|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
سناريوى زن جنايتكار براى پنهان كردن راز قتل شوهر
زن جوانى كه در جنايتى هولناك شوهرش را به قتل رسانده و جسدش را در اتاق خواب خانه اش دفن كرده بود، در جلسه محاكمه خود اتهام قتل عمد را پذيرفت.
به گزارش رسيده در ابتداى جلسه محاكمه اين زن كه هفته گذشته برگزار شد نماينده دادستان در توضيح ماجرا گفت: سوم بهمن ماه سال ۸۳ زنى ميانسال به مأموران پليس مراجعه كرد و گفت پسر جوانش احمد كه دو فرزند هم دارد مدتى است گم شده.
اين زن در شكايت خود گفت: همسر احمد مدعى است كه پسرم به تركيه رفته و در آنجا مشغول به كار شده است، اما از آنجايى كه او به من چيزى نگفته بود حرفش را باور ندارم.
با اعلام شكايت اين زن تحقيقات از زهرا همسر احمد آغاز شد. زهرا در بازجوئى ها گفت؛ شوهرم براى كار به تركيه رفته است و براى من و بچه ها پول مى فرستد و چندين بار هم با مادرش تلفنى صحبت كرده. در اين مدت هم هوشنگ دوست شوهرم كارهاى ما را انجام مى داده است.
اين در حالى بود كه هيچ مدركى مبنى بر اينكه احمد در تركيه باشد وجود نداشت تا اينكه زهرا براى بازجوئى هاى بيشتر در تاريخ ۲۵ اسفندماه سال ۸۳ بازداشت شد.
در حالى كه تحقيقات از او ادامه داشت، هوشنگ مردى كه دوست شوهر زهرا معرفى شده بود به پليس گفت؛ زهرا شوهرش را به قتل رسانده است.
اين مرد گفت؛ از خواهرزاده زهرا شنيده ام كه او ۲۰ ماه قبل شوهرش را به قتل رسانده و در خانه دفن كرده و حالا تمام اتفاقات را به گردن من انداخته است.
نماينده دادستان ادامه داد بازجوئى هاى مأموران در تاريخ دوم آذرماه سال گذشته به نتيجه رسيد و سرانجام زهرا لب به اعتراف گشود و گفت؛ شوهرم را كشتم و جسدش را در اتاق خواب خانه ام دفن كردم و هيچ كس از اين مسأله خبر ندارد.
در ادامه جلسه دادگاه وكيل اولياى دم در جايگاه حاضر شد و براى زهرا تقاضاى قصاص كرد.
سپس به دستور قاضى، هوشنگ به عنوان مطلع در جايگاه حاضر شد. او گفت؛ من وقتى با زهرا آشنا شدم كه از من خواست به خانه اش بروم تا مقدارى وسايل الكتريكى كه داشت خريدارى كنم. در خانه اش بودم و داشتم وسايل را مى ديدم كه از او پرسيدم اين وسايل را از كجا آورده اى، گفت: به شوهرم تعلق دارد، او فوت كرده و اختيار اين وسايل الكتريكى در دست من است. من هم آن وسايل را خريدم. تقريباً پنج ماه بعد بود كه گفت شوهرش به تركيه رفته است.
پس از اظهارات اين مرد قاضى اين بار از زهرا خواست تا در جايگاه حاضر شود و از خود دفاع كند، اين زن گفت: قتل شوهرم را قبول دارم اما اين كار را فقط براى دفاع از خودم كردم.
او ادامه داد: چند روزى بود كه شوهرم از ناراحتى دندان و لثه رنج مى برد و او را بارها پيش دكتر برده بودم. روز حادثه قرار بود با دخترانم به يك مراسم تولد برويم. من دخترانم را فرستادم و قرار شد خودم بعداً بروم. بعد از رفتن بچه ها احمد به من آمپولى داد و گفت: اين آمپول براى آرام كردن درد دندان است. من هم آمپول را برايش تزريق كردم و چند دقيقه بعد حالش بد شد، مثل ديوانه ها به جان من افتاد و شروع به كتك زدن من كرد. براى اينكه بتوانم از دستش فرار كنم به طرف در رفتم اما احمد مچ پايم را گرفت، من هم آجرى كه دم در بود برداشتم و برسرش كوبيدم. احمد مرده بود. چاره اى به جز مخفى كردن جسد نداشتم آن را كشان كشان به داخل حمام بردم. گيج بودم و نمى دانستم چه مى كنم. بچه ها كه به خانه آمدند سعى كردم خيلى طبيعى رفتار كنم. صبح روز بعد بلافاصله بچه ها را به كرج بردم و به يكى از آشنايان سپردم. بعد به خانه برگشتم و كارگرى آوردم و از او خواستم كف زمين را بكند اما او نتوانست. بعد خودم شروع به كندن زمين كردم. از غروب تا صبح كندم بعد جسد را داخل گودال انداختم و سپس روى آن را پوشاندم.
زهرا ادامه داد: بعد به خانواده شوهرم گفتم احمد به تركيه رفته است. مادرش خيلى نگران بود، او زنى بسيار مهربان است و من بسيار دوستش دارم. به همين خاطر بود كه شماره منزل مادرشوهرم را به هوشنگ دادم و به او گفتم خودش را احمد معرفى كند و بگويد كه از تركيه تماس مى گيرد. مى خواستم مادرشوهرم را از نگرانى درآورم.
زهرا در مورد رابطه اش با هوشنگ گفت؛ هوشنگ وقتى فهميد شوهرم فوت كرده چندين بار از من خواستگارى كرد. من نمى خواستم با او ازدواج كنم اما اين موقعيت بهترين فرصت براى خروج من از كشور بود. هوشنگ به من پيشنهاد كرد به دادگاه شكايت كنم و درخواست طلاق غيابى كنم، اما از آنجايى كه دادگاه از من شاهد مى خواست قبول نكردم و گفتم نمى خواهم اقوامم متوجه شوند. او گفت مى تواند شناسنامه احمد را جعل و خود را به جاى او معرفى كند و من از اين طريق به راحتى جدا مى شوم. من هم اين پيشنهاد را قبول كردم اما من به هوشنگ نگفتم كه نمى خواهم با او ازدواج كنم، من تصميم داشتم بعد از طلاق صورى گذرنامه بگيرم و از كشور خارج شوم، اما دستگير شدم.
زهرا گفت؛ من هيچ مشكلى با شوهرم نداشتم و فقط براى دفاع از خودم اين كار را كردم، با اينكه مى دانستم شوهرم مشكلات اخلاقى زيادى دارد اما ۱۶ سال به خاطر بچه هايم تحمل كردم و هيچ شكايتى نكردم.
پس از پايان جلسه دادگاه ۵ قاضى شعبه ۷۱ دادگاه كيفرى براى صدور حكم نهايى وارد شور شدند.
|
|
|
|
|
مرد عربستانى دو سال در شكنجه گاه آدم ربايان تهرانى اسير بود
اين مرد در حالى پيدا شد كه آثار شكنجه روى بدنش كاملاً مشهود بود و حتى توان راه رفتن نداشت
تحقيقات ويژه پليس براى شناسايى مرد آدم ربا كه با ربودن يك مرد عربستانى وى را مدت ۲ سال در زيرزمين يك خانه زندانى كرده بود آغاز شد.
به گزارش رسيده روز يكشنبه گذشته اهالى خيابانى در جنوب تهران مردى را مشاهده كردند كه در مقابل يك آژانس روى زمين افتاده و به شدت بدحال بود.
مردم با ديدن اين مرد به سراغش رفتند تا به وى كمك كنند، اما مرد مجروح سئوالات آنها را بى پاسخ گذاشت و در حالى كه نمى توانست به زبان فارسى صحبت كند با سختى به آنها فهماند كه تبعه كشور عربستان است.
مرد عرب سپس از مردم خواست تا با سفارت كشورش در ايران تماس بگيرند.
به اين ترتيب سفارت عربستان در جريان ماجرا قرار گرفت و ساعتى بعد تعدادى از كاركنان سفارت براى پى بردن به موضوع خودشان را به محل حادثه رساندند و پس از مشاهده مرد عربستانى او را به سفارت منتقل كردند.
طرح شكايت
هفته گذشته مرد عربستانى كه جوان ۲۵ ساله اى به نام على الحمود است به همراه يكى از كاركنان سفارت عربستان و يك مترجم به دادسراى جنايى تهران مراجعه كرد و از حادثه هولناكى كه برايش رخ داده است پرده برداشت.
اين مرد كه آثار شكنجه روى صورت، پاها و قسمت هاى مختلف بدنش كاملاً مشهود بود، از طريق مترجم خود طى شكايتى گفت؛ «من انحناى كمر دارم و امكان معالجه ام در عربستان وجود نداشت براى همين تصميم گرفتم به ايران بيايم. من دو سال پيش يك ميليون ريال عربستان همراه خودم برداشتم و از طريق زمينى به سمت ايران حركت كردم. من ابتدا به كويت رفتم و از آنجا راهى شهر آبادان شدم.»
على افزود؛ در آبادان به مقصد تهران سوار يك اتوبوس شدم. اين سفر براى من كه زبان فارسى بلد نبودم خيلى سخت بود اما در اتوبوس با دو مرد ديگر كه زبان عربى مى دانستند آشنا شدم و داستان زندگى و علت سفرم به ايران را برايشان تعريف كردم و آنها گفتند كه ساكن تهران هستند و به من كمك مى كنند تا بتوانم انحناى كمرم را درمان كنم.
من خيلى سريع با دو مرد صميمى شدم و به آنها اطمينان كردم و وقتى به تهران رسيديم دو مرد مرا به خانه شان بردند اما در آنجا ناگهان به من حمله ور شدند و به شدت مورد ضرب و جرح قرار دادند و تمام پولم را از من گرفتند.
مرد عربستانى ادامه داد؛ من به شدت وحشت كرده بودم و توان مقابله در برابر آن دو مرد را نداشتم. فقط منتظر بودم تا هر چه زودتر رهايم كنند اما اين اتفاق رخ نداد و آنها مرا به زيرزمين خانه شان بردند و در آنجا با زنجير دست و پايم را بستند. هرچه به دو مرد التماس كردم كه رهايم كنند توجهى به حرف هايم نكردند. نمى دانستم آنها چه نقشه اى در سر دارند.
دو مرد ناشناس مرتب مرا كتك مى زدند و من احساس مى كردم به پايان زندگى رسيده ام و به دست آنها به قتل مى رسم. دو مرد پس از چند روز شماره تلفن خانواده ام در عربستان را از من گرفتند تا با آنها تماس بگيرند و اخاذى كنند.
مذاكرات آدم ربايان با خانواده من خيلى به طول انجاميد و من در تمام اين مدت اسير بودم و هر روز شكنجه مى شدم. سرانجام خانواده ام اعلام كردند حاضر نيستند پولى به آنها بپردازند.
على در ادامه شكايت خود گفت؛ من دو سال تمام اسير آدم ربايان بودم و آنها مرتب مرا شكنجه مى كردند و در اين مدت حتى با من حرف هم نمى زدند. تا اينكه بالاخره روز يكشنبه گذشته من را سوار يك ماشين كرده و در خيابانى رهايم كردند.
من نمى دانم خانه اى كه در آنجا زندانى بودم كجا است و آن دو مرد چه كسانى هستند و اكنون گذرنامه مى خواهم تا به كشور خودم بازگردم.
پس از اظهارات على كارمند سفارت عربستان نيز گفت؛ ما اين مرد را در حالى پيدا كرديم كه به شدت مجروح بود و حتى نمى توانست راه برود. او در تمام اين دو سال حمام نكرده بود و ما او را به سفارت برديم و كمى اوضاع و احوالش را بهبود بخشيديم.
بنا به اين گزارش هم اكنون به دستور بازپرس جنايى تهران تحقيقات گسترده اى براى رديابى آدم ربايان براى دستگيرى آنان آغاز شده است.
|
|
|
|
|
صحنه سازى خودسوزى براى پوشاندن يك جنايت
دو برادر پس از قتل جوان افغان، جسدش را آتش زدند و جنايت را به صورت خودسوزى صحنه سازى كردند. مقارن سوم ارديبهشت ماه سال جارى، به دنبال تماسى با مركز فوريت هاى پليسى ۱۱۰ مبنى بر اين كه مرد جوانى در يك دامدارى در جاده رشتابى شهرستان بوئين زهرا اقدام به خودسوزى كرده است، پليس بلافاصله جهت بررسى موضوع عازم محل حادثه شد.
با حضور مأموران در محل مورد نظر و بررسى جسد جوان ۲۴ ساله اى به نام ش ن از اتباع افغانستان كه به شدت دچار سوختگى شده بود، در حالى كه دو عدد بطرى ۱/۵ ليترى آغشته به گازوئيل و يك بسته كبريت در كنار جسد قرار داشت، موضوع، فوت مشكوك اعلام شد. به اين ترتيب با انتقال جسد به پزشكى قانونى، بررسى هاى اوليه در خصوص خودسوزى جوان ۲۴ ساله آغاز شد.
به دنبال انجام تحقيقات صورت گرفته بر روى جسد، نظريه پزشكى قانونى مبنى بر اين كه متوفى بر اثر وارد آمدن فشار به عناصر حياتى گردن جان باخته است، وصول و بدين ترتيب مشخص شد: سوختگى مربوط به زمان حيات مقتول نبوده و مسأله خودسوزى پوششى براى پنهان نگهداشتن جنايت بوده است. با تحقيقات صورت گرفته، دو تن از افراد شاغل در دامدارى به نام هاى ك ع و ق ع كه با هم برادر بودند، دستگير و جهت تحقيقات به اداره پليس آگاهى بوئين زهرا انتقال داده شدند.
در پى بررسى هاى فنى به عمل آمده بر روى مظنونان سرانجام ق ع به ارتكاب قتل اعتراف كرد. متهم به قتل در خصوص نحوه جنايت به پليس، گفت: به دليل خصومت و اختلاف قبلى كه با مقتول داشتم با استفاده از غفلت وى، ناگهان او را در دامدارى به زمين زده و خفه كردم.
وى در خصوص نحوه صحنه سازى خودسوزى براى فرار از جنايت ارتكابى، اظهار كرد: از آنجا كه از قبل، نقشه قتل جوان ۲۴ ساله را طراحى كرده بودم، مقدارى گازوئيل بر روى جسد او ريخته و آتش زدم و با صحنه سازى و قرار دادن ظروف خالى گازوئيل تلاش كردم، پليس را فريب دهم.
سوء استفاده سه پسر از يك دختر فرارى
سه پسر دانشجو كه با پناه دادن به دختر فرارى، حين برقرارى رابطه غيراخلاقى از وى فيلمبردارى كرده بودند، توسط مأموران انتظامى فريدن استان اصفهان شناسايى و دستگير شدند.
يازدهم آذر ماه سال جارى، مأموران كلانترى ۱۱ شهرستان فريدن استان اصفهان از وجود روابط غيراخلاقى و رفت و آمدهاى مشكوك در يك منزل مجردى دانشجويى در حوزه استحفاظى خود مطلع شدند.
در اين حال مأموران جهت روشن شدن موضوع وارد عمل شده و در همان تاريخ به محل مورد نظر واقع در داران محله عزيمت كردند.
براين اساس مأموران به محض حضور در محل پس از كسب اجازه از صاحب منزل وارد خانه شده و مشاهده كردند، دخترى نوجوان به همراه سه پسر جوان در منزل حضور دارند.
بدين ترتيب با توجه به تجمع اين چند جوان در خانه بلافاصله همگى جهت انجام تحقيقات به محل كلانترى انتقال يافتند.
در تحقيقات به عمل آمده از دختر ۱۴ ساله به هويت ف ن كه به همراه سه پسر دانشجو به نامهاى ع ب ۲۷ ساله، م ه ۲۱ ساله و ب ب ۲۱ ساله بازداشت شده بود، مشخص شد: وى حدود پنج روز پيش از خانه شان واقع در شهرستان چادگان فرار كرده و به اين منزل دانشجويى آمده است.
اين دختر در اظهاراتش اعلام كرد: از همان روز در اين محل سكونت داشته و با سه متهم رابطه غير اخلاقى برقرار كرده است.
در ادامه تحقيقات انجام شده از متهمان، در بازرسى از منزل آنها همچنين مشخص شد: اين افراد كه دانشجوى يكى از دانشگاه هاى شهرستان فريدن اصفهان بوده با گوشى تلفن همراه از رابطه غيراخلاقى خود با دختر نوجوان فيلمبردارى كرده اند.
بدين ترتيب با به دست آمدن اين مدارك و دستگيرى چهار متهم، پرونده تشكيل و جهت به دست آمدن نتايج تكميلى به مقام قضائى تحويل داده شد.
كارآگاهان پليس در جست وجوى ردى از قاتلا ن دختر نوجوان
كارآگاهان پليس جنايى در جستجوى رد قاتلين دختر نوجوانى كه جسدش شنبه شب هفته گذشته، در حوالى ايستگاه آتش نشانى شهرك مينودر پيدا شد، به اولين سرنخ خود دست يافتند.
به گزارش رسيده؛ ساعت نوزده و ۴۵ دقيقه شنبه گذشته پس از آن كه زنگ تلفن مركز فوريت هاى پليسى ۱۱۰ قزوين به صدا درآمد و آن سوى خط، مردى با صدايى لرزان پليس را در جريان قتل دخترى در خيابان پشت ايستگاه سازمان آتش نشانى در شهرك مينودر قرار داد، مأموران واحد گشتى كلانترى ۱۷ غياث آباد به سرعت خود را به اين محل رساندند.
ماموران پليس در كنار جدول خيابان و در داخل جوى آب در پشت ساختمان ايستگاه آتش نشانى با جسد دختر نوجوانى حدوداً ۱۶ ساله روبرو شدند كه در حالى كه كاپشنى به تن داشت، بدون كفش و جوراب به پشت در داخل جوى آب افتاده و روسرى قهوه اى رنگى نيز به دور گردنش پيچيده شده بود.
بررسى هاى اوليه مأموران پليس حكايت از آن داشت كه به احتمال قوى قاتل يا قاتلين با پيچيدن روسرى قهوه اى به دور گردن اين دختر او را خفه كرده و سپس جسدش را در حاشيه خيابان و در داخل جوى آب رها كرده اند.
دقايقى بعد؛ كارآگاهان پليس جنايى، پزشكى قانونى و كارشناسان اداره تشخيص هويت كه از كشف جسد دختر نوجوان باخبر شده بودند با حضور در شهرك مينودر به بررسى صحنه جرم و چگونگى قتل قربانى اين جنايت پرداختند.
اولين نتايج بررسى هاى كارآگاهان جنايى كه مورد تأييد اوليه پزشكى قانونى هم قرار گرفته، نشان از قطعى بودن علت مرگ بر اثر خفگى ناشى از فشردگى گلوى مقتوله به دنبال پيچيده شدن روسرى داشت، هر چند وجود آثار خراشيدگى و كبودى بر روى گردن، كارآگاهان را در ابتدا به همين فرض كشانيده بود.
براساس اين گزارش؛ با ادامه تحقيقات، كارآگاهان اداره مبارزه با جرايم جنايى پليس آگاهى استان به هويت دختر نوجوان دست يافتند و چند تن از اعضاى خانواده مقتوله نيز كه در محل كشف جسد حاضر شده بودند تأييد كردند كه جسد متعلق به فرزند آنان بوده كه عصر همان روز منزلشان در شهرك غياث آباد را ترك و حدود سه تا چهار ساعت بعد جسدش در پشت ايستگاه آتش نشانى پيدا شده است.
كارآگاهان پليس جنايى كه براساس فرضيات خود نقش فردى آشنا و مرتبط با اين دختر را در قتل او محتمل مى دانند، بر اين باورند كه م در نتيجه همين آشنايى به دنبال يك تماس يا قرار قبلى از منزل خارج و ساعاتى بعد، شب هنگام جنازه او توسط سرنشينان يك دستگاه خودروى سوارى در پشت ايستگاه آتش نشانى رها مى گردد.
اين در حالى است كه شنيده ها حكايت از دستيابى پليس به اولين سرنخ ها در نتيجه تمركز تحقيقات بر روى چند سوژه خاص جهت شناسايى و رديابى قاتل يا قاتلين دارد.
در همين حال؛ برخى ديگر از اطلاعات به دست آمده به نقل از برخى مطلعين و شاهدان نشان از آن دارد كه حدود ساعت ۱۷ همان روز قربانى اين جنايت با چند پسر جوان سوار بر يك دستگاه اتومبيل مشاهده شده كه گفته مى شود اين شاهد اطلاعات خود در اين باره را براى پيگيرى در اختيار كارآگاهان پليس جنايى قرار داده است.
هر چند على رغم پيگيرى هاى مكرر براى تعيين درستى يا نادرستى اين خبر و نيز دستيابى به آخرين يافته هاى پليس براى شناسايى و دستگيرى عامل يا عوامل قتل م از طريق منابع رسمى اطلاع رسانى پليس، اين تلاش به علت عدم همكارى آنان به جايى نرسيده است.
|
|
|
|
|
حمله شير خشمگين به مربى سيرك در مشهد
مربى يك سيرك در مشهد در جريان نمايش هنگامى كه سرش را به دهان شير فرو برد ناگهان با حادثه اى فجيع و غيرمنتظره مواجه شد و در خون غلتيد.
به گزارش ايسكانيوز ساعت ۹ و ۳۰ دقيقه روز چهارشنبه گذشته گروهى از مردم مشهد براى تماشاى نمايش هاى يك سيرك به نام سيرك كوهستان به پارك شادى اين شهر رفتند. آنها در انتظار تماشاى برنامه اى مهيج و ديدنى بودند كه ناگهان اتفاقى غيرمنتظره رخ داد و بر اندام تماشاچيان و افراد حاضر لرزه انداخت.
ماجرا از اين قرار بود كه مربى ۲۲ساله شير محبوب سيرك به نام اسكار طبق معمول و برنامه هر روزه اش دهان شير را باز كرد و سرش را در آن فرو برد.
در حالى كه هيجان در ميان جمعيت موج مى زد ناگهان اسكار- شير اهلى- دهان خود را بست و مرگ را در برابر چشمان مربى خود قرار داد.
اسكار سپس با رها كردن مربى خود به سويش حمله ور شد و او را از ناحيه دست و پا و گردن به شدت مجروح كرد.
در همين هنگام دو مأمور نيروى انتظامى مستقر در پارك براى نجات جان مربى جوان وارد عمل شدند و شير سيرك را هدف گلوله قرار دادند. سپس مرد مجروح به سرعت به بيمارستان انتقال يافت و در شرايطى كه به شدت دچار خونريزى شده بود و هر لحظه احتمال مى رفت جان خود را از دست بدهد به اتاق عمل انتقال يافت و تحت عمل جراحى قرار گرفت.
آخرين اخبار از مرد ۲۲ ساله حاكى از آن است كه وى از مرگ حتمى نجات يافته اما حالش هنوز مساعد نيست. مربى اسكار در حالى در يك قدمى مرگ قرار گرفت كه از ۶ سال پيش با اين شير در شهرهاى مختلف كشور به اجراى برنامه پرداخته بود.
قاتل محكوم به اعدام از زندان گريخت
تحقيقات گسترده پليس براى دستگيرى قاتلى كه هفته پيش از زندان فرار كرده است آغاز شد.
به گزارش رسيده، متهم به قتل كه مهدى نام دارد اوايل سال ۸۲ يك جوان بسيجى را به قتل رسانده است. قاضى جنايى تهران، زمانى در جريان ماجرا قرار گرفت كه اعلام كردند يكى از زندانيان زندان فرار كرده است. بررسى هاى پليسى نشان داد اين مرد مهدى نام دارد و متهم است يك بسيجى را در اردويى به قتل رسانده است.
متهم در بازجوئى ها گفته بود، ما سال ۸۲ با هم به اردويى در مرزن آباد رفتيم، ما داشتيم با هم شوخى مى كرديم كه يكدفعه بين ما درگيرى پيش آمد، من قصد نداشتم او را به قتل برسانم، اما ناگهان تير از سلاح شليك و او كشته شد.
سرانجام دادگاه او را به قصاص محكوم كرد. با اعتراض مهدى پرونده به ديوان عالى كشور رفت و باز هم حكم تأييد شد. اين بار مهدى و وكيل مدافعش با اين استدلال كه او فردى نظامى است و بايد در دادگاه نظامى مورد محاكمه قرار گيرد، دوباره اعتراض كردند و پرونده پس از نقض در شعبه تشخيص ديوان عالى كشور به دادگاه نظامى فرستاده شد و جلسات محاكمه دوباره آغاز شد.
دفاعيات مهدى اين بار هم كارساز نبود و دادگاه نظامى رأى بر قصاص او صادر كرد. اين حكم دوباره در ديوان عالى كشور تأييد شد و پرونده براى استيذان نزد رئيس قوه قضائيه فرستاده شد.
پس از تأييد آيت الله شاهرودى، پرونده براى اجراى حكم به شعبه اجراى احكام ارسال شد.
در حالى كه لحظات براى به دار آويخته شدن مهدى به شماره افتاده بود، هفته پيش اعلام كردند، وى از زندان فرار كرده است.
تحقيقات قاضى شاملو نشان داد مهدى از مدتى قبل به عنوان مأمور خريد زندان فعاليت داشته و هفته پيش به بهانه خريد وسايل مورد نياز از زندان خارج شده و ديگر بازنگشته است.
به اين ترتيب قاضى دستور داد تا فردى كه مهدى را به عنوان مأمور خريد منتصب كرده است تحت بازجوئى قرار گيرد.
تحقيقات پليس براى دستگيرى مهدى به صورت گسترده آغاز شده است.
قتل دلخراش معلم زبان انگليسى به دست جوان معتاد
مرد معتادى كه دختر جوانى را مورد تجاوز قرار داده و او را به قتل رسانده بود، دستگير شد.
به گزارش رسيده، خبر اين جنايت هولناك زمانى به مأموران پليس رشت رسيد كه مرد جوانى اعلام كرد جسد خواهرش را در محل كارش كه يك آموزشگاه زبان است، پيدا كرده است. برادر مقتول بعد از انتقال جسد به پزشكى قانونى تحت بازجوئى قرار گرفت. او گفت: خواهر ۲۰ ساله ام به نام معصومه ۱۴ روز پيش در آموزشگاه زبان انگليسى به عنوان معلم مشغول به كار شد. روز حادثه وقتى به خانه نيامد من به شدت نگرانش شدم. چندين بار با آموزشگاه تماس گرفتم ولى كسى تلفن را جواب نداد. براى اينكه ردى از خواهرم پيدا كنم به آموزشگاه رفتم. در باز بود اما كسى در ساختمان نبود. وارد آموزشگاه شدم تمام ساختمان را گشتم و در نهايت در نيم طبقه دوم جسد خواهرم را پيدا كردم.
رسيدگى به اين پرونده جنايى در حالى در دستور كار پليس قرار گرفت كه هيچ سرنخى از قاتل در دست نبود و تنها راهى كه پليس براى گشودن گره اين معما پيش رو داشت بررسى صحنه جرم بود. آثار بر جاى مانده در محل جنايت نشان مى داد عامل اين قتل فجيع مردى است با قد تقريباً متوسط چرا كه او قصد داشته لامپ هاى آموزشگاه را باز كند اما موفق به اين كار نشده است. از طرفى او براى رد شدن از قسمت هائى از ساختمان كه مقدارى ارتفاع داشت از صندلى استفاده كرده است. قاتل همچنين گردنبند و دو النگوى مقتول را نيز به سرقت برده بود. اين در حالى بود كه متخصصان پزشكى قانونى اعلام كردند قاتل قبل از اينكه معصومه را به قتل برساند او را مورد تجاوز قرار داده است.
كارآگاهان در ادامه براى پيدا كردن قاتل، ۱۵۰ تن از اشرار منطقه را دستگير كردند و آنها را مورد بازجوئى قرار دادند و سرانجام بعد از ۳۷ روز تحقيق پليس متوجه ضدونقيض گويى هاى يكى از مظنونان شد. اين پسر ۲۵ ساله كه على نام دارد ابتدا منكر قتل شد اما بالاخره لب به اعتراف گشود و گفت: من به خاطر اعتياد شديدى كه به مواد مخدر دارم هميشه سرقت مى كنم تا بتوانم هزينه موادم را تامين كنم. روز حادثه بعدازظهر بود كه داشتم از مقابل در آموزشگاه رد مى شدم كه ديدم در باز است. وارد آموزشگاه شدم به اين اميد كه بتوانم چيزى بدزدم. وقتى ديدم دختر جوان تنهاست با او درگير شدم. او در برابرم مقاومت كرد. وى را به نيم طبقه دوم بردم و بعد از اينكه مورد تجاوز قرار دادم، جواهراتش را دزديدم. به تهران رفتم و آنها را فروختم و بعد دوباره به رشت برگشتم.
مرد همسركش خود را تسليم كرد
مرد ميانسالى كه در اقدامى جنون آميز همسرش را كشته و گريخته بود خودش را تسليم كرد.
به گزارش رسيده ساعت ۱۰ صبح روز يكشنبه هفته گذشته مأموران كلانترى ابوذر از طريق مركز فوريت هاى پليسى ۱۱۰ باخبر شدند زن ۵۰ ساله اى در خانه اش به قتل رسيده است.
ماموران پس از دريافت اين خبر بلافاصله به خانه زن ميانسال رفتند و با جسد اين زن كه طاهره نام داشت و آثار اصابت ضربات چاقوى روى شكم و سينه اش مشهود بود مواجه شدند.
به اين ترتيب موضوع به افسران ويژه مبارزه با قتل پليس آگاهى و بازپرس جنايى تهران اطلاع داده و تحقيقات ويژه اى در اين رابطه آغاز شد.
يكى از پسران مقتول به كارآگاهان گفت: صبح كه از خواب بيدار شدم پس از جستجو در خانه ناگهان با جسد بى جان و غرق در خون مادرم مواجه شدم كه در يكى از اتاق ها افتاده بود. پدرم نيز از صبح ناپديد شده است و خبرى از او ندارم.
ماموران در ادامه تحقيقات خود متوجه شدند همسر مقتول كه مرد ۵۵ساله اى به نام اسلام است از مدت ها قبل با همسرش اختلاف داشته است.
با افشاى اين موضوع كارآگاهان احتمال دادند اسلام در پى اختلافات خانوادگى همسرش را به قتل رسانده و سپس پا به فرار گذاشته است.
سرانجام رديابى و دستگيرى مرد متهم به قتل در دستور كار پليس قرار گرفت اما سرنخى از علل اختفاى وى به دست نيامد تا اينكه دو روز بعد اين مرد با حضور در دادسراى جنايى تهران خودش را تسليم كرد.
اسلام به بازپرس ويژه قتل تهران گفت: من از مدت ها قبل با همسرم اختلاف داشتم چندى قبل اين اختلافات به حدى رسيد كه ديگر نتوانستيم با هم زندگى كنيم براى همين طلاق گرفتيم اما پس از مدتى تصميم گرفتيم بار ديگر زندگى مشترك مان را آغاز كنيم.
وى افزود: من و طاهره مدتى با هم زندگى كرديم اما باز هم همان مشكلات و اختلافات روى زندگى مان سايه انداخته بود تا اينكه سرانجام روز حادثه مرتكب قتل شدم.
روز حادثه من صبح زود از خواب بيدار شدم و به پياده روى رفتم، پس از آنكه به منزل بازگشتم از همسرم خواستم برايم چاى بريزد، اما او حرفم را نشنيده گرفت و من خواسته ام را تكرار كردم ولى اين كار بى فايده بود و طاهره اهميتى به من نمى داد، براى همين در يك لحظه از شدت خشم كنترل خودم را از دست دادم و پس از مشاجره با چاقو به وى حمله كردم و او را كشتم.
اسلام در ادامه گفت: من قصد نداشتم همسرم را به قتل برسانم و فقط به خاطر يك لحظه جنون مرتكب اين كار شدم و پس از مرگ طاهره در حالى كه به شدت وحشت زده شده بودم پا به فرار گذاشتم و به حوالى قم رفتم اما بالاخره تصميم گرفتم خودم را تسليم كنم.
بنا به اين گزارش پس از اعتراف اسلام وى بازداشت شد و تحقيقات از او ادامه دارد.
|
|
|
|
|
مرگ تكثيركننده اينترنتى فيلم بازيگر سريال نرگس
فيلم خصوصى بازيگر سريال نرگس چگونه تكثير شد؟...
۴ ميليارد تومان گردش مالى فيلم بازيگر سريال نرگس
يكى از اعضاى گروهى كه براى نخستين بار تصاوير فيلم خصوصى بازيگر سريال نرگس را در اينترنت تكثير كرده بود به طرز دلخراشى جان باخت.
هفته گذشته گروهى از افرادى كه مشترك يك سايت اينترنتى بودند پيامى را دريافت كردند كه در آن نوشته شده بود: «دوستان عزيز، درگذشت ناگهانى يكى از اعضاى تيم ما باعث شد لحظه اى درنگ كنيم، بعد از ساعت ها تفكر بى وقفه و متوجه شدن كوتاهى زندگى و به احترام دوست از دست رفته اين سايت از امروز تعطيل است.»
بنا به اخبار به دست آمده اعضاى اين سايت براى نخستين بار اقدام به تكثير اينترنتى عكس هائى از فيلم خصوصى هنرپيشه سريال نرگس كرده و اين تصاوير را براى مشتركان خود اى ميل كرده بودند اما چند روز پيش يكى از اعضاى اين گروه سه نفرى در يك سانحه رانندگى به طرز دلخراشى جان باخت و اين مسأله سبب شد ساير اعضاى گروه تصميم به تعطيلى سايت خود بگيرند.
اعضاى اين سايت در اى ميلى كه براى مشتركان خود فرستاده اند با اعلام خبر مرگ دوست خود و تعطيلى سايت شان اضافه كرده اند: «ما به اين نتيجه رسيديم كه بعضى چيزها فقط در حد شخصى خوب است و نبايد عمومى شود. انسان ها هميشه به علت انسان بودنشان اشتباهاتى مرتكب مى شوند و من همراه دوست باقيمانده اشتباه خود را اعلام و تلاش مى كنيم اين اشتباه را جبران كنيم.» از سويى رئيس مركز اطلاع رسانى نيروى انتظامى تهران بزرگ با اظهار بى اطلاعى از اين حادثه گفت: اخيراً مرگ دلخراشى ناشى از سانحه رانندگى به پليس گزارش نشده است.
اين حادثه در حالى به وقوع پيوست كه تحقيقات دادستانى تهران و پليس امنيت درباره پرونده تكثير فيلم خصوصى بازيگر سريال نرگس همچنان ادامه دارد.
در همين حال بازيگر سريال نرگس در اظهاراتى گفته است: با ايكس مردى كه در فيلم با او معاشقه مى كند، نامزد بوده و مى خواسته با وى ازدواج كند اما اين پسر به او خيانت كرده و در طول دوران دوستى شان او را مورد ضرب و جرح قرار مى داده است.
اين هنرپيشه جوان افزوده است: اين فيلم مونتاژ شده و تكثير آن از سوى نامزد سابقش و به انگيزه انتقام جويى انجام شده است.
از سوى ديگر به گزارش روزنامه هاى تهران يك منبع كه از او به عنوان منبع آگاه ياد شده ادعاهاى اين هنرپيشه را تكذيب كرد و گفت: ايكس به هيچوجه به نامزدش خيانت نكرده و ضرب و جرح اين دختر نيز صحت ندارد.
وى افزود: ايكس رايانه و وسايل لازم براى تكثير اين فيلم را در اختيار نداشته و عامل انتشار فيلم افراد ديگرى هستند كه هنوز شناسايى نشده اند.
فيلم خصوصى بازيگر نرگس چگونه تكثير شد؟...
فرمانده نيروى انتظامى با تشريح نحوه تكثير فيلم خصوصى بازيگر سريال نرگس اعلام كرد گردش مالى اين سى دى تاكنون نزديك به چهار ميليارد تومان بوده است.
به گزارش ايسنا سردار اسماعيل احمدى مقدم در جمع دانشجويان دانشگاه اصفهان در رابطه با فيلم خصوصى بازيگر سريال نرگس گفت: «متاسفانه عده اى حمله مى كنند و مى خواهند افراد مرتبط با اين سى دى تبرئه شوند، اما به هرحال كار خلافى انجام گرفته، از اين بازيگر و پسر جوان فيلمبردارى شده و در حافظه كامپيوتر موجود بوده است. بعد هم اين كامپيوتر به تعميرگاه برده شده و در آنجا اين فيلم دزديده شده است.»
وى اضافه كرد: اين سى دى همانند يك وبا در جامعه پخش شد و مثل بمبى تركيد، غافل از اينكه چنين اتفاقاتى روزانه در كشور به وقوع مى پيوندد.
وى افزود: طى هشت ماه اول امسال، ۵۰۰ پرونده تجاوز به عنف توسط نيروى انتظامى به ثبت رسيده است. اين در حالى است كه بسيارى از افراد مورد تعرض قرار گرفته براى حفظ آبرويشان به پليس شكايت نمى كنند.
فرمانده ناجا در ادامه گفت: در هشت ماه اول سال مأموران ما يك ميليون و ۳۰۰ هزار مورد تذكر به بدحجابان داده اند كه اگر نصف اين موارد را هم جدى حساب كنيم، يعنى در كشور ما حدود ۶۰۰ هزار بدحجاب وجود داشته است و نشان مى دهد كه بايد اين موضوع را يك اپيدمى اجتماعى حساب كنيم.
وى با مهم خواندن ايجاد امنيت اخلاقى در جامعه، گفت: در امنيت اخلاقى ما به دنبال امنيت خانه و خانم ها هستيم. در حال حاضر تجاوز به عنف در محيط هاى دانشجويى به عنوان خطر بزرگى محسوب مى شود كه در بيشتر موارد هم متجاوزان با فيلمبردارى مانع از برملا شدن اين واقعه مى شوند.
وى با بيان اينكه حرف ما برخورد با چهار تار موى يك خانم نيست و ما مى خواهيم از بروز آسيب هاى اجتماعى جلوگيرى كنيم، نسبت به فيلمبردارى غيرمجاز از مجالس و استخرها هشدار داد و گفت: در حمام ها، استخرها، اتاق هاى پرو و اتاق هتل ها افراد اقدام به فيلمبردارى مى كنند كه اين پديده بسيار خطرناك در جامعه ما شكل گرفته است.
سريال نرگس در مجلس
كميسيون امنيت ملى و سياست خارجى مجلس شوراى اسلامى عصر روز سه شنبه در جلسه اى با حضور مسئولان انتظامى و قضائى كشور خواستار برخورد قاطع و سريع با متجاوزان به حريم خصوصى مردم شد.
در اين جلسه موضوع بازيگر سريال نرگس مورد بحث و بررسى قرار گرفت و عنوان شد كه به لحاظ قانونى بايد با متجاوزين به حريم خصوصى مردم اشد برخورد را داشت و راه فعاليت متجاوزان بسته شود
|
|
|
|
|
كيفرخواست سنگين براى قاتل مادر و دختر
پسرعموى جوان خانواده اى كه در جريان سرقت مرگبار مادر و دخترى را به قتل رسانده است، از سوى پنج قاضى دادگاه كيفرى استان تهران محاكمه خواهد شد. داديار جنايى تهران با صدور كيفرخواست اين جوان جنايتكار، وى را تنها عامل قتل زن عمو و دخترعمويش شناخت.
ساعت ۲۱ شامگاه جمعه ۲۱ مردادماه سال جارى وقتى يك راننده تاكسى به خانه اش واقع در كوى شاهين شمالى جنت آباد رفت، در يكى از اتاق ها با پيكر بى جان و خون آلود همسر و دخترش روبرو شد.
دقايقى بعد، تيمى از مأموران اداره ۱۰ پليس آگاهى تهران و بازپرس ويژه قتل در قتلگاه مادر و دختر اعزام شدند و در اتاق خوابى مادر ۴۶ ساله خانواده به نام «شهناز» و دختر ۲۲ ساله اش به نام «زهرا» را ديدند كه به دست آشنايى از پاى درآمده بودند.
تجسس هاى تخصصى نشان داد قاتل در روز روشن به راحتى و با استفاده از آشنايى وارد خانه قربانيان شده است و با توجه به اين كه «شهناز» مانتو و روسرى به تن داشت، فرضيه اى مبنى بر اين كه قاتل آشنا پس از شكار دختر خانواده به كمين مادر وى نشسته است، پيش روى تيم تحقيق گرفته شد.
از سوى ديگر، بازرسى از خانه مادر و دختر مشخص كرد عامل جنايت با انگيزه سرقت جواهرات و پول به آنجا رفته است، به گونه اى كه براى سرقت النگوهاى «شهناز» مچ دست وى را نيز بريده است.
بدين ترتيب، عمليات روى رديابى جواهرات و تلفن هاى همراه «شهناز» و «زهرا» متمركز شد تا اين كه در كمتر از ۱۰ روز پليس جنايى سرنخى از پسرى قوى هيكل به دست آورد كه مى خواست بخشى از اموال مسروقه در جنايت را به فروش برساند.
اين پسر كسى جز پسرعموى خانواده نبود كه در مراسم عزادارى نيز شركت داشت. او وقتى در خانه يكى از دوستانش حوالى جواديه تهران ميهمان بود، دستگير شد.
متهم در ابتداى دستگيرى پذيرفت دخترعمو و زن عمويش را به قتل رسانده و جواهرات آنان را داخل پايه هاى فلزى ميز مبلمان خانه شان پنهان كرده است.
وى در بازجوئى هاى قضائى و پليسى گفت: هر وقت بى پول مى شدم، از «زهرا» قرض مى گرفتم و بعد از مدتى پولش را بازمى گرداندم، روز جنايت چون دوستانم به سفر شمال رفته بودند، من نيز كيف مسافرتم را برداشته و به خانه عمويم رفتم تا ۲۰ هزار تومان قرض كنم. «زهرا» در خانه تنها بود. از او خواستم ۲۰ هزار تومان به من بدهد و شب از مادرم بگيرد، ولى او رفتار بدى با من كرد، خيلى تحقير شدم، از عصبانيت تشنه شدم و او خواست به آشپزخانه رفته و آب بنوشم.
در آنجا وقتى چاقو را ديدم، كنترل خودم را از دست دادم، آن را برداشته و به «زهرا» حمله كردم، كار از كار گذشته بود، پول ها، موبايل و جواهراتش را از كشوها و گاوصندوقش برداشتم تا از خانه خارج شوم، هنوز از در خارج نشده بودم كه زن عمويم را در راه پله ها ديدم، چاره اى نداشتم، به خانه برگشتم و در گوشه اى كمين كردم، وقتى وارد خانه شد، با حمله غافلگيرانه اى، او را نيز به قتل رساندم و جواهراتش را به سرقت بردم.
بنا به گزارش رسيده، پرونده اين جنايت هولناك بزودى از سوى پنج قاضى دادگاه كيفرى استان تهران رسيدگى خواهد شد.
نقشه خطرناك
براى نيامدن هوو
زن جوان وقتى فهميد شوهرش قصد دارد همسر دوم اختيار كند دست به انتقامجويى زد. اين زن با حضور در محل كار زن مورد علاقه همسرش پارچ اسيد را به او پاشيد.
ساعت ۱۴ و ۳۰ دقيقه ۱۱ آذرماه جارى مأموران كلانترى ۱۱ اسلامشهر در تماس تلفنى از يك اسيدپاشى در آرايشگاه زنانه باخبر شدند.
يك اكيپ از مأموران بلافاصله به آرايشگاه رفته و تحقيقات خود را در اين باره آغاز كردند. بررسى هاى نخست نشان مى داد بر روى صاحب آرايشگاه و دو تن از شاگردانش اسيد پاشيده اند.
اين ۳ زن بلافاصله توسط اورژانس به بيمارستان منتقل شدند و تحقيقات از زنانى كه در آرايشگاه حضور داشتند، آغاز شد.
يكى از شاهدان حادثه اسيدپاشى در اين باره گفت: چند دقيقه قبل بود كه زن جوانى وارد آرايشگاه شد. او از من سراغ صاحب آرايشگاه را گرفت. به او گفتم من مشترى هستم و كسى را نمى شناسم. در همين زمان يكى از كسانى كه در آرايشگاه كار مى كرد به طرف ما آمد و آن زن با او صحبت كرد.
اين زن كه از مدتى قبل در آرايشگاه مشغول به كار است در بازجوئى ها گفت: معمولاً ساعت ۱۴ و ۳۰ دقيقه ناهار مى خوريم. من در حال خوردن ناهار بودم كه متوجه شدم زنى با در دست داشتن يك پارچ وارد آرايشگاه شد و از من سراغ صاحب آرايشگاه را گرفت از آنجا كه خيلى از مشتريان تنها از صاحب آرايشگاه وقت مى خواهند به او گفتم: او در طبقه بالا ناهار مى خورد.
وى افزود: چند دقيقه بعد بود كه آن زن از پله ها بالا رفت و من با شنيدن صداى جيغ و فرياد صاحب آرايشگاه و دو نفر از كارمندان متوجه شدم كه حادثه اى رخ داده است. با اين اطلاعات مأموران از صاحب آرايشگاه و ۲ زن ديگر در بيمارستان تحقيق كردند.
صاحب آرايشگاه در بازجوئى ها گفت: زن اسيدپاش را مى شناسم. او زن بدبينى است و فكر مى كند شوهرش مى خواهد با من ازدواج كند.
وى گفت: چند سال پيش پدرم و شوهر اين زن خانه اى را به صورت شريكى ساختند. 2 سالى همسايه بوديم ولى زن او كه خيلى بدبين بود، زندگى را براى همه به جهنم تبديل كرده بود به همين خاطر آنها از خانه رفتند و ديگر از آنان خبرى نداشتم.
مأموران با دستور داديار شعبه ۵ دادسراى اسلامشهر تحقيقات خود را براى دستگيرى متهم آغاز كردند. .
نيمه شب ۱۲ آذرماه زنى با چهره سوخته به كلانترى مراجعه كرد و به سرهنگ اميرسردارى گفت: من بودم كه در آرايشگاه به اسيدپاشى اقدام كرده ام و حالا هم به علت فشارهاى روحى در لبه پرتگاه مرگ و زندگى قرار دارم. اين زن بلافاصله به بيمارستان منتقل شده و تحت مداوا قرار گرفت.
وى در بازجوئى ها گفت: چند سال پيش ازدواج كردم و دو فرزند دارم. از همان روزهاى اول زندگى مشترك، شرايط خوبى داشتيم. شوهرم با من مهربان بود و من علاقه زيادى به او داشتم تولد دو فرزندم براين عشق و علاقه افزود.
زن اسيدپاش اظهار كرد: تا اين كه چند سال قبل شوهرم با مشاركت پدر صاحب آرايشگاه خانه اى دوطبقه ساختند و ما ساكن آنجا شديم. همان زمان متوجه تغييراتى در اخلاق شوهرم شدم و بعد از مدت كوتاهى پى بردم شوهرم و دختر آن مرد مى خواهند با هم ازدواج كنند.
زن با گريه گفت: چندبار از آنها خواستم كه از اين تصميم منصرف شوند ولى فايده اى نداشت تا اين كه شوهرم را وادار كردم از آن خانه برويم به اين اميد كه اين دورى موجب آرامش زندگى ام شود، ولى اشتباه مى كردم. شوهرم از مدتى قبل به صورت علنى به من گفت قصد ازدواج با آن زن را دارد و من بايد از او جدا شوم.
زن اسيدپاش گفت: وقتى ديدم هيچ راهى برايم باقى نمانده، تصميم گرفتم از زنى كه زندگى ام را به هم ريخته است انتقام بگيرم. با يك پارچ اسيد به آرايشگاه رفتم و اسيد را به طرف آنها پاشيدم ولى مقدارى از آن به صورتم ريخت.
به گزارش رسيده اين زن با صدور قرار وثيقه از سوى داديار شعبه ۵ دادسراى اسلامشهر روانه زندان شد و تحقيقات نهايى در اين زمينه ادامه دارد.
كلاهبردارى ۱۰۰ ميليونى شهردار قلابى
شهردار قلابى، يك آپارتمان را به ۵ نفر فروخت و ۶۰۰ميليون تومان كلاهبردارى كرد. اين مرد حتى در جعل عنوان ها، خود را سفير سابق ايران در چين معرفى مى كرد.
به گزارش پرونده اتهامى، پليس گشت كلانترى ۱۰۹ به دنبال يك درگيرى در يكى از خيابان هاى اطراف بهارستان درمحل حاضر شد. تحقيقات نخست نشان مى داد كه مردى در هنگام جابه جايى وسايل خانه اش، با جوان ديگرى درگير شده است. عامل درگيرى درحالى كه از پليس مى خواست مانع فرار صاحبخانه شود به مأموران گفت: اين مرد ۲۲ ميليون تومان از من كلاهبردارى كرده است. امروز فهميده ام اين خانه را علاوه بر من به ۴ نفر ديگر نيز فروخته است.
اين جوان ادامه داد: ۲۲ آبان ماه با ديدن يك آگهى فروش آپارتمان با اين شخص كه خود را شهردار سابق يكى از مناطق تهران معرفى مى كرد، آشنا شدم. پس از ديدن خانه او به بهانه اينكه مطمئن باشد من مشترى خانه او هستم، ۲۲ ميليون تومان به عنوان بيعانه از من گرفت.
وى در ادامه گفت: از آن زمان به بعد ديگر جواب تلفن ها را نمى داد تا اينكه امروز متوجه شدم قصد دارد با بردن اثاثيه خانه اش فراركند.
به گزارش رسيده، مأموران بلافاصله مرد را به اتهام كلاهبردارى بازداشت كردند و به تحقيق و بازجوئى از متهم آغاز شد.
متهم در بازجوئى ها با قبول كلاهبردارى گفت: اين نقشه را با كمك يكى از دوستانم طراحى كرديم و پس ازاجاره يك بنگاه در حوالى ميدان هاشمى و درج آگهى در يك روزنامه، نقشه خود را به اجرا درآورديم.
متهم ادامه داد: در مدت ۱۳ روز آپارتمانم را به ۵ نفر فروخته و نزديك به ۱۰۰ ميليون تومان پول به عنوان بيعانه از آنان دريافت كرديم. البته بايد بگويم من هيچ پولى دريافت نكرده ام و همه پول ها را بنگاه دار دريافت كرده است.
در ادامه پرونده تحقيق از ۵ مال باخته آغاز شد. يكى از مالباختگان به بازپرس گفت: با ديدن آگهى فروش آپارتمان در بهارستان با صاحب آپارتمان تماس گرفتم و مردجوان با معرفى خود با عنوان استاد دانشگاه گفت: از آنجايى كه فرصت ندارم و افراد زيادى براى خريد اين آپارتمان با من تماس گرفته اند و براى آنكه بتوانم آپارتمان را به شما بفروشم مبلغى را به عنوان بيعانه به بنگاهى در ميدان هاشمى ببريد و تحويل صاحب بنگاه بدهيد.
وى ادامه داد: با تعجب وقتى از او پرسيدم آپارتمان در منطقه بهارستان است و چرا براى معامله كردن آن بايد به ميدان هاشمى برويم، گفت: چون صاحب بنگاه از دوستان برادرم است و به او اعتمادكامل دارم. به همين دليل خريد و فروش اين آپارتمان را در آنجا انجام خواهم داد.
اين مرد در ادامه گفت: با نشانى كه او داده بود به بنگاه رفتم و درآنجا اين مرد خودش را شهردار سابق يكى از مناطق تهران و همچنين سفير سابق ايران در چين معرفى كرد و از من خواست تا مبلغى به عنوان بيعانه به او بدهم تا اين آپارتمان را به شخص ديگرى نفروشد. با وعده هاى اين مرد به همراه او به بنگاه رفتيم و قراردادى را كه از قبل آماده شده بود امضا كرديم و مبلغ ۲۲ ميليون تومان به عنوان وديعه به او دادم و پس از روبوسى قرار شد تا ۲ ماه ديگر آپارتمان را تخليه كند.
وى ادامه داد: پس از آن روز، ديگر پاسخگوى تماس هاى من نبود و بنگاه دار نيز مى گفت او خيلى گرفتار است و براى مأموريت به شهرستان رشت رفته است و پس از بازگشت براى سندزدن آپارتمان، شما را مطلع خواهيم كرد. با گذشت ۱۳ روز وقتى هيچ خبرى از فروشنده آپارتمان نشد به منزل او رفتم و با تعجب ديدم كه او مشغول اثاث كشى است و همه اثاثيه ها را باركاميون كرده و قصد داشت آپارتمان را تخليه كند. وقتى از چند نفرى كه بيرون ايستاده بودند، موضوع را پرسيدم آنها گفتند اين آپارتمان را از اين مرد خريده اند و امروز نيز كليد آن را تحويل خواهندگرفت. بنا به اين گزارش در پايان تحقيقات نخست، بازپرس كاظمى با صدور قراربازداشت متهم را براى ادامه تحقيقات و شناسايى بقيه مالباختگان دراختيار پايگاه ۷ پليس آگاهى تهران قرارداد.
|
|
|
|
|
دستگيرى اعضاى شبكه مخوف ربودن پسران دانش آموز
سردسته اين باند روى پيشانى خود عبارت «تشنه انتقام» را خالكوبى كرده است!
اعضاى يك شبكه مخوف كه به باند «گبرها» معروف هستند به اتهام تجاوز پسران نوجوان دستگير شدند.
به گزارش رسيده اواخر سال گذشته پسر ۱۵ ساله اى با مراجعه به كلانترى ۱۷۲ عبدالعظيم عليه چند جوان شرور شكايت كرد و گفت اين اشرار او را ربوده و به آلونكى در باغ هاى اطراف شهرك علائين بردند و او را مورد تجاوز قرار دادند.
اين پسر ۱۵ ساله در شكايت خود گفت؛ آدم ربايان مرتب به من مى گفتند مى خواهند روى مرا كم كنند و به همين خاطر مرا ربوده و مورد تجاوز قرار داده اند در حالى كه من آنها را نمى شناختم.
پس از طرح اين شكايت مأموران تحقيقات خود را براى دستگيرى ربايندگان پسر دانش آموز آغاز كردند اما پيش از آن كه به سرنخى از متهمان دست يابند چند شكايت مشابه ديگر نيز مطرح شد.
در تمامى اين شكايت ها پسران دانش آموز زير ۱۷ سال از سوى افراد ناشناس ربوده شده و مورد تجاوز قرار گرفته و متهمان گفته بودند فقط به قصد كم كردن روى آنها دست به چنين كارى زده اند.
سرانجام با طرح شكايات جديد و گسترده تر شدن ابعاد ماجرا، اين پرونده به پايگاه نهم اطلاعات پليس ارجاع شد و اكيپ ويژه اى از كارآگاهان مأموريت يافتند تا تحقيقات همه جانبه اى را پيرامون جرايم اشرار فرارى انجام دهند. كارآگاهان در جريان تحقيقات خود دريافتند يكى از متهمان كه ظاهراً سردسته باند است روى پيشانى خود عبارت «تشنه انتقام» را خالكوبى كرده است. با افشاى اين موضوع فرضيه سابقه دار بودن اين متهم مطرح شد و سرانجام كارآگاهان دريافتند وى شرور ۲۰ ساله اى به نام مرتضى است كه از سوى دادسراى شهر رى تحت پيگرد قرار دارد.
پليس متوجه شد مرتضى به همراه برادر ۳۰ ساله اش به نام سعيد در روز ۲۹ شهريورماه سال ۸۳ در جريان يك درگيرى دستگير شدند و پرونده اى عليه آنان تشكيل شد اما پدر يكى از دوستان آنان به نام اسماعيل با سپردن وثيقه دو برادر را آزاد كرد.
از آنجا كه اين پرونده همچنان در حال رسيدگى بود بازپرس شعبه چهارم دادسراى شهر رى در جريان قرار گرفت و سرانجام روز ۱۶ آبان ماه سال جارى هنگامى كه مرتضى و سعيد به همراه اسماعيل و يكى ديگر از همدستانشان به نام ولى الله براى پيگيرى پرونده خود به دادسرا مراجعه كرده بودند شناسايى شدند.
پس از شناسايى چهار متهم در حالى كه دو سرباز نيروى انتظامى قصد دستگيرى آنها را داشتند سعيد- برادر مرتضى- بينى يكى از سربازها را شكست و سرباز ديگر را نيز مجروح و راهى بيمارستان كرد.
سرانجام متهمان بازداشت شدند و در بازجوئى از آنها مشخص شد اين چهار شرور به همراه سه همدست ديگرشان به نام هاى رامين ۱۸ ساله، حسين ۲۰ ساله و ميثم ۱۹ ساله اقدام به ربودن و تجاوز به پسران نوجوان مى كردند.
در حالى كه ۱۵ پسر نوجوان عليه اين متهمان اعلام شكايت كرده بودند تحقيقات براى دستگيرى سه شرور ديگر ادامه يافت و آنها نيز به دام افتادند.
با دستگيرى ۷ عضو اين باند مخوف، مرتضى- سردسته باند- تحت بازجوئى قرار گرفت و گفت؛ من در كودكى مورد تجاوز قرار گرفتم و براى همين بعدها به فكر انتقام جويى افتادم. براى اين كار عبارت «تشنه انتقام» را روى پيشانى ام خالكوبى كردم و به همراه چند تن از دوستانم باندى به نام باند «گبرها» را تشكيل دادم و علاوه بر شرارت، قمه كشى و سرقت، پسران نوجوان را به قصد انتقام جويى مى ربوديم و مورد آزار قرار مى داديم.
پس از اعترافات اين متهمان، آنها به دستور بازپرس دادسراى شهر رى به مدت ۳۰ دقيقه در محل ارتكاب جرايم خود در شهرك علائين چرخانده شدند و هم اكنون براى انجام تحقيقات بيشتر در بازداشت به سر مى برند.
دستگيرى قاتل سريالى مردان در آمريكا
اعتراف مردى به قتل و خفه كردن ۲۳ مرد در طول ۸ سال و دفن كردن جسد آنها در ۷ منطقه دورافتاده، مردم امريكا را شگفت زده كرد. رونالد جى دومينيك ۴۲ ساله روز دوشنبه گذشته به ۹ قتل ديگر اعتراف كرده بود. جرى لارپنتر رئيس پليس تربون پريش اعلام كرد دومينيك به قتل ۲۳ مرد بين ۱۶ تا ۴۶ سال در بين سال هاى ۱۹۹۷ تا ۲۰۰۵ اعتراف كرده است.
لارپنتر در اين خصوص گفت؛ «او اعتراف كرده چگونه، در چه زمانى و كجا اين افراد را به قتل رسانده است.» جوزف وايتس دادستان ناحيه پريش اعلام كرد براى دومينيك تقاضاى اعدام خواهد كرد.
دومينيك كه بومى اين منطقه است هنوز براى خودش وكيلى انتخاب نكرده و حتى در زمان بازجوئى هم از وكيلى استفاده نكرده است. بنا به اظهارات رئيس پليس اعترافات اين مجرم كاملاً صحيح بوده است. از نحوه قتل ها و جزئيات آن تنها بازجويان خبر دارند. مسئولان بر اين باورند ممكن است جرم هاى ديگرى عليه اين قاتل اثبات شود. جسدهاى قربانيان در هفت منطقه مختلف در جنوب لوييزيانا كشف شده است و مشخص شده تمامى قربانيان به يك شكل كشته شده اند.
با توجه به اعترافات دومينيك و به گفته مسئولان اين قاتل با تمامى قربانيان خود روابط غيراخلاقى برقرار كرده و آزمايشات DNA بر روى جسد دو تن از قربانيان اين مسأله را اثبات كرده است. بنا به گفته مسئولان تمامى اين ۲۳ نفر بى خانمان بوده اند.
لارپنتر اعلام كرد پس از شكايت يك مرد در سال گذشته كه مدعى شده بود دومينيك به او حمله كرده، فعاليت بر روى اين پرونده آغاز شده است.
در روز دوشنبه خانواده هاى قربانيان در بيرون سالن كنفرانسى كه به خاطر اين موضوع تشكيل شده بود تجمع اعتراض آميزى به راه انداختند. خواهر يكى از قربانيان در اين باره گفت؛ «من خوشحالم كه او را گرفته اند. اميدوارم او به مرگ محكوم شود. برادر من نبايد به اين سرنوشت دچار مى شد.»
ترفند زن ايرانى- كانادايى براى ازدواج با مرد برزيلى
نقشه زن ايرانى تبعه كانادا كه قصد داشت با حيله حضانت فرزندانش را به عهده بگيرد و سپس با مردى برزيلى ازدواج كند از سوى قاضى دادگاه خانواده تهران برملا شد.
به گزارش رسيده اين زن ايرانى تبعه كانادا چند ماه پيش پس از سفر به ايران به دادگاه خانواده رفت و مدعى شد شوهرش همايون كه او هم ايرانى تبعه كانادا است، وى و دو دخترش را ترك كرده و هيچ خبرى از خودش نداده است.
مينا به قاضى دادگاه گفت؛ من و همايون ۱۲ سال پيش با هم ازدواج كرديم. هر دوى ما مقيم كانادا بوديم و براى اينكه ازدواج مان در ايران هم ثبت شود به ايران آمديم. بعد از برگزارى مراسم ازدواج مان دوباره به كانادا برگشتيم و در آنجا زندگى مان را آغاز كرديم و در مدتى كه با هم زندگى مى كرديم صاحب دو دختر شديم تا اينكه مدتى قبل همايون تصميم گرفت به ايران بيايد و در اينجا زندگى كند، او از چند ماه قبل من و بچه ها را رها كرد و حالا هيچ خبرى از او ندارم و مى خواهم از وى جدا شوم.
با اعلام شكايت اين زن و بعد از گذشت چندين ماه از آنجايى كه دادگاه هيچ نشانى از همايون نيافت حكم طلاق اين زن را صادر كرد و حضانت بچه ها به او سپرده شد. اما هنوز يك هفته از صدور حكم نگذشته بود كه مردى به دادگاه مراجعه كرد و گفت من همايون شوهر مينا هستم.
اين مرد كه از صدور حكم دادگاه به شدت ناراحت بود، گفت؛ مينا دروغ گفته است، من در تمام مدتى كه او تقاضاى طلاق كرده بود در ايران بودم و با همسر و فرزندانم زندگى مى كردم. من و مينا بعد از اينكه با هم در ايران ازدواج كرديم به كانادا رفتيم ولى بعد از گذشت چند سال با هم دچار اختلاف شديم، مينا با مردى برزيلى آشنا شده بود و قصد داشت با او ازدواج كند. به همين خاطر تقاضاى طلاق كرد و دادگاه كانادا هم با اين جدايى موافقت كرد، اما دخترانم كه از تصميم مادرشان براى ازدواج با مرد برزيلى مطلع شده بودند از دادگاه خواستند با من زندگى كنند. مينا خيلى سعى داشت كه بچه ها را از من بگيرد. حتى يكبار به بهانه اينكه قصد دارد دختران مان را به مسافرت ببرد، آنها را از كانادا خارج كرد ولى من خيلى زود متوجه شدم و توسط پليس توانستم آنها را بازگردانم. تا اينكه بعد از مدتى همسرم گفت پشيمان شده و مى خواهد با من در ايران زندگى كند، من هم پذيرفتم و به ايران برگشتيم. در اين مدت هيچ مشكلى هم نداشتم. تا اينكه چند روز پيش مينا به خانه آمد و با عصبانيت بسيار زياد از من خواست تا خانه را ترك كنم، من دست دخترانم را گرفتم كه از خانه بيرون بروم اما همسرم حكم دادگاه را به من نشان داد و مدعى شد حضانت بچه ها به او سپرده شده است. ولى من در هيچ دادگاهى شركت نكرده بودم. وقتى با يك وكيل مشورت كردم متوجه شدم مينا با حقه و نيرنگ چنين كارى را انجام داده است.
با اعتراض همايون، پرونده دوباره به جريان افتاد و تحقيقات در خصوص اين پرونده آغاز شد و قاضى دادگاه حكم طلاق و حضانت بچه ها را لغو كرد. مينا كه اكنون در جايگاه متهم قرار گرفته بود درباره علت كارش به قاضى دادگاه گفت؛ چون دادگاه كانادا حاضر نشد به نفع من رأى دهد و بچه ها را به همايون داد اين نقشه را كشيدم. من مى خواستم با گرفتن حق حضانت بچه ها آنها را دوباره با خودم به كانادا ببرم تا هيچ كس نتواند آنها را از من بگيرد. من قصد ازدواج با يك مرد برزيلى را داشتم و از سويى نمى خواستم از بچه هايم جدا شوم براى همين نقشه كشيدم در ايران به صورت غيابى از همايون طلاق و حضانت فرزندانم را نيز به عهده بگيرم تا بتوانم با خيال آسوده با مرد برزيلى ازدواج كنم.
توطئه زن خيانتكار و پرستار جوان براى تصاحب اموال پيرمرد ۸۰ ساله
پرستارى كه با همدستى همسر يك پيرمرد، براى سرقت اموالش او را بيهوش كرده و باعث به كما رفتن وى شده است از سوى كارآگاهان تحت تعقيب قرار گرفت.
به گزارش رسيده صبح روز پنجشنبه زن جوانى به داديار كشيك دادسراى جنايى تهران مراجعه كرد و گفت؛ نامادرى ام و پرستار پدرم، قصد دارند پدرم را بكشند و اموالش را به سرقت ببرند.
اين زن كه پدرش روى تخت بيمارستان بسترى است در توضيح ماجرا گفت؛ پدرم ۸۰ سال سن دارد و با توجه به اينكه بيمار است و به خاطر كهولت سن اش نمى تواند كارهايش را خودش انجام دهد، براى وى يك پرستار مرد استخدام كرديم. در اين مدت كه مسعود پرستار پدرم بود روى كارهايش نظارت داشتيم. تا اينكه چند روز پيش مسعود پدرم را براى بررسى وضعيت بيمارى اش به بيمارستان برد.
به گفته مسعود پزشكان گفته بودند پدرم براى كنترل قند خونش بايد چند روزى در بيمارستان بسترى شود.
زن جوان افزود؛ چند روز بعد به ما خبر دادند پدرم در كما است. او حالش كاملاً خوب بود و اينكه يك دفعه به كما رفته، نشان مى داد كه برايش اتفاق خاصى رخ داده است. از سويى پزشكان به ما اعلام كردند پدرم بايد بيشتر تحت نظر باشد و به همين خاطر ما او را به بيمارستان جم منتقل كرديم. او در كما بود و پزشكان وضعيت وى را خطرناك اعلام كرده بودند، ما آنقدر نگران پدرم بوديم كه توجهى به چيزهاى ديگر نداشتيم تا اينكه از طريق آشنايان متوجه شديم مسعود و همسر دوم پدرم با هم دست به يكى كرده اند تا اموال پدرم را سرقت كنند.
دختر پيرمرد ۸۰ ساله در ادامه گفت؛ ماجرا از اين قرار است كه مسعود به پدرم مقدار زيادى داروى آرام بخش خوراند و سپس اثر انگشت او را روى كاغذى سفيد زد و اكنون مطابق نامه اى كه پدرم زير آن را انگشت زده يك سوم دارايى اش به نامادرى ام بخشيده شده است. وقتى اين موضوع را فهميدم تصميم گرفتم ماجرا را پيگيرى كنم و متوجه شدم، مسعود براى اينكه پدرم ديگر به هوش نيايد و اموال او به نامادرى ام برسد، در طول چند وقت اخير به تدريج به او سم مى خورانده است. مسعود حتى در اين مدت دسته چك و مقدارى از مدارك او را به سرقت برده است. در حال حاضر من از مسعود و نامادرى ام به خاطر كارهايى كه انجام داده اند شكايت دارم.
|
|
|
|
|
مرد ثروتمند در مجلس ختم خودش شركت كرد
به گزارش رسيده، مرد ميانسال زمانى براى اعلام شكايت به دادسرا مراجعه كرد كه يكى از اقوامش او را در خيابان ديد و گفت كه پسرش براى وى مراسم ختم برگزار كرده است.
وى درباره شكايتش گفت؛ دو روز پيش، يكى از اقوامم را در خيابان ديدم، جلو رفتم كه با او احوال پرسى كنم، ديدم او تعجب زده به من نگاه مى كند. جلو رفتم و به شوخى گفتم مرا شناختى، يك دفعه اشك در چشمانش حلقه زد و گفت: ما فاميلى داشتيم كه بسيار شبيه شما بود. وقتى ديدم تان به ياد او افتادم، امروز هم مراسم ختم او است. حرف هايش برايم غيرقابل باور بود. هر چه به او توضيح مى دادم ما فاميل هستيم و من همان كسى هستم كه او فكر مى كند، وى اصرار داشت كه من مرده ام.
بالاخره موفق شدم او را راضى كنم كه اشتباه مى كند. بعد فهميدم، پسرم به همه گفته است كه من مرده ام و قرار است در يكى از خيابان هاى بالاى شهر تهران هم براى من مجلس ختم برگزار كند.
حرف هايش خيلى برايم عجيب بود و نمى توانستم درك كنم پسرم براى چه اين كار را كرده است. اما به همراه آن فرد به محلى كه قرار بود مجلس ختم من در آنجا برگزار شود رفتيم.
اين مرد ادامه داد؛ وقتى به آنجا رسيديم، در كمال تعجب ديدم اعلاميه فوت مرا در قسمت هاى مختلف ديوار نصب كرده اند و همه فاميل جمع هستند و مقدار زيادى گل و پلاكاردهاى تسليت براى خانواده ام فرستاده اند. پسرم هم سياهپوش جلوى در ايستاده و از مردمى كه به مجلس مى آيند تشكر مى كند. نمى توانستم باور كنم چه اتفاقى افتاده است و خيلى برايم دردناك بود در حالى كه من زنده بودم، پسرم برايم مجلس ختم گرفته بود.
من براى بزرگ كردن پسرم زحمت زيادى كشيده بودم، هر چه مى خواست برايش فراهم مى كردم. حتى بارها از من خواست تا سرمايه اى به او بدهم تا كار جديدى شروع كند، من هم اين كار را كردم.
پسرم چندين بار ورشكسته شده بود، مى دانستم كه هر چه به او سرمايه دهم به باد خواهد داد، اما چون پسرم بود، دلم نمى خواست سختى بكشد و باز به او كمك مى كردم.
اين مرد ادامه داد؛ وقتى به مقابل محل برگزارى مجلس رفتم و پسرم را ديدم كه چطور راضى به مرگ من است و با تظاهر به ناراحتى با ديگران صحبت مى كند، خيلى عصبانى شدم. افرادى كه مرا در آنجا مى ديدند مى ترسيدند و هر كس حرفى مى زد و عكس العملى نشان مى داد. پسرم با مشاهده من شوكه شده بود و به من نگاه مى كرد. آنجا را ترك كردم و ديگر بعد از آن حاضر نشدم او را ببينم. پسرى كه راضى به مرگ پدرش باشد تا به خواسته هاى مادى اش برسد، به درد هيچ پدرى نمى خورد. او مى خواست با اين كار اموال مرا تصاحب كند و اكنون بايد به مجازات برسد.
با اعلام شكايت اين مرد پسر وى دستگير شد و پذيرفت كه به دروغ به اقوامش گفته كه پدرش فوت كرده است.
او در توضيح علت كارش گفت؛ من با پدرم اختلاف داشتم و مى خواستم با اين كارم با او تسويه حساب كنم. به همين خاطر هم به همه گفتم پدرم فوت شده است. او هميشه مرا تحقير مى كرد و مى گفت؛ پسرى بى لياقت هستم و هميشه در كارهايم شكست مى خورم. من هميشه از رفتار پدرم ناراحت بودم.
وى افزود؛ مدتى قبل به فكر اجراى اين نقشه افتادم و دنبال فرصتى بودم تا اين كار را انجام دهم و زمانى كه فهميدم پدرم در جريان قرار نخواهد گرفت چنين نقشه اى را اجرا كردم چون فكر مى كردم او در شهرستان است اما وى در مجلس ختم حاضر و همه چيز خراب شد.
بنابر اين گزارش هم اكنون تحقيقات از پسر جوان ادامه دارد.
پسر ۱۵ ساله قربانى شكنجه جوان شيطان صفت شده است؟
تحقيقات ۵ قاضى شعبه ۷۷ دادگاه كيفرى استان تهران براى بررسى علت دقيق مرگ نوجوانى كه ساعاتى قبل از مرگ مورد تجاوز قرار گرفته بود آغاز شد.
به گزارش رسيده چندى قبل مأموران گشت نيروى انتظامى جسد پسر نوجوانى را در بيابان هاى حاشيه تهران پيدا كردند و پس از بازرسى دقيق محل كشف جسد، جنازه به پزشكى قانونى انتقال يافت و پليس موظف شد هويت اين پسر نوجوان را شناسايى كند. ابتدا اسامى و مشخصات نوجوانانى كه از سوى خانواده هايشان به عنوان گمشده اعلام شده بودند مورد بررسى قرار گرفت و در ميان افراد ناپديد شده پليس آدرس خانواده اى را پيدا كرد كه اعلام كرده بودند فرزند ۱۵ ساله شان از دو شب قبل گم شده است. بنابراين خانواده نوجوان ۱۵ ساله براى شناسايى جسد به پزشكى قانونى احضار شدند. آنها بعد از مشاهده پيكر بى جان پسر ناشناس اعلام كردند جسد متعلق به پسر ۱۵ ساله شان به نام سعيد است. مادر اين نوجوان در بازجوئى ها گفت؛ پسرم صبح زود براى رفتن به مدرسه از خانه خارج شد اما ديگر بازنگشت. ما همه مكان هائى را كه حدس مى زديم پسرم به آنجا رفته باشد گشتيم اما او را پيدا نكرديم تا اينكه شوهرم تصميم گرفت پليس را در جريان قرار دهد.
در همين حال تحقيقات اوليه نشان داد هيچ آثارى از ضرب و جرح روى پيكر سعيد وجود ندارد.
بنابراين دستور كالبدشكافى جسد براى تعيين علت دقيق مرگ صادر شد. وقتى جسد به صورت تخصصى مورد بررسى قرار گرفت، مشخص شد اين پسر قبل از مرگ مورد تجاوز قرار گرفته است. مشخص شدن اين موضوع روند تحقيقات را تغيير داد و مأموران در شاخه اى ديگر از بررسى هاى خود بر آن شدند كه فرد متجاوز را شناسايى كنند.
ماموران در جريان تحقيقات تخصصى خود دريافتند فردى كه سعيد را مورد تعرض قرار داده جوانى ۱۹ ساله است كه از مدت ها قبل در همسايگى سعيد زندگى مى كرده است.
بنابراين جوان ۱۹ ساله بازداشت شد. وى در بازجوئى ها به جرم خود اعتراف كرد و گفت؛ من سعيد را مورد تجاوز قرار دادم. ابتدا به بهانه اى او را به بيابان كشاندم و سپس نقشه ام را اجرا كردم اما زمانى كه من سعيد را ترك كردم او زنده بود و هيچ مشكلى نداشت و من در مرگ وى نقشى نداشته ام.
در اين ميان بازرسى بدنى از جوان ۱۹ ساله نشان داد آثار جراحت و كبودى روى بدنش ديده مى شود. وى در مورد اين آثار گفت؛ وقتى قصد تجاوز به سعيد را داشتم با هم درگير شديم و جراحات روى بدنم به خاطر درگيرى بين من و سعيد است.
سرانجام پرونده اين جوان ۱۹ ساله براى بررسى بيشتر به شعبه ۷۷ دادگاه كيفرى استان تهران فرستاده شد. قاضى ساعى و ۴ قاضى مستشار با توجه به اينكه پزشكى قانونى هنوز علت اصلى مرگ سعيد را مشخص نكرده است به متخصصان دستور دادند علت اصلى مرگ اين نوجوان را تعيين كنند تا مشخص شود سعيد بر اثر آثار تجاوز جان باخته است يا اينكه او را به شكل ديگرى به قتل رسانده اند.
|
|
|
|
|
قتل مرموز چهره ماندگار مدرسه سازى ايران
غلامرضا مردانى آذر به دست يك ميهمان جنايتكار به قتل رسيده است. وى كه در روزنامه هاى ايران با عنوان چهره ماندگار مدرسه سازى ايران ناميده شده به دست ميهمان جنايتكار خود به طرز دلخراشى به قتل رسيد.
به گزارش رسيده جسد اين مرد ۸۰ ساله ساعت ۳۰ دقيقه بامداد روز يكشنبه گذشته در دفتر كارش واقع در خيابان ايرانشهر پيدا شد و كارآگاهان جنايى تهران هم اكنون تحقيقات گسترده اى را براى افشاى راز اين جنايت آغاز كرده اند.
از پدرم خبرى ندارم
دقايق پايانى روز شنبه گذشته زنى هراسان خود را به كلانترى ۱۰۷ فلسطين رساند و در حالى كه به شدت مضطرب بود گفت: «پدرم امروز طبق معمول به شركت آسانسورسازى خودش واقع در خيابان ايرانشهر مراجعه كرد، اما پس از آن ديگر خبرى از او نشد و من چند بار با دفتر وى و تلفن همراهش تماس گرفته ام اما او به تلفن جواب نمى دهد و اكنون به شدت نگران پدرم هستم.»
ماموران پس از شنيدن اظهارات اين زن متوجه شدند پدر وى مردى ۸۰ ساله به نام غلامرضا مردانى آذر است كه به عنوان مردى خير و چهره ماندگار مدرسه سازى در ايران شناخته مى شود.
آنها براى اطلاع از سرنوشت مرد مسن در ساعت ۳۰ دقيقه بامداد روز يكشنبه به دفتر كار وى رفتند اما هرچه زنگ در را به صدا درآوردند كسى در را به رويشان نگشود تا اينكه بالاخره قفل در را شكستند و وارد شركت آسانسورسازى شدند.
ماموران پس از ورود به دفتر شركت جسد غلامرضا را در حالى كه دور سرش يك كيسه پلاستيكى كشيده شده و با چند چسب بسته شده بود، پيدا كردند. به اين ترتيب گروهى از افسران مبارزه با قتل پليس آگاهى تهران مأموريت يافتند تا راز اين جنايت را فاش كنند.
كارآگاهان در جريان تحقيقات خود متوجه شدند قاتل يا قاتلان به راحتى وارد قربانگاه شده و به احتمال زياد با مقتول آشنايى قبلى داشته يا خودشان را مشترى معرفى كرده اند.
از سوى ديگر برخى از شواهد اين فرضيه را كه وى با انگيزه سرقت از پاى درآمده است پيش روى كارآگاهان قرار داد.
از سويى زمانى كه پليس در صحنه جنايت حاضر شد چراغ هاى شركت روشن بود و اين موضوع نشان مى داد غلامرضا هنگام قتل هنوز كار روزانه خود را به پايان نرسانده و پيش از آنكه تصميم به ترك محل كار خود بگيرد از سوى جانى يا جانيان غافلگير شده بود.
همچنين سن بالاى مقتول امكان مقابله و مقاومت در برابر عامل يا عاملان اين جنايت را از وى سلب كرده و آنها توانسته بودند به راحتى به سوى اين مرد هجوم ببرند و با كشيدن كيسه پلاستيكى به دور سرش او را خفه كنند.
پس از پايان بازرسى از قتلگاه پيرمرد و جمع آورى شواهد موجود پيكر قربانى براى انجام آزمايش هاى تخصصى به پزشكى قانونى انتقال يافت.
در ادامه دختر غلامرضا تحت بازجوئى قرار گرفت و گفت: من به شخص خاصى مظنون نيستم و زمانى كه پدرم به تلفن همراهش پاسخ نداد به شدت نگران شدم و موضوع را به كلانترى اطلاع دادم پدرم مردى مهربان و خير بود و با هيچكس دشمنى نداشت. اما نمى دانم چه افرادى و با چه انگيزه اى او را كشته اند.
ميهمان جنايتكار
كارآگاهان در ادامه تحقيقات خود براى رازگشايى اين معماى جنايى به سراغ منشى غلامرضا رفتند و او را تحت بازجوئى قرار دادند.
منشى وى به پليس گفت: مردانى روز حادثه طبق معمول كارهاى روزانه اش را انجام داد و بعدازظهر به من گفت با فردى قرار ملاقات دارد و براى همين زمان بيشترى در دفتر مى ماند. او سپس به من گفت به احتمال زياد كارش به طول مى انجامد و من مى توانم به خانه ام بروم.
من نيز با اجازه غلامرضا محل كارم را ترك كردم و ديگر خبرى از او نداشتم تا اينكه به من اطلاع دادند كه وى را به قتل رسانده اند.
منشى در ادامه گفت: من نمى دانم ميهمان غلامرضا چه كسى بود و با وى چه كار داشت و اصلاً سئوالى هم در اين باره نپرسيدم.
هم اكنون تيم ويژه اى از كارآگاهان جنايى تهران مشغول تحقيق درباره قتل مرد نيكوكار هستند.
بنابر اين گزارش غلامرضا مردانى آذر كه تاكنون ۳۰ مدرسه ساخته و بيش از ۳۲ ميليارد تومان در اين راه هزينه كرده از سال ها قبل به عنوان چهره ماندگار مدرسه سازى در ايران معرفى شده بود.
وى در سال ۱۳۰۵ در شهر تبريز متولد شد و در سال ۱۳۷۹ مدرسه سازى را آغاز كرد و اولين مدرسه اهدايى خود را در استان آذربايجان شرقى ساخت. وى تا سال ،۱۳۸۰ ۲۳ مدرسه، ۵ خوابگاه و ۵ پانسيون به وسعت ۱۰۳ هزار متر مربع با هزينه ۲۷ ميليارد تومان احداث كرد كه در اين مدارس قريب به ۱۰ هزار دانش آموز در حال تحصيل هستند
زن جوان در چنگ سه شرور اسير شد
بهاى گزاف حذف نام شوهر سابق از شناسنامه
سه جوان فريبكار زنى را كه قصد داشت با حذف نام شوهر سابقش از شناسنامه دوباره ازدواج كند مورد تجاوز قرار دادند.
اين زن ۲۷ ساله در شكايت خود گفت: يك سال پيش از شوهرم جدا شدم و تصميم گرفتم دوباره ازدواج كنم، اما از آنجايى كه به خواستگارم نگفته بودم قبلاً ازدواج كرده ام، به ثبت احوال مراجعه كردم تا اسم شوهر سابقم را از شناسنامه پاك كنم. وقتى فهميدم اين كار مشكل است از ثبت احوال خارج شدم، مقابل در بودم كه جوانى مرا صدا زد و گفت: مى تواند از طريق آشنايانش اين كار را انجام دهد. من هم خوشحال شدم و شماره تلفن او را گرفتم. فرداى آن روز با وى تماس گرفتم و مداركى را كه گفته بود برايش بردم. بعد از گذشت چند روز مرد جوان مدعى شد كه شناسنامه آماده است و از من خواست تا ۷۰ هزار تومان پول هم به عنوان دستمزد برايش ببرم. قرار ما مقابل يك كارخانه بود. سرقرار حاضر شدم، وحيد منتظر من بود، از من خواست تا براى گرفتن شناسنامه به خانه اش بروم. اما وقتى سوار ماشين شدم ترسيدم. وحيد به اتفاق ۲ دوستش در ماشين بودند، آنها تهديد كردند فقط در صورتى حاضر هستند شناسنامه را بدهند كه من همراهشان بروم. به همين خاطر مجبور شدم اين كار را بكنم. وقتى وارد خانه شديم سه جوان مرا به زور مورد تجاوز قرار دادند و بعد رهايم كردند.
زن جوان ادامه داد ابتدا مى خواستم سكوت كنم و چيزى نگويم، اما بعد پيش خود گفتم كه ممكن است آنها سر زنان ديگرى هم چنين بلايى بياورند به همين خاطر تصميم گرفتم شكايت كنم.
با اعلام شكايت زن جوان با راهنمائى پليس زن جوان با وحيد تماس گرفت به بهانه اينكه مايل است يكبار ديگر با هم باشند را به او اطلاع دهد با او قرار ملاقاتى ترتيب داد و مأموران در عملياتى غافلگيركننده وحيد را سر قرار بازداشت كردند.
پليس در ادامه تحقيقات خود با همكارى اين متهم مصطفى و متهم سوم كه نام او هم وحيد است را دستگير كردند.
دو پيرزن در خانه شان به قتل رسيدند
كارآگاهان اداره آگاهى تهران تحقيقات گسترده خود را براى رديابى عاملان قتل دو پيرزن كه در منزل مسكونى شان از پاى درآمده اند آغاز كردند.
به گزارش رسيده قتل دلخراش اين دو زن زمانى به پليس گزارش شد كه نوه يكى از دو پيرزن كه براى سرزدن به منزل مادربزرگش رفته بود، با اجساد آنها روبرو شد.
ساعت ۲۳/۳۰ شامگاه شنبه پسر جوانى با پليس ۱۱۰ تماس گرفت و گفت مادربزرگش و زنى كه همخانه او بوده است به طرز دلخراشى به قتل رسيده اند. بلافاصله مأموران در محل حاضر شدند و تحقيقات جنايى خود را آغاز كردند. بررسى هاى اوليه نشان داد دو مقتول به نام هاى خديجه ۵۷ساله و صوفيا ۷۰ساله از مدت ها قبل تنها زندگى مى كردند و خديجه مستاجر صوفيا بوده است.
از سويى بنا به شواهد اوليه اين دو زن با ضربات متعدد چاقو به قتل رسيده بودند.
در ادامه تحقيقات اجساد به پزشكى قانونى فرستاده شد و كارشناسان بررسى صحنه جرم كار خود را براى بازرسى محل جنايت آغاز كردند. اين مرحله از بررسى هاى پليس نشان داد قاتل يا قاتلان از تنهايى اين دو زن مطلع بودند و احتمالاً با انگيزه سرقت وارد منزل شده اند چرا كه وسايل خانه كاملاً به هم ريخته و جواهرات هر دو زن به سرقت رفته بود.
بازپرس در ادامه براى به دست آوردن سرنخ، نوه صوفيا را كه اجساد را پيدا كرده بود، تحت بازجوئى قرار داد. وى گفت: براى سرزدن به مادربزرگم به خانه او رفتم اما هر چه در زدم كسى در را باز نكرد، بعد به طريقى وارد منزل شدم تا ببينم چه اتفاقى افتاده است، مى دانستم مادربزرگم جايى نرفته و در خانه است.
وقتى به داخل خانه رفتم چندين بار او را صدا زدم كه جواب نداد، چراغ ها روشن بود من به داخل اتاق مادربزرگم رفتم و ديدم كه جسدش غرق در خون روى زمين افتاده است.
پسر جوان در ادامه گفت: به اتاق دوست مادربزرگم رفتم، خيلى وحشت زده بودم متوجه شدم، او هم مرده و جسدش غرق در خون داخل اتاق افتاده است. در حالى كه از ديدن اين صحنه ها شوكه شده بودم با پليس تماس گرفتم و موضوع را خبر دادم.
بنابر اين گزارش هم اكنون تحقيقات كارآگاهان اداره دهم آگاهى تهران براى رديابى عامل يا عاملان اين جنايت فجيع ادامه دارد.
اعتراف به جنايت پس از ۱۲ سال
مرد تبهكارى كه به اتهام سرقت مسلحانه دستگير شده، اعتراف كرد ۱۲ سال پيش مردى را به قتل رسانده است.
اين قاتل كه «عبدالحميد ش.» نام دارد در سال ۷۸ در يك درگيرى مسلحانه با مأموران انتظامى كه منجر به مجروح شدن فرمانده حوزه شد مجروح و از محل متوارى شد ولى پس از مدتى توسط مأموران به اتهام سرقت مسلحانه و درگيرى با پليس دستگير و پس از تشكيل پرونده راهى زندان شد.
ماموران به منظور تهيه مدارك و مستندات كافى با بهره گيرى از اطلاعات مردمى اقدامات گسترده اى را آغاز كردند تا اينكه پس از مدت ها تحقيق و بررسى با توجه به مدارك تهيه شده وى را در تاريخ ۱۳ آذرماه با هماهنگى مراجع قضائى از زندان تحويل گرفتند تا از وى بازجوئى هاى فنى- پليسى انجام دهند.
متهم در بازجوئى ها پس از ۷ سال به جرم خود مبنى بر قتل و سرقت مسلحانه با همدستى فردى به نام غلام اعتراف كرد و مأموران بلافاصله محل اختفاى همدست وى را شناسايى و با تيمى مجهز به محل عزيمت و در يك اقدام ضربتى وى را در منطقه كورين دستگير كردند كه با ارائه مدارك كافى توسط پليس وى هم به جرم خود اعتراف كرد.
قاتل به نام «عبدالحميد ش.» در بازجوئى هاى پليسى اظهار داشت: در سال ۷۳ به همراه دو نفر از جلوى ترمينال قديم زاهدان خودرو «عبدالرحمان غ.» را بطور دربست به مقصد خيابان خيام كرايه و پس از هدايت خودرو به داخل كوچه اى خلوت با انداختن شال به گردن راننده، وى را خفه و جسدش را در بيرون از شهر رها كرديم.
متهم در ادامه بازجوئى گفت: همچنين در سال ۷۷ به اتفاق غلام با يك دستگاه موتورسيكلت در بلوار جمهورى در تردد بوديم و به يك دستگاه خودرو پيكان وانت روشن و بدون سرنشين برخورد كرده كه قصد سرقت خودرو را داشتيم كه ناگهان راننده خودرو متوجه عمل ما شد و تلاش كرد مانع سرقت شود.
من نيز با سلاحى كه همراه داشتم وى را مجروح كردم و وى به علت شدت جراحات وارده فوت شد، همچنين در سال ۷۷ اقدام به سرقت مسلحانه يك دستگاه وانت تويوتا كرديم.
بنا بر اين گزارش هم اكنون تحقيقات از عبدالمجيد و همدستش ادامه دارد و پليس در تلاش است تا جرايم احتمالى ديگر آنان را فاش كند.
سوگند براى اثبات بى گناهى
مراسم قسامه ۲ مرد كه متهم به آتش زدن جوانى در تهران هستند، با اعتراض اولياى دم به درگيرى منجر شد.
به گزارش رسيده سه سال پيش مرد جوانى به نام شهريار كه به شدت دچار سوختگى شده بود به بيمارستان انتقال يافت، اما ساعاتى بعد به علت شدت جراحات جان باخت و نتوانست درباره علت حادثه به مأموران توضيح دهد.
اين در حالى بود كه پدر و مادر شهريار پس از مرگ فرزندشان اعلام كردند او به قتل رسيده است و از ۲ همسايه خود به نام هاى جلال و منوچهر شكايت دارند. برادر شهريار در بازجوئى ها گفت: برادرم با جلال و منوچهر اختلاف حساب داشت. آنها ساعاتى قبل از حادثه از شهريار خواسته بودند تا براى حل مشكل با هم صحبت كنند اما بعد از صحبت دعوايشان شده بود و شهريار را به شدت كتك زده بودند.
وى افزود: ما ديگر از شهريار خبرى نداشتيم تا اينكه اهالى محل فريادزنان گفتند شهريار آتش گرفته است، بلافاصله خودمان را به برادرم رسانديم و ديديم شهريار در حالى كه به شدت سوخته است زير ماشين منوچهر قرار دارد. منوچهر را صدا زديم و از او خواستيم كه ماشين را بردارد، اما گفت سوئيچ ماشين همراهش نيست. بالاخره بعد از چند دقيقه ماشين را برداشت و ما شهريار را بلند كرديم، دست هايش بسته بود. ما دست هايش را باز كرديم و بعد به بيمارستان رسانديم و مى دانيم كه برادرم خودسوزى نكرده است بلكه او را منوچهر و جلال به قتل رسانده اند.
پس از اظهارات برادر مقتول منوچهر و جلال براى تحقيقات بيشتر بازداشت شدند، اما به آتش زدن شهريار اعتراف نكردند و گفتند: ما هم مثل بقيه دير فهميديم كه شهريار خودش را آتش زده است و از اينكه حادثه چطور اتفاق افتاده، خبر نداريم.
آنها گفتند: ما با شهريار اختلاف داشتيم اما او را به قتل نرسانده ايم و از انگيزه خودسوزى اش هم خبر نداريم. اين در حالى بود كه خانواده مقتول همچنان اصرار مى كردند دست هاى شهريار هنگام آتش گرفتن بسته بوده است.
بازپرس در شاخه اى ديگر از تحقيقات خود از كارشناسان آتش نشانى خواست تا درخصوص عمدى بودن آتش سوزى اظهارنظر كنند، اما كارشناسان اعلام كردند هيچ دليلى مبنى بر عمدى بودن آتش سوزى وجود ندارد و به نظر مى رسد شهريار خودسوزى كرده است. با اين حال پرونده با صدور كيفرخواست به دادگاه كيفرى استان تهران فرستاده شد و در نهايت قاضى پس از محاكمه جلال و منوچهر به دليل نبودن ادله كافى دو متهم را تبرئه كرد.
پس از صدور حكم تبرئه با اعتراض اولياى دم پرونده به ديوان عالى كشور فرستاده شد و قضات ديوان پس از بررسى پرونده اعلام كردند دو متهم بايد به قرآن و خداوند سوگند ياد كنند كه مرتكب قتل شهريار نشده اند و هفته گذشته ۵ قاضى مراسم سوگند خوردن دو متهم را برگزار كردند، پس از سوگند خوردن دو متهم اولياى دم كه همچنان اصرار داشتند فرزندشان به دست منوچهر و جلال به قتل رسيده است با عصبانيت نظم دادگاه را به هم ريختند و به طرف متهمان حمله ور شدند. اين درگيرى به خارج از محوطه دادگاه نيز كشيده شد ولى در نهايت با حضور مأموران حراست دادگاه كيفرى درگيرى پايان يافت.
فرزندم را در بيمارستان عوض كرده اند
مردى با مراجعه به دادسراى جنايى تهران طى شكايتى عجيب مدعى شد نوزاد او را در بيمارستان با نوزادى ديگر عوض كرده اند.
به گزارش رسيده اين مرد در شكايت خود گفت: پس از آنكه همسرم باردار شد هر دو به شدت خوشحال شديم و در انتظار تولد فرزندمان روزشمارى مى كرديم. در اين مدت خيلى از همسرم مراقبت كردم و تمام توجه مان به اين موضوع معطوف شده بود كه به بچه مان آسيبى نرسد.
در اين مدت چند بار همسرم سونوگرافى شد و هر دفعه پزشكان با قاطعيت اعلام كردند فرزندمان دختر است. ما در اين مدت براى او وسائل و لباس و اسباب بازى تهيه كرديم و حتى پس از مشورت چند اسم هم برايش درنظر گرفتيم تا در نهايت يكى را انتخاب كنيم.
اين مرد افزود: سرانجام روز هفتم ماه جارى همسرم را به زايشگاهى در جنوب تهران منتقل كرديم تا او وضع حمل كند. پس از زايمان همسرم به خلاف انتظارمان يك نوزاد پسر را به ما نشان دادند و گفتند اين فرزند شما است. ما از ديدن اين پسر شوكه شديم و به مسئولان بيمارستان گفتيم طبق نتايج سونوگرافى فرزند ما بايد دختر باشد.
اين موضوع وقتى پيچيده و بغرنج شد كه متوجه شديم آن نوزاد پسر نقص عضو هم دارد و ستون فقراتش دچار مشكل و دستش نيز فلج است هر چند مسئولان بيمارستان اصرار داشتند كه اين نوزاد فرزند ما است، اما من و همسرم كه مطمئن بوديم بچه ما دختر است از تحويل گرفتن اين نوزاد خوددارى كرديم و پس از چند روز آن نوزاد فوت شد.
مرد شاكى در ادامه اظهارات خود گفت: ما مطمئن هستيم فرزندمان دختر است و او را در بيمارستان با يك نوزاد ناقص الخلقه عوض كرده اند و اكنون من از مسئولان بيمارستان شكايت دارم و مى خواهم بچه ام را تحويل بگيرم.
|
|
|
|