استفاده از كامپيوتر، مهمانى رفتن و ورزش كردن از جمله سرگرمى هاى نوجوانان است
با اينكه حدود ۲۳ درصد جمعيت ايران را جوانان ۱۵ تا ۲۵ ساله تشكيل مى دهند، دولت ايران برنامه ريزى مشخصى براى ساماندهى اوقات فراغت جوانان و نوجوانان ندارد. حتى اگر برنامه هاى سازمان هاى مربوطه مانند آموزش و پرورش را هم در نگاه به موضوع اوقات فراغت لحاظ كنيم، و تصور كنيم برخلاف ادعاى مسوولان و دست اندر كاران، مراكز مربوطه از كليه امكانات برخوردارند، تنها ۱۰ درصد دانش آموزان تحت پوشش برنامه هاى اوقات فراغت قرار مى گيرند و در كلاسهايى مانند كلاسهاى قرآن و ورزش و هنر شركت مى كنند و ۹۰ درصد بقيه بى برنامه رها مى شوند.
سيستم آموزشى موجود و كنكورى كه از آن به كابوس تعبير مى شود، براى بچه ها دل و دماغ نگذاشته است. با اين حال، آمار نشان مى دهد، اگر دانش آموزان چند ساعتى از فعاليت هاى روزمره و درس و مشق و مدرسه، فراغت حاصل كنند، معمولا آن را به بطالت مى گذرانند.
كيانوش شهريارى، نوجوان ۱۶ ساله ايرانى، درباره چگونگى گذراندن اوقت فراغتش مى گويد: «انتخابى وجود ندارد پس سوال شما بى مورد است. يا بايد فوتبال بازى كنيم يا كامپيوتر يا پاى تلويزيون بنشينيم.»
پدر كيانوش، كارمند دولت است. صحبت از اوقات فراغت كه مى شود، ابرو در هم مى كشد، سرى تكان مى دهد و مرا به اتاق كيانوش راهنمايى مى كند: «شما را به خدا نگاه كنيد! همه چيز برايش فراهم كرده ام كه وقت بيكارى از خانه بيرون نرود. همين جا بماند و سرگرم شود اما باز هم آرام نمى گيرد. مادرش دلشوره دارد. با اين وضعيت جامعه اصلا دلمان نمى خواهد از جلوى چشممان دور شود. كامپيوتر و پلى استيشين قسطى خريده ام. باز هم حوصله اش سر مى رود.»
در اتاق كيانوش، ديوارها با پوسترهاى كوچك و بزرگ هنرپيشه هاى ايرانى و خارجى پوشيده شده اند. يك ميز تحرير هم با مونيتور و كى برد و يك دستگاه تلفن گوشه اتاق قرار دارد.
كيانوش مى گويد: «كاش كسى فكرى به حال ما مى كرد. روزهاى خوشمان دارد مى رود بى اينكه از جوانى مان لذت ببريم.»
از كيانوش مى پرسم چگونه مى خواهد از روزهايش لذت ببرد و دوست دارد چه امكاناتى در اختيارش بگذارند، مى گويد: «همان امكاناتى كه در خارج در اختيار بچه ها قرار مى دهند. مگر ما چيزى از آنها كم داريم؟»
كامبيز صفاپور، ۱۴ ساله، پسر يك تاجر موفق ايرانى است.
كامبيز مى گويد بازى و كار با كامپيوتر تمام اوقات بيكاريش را پر مى كند اما مادرش معتقد است كامبيز به كامپيوتر اعتياد پيدا كرده: «درس و مشق و دوست و آشنا را رها كرده و چسبيده به كامپيوتر. وقت آزاد ندارد. با ما هيچ كجا نمى آيد. اتاقش يه يك جعبه پر از سى دى تبديل شده.»
روانشناسان وابستگى افراطى نوجوانان را به كامپيوتر نمى پسندند و مى گويند، استفاده از كامپيوتر بايد با برنامه ريزى انجام شود.
محمد آئينى، روانشناس ايرانى، معتقد است، استفاده صحيح از وقت آزاد نوعى فرهنگ است كه بايد توسط خانواده ها به بچه ها آموزش داده شود.
آئينى مى گويد، استفاده از كامپيوتر بايد با برنامه انجام شود و فرزندان ما بايد بدانند كه فقط در زمان معين و با برنامه ريزى مشخص مى توانند پشت كامپيوتر بنشينند.
مريم، مشترى پر و پا قرص «گيم نت» مجتمع تجارى است. هر روز با انگيزه، بين ۱۰- ۱۵ پسر هم سن و سال به بازى مى نشيند.
صاحب مغازه «گيم نت» مى گويد، مريم با هيچكس حرف نمى زند اما از ۱۲ سالگى مشترى دايم اين مغازه بوده است.
اين نوجوان ايرانى در سن ۱۵ سالگى، سرزنده و با نشاط به نظر نمى رسد. به زحمت چند كلمه مى گويد: «كار ديگرى نيست كه بكنم. كامپيوتر را دوست دارم و با دوستانم سازگارى ندارم. فكر مى كنم اگر پسر بودم هزار و يك كار مى توانستم بكنم.»
آئينى، كمبودهاى موجود را غير قابل انكار مى داند اما معتقد است، با امكانات موجود هم مى توان برنامه ريزى و ايجاد انگيزه كرد.
بسيارى از روانشناسان، محققين و دست اندر كاران امور نوجوانان و جوانان، بر لزوم پر رنگ تر شدن نقش شهردارى ها در پر كردن اوقات فراغت نوجوانان تأكيد دارند و مى گويند ايمن سازى پارك ها و فرهنگ سازى در اين مورد كمترين كارى است كه شهردارى ها مى توانند در اين حوزه انجام دهند.
اين در حالى است كه، به دليل نا امنى و شيوع اعتياد در جامعه و تجمع معتادان در برخى پارك ها، بسيارى از خانواده هاى ايرانى از رفت و آمد فرزندانشان به پارك ها جلوگيرى مى كنند.
صابر س. ، از يك خانواده نسبتا محروم از مناطق جنوبى شهر تهران به يك پارك شمال شهر مى آيد. هفده سال دارد و به شدت به بازى شطرنج علاقمند است.
او مى گويد: «در پاركهاى محله ما اصلا نمى شود شطرنج بازى كرد. اگر دنبال مواد مخدر باشى در عرض ۵ دقيقه به دست مى آورى اما محيط براى تفريحات سالم مناسب نيست. من هفته اى دو بار با شطرنجم به اين پارك مى آيم. تا به حال سه تا دوست خوب هم پيدا كرده ام.»
با تارا كه از اوقات فراغت مى گويم، جوابى غير معمول مى شنوم اما به قول خودش اين هم نوعى وقت گذرانى است، به شرطى كه توان مالى نا محدود داشته باشيد!
تارا مى گويد به قدرى از خريد كردن لذت مى برد كه هر وقت آزادى پيدا كند به سرعت مى رود سراغ مغازه ها!
يك ناشر كتابهاى حوزه نوجوانان در تهران در مورد كتابخوانى و نقش آن در پر كردن اوقات فراغت نوجوانان مى گويد، كتابهاى درسى و تأكيد زياد سيستم آموزشى براى كسب نمره و مطالعه دروس به شيوه هاى نادرست، دانش آموزان را كتابزده كرده.
به گفته او كمتر نوجوانى به ميل خود براى مطالعه برنامه ريزى مى كند واز آن لذت مى برد.
آرزو، دانش آموز كلاس دوم دبيرستان در اين باره مى گويد: «تمام وقتم به درس خواندن و تست زدن مى گذرد، كتاب كه مى بينم نا خود آگاه خوابم مى گيرد. دلم مى خواهد برنامه هاى جديد داشته باشم و ديگر در زمان آزادى كه گاهى دست مى دهد كارهاى تكرارى نكنم. از همه چيز خسته ام. حس مى كنم خيلى كارها هست كه امكان تجربه كردنش را از من گرفته اند.»
با اين همه، بر اساس اطلاعات موجود، فيلم ديدن، ورزش كردن، ميهمانى رفتن و استفاده از كامپيوتر، در پر كردن اوقات فراغت جوانان و نوجوانان ايرانى نقش عمده دارند.
اما دست اندر كاران مى گويند حتى در موارد مذكور نيز، جوانان با برنامه ريزى عمل نمى كنند.
متخصصين امور جوانان مى گويند، هزينه اى كه براى عملى كردن راهكارهاى موجود در پروژه هاى اوقات فراغت جوانان و نوجوانان، صرف مى شود به مراتب كمتر از هزينه اى است كه براى پيامدها و تبعات ناشى از بى برنامگى بايد پرداخته شود.
بر اساس آمار، ارتكاب جرايم و شيوه گذراندن اوقات فراغت، با هم ارتباط تنگاتنگ دارند.
مشاوران و روانشناسان، خانواده ها را از يك سو و مسوولان دولتى را از سوى ديگر، عامل بى برنامگى هاى موجود مى دانند.
آيينى مى گويد: «حق نداريم به جوانانمان خرده بگيريم. اين آشى است كه خودمان پخته ايم!»