جيمز بيكر، وزير امور خارجه پيشين آمريكا و يكى از دو سرپرست گروه ويژه بررسى عراق مى گويد جرج بوش به وى اجازه داده بود تا با دولت ايران تماس بگيرد و ايران را به همكارى در عراق دعوت كند، اما ايرانى ها گفته اند اين بار مايل به همكارى با آمريكا نيستند.
ايران پيش از اين در جريان سرنگونى طالبان در افغانستان به آمريكا كمك كرده بود. اما به نظر مى رسد چنين علاقه و خواستى درباره عراق وجود ندارد. نبود اين تمايل علاوه بر مسأله امنيتى، مى تواند حكايت از تغيير دكترين سياست خارجى ايران داشته باشد.
به نظر مى رسد تصميم سازان سياست خارجى ايران در شرايط كنونى ازسياست عمل گرايانه تنش زدايى، فاصله گرفته و به سمت سياست هاى انقلابى اوايل انقلاب سوق يافته اند.
پس از روى كار آمدن دولت محمود احمدى نژاد، رئيس جمهورى در سال ۱۳۸۴ ايران رويكردهاى جديدى در سياست خارجى خود در پيش گرفت كه سازگارى چندانى با سياست هاى دوران اكبرهاشمى رفسنجانى و محمد خاتمى نداشت.
اين سياست ها بيشتر به سياست هاى دوران آغازين انقلاب شبيه است.
با اين همه، ساختار تصميم سازى در سياست خارجى جمهورى اسلامى به گونه اى است كه تغيير در قوه مجريه به تنهايى نمى تواند باعث تغيير در راهبرد ها و رويكردها در حوزه ديپلماسى خارجى شود.
پس از مرگ آيت الله خمينى تعيين رويكردهاى سياست هاى خارجى عملا به مقام رهبرى و شوراى امنيت ملى واگذار شد.
از آن زمان تا انتخاب محمود احمدى نژاد، هيچ يك از بلوك هاى موجود در ساختار قدرت ايران نتوانسته بود همه قدرت را در اختيار بگيرد.
در زمان رياست جمهورى محمد خاتمى هر دو قوه مجريه و مقننه در دست اصلاح طلبان بود.
با آنكه آنها تمامى قدرت را براى تعيين سياست خارجى در اختيار نداشتند، اما به دليل وزنه و سنگينى آنان در قدرت و شوراى امنيت ملى، راهبردهاى تنش زدايى بازمانده از دوران اكبر هاشمى رفسنجانى را در صدر سياست خارجى ايران قرار دادند.
با تغيير در تركيب نهادهاى تعيين كننده سياست خارجى ايران از جمله شوارى امنيت ملى و وزارت امور خارجه، اكنون مى توان تغيير در رويكردهاى جديد در سياست خارجى ايران را مشاهده كرد.
سياست خارجى ايران در دوران حيات آيت الله خمينى، به گسترش تنش ها در منطقه دامن زد
پس از آيت الله خمينى
ايران پس از آيت الله خمينى در سال ۱۳۶۸ و روى كار آمدن دولت اكبر هاشمى رفسنجانى شاهد تغيير مسير در راهبرد سياست خارجى منطقه اى و جهانى خود بود.
به ديگر سخن، دكترين سياست خارجى برنامه «صدور انقلاب» از دستور كار خارج و دكترين «عمل گرايانه» جايگزين آن شد.
راهبرد عمل گرايانه رفسنجانى در سه حوزه خود را نشان داد. اين رويكرد يا تنش زدايى در حوزه سياست هاى منطقه اى و فرامنطقه اى در اشكالى چون كاهش تنش با كشورهاى عربى به ويژه عربستان سعودى، مسأله اسراييل و فلسطينى ها و عادى سازى روابط با اروپا تبلور يافت.
۱. عربستان در سال ۱۳۶۶ و پس از درگيرى حجاج ايرانى با پليس عربستان، ايران را به تلاش براى بى ثبات سازى عربستان متهم و روابط ديپلماتيك خود را با ايران قطع كرد.
آيت الله خمينى در سخنرانى معروف خود در سال ۱۳۶۶ پس از كشته شدن حجاج ايرانى در عربستان گفت: «اگر ايران از صدام بگذرد هرگز از آل سعود نخواهد گذشت.»
«اگر ايران از صدام بگذرد هرگز از آل سعود نخواهد گذشت» .
درآغاز دوران رياست جمهورى اكبر هاشمى رفسنجانى با عدول از سياست هاى «خط امامى» ، روابط ديپلماتيك ايران و عربستان برقرار شد.
در دوران رياست جمهورى محمد خاتمى، كه در عمل به نوعى استمرار سياست هاى هاشمى رفسنجانى بود، اين راهبرد ايران نتيجه داد.
نتش زدايى با عربستان منجر به نزديكى اين دو در سازمان اوپك شد و در اواخر دهه ۱۹۹۰ عربستان با كاهش توليد نفت زمينه ساز افزايش قيمت نفت شد.
رويداد مهم «بحران كويت» در اين دوران سياست خارجى ايران را به چالش فراخواند. اما بى طرفى ايران در بحران كويت توانست به نوعى، همكارى ايران با وضعيت جديد تلقى شود.
۲. مسأله اسراييل و فلسطين در دوران رفسنجانى و خاتمى به نوعى به همكارى با طرح هاى منطقه اى منوط بود. در دوران رفسنجانى ديپلماسى ايران با فاصله گرفتن از مواضع آيت الله خمينى مسأله فلسطين را از صدر ديپلماسى ايران به كنار زد.
در روزهاى انتخابات رياست جمهورى نهم، رفسنجانى تا آنجا پيش رفت كه نشان دهد تفاوت هاى او واحمدى نژاد تا كجاست.
اكبرهاشمى رفسنجانى در جريان انتخابات رياست جمهورى دوره نهم در مصاحبه با پربيننده ترين شبكه خبرى جهان عرب اظهار داشت كه وى با پيشنهاد صلح آميز عبدالله موافق است و در اين زمينه همكارى خود را ارائه خواهد كرد.
رفسنجانى معتقد به حمايت از طرح امير عبدالله براى حل مسأله فلسطينى ها و اسراييل بود
امير عبدالله وليعهد عربستان در كنفرانس سران عرب در بيروت در سال ۲۰۰۱ طرحى را پيشنهاد كرد كه به موجب آن اسراييل بايد سرزمين هاى اشغالى فلسطينى ها كه در جنگ ۱۹۶۷ اشغال شده بود را به دولت فلسطينى ها بازگرداند.
اظهارات رفسنجانى در تلويزيون العربيه نخستين كلام از اين نوع به شمار مى رفت كه بر زبان يك مقام بلندپايه جمهورى اسلامى جارى مى شد.
چنين سخنى بدان معنا بود كه حكومت ايران ديگر خواهان محو كامل اسراييل نيست و همانند همسايگان عرب آن، اين كشور را به رسميت خواهد شناخت.
۳. نزديك شدن به اروپا از ديگر راهبردهاى دوران رياست جمهورى اكبر هاشمى رفسنجانى و محمد خاتمى است.
ايران در دوران رفسنجانى با فاصله گرفتن از فتواى آيت الله خمينى عليه سلمان رشدى و تقليل آن به يك فتواى دينى و نه سياسى، نشان داد كه راهبردهايش تغيير كرده است.
ايران در واكنش به سياست «گفت وگوى انتقادى» اروپا همواره سعى خود را بر اين نهاده بود كه مانع از وحدت اروپا و امريكا عليه ايران شود.
استراتژى ايران بر اين اساس قرار داشت كه با ايجاد شكاف ميان اروپا و آمريكا، امنيت خود را در برابر سياست «تغيير رژيم» آمريكا حفظ كند.
با روى كار آمدن محمود احمدى نژاد، تركيب نهادهاى تصميم سازى سياست خارجى ايران تغيير كرد
پس از خاتمى
احمدى نژاد در روزهاى آغازين كار خود با دعوت به محو اسراييل، كه به رويكرد هائى چون اشغال سفارت و فتواى قتل سلمان رشدى شبيه بود، به نوعى اين تغيير مشى و رويكرد در سياست خارجى جمهورى اسلامى را اعلام كرد.
با روى كار آمدن دولت احمدى نژاد، اولين تغييرات در تركيب نهادهاى تصميم سازى سياست خارجى ايران مشاهده شد.
با تغيير درتركيب شوراى امنيت ملى، على لاريجانى جايگزين حسن روحانى شد و تيم جديد مذاكرات هسته اى ايران كاملاً تغيير كرد.
در بدنه دستگاه ديپلماسى ايران نيز تحولات انقلابى بسيارى صورت گرفت. در يك تغيير فراگير و يك شبه، بيشتر سفراى ايران در كشورهاى اروپايى به تهران فراخوانده شدند و چهره هاى گمنامى جايگزين آنها شدند.
اين تغييرات فراتر از تصميم رئيس جمهورى بود و پيام اعلام تغيير را بيان مى كرد.
در روابط بين الملل، در سياست خارجى، از دو گونه رويكرد براى ارزيابى سياست خارجى نام برده مى شود: سياست «همكارى» با وضع و نظم موجود و سياست «رويارويى» با وضع موجود.
به نظر مى رسد در دوران جديد، ايران با بازگشت به ديپلماسى و راهبردهاى اول انقلاب، از سياست عمل گرايانه فاصله گرفته باشد.
۱. رويكرد ايران در بحران عراق مى تواند به رويارويى ايران و عربستان منجر شود. حمايت مادى و معنوى از شيعيان عراق و آنچه كه دولت اردن از آن «گسترش هلال شيعى» نام مى برد، باعث تحرك برخى از كشورهاى عربى از جمله عربستان شده است.
حذف صدام از نقشه خاورميانه، خلاء قدرتى در منطقه ايجاد كرده است كه قدرت هاى منطقه براى پر كردن آن به تكاپو افتاده اند.
۲. اندكى پس از روى كار آمدن، احمدى نژاد موضوع «محو اسراييل از نقشه خاورميانه» را مطرح كرد. اين سياست اكنون تنش هاى ميان ايران و اسراييل را صد چندان كرده است.
۳. تغيير در مواضع ايران درباره مذاكره هسته اى با كشورهاى اروپايى در اولين گام باعث اتحاد عمل آمريكا و اروپا بر سر مسأله ايران شد.
از سرگيرى فعاليت هاى هسته اى مربوط به غنى سازى اورانيوم توسط ايران، سرآغاز رويكرد جديد ايران در رابطه با اروپا بود.
در واكنش، اروپا نيز با نزديك شدن به موضع آمريكا پرونده ايران را براى تعيين تكليف به شوراى امنيت ارجاع كرد.
وضعيت منطقه با حذف صدام از نقشه خاورميانه شاهد رقابت كشورهاى همسايه براى گسترش قدرت و نفوذ خود بوده است و طبيعى است كه ايران نيز براى حفظ موقعيت خود رويكردهاى جديدى را اتخاذ كند.
پرسش عمده اين است كه آيا ديپلماسى جديد ايران، كه به نوعى بازگشت به سياست دوران آيت الله خمينى است، قادر به ادامه است و آيا مى تواند ايران را درموقعيت بهترى قرار دهد يا اينكه ايران مجبور به عقب نشينى و پرداخت هزينه اى گزاف خواهد شد؟
آيا در پيش گرفتن ديپلماسى انقلابى و كنار گذاشتن ديپلماسى عمل گرايانه براى ايران كار ساز خواهد بود يا فرصت سوز؟
در دوران آيت الله خمينى ديپلماسى انقلابى دستاوردى جز گسترش خصومت براى ايران به همراه نداشت و در مورد كنونى نيز احتمالا بايد منتظر رويدادهاى جديد بود.