Nimrooz
Vol. 18, No. 913, December 22, 2006
سال هيجدهم - شماره ۹۱۳ - جمعه ۱ دى ۱۳۸۵
در سمرقند گربه دُم دارد
در بخارا الاغ سُم دارد
و درام القراى ما!...
رئيس جمهور آخوندها، مى پندارد مى تواند اتحادى! ميان مسلمانان ايجاد كند كه رهبر آن باشد و نمى داند براى يك شيعه!... آن هم در سرزمينى كه عرب نيست، چنين آرزوئى دست نيافتنى است... اما «هَل من مبارز»! او عليه غرب، ممكن است، اينجا و انجا در ميان عرب ها صدائى داشته باشد.
اين هم حرفى است كه «صيون» و آموزش آن را به سئوال بكشاند و مثلاً فلسطينى ها را قربانى اين آموزش بداند!...
اما اين كه بازداشتگاه هاى نازى ها و از جمله بازداشتگاه «آشويتس» در لهستان دروغ است و به منظور استفاده ى قوم يهود، جعل شده است!... از آن حرفهاست كه فقط آدم هائى از اين دست و با هيئت و ماهيت او مى توانند مدعى آن باشند. مجمع مضحكى كه در تهران به اين منظور درست كرده اند، مى توانست يك نقش سازنده و مفيد داشته باشد و آن اين كه با طرح منطقى قضيه، بن بستى را كه اين «تحفه»! در روابط جهانى به وجود آورد، باز كند و به صورتى، سنگى را كه اين ديوانه به چاه افكند، از چاه درآورد... ولى چنين نشد و نمايشى بر صحنه آمد كه در خودِ ايران نيز توجهى را جلب نكرد... مقدارى از همان شعارهاى تكرارى و همان «رگ هاى گردن به حجت قوى»! بود و از مباحث علمى كه وعده اش را داده بودند و شركت «علما»! هم خبرى نبود... حتى نماينده ى بيست و پنج هزار يهودى ايرانى در مجلس اسلامى آقايان هم در اين جمع حضور نيافت و نسبت به انكار «هولوكاست» به اعتراض برخاست.
رئيس جمهور آخوندها گفته است در اروپا كسانى كه منكر هولوكاست هستند زندانى مى شوند و آزار مى بينند و نمى توانند آزادانه، ابراز نظر كنند...
راستى را كه روئى چون سنگ پاى قزوين بايد داشت كه زندانيان ابراز نظرهاى آزادانه را در ايران اسلامى نديده و از مهدم آزادى در كشورهاى اروپائى به شكايت برخاست!...
شكست چنين مجمعى از همان آغاز روشن بود، اما اين كه رژيم آقايان! چه بهره اى از چنين نمايشى مى توانست داشته باشد، پرسش بى پاسخى است.
سال ها پيش به دعوت «پروفسور ماخالسكى» ايرانشناس لهستانى به ورشو رفته بودم و با هم به زيارت بازداشتگاه «آشويتس» رفتيم... به زيارت سوختگان كوره هاى آدم سوزى...»
شيللر گفته بود: جائى كه كتاب را بسوزانند بعدها آدم را نيز خواهند سوزاند... و هيتلر از كتاب سوزى آغاز كرده بود. هنوز هم گوئى بوى گوشت هاى سوخته و صداى ضجه ى كودكان و مادران و اردوى يهوديانى كه صف اندر صف به قربانگاه كشانده مى شدند كابوس روزان و شبان اين بازداشتگاه مخوف است و از در و ديوار و سنگ و آب فريادشان شنيده مى شود... تنها كوران و كران ظاهر و باطن نمى بينند و نمى خواهند ببينند چه پايانى آن جنايات سهمگين داشته است و:
هر كه نا مخت از گذشت روزگار
خود نياموزد ز هيچ آموزگار
شرنگ

ايران
تحقيق
صفحه اول
داستان
جدول
خواندنيها
اقتصادى
طنز
از شما چه پنهان
از آنچه گفته اند
انگليس
مقاله ها
گزارش
بازتاب
جهان
ورزش
شعر
خاطرات
از لابلاى متون
آخر هفته
حوادث
فال هفته
از رسانه ها
روى خط آلمان
آرشيو روزنامه
آرشيو مقاله ها

•   ايران   •   تحقيق   •   صفحه اول   •   داستان   •   جدول   •   خواندنيها   • 
•   اقتصادى   •   طنز   •   از شما چه پنهان   •   از آنچه گفته اند   •   انگليس   •   مقاله ها   • 
•   گزارش   •   بازتاب   •   جهان   •   ورزش   •   شعر   •   خاطرات   • 
•   از لابلاى متون   •   آخر هفته   •   حوادث   •   فال هفته   •   از رسانه ها   •   روى خط آلمان   • 

•    آرشيو مقاله ها   •    آرشيو روزنامه   •