گاف احمدى نژاد و بهره بردارى رفسنجانى
سياست دن كيشوتى احمدى نژاد به نفع رفسنجانى تمام شد
با كنفرانس «هولوكاست»، احمدى نژاد نه تنها بيسوادى خود و اطرافيانش را نشان داد، نه تنها ماهيت ديكتاتورى رژيم جمهورى اسلامى را ثابت كرد- كه نيازى هم براى اينكار نمى بود- بلكه مقدمات سرنگونى خودش را نيز فراهم كرد.
رهبران تمام قدرتهاى بزرگ جهان و حتى دبير كل جديد كره اى سازمان ملل متحد، بان كى موون، كنفرانس كذائى و به ويژه اظهارات يهود ستيزانه و ضد اسرائيلى احمدى نژاد، منوچهر متكى، وزير امورخارجه جمهورى اسلامى و ديگر شركت كنندگان ايرانى و خارجى در نشست را به شدت محكوم و آن را «غير قابل قبول» توصيف كردند.
اتحاديه اروپا بطور محسوسى لحن خودش را نسبت به جمهورى اسلامى تند كرد و هم آواز با تونى بلر، نخست وزير بريتانيا، سياست دولت احمدى نژادرابراى منطقه حساس خاور ميانه «خطرناك» توصيف كرد و سران اتحاديه بيست و پنج كشورى اروپا، در آخرين نشست خود، ضمن محكوم كردن كنفرانس هولوكاست و تلاش احمدى نژاد براى زير سئوال بردن يا نفى كشتار يهوديان، سياست رئيس جمهورايران را «منفى» ناميدند.
ولى از همه بدتر اينكه روسيه، اين تنها متحد ايران مجبورشد در شوراى امنيت سازمان ملل متحد به غربى ها نزديكتر شود و در نتيجه دستيابى به صدور قطعنامه براى تحريم تهران آسان تر شود.
كاوه افراسيابى، يك كارشناس و تحليلگر مسائل ايران در آخرين مقاله خود در روزنامه اينترنتى «آسيا تايمزانلاين» توجه مى دهد «در حاليكه سرگئى لاوروف، وزير امورخارجه روسيه شش ماه پيش بطور قاطع با هرگونه تحريم ايران مخالفت ميكرد، اينك مقدار زيادى آب در شرابش ريخته و از آخرين پيشنويس قطعنامه تهيه شده به وسيله فرانسه، آلمان و بريتانيا تلويحاً حمايت كرده است».
در واقع، وزير امورخارجه روسيه روز سه شنبه به خبرگزارى اينتر فكس گفت كه «پيشنويس قطعنامه جديد تهيه شده از سوى مثلث اروپائى (فرانسه، آلمان و بريتانيا) در باره تحريم ايران به مقدار زيادى به نظرات مسكو نزديك شده، به ميزان زيادى با خواسته هاى روسيه تطبيق مى كند و ميتواند پايه اى براى يك توافق (بين پنج عضودائمى شوراى امنيت و آلمان) باشد».
يك نظر سنجى در روسيه نشان ميدهد كه سياست افراطى احمدى نژاد، اظهارات او براى محوكردن اسرائيل ازنقشه جهان و ترديدهاى ابلهانه اش در باره كشته شدن ميليونها يهودى بوسيله دستگاه حكومتى آلمان نازى باعث شده مسكو نتواند در برابر فشارهاى دوگانه اروپا و آمريكا براى تحريم سياسى و اقتصادى ايران مقاومت كند و اين در حالى است كه تا قبل از كنفرانس هولوكاست، روسيه جدا با هرگونه قطعنامه ائى كه در آن واژه تحريم وجود داشت مخالفت ميكرد.
در پاسخ به آن دسته از مسئولان ايرانى كه كرملين را به «خيانت» و «فروخته شدن به كاخ سفيد» متهم مى كنند، ناظران روسى مى گويند اين خود ايران است كه با پيش گرفتن يك ديپلماسى «منفى»، باعث تحليل رفتن حمايت روسيه شده و احمدى نژاد عملاً به پاى خودش تير شليك كرده است.
در حاليكه تعداد زيادى از شخصيت هاى بين المللى سياسى، فرهنگى، دانشگاهى، ادبى، فلسفى، روشنفكرى و رسانه اى، با صدور يك اعلاميه مشترك، از اعضاى سازمان ملل متحد خواسته اند با «تمام قوا و امكانات خود» مانع اتمى شدن جمهورى اسلامى شده و در عين حال تمام رفت و آمدهايشان را با رژيم تهران قطع كنند، همزمان، تعدادى از معروفترين و با نفوذ ترين موسسات پژوهشى جهان روابط خود با مؤسسه مطالعات سياسى و بين المللى ايران وابسته به وزارت امورخارجه ايران كه برگزار كننده كنفرانس هولوكاست بود را قطع كردند، اقدامى كه به گفته شيرين هانتر، يكى ازناظران امور ايران در آمريكا، «ضربه سختى است براى رژيم ايران، زيراكه اين مؤسسه پنجره اى است به روى جهان خارج، با فراهم كردن امكانات براى بسيارى از پژوهشگران و ديپلمات هاى ايرانى براى آشنا شدن با آخرين تحولات جهان».
هر چند منوچهر متكى توضيح داده كه كنفرانس به خواست رئيس جمهور و براى رسيدگى به اينكه آيا چيزى بنام هولوكاست به راستى بوده يا نه و آيا واقعاً ميليون ها يهودى عمداً و بدليل يهودى بودن كشته شده اند، تشكيل شده است، ولى در اينجا اين پرسش پيش مى آيد كه در كجاى دنيا صدها هزار دلار خرج ميشود براى نفى، يا اثبات يك واقعه تاريخى كه براى آن هزاران مدرك و سند وجود دارد كه بيشترش هم توسط مقامات حكومت نازى تهيه و ثبت شده است، از جمله طرح معروف «راه حل نهائى مسئله يهود در اروپا» كه در كنفرانسى با شركت آدولف هيتلر تصويب شد؟. اين درست مثل آن است كه مؤسسه مطالعات سياسى و بين المللى مسئول برگزارى كنفرانسى شود براى بررسى ترديد آقاى خامنه اى نسبت به گرد بودن دايره يا وجود داشتن چيزى بنام چرخ و براى اينكارعده ائيرا ازكشورهاى مختلف به تهران دعوت كنند كه نظر دهند دايره چهار گوش است.
در كجاى دنيا، غير از كره شمالى، ديده شده ميليونها دلار پول دولت، يعنى مردم، فقط به ميل و اراده يك نفر، رايگان به ديگران بخشيده شود، مثل ۲۵۰ ميليون دلارى كه به سازمان فلسطينى حماس داده شدكه با آن حقوق كارمندان و كارگران دولت حماس پرداخت شود ويا ميليونها دولارى كه دراختيارسازمان حزب الله لبنان قرار گرفت تا براى آن دسته از اعضاى گروه كه خانه هايشان دربمبارانهاى اسرائيل در جنگى كه حسن نصرالله براه انداخته بود ويران شده بود سر پناهى ساخته شود، و تمام اينها در حاليكه در خود ايران نيمى از مردم زير خط فقر زندگى ميكنند، بسيارى از خانواده ها براى نجات از گرسنگى، خودفروشى دختران جوانشان و يا دزدى كردن و يا آدم ربائى از سوى پسران و شوهران و برادرانشان را مى پذيرند.
زيان هاى سياست هاى خصمانه و ماجراجويانه احمدى نژاد در داخل نيز براى اووطرفدارانش بسيار گران تمام شد، همانگونه كه نتايج آخرين انتخابات مجلس خبرگان، شوراهاى شهر و روستا و ميان دوره اى مجلس نشان داد.
به موجب آخرين آمارى كه از اين رأى گيرى تا نوشته شدن اين مقاله از سوى مقامات در اختيار مردم گذاشته شده، نامزدهاى مورد حمايت رئيس جمهور در هر سه انتخابات به شدت از رقباى اصول گراى معتدل و اصلاح طلبان شكست خورده اند و اين در حالى است كه تبليغات رسمى كه در اختيار احمدى نژاد هستند تنها رأى به افكار عمومى را «برنده حتمى» معرفى كرده بودند.
حملات تند احمدى نژاد به رفسنجانى و خانواده او، مقالات زننده ائى كه فاطمه رجبى، همسر سخنگوى دولت عليه رئيس مجمع تشخيص مصلحت نظام منتشر مى كرد از يكسوى و ديپلماسى تهاجمى دولت كه زنگ خطر را براى بيشتر رأى دهندگان ايرانى به صدا در آورده بود باعث شد كه برخلاف انتظار، على اكبر هاشمى رفسنجانى با اختلاف فاحشى نسبت به رقباى خود، بويژه محمد تقى مصباح يزدى معروف به «تمساح»، به عنوان نماينده اول تهران به مجلس خبرگان رهبرى راه يابد و حدود نيم ميليون رأى بيشتر از رئيس مؤسسه پژوهشى امام خمينى در قم كه «آموزگار و الهام دهنده» رئيس جمهور شناخته شده است به دست آورد.
به گمان بسيارى از ناظران ايرانى، پيروزى چشمگير رئيس جمهور اسبق، كه از ماه ها پيش زيرپتك سنگين نيروهاى افراطى و حتى برخى از اصلاح طلبان قرار داشت نشان مى دهد كه اكثريت مردم ايران خواهان تعادل در فضاى سياسى، بويژه درديپلوماسى هستند و هاشمى رفسنجانى را نماينده تعامل با جهان خارج و پرهيز از سياست هاى افراطى و نمايشى مى دانند.
به گفته يك استاد دانشگاه تهران كه نمى خواهد نامش برده شود، «با رأى ندادن به احمدى نژاد، مردم به او فهماندند كه سياست هاى او، به خصوص ديپلماسى ستيزه جويانه، عوامفريبانه و دون كيشوتى اورا نمى پسندند».
محسن حيدريان در مقاله اى كه در ۱۸ دسامبر در روزنامه اينترنتى «روز» منتشر شد نوشت: «ظهور و افول احمدى نژاد را بايد به عنوان آخرين آزمايش ولايت فقيه براى حفظ سيطره خود بر منابع سياسى و اقتصادى ايران برشمرد، رويكرد ولايت فقيه درتوسل به ارتجاعى ترين عناصر نظامى و يك فاشيسم مذهبى به معناى پايان مشروعيت سياسى وى حتى در ميان بخش مهمى از بلوك اصولگرايان حامى محمد باقر قاليباف از يكسو و باز كردن راه براى افق تازه اى در سياست ايران از سوى ديگر است».
با كسب دوباره قدرت از سوى مردم، هاشمى رفسنجانى اينك مى تواند قوى تر و محكمتر در برابر سياست هاى «تخريبى» احمدى نژاد بايستد، كه شايد خواست على خامنه اى نيز همين باشد.
با صدور بيانيه اى، ضمن تشكر از مردمى كه به او رأى دادند، هاشمى رفسنجانى تأكيد كرده كه همچنان در كنار رهبرى نظام باقى خواهد ماند. رفسنجانى در بيانيه خود نوشته است: «از خداوند خواستارم كه بتوانم بقيه عمرم را در كنار رهبر معظم انقلاب خدمت كنم.»