۱-لطفعلى صورتگر نوه لطفعلى خان نقاش از هنرمندان معروف شيراز بود و در سال ۱۲۷۹ شمسى در شيراز متولد شد. تحصيلات مقدماتى را در زادگاه خود و دوره متوسطه و دوره عالى را در بمبئى و انگلستان به اتمام رسانيد و با دريافت درجه دكترا در زبان و ادبيات انگليسى به ايران بازگشت و به تدريس پرداخت و ساليان دراز استاد دانشگاه و رئيس گروه ادبيات و زبان انگليسى دانشگاه تهران بود.
۲-دكتر صورتگر وقتى در سياست دخالت كرد، عضو كميته مركزى حزب مليون به رهبرى دكتر اقبال شد ولى كار دانشگاهى و تدريس را بر هر كارى ترجيح مى داد.
۳-وى همسر انگليسى داشت و چند جلد كتاب تدوين نمود و مجموعه اى از اشعار او انتشار يافت و در سال ۱۳۴۸ در سن ۶۹ سالگى در تهران درگذشت و از او در محافل ادبى و دانشگاهى تجليل شد و شاگردانش خاطرات او را گرامى داشته اند. انسانى شوخ و دانشمند و بى تظاهر، پر كار و وطن خواه بود.
دكتر صورتگر و همسر انگليسى او
گيتى چوبرديكى، ديگر آورد
اما گمان مدار كه (صورتگر) آورد
لطفعلى صورتگر فرزند ميرزاآقا و نوه لطفعلى نقاش از هنرمندان معروف شيراز بود. لطفعلى خان نقاش كارهاى جالبى انجام مى داد كه از جمله نقاش روى جلد كتاب و قلمدان بوده است. در تهيه تصويرسازى از صورت افراد بسيار هنرمندى از خود نشان داد و ملقب به (صورتگر) شد.
دكتر صورتگر استادى ورزيده در ادبيات و شعر فارسى بود. معلمى توانا و استادى محبوب كه شاگردان فراوانش به او احترام خاصى داشتند.
مهدى بامداد چنين مى نويسد:
دكتر لطفعلى صورتگر نوه لطفعلى خان نقاش از شعراء و نويسندگان و استادان دانشگاه بود. در سال ۱۲۷۹ شمسى در شيراز متولد شد و پس از پايان تحصيلات مقدماتى براى تكميل تحصيلات قصد داشت كه به انگلستان برود ولى عازم هندوستان شد و مدت دو سال در بمبئى به تحصيل پرداخت. پس از مراجعت به ايران در اداره دارائى به كار اشتغال ورزيد و به وزارت فرهنگ منتقل شد و تدريس را پيشه ساخت.
دكتر صورتگر در سال ۱۳۰۷ شمسى براى ادامه تحصيل جزو دانشجويان اعزامى به انگلستان فرستاده شد و با دريافت ليسانس در رشته ادبيات به ايران مراجعت كرد و به تدريس در دانشگاه تهران پرداخت.
وى در سال ۱۳۲۶ مجدداً براى ادامه تحصيلات عالى به لندن رفت و موفق به اخذ درجه دكترا در رشته ادبيات شد.
پس از آن به مطالعه و تحقيق در رشته زبان و ادبيات انگليسى پرداخت و تأليفاتى از او به يادگار مانده است.
از اشعار دكتر صورتگر (برگ هاى پراكنده) به چاپ رسيده است. قطعات و منظومات دكتر صورتگر در كمال روشنى و روانى است. دكتر صورتگر در سرودن اشعار سخت پايبند اصول و قواعد عروضى بود.
***
با دكتر صورتگر هنگامى كه به عضويت كميته مركزى حزب مليون انتخاب شده بود آشنا شدم. مردى فاضل و دانشمند و بى ادعا و شوخ بود. براى هر موضوعى يك شوخى را چاشنى گفته هاى خود مى كرد.
هنگام تدريس هم شوخى هاى زيادى از او به يادگار مانده است. يك روز يكى از محصلين معنى يك لغت انگليسى را از استاد صورتگر مى پرسد. استاد قدرى فكر كرد و گفت حقيقتاً نمى دانم بايد به خانه بروم و به ديكسيونر مراجعه كنم. شاگرد گفت استاد زياد زحمت نكشيد ممكن است ديكسيونر را يك شب در اختيار من بگذاريد تا از آن استفاده كنم. استاد خنده اى كرد و گفت فرزندم آن (ديكسيونر) تنها براى من قابل استفاده است زيرا همسر من است كه انگليسى است و اين قبيل لغات را من از او مى پرسم.
***
دكتر صورتگر كه در ادبيات فارسى استاد مسلم بود و از قصيده سرايان زبردست به شمار مى رفت. مى گويند يك بار هنگام امتحان شفاهى كه پنج تن از شاگردان را دعوت كرده بود از آنها پرسيد (به نظر شما بزرگترين شاعر شيراز كيست؟) در حالى كه شاگردان يكديگر را مى نگريستند كه بين (سعدى و حافظ) و... كدام را بگويند يك شاگرد زرنگ اصفهانى چنين گفت:
به عقيده بنده در تاريخ ادبيات شيراز هرگز شاعرى به عظمت و فصاحت دكتر صورتگر نبوده است و شروع به خواندن شعرى از صورتگر كرد.
هر باغبان كه گل به سوى برزن آورد
شيراز را دوباره به ياد من آورد
در حالى كه شاگرد ادبيات شعر را از حفظ به سرعت مى خواند استاد صورتگر نگاهى به او انداخت و گفت مى دانم دروغ مى گوئى. اما بخوان و بگو چون خيلى خوشم آمد... و سرانجام صورتگر به او نمره خوبى داد چون شعر را تا آخر خواند كه از شيواترين قصيده هاى شعر فارسى است.
***
يك روز دكتر صورتگر براى ايراد سخنرانى به حزب مليون آمده بود و دكتر كاسمى استاد دانشگاه و دبيركل حزب كه خود از فضلا و از شعراى معروف بود ضمن معرفى دكتر صورتگر اين شعر را خواند:
يك زبان خواهم به پهناى فلك
تا بگويم ذكر آن رشك ملك
هوشگ نيا در ماهنامه روزگارنو چنين مى نويسد:
دكتر صورتگر از جمله استادان و سخنوران معاصر ايران بود كه گرچه شاعرى توانا محسوب مى شد اما شاعرى تنها فن وى به شمار نمى رفت بلكه در ساير رشته هاى ادب و هنر زبان فارسى به خصوص در نقد شعر و سخن سنجى فردى به تمام معناى كلمه ممتاز بود. او حافظه اى بسيار قوى داشت و اطلاعات او در ادبيات اروپا و آمريكا وسيع بود و هم چنين حاضر جوابى ها و نكته سنجى هاى بسيار داشت. غالب شاهكارهاى معروف شعراى متقدم را از بر داشت و هر شعرى كه در محضر وى خوانده مى شد سراينده اش را مى شناخت و هر موضوعى از علوم ادبى و هنرى كه مطرح مى گرديد بر آن احاطه داشت. مى توانست ساعت ها سخنرانى كند و خيلى خوش محضر و نكته سنج بود و با وجود صراحت لهجه كسى را نمى رنجاند.
دكتر صورتگر مدت ها در مجله (سپيده دم) مقاله مى نوشت. رساله دكترايش در رشته زبان و ادبيات انگليسى تحت عنوان: «نفوذ ادبيات ايران در ادبيات انگلستان در قرون ۱۵ و ۱۶ ميلادى» بود و با درجه خوب پذيرفته شد.
از جمله اشعار او (مرغ شب) مى باشد كه از شاهكارهاى ادبيات فارسى است كه با اين دو بيت شروع مى شود:
ندانم زمرغان چرا مرغ شب
زهستى نشانى جز آواش نيست
بنالد به بستان شبان دراز
توگوئى كه اميد فرداش نيست
در كتاب سخنوران نامى ايران درباره صورتگر چنين نوشته شده است:
دكتر لطفعلى صورتگر با تأسيس مجله ادبى (سپيده دم) خدمت مهمى به ادبيات كرده است. دكتر صورتگر عمرى به تدريس اشتغال داشت و در نظم و نثر استادى توانا مى باشد كه مقالات زيادى از او در مجله تعليم و تربيت و مهر به چاپ رسيده است. از زمانى كه به انگلستان سفر كرد و با ادبيات انگليسى آشنا شد سبك شعر او تغيير نمود.
دكتر صورتگر به استقبال قصيده (دماوند) ملك الشعراء بهار منظومه اى با عنوان (كنار تخت جمشيد) سروده است.
حسن مرسلوند مى نويسد:
لطفعلى صورتگر تحصيلات ابتدائى را در مدرسه شعاعيه شيراز به پايان رسانيد و در سال۱۲۹۹ عازم بمبئى شد و به مدرسه (سنت گريور) رفت و زبان انگليسى را فرا گرفت و پس از پايان تحصيلات به شيراز بازگشت و در همان مدرسه شعاعيه به تدريس تاريخ و ادبيات فارسى پرداخت و مجله سپيده دم را منتشر ساخت.
صورتگر در سال ۱۳۰۷ جزو محصلين اعزامى به انگلستان فرستاده شد و در دانشگاه لندن به تحصيل در رشته ادبيات انگليسى و تاريخ علوم اقتصادى مشغول شد و پس از دريافت فوق ليسانس به كشور بازگشت و در دانشسرايعالى دبير زبان و ادبيات انگليسى شد. صورتگر در سال ۱۳۱۷ بار ديگر با همسر انگليسى خود به انگلستان رفت و در رشته ادبيات درجه دكترا گرفت.
وى در بازگشت به ايران مدير اداره انطباعات وزارت فرهنگ و مدير مجله آموزش و پرورش شد و ساليان دراز استاد زبان و ادبيات فارسى و انگليسى و رئيس گروه زبان و ادبيات انگليسى دانشگاه تهران بود.
دكتر صورتگر در سال ۱۳۴۸ خورشيدى در تهران در سن ۶۹ سالگى وفات يافت و در حافظيه شيراز مدفون گرديد.
آثار منتشره او چنين است: برگ هاى پراكنده، تاريخ ادبيات انگليسى، دكتر فاستوس (ترجمه)، سخنانى چند از نويسندگان باختر، سخن سنجى، سموئل جانسون (ترجمه)، عشاق ناپل، علم اقتصاد، مجموعه اشعار، نفوذ ايران در تمدن اروپا در قرون وسطى، سبك رمانتيزم در انگلستان، تاريخ ادبيات، جغرافياى تاريخى ايران.
پسر دكتر صورتگر دكتر داوود صورتگر نام دارد كه مدتى در ايران در دانشگاه تدريس مى كرد و اكنون در خارج از لندن در يكى از بانك ها به كار اشتغال دارد.
***
حبيب يغمائى در رثاى دكتر صورتگر شعرى سرود كه چند بيت آن چنين است:
گيتى چو برد يكى، ديگر آورد
اما گمان مدار كه (صورتگر) آورد
بايد بس انتظار كشيدن، كه چرخ پير
چون او سخن شناس سخن گسترآورد
استاد چيره دست كم افتد كه از نبوغ
نثرى بديع سازد و شعرى ترآورد
اقليم پارس مظهر آيات ايزدى است
كز هر كرانه مَردم دانشور آورد
عارف يكى چو روزبهان تربيت كند
شاعر يكى چو سعدى نام آور آورد
شيراز مردمى ادب آموز پرورد
گر خود پسر برآرد، يا دختر آورد
فرزندها برآيد و در قرن ها، ولى
صورتگرى به خوبى و ادب كمتر آورد
حافظ به پايگاهش از آن روى ره نمود
تا دست دوستيش به گردن درآورد
چند سطر شعر از دكتر صورتگر درباره علامه قزوينى
دريغا كه خورشيد تابان نشسته
وز آن خاك اندوه بر ايران نشسته
اديبى به خاك اندرون رخ نهفته
به بحر فنا مهرتابان نشسته
ادب بر مزارش به ماتم ستاده
به سوگش هنر زار و پژمان نشسته
هنرور به مرگت قلم برشكسته
سخنگو دريده گريبان نشسته
زفرهنگ ايران به جا بود گنجى
كه بر سرش گرد فراوان نشسته
تو بر پاس آن گنج تا زنده بودى
شب و روز همچون نگهبان نشسته
جهان شد پر آواز نام بلندت
تو بيمار و در كنج تهران نشسته
يكى جشن برپاى بينم به مينو
كه (خواجه) بر صدر ايوان نشسته
زبان آور نغز گفتار (سعدى)
خداوند كلك در افشان نشسته
همان (رودكى) چنگ در برگرفته
كنار بتى نارپستان نشسته
تو در مجلس بزم آن (نامداران)
چو يكتا چراغى فروزان نشسته
تو خود زنده جاودانى كه نامت
چو ديهيم بر فرق ايران نشسته