Nimrooz
Vol. 18, No. 913, December 22, 2006
سال هيجدهم - شماره ۹۱۳ - جمعه ۱ دى ۱۳۸۵
ابراهيم نبوى
ده درس از ۲۴ آذر
003837.jpg
نبوى
اصولا براى ما ايرانيان كه از هر اتفاقى درس مى گيريم و بعد از مدتى درسمان را فراموش مى كنيم، درس گرفتن از انتخابات، موضوع مهمى است. فارغ از همه اتفاقاتى كه رخ داده است و براساس همان آمارهاى اعلام شده، دروس زير توسط اينجانب اخذ شده و پيشنهاد مى كنم ديگران هم خودشان هر جور كه بلد هستند، از اين انتخابات درس بگيرند:
درس اول: ستاد انتخابات كشور، تا يك هفته قبل از انتخابات، فقط يك چيز را مى دانست و آن اين كه چه كسانى نبايد برنده انتخابات بشوند، اين ستاد يك ليست از برندگان تهيه كرده بود و قصد داشت آن را به عنوان نتيجه انتخابات اعلام كند، اما اعضاى خانواده، بعضى از مسوولان انتخابات و دوستان وزير كشور و معاونانش به آنها گفتند كه اول بايد رأى گيرى انجام شود و بعد ليست اعلام شود. وزير كشور با همان لهجه كرمانى گفت: «ها؟ همه جا همى طوره؟» آنها گفتند: «بله»، وزير كشورگفت: «اگر ورگزار نكنيم، مردم را مى برن كه اى ليستو از كيسه ما به در جكيده؟» همه گفتند: «بعله» و از يك هفته قبل از انتخابات وزارت كشور تازه تصميم گرفت حوزه رأى گيرى مشخص كند و كامپيوتر بخرد و از اعضاى فاميل و آشنا براى شمارش آراء استفاده كند.
درس دوم: محافظه كاران ۲۵ درصد از مردم را با خودشان داشتند كه اين ۲۵ درصد در انتخابات رياست جمهورى به احمدى نژاد رأى دادند، در اين انتخابات اعمال احمدى نژاد باعث شد كه ۵ درصد از اين ۲۵ درصد فريب خورده و به او رأى بدهند، ۲۰ درصد ديگر هم به بقيه محافظه كاران رأى دادند. اصلاح طلبان هم ۱۵ درصد طرفدار داشتند كه با زحماتى كه كشيدند ۵ درصد به آنها اضافه شدند، و اين افراد به اصلاح طلبان رأى دادند، گروهى از مردم هم به آدمهاى مستقل، خوشگل، آشنا و غيره رأى دادند. جمعا ۶۰ درصد از مردم در انتخابات شركت كردند، پس نتيجه مى گيريم كه اگر محافظه كاران خودشان را جر بدهند در انتخابات بعد ۲۵ درصد رأى مى آورند، اما اگر اصلاح طلبان خودشان را جر بدهند، احتمالا مى توانند هر انتخاباتى را با ۳۵ درصد از طرفداران ببرند. طبيعتا معلوم و مشهود است كه ۳۰ درصد مردم ايران در شرايط عادى در هيچ انتخاباتى شركت نمى كنند. (توضيح: كليه اين ارقام تا ۵۰ درصد احتمال خطا دارد. نقل از عباس عبدى)
درس سوم: معلوم شد كه اصولا مردم ترجيح مى دهند در انتخابات شركت كنند تا اوضاع كمى تغيير كند و بهتر شود و تا حدى فهميده اند كه اگر در انتخابات شركت نكنند، اوضاع بدتر مى شود و بهتر نمى شود، بنابراين مردمى كه در انتخابات شركت كردند، به دو گروه افراطى نه گفتند: اول به دولت افراطى احمدى نژاد و حاميانش (ليست رايحه و مصباح) كه با وجود تقلب سنگين و استفاده از صدا و سيما به عنوان بوق شخصى رئيس جمهور ده درصد از آراء را هم به دست نياورد و دوم به افراطى هاى مخالف نظام كه تحريم انتخابات سياست هميشگى شان است. به قول عماد افروغ: مردم به جريانهاى ماكياوليستى نه گفتند. فهرست كسانى كه رأى آوردند نشان مى دهد كه مردم به نيروهاى ميانه رو، محافظه كار (به معنى انگليسى و واقعى كلمه) و اصلاح طلب (به معنى رايج كلمه) رأى مى دهند.
درس چهارم: يكى از معيارهاى مهم در انتخابات اين بود كه اكثر مردم به راست هاى طرفدار دولت كه مى شناختند (ازجمله مصباح، زريبافان، بذرپاش، پروين احمدى نژاد، نسرين سلطانخواه و... ) رأى ندادند و به اصلاح طلبانى هم كه نمى شناختند (مسجد جامعى و ابتكار و نجفى را مردم مى شناختند) رأى ندادند. اصولا مردم براى رأى دادن ترجيح مى دادند كه لااقل اسم آدمها را چند بار به دلايل خوبى شنيده باشند. نكته بسيار مهم اين كه در فهرست اوليه برگزيدگان تهران نفر دوم فرمانده پليس تهران (با چهره اى نسبتا معقول و خوشنام)، نفر سوم هادى ساعى (قهرمان تكواندو)، نفر چهارم رسول خادم (كشتى گير)، نفر پنجم عباس شيبانى (پيرمرد قديمى و بازمانده از دوران سينماى صامت)، نفر ششم عليرضا دبير (كشتى گير) هستند.
درس پنجم: در انتخابات خبرگان، تعداد كمى از نيروهاى اصلاح طلب حضور دارند، علت اين است كه در بسيارى از شهرها حتى يك نفر هم از اصلاح طلبان تأييد صلاحيت نشده بود. توضيح مهم اينكه در مورد خبرگان اصولا معنى ليست حاميان دولت و اصلاح طلبان و اصولگرايان كاملاً با شوراها متفاوت است. در اين گروه كه از روحانيون سرشناس هستند، بسيارى حضور دارند كه شان سياسى ندارند و فقط نامزد اصولگرايان يا اصلاح طلبان هستند. ضمن اينكه انتخابات خبرگان توسط اكثر چهره هاى شناخته شده اصلاح طلبان هم تا دو سه روز پيش از انتخابات تحريم شده بود و اين نكته مهم است كه چگونه اصلاح طلبان موفق شدند در انتخاباتى كه تحريم كرده بودند ۳۰ درصد از كرسى ها را به دست بياورند و اين از معجزات خداوند است. والله عليم بذات الصدور.
درس ششم: تعداد زنان انتخاب شده در انتخابات بسيار زياد است و اين موضوع نشان مى دهد كه اصولا مردم ترجيح مى دهند به موجودات خطرناكى مثل مردها زياد رأى ندهند، چون در هر حال خطر مردان براى جامعه از زنان بيشتر است. من فكر مى كنم ميزان زنان برگزيده در انتخابات شوراها از نسبت زنان برگزيده در بسيارى از كشورهاى غيرمسلمان هم بيشتر باشد. از طرف ديگر تعداد نامزدهاى برگزيده مستقل كه جزو هيچ ليستى نبودند، بيش از بيست درصد برگزيدگان و چهاربرابر ليست حاميان دولت است.
درس هفتم: انتخابات ۲۴ آذر باعث افتادن شكاف عميق در ميان محافظه كاران، ايجاد نزديكى ميان نيروهاى ميانه رو و اصلاح طلب، انزواى نيروهاى تندروى طرفدار و مخالف دولت، فعال شدن نيروهاى اجتماعى و سياسى و از همه مهم تر خاموش شدن هاله نور احمدى نژاد شد. ديگر حاميان دولت نمى توانند بگويند كه احمدى نژاد چهره محبوب مردم ايران است. احمدى نژاد براى گروهى از مردم به نقطه اميدى تبديل شده بود كه نقطه مذكور بعد از يك سال و نيم از صفحه افكار عمومى كشور حذف شده است.
درس هشتم: نيروهاى اپوزيسيون خارج از كشور در اين انتخابات حضور نداشتند، اصلا وجود نداشتند، تنها برخى از نيروهاى چپ معتدل شده مانند فرخ نگهدار و اصلاح طلبان غير تندرو در انتخابات ۲۴ آذر زنده بودند. درس مهم اين انتخابات براى ايرانيان مقيم فرنگ اين است كه بايد جهت نگاه شان را مشخص كنند، آنهايى كه اميدى به درست شدن ايران ندارند، وقت نازنين شان را براى كشورى كه به سرعت و شدت درست بشو نيست، هدر ندهند. و آنهايى هم كه فكر مى كنند بايد براى ايران كارى بكنند، بايد چهره شان را بسوى ايران بگيرند و وقت شان را با پالتاك بازى و اجلاس بازى و تشكيلات سازى هائى كه هيچ اثرى در داخل كشور ندارند، حرام نكنند.
درس نهم: من فكر مى كنم انتخابات ۲۴ آذر اولين پيروزى اصلاح طلبان بعد از دوم خرداد بود. در حقيقت پيروزى دوم خرداد هم اول اتفاق افتاد، بعداً معلوم شد كه اصلاح طلبان وجود دارند و اصلاح طلبان براى آن پيروزى كارى نكرده بودند. در ۲۴ خرداد اصلاح طلبان توانستند روى ۲۰ درصد از حائزين شرايط تأثير بگذارند، اين مهم ترين اتفاق است. حاصل انتخابات ۲۴ آذر مى تواند به يك پيروزى بزرگ تبديل شود و آن اينكه اگر اصلاح طلبان يك سال كار كنند، همين فردا فهرست نامزدهاى سال آينده را براى مجلس بنويسند، براى سال آينده رسانه پيدا كنند، بيخودى تند نروند و از اصول تشكيلاتى و سياسى عدول نكنند، چهره هاى سياسى شان را نسوزانند، در آن صورت پيروزى در مجلس هشتم يعنى سازماندهى ۳۰ تا ۳۵ درصد از حائزين شرايط و ايجاد يك جبهه واقعى براى مبارزه همه جانبه سياسى. از طرف ديگر محافظه كاران هم اگر عقل داشته باشند در اين يك سال مى توانند نيروهاى شان را حفظ كنند تا در يك ايران دوحزبى واقعى با چرخش قدرت همه نيروهاى اجتماعى فعال شوند و بدين ترتيب تعادل سياسى بعد از صد سال در ايران ايجاد شود.
درس دهم: انتخابات ۲۴ آذر نه درس بيشتر نداشت، اما چون ده فرمان، ده فرمان بود، مورد دهم هم محض تفريح نوشته شد.

صندوق خودش را دزديد
فعلا براساس خبر رسمى ستاد انتخابات كشور كه اقدام به صندوق ربايى از دست خودش كرده است، اولين نتايج شوراها در تهران چنين اعلام شد كه به ترتيب چمران، مرتضى طلائى، هادى ساعى، رسول خادم، عباس شيبانى، عليرضا دبير... معصومه ابتكار، احمد مسجد جامعى، محمد على نجفى، پروين احمدى نژاد (يازدهم)،... زريبافان (بيست و ششم)، بذرپاش (بيست و نهم)، سلطانخواه (چهل و يكم) هستند. اما اعتماد ملى با اعتماد كامل به نظر خودش فهرست ديگرى را به عنوان فهرست نهايى اعلام كرد كه بر اساس اين فهرست معصومه ابتكار اول است و تقريبا تمام ۱۵ نفر اصلى جزو فهرست ائتلاف اصلاح طلبان است. آگاهان با نويسنده اين نوشته ها (طبيعتا منظورم خودم هستم) تماس گرفتند و اعلام كردند كه جز دلايلى كه ديروز شمردم، يك دليل ديگر هم براى اعلام نكردن نتيجه انتخابات شوراها وجود دارد. آگاهان گفتند چون وزارت كشور مى خواهد ابتدا فهرستى را اعلام كند كه راست ها در آن رأى بيشترى دارند، به همين دليل آراى صندوق هائى كه به نفع راست هاست اول اعلام مى كند. اما مشكل اين است كه در بقيه صندوق ها آراى ريخته شده به نفع راست ها نيست. پورمحمدى گفت: «نتيجه قطعى انتخابات شوراها اگر اتفاق خاصى رخ ندهد تا فردا ظهر اعلام مى شود.» آگاهان اتفاقاتى را كه مى تواند باعث شود تا فردا نتيجه قطعى اعلام نشود، به شرح زير پيش بينى كردند:
اتفاق اول: بعد از اينكه شب تمام شد، صبح بشود.
اتفاق دوم: بعد از دوشنبه، سه شنبه باشد.
اتفاق سوم: ميزان آراى پروين جان از اينكه هست كمتر شود.
اتفاق چهارم: اصلاح طلبان در شمارش آراء رأى بيشترى بياورند.
اتفاق پنجم: صندوق ها و آراى موجود و شمارشگران آراء و كامپيوترها غيب شود.
اتفاق ششم: وزارت كشور در اثر ديدن نتيجه آرا، مثل كامپيوترهاى اين وزارتخانه هنگ كند.
اتفاق هفتم: احمدى نژاد به جاى رفتن به كرمانشاه به وزارت كشور برود.
آگاهان اعلام كردند كه جز اين اتفاقات، بقيه وقايع از جمله سيل و زلزله و وبا و جنگ جهانى سوم و غيره در اعلام بموقع آراء تأثير ندارد.

ثمره هاشمى، بادامچيان را دوست دارد
واقعا كه ديدن وقايع دوران احمدى نژاد يك اتفاق منحصر بفرد در زندگى ماست و مطمئنا ديگر در جهان تكرار نخواهد شد. ثمره هاشمى، مردى كه مى خواست وزير كشور باشد، دوازده ساعت بعد از اعلام نام جلودارزاده و غفورى فرد به عنوان برگزيدگان انتخابات مياندوره اى تهران، گفت: «تا آنجا كه من شنيده ام، غفورى فرد و بادامچيان داراى اكثريت هستند.» وى بلافاصله افزود: «نتيجه انتخابات عوض شد.» با اين حال چند ساعت بعد، معاون همان ثمره هاشمى كه مى دانست به هيچ صورتى امكان تغيير نتايج انتخاباتى مورد نظر وجود ندارد، گفت: «همان غفورى فرد و جلودارزاده داراى اكثريت هستند.» تقريبا همه نيروهاى سياسى كه در انتخابات شركت كردند، از جمله برگزار كننده انتخابات در صحت نتايج هر سه انتخابات شكايت كردند. اصلاح طلبان و كارگزاران رسماً شكايت شان را به جاهاى مختلف نوشتند. رايحه خوش خدمت، كه قرار است كفش احمدى نژاد را به عنوان آرم تشكيلاتش انتخاب كند، از وزارت كشور خواست كه آراى تهران را بازخوانى كند. وزارت كشور به رايحه مذكور گفت: بابا شما كه خودمونيد. از طرف ديگر اسدالله بادامچيان نيز با ارسال نامه اى از وزارت كشور خواست كه آراء را دوباره بخوانند و محض رضاى خدا ايشان را برنده انتخابات اعلام كنند. شيخ قدرت عليخانى، كه نام زيبايش كليه مظاهر قدرت از جمله شيخ، قدرت، خان و قربانش بروم حضرت على (ع) را دارد، اما خودش تصادفا اصلاح طلب شده است، گفت: «نسبت به ليست اعلام شده شوراى شهر ترديد داريم، زيرا خبرهايى كه به ما مى رسيد، چيز ديگرى بود و شمار اصلاح طلبان در ليست قبلى بيش از ليست فعلى است.» تقريبا همه نمايندگان مهم اصولگراى مجلس برگزارى انتخابات را بسيار نامطلوب توصيف كردند. گرامى مقدم، سخنگوى اعتماد ملى نيز اعلام كرد: «نتايج اعلام شده آراى شوراى شهر تهران واقعى نيست.» اما جالب ترين جمله انتخاباتى توسط لر عصبانى شهر و مردى كه تا آخر ايستاده است، يعنى شيخ مهدى اصلاحات بيان شد.
مرد لر عصبانى گفت: «آنها كه گفته اند رأى مصلحتى است، دخل و تصرف در آن را حرام نمى دانند.» شيخ مهدى كروبى زيباترين تشبيهى را كه ممكن است براى فهم موضوع گم شدن صندوق هاى رأى گيرى مورد استفاده قرار داد و گفت: «مگر صندوق راى، تغار ماست است كه گم و بعد از مدتى پيدا شود.» آگاهان بعد از ساعتها فكر و تحقيق در ادبيات كهن يادشان آمد كه تغار ماست چيست و تازه بعد از آن به اين فكر افتادند كه مگر تغار به آن گندگى هم گم مى شود؟ اما كارشناسان تذكر دادند كه وقتى صدها صندوق به آن بزرگى گم مى شود، لابد تغار ماست هم گم مى شود.

پروين جان! عصبانى نشو
اما موضوع پروين جان تبديل به يك مشكل ملى شده است. تا به حال سابقه نداشته است كه يك نفر در ايران معروف بشود، و خواهرش يا دخترش يا مادرش يا همسرش يا پسرش يا برادرش در انتخابات جزو اولى ها نباشد، از جمله است فائزه هاشمى و جميله كديور و رضا خاتمى و مرحوم عليرضا نورى و حتى مادر حميد جلايى پور كه مدتها قهرمان ملى كشور بود. اما در اين انتخابات احمدى نژاد ثابت كرد كه پروين جان كه تا اين لحظه از وى فقط يك پارچه سياه و تعدادى چشم و دماغ ديده شده است، يك پديده استثنايى است. فعلا مشكل خواهرومادر رئيس جمهور به معضل دموكراسى ايران تبديل شده است.

مثلث ذوالقدر، ثمره و دانشجو
اطرافيان آقاى كروبى با حوله خيس، قهوه و چاى، سطل آب يخ، سيلى و سيگار در اتاق شيخ اصلاحات ايستاده اند كه ايشان خوابش نبرد. همه مطمئن هستند كه به محض اينكه آقاى كروبى چشم هم بگذارد، نتيجه انتخابات تغيير مى كند. شهر فردا، ارگان ائتلاف اصلاح طلبان اعلام كرد كه سردار ذوالقدر، ثمره هاشمى و دانشجو براى تغييرآراى تهران در فرماندارى جمع شده اند و دارند دعا مى كنند كه كروبى بخوابد و آنها نتيجه انتخابات را تغيير بدهند. از طرف ديگر علاء الدين بروجردى در بازديد از ستاد انتخابات كشوربراى اولين بار يك جمله منطقى و عجيب گفت: «وقتى كانديداهاى اصلاح طلبان در نقاط مختلف كشور رأى آورده اند، يعنى انتخابات سالم برگزار شده است.» آگاهان نتيجه گرفتند كه به همين دليل انتخابات رياست جمهورى و مجلس در دور قبل سالم برگزار نشده است. اما جمله بروجردى تنها جمله جالب ديروز راست ها نبود. مهدى كوچك زاده، راست ترين عضو شريف مجلس و عضو كميسيون اعصاب و روان مجددا دچار حمله شديد شده و گفت: «حضور حتى يك بازمانده از دوران گذشته (اصلاح طلبان) در شوراى شهر به ضرر ملت است.» آگاهان به وى هشدار دادند كه اين قدر اعصاب خودش را ناراحت نكند، چون در اين سن احتمال سكته ناشى از انتخابات زياد است.

راى ها رو ما شمرديم، كى برد كى برد، ما برديم
غير از حاميان دولت كه دچار افسردگى بعد از زايمان شده و فعلا به ديوار زل زده و غذا نمى خورند و حال شان اصلا خوب نيست، همه جناح هاى شركت كننده در انتخابات خودشان را پيروز قطعى انتخابات خواندند. صفدر حسينى مسوول امور استانهاى ستاد اصلاح طلبان اعلام كرد كه از ۱۵۲۴ عضو انتخاب شده شورا در ۲۶۵ شهر، ۶۰۵ نفر اصلاح طلب (۳۹. 7 درصد)، ۴۳۸ نفر اصولگرا، ۵۲ نفر رايحه خوش خدمت (حاميان احمدى نژاد)، ۴۲۹ نفر مستقل هستند. بلافاصله بعد از صفدر فوق الذكر، وب سايت بازتاب نتيجه انتخابات شوراها را پيروز قطعى اصولگرايان خواند و گفت كه در انتخابات شوراها آراى حاصله چنين بوده است: اصولگرايان ،۱۱۵ اصلاح طلبان ،۶۳ رايحه ،۴۰ خدمتگزاران مستقل ۴۳ و نامزدهاى مستقل ۴۹ نفر بودند. حزب اعتماد ملى هم اعلام كرد كه اين حزب برنده انتخابات در سراسر كشور شده است. آگاهان گفتند كه ظاهرا ديروز صبح محمد هاشمى هم مى خواست اعلام كند كه كارگزاران برنده اصلى هر سه انتخابات در كشور بودند كه حسين مرعشى جلوى دهان او را محكم گرفت و تا اين لحظه ول نكرده است.

فرافكنى راست ها عليه دادفر
همزمان با اولين پيروزى اصلاح طلبان بعد از مدتهاى طولانى، راست ها براى اينكه نشان بدهند كه در صورت حضور اصلاح طلبان در قدرت، دستگيرى ها و زندان ها به سياق دوران خاتمى، عليه حاميان خاتمى آغاز خواهد شد، بلافاصله تصميم گرفتند دادفر، نماينده مجلس سابق را زندانى كنند. مصطفى تاج زاده گفت: «اقتدارگرايان با زندانى كردن دادفر مى خواهند شكست هاى خود را تحت الشعاع قرار دهند.»

سفر احمدى نژاد به كرمانشاه
دفتر رياست جمهورى اعلام كرد كه محمود دپ (احتمالا يك خويشاوندى دورى با جانى دپ دارد) فردا براى ديدار استانى به كرمانشاه مى رود. من فكر مى كنم فردا گروهاى از مردم در مراسم استقبال احمدى نژاد را هو مى كنند و عليه او شعار مى دهند.

زندگى شيرين مى شود
بالاخره مشكل بانوى محترم، سرور ارجمند، چهره تابناك، حامى حقوق زنان و كودكان، وكيل مبرز و شجاع، برنده جايزه صلح نوبل سركار خانم شيرين عبادى حل شد. وى كه در مصاحبه با يك نشريه آلمانى نشان مى داد كه فرق خاتمى و احمدى نژاد را در اين مدت متوجه شده است، گفت: «اوضاع ايران در دوران رياست جمهورى احمدى نژاد بدتر شده است.» در همين راستا ما هم ديگر هيچ متلكى، طنزى، حرف نامربوط و مربوطى به شيرين خانم عزيز نمى زنيم و هركسى هم كه به ايشان حرف بدى بزند با بقيه طرف است.
سانسور بهتر است يا زندان؟
به همين دليل است كه من اين همه طرفدار آمريكا هستم، چون آنها سانسور مى كنند، اينها زندانى مى كنند. يك تحليل گر سابق سيا گفت: «كاخ سفيد دستور داد اشاره به همكارى ايران با آمريكا در افغانستان را از مقاله ام حذف كنم.» آگاهان توضيح دادند كه اگر هر تحليل گرى از جمله عباس عبدى، حسين قاضيان، بهروز گرانپايه و ساير تحليل گران، اگر همين جمله را در ايران نوشته بودند، نه تنها جمله شان سانسور مى شد كه بخاطر ارتباط با دشمن و طرفدارى از آمريكا و جاسوسى دو سال زندان مى رفتند.

ايران
تحقيق
صفحه اول
داستان
جدول
خواندنيها
اقتصادى
طنز
از شما چه پنهان
از آنچه گفته اند
انگليس
مقاله ها
گزارش
بازتاب
جهان
ورزش
شعر
خاطرات
از لابلاى متون
آخر هفته
حوادث
فال هفته
از رسانه ها
روى خط آلمان
آرشيو روزنامه
آرشيو مقاله ها

•   ايران   •   تحقيق   •   صفحه اول   •   داستان   •   جدول   •   خواندنيها   • 
•   اقتصادى   •   طنز   •   از شما چه پنهان   •   از آنچه گفته اند   •   انگليس   •   مقاله ها   • 
•   گزارش   •   بازتاب   •   جهان   •   ورزش   •   شعر   •   خاطرات   • 
•   از لابلاى متون   •   آخر هفته   •   حوادث   •   فال هفته   •   از رسانه ها   •   روى خط آلمان   • 

•    آرشيو مقاله ها   •    آرشيو روزنامه   •