|
تهران داغ داغ داغ -على مستعلى زاده- تهران
براى جلوگيرى از تجاوز به زور چادر سرتان كنيد- دستور رئيس پليس
همدستى پليس و كلاهبردارها در دزديدن پول صدو هفتاد هزار نفر مردم جنوب كشور
آمار قتل با سلاح گرم نشان ميدهد كه اسلحه در كشور فراوان شده است
نيروى انتظامى با نزديك به يك ميليارد هزينه مجهز ميشود اما آيا عليه آخوندها هم اقدامى ميكند؟
ماجراى قتل سرمايه دار آذرى بعد از اخطار وزارت اطلاعات به او
مردى كه ميلياردها پول آورد و ده ها مدرسه ساخت
فرمانده نيروى انتظامى در تلويزيون درباره فيلمهاى سكسى چى گفت؟
تهران سرد است و هر روز خبرهايش سردتر شده و اميد از دل مردم بيرون ميرود و هر روز فساد و تباهى بيشتر دامنگير ما ميشود. بعضى فكر ميكنند اينها شعار است. اما اين هفته نه از همايش مسخره هولوكاست و نه از بلائى كه دانشجويان در دانشگاه اميركبير بر سر نماينده منتخب خامنه اى كه احمدى نژاد باشد آوردند و نه از انتخابات مسخره خبرگان و شوراها نمينويسم. فقط و فقط بهترست كه كارنامه نيروى انتظامى را در يك هفته بررسى كنيد. در اين هفته مدام فرماندهان به خصوص سردار احمدى مقدم كه باجناق احمدى نژادست در تلويزيون بودند و به مردم دروغ گفتند و شعار دادند و در عين حال از ناكامى هاى خود آمار دادند گيرم تقصير همه چيز را يا به گردن خارجى انداختند و يا بدحجاب هاى داخلى. اين در حالى است كه در يك سال گذشته نيروى انتظامى به اندازه پنج سال با دستور احمدى نژاد برايشان وسايل و تچهيزات خريده به حقوق هايشان اضافه كرده اند. پس اين هفته از همه بگذريم و فقط به بررسى عملكرد پليس بپردازيم كه كارنامه درخشانى دارد. خيلى ها فكر ميكنند كه بالاخره همين پليس به دستور احمدى نژاد قال آخوندها را خواهد كند و دست كم دارودسته هاشمى را دستگير خواهد كرد. اما اين خيال خامى است چرا كه اين ها همه فشارى به مردم ميآورند ولى در جلو آخوندها دستبوس هستند. مگر گفته راننده تاكسى ها درست باشد كه ميگويند صبر كنيد رابطه شان بيشتر از اين ها به هم بخورد و يك بار خامنه اى هم عليه اينها حرفى بزند آن وقت خواهيد ديد كه نجات ايران به دست همينهاست. پس تا آن موقع ناچاريم فقط كارهايشان را تماشا كنيم.
تجاوز تقصير زنهاست
اين برگى از خاطرات يكى از دانشجويان روزنامه نگارى است كه در نشريه دانشجوئى «كاغذ» چاپ شده است. در لابلاى آن نكته هائى به چشم ميايد كه حرفهايش را گفته و از ستاره دار شدن و توقيف نشريه هم جلوگيرى كرده است:
هرروزبه عنوان يك حادثه نويس با خودم مرورمى كنم، ازامروزديگه سوارشدن به خودروشخصى ممنوعه؛ به خودم ميگم هر روزتوى گوش مردم فرياد مى زنيم ازسوارشدن به خودروشخصى پرهيز كنيد، اما خودمان هم اين كارو نمى كنيم. به نظر مى رسد چاره اى وجود ندارد يا تاكسى نيست يا عجله دارى يا وقتى يك مسافر زن داخل خودرو مى بينى مى گى ولش كن يك زن ديگر هم هست. امروز هم ولش تا فردا؛ بعد هم سوار مى شيم به اميد پياده شدن در مقصد با صحت كامل، اما تو لحظه سوار شدن و راه افتادن خودرو يك لحظه از ذهنم عبورمى كند راستى قربانيان متعدد تجاوز به عنف هم، پيش از سوار شدن به خودروهاى شخصى، به اين چيزها فكر مى كردند؟! دراين لحظه سوار خودرو شخصى شده ا م؛ اما فرياد هاى بى امان ذهنم نهيب مى زند: بالاخره حادثه يكبار اتفاق مى افتد...
حالا ديگر مثل گذشته نيست، با اطمينان مى گويد: اوضاع بدتر نشده؛ بهتر هم شده است. با سپردن كار رسيدگى به اين پرونده ها به كارآگاهان، شدت عمل پليس در برخورد با مجرمان اين حوادث افزايش يافته است؛ به طورى كه ميزان كشف و دستگيرى متهمان اين پرونده ها كه در گذشته كمتر اتفاق مى افتاد، افزايش قابل ملاحظه اى پيدا كرده است و شايد اين رشد به دليل آن باشد كه امروز يك تعريف جنايى از تجاوزات به عنف وجود دارد. اما همه شان ميگويند اينهائى كه ميگيريم يك ده عاملان اصلى نيستند. چرا كه اولا قربانيان جرأت ابراز ماجرا را ندارند چون خوف دارند از پدر و برادر خودشان به خصوص اگر حزب اللهى باشند همان بلائى كه بر سر خواهر فرمانده بسيج خراسان آمد كه برادرش وى را كشت. آن دختر كه نامش زهراگل بود ميدانست چه بلائى در انتظار اوست و نميخواست فاش كند راز را. اما بدنش تاب نياورد و خونريزى كرد و بعد هم قاتل روى پيامگير تلفنشان پيام گذاشته بود. برادر غيرتى اصلا گامى براى شناختن و به مجازات رساندن كسى كه به خواهرش تجاوز كرده بود برنداشت، شايد هم فكر كرد كه بهترست موضوع شكافته نشود و نام وى در خطر نيفتد. اما خواهر بيگناهش را كشت. زهرا گل در نامه اى كه چند ساعت قبل از مرگ براى دوستش [دخترخاله اش ] نوشته از وى زهر خواسته و خودش ميخواسته خود را بكشد اما برادر ها كار وى آسان كردند.
هفته گذشته سردارجعفرى، معاون آگاهى نيروى انتظامى با شهامت در تلويزيون ظاهر شد و اولا سينه صاف كرد و گفت كه از اين ماجراها هر شب ده ها بار اتفاق ميافتد كه از هر سى تا به نظرم يكى به اطلاع پليس ميرسد و از هر پنج تا ما عوامل يكى را دستگير ميكنيم و انتظار داريم كه مجلس با تغيير قانون دست ما را در اعدام بازتر بگذارد. او از تغيير اولويتهاى ناجا در رسيدگى به پرونده هاى تجاوز به عنف، سخن مى گويد واشاره مى كند كه اين جرم امروزبه عنوان جرمى جنايى مورد پيگرد قرارمى گيرد واين درحاليست كه درگذشته به عنوان يك مسئله اخلاقى در چارچوب مأموريتهاى مفاسد اجتماعى قرار داشت.
به اعتقاد او، هنوزهم وضعيت فرهنگى واجتماعى، قربانيان حوادث تجاوزبه عنف را تحت فشارمى گذارد به طورى كه براى فاش نشدن ماجرا وترس ازنزديكان حاضربه شكايت نيستند. اين در حاليست كه جامعه بايد آمادگى پذيرش حوادث رخ داده در اين باب را پيدا كند و البته اين موضوع نيازمند كاركرد آموزشى است. سردارجعفرى با بيان اين كه هرزمان اين امكان وجود دارد كه شاهد حوادث تلخى همچون باغ خرمالو باشيم، با افسوس مى گويد: اولين بار پليس زمانى در جريان اين حادثه قرار گرفت كه نهمين قربانى اعلام شكايت كرد، حال اگر اولين قربانى پس از رهايى اعلام شكايت مى كرد، شايد ۸ نفر ديگر مورد تعرض قرارنمى گرفتند.
وى اطمينان خاطرمى دهد كه: تجاوزبه عنف جرمى است كه مجرم آنقدر جرمش را تكرارمى كند تا دستگيرشود واگردستگير نشد، بدين معناست كه مى تواند با خيال راحت ازاين كه قربانيان از ترس آبرووفاش شدن هويت، موضوع را به پليس اعلام نمى كنند، مبادرت به ارتكاب جرم كند.
اين آقاى سردار هيچ فكر نميكند كه اگر خواهر خودش موضوع باشد آيا همين طور حرف ميزد و قربانى را هم مقصر قلمداد ميكرد. چون كه قربانى هم لابد علتى دارد كه به خلوت ميرود و بعد هم لباس هاى مخصوص مى پوشد. سردار ميگويد بر اساس تحقيقات به عمل آمده در برخى موارد، قربانيان فريب وعده هاى دوستى متجاوزان را خورده و پس از اغفال به مكانهاى خلوت كشانده شده و در فرصتى مناسب مورد تعرض قرار گرفته اند. از سوى ديگر در بيشتر حوادث رخ داده در اين باره زنان و دختران جوان پس ازسوارشدن برخودروهاى شخصى مسافركش و يا خودروهاى مدل بالا كه به طورمعمول كمتر اقدام به جا به جايى مسافرمى كنند، خودرو از مسير اصلى منحرف شده وازسوى راننده و يا با همدستى سرنشينان در نقاط كم تردد و حاشيه مورد آزار جنسى مسافركش نماها قرار گرفته اند؟
سردارجعفرى مى گويد: در موارد بررسى شده، مكررا با پرونده هائى مواجهيم كه رفتارهاى قربانى، مقدمات وقوع جرم عليه خود او را فراهم كرده بود؛ فردى كه جرم عليه وى رخ داده، از ماهها قبل با متهم ارتباط داشته است و در اين ميان يك رابطه دوستانه و يا خواستگارى از دختر جوان در ادامه با يك رابطه غيراخلاقى و دور از نظارت خانواده ادامه پيدا كرده است. در حالى كه نيات پليد و شيطانى مجرم از ابتدا مشخص بوده و سرانجام متهم با اعتماد جلب شده، طعمه اش را به محلى كشيده و ناگهان ۵ نفر عليه وى اقدام مى كنند. از سويى ديگر اين واقعيت است كه قربانيان به دلايلى همچون وضع نامناسب پوشش و ظاهرشان، زمينه اى را در جامعه مهيا كرده اند كه از سوى مجرمان هدف قرار بگيرند.
سردارجعفرى معتقد است: وقوع تجاوزبه عنف رابطه مستقيمى با وضعيت فرهنگى واجتماعى شهرها دارد. درشهرهايى كه بافت فرهنگى شان قديمى است، اساسا زمينه وقوع اين جرم كمتر است، اما در كلانشهرهايى همچون تهران، اصفهان، و... به دليل گستردگى و تنوع قوميت ها و سرازيرى جمعيت مهاجر به اين شهرها، كنترل اجتماعى كمتر شده است و از سوى ديگر نيز نبود انسجام فرهنگى در اين فضا زمينه وقوع تجاوزات به عنف را فراهم كرده است.
آقاى معاون آگاهى ناجا وقتى با سئوال گوينده سيما روبرو ميشود كه از وى مى خواهد جواب بدهد كه ريشه هاى زمينه ساز اين گونه جرايم چيست و چرا روز به روز بيشتر ميشود با صراحت مى گويد: رفتار برخى زنان در كلانشهرها، رفتارى ناهنجار است. نوع مراوده و برخوردهاى اجتماعى زنان با مردان، آرايش هاى وسوسه انگيز زنان و دختران جوان و پوشش هائى كه براحتى جلب توجه مى كند، رفتارى كه از ويژگى شرعى و ايرانى فاصله گرفته است.
اين كارشناس انتظامى براى روشن شدن تكليف اين نابسامانى مى گويد: انتظار نداريم، تجاوز به عنف در شهرهايى با بافت قديمى و فرهنگى همچون يزد يا نائين مشابه كلانشهرها رخ دهد، چرا كه در اين نقاط كنترل و نظارت اجتماعى به خوبى ايفاى نقش مى كند. دوباره به سراغ مسافركش نماها مى رويم. وى يكى از دلايل كاهش وقوع تجاوزات به عنف كه از يك نقطه شروع و در نقطه اى ديگر ختم مى شود را اطلاع رسانى صورت گرفته در ماههاى اخير مى داند.
اما سردار بالاخره از زبانش در ميرود و ميگويد در گذشته آمار چنين بالا نبود و نميگويد در زمان شاه كه وضع لباس پوشيدن دخترها آزاد بود و اين همه محدوديت نداشت اگر آمار جرائك كمتر بود پس يك جاى كارتان معيوب است.
نمى گويد كى در دوران پادشاهى اين همه فاحشه بود؟ وقتى سردار از تمايلات طبيعى جوانان صحبت ميكند نمى گويد كه مگر جوانان آن دوران تمايلات طبيعى نداشتند. مگر گفته نمى شد كه جوانهاى آن دوره بى بند و بارند. از اينها گذشته مگر قرار نبود كه اسلام باعث شود كه همه به طرف معنويات بروند چرا همه اينها به آب افتاد. چطور شد كه فحشاء بيشتر شد تجاوز به عنف بيشتر شد و اين تنها رهاورد آخوندها نيست. باز هم بايد بخوانيد.
آمارهاى ايرانى
ورود سلاح گرم به ايران در حال افزايش است. همچنان كه آمار قتل هاى صورت گرفته به وسيله سلاح گرم روز به روز بيشتر مى شود. سرقت هاى مسلحانه از بانك ها، فروشگاه ها و حتى قتل هائى كه عاملان جنايت از سلاح گرم براى رسيدن به اهداف خود بهره گرفته اند با رويكرد به اخبار منتشر شده در صفحه حوادث روزنامه ها در سال جارى حاكى از سير صعودى تمايل به سلاح در ميان مجرمان است. اگرچه اينگونه حوادث از افزايش تمايل در استفاده از سلاح گرم در ميان جوانان حكايت دارد، اما همه اين اخبار نشان از سهولت در تهيه سلاح گرم دارد.
چندى پيش سردار محمدرضا عليپور رئيس امنيت عمومى تهران بزرگ نسبت به ورود بى رويه سلاح گرم و مهمات نظامى به پايتخت هشدار داد.
وى گفت؛ در سال،۸۵ بيش از ۱۲۲ قبضه از اينگونه سلاح ها در تهران جمع آورى شده است. سردار عليپور ادامه مى دهد؛ پليس امنيت، اقدام به جمع آورى اطلاعات و برخورد با قاچاقچيان كه اغلب از استان هاى غربى سلاح به صورت غيرمجاز تهيه كرده و با وسيله نقليه عمومى به تهران آورده و به مشتريان تحويل مى دهند، مى كند.
از اين ميان ۱۰۴ قبضه سلاح جنگى و ۱۸ قبضه سلاح شكارى بوده كه نسبت به كشفيات پارسال در همين مدت ۵۴ درصد افزايش داشته است. رئيس پليس امنيت عمومى تهران از كشف و ضبط سه هزار و ۳۳۳ تير فشنگ در امسال خبر داد و افزود ۱۱۲ نفر قاچاقچى، فروشنده و دارندگان سلاح غيرمجاز دستگير و تحويل مراجع مربوطه شدند. همچنين ۸۰ درصد از سلاح هاى مكشوفه در اين مدت ازجمله سلاح هاى جنگى كمرى بوده كه اغلب آنها شماره سريال نداشته و بعضاً شماره سلاح و كشور سازنده آنها نيز نامشخص است.
سردار عليپور معتقد است؛ : ورود سلاح هاى غيرمجاز متأثر از اقدامات تبهكارانه، قدرت نمايى، شرارت و بعضاً توسط افراد داراى ضعف جسمانى است كه در خود كمبود احساس مى كنند و در نزاع هاى انفرادى و دسته جمعى به حمل و استفاده از سلاح هاى كمرى متوسل مى شوند. همچنين براساس آمارهاى نيروى انتظامى در سال گذشته به طور متوسط روزانه ۴ قتل در كشور اتفاق افتاده كه سه مورد آن كشف شده است. همچنين ميزان وقوع قتل با سلاح گرم ۴ درصد و با سلاح سرد ۸ درصد افزايش يافته كه اين افزايش عمدتاً به دليل فراوانى سلاح غيرمجاز در كشور است.
اين رقم امسال به قتل ۶/۷ نفر در روز افزايش داشته است. به هر حال، حفظ امنيت شهروندان ايجاب مى كند، براى جمع آورى سلاح هاى غيرمجاز و ممانعت از افزايش سرقت ها و شرارت هاى مسلحانه، راهكارهاى تازه تر و گسترده ترى اعمال شود تا سلامت و بقاى خانواده و اجتماع انسانى تضمين بيشترى يابد
بزرگترين محاكمه تاريخ
دو سه ماه است كه صدا و سيماى خوزستان مردم اهواز و اطراف را گذاشته اند سركار حسابى. علت اين است كه هر هفته خبرى منتشر ميشود كه پرونده بزرگى كه منتظرش هستيد بزودى مورد رسيدگى قرار ميگيرد. هفته اى نيست كه آخوند مُطلبى رئيس قوه قضائيه استان كه خدا را بنده نيست و وقتى راه ميرود انگار همين الان هزار تا برده آزاد كرده است كه فخر به زمين و زمان ميفروشد، در سيماى جمهورى اسلامى گفت بزرگ ترين و باز هم تكرار كرد بزرگترين پرونده قرن در دست بررسى قضات ماست و بزودى همه را دعوت به تماشاى محاكماتى خواهند كرد كه ميگويند در دنيا بيسابقه بوده است. مُطلبى غلو را تا جائى رساند كه گفت عده اى پيشنهاد كرده اند كه محاكمه در ورزشگاه بزرگ اهواز صورت پذيرد و چند تا شبكه ماهواره اى منطقه خواسته اند كه اين محاكمات زنده برايشان پخش شود چون مهم است و در ضمن ميخواهند از رازهاى قوه قضائيه ما سر در بياورند. براى همين من مدتى به منطقه رفتم تا گزارش مفصلى براى آيت الله شاهرودى تهيه كنم كه كردم. درباره علت اصرار آن طرف آبى ها براى پخش محاكمه بزرگ از تلويزيون ها من چنين دستگيرم شده كه آنها ميخواهند از ما درس بگيرند و تجربه بگيرند. به همين جهت از آقاى شاهرودى پرسيدم كه آقا قربان جدت شما زبان اينها را بهتر از ما ميفهمى و جورى ماشالله عربى حرف ميزنى كه انگار از بيخ عرب بوده اى ولى ما با وجود اينكه الان سالهاست كه در خدمت امت عرب زبان هستيم و با وجود آنكه قرآن مجيد كتاب بالينى ماست هنوز به اين پايه تو نرسيده ايم. آقاى شاهرودى گفتند قبلا هم آنها از ما دعوت كرده بودند كه مسشتار قضائى بدهيد. ولى به هر حال گويا نظام صلاح ندانسته كه اين برنامه به شيخ نشينها فروخته شود.
خلاصه كه اين تبليغات وسيع كه به اندازه فتح خرمشهر اهميت پيدا كرده ادامه دارد. تا زمانى كه كسى بپرسد جريان چيست. بعد همه چيز آب ميشود و شنونده به خنده ميافتد. ماجرا مربوط است به شركتى به نام سادات كه مديرعاملش يكى بود كه خودش را برادر زن خامنه اى معرفى كرد و دو سالى همه را چاپيد و بعدش گفتند دروغ گفته و اخ الزوجه آقا نيست. اين آقا كه خودش را سيد سادات معرفى كرده و شركتى هم به همين عنوان درست كرده بود ميگويند سى هزار ميليارد تومان از صدو هفتاد و هفت هزار نفر در استان كلاهبردارى كرده است و براى همين هم محاكمه را بزرگترين محاكمه قرن لقب داده اند. اما كسى نميگويد چطور يك نفر توانسته با دست خالى سه هزار نفر را دروغى شريك كند و سر صدو هفتاد هزار نفر كلاه بگذارد. چطور او توانست خودرو بگيرد. چطورى توانست اعلام كند كه خودرو خارج از نوبت پيش من است. اگر او برادر زن خامنه اى نبود چطور پارسال سه هزار نفر را براى شركت در كنسرت به دوبى فرستاد و كسى هم نتوانست جلويش را بگيرد. همه اينكار ها شده حالا قوه قضائيه منتش را سر ما ميگذارد كه دو بازپرس پانزده ماه است كه شبانه روز دارند كار ميكنند. حالا اسم تازه اى هم وارد صحنه شده به اسم حسين الاماره كه در حقيقت وردست آن سيد خجسته مديرعامل شركت سادات بود.
اين حضرات چطور ميتوانستند اجازه داشته باشند كه سيم كارتهاى تلفن همراه و هزاران يخچال و خودرو و بليت سفر و حتى زمينهاى وسيع در جزاير جنوبى خليج فارس را داشته باشند و بفروشند و همه جا هم نشان دهند كه نفوذ دارند. اين عده الكى كه نتوانسته اند هزار ميليارد از مردم دريافت دارند. دفاترشان همه كه قلابى نبود. زمينهاى مصادره اى را كه مجانى نگرفته بودند. در اين گزارش آمده بود كه شخصى به نام حسين الاماره با همدستى چند تن به عنوان اينكه مى تواند كالاى خانگى، سيم كارت و... در اختيار مردم قرار دهد، از آنان مبالغى را دريافت مى كند. همچنين تحقيقات نشان مى داد حسين الاماره در راستاى اين اقدامات خود، از متقاضيان دريافت خودرو ثبت نام كرده و به آنان وعده داده است كه تا سه يا چهار ماه زودتر از شركت هاى ليزينگ و با سود كمتر خودروها را در اختيار متقاضيان قرار دهد.
اين گزارش حاكى است از آنجا كه تحقيقات نخست نشان مى داد كه اين گروه، قصد كلاهبردارى دارند پرونده را در اختيار گيوكى- بازپرس شعبه نهم دادسراى عمومى اهواز- قرار گرفت. با دستور بازپرس گيوكى تحقيقات از بانك ها و مردم آغاز شد و از بانك مركزى درخواست شد تا در اين خصوص نظر كارشناسى ارائه دهد. از آنجا كه متهمان اقدامات خود را به صورت شبانه و در مناطق عشيره نشين صورت مى دادند، بلافاصله اطلاعيه هائى در خصوص غيرقانونى بودن اين فعاليت صادر شد. اين در حالى بود كه متهمان، فعاليت هاى خود را در اين زمان بيشتر و گسترده تر كرده بودند.
با دستور بازپرس گيوكى، بيشتر دفاتر نمايندگى شبكه سادات تعطيل شد ولى اين اقدام موثر نبود زيرا متهمان پس از تعطيلى اين دفاتر، دفاتر ديگر و شعب ديگرى را تاسيس مى كردند.
درگيرى با پليس
در حالى كه مأموران با دستور قضائى براى تعطيلى چند دفتر اقدام كرده بودند، آنها با تبليغات وسيع و پخش عكس هاى سيد سادات و به ميدان آوردن امام هاى جماعت مردم را گول زدند كه پولهاى خود را به آنها بسپارند. اما مگر عهد دقيانوس است كه كسى بتواند خود را جاى ديگرى جا بزند و چند سال هم ادامه پيدا كند و هميشه هم همه جا باشد. خلاصه اش اين كه سادات در همان زمان كه دستگاه هاى ادارى ميگويند آنها را تحت تعقيب داشته اند بانكى داير كردند و سودهاى بزرگ به مردم دادند. در چند ماه نخست اقدام به پرداخت سودهاى وجوه سپرده گذارى مردم كرده بودند، موفق شدند از مردم به عنوان ابزار فشار استفاده كنند. مردم و اهالى، به گمان اينكه پليس قصد دارد از سودهايى كه آنان مى برند، ممانعت كند، با پليس درگير شده و خودرو پليس را به آتش كشيدند كه با دستور دستگاه قضائى چند تن از متهمان دستگير شدند. و در حقيقت اين ميزان اعتماد مردم را به نظام و به پليسش ميرساند اگر درست باشد و اگر دست پليس در كار نباشد.
حالا بشنوند كه قوه قضائيه چه ميگويد: پس از دستگيرى چند تن از متهمان بود كه مردم شروع به شكايت كردند و كميته اى براى اين منظور در شوراى تامين استان تشكيل شد. از آنجا كه احتمال داده مى شد با توجه به فعاليت گسترده شبكه «سادات» افرادى كه اعتماد كرده و وجوهى را در اختيار متهمان قرار داده باشند چند هزار نفر باشند، ابتدا با چاپ فرم هاى اطلاعاتى در رسانه هاى محلى اقدامات لازم براى شناسايى مالباختگان آغاز شد.
افرادى كه اقدام به سرمايه گذارى كرده بودند با تكميل اين فرم ها، آنان را به اداره پست تحويل مى دادند.
به علت اينكه هر روز فرم هاى زيادى از اين سرمايه گذارى ها ارسال مى شد قرار شد يك تيم ۱۵۰نفره از سپاه پاسداران به بررسى و تنظيم و دسته بندى اين فرم ها بپردازند. با ارسال ۱۷۷هزار فرم از سوى ۱۷۷هزار شاكى طبقه بندى فرم ها ۴ماه طول كشيد.
دو بازپرس و بزرگ ترين پرونده تاريخ قضائى
با توجه به ابعاد وسيع پرونده، تعداد شاكيان و تعداد متهمان دستگيرشده كه بيش از هزار نفر بود، براى سرعت بخشيدن بيشتر به روند رسيدگى پرونده دادستان اهواز، على فرهادى راد، بازپرس شعبه اول را نيز جهت انجام كارهاى قضائى مأمور ساخت و دو بازپرس همزمان تحقيقات قضائى روى اين پرونده را به انجام رساندند.
دستگيرى متهم اصلى
از آنجا كه يكى از متهمان اصلى پرونده به نام على. ع به تركيه گريخته بود، پليس اينترپل تحقيقات خود را براى شناسايى و دستگيرى وى در تركيه آغاز كرد و سرانجام موفق به دستگيرى وى در اين كشور شد.
قرارگاه عملياتى كارون
تعداد شاكيان، حجم پرونده، تحقيقات شبانه روزى و ابعاد وسيعى از فعاليت هاى محرمانه اين گروه به اندازه اى بود كه براى رسيدگى به اين پرونده قرارگاه عملياتى كارون به عنوان مقرى براى اين رسيدگى قضائى شروع به كار كرد.
با دستور دو بازپرس پرونده بلافاصله پول هائى كه در اختيار متهمان دستگير شده بود، توقيف شد، بازپرسان پرونده روزانه به بررسى شكايت صد تا ۱۵۰نفر از شاكيان مى پرداختند.
از آنجا كه تعدادى از شاكيان در اظهارات خود به دو بازپرس پرونده اعلام كرده بودند كه تا مدتى سود پول خود را دريافت كرده اند، دو بازپرس پرونده در اطلاعيه اى از مردم درخواست كردند تا سودهايى را كه دريافت كرده اند، در اختيار دستگاه قضائى قرار دهند.
در پى اين اطلاعيه بود كه با مراجعه تعدادى از شاكيان، ۲۵ميليارد تومان از وجوه سود پرداخت شده از متهمان در اختيار دستگاه قضائى قرار گرفت.
بازپرس گيوكى در مورد اين پرونده مى گويد: ۲۶ارديبهشت سال ۸۴ بود كه پرونده به من ارجاع شد براى من مهم ترين مسأله مشخص شدن هويت متهمان، انگيزه شان و منبع تامين مالى شان در داخل يا خارج از كشور بود.
وى افزود: اطلاعاتى كه ما داشتيم شفاف نبود. فقط مى دانستيم كه «سادات» انگيزه شان را از انجام اين كار كمك به مردم عرب زبان اعلام كرده بودند تحقيقات نشان مى داد كه اين يك فعاليت مجرمانه نيست و آنان پس از دو ماه سود پول يا كالا در اختيار متقاضيان قرار مى دهند. از آنجا كه منابع تامين مالى مبهم بود و پرونده شاكى خصوصى نداشت از كارشناسان اقتصادى خواستيم تا اين مسأله را به عنوان اخلال در نظام اقتصادى بررسى كنند.
بازپرس گيوكى ادامه داد: پس از چند ماه كار كارشناسى، وقتى اعلام شد اين فعاليت ها اخلال در نظام اقتصادى است، دستورات قضائى گسترده اى براى دستگيرى سركرده متهمان صادر شد. وى اظهار كرد: اين شخص، حسين الاماره اهل الاماره عراق بود و با نام جعلى سيدحسين موسوى فعاليت مى كرد. اين شخص دستگير و پس از تفهيم اتهام روانه زندان شد. تا اين زمان هنوز شاكى خصوصى در پرونده نداشتيم.
وى گفت: اين گروه با جلب اعتماد مردم پول هاى آنان را مى گرفتند و در ابتدا به تعهدات خود عمل مى كردند و سودى را كه تعهد كرده بودند در همان زمان مى دادند و در اين زمان به متقاضيان پيشنهاد مى كردند كه پول خود را در مدت زمان بيشترى در اختيار گروه «سادات» قرار داده و پول بيشترى بگيرند، متهمان با اين ترفند و اعتمادسازى از مردم استفاده كرده و اصل پول ها را نزد خود نگه مى داشتند.
به گزارش رسيده با دستور دادستان، حساب هاى مربوط به گروه «سادات» مسدود و كليه شعب بسته شده و علاوه بر اطلاعيه دادستانى، مصاحبه معاون دادستان، ميزگرد علمى در صدا و سيما ۲۷۰پلاكارد در سطح شهر اهواز كه بيشترين فعاليت هاى گروه سادات در آنجا صورت مى گرفت، نصب شد.
گزارش ويژه
با توجه به اينكه با وجود مسدود شدن حساب شركت در بانك ها و بسته شدن و توقيف شعب ويژه گروه سادات، گزارش ها حكايت از آن مى كرد كه اعضاى اين گروه هنوز اقدام به دريافت وجوه از مردم مى كنند چند گروه ويژه مأمور شدند تا از چگونگى اين اقدام اطلاعات لازم را كسب كنند. با كسب اين اطلاعات و شناسايى محل اين فعاليت چند اكيپ از مأموران به همراه بازپرس گيوكى و بازپرس فرهادى راد و معاون دادستان به اين محل رفتند.
متهمان فضاى داخل اين خانه را شبيه به باجه بانك درست كرده بودند و دستگاه هاى پول شمار زيادى كه براى راه انداختن سريع مراجعان در آنجا گذاشته شده بود، حكايت از تعداد زياد مراجعان داشت. مأموران موفق شدند در بازرسى از اين محل گونى ها و كارتن هاى پول را كشف كنند.
با دستور بازپرسان پرونده، دستور جمع آورى پول ها و ضبط آنها صادر شد، اما مردم كه در محل اين خانه كه در منطقه شيلنگ آباد اهواز قرار داشت، به مقابله با پليس پرداخته و خودروها و كانكس نيروى انتظامى را به آتش كشيدند.
كارمندان بانك ملى با درخواست دو بازپرس پرونده جمعه همان هفته به شمارش گونى ها و كارتن هاى پر از پول پرداختند. در پايان، مبلغ آن را بيش از ۳ميليارد تومان اعلام كردند.
صاحب اين خانه به نام على. ع كه متهم اصلى پرونده بود با توجه به ايجاد آشوب و درگيرى مردم با پليس موفق به فرار شد.
با اين اقدام قضائى و پليسى زمانى كه مردم براى دريافت پول هاى خود مراجعه مى كردند با ديدن وضعيت موجود نبودن پول و فرارى شدن صاحبخانه اقدام به شكايت كردند.
به گزارش رسيده، شاكيان كه به علت اعتماد و عقايدشان اكثرا به علت خوش شانس بودن پدربزرگ، مادربزرگ و... . قبوض دريافتى از سوى «سيد» را به نام آنان كه در قيد حيات نبودند مى گرفتند و يا با اعتقاد به اينكه همسر باردارشان فرزند پسر به دنيا خواهد آورد با نام مورد نظر انتخابى شان قبض را به اين نام دريافت مى كردند، در حالى كه گاه پس از تولد اين نوزادان دختر شده و قبض ها دچار مشكلات عديده قانونى بود. اين گزارش حاكى است مالباختگان ۱۷۷هزار نفر هستند و ۳۰سركرده اصلى و ۳هزار نفر با گروه سادات در اين زمينه همكارى مى كردند. اين ۳هزار نفر كه اكثرا از ميان افراد با چهره هاى مذهبى و قابل اعتماد محل و شهر بود، با آنان همكارى كرده و بنابر قراردادى كه داشتند در برابر پول هائى كه مى گرفتند ۳ تا ۴درصد را به عنوان حق الزحمه دريافت كرده و بقيه را در اختيار سركردگان گروه سادات قرار مى دادند.
اين گزارش حاكى است، متهمان براى سوء استفاده از عقايد مذهبى مردم براى خود نام «سيد» را انتخاب كرده بودند و ۸۰ تا ۸۵درصد از آنان در حالى كه سيد نبودند از اين عنوان استفاده مى كردند.
بازپرس گيوكى در مورد پرداخت وجوه به مردم گفت: مطالبات مردم ۳۰۰ميليارد تومان است در حالى كه پس از مسدود شدن حساب ها و دريافت ساير وجوه ۳۰ميليارد تومان به دست آمد و شاكيان در يك مهلت ۲۰روزه مداركشان را ارسال كردند كه به افرادى كه مبالغ كمترى در اختيار گروه سادات قرار داده بودند، پرداخت شد.
وى افزود: بخش بزرگى از پول هاى مردم تبديل به سود و بخش ديگر از بين رفته است و متهمان نيز بخش ديگرى از وجوه را حيف و ميل كرده اند.
با رديابى هاى قضائى- پليسى يكى از سركردگان گروه سادات در تهران شناسايى و دستگير شد و مأموران موفق شدند مبلغ ۳ميليارد تومان را در حالى كه توسط وى در آشپزخانه محل سكونت اش جاسازى شده بود، كشف كنند.
به گزارش پرونده، بخشى از اموال منقول و غيرمنقول شده و بيش از ۱۲۰دستگاه خودرو، تعداد زيادى موتور سيكلت، دستگاه هاى كامپيوتر، چند خانه مسكونى و ۵هزار متر زمين از متهمان ضبط شده است.
بازپرس فرهادى راد در مورد پرونده گفت: از جنبه مالى، آينده روشنى براى پرونده نمى بينيم، زيرا قسمتى از وجوه حيف و ميل و يا منتقل و يا بخشيده شده و يا به صورت سود پرداخت شده است و اگر دادگاه از جنبه عمومى حكم قاطعى صادر كند، مى تواند اين حكم بازدارنده باشد.
فقط سئوال اين است كه اگر همه اينها باوركردنى باشد و اينطور كه در استان شايع است دست آخوندها و دست رفيق دوست در كار نباشد بايد گفت چنين كشورى چرا براى آمريكا و همسايگانش شاخ و شانه ميكشد وقتى كه نميتواند امنيت خود را حفظ كند وقتى كه چنين تشكيلاتى دو سال در كل كشور پخش شده و بانك درست كرده و مردم را سركار گذاشته است چطور نظام دم از محكم بودن ميزند. اين كه به فوتى بند است.
كشفيات فرمانده
فرمانده نيروى انتظامى كه باجناق احمدى نژادست و به همين مناسبت هم ميگويند پليس در تمام سالهاى حضورش در ايران به اندازه اين زمان پولدار نبوده و موفق نبوده كه هر چه ميخواهد از دولت بگيرد. هلى كوپترها و هواپيماهاى مختلف و استخدام ها و وسايل پرخرج و تجهيزاتى كه پورسانتاژ آن سر به فلك ميزند از آن جمله است و باز ميگويند كه اين سردار سپاه كه به دستور خامنه اى به اين پست منصوب شد كه دست رئيس جمهور منتخب شوراى نگهبان باز باشد در گرفتن ها و بستن ها، در همين يك سال گذشته به بهانه بيمارى و بازديدهاى ادارى به يازده كشور دنيا سفر كرده و از جمله علاقه زيادى به سفر به امارات دارد. براى همين هم مدام از اهميت راه هاى دريائى و مرزبانى و ژاندارمرى صحبت ميكند كه اين ها هم به عهده اوست. اما همين فرمانده كه در تمام كارهاى بزرگ امنيتى ناموفق بوده است دهان گشادى دارد و مانند باجناقش حرفهاى گنده گنده ميزند. او كه هنوز بعد از يك سال نتوانسته گروگان هائى را كه روز روشن از جاده هاى كشور گرفته شدند نجات دهد و در اين فاصله چند ميليارد تومان پول به گروگان گيرها داده و عده اى از گروگان ها را آزاد كرده. در حالى كه مسببان حوادث بزرگى در كرمان وجنوب را شناسائى نكرده و فقط عده اى از مجرمان را از زندان ها بيرون كشيده و به عنوان دست داشتن در اين حوادث اعدام كرده اند، هفته گذشته روى صفحه تلويزيون ظاهر شد و حرفهاى جالبى زد. اولش كه با بيان اينكه كشور ايران هشت هزار و ۵۰۰ كيلومتر مرز خاكى و آبى به غير از مرزهاى شمالى دارد، گفت؛ دستگاه هاى اطلاعاتى آمريكا و اسرائيل به شدت در مرزهاى شمالى ايران فعال هستند و در بقيه مرزها هم كه حضور فيزيكى دارند و با اين گفته تمام ماجرا را به گردن آنها انداخت و از جمله حوادث بزرگ مانند گروگان گيرى تاسوكى، فاجعه دارزين بم و انفجارهاى خوزستان را نيز ريشه در تحريكات بيرونى دانست و تصريح كرد؛ توليد ترياك در افغانستان امسال به شش هزار و ۱۰۰ تن رسيده است كه دشمنان ما قصد دارند اين توليدات را به داخل كشور وارد كنند. اما همين آدمى كه همه اش از عدم موفقيت هاى دوران خودش بايد سخن بگويد بدون هيچ مدرك و نشانه اى ادعا كرد كه ۱۰ روز پس از توليد مشروبات الكلى در دانمارك، نيروى انتظامى در مرزهاى غربى كشور اين مشروبات را كشف مى كند و هر چند وقت يك بار انبوه محصولات فرهنگى مستهجن كه به صورت كيلويى فروخته مى شوند، در سيستان و بلوچستان كشف مى شود.
از جمله افتخارات سردار احمدى مقام اين بود كه قاچاق انسان شديدتر از گذشته شده است و در حال حاضر انواع تهديدها پيرامون كشور ما وجود دارند كه بايستى با چشم باز اين تهديدات را مرتفع كرد. سردار كه هيچ زبانى نميداند و از گفته هايش پيداست كه ديدو بازديدها هم او را به آشنائى با پليس جهان نكشانده و تازه گزارش ها را هم نمى خواند مانند باجناقش حرفهاى بدون ماخذ خنده دار زد و از جمله گفت كشورهاى غربى با وجود توسعه يافتگى در زمينه هاى اقتصادى و تكنولوژى، نتوانسته اند امنيت را بهبود بخشند و مطابق آمارهاى اينترپل نيز شاخص هاى جرم در اغلب كشورهاى توسعه يافته چندين برابر كشور ماست. كسى از خبرنگاران حاضر سواد نداشت كه به او بگويد انيترپل چكار به آمار جنايت داخلى كشور ها دارد و بعد هم كدام كشورهاى غربى. ماخذ اين آمار كجاست. اما واقعيت اين است كه آمار سازمان ملل نشان ميدهد كه به جز كشورهاى جنگ زده مانند عراق، ايران از جهت ناامنى در رديف چهارم كشورهاى جهان است و صد و بيست وسه كشور برخلاف گفته رئيس پليس از ايران امن ترند.
اين داستان سى دى هاى مستهجن هم شده است ناندانى دادستانى و پليس چنان كه سعيد مرتضوى هر شب در تلويزيون ظاهر ميشود و درباره فيلم هاى سكسى يك هنرپيشه حرف ميزند و با قبافه اى كه هيزى از آن ميبارد از زنها ميخواهد كه در اتاق هاى پرو لباس و استخرها و حتى در مواقع خصوصى در خانه هايشان مواظب باشند. اين رئيس پليس كه خيلى جلو رفت و گفت چهارميليارد تومان از سى دى زهرا ميرابراهيمى فروخته شده. يكى از روزنامه ها نوشته هيچ فيلمى در تاريخ سينماى ايران نصف اين هم نفروخته و بعد هم گلى به جمال آقاى رئيس پليس كه حقوق ميگيرد كه چنين آمارى به مردم بدهد. پس پليس چه غلطى ميكرده است. جز اين كه از آقاى سعيد مرتضوى خواسته نامزد قبلى هنرپيشه را اعدام كند بدون اينكه معلوم شده باشد كه او تقصيرى دارد يانه.
از حرف هاى جالب ديگر سردار كه حماقت از قيافه اش ميبارد اين بود كه گفت هنگامى كه معتادان تزريقى را جمع آورى مى كنيم و در يك محل قرار مى دهيم، فرياد عده اى در مى آيد كه «اين مكان به بمب ايدز يا هپاتيت تبديل شده است» اما يكى از مراكز انتشار ايدز يا هپاتيت هم اين است كه افراد مبتلا و غيرمبتلا به ايدز را در يك محل و كنار يكديگر جمع كنيم كه در اين صورت آلودگى انتقال پيدا مى كند. هر چند ما مى توانيم جلوى تزريق در زندانها را بگيريم، اما جلوى روابط جنسى را نمى توان گرفت مگر اينكه هر يك از افراد را در يك سلول انفرادى نگهدارى كنيم، اما اين كار امكان پذير است؟
او اين سئوال را از مردم عادى پرسيد ولى كافى بود از متخصصين كه بيرونشان كرده ميپرسيد و جواب درست ميگرفت.
بعد سردارى كه كلى عليه اسرائيل و آمريكا رجز خواند ته حرفش جالب بود كه گفت پليس نميتواند امنيت صندوق هاى رأى روز جمعه را تضمين كند و اين كار بهترست به دست بسيج صورت گيرد. همه ميدانند اين حرف يعنى چه. يعنى بسيج باشد و رأى در صندوق بريزد به اسم احمدى نژاد و منتخبيان خامنه اى. و بعد هم حامنه اى در تلويريون ظاهر شود و بگويد ديديد كه مردم نظام را تائيد كردند و با همين گفته پدر مردم را درآورند.
فاجعه اى مشكوك
اما حيف است كه از پشتكار پليس حرف زده نشود. در ميان خبرهاى عادى يك خبر بود كه دل همه را آتش ميزد. بخوانيد و اگر لازم است به حال كشورتان گريه كنيد:
اطلاعيه سازمان تجهيز مدارس كشور در خصوص قتل سازمان نوسازى و توسعه
غلامرضا مردانى آذرى اعلام كرد؛ كوشش و تلاش دستگاه قضائى براى شناسايى قاتلان وى، كمترين توقع خيرين مدرسه ساز و خدمتگزاران عرصه تعليم و تربيت و سازمان نوسازى مدارس كشور است. غلامرضا مردانى آذرى هشتاد ساله مردى خير بود از اهالى تبريز كه بعد از تجارت و به دست آوردن ثروت فراوان در خارج از ايران از سال ۱۳۷۹ به كار مدرسه سازى در ايران پرداخت و اولين مدرسه را در استان آذربايجان شرقى ساخت.
وى تا سال ،۱۳۸۰ ۲۳ مدرسه، ۵ خوابگاه و ۵ پانسيون به وسعت ۱۰۳ هزار متر مربع با هزينه ۲۷ ميليارد تومان احداث كرد كه در اين مدارس قريب به ۱۰ هزار دانش آموز در حال تحصيل هستند. مردانى آذرى به همراه دو برادر ديگر خود اقدام به مدرسه سازى مى كرد كه مدارس دخترانه را به اسم مادر خود زهرا مردانى آذرى و مدارس پسرانه به اسم پدر خود محمد مردانى آذرى نامگذارى مى كرد. وى از سال ۱۳۸۰ تاكنون نيز ۸ ميليارد تومان در زمينه مدرسه سازى هزينه كرده و تعداد مدارس وى به ۲۷ مدرسه رسيده است.
مراسم نمادين مانور زلزله نيز امسال در مدرسه راهنمايى دخترانه شماره (۱۹) زهرا مردانى آذرى برگزار شد.
در ماجراى تحركات آذربايجان و اعتراض مردم آذرى به رفتار غلط دولت، آقاى مردانى آذرى به تبريز رفته بود و گفته ميشود كه در آنجا به او اخطار شد كه از شهر خارج شود. از آن زمان ظاهرا خبرى نبود تا آن كه عصر روز شنبه جارى، جسد غلامرضا مردانى آذرى در دفتر كارش در حالى كه به صندلى بسته شده بود و بر سر وى پلاستيك كشيده بودند، پيدا شد. وى بر اثر خفگى جان سپرده بود.
رئيس آگاهى تهران فردايش با خونسردى اعلام داشت هنوز هيچ ردى از عامل يا عاملان قتل به دست نيامده و هيچ فرد مظنونى نيز دستگير نشده است. وى افزود؛ پرونده در دايره دهم (ويژه قتل) پليس آگاهى تهران است و مأموران در حال تحقيق بر روى اين پرونده هستند.
محمدرضا حافظى، رئيس جامعه خيرين مدرسه ساز كشور نيز درباره مردانى آذرى گفت؛ غلامرضا مردانى آ ذرى تاكنون ۳۳ ميليارد تومان در تبريز و تهران براى مدرسه سازى سرمايه گذارى كرده است و در برنامه هاى خود در نظر داشت كه تا ۱۵۰ ميليارد تومان براى مدرسه سازى سرمايه گذارى كند و مردى علاقه مند به كشورش بود و مدارس وى جزو بهترين مدارس محسوب مى شوند.
سازمان نوسازى، توسعه و تجهيز مدارس كشور طى اطلاعيه اى در خصوص قتل غلامرضا مردانى آذرى اعلام كرد؛ دست غدار جنايتكارى غافل از خدا، اين بار با خون كسى رنگين شده كه در راه تعليم و تربيت، بسط و توسعه فرهنگ و برخوردار نمودن دانش آموزان نقاط محروم كشور از نعمت مدرسه خوب و مجهز تا آخرين لحظات حيات جد و جهد نموده است.
در اين اطلاعيه آمده است؛ قاتل يا قاتلان، فقط غلامرضا مردانى آذرى را نكشته اند، بلكه با اين عمل ددمنشانه، انسانيت، محبت، عشق، ايثار، در خدمت خلق براى رضاى خالق بودن را كشته اند. اما آنان از اين نكته غافلند كه با رفتن مردانى آذرى از اين دنياى خاكى، نام و ياد او هرگز از ذهن خلاق و پرسشگر دانش آموزانى كه در مدارس ساخته شده به وسيله او تحصيل مى كنند، زدوده نخواهد شد.
|