهم او براساس نقشه اى دو نفر را براى ربودن پسرم اجير كرده باشد.
با طرح اين شكايت پرونده براى رسيدگى به دايره پنجم دايره پليس آگاهى فرستاده شد و مأموران تحقيقات خود را در اين رابطه آغاز كردند.
ماموران ابتدا همسر اين مرد را براى تحقيقات به اداره آگاهى احضار كردند اما او در بازجوئى منكر هرگونه اطلاعى از ماجرا شد.
كارآگاهان كه به حرف هاى اين زن مشكوك شده بودند به تحقيقات خود ادامه دادند تا اينكه سرانجام متهم لب به اعتراف گشود و به ربودن پسرش اقرار كرد.
متهم اظهار داشت؛ پس از اينكه دادگاه حضانت پسرمان را به همسرم داد به خاطر علاقه اى كه به او داشتم تصميم به ربودنش گرفتم. به همين خاطر با اجير كردن دو آدم ربا پسرم را ربودم.
با اعترافات اين زن مأموران پسربچه ربوده شده را تحويل پدرش داده و دو آدم رباى اجير شده را نيز دستگير كردند.
|
|
|
|
|
گزارش ۸۳۲ صفحه اى بازرس ويژه
افشاى راز مرگ پرنسس دايانا پس از ۹ سال
كميته ويژه تحقيق درباره مرگ مشكوك پرنسس دايانا پس از گذشت بيش از ۹ سال از اين حادثه اعلام كرد پرنسس ولز و همسر سابق وليعهد انگلستان قربانى يك سانحه رانندگى شده و هيچ توطئه اى در مرگ وى دخيل نبوده است.
مرگ پرنسس دايانا و ددى فايد طى سانحه رانندگى در نخستين ساعات بامداد ۳۱ آگوست سروصداى زيادى به راه انداخت. پرنسس دايانا همسر سابق وليعهد انگلستان و مادر دو فرزند او و ددى فايد پسر محمد فايد سرمايه دار بزرگ عرب تبار در انگلستان طى اين سانحه رانندگى در پاريس جان باختند و اين در حالى بود كه گفته مى شود آنها در حال فرار از دست عكاسان مطبوعات بودند. به گزارش ديلى تلگراف جان استيونس بازرس ويژه اين پرونده كه به مدت ۳ سال مرگ مرموز دايانا و خواستگارش به نام ددى فايد را پيگيرى كرده است اعلام كرد رد هيچ جنايت و خرابكارى در اين تصادف ديده نمى شود و مى توان گفت كه مرگ دايانا يك سانحه حزن انگيز بوده است.
در اين گزارش كه در ۸۳۲ صفحه تنظيم شده، آمده است كه پرنسس دايانا در زمان سانحه حامله نبوده و هيچ حلقه اى كه گواهى بر ازدواج وى با ددى فايد باشد بر دست نداشته است.
اين در حالى است كه محمد فايد كه مالك فروشگاه بزرگ هارودز در لندن است اين گزارش را يك سرپوش گذاشتن بزرگ خوانده است. وى كه پدر خواستگار دايانا بود هنوز معتقد است سانحه تصادف كه در آن پسرش ددى فايد و پرنسس دايانا كشته شدند توطئه خانواده سلطنتى براى جلوگيرى از ازدواج ددى با مادر فرزندان وليعهد انگلستان بوده است.
در همين حال استيونس با ذكر اين نكته كه كميته بررسى از ژانويه ۲۰۰۴ فعاليت خود را آغاز كرده اظهار داشته است؛ گروه تحقيق با استفاده از مدل سازى هاى كامپيوترى براساس اطلاعات موجود و عكسبردارى هاى صورت گرفته و بر طبق ۱۸۶ ميليون آيتم اقدام به بازسازى صحنه تصادف و اتفاقات بعد از آن كرده است. در حالى كه اين تحقيقات ۲/۷ ميليون دلار براى پليس انگلستان هزينه در بر داشته پدر ددى فايد با رد كردن نتايج آن اعلام كرد تيمى از متخصصان امور جنايى را براى ادامه تحقيقات استخدام خواهد كرد.
طى گزارش اعلام شده از سوى بازپرس استيونس ددى فايد و پرنسس دايانا ساعت ۷ بعدازظهر روز حادثه سوار بر يك مرسدس بنز كپل از هتل ريتز كه متعلق به پدر ددى است به سمت آپارتمان شخصى فايد حركت و دايانا و ددى در ساعت ۴۰/۹ با بنز كپل آپارتمان را ترك مى كنند و به سمت يك رستوران محلى به راه مى افتند اما به خاطر مسأله اى كه در مسير رخ مى دهد حضور عكاسان و مسائلى نامعلوم فايد به راننده دستور مى دهد تا به هتل ريتز بازگردند تا شام را در آنجا بخورند. 10 دقيقه پس از آنكه آنها به هتل مى رسند پائول راننده شخصى پرنسس در حالى كه دو نوشيدنى در دست داشته از هتل خارج مى شود. وى قرار بود تا زمان اتمام شام پرنسس و ددى در انتظار بماند.
نخستين نكته اى كه درباره اتفاقات عصر آن روز نظر پليس را به خود جلب كرد تماس تلفنى ددى فايد با پدرش است. وى در اين تماس به پدرش اطلاع داده بود كه يك حلقه براى پرنسس دايانا سفارش داده است و قصد دارد شب از او خواستگارى كند.
استيونس در اين خصوص توضيح مى دهد؛ من هنوز نمى توانم به قطع بگويم كه او آن شب از پرنسس درخواست ازدواج كرده است يا نه و همين طور نمى توانم بگويم كه آيا پرنسس ولز به او پاسخ مثبت داده است يا خير، با اين حال ما با بسيارى از اقوام و دوستان نزديك دايانا صحبت كرديم و هيچ يك از آنها از اين مسأله اطلاعى نداشتند. آخرين مكالمه آنها با دايانا قبل از اتفاقات آن شب بوده است. طبق گزارش ارائه شده ساعت ۲۰ دقيقه بامداد دايانا و فايد شام خود را تمام و سوار بر خودرو هتل را ترك مى كنند.
پس از سانحه مطابق آزمايش هاى به عمل آمده از پائول راننده مرسدس مشخص شد كه ميزان الكل خون وى در زمان سانحه ۷۴/۱ گرم در ليتر بوده و اين نشان دهنده مست بودن وى در حين رانندگى است.
سرعت خودرو نيز دو برابر سرعت مجاز گزارش شده است. لذا عدم كنترل خودرو توسط پائول در زمان رانندگى طبيعى به نظر مى رسد.
بازپرس استيونس معتقد است با توجه به اينكه برنامه حركتى ماشين در بعدازظهر به طور ناگهانى تغيير كرده احتمال خرابكارى در مسير آن تقريباً غيرممكن بوده است. او همينطور درخصوص فيات سفيدى كه مدت ها ذهن همه را به خود مشغول كرده و به عنوان تنها شاهد سانحه از آن ياد مى شود گفته است صاحب فيات پيدا نشده و تحقيقات در اين خصوص بى نتيجه مانده است. او برخلاف محمد فايد هر نوع پرده پوشى در اين پرونده را رد كرده و گفت؛ هيچ فشارى از سوى خاندان سلطنتى او و گروه همكارش را در طول مدت تحقيقات تهديد نكرده است.
|
|
|
|
|
قاتلان دختر ۱۱ ساله پس از ۱۱ سال مجازات مى شوند
پرونده قتل دختر ۱۱ ساله اى در روستاى صحنه كرمانشاه پس از گذشت ۱۱ سال از جنايت صبح روز پنجشنبه براى اجراى حكم اعدام و قصاص دو متهم آن به شعبه اجراى احكام دادسراى جنايى تهران فرستاده شد.
به گزارش فارس، قاضى شعبه ۱۱۵۶ دادگاه عمومى تهران چندى قبل دو متهم پرونده به نام هاى محمدصفر و حسن را به قصاص و اعدام به اتهام تجاوز و قتل عمد محكوم كرده بود كه حكم صادره از سوى قضات شعبه اول تشخيص ديوان عالى كشور نيز تأييد شد.
ناپديد شدن دختر ۱۱ ساله
دختر ۱۱ ساله كه ليلا فتحى نام داشت ارديبهشت ماه سال ۷۴ براى گردش از بندرعباس به خانه خاله اش در روستاى صحنه كرمانشاه رفته بود.
صبح روز ۱۷ ارديبهشت ماه ليلا براى چيدن گل به اطراف كوه رفت اما ديگر بازنگشت. با طولانى شدن غيبت دختر ۱۱ ساله پدر او با مراجعه به پاسگاه شكايتى را مطرح كرد و مأموران پليس تجسس هاى خود را براى رديابى ليلا آغاز كردند. در حالى كه هيچ ردى از دختربچه در دست نبود، معلم روستا به مأموران مراجعه كرد و گفت؛ امروز صبح دانش آموزان را براى تفريح به كوه هاى اطراف روستا بردم. در ميان راه يكى از اهالى روستا به نام هادى را ديدم كه دختر بچه اى را به بالاى كوه مى برد. رفتار هادى مشكوك بود و اين موضوع باعث شك من شد.
كشف جسد ليلا
ماموران احتمال مى دادند دخترى كه همراه هادى ديده شده بود ليلا باشد به همين خاطر عكس ليلا را به او نشان دادند كه معلم با مشاهده عكس دختر ۱۱ ساله توانست او را شناسايى كند.
با به دست آمدن اين سرنخ مأموران براى شناسايى سرنوشت دختر ۱۱ ساله راهى خانه هادى شده و او را دستگير كردند. هادى در بازجوئى ها سكوت كرد و منكر ادعاهاى معلم روستا شد اما مأموران كه به حرف هاى او مشكوك شده بودند، به بازجوئى خود از هادى ادامه دادند.
شش روز از زمان ناپديد شدن ليلا مى گذشت اما سرنوشت او همچنان نامشخص باقى مانده بود. سرانجام در ششمين روز، نامه فرد ناشناسى به پليس پرده از راز قتل دختر ۱۱ ساله برداشت. در اين نامه كه بدون اسم و امضا بود محل رها شدن جنازه ليلا فاش شده بود. مأموران در ادامه به محلى كه در نامه به آن اشاره شده بود رفتند و توانستند جنازه دختربچه را پيدا كنند.
آثارى از كبودى و شكنجه روى بدن ليلا به چشم مى خورد كه نشان مى داد، عامل يا عاملان قتل او را از ارتفاع به پايين پرت كرده اند.
پزشكى قانونى نيز پس از معاينه جسد اعلام كرد، دختر ۱۱ ساله قبل از به قتل رسيدن مورد تجاوز قرار گرفته است.
اعتراف به قتل
با كشف جسد ليلا تحقيقات وارد مرحله تازه اى شد و مأموران بازجوئى دوباره از هادى و بررسى هاى گسترده براى كشف راز اين جنايت را در دستور كار خود قرار دادند. سرانجام ۱۳ خرداد ماه ۷۴ هادى اتفاقات تلخ روز ۱۷ ارديبهشت ماه را بازگو و به قتل ليلا اعتراف كرد.
هادى در اعترافاتش گفت؛ روز حادثه در دشت در حال پرسه زدن بودم كه ليلا را ديدم. با همدستى دو تن از دوستانم به نام هاى محمدصفر و حسن ليلا را به بالاى كوه كشانديم و به او تجاوز كرديم. به خاطر اينكه او داد و فرياد مى كرد و از ترس آبروى خود تصميم به قتلش گرفتيم. بدن نيمه جان ليلا را از بالاى كوه به پايين انداخته و فرار كرديم.
با اعتراف هادى مأموران راهى خانه دو همدستش شدند و آنها را نيز دستگير كردند.
خودكشى در بازداشتگاه
محمدصفر و حسن در بازجوئى ها منكر دست داشتن در قتل شدند و اظهار داشتند، هادى به تنهايى ليلا را كشته و پس از قتل فقط آنها را بالاى سرجنازه برده است. صبح روز پنجم تيرماه ۷۴ در حالى كه پرونده براى ارسال به دادگاه آماده مى شد، هادى در بازداشتگاه خود را حلق آويز كرد و به زندگى اش پايان داد.
با مرگ متهم رديف اول پرونده، محاكمه محمدصفر و حسن به جرم مشاركت در جنايت در دادگاه عمومى آغاز و متهمان به قصاص محكوم شدند.
همچنين در حكم آمده بود، براى اجراى حكم بايد اولياى دم ليلا تفاضل ديه را بپردازند. پدر و مادر دختر ۱۱ ساله در آن زمان هرچه داشتند فروختند تا شاهد مجازات قاتلان دخترشان باشند.
شيرين عبادى نيز در آن زمان وكالت آنها را برعهده گرفت. پدر و مادر ليلا بايد ۷ ميليون تومان ديه پرداخت مى كردند اما يك ميليون تومان كم داشتند. آنها وقتى از تهيه يك ميليون تومان نااميد شدند با نظر وكيلشان نامه اى به رئيس قوه قضائيه نوشتند و خواستار كمك براى اجراى حكم شدند. آيت الله محمد يزدى كه در آن زمان رئيس قوه قضائيه بود، پس از بررسى پرونده دستور داد، اين پول از خزانه بيت المال پرداخت شود.
با پرداخت تفاضل ديه دو متهم در آستانه اعدام قرار گرفتند اما رئيس كل دادسرا حكم پرونده را نقض كرد و اجراى حكم متوقف شد.
وى با توجه به اعترافات هادى در بازداشتگاه و مرگ او حكم پرونده را نقض كرده بود.
اين بار پرونده براى رسيدگى به شعبه اول دادگاه عمومى تهران فرستاده شد كه قاضى اين شعبه دوباره دو متهم را به مرگ محكوم كرد. اما اين بار نيز حكم به دليل عدم اعتراف متهمان به قتل و مرگ هادى از سوى قضات شعبه ۳۳ ديوان عالى كشور نقض شد.
سومين محاكمه حسن و محمدصفر در شعبه دوم دادگاه عمومى برگزار شد و اين بار آنها تبرئه شدند. با تبرئه متهمان اولياى دم مقتوله به حكم اعتراض كردند كه ديوان اعتراض آنها را وارد دانست.
آخرين حكم
سرانجام پرونده به شعبه ۱۱۵۶ دادگاه عمومى تهران فرستاده شد و بهار امسال محاكمه دو متهم و مراسم قسامه در اين شعبه برگزار شد.
۵۰ نفر از بستگان مقتول با حضور در دادگاه قسم خوردند محمدصفر و حسن در اين جنايت دست داشته اند. همچنين يكى از متهمان در حين رسيدگى به پرونده فرار كرده بود كه قاضى الهى زاده دستور دستگيرى او را براى صدور و اجراى حكم صادر كرد.
پس از تكميل تحقيقات در شعبه ۱۱۵۶ دادگاه عمومى قاضى دادگاه حكم دو متهم پرونده را صادر كرد. براساس حكم قاضى الهى زاده، محمدصفر به اتهام تجاوز به دختر ۱۱ ساله به اعدام محكوم شد. محمدصفر و حسن همچنين به اتهام مشاركت در قتل به قصاص محكوم شدند كه با پرداخت تفاضل ديه از سوى اولياى دم حكم قصاص اجرا مى شود.
با اعتراض وكيل مدافع مجرمان به حكم صادره، پرونده به شعبه اول تشخيص ديوان عالى كشور فرستاده شد كه قضات اين شعبه حكم را تأييد و براى اجرا به شعبه اجراى احكام دادسراى جنايى تهران فرستاده است.
شعبه اجراى احكام دادسراى جنايى تهران پس از بررسى پرونده آن را براى استيذان رئيس قوه قضائيه به دفتر آيت الله هاشمى شاهرودى فرستاد.
اين پرونده در شرايطى به دفتر رئيس قوه قضائيه فرستاده شده است كه پدر ليلا پيش از اين براى اجراى سريع حكم مجازات و جلوگيرى از توقف آن از آيت الله شاهرودى كمك خواسته بود.
|
|
|
|
|
كلاهبردار با چاپ آگهى تحت عنوان «سرمايه از شما كار از ما» نقشه خود را عملى كرد
پليس ايران و دوبى در تعقيب كلاهبردار چندين ميليونى
پليس ايران و دوبى تحقيقات مشترك خود را براى دستگيرى يك مرد كلاهبردار كه با طرح نقشه اى حساب شده دست به كلاهبردارى چندين ميليونى زده است، آغاز كردند.
به گزارش رسيده مدتى قبل چند مالباخته با مراجعه به دادسراى ناحيه ۶ تهران طى شكايتى از كلاهبردارى كلان يك شياد حرفه اى خبر دادند و خواستار دستگيرى او شدند.
يكى از شاكيان گفت؛ چندى پيش در روزنامه يك آگهى ديدم كه با تيتر درشت نوشته بود «سرمايه از شما كار از ما» وقتى متن آگهى را به دقت مطالعه كردم متوجه شدم يك شركت به افرادى كه در آنجا سرمايه گذارى كنند، سود خوبى پرداخت مى كند. براى همين با شركت تماس گرفتم و با مدير آن كه مردى به نام تقى بود قرار ملاقات گذاشتم و به دفتر شركت رفتم.
مرد مالباخته ادامه داد؛ در مذاكراتى كه با تقى داشتم او به من گفت در ازاى هر يك ميليون تومان كه به وى بدهم ماهيانه تا سقف ۲۴۰ هزار تومان سود مى پردازد. تقى به من گفت براى اينكه بتوانم سود مورد نظر را دريافت كنم بايد هر وقت كه او گفت با وى به قشم بروم تا با كمك او اجناسى را كه خريدارى مى كند، به تهران منتقل كنم.
طبق قراردادى كه اين شركت با مشتريان خود منعقد مى كرد به افرادى كه يك ميليون تومان سرمايه گذارى مى كردند در ازاى هر بار سفر به قشم ۸۰ هزار تومان سود مى پرداخت و هر فرد مى توانست در ماه حداكثر سه بار با مسوولان شركت به قشم سفر كند.
از سويى تقى در ازاى پولى كه دريافت مى كرد سفته مى داد. وقتى از شرايط سرمايه گذارى در اين شركت مطلع شدم احساس كردم فرصت خوبى است و مى توانم از پولى كه با زحمت زياد پس انداز كرده ام سود مناسبى به دست آورم.
اين شاكى در ادامه اظهارات خود گفت؛ «بالاخره تصميم قطعى خودم را گرفتم و ۵ ميليون تومان به حساب تقى واريز كردم و پس از عقد قرارداد منتظر ماندم تا او با من تماس بگيرد تا همراه كارمندان شركت راهى قشم شوم، اما انتظار من بى فايده بود و هيچ كس با من تماس نگرفت تا اينكه پس از مدتى به دفتر شركت رفتم و متوجه شدم آنجا تعطيل شده و اثرى از تقى نيست.
يكى ديگر از مالباختگان نيز در طرح شكايت خود با بيان اظهارات مشابه گفت؛ من ۸ ميليون تومان به حساب اين شركت واريز كردم. سودى كه تقى قول پرداخت آن را داده بود خيلى زياد بود و همين مسأله مرا وسوسه كرد. از سويى تبليغات گسترده اى كه اين شركت انجام مى داد، تزيينات دفتر و نحوه برخورد و رفتارهاى تقى به گونه اى بود كه كوچك ترين شكى به وى نكردم و بدون انجام تحقيقات پولى را كه تمام سرمايه زندگى ام بود به تقى دادم.
بازپرس پرونده پس از شنيدن اظهارات مالباختگان به مأموران نيروى انتظامى دستور داد تا تحقيقات خود را در اين رابطه آغاز كنند.
ماموران در جريان تحقيقات خود متوجه شدند دفتر شركت يك ملك استيجارى بوده و تقى پس از آن كه نقشه خود را به انجام رسانده آنجا را تخليه و فرار كرده است.
تحقيقات پليس همچنين فاش كرد تقى براى كلاهبردارى گسترده خود طبق نقشه اى از پيش طراحى شده و دقيق عمل و قرارداد خود را با طعمه هايشان به گونه اى تنظيم كرده كه بتواند از انجام تعهدهايش شانه خالى كند. در شرايطى كه بررسى ها براى يافتن ردپايى از مرد فرارى ادامه داشت تعداد شاكيان تقى به ۴۳ نفر رسيد و همه اين افراد از طريق آگهى چاپ شده در روزنامه ها جذب شركت شده و سرمايه شان را در اختيار مرد كلاهبردار قرار داده بودند و اين مرد در مجموع توانسته بود از طعمه هايش مبلغ ۱۱۲ ميليون تومان كلاهبردارى كند.
در حالى كه احتمال داشت تعداد شاكيان تقى افزايش يابد پليس به بررسى تمام احتمال هاى موجود درباره محل اختفاى تقى پرداخت و سرانجام مشخص شد اين مرد با به چنگ آوردن اين مبلغ هنگفت از ايران خارج شده و به دوبى رفته است.
پس از روشن شدن اين موضوع بازپرس پرونده به مأموران نيروى انتظامى دستور داد تا در صورت بازگشت اين كلاهبردار به كشور بلافاصله وى را دستگير كنند. از سويى از طريق اينترپل از پليس دوبى نيز خواسته شده تا در صورت شناسايى اين مرد او را دستگير كنند.
بنا به اين گزارش هم اكنون تحقيقات مشترك پليس ايران و دوبى براى دستگيرى مدير شركت قلابى ادامه دارد.
|
|
|
|
|
مرد مزاحم محكوم به مرگ شد
پرونده مرد ميانسالى كه به اتهام تجاوز به عنف و زناى محصنه به اعدام محكوم شده بود، با تأييد حكم از سوى ديوان عالى كشور براى اجرا به دادسراى جنايى تهران فرستاده شد.
بهار سال ۸۳ زنى همراه همسرش با مراجعه به اداره آگاهى پرده از جنايت هاى اين مرد برداشت.
اين زن به مأموران گفت: از چندى قبل مردى با خانه مان تماس مى گرفت و ايجاد مزاحمت مى كرد. اين مرد از من مى خواست از همسرم جدا شوم و با او ازدواج كنم. ابتدا به خواسته ها و مزاحمت هايش اعتنايى نكردم اما مرد مزاحم تهديد كرد اگر با او ازدواج نكنم همسر و فرزندانم را مى كشد. چند ماه قبل نيز مرد مزاحمى همسر برادر شوهرم را تهديد كرده بود كه همسر و فرزندش را مى كشد كه با مقاومت او، تهديدش را عملى كرد.
اين موضوع باعث شد تهديدهاى او را جدى بگيرم. خيلى ترسيده بودم. اگر موضوع را به همسرم مى گفتم مرد مزاحم، او و فرزندانم را مى كشت.
شاكى ادامه داد: براى اينكه با مرد مزاحم صحبت كنم تا دست از كارهايش بردارد با او در شهر رى قرار گذاشتم. در محل قرار ايستاده بودم كه متوجه راننده خودروى سمندى شدم كه براى من چراغ مى زد. وقتى نزديك سمند شدم با كمال تعجب همسايه مان به نام رسول را داخل آن ديدم. هرچه به او التماس كردم ديگر مزاحمم نشود قبول نكرد. ماجرا را با همسر بردار شوهرم در ميان گذاشتم و او پيشنهاد داد در خانه او با مرد مزاحم قرار گذاشته و صحبت كنم. رسول وقتى به آن خانه آمد مرا مورد تجاوز قرار داد پس از اين ماجرا تهديدهاى رسول بيشتر شد.
زن جوان ادامه داد: يك روز پس از آنكه دخترم را به استخر رساندم. مرد مزاحم سد راهم شد و با تهديد چاقو مرا به ويلايى در شمال كشور برد و در آنجا مورد تجاوز به عنف قرار داد. در ويلا بوديم كه يكى از دوستان رسول تماس گرفت و من ماجرا را به او گفتم، دوست رسول وقتى متوجه موضوع شد خود را به ويلا رساند و مرا نجات داد.
با شكايت زن جوان مأموران رسول را دستگير كردند. رسول در بازجوئى هاى اوليه منكر ماجرا شد اما پس از مواجهه حضورى با شاكى لب به اعتراف گشود.
با تكميل تحقيقات محاكمه مرد مزاحم در شعبه ۷۷ دادگاه كيفرى استان تهران برگزار و قضات دادگاه روز ۱۳ بهمن ماه سال ۸۳ با توجه به اقرار رسول او را به اعدام محكوم كردند.
با اعتراض رسول به حكم، پرونده به شعبه ۳۳ ديوان عالى كشور فرستاده شد كه قضات ديوان نيز حكم را تأييد كردند.
پرونده رسول سپس براى اجراى حكم اعدام به شعبه اجراى احكام دادسراى جنايى تهران فرستاده شد.
|
|
|
|
|
مانكن ۲۱ ساله برزيلى- كه فقط ۴۰ كيلوگرم بود بر اثر بى اشتهايى عصبى جان باخت.
آنا كارولينا رستون كه يكى از معروف ترين مانكن هاى برزيل بود در حالى جان باخت كه پيش تر همتاى اروگوئه اى او به نام لوييل راموس بر اثر نارسايى قلبى ناشى از بى اشتهايى عصبى در مراسم ويژه مد تسليم مرگ شد.
آناى ۱۷۲ سانتيمترى هنگام مرگ فقط ۴۰ كيلوگرم يعنى هم وزن يك دختر ۱۲ ساله بود و پزشكان درباره لاغرى بيش از اندازه اش بارها به او هشدار داده بودند.
بنا به اين گزارش بر اثر قربانى شدن لوييل و آنا، مجمع هاى پزشكى جبهه گيرى تندى عليه شركت هاى مد داشته و آنها را متهم كرده اند، باعث ترويج سوء تغذيه و لاغرى مفرط دختران شده اند.
|
|
|
|
|
سرنخ هاى تازه از يك قاتل فرارى
پليس با دستگيرى پسر يك شرور كه متهم است سال گذشته مرتكب جنايت شده يك گام به او نزديك شد.
به گزارش رسيده ۲۱ تيرماه سال گذشته طى تماسى با بازپرس ويژه قتل خبر دادند پسر جوانى به نام محمد در يك درگيرى در حاشيه بزرگراه افسريه به قتل رسيده است.
پس از اعلام اين گزارش بلافاصله مأموران به دستور بازپرس جنايى در محل حاضر شدند و تحقيقات خود را آغاز كردند، بررسى ها نشان داد محمد از ناحيه شكم مورد اصابت چندين ضربه چاقو قرار گرفته و خونريزى شديد و پارگى ريه علت مرگ او بوده است. همچنين فاش شد محمد به خاطر اختلافى كه با يك مرد شرور به نام «اصغر خوفناك» داشته با او درگير شده بود و در حين درگيرى سه پسر جوان اصغر نيز در حمايت از پدر به او پيوستند و با ضربات چاقو محمد را به قتل رساندند.
به اين ترتيب پليس مأموريت يافت تا تحقيقات خود را براى دستگيرى اصغر خوفناك و سه پسرش آغاز كند اما مأموران هنگامى كه براى دستگيرى او رفتند دريافتند، اصغر و پسرانش از خانه شان متوارى شده و به نقطه نامعلومى رفته اند.
تحقيقات براى دستگيرى چهار متهم ادامه يافت تا اينكه صبح روز پنجشنبه پليس متوجه شد محمدرضا يكى از پسران اصغر خوفناك در خانه اى در منطقه كيانشهر مخفى شده است. مأموران پس از پى بردن به اين موضوع با محاصره محل وارد خانه شدند و محمدرضا را دستگير كردند.
پسر جوان در اعترافات خود گفت؛ روز حادثه علاوه بر من پدرم و ۲ برادرم هم حضور داشتند. من براى اينكه به پدرم كمك كنم وارد دعوا شدم. وقتى درگيرى با محمد آغاز شد، هر كدام از ما با چاقو ضربه اى به شكمش زديم و او غرق در خون روى زمين افتاد. وقتى پدرم اين صحنه را ديد به ما گفت؛ هر چه سريع تر بايد فرار كنيم و ما هم هر كدام به نقطه نامعلومى رفتيم. بنا به اين گزارش پليس در بازجوئى از محمدرضا مخفيگاه پدر و ۲ برادر او را شناسايى كرده و تحقيقات براى دستگيرى ساير متهمان وارد مرحله اى تازه شده است.
|
|
|
|
|
افرادى كه ۱۲ نفر را كشته بودند در هجوم پليس كشته شدند
دو فرد كه با سازماندهى شبكه اى مسلح باعث وحشت اهالى شرق استان فارس شده بودند، در حمله نيروهاى پليس به مخفيگاه روستايى شان از پاى درآمدند. اين دو تن در قتل ۱۱ مرد و يك زن نقش اصلى داشتند و از سال ۷۷ تحت تعقيب بودند.
• كينه قديمى
در سال ۷۷ ميان دو طايفه خيرى و نجفى در منطقه شش ده استان فارس درگيرى خونينى رخ داد كه در آن مردى به قتل رسيد و اين واقعه كينه اى قديمى را ايجاد كرد. در حالى كه همه ريش سفيدان سعى داشتند از انتقامجويى هاى خودسرانه جلوگيرى كنند، همه تلاش ها به بن بست خورد؛ به گونه اى كه نزاع هاى قبيله اى ميان اين دو طايفه شدت گرفت و ۶ تن از طايفه نجفى و ۷ تن از طايفه خيرى و ميرشكارى به قتل رسيدند و همچنين ۴ تن از مأموران پليس و سپاه پاسداران كه براى ميانجيگرى و خنثى سازى درگيرى مسلحانه وارد عمل شده بودند، هدف گلوله انتقامجويان قرار گرفته و به قتل رسيدند.
• باج گيرى از روستاييان
با تشكيل گروه هاى انتقامجو در اين دو طايفه و در حالى كه پليس اقدامات اطلاعاتى ويژه اى را براى يافتن سرنخى از چگونگى عمليات خرابكارانه اين گروه در دستور كار داشت، اين شبكه ها نه تنها به انتقامجويى و قتل يكديگر ادامه مى دادند، بلكه در شاخه هاى جداگانه از هر روشى براى ضربه زدن به يكديگر استفاده مى كردند.
دو گروه مخالف با گروگانگيرى، باج گيرى، آتش زدن مزارع، تيراندازى به ترانس هاى برق، اخاذى و سرقت هاى مسلحانه در شرق استان فارس رعب و وحشت زيادى به وجود آورده بودند، تا جايى كه اهالى منطقه در انجام معاملات ملكى و فروش محصولات كشاورزى ناچار بودند تا به اين شبكه هاى مسلح باج بدهند.
• نخستين عمليات ضداشرار
مأموران پليس استان فارس بعد از اين كه در عمليات كوچك خود براى دستگيرى افراد دو طايفه به بن بست خوردند و مأموران نيز هدف گلوله قرار گرفتند و كشته و زخمى شدند، در نخستين مرحله برخورد سازمان يافته با اين انتقامجويان در شرق استان فارس در سال ۸۳ پس از اقدامات اطلاعاتى و شناسايى مخفيگاه هاى افراد به مقر آنان حمله بردند و توانستند يكى از سركردگان آنها به نام محمود نجفى و همدستان وى را دستگير كنند و به پشت ميله هاى زندان بيندازند.
اين مرد و چند تن از همدستانش محكوم به اعدام شدند و با توجه به تأييد اين حكم سنگين، آنان به انتظار دار مجازات نشسته اند.
وحشت در روستا
با وجود دستگيرى يكى از سركردگان اين گروه، دو تن از شاگردان وى كه مسعود نجفى و ميرزا احمد جعفرى بودند، با گردآورى بازماندگان شبكه قديمى، هدايت اين گروه مسلح را برعهده گرفتند. وقتى پليس گزارش هائى از فعاليت مسلحانه اين شبكه سازمان يافته دريافت كرد، خود را در برابر دو فرد بى رحم ديد كه براحتى دست به آدمكشى مى زدند. يكى از آنان كه جوان ۳۷ ساله روستايى به نام مسعود و از اهالى هادى آباد بود، از سال ۷۸ تا ۸۵ در پرونده اتهامى اش ۲۴ فقره جنايت منجر به قتل و جرح داشته است.
اقدامات مسعود تحت تجسس ويژه قرار گرفت و مأموران پليس استان فارس پى بردند اين مرد كه هميشه و در همه حال اسلحه همراه خود دارد، با همدستى ميرزا احمد جعفرى ۳ تن از مأموران پليس و سپاهى را به قتل رسانده اند و ۹ مرد و يك زن به نام نجمه رحيمى را نيز كشته و ۱۲ تن ديگر را به ضرب گلوله راهى بيمارستان كرده اند. سنگدلى اين دو قاتل تا حدى پيش رفته بود كه در شب حنابندان نجمه ۱۷ ساله، به خانه اين نوعروس حمله كردند و وى را به همراه پدر و برادرش به گلوله بستند.
يك دستور
مأموران پليس استان فارس كه در چندين مرحله اقدامهاى عملياتى، سعى در شناسايى مخفيگاه و دستگيرى اشرار در منطقه شش ده قره بلاغ از توابع فسا داشته و به بن بست خورده بودند، پس از دستور ويژه قاضى اين پرونده كه از ۳ سال پيش از سوى رئيس قوه قضائيه مأمور رسيدگى به اين شبكه مسلح شده بود، در قالب گروهى مشترك با مأموران اداره كل اطلاعات استان فارس توانستند سايه به سايه گروه و دو سركرده آن را تعقيب كنند و در كمين آنان بنشينند.
محاصره مخفيگاه روستايى
ساعت ۱۸ شامگاه پنجشنبه ۲۳ آذر ماه سال جارى زنگ عمليات در روستاى هادى آباد به صدا درآمد. همه شاخه هاى تعقيبى نشان مى داد كه تعدادى از افراد اين گروه به همراه مسعود نجفى و ميرزا احمد جعفرى به خانه اى روستايى رفته اند كه متعلق به يكى از آشنايان آنان است.
ساعت ۲۰ و ۳۰ دقيقه، پس از محاصره كامل اين خانه از سوى مأموران پليس، با استفاده از بلندگو به آنان هشدار داده شد تا با پرهيز از هرگونه مقاومت و درگيرى، خود را تسليم كنند. وقتى اين افراد با بى اعتنايى به اخطار پليس خود را تسليم نكردند، گروه هاى عملياتى خواستند تا زنان و كودكان از خانه روستايى خارج شوند.
در حالى كه هيچ زن و كودكى در مخفيگاه آنان نبود، مأموران باز خواستند مسعود، ميرزا احمد و اعضاى شبكه، خود را تسليم كنند، اما آنان به سوى مأموران تيراندازى كردند تا بتوانند با شكستن حلقه محاصره فرار كنند. با اقدام مسلحانه اين افراد، دو گروه ويژه آگاهى و يگان رزمى پليس كه در شش ده قره بلاغ حاضر بودند با استفاده از سلاح هاى انفرادى و گلوله هاى آر. پى. جى هفت به سمت خانه روستايى حمله كردند. اين گروه ها ابتدا با پرتاب گاز اشك آور سعى كردند شرايط را براى دستگيرى آنان مهيا كنند، اما زمانى كه متوجه شدند دو فرد مذكور مى خواهند به هر طريق فرار كنند، به سمت خانه روستايى آتش گشودند و اشرار را زمينگير كردند.
مرگ دو شرور
وقتى پليس ديگر مقاومتى از سوى متمردين نديد، دستور آتش بس صادر شد و مأموران پى بردند همه افرادى كه در داخل مخفيگاه مانده بودند، از پاى درآمده يا زخمى شده اند. بدين ترتيب جست وجو در خانه روستايى آغاز شد و مأموران با پيكرهاى بى جان مسعود و ميرزا احمد روبرو شدند كه هدف گلوله هاى پليس قرار گرفته و از پاى درآمده بودند. در پاكسازى اين مخفيگاه، ۲ اسلحه كلاشينكف، ۸ خشاب، اسلحه كمرى رولور، تجهيزات نظامى، دوربين ديد در شب و بى سيم دستى به دست آمد كه متعلق به گروه بود.
|
|
|
|
|
سرقت ميليونى دو سرايدار افغان از خانه مرد ثروتمند
دو سرايدار افغان كه هنگام سفر صاحبخانه به خارج از كشور دست به سرقت ميليونى از خانه او زده بودند، از سوى قاضى شعبه ۱۰۵۲ مجتمع قضائى شميران به تحمل ۵ سال حبس محكوم شدند.
به گزارش رسيده اوايل خردادماه امسال، زمانى كه اعضاى يك خانواده ثروتمند در شمال تهران براى سفرى چند ماهه به يكى از كشورهاى اروپايى رفتند، مراقبت از خانه را به سرايدار افغان خانه سپردند، پدر خانواده همچنين از باجناق خود خواست در مدتى كه آنها در ايران نيستند هفته اى يكبار براى سركشى به خانه آنها برود.
در حاليكه دو هفته از سفر مرد ثروتمند و خانواده اش به اروپا مى گذشت، باجناق وى تصميم گرفت سرى به خانه ويلايى بزند، اما هنگامى كه به خانه ويلايى در نياوران رفت، متوجه شد قفل در ورودى عوض شده و او قادر نيست وارد خانه ويلايى شود. مرد جوان كه به ماجرا مشكوك شده بود چند بار سرايدار خانه را صدا زد اما وقتى جوابى نشنيد به هر زحمتى بود به داخل خانه رفت و آنجا بود كه متوجه سرقت همه لوازم خانه شد. به اين ترتيب بلافاصله با پليس تماس گرفت و ماجرا را به مأموران اطلاع داد.
دقايقى بعد با حضور تيم تجسس كلانترى نياوران در خانه ويلايى، مأموران كه احتمال مى دادند سرايدار افغان در اين سرقت نقش داشته باشد در كمين او نشستند و زمانى كه او سوار بر خودروى صاحبخانه قصد ورود به خانه را داشت، وى را دستگير كردند.
اين مرد در بازجوئى هاى اوليه به سرقت از خانه ويلايى اعتراف كرد و گفت: سرقت را به همراه يك افغان ديگر كه سرايدار يكى از خانه هاى همسايه است انجام داديم و هم اكنون لوازم مسروقه در خانه همسايه نگهدارى مى شود.
سرقت ميليونى
پس از دستگيرى سرايدار جوان، در جريان بازجوئى ها مشخص شد: سارقان با سوء استفاده از غيبت صاحبخانه دست به كار شده و پس از باز كردن در گاوصندوق، با خونسردى و آرامش، تمامى پول هاى داخل آن را كه بالغ بر يازده هزار يورو بود به همراه مقاديرى طلا و اسناد و مدارك مختلف و فرش هاى ابريشم و ديگر لوازم گرانقيمت خانه به سرقت برده اند. كارآگاهان در ادامه تحقيقات خود موفق شدند همدست ديگر سرايدار افغان را نيز دستگير كرده و برخى از لوازم مسروقه را در محل زندگى او كشف كنند.
نقشه ناكام قتل صاحبخانه
با انتقال متهمان به اداره آگاهى، بازجوئى هاى پليسى از سارقان آغاز شد، سريدار جوان خانه كه نقشه سرقت را طرح ريزى كرده بود در اعترافات خود گفت: پس از سفر صاحبخانه به خارج از كشور، از آنجا كه مى دانستم خانواده او براى مدت زيادى در آنجا مى مانند تصميم به سرقت از خانه ويلايى گرفتم، نقشه ام را با دوست هموطنم كه سرايدار خانه مجاور بود در ميان گذاشته و آن را اجرا كرديم.
وى ادامه داد: پس از سرقت لوازم خانه، پول ها و طلاهاى داخل گاوصندوق قصد داشتيم، صاحبخانه را به بهانه اى به ايران بكشانيم و در فرصتى مناسب وى را سربه نيست كنيم، اما موفق نشديم و هنگاميكه ماجراى سرقت لو رفت از سوى پليس دستگير شديم.
پس از اعترافات متهمان بازپرس شعبه ۵ دادسراى شميران براى آنها به اتهام سرقت قرار مجرميت صادر كرد و هفته گذشته با برگزارى آخرين جلسه رسيدگى به اين پرونده هر يك از متهمان به خاطر سرقت به تحمل ۵/۲ سال حبس، ۷۰ ضربه شلاق و رد مال محكوم كرد.
|
|
|
|
|
محاكمه زن و شوهر به اتهام كشتن يك مهندس
مردى كه با همدستى زنش صاحبكار خود را كشت هفته گذشته در دادگاه كيفرى تهران مدعى شد براى دفاع از ناموس دست به جنايت زده است.
در اين محاكمه، ابتدا نماينده دادستان، به تشريح كيفرخواست پرداخت: على رضا ۳۴ ساله بهمن ۱۳۸۲ صاحب كارش كرامت ۵۷ ساله را با كوبيدن قندشكن به سر او در خانه اش- كرج- كشت و اعظم ۲۴ ساله -همسر مجرم رديف نخست- نيز متهم به معاونت در جنايت است.
وى ادامه داد: با توجه به گزارش مقام هاى قضائى، نظريه پزشكى قانونى و همچنين اعتراف زن و شوهر براى آنان تقاضاى مجازت اسلامى دارم.
سپس پيمان- پسر قربانى- در جايگاه اولياى دم قرار گرفت و گفت: مادربزرگ، خواهر و برادرم به خاطر شرايط روحى نامساعد نتوانستند در دادگاه حاضر شوند و وكيل آنان خواسته شان را اعلام مى كند، اما تقاضاى من حكم مرگ است.
وكيل مدافع اولياى دم وقتى رو به روى پنج قاضى شعبه ايستاد اظهار داشت: در پرونده هيچ دليلى بر دفاع مشروع وجود ندارد. همه چيز صحنه سازى بوده است. زن و شوهر بى رحم، مهندس كرامت را به خانه شان كشاندند و جنايت با انگيزه مالى صورت گرفته است.
وى همچنين به روز آدمكشى اشاره كرد: زمانى كه على رضا و زنش مدعى هستندكرامت الله را كشته اند با تاريخى كه پزشكى قانونى مشخص كرده يك هفته فاصله دارد و من به نمايندگى از سه موكلم براى زوج جنايتكار تقاضاى اشد مجازات دارم.
سپس على رضا به تشريح جنايت پرداخت: من مباشر مهندس بودم، آن شب مهندس به خانه من آمد و چون دير وقت بود خواست شب را همانجا بخوابد. صبح زود مرا بيدار كرد و گفت: برايش ترياك تهيه كنم. من هم به ناچار براى تهيه مواد از خانه خارج شدم، اما وقتى برگشتم با صحنه اى رو به رو شدم كه خونم به جوش آمد، قندشكن را از آشپزخانه برداشتم و بر سرش كوبيدم.
مجرم ۳۴ ساله ادامه داد: طناب را دور گردن كرامت پيچيدم، خفه اش كردم و جنازه را با كمك زنم داخل صندوق عقب ماشين گذاشتم و در بيابان هاى فرديس كرج دفن كرديم.
گزارش ايسكانيوز مى افزايد: در اين هنگام قاضى پرسيد چرا با ديدن اين صحنه زنت را نكشتى؟
وى پاسخ داد: اعظم زن پاكدامنى است و من به او اعتماد دارم.
قاضى بار ديگر پرسيد چرا در بازپرسى گفته اى اعظم التماس مى كرد كرامت را نكشى؟ در صورتى كه چنانچه او مورد تجاوز قرار گرفته بود بايد تو را به كشتن تشويق مى كرد!
على رضا در اينباره پاسخى نداد.
نوبت دفاع به اعظم ۲۵ ساله كه رسيد، خود را بى گناه خواند: من فقط در حمل جنازه به شوهرم كمك كردم. على رضا براى دفاع از من دست به جنايت زد و هيچ انگيزه مالى در اين ميان نبود.
با پايان حرف هاى زن و شوهر، ۵ قاضى مستقر در دادگاه وارد شور شدند تا با توجه به مدارك موجود در پرونده حكم صادر كنند.
|
|
|
|
|
زن سارق نوعروس را در شب عروسى نقره داغ كرد
تحقيقات پليس آگاهى شهريار براى شناسايى زن ميانسالى كه به بهانه رفتن به دستشويى از يك مجلس عروسى طلا و پول سرقت كرده بود آغاز شد.
هفته گذشته مردى در تماس با مركز فوريت هاى پليسى ۱۱۰ از سرقت پول و طلاهاى دخترش در شب عروسى اش خبر داد.
اين مرد در شكايتش گفت؛ زن ميانسالى با مراجعه به خانه مان به بهانه رفتن به دستشويى و گرفتن گوشت قربانى نزديك به چهار ميليون تومان پول و طلا را سرقت كرده است.
پس از طرح شكايت گروهى از مأموران پليس آگاهى شهريار با حضور در محل سرقت تحقيقات خود را آغاز كردند. مأموران در بررسى هاى اوليه خود پى بردند آن شب در خانه مورد نظر مجلس عروسى برگزار شده بود و زن ميانسالى با غفلت صاحبخانه هداياى عروس را سرقت كرده است.
مرد صاحبخانه در تحقيقات گفت؛ ساعت ۱۲ شب پس از تمام شدن مراسم عروسى در تالارى در جاده ملارد به خانه مان در فاز يك انديشه آمديم.
در خانه جشن مختصرى براى عروس و داماد گرفتيم. در حين عروسى زن ميانسالى به بهانه رفتن به دستشويى وارد خانه شد. زن سارق پس از بيرون آمدن از دستشويى كنار در يكى از اتاق ها ايستاد. همسرم به موضوع مشكوك شد و علت ماندن او را پرسيد كه او در جواب مدعى شد وضع مالى اش خوب نيست و خواست مقدارى از گوشت قربانى را به او بدهيم تا به دختر دم بختش بدهد تا شايد براى او خواستگار بيايد.
همسرم وقتى مقدارى گوشت آورد متوجه غيبت او شد.
با رفتن زن سارق به رفتار او مشكوك شديم. به همين خاطر به بررسى خانه پرداختيم و متوجه شديم كه او كيف دخترم را سرقت كرده است. كيف دخترم كه آن شب عروسى او بود حاوى كادوهاى ميهمانان بود و داخلش ۳ ميليون تومان پول نقد، حدود ۵۰۰ هزار تومان طلا، كارت عابربانك همراه رمزش و كليد گاو صندوق خانه بود.
با تكميل تحقيقات در محل سرقت پرونده اى در اداره آگاهى تشكيل و بررسى ها براى دستگيرى سارق آغاز شد. صبح روز بعد از سرقت كارآگاهان با دستور قضائى خواستار بسته شدن حساب عابربانك سرقتى شدند اما متوجه شدند ساعت ۵/۲ بامداد روز حادثه سارق پول هاى عابربانك را برداشت كرده است.
هم اكنون از سارق زن چهره نگارى شده و دستگيرى او در دستور كار مأموران قرار گرفته است.
|
|
|
|
|
قاتل روس به ۶۲ جنايت اعتراف كرد
قاتل مخوف روسى كه از سوى پليس مسكو دستگير شده تاكنون به ۶۲ جنايت اعتراف كرده اين در حالى است كه پليس فقط ارتكاب ۴۹ قتل از سوى اين مرد را تأييد كرده است.
به گزارش خبرگزارى DPA اين جانى ۳۲ ساله كه الكساندر پيچوشكين نام دارد و صاحب يك خواربارفروشى كوچك در جنوب مسكو است در پى تحقيقات پليس درخصوص قتلى در پارك پتسفسكى دستگير شد.
جسدى كه پليس را به شناسايى اين قاتل سريالى هدايت كرد متعلق به دخترى بود كه در مغازه او كار مى كرد. جسد مارينا موسكالوا در ۱۴ ژوئن گذشته پيدا شد و مأموران با پيگيرى سرنخ هاى موجود توانستند الكساندر را شناسايى كنند.
الكساندر پس از دستگيرى به قتل مارينا موسكالوا و ۶۱ قتل ديگر نيز اعتراف كرد.
الكساندر از سال ۲۰۰۰ قتل هاى سريالى خود را آغاز كرد و طعمه هايش را در پارك هاى نقاط مختلف مسكو شكار مى كرد.
اكنون با گذشت شش سال از جنايات اين مرد، او مشخصات تعداد زيادى از قربانيان خود را به خاطر نمى آورد و به همين دليل پليس تاكنون تنها جزئيات ۴۹ قتل وى را به دست آورده است.
الكساندر مقتولان خود را كه اغلب پسرهاى جوان بودند از پشت و در حالى كه در پارك پشت ميز شطرنج نشسته بودند مورد حمله قرار مى داد و با ضربه محكم به سرشان آنها را مى كشت.
جسد بيشتر قربانيان اين مرد ازجمله مارينا در پارك پتسفسكى و پارك هاى ديگر پيدا شده اما او روش هاى ديگرى نيز براى قتل هاى خود داشته است. به گفته كشوفيسكى مسوول پيگيرى پرونده در حالى كه تنها ۴۹ جسد از مواردى كه وى به قتل آنها اعتراف كرده كشف شده، مى توان ادعاى او را در قتل ۶۲ نفر تأييد كرد چرا كه در اين سال ها نام عده زيادى گمشده به پليس گزارش شده كه ردى از آنها به دست نيامده است. در حالى كه بيشتر خبرگزارى ها اين قاتل را شطرنج باز ديوانه نام نهاده اند به نظر نمى رسد قتل هاى وى ارتباطى به شطرنج بازى كردن قربانيانش داشته باشد.
هنوز تحقيقات پليس براى روشن شدن انگيزه اين مرد روس براى كشتار بى رحمانه مردان و زنان جوان ادامه دارد.
در صورت اثبات ارتكاب ۶۲ مورد قتل از سوى الكساندر او بزرگ ترين قاتل سريالى تاريخ روسيه لقب خواهد گرفت چرا كه اين ركورد پيش از اين در دست اندره چيكاتيلو بوده است.
چيكاتيلو قاتل خونخوار دهه هشتاد بين سال هاى ۱۹۷۸ تا ۱۹۹۰ مرتكب ۵۳ قتل شد كه بيشتر قربانيانش را از ميان زنان و پسران جوان انتخاب مى كرد. چيكاتيلو اجساد قربانيان خود را در اطراف شهر روستف در نزديكى درياى سياه از بين مى برد.
زمانى كه چيكاتيلو در سال ۹۴ به دام افتاد به جرم جناياتى كه مرتكب شده بود به اعدام محكوم شد اما گفته مى شود از آنجا كه از سال ۹۶ مجازات اعدام از قوانين روسيه حذف شده است و در صورتى كه الكساندر پيچوشكين به خاطر تمام قتل هائى كه انجام داده گناهكار شناخته شود بيشترين مجازاتى كه در انتظار وى خواهد بود حبس ابد است.
|
|
|
|
|
متهم با شناسايى زنان تنها آنان را مورد آزار قرار مى داد
اعترافات تكان دهنده شكارچى هشت زن تنها
جوانى كه در يك ماه به هشت زن اصفهانى تجاوز كرده، زمانى كه براى تجاوز به نهمين زن وارد خانه اى شده بود، دستگير شد.
به گزارش فارس چندى قبل زنى با مراجعه به اداره آگاهى اصفهان شكايت كرد مرد جوانى از بالاى ديوار وارد خانه اش شده و او را مورد تجاوز قرار داده است.
با طرح اين شكايت پرونده اى در اداره آگاهى تشكيل شد و مأموران با كمك شاكى اقدام به چهره نگارى از متهم كردند.
دو روز پس از طرح اين شكايت، زن ديگرى نيز با مراجعه به اداره آگاهى شكايت مشابهى را مطرح كرد.
با گذشت حدود يك ماه از طرح نخستين گزارش هشت شكايت از جوان متجاوز در محلات شمالى اصفهان مطرح شد.
جوان مذكور در برخى موارد از بالاى ديوار وارد خانه مى شد و زنان جوان را مورد تجاوز قرار مى داد. او همچنين براى داخل شدن به خانه هائى كه امكان ورود از بالاى ديوار وجود نداشت، خود را مأمور معرفى مى كرد.
با افزايش شكايات از اين جوان، مأموران پليس آگاهى اصفهان به حالت آماده باش درآمدند.
ماموران محلات وقوع جرم از سوى پسر جوان كه خانه اصفهان، رزمندگان، رباط و ۵ آذر بودند را زير نظر گرفتند تا به محض مشاهده او براى دستگيرى اش وارد عمل شوند.
سرانجام روز چهارشنبه گذشته پسر جوان هنگام ورود به خانه نهمين طعمه اش شناسايى و دستگير شد.
اين جوان قصد داشت از بالاى ديوار وارد خانه شود كه زن صاحبخانه متوجه او شد و شروع به داد و فرياد كرد. با فرار وى، زن جوان موضوع را به پليس اطلاع داد و بلافاصله منطقه به محاصره درآمد.
اين در حالى بود كه متهم پس از فرار از خانه اين زن، در حياط خانه اى در همان محله مخفى شده بود. يكى از همسايه ها كه شاهد ماجرا بود، موضوع را به پليس اطلاع داد و مأموران نيز بلافاصله خانه را زير نظر گرفته و وارد آنجا شدند. متهم كه متوجه حضور مأموران شده بود خود را به پشت بام رساند و در اين هنگام مأموران راه او را سد كردند و موفق به دستگيرى او شدند.
متهم در بازجوئى ها گفت؛ با پرسه زدن در خيابان ها خانه هائى را كه زن صاحبخانه اش تنها بود شناسايى مى كردم و صبح پس از اين كه مرد به محل كارش مى رفت، به بهانه هاى مختلف زن را به مقابل خانه مى كشاندم و با تهديد چاقو وارد مى شدم.
جوان ۲۳ ساله كه «اكبر» نام دارد، هم اكنون در بازداشت به سر مى برد.
|
|
|
|
|
عشق ۱۳۰ ميليون تومانى
پسر جوان كه براى تصاحب عشق زن مورد علاقه اش ۱۳۰ ميليون تومان پول به حساب او واريز كرده بود پس از آنكه در ازدواج با اين زن ناكام ماند عليه وى شكايت كرد.
به گزارش رسيده چند روز پيش پسر جوانى به دادسراى شميرانات مراجعه كرد و طى شكايتى گفت؛ زن جوانى مرا فريب داده و با سوءاستفاده از علاقه من به خودش ۱۳۰ ميليون تومان از من كلاهبردارى كرده و اكنون من از او شكايت دارم.
اين جوان كه جواد نام دارد، گفت؛ من به طور اتفاقى با اين زن كه دانشجوى پزشكى است آشنا شدم. او خودش را ماريا معرفى كرد و گفت قبلاً يك بار ازدواج كرده اما شوهرش فوت شده است.
رابطه من و ماريا ادامه يافت تا اينكه به وى علاقه مند شدم و تصميم گرفتم با او ازدواج كنم براى همين سعى مى كردم هر خواسته اى كه دارد برآورده كنم.
من در مدت دوستى با ماريا در چند مرحله ۱۳۰ ميليون تومان به حساب وى واريز كردم تا از اين طريق دلش را به دست آورم و او را راضى به ازدواج كنم اما پس از مدتى متوجه شدم كه اين زن قصد دارد به دوستى اش با من پايان دهد و در اين مدت نيز از دوستى با من فقط قصد كلاهبردارى داشته است.
پس از فهميدن اين موضوع به تحقيق درباره زندگى ماريا پرداختم و فهميدم او نامش را تغيير داده و با هويت جعلى زندگى مى كند.
پس از طرح اين شكايت ماريا به دادسرا احضار و تحقيق از وى آغاز شد.
ماريا در اظهاراتش گفت؛ چند سال پيش شوهرم بر اثر يك سانحه فوت كرد و پس از آن بود كه به همراه دو فرزندم نقل مكان كردم و تصميم گرفتم زندگى تازه اى را آغاز كنم. براى همين با جعل شناسنامه نام ماريا را براى خودم انتخاب كردم و در كنكور شركت كردم و در رشته پزشكى قبول شدم.
وى افزود؛ چندى قبل با جواد آشنا شدم او به من ابراز علاقه مى كرد و رابطه دوستانه ما ادامه داشت تا اينكه بالاخره جواد متوجه شد مقدارى اشياى عتيقه از شوهرم براى من به جاى مانده است.
جواد از زمانى كه اين موضوع را متوجه شد نسبت به گذشته با من مهربان تر شد و سعى مى كرد همه كارهاى من را انجام دهد. او قصد داشت با اين شگرد به من نزديك شود و عتيقه ها را از چنگم درآورد، او در اين مدت مرتب پول به حسابم واريز مى كرد اما با ميل و خواسته خودش اين كار را انجام مى داد، من براى گرفتن پول از جواد نه او را فريب داده و نه مجبورش كرده ام.
ماريا ادامه داد؛ چندى پس از اين ماجرا جواد به من پيشنهاد داد عتيقه هايم را بفروشم. او سپس يك مرد را به من معرفى كرد و گفت او كارشناس عتيقه است. مرد ناشناس پس از ديدن عتيقه هاى من ۱۰۰ ميليون تومان براى آنها قيمت تعيين كرد در حالى كه من مى دانستم ارزش عتيقه ها بسيار بيشتر است.
آن موقع بود كه مطمئن شدم جواد قصد دارد اموال مرا به چنگ آورد و كارشناسى را هم كه معرفى كرده، قلابى است و مى خواهد با قيمت كم عتيقه هاى مرا صاحب شود، براى همين تصميم گرفتم به رابطه ام با اين پسر پايان دهم.
بنا بر اين گزارش بازپرس پس از بررسى اظهارات دو طرف پرونده ماريا را از اتهام كلاهبردارى تبرئه اما پرونده وى را به خاطر جعل اسناد و استفاده از سند مجعول به دادگاه فرستاد.
|
|
|
|
|
پدربزرگ در دفاع از نوه، پسرش را كشت
مردى كه در دفاع از نوه اش پسر خود را به قتل رسانده است در بازجوئى هاى ويژه پليس به جرم خود اعتراف كرد.
به گزارش رسيده روز سه شنبه هفته گذشته مأموران ماهدشت در جريان خودكشى پسر ۱۸ساله اى قرار گرفتند و براى بررسى موضوع به خانه اين جوان رفتند. مأموران پس از حضور در محل حادثه جسد پسرى ۱۸ ساله به نام يونس را درحالى كه در هال خانه نقش بر زمين شده و آثار اصابت ضربه چاقو به سمت چپ سينه اش مشهود بود، مشاهده كردند و به بازجوئى از اعضاى خانواده اين جوان پرداختند.
خانواده يونس در بازجوئى هاى اوليه مدعى شدند اين جوان دست به خودكشى زده و با وارد كردن يك ضربه چاقو به سينه اش به زندگى خود پايان داده است.
به رغم ادعاهاى اعضاى خانواده اين جوان، مأموران مرگ وى را مشكوك به قتل تشخيص دادند و در حالى كه به ضد و نقيض گويى هاى پدر اين جوان كه رضا نام دارد مشكوك شده بودند اين مرد را به اداره آگاهى كرج منتقل كردند.
از سويى جسد يونس به دستور بازپرس ويژه قتل براى انجام آزمايش هاى تخصصى به پزشكى قانونى فرستاده شد. در اين ميان رضا در بازجوئى هاى صورت گرفته از سوى مأموران آگاهى كرج همچنان ادعاى قبلى خود را تكرار كرد و گفت يونس با ما اختلاف داشت و روز حادثه پس از مشاجره ناگهان به شدت عصبانى شد، چاقويى برداشت و با آن ضربه اى به خودش زد و پيش از آن كه ما بتوانيم وى را به بيمارستان منتقل كنيم جان خودش را از دست داد.
هرچند رضا همچنان بر بى گناهى خود تأكيد داشت اما پليس به بازجوئى هاى خود از وى ادامه داد تا اينكه بالاخره اين مرد قتل پسرش را به گردن گرفت.
رضا گفت؛ ساعت ۲۰ و ۳۰ دقيقه شامگاه دوشنبه تلفن منزل مان زنگ زد و قبل از آن كه يونس گوشى را بردارد پسر خردسالش به طرف تلفن دويد و آن را برداشت، از سويى فردى كه پشت خط بود بدون اينكه حرفى بزند تلفن را قطع كرد.
در اين هنگام يونس به خاطر اينكه پسرش تلفن را جواب داده بود عصبانى شد و شروع به كتك زدن او كرد. من كه از ديدن اين صحنه ناراحت شده بودم به دفاع از نوه ام به مشاجره با يونس پرداختم.
مرد متهم به قتل ادامه داد: در همان حين كه من و يونس با هم مشاجره مى كرديم او به طرف آشپزخانه رفت، چاقويى برداشت و شروع به تهديد من كرد. من در دفاع از خودم به سمت پسرم رفتم تا چاقو را از دستش بگيرم اما در همين كش و قوس چاقو به سمت چپ سينه يونس فرو رفت و او نقش بر زمين شد.
رضا در ادامه اعترافاتش گفت: من به هيچ وجه قصد نداشتم پسرم را بكشم و مرگ او يك حادثه بود. پس از آن كه مطمئن شديم ديگر نمى توان كارى براى نجات يونس انجام داد به همراه ساير اعضاى خانواده تصميم گرفتيم مرگ او را خودكشى اعلام كنيم. براى همين روز بعد با پليس تماس گرفتيم و موضوع را اطلاع داديم.
ماموران پس از اعترافات اين مرد به بازجوئى از ساير اعضاى خانواده كه شاهد قتل بودند پرداختند و زمانى كه از صحت گفته هاى رضا اطمينان يافتند به دستور بازپرس پرونده، وى را با قرار بازداشت به زندان رجايى شهر انتقال دادند.
كلاهبردارى هاى زنجيره اى داماد قلابى از دختران دم بخت
پسر جوانى كه پس از شناسايى دختران دم بخت با طرح نقشه اى زيركانه از آنان كلاهبردارى مى كند تحت تعقيب پليس قرار گرفت.
به گزارش رسيده اين جوان كه پرويز نام دارد از سه سال پيش نقشه خود را براى كلاهبردارى از دختران دم بخت آغاز كرد و هم اكنون پليس با انجام تحقيقات گسترده در تلاش است تا او را به دام بيندازد.
يكى از شاكيان اين پسر كه دخترى به نام مرضيه است در شكايت خود به بازپرس گفت: من سه سال پيش از طريق همسايه مان با مرد جوانى آشنا شدم كه مدعى بود پدرش از تجار معروف بازار است و خودش در زمينه ساختمان سازى فعاليت دارد.
مدتى پس از آشنايى من با آن پسر جوان كه پرويز نام دارد قرار شد او به خواستگارى من بيايد اما هر بار اين كار را به آينده موكول مى كرد و بهانه اى مى آورد. از سويى او اجازه نمى داد خانواده ام براى تحقيق به بازار بروند. پرويز مى گفت اگر پدرش بفهمد كه خودش براى ازدواج اقدام كرده ناراحت مى شود و بايد به وى فرصت دهيم كه خودش موضوع را با پدرش در ميان بگذارد. من و خانواده ام نيز حرف هاى پرويز را باور مى كرديم.
دختر شاكى ادامه داد:۱۰ ماه از آشنايى من و پرويز گذشته بود كه او گفت به خاطر علاقه اى كه به من دارد مى خواهد زمينى در كرج برايم بخرد من از اين موضوع خيلى خوشحال شدم و براى همين وقتى گفت براى خريد زمين چهار ميليون تومان كم دارد اين پول را به وى دادم. پرويز چند روز بعد اسناد يك قطعه زمين را به من داد اما دو هفته بعد سند را پس گرفت و گفت مى خواهد زمين كرج را با ملكى در نبرد تهران عوض كند. پس از آن بود كه ديگر خبرى از پرويز نشد و من فهميدم او يك شياد حرفه اى است.
شاكى ديگر اين پرونده در اظهارات خود با تائيد گفته هاى مرضيه اظهار داشت: من پرستار هستم و در بيمارستان با پرويز آشنا شدم. او خود را پسرى پولدار معرفى كرد و گفت قصد دارد به خواستگارى من بيايد و در زمان آشنايى ما يك پژو ۴۰۵ داشت كه پس از مدتى گفت ماشين را سرقت كرده اند. چند روز بعد گفت مى خواهد با پولى كه از بيمه به دست مى آورد براى من زانتيا بخرد و كسرى پول خريد زانتيا را از من گرفت. با گذشت چند هفته خبرى از زانتيا نشد. از طرفى پرويز هر بار هم برنامه خواستگارى را عقب مى انداخت تا اينكه يك روز گفت مى خواهد به جاى زانتيا زمينى را كه در كرج دارد به نصف قيمت به من بفروشد و من براى اين منظور بايد تا سقف۱۲ ميليون به او بدهم. من هم پول را تهيه كردم و همراه با كپى مدارك وكالت نامه اى به او دادم ولى ديگر از او خبرى نشد. پس از طرح اين شكايات بازپرس پرونده به مأموران نيروى انتظامى دستور داد تحقيقات خود را در اين زمينه آغاز كنند.
در جريان تحقيقات صورت گرفته مشخص شد پرويز از سوى دادسراى شميرانات نيز تحت تعقيب قرار دارد و متهم است به همراه اعضاى يك باند براى متهمان مختلف سند جعل مى كرده تا آنان را از زندان آزاد كند. همچنين مشخص شد پرويز چندى قبل به همين اتهام دستگير و با سپردن وثيقه ۳۰ ميليون تومانى فرارى شده است. در اين ميان با به دست آمدن شماره تلفن همراه متهم بازپرس دستور داد فهرست مكالمات تلفنى جوان كلاهبردار بررسى شود.
ماموران با بررسى مكالمات پرويز متوجه شدند او چند دختر دم بخت ديگر را نيز اغفال كرده و قصد دارد از آنان نيز كلاهبردارى كند. بنابر اين گزارش هفته گذشته شاكيان پرويز بار ديگر با مراجعه به دادسراى صادقيه خواستار دستگيرى اين جوان شدند و هم اكنون تحقيقات براى به دام انداختن داماد قلابى ادامه دارد.
درخواست اعدام براى ۶ جوان به اتهام تهيه فيلم غيراخلاقى
پرونده اتهامى شش مرد كه به صورت جداگانه دو نفر را مورد تجاوز قرار داده و اقدام به فيلمبردارى كرده بودند با تقاضاى اعدام از سوى دادستان به دادگاه كيفرى استان تهران فرستاده شد.
به گزارش رسيده خردادماه سال جارى دختر جوانى به نام سارا به مأموران نيروى انتظامى مراجعه كرد و گفت از سوى پنج پسر جوان مورد تجاوز قرار گرفته است. بلافاصله مأموران تحقيقات خود را آغاز كردند و پرونده به دادسراى ارشاد فرستاده شد.
دختر جوان در تحقيقات گفت؛ مدتى قبل در آرياشهر ماشينى با سه سرنشين پسر جلوى پايم توقف كرد. آنها به زور مرا سوار ماشين كردند و با خود به خانه اى بردند و سپس به اتفاق دو دوست ديگرشان مورد تجاوز قرار دادند و سپس از من فيلمبردارى كرده و مرا در گوشه اى رها كرده و متوارى شدند. از اين مسأله بسيار ناراحت بودم. نمى دانستم بايد چه كار كنم. آنها مرا تهديد كردند كه اگر به كسى در اين باره چيزى بگويم حتماً فيلم را در بين مردم پخش مى كنند، من هم از ترس آبرويم اين كار را نكردم.
سارا در حالى كه به شدت گريه مى كرد، ادامه داد؛ چند روز بعد يكى از پنج جوان با موبايلم تماس گرفت و خواست دوباره مرا ببيند، اما من مخالفت كردم و حاضر نشدم دوباره به سراغ آنها بروم. بعد هم شماره تلفن همراهم را عوض كردم. مدتى گذشت و ديگر خبرى از آنها نشد، تا اينكه روز حادثه در حالى كه داشتم از خيابان لاله عبور مى كردم ماشين پنج مرد جوان جلوى پايم توقف كرد. آنها دوباره مرا به زور داخل ماشين كشيدند و به همان خانه بردند و دوباره مورد تجاوز قرار دادند و باز هم فيلمبردارى كردند. مى دانستم اگر به پليس خبر ندهم اين مسأله ادامه پيدا خواهد كرد به همين خاطر تصميم گرفتم شكايت كنم.
پليس در ادامه تحقيقات خود دريافت سارا شماره پلاك خودروى آن پنج جوان را يادداشت كرده است، بنابراين از طريق شماره پلاك ماشين صاحب خودرو شناسايى شد و با دستگيرى صاحب خودرو پليس موفق شد پنج جوان را شناسايى و دستگير كند. آنها ابتدا منكر آزار و اذيت سارا شدند اما در بازرسى از خانه اى كه در آن سارا مورد تجاوز قرار گرفته بود، پليس دو سى دى پيدا كرد كه در آن از صحنه هاى آزار و اذيت دختر جوان فيلمبردارى شده بود بنابراين هر پنج نفر مجبور به اعتراف شدند و از اعمال شيطانى خود پرده برداشتند.
با تكميل پرونده دادستان مرتضوى با صدور كيفرخواست عليه اين پنج پسر شيطان صفت به اتهام تجاوز به عنف و فيلمبردارى براى متهمان تقاضاى اعدام كرد و اين پرونده به شعبه ۷۱ دادگاه كيفرى استان تهران ارجاع شد.
دومين پرونده
در پرونده اى ديگر براى پسر جوانى كه يك كودك را مورد تجاوز قرار داده و از او فيلمبردارى كرده بود تقاضاى اعدام شد. والدين اين پسربچه زمانى متوجه ماجرا شدند كه وى در حالى كه بدحال بود به خانه برگشت و ماجرا را به پدر و مادرش اطلاع داد. با اعلام شكايت والدين پسربچه، قاسم مرد جوان دستگير شد و از راز جنايت خود پرده برداشت. قاسم در تحقيقات گفت؛ من پسربچه را در حالى كه داشت در آرياشهر راه مى رفت ديدم، سپس او را دزديدم و مورد تجاوز قرار دادم و بعد فيلمبردارى كردم تا بتوانم از اين راه خانواده اش را تهديد كنم كه از من شكايت نكنند.
اين پرونده نيز پس از تكميل با كيفرخواست دادستان و تقاضاى صدور حكم اعدام به شعبه ۷۱ دادگاه كيفرى استان تهران فرستاده شد و به صورت فوق العاده رسيدگى مى شود.
|
|
|
|