Nimrooz
Vol. 18, No. 911, December 8, 2006
سال هيجدهم - شماره ۹۱۱ - جمعه ۱۷ آذر ۱۳۸۵
پرونده يك تفريح تلخ بيابانى
كلاهبردارى مربى قلابى فوتبال از جويندگان كار
پايان ۱۱ دقيقه اضطراب در بزرگراه
تصميم وحشتناك خواستگارسمج
محاكمه متهمان به قتل قاضى مقدس
دردسرهاى اسكلت برادر
*مردى براى انتقال اسكلت برادرش به مرزشرقى آن را داخل تابوتى گذاشت و روى باربندپيكان مسافركش قرار داد
رابطه زنم با مرد همسايه علت قتل بود

پرونده يك تفريح تلخ بيابانى
۲ برادر چوپان وقتى دو نامزد جوان را زير درخت توت بيابانى ديدند، با طرح نقشه اى سياه به شكار آنان رفتند. اين دو پسر جوان كه با ايفاى نقش مأمور پليس، دختر جوان را به باغ خلوت در حاشيه پاكدشت كشانده اند، اينك در برابر مجازات سنگينى قرار گرفته اند.
بنا به اين گزارش، ارديبهشت ماه سال جارى پسر جوانى سوار بر موتورسيكلت به در خانه نامزد ۱۸ ساله اش در پاكدشت رفت و با اجازه خانواده وى، او را سوار موتور كرد تا به گردش بروند.
آن دو پس از گشت زدن در خيابانها براى اين كه از درخت توتى در حاشيه پاكدشت توت بخورند، با موتورسيكلت به اين محله خلوت رفتند و زير سايه درخت توقف كردند. در حالى كه دختر جوان روى موتورسيكلت نشسته بود و نامزدش براى او توت جمع مى كرد، دو مرد چوپان از دور حركات آنان را زير نظر گرفتند و در ميان خنده هاى دو نامزد، نقشه شيطانى خود را طراحى كردند.
دقايقى نگذشته بود كه موتورسيكلتى با ۳ سرنشين مرد به دو نامزد جوان نزديك شدند. آن۳ با برخوردى جدى خود را مأموران پليس معرفى كردند و زمانى كه شنيدند دختر و پسر نامزد هستند، خواستند كه مدارك آنان را ببينند.
دو نامزد كه ترسيده بودند، با ادعاى اينكه خانواده هايشان در جريان اين نامزدى هستند، خواستند آن۳ مأمور دست از سرشان بردارند، اما زمانى كه شنيدند بايد به پاسگاه بروند، چاره اى جز تسليم نديدند. يكى از مأموران پشت فرمان موتورسيكلت پسر جوان نشست و خواست او ترك موتور بنشيند، سپس دو مأمورنماى ديگر نيز سوار بر موتورسيكلت خود شدند و از دختر خواستند با قراردادن كيف بين خودش و آنان سوار شود. وقتى ۲موتورسيكلت به راه افتادند، دختر و پسر نمى دانستند چه سرنوشت شومى در كمين آنان است. در سر دوراهى مسيرها ۲ موتورسيكلت از هم جدا شدند و پسر جوان هنوز به خود نيامده بود كه در محله دورافتاده و متروكه اى موتورسيكلت از حركت ايستاد، مأمورنما او را پايين انداخت و با سرقت موتورسيكلت پا به فرار گذاشت.
در سوى ديگر اين نقشه شوم، ۲ برادر چوپان كه با همدستى برادر ديگرشان موفق به ربودن دختر جوان شده بودند، با سرعت زيادى به داخل باغ خلوتى رفتند.
دختر جوان كه ترسيده بود، وقتى سراغ نامزدش را گرفت، در برابر خنده هاى وحشت آور آنان قرار گرفت و زمانى كه پى برد در چه دام هولناكى افتاده است، خواست فرار كند كه با حمله دو برادر روبرو شد و از سوى آنان به باد كتك گرفته شد. شامگاه آن روز شوم در حالى كه پسر جوان با رساندن خود به پاسگاه از ربوده شدن نامزد و موتورسيكلتش خبر داده بود و ادعا مى كرد ۳ مأمورنما دست به اين دخترربايى زده اند، دختر جوان با حالتى پريشان و گريان پيش روى بازجويان ايستاد و پرده از سرنوشت سياه خود برداشت.
با ادعاهاى تكان دهنده دختر جوان، تيمى از مأموران پليس به جستجوى ويژه اى دست زدند و با راهنمايى هاى ۲ نامزد توانستند۳ برادر چوپان و موتورسيكلت رها شده در بيابان را پيدا كنند. وقتى مشخص شد كه سومين برادر تنها در ربوده شدن دختر جوان و موتورسيكلت دست داشته است، پرونده در شاخه اقدام سياه ۲ برادر ديگر وى وارد مرحله ويژه اى شد.
هفته گذشته اين ۲ برادر چوپان در برابر ۵ قاضى قرار گرفته و تحت تحقيق گرفته شدند. آنان در بازجوئى ها با پذيرفتن اتهام سنگين خود گفتند كه وقتى در حال چراى گوسفندان بوده اند، با ديدن اين دختر و پسر تصميم شومى گرفته و با همدستى برادر ديگرشان سراغ آنان رفته اند و با جدا كردن دو نامزد، دختر جوان را به باغ خلوتى برده و چون مى دانستند هيچكس صداى داد و فريادهاى طعمه شان را نخواهد شنيد، به او تجاوز كرده اند.
بنا به گزارش رسيده، قرار است پس از اين تحقيق قضائى و با حضور دختر جوان در شعبه ۷۷ دادگاه كيفرى استان تهران، دو برادر چوپان تحت محاكمه قرار گيرند.

تلاش ۷ ساله براى گرفتن طلاق
۷ سال سماجت يك زن كه چهار بار درخواست طلاق از شوهرش كرده بود، دادگاه را بر آن داشت تا اين درخواست را بپذيرد. بنا به اين گزارش، نوروز سال ۸۱ مردجوانى با ارائه دادخواست حقوقى به دادگاه تقاضاى الزام همسرش به تمكين را كرد و گفت: ۱۸ سال قبل با همسرم، قرار ازدواج گذاشتيم و او با مهريه اى معادل ۲۵۰ هزار تومان و ۴ سكه طلا به عقد من درآمد.
او شب عيد به همراه تنها فرزندمان خانه را ترك و چراغ خانه ام را خاموش كرد. به همين خاطر از دادگاه مى خواهم تا او را وادار به بازگشت به خانه كند. قاضى دادگاه پس از تعيين وقت دادرسى به خاطر عدم حضور اين زن در دادگاه او را محكوم به تمكين كرد. پس از صدور اين حكم، زن نسبت به آن اعتراض كرد، اما پس از تائيد و قطعيت اين حكم با درخواست شوهر، اجرائيه صادر و زن ملزم به انجام وظايف زناشويى شد.
اين زن براى بار دوم از شعبه ديگرى تقاضاى صدور حكم طلاق كرد اما قاضى با توجه به آنكه زن نتوانسته بود، ادعاهاى خود را در دادگاه ثابت كند درخواست طلاق او را نپذيرفت.
زن جوان براى بار سوم در بهمن ماه سال ۸۲ از شعبه ديگرى از دادگاه تقاضا كرد تا به خاطر آنكه رفتار و اعمال همسرش شرايط زندگى با او را سخت و غير قابل تحمل ساخته و او دچار عسر و حرج شده بدون بذل مهريه حكم طلاق او را صادر كنند. قاضى دادگاه تقاضاى اين زن را نپذيرفت.
اين زن براى چهارمين بار در دادگاه ديگرى تقاضاى صدور حكم عدم امكان سازش كرد و گفت: من و همسرم با هم هيچ ارتباط كلامى نداريم و من سالها در خانه او به خاطر تنها فرزندمان دوام آوردم اگر هزار بار درخواست مرا رد كنيد باز هم من تقاضاى طلاق دارم.
قاضى اين دادگاه نيز با توجه به رسيدگى قبلى و صدور احكام قطعى در اين مورد تقاضاى زن را رد كرد با ارجاع پرونده به شعبه ۲۶ زن با ارائه لايحه به هيأت قضات اين دادگاه گفت: سالها قبل من و همسرم هر دو در يك كارخانه مشغول به كار بوديم و با هزار اميد زندگى مشترك را آغاز كرديم، اما رفتارهاى توهين آميز همسرم باعث تنفر من از او شد. وقتى تصميم به جدايى گرفتم، فهميدم بزودى مادر خواهم شد. در اين سالها با پشتكار و زحمت بسيار سرپرستى كارگران كارخانه را به عهده گرفتم و از نظر شغلى پيشرفت خوبى كردم، اما همسرم زمانى كه من در مسافرت بودم، خود را بازخريد كرد و تلاش من براى بازگرداندن او به كارخانه بى فايده بود.
دختر ۱۸ ساله اين زوج هم پس از حضور در دادگاه به عنوان مطلع گفت: از وقتى خودم را شناختم، متوجه اختلافهاى پدر و مادرم شدم و حتى مسافرتهاى ما با خانواده مادرم و بدون حضور پدرم بود. آنها هيچ نقطه مشتركى ندارند و من هم از اين وضع خسته شده ام. مادرم روزانه ۱۲ ساعت كار مى كند و پدرم در خانه مى خوابد.
هيأت قضائى شعبه ۲۶ دادگاه تجديد نظر استان تهران پس از شنيدن اظهارات اين زن و شوهر و تنها فرزندشان از كلانترى خواستند تا به بررسى علت جدايى ۷ ساله اين زوج بپردازند. گزارش كلانترى حاكى از آن بود كه اهالى محل كار و زندگى اين زوج علت اصلى اختلافات را توهين و بى احترامى مرد نسبت به زن و فرزندش دانسته و اين زن سالها عهده دار مخارج زندگى بوده و با تلاش او، دخترشان در حال تحصيل در يكى از دانشگاههاى شهرهاى شمالى است.
قضات دادگاه تجديد نظر با توجه به اظهارات شاهدان، گزارش كلانترى محل، مدت زمان طولانى جدايى اين زن و شوهر و طرح دعاوى متعدد آنها در دادگاههاى مختلف از آنجايى كه اين مرد به بهانه تمكين قصد داشت تا همسرش را سرگردان و بلاتكليف نگه دارد و اميد وصل براى ادامه زندگى اين زوج نبود و اظهار نظر تنها فرزندشان مؤيد آن بود كه حضور والدين او در زير يك سقف ممكن و مقدور نيست، طرح دعاوى مختلف و درخواستهاى مكرر زن را دليل سختى و عذاب او از اين زندگى دانستند و اعلام كردند زن تا با بذل كليه حق و حقوق خود ظرف ۳ ماه به يكى از دفاتر رسمى طلاق مراجعه و به لحاظ عسر و حرج با وكالت از سوى همسرش، خود را به صورت طلاق خلع مطلقه كند.
به گزارش رسيده، اين رأى با ابلاغ به طرفين در انتظار فرجام خواهى احتمالى و بررسى نهايى در ديوان عالى كشور است.

كلاهبردارى مربى قلابى فوتبال از جويندگان كار
كارآگاهان پليس تحقيقات گسترده اى را براى يافتن مخفيگاه جوان كلاهبردارى كه بامعرفى خود به عنوان مربى تيم فوتبال و به بهانه انتقال طعمه هاى خود به كشورهاى جنوب شرق آسيا دست به كلاهبردارى ميليونى زده است، آغاز كرده اند.
رسيدگى به پرونده كلاهبردارى هاى اين جوان هنگامى در دستور كار پليس آگاهى تهران قرار گرفت كه از اواخر تيرماه ۸۴ شكايت هاى مشابهى از مرد جوانى به نام شهرام ب كه با معرفى خود به عنوان مربى بين المللى فدراسيون فوتبال دست به كلاهبردارى هاى ميليونى زده بود به كارآگاهان ارجاع شد.
يكى از شاكيان پرونده در طرح شكايت خود به كارآگاهان پليس گفت: حدود دو ماه قبل با شهرام در يك مهمانى آشنا شدم، او كه جوان بسيار خوش صحبت و خوش سر و زبانى بود، خودش را به عنوان مربى بين المللى فدراسيون فوتبال معرفى كرد و هنگامى كه از علاقه ام به سفر به كشورهاى خارجى اطلاع پيدا كرد با نشان دادن دعوت نامه هاى متعددى كه از كشور كره جنوبى برايش ارسال شده بود گفت كه مى تواند مرا به راحتى با اين دعوتنامه ها به كره و يا يك كشور ديگر در جنوب شرق آسيا منتقل كند و در آنجا كار بسيار مناسبى برايم پيدا كند.
مرد جوان در ادامه گفت: وقتى كه فكر مى كردم شانس به من رو كرده است، به سرعت پيشنهاد وى را قبول كردم، قرار شد ظرف چند روز آينده ۶ ميليون تومان براى انجام كارهاى مهاجرت و اقامتم به وى پرداخت كنم، چند روز بعد هنگامى كه اين مبلغ را در يكى از خيابان هاى شمال تهران به وى رساندم، شهرام به من گفت كه منتظر او بمانم تا با من تماس گرفته و طى دو هفته آينده به سوى كره پرواز كنيم، اما وقتى كه با گذشت يك ماه از اين مرد هيچ خبرى نشد، با تلفن همراهش تماس گرفتم ولى او تلفنش را واگذار كرده بود، و تازه آن موقع بود كه فهميدم كه چه كلاه بزرگى سرم رفته است، هنگاميكه در حال پيگيرى ماجرا بودم متوجه شدم كه او شاكيان ديگرى نيز دارد كه به همين شيوه مبالغى از آنها كلاهبردارى كرده است.
با افزايش شكايت ها، بازپرس دادسراى بعثت دستور بازداشت اين مرد را به اتهام كلاهبردارى صادر كرد، اما هنگامى كه پيگيرى هاى پليس به نتيجه اى نرسيد، قاضى پرونده با توجه به متوارى بودن متهم اقدام به صدور كيفرخواست كرد و پرونده به شعبه ۱۱۴۲ مجتمع قضائى بعثت ارجاع و قاضى پس از برگزارى چند جلسه محاكمه بالاخره به صورت غيابى اقدام به صدور رأى براى متهم كرده و او را به تحمل ۳ سال زندان محكوم كرد. با تائيد حكم از سوى ديوان عالى كشور و ارسال پرونده به اجراى احكام، متهم از سوى داديار شعبه ۵ اجراى احكام تحت تعقيب قرارگرفت.
بنابه اين گزارش اين پرونده داراى ۶ شاكى است كه به همين روش از آنها كلاهبردارى شده است. با توجه به متوارى بودن متهم از كسانى كه از مخفيگاه اين كلاهبردار اطلاع دارند، درخواست شده است كه موضوع را به پليس اطلاع دهند.

دستگيرى راننده مسافركش به خاطر نمايش فيلم سياه
مردى كه باجاسازى يك مونيتور بر روى سيستم خودرو شخصى و طراحى نقشه اى شوم براى اغفال زنان، در هنگام رانندگى فيلمهاى مستهجن را نمايش مى داد با تلاش كارآگاهان اداره ۵ آگاهى پايتخت دستگيرشد.
اوايل سال جارى زن جوانى به يك كلانترى در جنوب تهران رفت و با طرح شكايتى به مأموران گفت: ساعتى قبل در حاليكه در شهر رى منتظر تاكسى بودم، يك پيكان كرم رنگ پس از آنكه آدرسم را گفتم مقابل پايم توقف كرد، من كه فكر مى كردم اين خودرو مسافركش است سوار خودرو شدم، اما هنوز چند دقيقه اى از سوار شدنم نگذشته بود كه راننده در حالى كه رانندگى مى كرد در داشبورد را باز كرده و مانيتورى را كه درون آن بود روشن كرد، من كه با تعجب حركات راننده را زير نظر داشتم متوجه شدم كه با روشن شدن دستگاه، فيلمى مستهجن به نمايش در آمد.
در حالى كه ترس تمام وجودم را فرا گرفته بود، با لحنى جدى از راننده خواستم خودرو را متوقف كند تا پياده شوم، ولى اين مرد بدون توجه به درخواستم همچنان به مسير خود ادامه مى داد اما هنگامى كه شروع به داد و فرياد و كمك خواستن كردم او از ترس اينكه ساير رانندگان متوجه شوند، خودروش را متوقف كرد و من بدون درنگ از خودرو پياده شده و براى شكايت به اداره پليس آمدم. هنگامى كه اين زن جوان شماره خودروى اين مرد را در اختيار مأموران قرار داد، تحقيقات براى شناسايى و دستگيرى راننده خودرو آغاز شد.
هنگاميكه كارآگاهان اداره ۵ آگاهى تهران، با بررسى ادعاهاى اين زن شماره پلاك خودرو را در اختيار تمامى يگانهاى گشت آگاهى قرار دادند، تحقيقات كارآگاهان به طور تخصصى براى شناسايى مرد راننده آغاز شد. در حاليكه تحقيقات در اين باره ادامه داشت، با ارجاع پرونده شكايت هاى مشابه ازسوى زنان مسافر، دستور ويژه اى براى دستگيرى اين راننده كه كارآگاهان توانسته بودند چهره فرضى وى را طراحى كنند به صورت جدى ترى آغاز شد و به اين ترتيب كارآگاهان تمامى مناطقى را كه مرد راننده در آنجا تردد مى كرد تحت كنترل نامحسوس قرار دادند.

اكران فيلم سياه
عصر شنبه گذشته، هنگاميكه مأموران گشت آگاهى تهران در حوالى اتوبان آزادگان خودرويى با مشخصات متهم تحت تعقيب را مشاهده كردند، با صدور دستور توقف، راننده را دستگير و براى بازجوئى به اداره آگاهى منتقل كردند.
به اين ترتيب مأموران گشت پليس در بازرسى خودرو اين مرد، موفق به كشف مونيتورى كه شاكيان از آن ياد كرده بودند شده وبا بررسى بيشتر سه عدد سى دى مستهجن از زير صندلى خودروى متهم به دست آمد كه ادعاى شاكيان را قطعيت مى بخشد. وى افزود: متهم با اينكه مستندات كافى براى اثبات شكايات شاكيان در اختيار پليس قرار دارد و فيلم ها و دستگاه مونيتور نيز از داخل خودرواش كشف شده بود در ابتدا منكر ارتكاب جرايم انتسابى بود ولى در نهايت به جرم سياه خود اعتراف كرد. وى مدعى است كه دستگاه مانيتور را سالها پيش هنگامى كه در يكى از شهرستانهاى جنوبى كشور كار مى كرده است، خريدارى كرده و از يكسال قبل پس از بازگشت به تهران، با كار گذاشتن مانيتور در داخل خودروش قصد اغفال زنان مسافر را داشته است.

نقاب از چهره خانواده مسلح كنار رفت
اتاق شكسته يك كاميون بارى، راز باندخانوادگى سرقت مسلحانه احشام را فاش كرد، اعضاى اين باند چهار نفره، با استفاده از ماسك، شبانه اقدام به سرقت از دامدارى ها مى كردند.
دستگيرى اعضاى باند سارقان مسلح احشام، هنگامى در دستور كار پليس استان تهران قرار گرفت كه صبح ۲۴ آبان ماه، صاحب يك دامدارى خود را به اداره آگاهى ورامين رساند و مدعى شد نيمه شب گذشته، چهار مرد مسلح نقابدار به دامدارى او در روستاى حسين آباد رفته و بعد از بستن دست و پا و چشمهايش اقدام به سرقت احشامش كرده اند.
اين مرد در ادامه گفت: سارقان در ابتدا قصد داشتند كه با كاميونى كه همراه آورده بودند، احشام را به سرقت ببرند اما چون نتوانستند كاميون را روشن كنند، دستپاچه و عصبانى با راننده كاميون ديگرى تماس گرفتند و براى بردن احشام با او قول و قرار گذاشتند، اما در حالى كه دقايقى ديگر تا آمدن كاميون مانده بود آنها مرا به داخل اتاقى كشانده و بعد از سرقت احشام با كاميون متوارى شدند.
مرد دامدار در ادامه افزود: بعد از نجات خود موضوع را به پليس اطلاع دادم.
با طرح شكايت اين مرد مأموران در محل دامدارى حضور يافتند و در حالى كه بررسى ها نشان مى داد كاميونى كه روشن نشده است چند روز قبل به سرقت رفته بود كارآگاهان به بررسى ساير سرنخها پرداختند.
در حالى كه بررسيهاى پليسى نشان مى داد كه كاميون سارقان هنگام خروج از دامدارى با ديوار برخورد كرده و احتمالاً اطاق آبى رنگ آن آسيب جدى ديده است، تيم ويژه اى از كارآگاهان پليس ورامين جستجوهاى خود را براى يافتن كاميون تصادفى آغاز كردند.
در حالى كه تحقيقات پليسى ادامه داشت، صبح ۵ آذر ماه مأموران گشت پليس ورامين به كاميون آبى رنگى كه از ناحيه در اتاق عقب دچار سانحه شده بود مظنون شده و به راننده آن دستور توقف دادند.
هنگامى كه مشخص شد قسمت آسيب ديده با تكه هاى اطاق كاميون سارقان كه در محل دامدارى پيدا شده بود، مطابقت دارد، راننده كاميون به نام رضا به اتهام سرقت مسلحانه تحت بازجوئى قرار گرفت كه وى در بازجوئى هاى پليسى راز باند سرقت خانوادگى را فاش كرده و گفت: شب حادثه يكى از آشنايانم به نام ذبيح الله، با من تماس گرفت و گفت قصد دارد احشام خود را به جاى ديگرى انتقال دهد و به كاميون من احتياج دارد. من هم به محل دامدارى رفتم و با بار زدن ۵۰ رأس گوسفند آنها را به محل نامعلومى بردم.
هنگامى كه مأموران پليس ورامين در بررسى هويت ذبيح الله دريافتند وى به همراه ۳ تن از پسرانش از افراد سابقه دار در زمينه سرقت هاى مسلحانه و شرارت است، يافتن مخفيگاه آنها در دستور كار قرار گرفت و سرانجام شامگاه ۶ آذر در حالى كه منطقه به محاصره پليس درآمده بود اعضاى باند خانوادگى سرقت احشام دستگير شدند.
اين گزارش در پايان مى افزايد كه در بازرسى مخفيگاه متهمان چندين قبضه سلاح و دهها تير جنگى كشف شد.

پايان ۱۱ دقيقه اضطراب در بزرگراه
تعقيب و گريز ۱۱ دقيقه اى براى دستگيرى سارق مسلحى كه با شليك گلوله راننده مسافركشى را مجروح كرده و او را از خودرو به بيرون پرت كرده بود، با تصادف مرگبار مرد مسلح پايان يافت.
در جريان اين عمليات ضربتى، پليس تمامى خروجى هاى بزرگراه شيخ فضل الله را تحت كنترل ويژه قرار داده بود.

تماس فورى راننده مجروح با پليس
ساعت ۱۸و۳۰دقيقه چهارشنبه، راننده خودرو مسافركشى با پليس ۱۱۰تماس گرفته و در حاليكه به دليل شدت خونريزى به سختى مى توانست حرف بزند به اپراتور پليس گفت كه سارق مسلحى پس از آنكه وى حاضر به پياده شدن از خودرواش نشده به سمت وى شليك كرده و سپس او را درحاليكه به شدت مجروح شده بود، در خيابان اردلان از خودرو به بيرون پرت كرده و سپس با خودروى او به سمت اتوبان تهران- كرج متوارى شده است.
با تماس اين مرد، بلافاصله مشخصات خودروى پرايد در اختيار تمامى واحدهاى گشت قرار گرفت و عمليات پليسى براى متوقف كردن خودرو مسروقه كه با سرعت سرسام آور به سمت اتوبان تهران -كرج مى راند آغاز شد.
پليس دراولين اقدام با مسدود كردن تمامى خروجى ها، بزرگراه را تحت كنترل درآورد و در يك عمليات ضربتى ۱۱ دقيقه اى مأموران موفق شدند خودرو پرايد را در خيابان طرشت رد گيرى كنند، اما سارق مسلح بدون توجه به دستور ايست پليس با سرعت سرسام آور شروع به ويراژ دادن كرد، سرانجام در حاليكه پليس فاصله كمى با دستگيرى متهم داشت وى كه كنترل خودرو را از دست داده بود به شدت با دو خودروى سوارى ديگر و سپس با جدول كنار خيابان برخورد كرد كه در اثر آن سر متهم فرارى با ستون ماشين برخورد كرده و وى به شدت مجروح شد.
بنابه اين گزارش با حضور اورژانس درصحنه حادثه، سارق ۳۹ ساله به نام مصطفى، در حالى كه ضربه مغزى شده بود، به بيمارستان رسول اكرم منتقل شد ولى با بى نتيجه ماندن تلاش هاى پزشكى، وى جان باخت.
وى درخصوص سرنوشت راننده مجروح نيز گفت: اين مرد كه ازناحيه كليه و نخاع دچار جراحت شده است، توسط مأموران امداد به بيمارستان انتقال يافته و تحت معالجه قرار دارد.
بنابه اين گزارش راننده مجروح به نام محمود برروى تخت بيمارستان در توضيح ماجرا گفت: مرد مسلح درخيابان ستارخان با پيشنهاد پرداخت كرايه ۱۰ هزارتومانى خواست او را به خيابان جيحون برسانم، اما در ميانه راه ناگهان او كلت كمرى خود را از زير كتش درآورده و با تهديد اسلحه ازمن خواست كنار خيابان توقف كرده و پياده شوم و هنگاميكه با مقاومت من مواجه شد به من شليك كرده و سپس مرا در كنار خيابان اردلان از خودرو بيرون انداخت و با خودروى من فرار كرد.
اين گزارش مى افزايد بررسى هاى پليسى درباره سابقه اين سارق مسلح كه از وى يك كلت كمرى و ۶ فشنگ جنگى كشف شده است، همچنان ادامه دارد.

نامزد سابق، نقشه سرقت را طراحى كرد
جستجوى پليسى براى دستگيرى مردان ناشناسى كه با تهديد وارد خانه اى در شمال پايتخت شده و بعد از بستن دست ها و پاهاى زن صاحبخانه، به سرقت ميليونى دست زده بودند، به دستگيرى نامزد سابق دختر صاحبخانه ختم شد.
اواسط آبان، پس از آنكه زنگ خانه اى ويلائى در شمال پايتخت به صدا درآمد، زن صاحبخانه با گشودن در ورودى با دو مرد ناشناس روبرو شد، دو مرد جوان در حاليكه سعى مى كردند از تنها بودن زن صاحبخانه در خانه مطمئن شوند، گفتند با يكى از دختران خانواده كار دارند.
زن كه از يادآورى مرگ دخترش اشك در چشمانش جمع شده بود، به اين دو مرد گفت: دخترم چند وقت قبل فوت شده است، اما مردان غريبه با پرخاش مدعى شدند كه وى دروغ مى گويد و گفتند اگر دختر او فوت شده بايد شماره قبر وى را به آنها بدهد تا مطمئن شوند.
آنها با اين دسيسه وارد خانه ويلائى شده و قبل از آنكه زن تنها قادر باشد براى دفاع از خود كارى انجام دهد با تهديد چاقو دستها وپاهاى او را بستند.
دو مرد ناشناس درحاليكه با تلفن همراه خود مراحل اجراى نقشه را با فردى كه در بيرون از خانه بود هماهنگ مى كردند، با پيدا كردن گاوصندوق ۴۳ميليون تومان چك مسافرتى را كه داخل آن بود ربوده و متوارى شدند. پس از آنكه صاحبخانه، توانست طناب دست وپاهاى خود را باز كرده و پليس را در جريان بگذارد، تحقيقات پليسى براى دستگيرى سارقان آغاز شد.

نامزد سارق، همدست سارقان
بنابه اين گزارش با آغاز اقدامات پليسى براى دستگيرى سارقان، با هماهنگى اى كه با مسئولان بانك هاى كشور انجام گرفت، صبح يكشنبه زمانى كه دو نفر از سارقان براى نقد كردن چكهاى مسروقه به يكى از بانك هاى تهران مراجعه كرده بودند، كارمندان بانك پليس را در جريان قرار داده و تيم پليس با حضور در بانك، دو متهم را دستگير كردند.
در تحقيقات از اين دو مرد معلوم شد كه طراح اصلى اين نقشه نامزد سابق يكى از دختران صاحبخانه بوده كه با اطلاعاتى كه از مرگ خواهر وى به دست آورده بود اين نقشه را طراحى و با همدستانش به مرحله اجرا درآورده و سارقان در هنگام سرقت با اين مرد جوان در حال گفتگو بوده اند.
با اين اعترافات دو عضو ديگر باند نيز دستگير شدند كه در بازجوئى از آنها اموال مسروقه كشف شد.


حمله مسلحانه كارگر اخراجى به مرد كارخانه دار
مرد جوان بعد از اخراج از كارگاهى كه در آنجا كار مى كرد، نقشه سرقت خودروى صاحبكارش را طراحى كرد، اما ۴۸ ساعت بعد وى در غرب تهران در محاصره پليس قرار گرفت.
روز ۴آذر مرد كارخانه دارى در تماس با پليس اعلام كرد سه جوان مسلح بعد از حمله مسلحانه به وى خودرو پرايدش را سرقت كرده اند، اما وى موفق شده است كه از چنگ آنها فرار كند.
اين مرد در خصوص نحوه حمله مردان مسلح به كارآگاهان گفت: عصر امروز در جاده فيروزكوه ناگهان دريك پيچ خلوت سه مرد مسلح با محاصره خودروام مرا مجبور كردند خودروام را متوقف كنم. بااينكه لوله دوكلت كمرى سرم را نشانه گرفته بود چهره يكى ازسارقان را كه ازكارگران قديمى شركتم بود شناختم.
اومدتى پيش به دليل اينكه غيبت غير موجه زيادى داشت ازكارخانه اخراج شده بود. آن سه مرد با تهديد اسلحه مرا به صندلى عقب خودروكشانده و سرم را زير صندلى كردند و سپس عازم منطقه اى نامشخص شدند.
مرد كارخانه دار افزود: آنان قصد ربودن مرا داشتند ولى من زمانى كه متوجه شدم آنان درخودرو را قفل نكرده اند در فرصتى مناسب آن را گشوده وخودرا به خيابان انداختم. سارقان مسلح پس از فرار من نيز توقف نكرده وبا سرعت متوارى شدند.
كارآگاهان اداره يكم شماره پلاك خودرومسروقه را به تمام يگان هاى پليس اعلام كردند. تحقيقات ادامه يافت تااينكه۴۸ساعت بعد از وقوع اين سرقت پليس بامشاهده خودروپرايد فاقد شماره اى درخيابان ستارخان دستور توقف آن را صادر كردند وبابررسى اوراق خودرومعلوم شد سرنشينان اين خودرو سارقان مسلح تحت تعقيب هستند.
به اين ترتيب هر سه متهم فرارى اين پرونده به نامهاى كريم، رضا و حامد سوار بر خودرو مسروقه دستگير شدند.
حامد كه كارگراخراجى مرد كارخانه داربود در توضيح علت ارتكاب سرقت از صاحبكارسابق خود گفت: بعد از اخراج ازكارخانه بيكار شدم. هر چقدر دنبال كار مى گشتم شغل مناسبى پيدا نمى كردم.
چندين بار هم به كارخانه مراجعه كردم تاطلب ۵۰۰ هزارتومانى ام را ازوى وصول كنم ولى وى حاضرنبود طلبم را بدهد. براى همين با دونفرازدوستانم كه آنهانيز به دليل بيكارى محتاج پول بودند نقشه اين سرقت مسلحانه را كشيديم تا هم من قادر باشم طلبم را وصول كنم وهم آنان با فروش خودرو مسروقه مشكل مالى خود را حل كننند.
برپايه اين گزارش ادعاهاى اين متهم درحالى مطرح است كه مرد كارخانه دار درخصوص طلب ۵۰۰ هزارتومانى سارق اظهار بى اطلاعى كرده واين ادعا راكذب عنوان مى كند. كارآگاهان اداره يكم تلاش خود را براى فاش كردن علت وقوع اين سرقت مسلحانه ادامه مى دهند

تصميم وحشتناك خواستگارسمج
خواستگار سمج كه دخترى را در نقشه ماهرانه اى ربوده بود، در تجسس هاى پليسى سارق تحت تعقيب پليس از آب درآمد.
اين پسر جوان نمى دانست كه زن دايى اش در برابر التماس ها و گريه هاى دختر مورد علاقه اش تسليم خواهد شد. بنا به اين گزارش، ساعت ۷ و ۳۰ دقيقه صبح روز پنجشنبه ۲۹تيرماه سال جارى اين دختر وقتى خانه شان را ترك كرد و در ايستگاه اتوبوس در يافت آباد ايستاد تا به سر كار برود متوجه خودرويى با ۳سرنشين شد كه وى را سايه به سايه تعقيب مى كنند. دقايقى نگذشته بود كه خودرو در برابر اين دختر ايستاد و پسر آشنايى با صدا زدن نامش خواست سوار خودرو شده تا او را به سر كار برساند. دختر جوان كه مى ديد خواستگار سمج اش دست بردار نيست اعتنايى به خواسته اين پسر نكرد و هنوز اتوبوس نرسيده بود كه ۲ مرد همراه جوان خواستگار از خودرو پياده شدند و او را به زور سوار خودرو كرده و با سرعت به حركت درآمدند.
در حالى كه همه تصور مى كردند اين دختر در محل كارش است. ساعت ۱۳ و ۳۰ دقيقه زنگ تلفن خواهر وى به صدا درآمد و اين دختر با صدايى لرزان و وحشتزده ادعا كرد كه ربوده شده است.
ساعتى نگذشته بود كه خانواده اين دختر توانستند وى را از خانه اى در شهرك خاوران آزاد كنند و با مراجعه به پليس خواستار بازداشت خواستگار آدم ربا و همدستانش شدند.
وقتى مأموران از دختر دانشجو تحقيق كردند، او گفت: «خواستگارم از دوستان قديمى برادرم در شهرستان بروجرد بود، چون مى دانستم شرور است هر بار ابراز علاقه مى كرد و به خواستگارى ام مى آمد نپذيرفتم با وى ازدواج كنم. وقتى من را به همراه دايى و پسرعمه اش ربودند با گريه و التماس خواستم رهايم كنند، خواستگارم سعى مى كرد با مهربانى آرامم كند اما خيلى نگران بودم تا اينكه آنها من را به خانه دايى وى بردند و به زن دايى اش سپردند.»
وى افزود: «خيلى گريه و التماس كردم تا اينكه دل زن دايى اش به رحم آمد و تلفن را در اختيارم گذاشت. وقتى خانواده ام به خانه دايى خواستگارم آمدند، زن دايى اش در را باز كرد و من فرار كردم.»
با ادعاهاى اين دختر جوان، كارآگاهان پليس پايتخت پس از دستگيرى همدستان خواستگار سمج پى بردند وى فرارى شده است و به صورت پنهان زندگى مى كند. كارآگاهان به اقدامهاى اطلاعاتى ويژه اى دست زدند تا بتوانند خواستگار آدم ربا را رديابى كنند. آنها پى بردند اين پسر وقتى از اعتماد دوستش در بروجرد سوءاستفاده كرده و از مغازه وى سرقت كرده از سوى پليس اين شهر تحت تعقيب قرار گرفته است.
بدين ترتيب، عمليات وارد مرحله تازه اى شد تا اين كه پليس پس از گذشت چهار ماه خواستگار جوان را به دام انداخت.
بنا به گزارش رسيده؛ اين سارق فرارى كه در برابر اتهام سنگين آدم ربايى نيز قرار گرفته است، انگيزه اش از ربودن دختر دانشجو را علاقه زياد براى ازدواج با وى دانست و در برابر بازپرس ابراز پشيمانى كرد.

بازگشت تبهكار به خاطر ۴۰۰ سكه طلا
سركرده شبكه سازمان يافته كيف قاپى در آزادى موقت از زندان، در برابر اتهام سنگين سرقت محموله ۴۰۰ سكه طلا قرار گرفت.
اين سارق حرفه اى كه به «عشقى» معروف است و نوچه هاى زيادى دارد، درحالى كه از اتهام مفسد فى الارض فاصله گرفت، با سپردن وثيقه از زندان آزاد شده بود. بنابه اين گزارش، ساعت ۲۰ شامگاه روز سى ام آبان ماه سال جارى، مأموران گشت پليس در ميدان ونك دو مرد موتورسوار را ديدند كه با سرعت زيادى در حركت هستند.
وقتى سرتيم گشت با ديدن مرد ترك سوار او را شناخت و پى برد وى يكى از حرفه اى ترين كيف قاپان پايتخت است، به تعقيب موتوسيكلت پرداخت و دستور ايست داد. با توقف دو مرد، آن دو درحالى كه سعى داشتند با چرب زبانى خود را بى گناه نشان دهند، مأموران به بازرسى بدنى از «عشقى» و نوچه اش دست زدند و با تجهيزاتى براى سرقت داخل خودرو و كيف قاپى مواجه شدند. يك شاه كليد، يك درفش نوك تيز شده براى باز كردن در خودروها، شمع خرد شده براى شكستن شيشه ها، دو عدد نبشى سه گوش براى پنجر كردن لاستيك خودروها كافى بود تا نشان دهد «عشقى» در آزادى موقت از زندان باز در حال سازماندهى گروه تبهكار تازه اى است. با اين وجود، هر دو مرد ادعا كردند هيچ اقدامى براى كيف قاپى و سرقت نكرده اند، تا اينكه كيف زنانه اى نيز از ميان لباس هاى آنان بيرون كشيده شد.

قاپيدن محموله ۴۰۰ سكه طلا
روز ۱۵ تيرماه سال جارى، وقتى مردى با كيفى حاوى يك محموله ۴۰۰ سكه طلايى در حال گذر از جواديه تهران بود، از سوى دو مرد موتورسوار غافلگير شد و آنان با روش ماهرانه اى ۴۰۰ سكه طلا را دزديدند و فرار كردند. مالباخته در جريان تحقيقات پليسى وقتى قرار شد مشخصات كيف قاپان را در اختيار مأموران قرار دهد، نشانى هاى مردى را داد كه مطابقت كاملى با «عشقى» سردسته شبكه كيف قاپى سازمان يافته پايتخت داشت. «عشقى» تبهكارى بود كه حتى نوچه هايش رده بندى شده بودند و تعدادى از آنان حتى اجازه ديدن وى را نداشتند و رفتن به داخل اتاق فرماندهى «عشقى» يك افتخار براى اعضاى گروه وى بود.
در اين شبكه، هر رده اى وظيفه اى داشت كه در آن شناسايى طعمه داخل بانك ها و بازار تهران و جواهرات، زاغ زنى در مسير تردد آنان، تعقيب سايه به سايه، باديگاردى گروه سرقت از سوى اعضاى ديگر نسبت به مهارت اعضاى شبكه تقسيم بندى شده بود و همه عمليات زير نظر «عشقى» و گاهى با حضور خود وى صورت مى گرفت.
وقتى رديابى هاى پليسى رد پايى از اين كيف قاپ حرفه اى را در اختيار تيم عملياتى قرار داد، حتى براى دستگيرى وى جايزه ميليونى تعيين شد تا اينكه يكى از مأموران پليس آگاهى تهران، «عشقى» را همراه چند دختر و پسر در ميهمانى و ضيافت شامى ديد و در همانجا به دستانش دستبند زد.
اين سارق حرفه اى كه در زمان آزادى موقت از زندان باز به كيف قاپى پرداخته بود، وقتى هرگونه دخالت در قاپيدن محموله ۴۰۰ سكه اى را منكر شد، در بازجوئى ها گفت: از ۳ سال پيش كه به زندان افتادم، ديگر دست به كيف قاپى نزده ام. وقتى پرونده ام از دادسرا به دادگاه عمومى رفت، با سپردن وثيقه سنگين آزاد شدم، اما هيچ اطلاعى از ادعاهاى صاحب محموله طلا ندارم، ۲۵ روز پيش در شعبه ۱۱۵۸ محاكمه شدم و قرار است حكم در خصوص اتهاماتم صادر شود.»
بنا به گزارش رسيده، با وجود ادعاهاى بى گناهى، پليس مأموريت دارد تا جزئيات بازگشت تبهكارانه اين كيف قاپ حرفه اى يا شبكه پنهانش را فاش كند.

طلسم ناخوانده كشتى گيرى كه رمال شده بود!
اعترافهاى تلخ يك مرد رمال، پرده از جزئيات سرنوشت شوم ۶ دختر جوان برداشت. اين مرد به بهانه شكستن طلسم سياه، قربانيان خود را به خلوتگاه شيطانى اش مى كشاند.
بنا به اين گزارش؛ دختر ۲۳ ساله اى وقتى از فضاى پر از دود خانه مرد رمال بيرون رفت اشك مى ريخت و مى دانست به خاطر اشتباه خودش، در دام مرد رمال گرفتار شده است. او از مرد جوان شنيده بود راز خلوتگاهش اگر فاش شود طلسم خوب زندگيش مى شكند و جانش به خطر خواهد افتاد.
از آن روز به بعد، شب ها كابوس مى ديد تا اين كه خاله ناتنى اش پاى درددل او نشست و از دختر جوان خواست براى مجازات رمال فريبكار نزد پليس رفته و راز هولناكش را فاش كند.
روز چهارشنبه يكم آذرماه سال جارى، مأموران كلانترى ۱۲۱ سليمانيه در برابر گريه هاى دخترى جوان قرار گرفتند كه ادعاهاى عجيبى داشت، او از طريق يك دوست و آشنا كه آنان نيز خرافاتى بودند به پاركينگ خانه اى در خيابان ۱۳ آبان رفته بودند تا طلسم بد زندگى شكسته شود.
اين دختر با صداى بغض آلود گفت: وقتى من به همراه دوستم و پدر و مادرش نزد مرد رمال رفتيم، پدر دوستم داخل خودرو ماند و ما داخل پاركينگ رفتيم، در آن جا چادر زده شده بود و پارچه هاى خاصى به در و ديوار آويزان بود. وى افزود: وقتى روبروى مرد رمال نشستيم او ابتدا سئوالاتى از زندگيم پرسيد. سپس گفت: طلسم محكمى دور من حلقه زده است و بايد شكسته شود.
مرد رمال با اين ادعا كه اگر نزد دوست و مادرم اين طلسم باز شود شايد روى بخت يكى از آن دو بيفتد خواست همراه او به طبقه اول ساختمان بروم، در آنجا يك شمع روشن كرد، يك ميله طلسم شكن طلايى رنگ، چند قفل زنگ زده، پارچه هائى كه روى آن دعا نوشته شده بود روى ميزى قرار داشت. از من خواست به نور شمع خيره شوم، سپس به زبان فارسى و عربى ورد خواند، وقتى شروع به حرف زدن كرد، احساس كردم در خطر هستم اما باور كنيد اراده اى نداشتم، بى اختيار گريه مى كردم. مى گفت من جن هائى دارم كه بايد طلسم بشكند تا همه را ببينم و... با ادعاهاى اين دختر وقتى مأموران پليس پاتوق مرد رمال را شناسايى كردند با دستور قضائى وى بازداشت شد و براى تحقيقات تخصصى در اختيار مأموران اداره ۵ پليس آگاهى تهران قرار گرفت.
مرد رمال كسى جز يك جوان ۳۰ ساله كشتى گير نبود كه با استفاده از خرافات زنان و دختران توانسته بود درآمد ماهيانه اى بيش از۲ ميليون تومان داشته باشد.
اين مرد وقتى با آخرين قربانى نقشه شومش مواجهه حضورى داده شد، اعتراف كرد تاكنون به جز كلاهبردارى هائى كه با دعانويسى و رمالى انجام داده است ۶ دختر و زن جوان را نيز به بهانه شكستن طلسم فريب داده است. بنا به گزارش رسيده، رسيدگى ويژه به اين پرونده تلخ در دستور كار قرار گرفته است.

محاكمه متهمان به قتل قاضى مقدس
محاكمه متهمان به قتل حسن احمدى مقدس، سرپرست مجتمع قضائى موسوم به ارشاد در تهران در شعبه پانزدهم دادگاه انقلاب اين شهر آغاز شد.
متهمان قتل اين قاضى ايرانى، مجيد كاووسى فر و برادرزاده اش، حسين هر دو در دادگاه به جرم خود اعتراف كردند و دادسراى امورجنائى تهران براى هر دو متهم از دادگاه درخواست مجازات اعدام كرد.
بر اساس آنچه در دادگاه تشريح شد، ساعت سه و نيم بعدازظهر دوم اوت (يازدهم مرداد) سال گذشته، مجيد كاووسى با اسلحه كمرى و در حالى كه پياده بوده، حسن مقدس را هنگامى كه پس از ترك محل كار خود با خودروى شخصى عازم منزل بوده و در خيابان بخارست در نزديكى محل مجتمع قضائى ارشاد پشت چراغ قرمز متوقف بوده است، هدف دو گلوله قرار داده كه هر دو به مغز وى آسيب رسانده، باعث مرگ فورى وى شدند.
وى سپس با موتورسيكلت هوندا ۱۲۵ كه برادرزاده اش حسين رانندگى آن را به عهده داشته، از محل گريخته است.
در زمانى كه قتل قاضى مقدس روى داد، مقامات قضائى و امنيتى اعلام كردند كه ضاربان ردى از خود بر جاى نگذاشته اند و رديابى آنان بسيار دشوار است.
در دادگاه در مورد نحوه رديابى و بازداشت مجيد و حسين كاووسى فر گفته شد كه اين دو ۳۳ روز پس از ارتكاب قتل از ايران به صورت قانونى به دوبى مى گريزند و مجيد كاووسى فر پس از آنكه متوجه مى شود كه قاضى مقدس پيشتر احكامى عليه برخى از فعالان مطبوعاتى و سياسى اصلاح طلب صادر كرده بوده، با كنسول آمريكا در دوبى ملاقات مى كند و مى گويد به دليل حمايت از يكى از فعالان سياسى كه به حكم قاضى مقدس زندانى شده بوده، دست به ترور اين قاضى زده و آماده است تا «به منظور اصلاح نظام ايران» دست به جاسوسى يا ترور ديگر مسئولان ايرانى بزند.
حسن احمدى مقدس، پيش از آنكه سرپرستى مجتمع قضائى ارشاد را به عهده بگيرد، قاضى شعبه سوم دادگاه انقلاب تهران بود و در اين مقام، شمارى از نويسندگان ناراضى را مورد محاكمه قرار داد و از جمله اكبر گنجى را به ده سال زندان و پنج سال تبعيد محكوم كرد.
بنابر اظهارات مقامات قضائى ايرانى، مجيد كاووسى فر در مقابل كنسولگرى آمريكا در دوبى بازداشت شده و به مدت هشت ماه در كشور امارات متحده عربى زندانى بوده و سپس در دوازدهم مه (۲۲ ارديبهشت) گذشته به ايران مسترد شده است، حسين كاووسى فر نيز در حالى كه مسلح بوده در كشور امارات بازداشت و به ايران تحويل داده شده است.
به گفته مقامات قضائى، وزارت اطلاعات از مجيد كاووسى فر بازجوئى كرده و به اين نتيجه رسيده كه او فاقد انگيزه سياسى بوده و هيچ فرد يا جريانى از او حمايت نمى كرده است.
در دادگاه اعلام شد كه مجيد كاووسى در همان آغاز و بصراحت به قتل قاضى مقدس و جرائم ديگر اعتراف كرده و در مورد انگيزه خود براى قتل اين قاضى گفته است: «در خانه اى در هاشم آباد تهران با چند تن از دوستان و يك خانم در منزل بوديم كه همان شب توسط مأموران دستگير شده و به دادسراى وزرا (ارشاد) رفتيم، در آنجا محكوم به پرداخت جزاى نقدى به مبلغ ۶۵۰ هزار تومان شدم و پس از آن تصميم به كشتن قاضى گرفتم و فكر كردم چون در آن شعبه پرونده دارم اگر قاضى شعبه را بكشم به دام مى افتم، بعد از آن تصميم گرفتم رئيس مجتمع را بكشم و پس از دو هفته كنترل رفت و آمد قاضى مقدس، وى را ترور كردم» .
مجيد كاووسى فر هنگامى كه در مقام دفاع از خود در دادگاه قرار گرفت گفت هنگام دستگيرى مواد مخدر مصرف نكرده و مشروب نخورده بوده، فقط چون دو بطرى مشروب از يخچال خانه اى كه در آن دستگير شده بود كشف شد، دادگاه او را گناهكار شناخت.
وى افزود: «پس از تشكيل جلسه دادگاه و محكوم شدن ما به شلاق و تبديل آن از سوى قاضى به جزاى نقدى اين كار او را خلاف دانستم و احساس كردم كه وى در دين تحريف ايجاد مى كند، به همين دليل قصد كردم در راه اصلاح گام بردارم... در دادسراى ارشاد قوانين اسلام اجرا نمى شد، مى خواستم پس از ترور اعلاميه اى پخش و اعلام كنم كه دليل كارم چه بوده و از آنجايى كه فهميدم قاضى مقدس قضاوت پرونده يكى از شخصيتهاى سياسى را برعهده داشته تصميم گرفتم با سفر به كشور امارات به سفارت يكى از كشورها مراجعه كنم» .
حسين كاووسى فر نيز در دادگاه گفت مجيد به او گفته بوده كه در دادگاهى كه او را به جزاى نقدى محكوم كرده بود قصد اعتراض داشته اما قاضى وى را با فحاشى بيرون انداخته و او قصد دارد «تحريفى كه قضات در دادسراى ارشاد صورت مى دهندد را اصلاح كند» .
وى گفت كه تصميم گرفت با مجيد در قتل قاضى مقدس همراه شود و افزود كه به عقيده او، هر كس غير از خدا حكم كند كافر است.
مجيد و حسين كاووسى فر در آخرين دفاع خود همه اتهامات را پذيرفتند و گفتند هيچگونه دفاعى ندارد.
مجيد كاووسى فر كه سن او ۲۶ سال اعلام شده متهم است كه علاوه بر قتل قاضى مقدس، يك درجه دار پليس و يك نگهبان بانك و يك مشترى بانك را نيز به قتل رسانده و يك كارمند بانك و سه مأمور نيروى انتظامى را نيز هدف تيراندازى قرار داده و زخمى كرده است.
او همچنين متهم به مشاركت در پنج فقره سرقت مسلحانه از شعب مختلف بانكهاى ملى و صادرات، مشاركت در سرقت مسلحانه سه دستگاه خودروى شخصى، مشاركت در سرقت مسلحانه اسلحه كلاشنيكف نگهبان سفارت قرقيزستان، مباشرت در سرقت سلاح كمرى نگهبانهاى بانكهاى صادرات و ملى و حمل و نگهدارى سه قبضه سلاح غيرمجاز و مهمات است.
حسين كاووسى فر كه سن او ۲۱ سال اعلام شده نيز علاوه بر معاونت در ترور قاضى مقدس متهم به معاونت در سرقت مسلحانه اسلحه نگهبان سفارت قرقيزستان، مشاركت در سرقت مسلحانه بانك ملى شعبه امامت در تهران، مشاركت در سرقت مسلحانه دو دستگاه خودروى شخصى، حمل و نگهدارى سه قبضه اسلحه غيرمجاز و استعمال موادمخدر از نوع كراك است.
قرار است در جلسه بعدى دادگاه به اتهامات متهمان در ارتباط با سرقتها رسيدگى شود.
حسن احمدى مقدس كه مجيد كاووسى فر به قتل او اعتراف كرده، سرپرستى دادسرايى را به عهده داشت كه در آن به اتهامات اخلاقى و قاچاق رسيدگى مى شد.
احمدى مقدس در كنار برخى ديگر از چهره هاى قضائى، از جمله سعيد مرتضوى، در فهرست شاهدانى قرار داشت كه وكلاى خانواده زهرا كاظمى، خبرنگار عكاس كه در زندان كشته شد، خواهان احضار آنها به عنوان «مطلع» به دادگاه بودند اما اين درخواست از سوى مرجع قضائى پذيرفته نشد.

دردسرهاى اسكلت برادر
*مردى براى انتقال اسكلت برادرش به مرزشرقى آن را داخل تابوتى گذاشت و روى باربندپيكان مسافركش قرار داد
وقتى پليس اين خودرو را در حوالى عباس آباد تهران متوقف كرد، راز اسكلت مرد جوان فاش شد.
بنابه اين گزارش، ساعت ۲ بامداد روز دوشنبه۱۳ آذرماه سال جارى مأموران كلانترى ۱۰۴ عباس آباد در حال گشتزنى به خودروى پيكانى برخوردند كه جعبه اى چوبى در باربندش ديده مى شد.
مأموران با توجه به شباهت جعبه چوبى به تابوت به راننده خودرو و سرنشين ديگر آن دستور ايست دادند و به بازرسى از جعبه چوبى پرداختند.
وقتى با بازشدن در تابوت، اسكلت انسانى پيش روى پليس قرار گرفت، آنان در برابر ادعاهاى مردى جوان قرار گرفتند مبنى بر اين كه اسكلت متعلق به برادرش است و مى خواهد به شهر مرزى شان در شرق كشور ببرد.
وقتى قرار شد با دستور قضائى، اسكلت در اختيار پزشكى قانونى قرار گيرد، براى آن پرونده جنايى تشكيل شد و به اين ترتيب دو مرد همراه اسكلت مورد بازجوئى قرار گرفتند.
مردى كه ادعا مى كرد اسكلت متعلق به برادرش است، با ارائه مداركى كه نشان مى داد اين جسد در چالدران دفن بود و با اجازه قضائى نبش قبر شده است، گفت: «برادرم كه نامش وزير و ۲۶ ساله بود براى اين كه به اروپا برود از طريق شهرهاى مرزى غرب كشور خودش را به تركيه رساند اما در آنجا از سوى پليس بازداشت و چون گذرنامه و ويزا نداشت ديپورت شد.»
وى افزود: وقتى برادرم را از خاك تركيه بيرون انداختند در چالدران به دام گروهى قاچاقچى انسان مى افتد و آنان با گرفتن همه پولهايش و دادن وعده اين كه او را به اروپا خواهند برد، وزير را به مخفيگاهشان مى كشانند و زندانى اش مى كنند.
اين قاچاقچيان در تماس با آشنايانمان كه همگى در مرز افغانستان زندگى مى كنند، از آنها خواستند تا ۴ هزار دلار در ازاى آزادى «وزير» بپردازند.
ما ابتدا جدى نگرفتيم و هر چه سعى كرديم آنان را راضى كنيم كه دست از سر «وزير» بردارند و او را آزاد كنند، نپذيرفتند.
اين مرد، ادامه داد: وقتى تماس ها از سوى قاچاقچيان قطع شد با نگرانى به جستجوى برادرم پرداختيم، اما هيچ اثرى نبود تا اين كه يكى از دوستانش با پرداخت پول به قاچاقچيان انسان در چالدران آزاد شد و نزد ما آمد، از او شنيديم كه برادرم را در حال فرار با شليك گلوله اى كشته اند و جسدش را در شهر رها كرده اند.
خودمان را به چالدران رسانديم و پى برديم روز ۲۱ شهريور ماه سال جارى، جسدى متعلق به برادرم كه عكس هايش را در پزشكى قانونى ديديم و خود «وزير» بود، در چالدران پيدا شده و به خاك سپرده شده است.
از آنجا كه مى خواستيم آرامگاه برادرم در همان ولايت خودمان باشد اصرار كرديم تا با نبش قبر جسد را به ولايتمان انتقال دهيم، وقتى اين دستور قضائى صادر شد و اسكلت برادرم را از زير خاك بيرون كشيديم ديدم كه دندان هاى جلوى اسكلت نيست براى همين مطمئن شدم جنازه متعلق به برادرم است.
وى گفت: «تابوتى خريدم و جنازه را داخل آن گذاشتم، وقتى شنيدم نيازى به دستور قضائى براى انتقال جسد به شهر ديگر نيست، خودروى مسافركشى كه باربند داشت كرايه كردم، تابوت را بالاى آن گذاشتم تا به افغانستان ببرم.»
بنابه گزارش رسيده، بازپرس با توجه به ارائه مدارك قانونى و قضائى كه ادعاهاى مرد جوان را تائيد مى كرد، دستور داد تا اسكلت براى انتقال به شهر مرزى، تحويل برادرش شود.

بازداشت سايه هاى وحشت
اين ۲ جوان پس از سرقت ۱۰ ميليون تومان چك يك زن بازداشت شدند
۲ جوان كيف قاپ كه ۱۰ ميليون تومان پول زنى را در داخل بانك دزديده بودند، در كمتر از ۹۰ دقيقه دستگير شدند. پليس در حال انتقال دو جوان موتورسوار به پايگاه بود كه زنى با ديدن آنها ادعا كرد سارقان ميليونى تراول هايش همان دو جوان هستند.
ساعت ۱۴ روز ۸ آبان ماه سال جارى با فريادهاى زنى در داخل بانك تجارت شعبه سراج همه ديدند كه جوانى تراول هاى وى را قاپيد و از ساختمان بانك خارج شد. وقتى نگهبان بانك و زن جوان به دنبال سارق از بانك خارج شدند، او سوار بر موتورسيكلت همدستش با سرعت گريخت. هنوز عقربه ها، ساعت ۱۵ و ۳۰ دقيقه را نشان نمى دادند كه مأموران واحد گشت كلانترى ۱۲۶ تهران به دو جوان موتورسوار كه حركات و رفتارهاى مرموزى داشتند دستور ايست دادند. اين دو جوان كه در برابر مأموران به تناقض گويى پرداخته بودند براى تحقيقات پليسى به پايگاه كلانترى انتقال داده شدند و با وجود ادعاى بى گناهى در برابر نگاه هاى حيرت زده زن جوانى قرار گرفتند.
زن جوان كه دقايقى پيش در بانك مورد حمله كيف قاپان قرار گرفته بود و در اين سرقت ۱۰ ميليون تومان تراول چكش را قاپيده بودند، در كلانترى هنوز مشخصات سارقان ميليونى اش را نداده بود كه با ديدن دو جوان موتور سوار آنان را به مأموران نشان داد و فرياد زد آن دو همان سارقان داخل بانك هستند.
با اين ادعا وقتى نگهبان بانك نيز تأئيد كرد سارقان همان دو پسر هستند، آنان با سكوت مرموز در اختيار مأموران اداره ۱۸ پليس آگاهى تهران قرار داده شدند و تجسس ها نشان داد كيف قاپ ۲۷ ساله حرفه اى و با سابقه است.
دو كيف قاپ هنوز ادعاى بى گناهى داشتند تا اين كه دو زن و سه مرد با مراجعه به پليس و مواجهه حضورى با آن دو، اصرار داشتند دزدان كيف و پول هايشان به ارزش ۲۵ ميليون تومان همان دو جوان هستند.

فيلمبردارى از تجاوز به يك زن خانه دار
چهره نگارى رايانه اى براى شناسايى پسرى كه متهم است زن بى گناهى را در خانه اش مورد تجاوز قرار داده و از صحنه جنايت فيلمبردارى كرده در دستور كار پليس تهران قرار گرفت.
روز دوشنبه زنى پريشان به شعبه سوم بازپرسى دادسراى جنايى تهران رفت و اعلام كرد: وقتى در خانه تنها بودم، پسر ناشناسى به زور وارد خانه ام شد، با تهديد چاقو مرا تحت تجاوز قرار داد و از اقدام كثيفش با دوربين موبايل فيلم بردارى كرد.
شاكى در حالى كه اشك مى ريخت و سر به پايين داشت به بازپرس گفت: پسر جنايتكار تهديد كرد اگر در اين باره حرفى به پليس بزنم فيلم را در محل پخش مى كند و آبروى من و خانواده ام را مى برد.
به دنبال ادعاى وى، بازپرس دستور چهره نگارى رايانه اى براى رديابى و دستگيرى متهم را صادر كرد و از پليس آگاهى تهران خواست پرونده را به طور ويژه پيگيرى كند.

رفيقم قاتل است
مردى كه به اتهام كشتن دوستش در دعواى دسته جمعى بازداشت شده بود، در دادگاه كيفرى تهران جنايت را برگردن دوستانش انداخت.
در ابتداى رسيدگى به اين پرونده كه روز دوشنبه در شعبه ۷۴ دادگاه كيفرى تهران برگزار شد نماينده دادستان، به تشريح كيفرخواست پرداخت: على اشرف ۳۰ ساله متهم است ظهر ۱۸ خرداد ۸۲ مجتبى را در يكى از روستاهاى لواسان با كوبيدن ميله آهنى به سرش كشته است. اكنون با توجه به اعتراف صريح على اشرف و همچنين گفته هاى شاهدان عينى براى او اشد مجازات اسلامى خواهانم.
سپس پدر مجتبى در جايگاه اولياى دم قرار گرفت و از طرف خود و نوه سه ساله اش براى مرد عصيانگر حكم مرگ خواست. او در حالى كه به على اشرف اشاره مى كرد، گفت: اين مرد و دوستانش با قاچاق مواد مخدر، جوانان زيادى را به روز سياه نشاندند و حالا بايد مجازات شوند. قاضى كوه كمره اى نوبت را به على اشرف داد تا از خود دفاع كند.
اين تبهكار اظهار داشت: اعصابم خراب است، در آن درگيرى ۹ نفر حضور داشتند و حالا جنايت را گردن من انداخته اند. آن روز براى خريد مواد سراغ سعيد و جهانگير و رحمان رفتم كه با حسن درگير شدند. حسن گردنبندى را كه براى گرفتن مواد، گرو گذاشته بود مى خواست اما آنها پولشان را مى خواستند.
در اين ميان دوستان حسن هم وارد درگيرى شدند، ۹ نفر آنجا بودند و چيزى نفهميدم تا سه روز بعد كه متوجه شدم مجتبى كشته شده است.
به گزارش ايسكانيوز با پايان حرف هاى على اشرف، قاضى كوه كمره اى و چهار مستشارش شعبه ۷۴ دادگاه كيفرى وارد شور شدند تا با توجه به مدارك موجود، حكم بدهند.

رابطه زنم با مرد همسايه علت قتل بود
متهم به قتل در جريان بازجوئى هاى پليس رشت مدعى شد: همسرم در زمان غيبتم در منزل، با مرد همسايه رابطه غيراخلاقى برقرار كرده بود به همين علت حكم مرگش را جارى كردم.
مقارن ساعت ۱۸: ۲۰ عصر روز شنبه چهارم آذر، به دنبال تماسى از سوى مسئولان بيمارستان پورسيناى شهرستان رشت با مركز فوريت هاى پليسى ،۱۱۰ مأموران پليس از مرگ زن ۲۹ ساله اى در اورژانس بيمارستان مطلع شدند كه بر اثر شدت جراحات وارده ناشى از وارد آمدن ضربات چاقو جان خود را از دست داده است.
بدين ترتيب مأموران بلافاصله عازم اين مركز درمانى شده و در بررسى هاى اوليه به شوهر مقتول با هويت ف ۴۲ ساله مشكوك شدند و او را به عنوان مظنون اصلى اين پرونده دستگير و جهت تحقيقات بيشتر به پليس آگاهى منتقل كردند.
شوهر مقتول در اولين بازجوئى هاى صورت گرفته با صراحت به قتل همسر جوانش اعتراف كرد و در جريان اظهاراتش به پليس، گفت: مدتى بود نسبت به رفتارهاى ل به شدت مشكوك شده بودم و احساس مى كردم، او به كارهاى فساد اخلاق روى آورده است.
وى ادامه داد: اين مسأله موجب بروز درگيرى بين من و همسرم شده بود، اما او حاضر به رعايت مسايل اخلاقى نبود، به طورى كه تحمل اين وضع برايم مشكل شده بود.
متهم به قتل در خصوص انگيزه ارتكاب جنايت، گفت: روز حادثه حدود ساعت ،۱۶ از سر كار به منزل مراجعه كردم (اين ساعت هميشگى مراجعتم به منزل نبود)، اما به محض ورود متوجه غيبت همسرم شدم، به طورى كه طى تماس با منزل اقوام نيز متوجه شدم، وى در مهمانى هم حضور ندارد.
ف در ادامه اظهاراتش اعتراف كرد: بدين ترتيب در حالى كه به شدت نگران غيبت او بودم، پى بردم كه همسرم در غيبت زن و فرزند مرد همسايه در منزل آنها در واحد ديگر آپارتمان حضور دارد.
اين متهم در ادامه تحقيقات پليسى مدعى شد: پس از خروج همسرم از منزل همسايه مورد نظر در حالى كه به شدت از موضوع ناراحت بودم و احساس فريب خوردگى مى كردم به محض ورود ل به منزل كه به شدت از حضور من در اين ساعت از روز متعجب و هولناك شده بود، با او درگير شدم و در جريان اين درگيرى، همسرم را در اتاق خواب با كارد آشپزخانه از ناحيه شكم مجروح كردم.
وى در ادامه با اظهار پشيمانى از اقدامش، گفت: در حالى كه به شدت از عملم پشيمان شده بودم براى نجات جان ل وى را به بيمارستان انتقال دادم كه متاسفانه فوت شد.
با پايان يافتن كار تحقيقات از متهم به قتل و بازسازى صحنه در حضور مقام قضائى، ف با قرار بازداشت موقت روانه زندان شد تا پليس تحقيقات لازم در خصوص شواهد و مدارك لازم در صحنه جنايت را با ادعاهاى متهم به قتل بررسى كند.

راز جنايت دختر شيرازى با دستگيرى متهمان فاش شد
راز جنايت دختر جوان كه گم شدن او پس از شش روز به پليس اعلام شد، با دستگيرى متهمان به قتل برملا شد.
به گزارش رسيده مأموران آگاهى شيراز موفق به شناسايى متهم به قتل و جسد دختر جوان ۲۵ ساله اى شدند كه يك هفته پيش مفقود شده بود. در پى اعلام خبر ناپديد شدن اين دختر جوان به يكى از كلانترى هاى شيراز، مأموران آگاهى اين شهرستان موفق شدند فردى به نام خليل ۴۷ ساله را در خصوص اين پرونده دستگير كنند.
خليل در بازجوئى هاى پليسى اظهار كرد: به همراه دوستم رضا، مدت ها با اين دختر ارتباط داشتيم تا اين كه غروب ۲۸ آبان ماه به اتفاق رضا، اين دختر را سوار خودرو كرده و پس از ساعتى گردش در سطح شهر، در كمربندى اكبرآباد شيراز، رضا با دستانش، وى را خفه كرده و به قتل رساند و جسدش را كنار جاده پنهان كرديم.
با اظهارات خليل، مأموران اقدام به دستگيرى رضا كردند كه وى نيز اظهارات مطروحه را تائيد كرد و به اين ترتيب جسد دختر جوان كه يك هفته پيش، منزل را به قصد محل كار ترك كرده بود و پس از شش روز، پدرش گم شدن وى را به پليس اطلاع داده است توسط مأموران پليس كشف شد و به پزشكى قانونى انتقال يافت.
تحقيقات پليس شيراز در خصوص اين پرونده ادامه دارد.

۲۰ميليون طلا با حقه بازى مالخر بر باد رفت
پس از دستگيرى متهمى كه با سوءاستفاده از غفلت مرد طلافروش، ۲۰ ميليون تومان طلاى داخل ويترين مغازه اش را به سرقت برده بود، مشخص شد كه مالخرى نيز حين انجام معامله، اموال مسروقه را از وى گرفته و سپس متوارى شده است.
چهاردهم آبان سال جارى، ماموان پايگاه انتظامى فرديس شهرستان كرج به دنبال اطلاع از يك فقره سرقت از يك مغازه طلافروشى متعلق به شخصى به نام «ك» بلافاصله تحقيقات پليسى را جهت روشن شدن موضوع آغاز كردند.
در بررسى هاى اوليه در خصوص اين پرونده مشخص شد: حدود ساعت ۱۲ روز سيزدهم آبان ماه سال جارى، مرد طلافروش مشغول تميز كردن بخارى در بيرون از محوطه مغازه بوده كه پس از بازگشت مجدد متوجه سرقت ۲۰ حلقه النگوى طلا به ارزش تقريبى دو ميليون تومان از داخل ويترين شد.
با توجه به اطلاعات به دست آمده و تائيد وقوع سرقت از سوى مالك بلافاصله پرونده جهت بررسى هاى تكميلى به معاونت آگاهى شهرستان كرج ارجاع شد. بدين ترتيب تحقيقات گسترده پليسى با استفاده از روش هاى پيشرفته و كسب اخبار و اطلاعات سرانجام مشخص كرد: در تاريخ وقوع حادثه، فردى به نام «پيام ع» حدوداً ۱۸ساله ساكن كرج در اطراف اين طلافروشى مشاهده شده، به طورى كه شاهدان محلى ورود وى به داخل مغازه را تائيد كردند، از اين رو با هماهنگى مقام قضائى وى شناسايى و جهت انجام تحقيقات پليسى به معاونت آگاهى اين شهرستان ارجاع شد.
در تحقيقات به عمل آمده از متهم، وى در بازجوئى هاى فنى پليس در حالى كه در ابتدا منكر هر گونه سرقتى بود سرانجام لب به اعتراف گشود و اقرار كرد: پس از ارتكاب سرقت به مدت دو روز طلاهاى سرقتى را پنهان كرده و سپس براى فروش به تهران بردم، اما از آنجا كه طلاها فاكتور نداشت، كسى آنها را از من نمى خريد.
وى ادامه داد: در اين حال، شخص ناشناسى كه مطلع شد، طلاهاى من فاكتور ندارد و سرقتى است، با اعلام اين كه خريدار است، آنها را در قبال پرداخت يك ميليون و ۲۰۰ هزار تومان از من گرفت و به سمت يكى از مغازه ها رفت تا برايم پول بياورد، اما ديگر بازنگشت.
با اعترافات به دست آمده از متهم، تحقيقات پليسى جهت دستگيرى مالخر و تكميل پرونده همچنان ادامه دارد.

كاشف ايرانى قطب جنوب ربوده شد
با ناپديد شدن يكى از دو محقق ايرانى كه سال ۸۲ پرچم ايران را در قطب جنوب برافراشته بودند، تلاش كارآگاهان پايتخت جهت پيدا كردن اين محقق آغاز شد.
به گزارش رسيده صبح شنبه خواهر يك محقق ايرانى به نام حميد جديدى خداشناس به دادسراى تهران مراجعه و اعلام كرد كه برادرش از ۱۸ روز قبل در حالى كه با رزرو بليط هواپيما قرار بوده، پس از عزيمت به مسكو به فرانكفورت رفته و از آنجا جهت حضور در يك كنفرانس علمى به آمريكا عزيمت كند، پس از خروج از منزلش مفقود شده است.
خواهر اين محقق در ادامه اظهار كرد: دقايقى پس از اين كه برادرم از منزل خارج شد با من تماس گرفت و گفت كه كليد خانه اش را به دو مرد كه تا ساعتى ديگر به او مراجعه مى كنند، بدهم.
وى اضافه كرد: به اين ترتيب ساعتى بعد، دو مرد با مراجعه به من، كليد منزل برادرم را گرفته و رفتند و پس از اين كه بعد از يك روز هيچ خبرى از برادرم نشده بود با مراجعه به فرودگاه متوجه شدم كه وى هرگز سوار هواپيما نشده است.
بدين ترتيب پس از ۱۸ روز، پرونده گم شدن جديدى خداشناس كه سال ۸۲ به همراه امين تفرشى جهت تحقيق ستاره شناسى به قطب جنوب رفته و پرچم ايران را در آنجا برافراشته بود، جهت تحقيقات از سوى جانشين سرپرست دادسراى جنايى به اداره فقدانى پليس آگاهى تهران بزرگ ارجاع شده است.

شليك ميهمان به شكم ميزبان
پسر ۱۲ ساله اى كه به همراه خانواده اش به ميهمانى رفته بود، غافل از پر بودن اسلحه به سمت دختر جوان صاحبخانه شليك كرد و وى را كشت.
مقارن ساعت ۲۲ يكى از روزهاى پاييزى، مأموران پاسگاه انتظامى كوله ساره در پى اطلاع از وقوع يك فقره قتل در روستاى فرج آباد واقع در ۷۰ كيلومترى غرب شهرستان كامياران كردستان، بلافاصله جهت بررسى موضوع به موقعيت مورد نظر اعزام شدند.
ماموران به محض حضور در محل اعلام شده با جسد زنى به هويت زمانه حدودا ۲۲ ساله كه داخل مسجدى قرار گرفته بود، مواجه شدند و اين در حالى بود كه بستگانش قصد داشتند وى را دفن كنند. بر اين اساس تحقيقات پليسى با توجه به وقوع قتل جهت روشن شدن علت و نحوه انجام آن با احضار بستگان مقتوله آغاز شد.
در اين ميان پدر مقتول به هويت محمد در بازجوئى هاى پليسى اظهار كرد: صبح همان روز شخصى به نام «ح- ح» به اتفاق اعضاى خانواده اش براى ميهمانى به منزل ما واقع در روستاى فرج آباد آمدند.
وى با اشاره به اين كه از حدود ۲۰ سال پيش با اين فرد رفت و آمد خانوادگى داريم، ادامه داد: شب حادثه هنگامى كه مهمانان قصد خارج شدن از منزل را داشتند، ح- ح كه يك قبضه اسلحه شكارى تك لول به همراه داشت، آن را به پسر ۱۲ ساله اش م- ح داد و خود نيز به سمت درب خودرواش حركت كرد.
در اين حال پسرش، اسلحه را به سمت زمانه گرفت و غافل از اين كه بداند يك تير داخل اسلحه است، حدودا در فاصله سه مترى ماشه اسلحه را فشار داد كه متعاقب آن يك تير به شكم دخترم اصابت كرد كه در دم به مرگش منجر شد.
پدر مقتول در ادامه تحقيقات اعلام كرد: با توجه به غير عمد بودن وقوع حادثه، هيچ شكايتى از خانواده متهم ندارم و اين در حالى بود كه اظهارات وى از سوى خانواده متهم نيز تائيد شد.
براين اساس جسد مقتول جهت سير مراحل قانونى به سردخانه تحويل داده شد و متهم و پدرش جهت رسيدگى به پرونده بنا بر دستور مقام قضائى تحت نظر هستند.

قاچاقچيان آمپول هاى غير مجاز در دام پليس
با دستگيرى اعضاى يك باند قاچاق مواد مخدر بيش از ۹۰ هزار آمپول غير مجاز از مخفيگاه هاى آنها كشف شد. سرهنگ سعيد كسروى جانشين معاونت مبارزه با مواد مخدر پليس تهران بزرگ با اعلام اين خبر افزود: حدود ۲۵ روز قبل مأموران معاونت مبارزه با مواد مخدر تهران بزرگ خبرى دريافت كردند در خصوص اينكه اعضاى باندى آمپول هاى غير مجاز را به صورت قاچاق وارد كشور كرده و در تهران توزيع مى كند. در اين گزارش آمده بود، اعضاى اين باند همچنين اقدام به توزيع آمپول هاى تقلبى در سطح شهر مى كنند.
با دريافت اين گزارش مأموران بررسى هاى خود را آغاز كرده و با به دست آوردن سرنخ هائى توانستند اعضاى اين باند را شناسايى كنند. پس از گذشت ۲۵ روز از آغاز تحقيقات هفته گذشته مأموران معاونت مبارزه با مواد مخدر با دستور قضائى وارد عمل شده و وارد آپارتمانى در خيابان كريمخان شدند كه اعضاى اين باند از آن به عنوان انبار استفاده مى كردند.
ماموران در ادامه دو تن از متهمان را در آن خانه دستگير كرده و در بازرسى از آنجا بيش از ۷۳ هزار آمپول و تعدادى برچست قلابى و قرص هاى روان گردان كشف كردند.
وى ادامه داد: در بازجوئى از دو متهم عامل اصلى قاچاق آمپول ها شناسايى و در يك عمليات ضربتى در خانه اش حوالى خيابان كارگر دستگير شد. در بازرسى از خانه سردسته اين باند نيز تعدادى آمپول و قرص غير مجاز كشف شد.
وى ادامه داد: اين پرونده داراى چهار متهم است و تعداد ۹۰ هزار آمپول غير مجاز از جمله آمپول نورجيزك، پرجيزك، تمجيزك و سوپر جيزك از آنها بدست آمد.
وى در خصوص تاثيرات اين آمپول ها گفت: از اين آمپول ها بيشتر به عنوان داروى انرژى زا استفاده مى شود كه در بررسى هاى پزشكى مشخص شده مصرف آن هيچ تأثير مثبتى ندارد و بعضا آلرژى زا نيز هستند.
وى افزود: اين آمپول ها از شرق كشور وارد ايران شده و با قيمت دو هزار تا پنج هزار تومان به فروش مى رسند.
اين داروها به صورت قاچاق وارد مى شوند و بر روى آنها برچسب هاى تقلبى نصب مى شود
وى در خصوص عملكرد هشت ماهه مأموران مبارزه با مواد مخدر تهران بزرگ نيز گفت: در هشت ماه نخست امسال حدود چهارهزار و ۷۴۰ كيلوگرم انواع مواد مخدر در تهران كشف شده كه ترياك با چهار هزار و ۳۰ كيلوگرم بيشترين مقدار را به خصوص اختصاص داده است.
پس از ترياك بيشترين كشفيات مربوط به هرويين با ۷۹ كيلو گرم بوده است. همچنين در اين مدت اعضاى ۲۸باند دستگير و در مجموع از آنها ۲۰ اسلحه كشف شده است.

گرايش نگران كننده ايرانيان به كرات
كسروى افزايش گرايش جوانان به كراك را در ايران نگران كننده دانست و افزود: كراك معمولا از شرق كشور وارد ايران شده و كيلويى ۹ ميليون تومان به فروش مى رسد. خطرات مصرف كراك از هرويين بيشتر است و باعث مرگ تدريجى و پوكى استخوان مى شود.
جانشين معاونت مبارزه با مواد مخدر پليس تهران بزرگ در پاسخ به پرسشى در خصوص خوددارى تعدادى از مراكز دفن مردگان از دفن معتادان كراك كيش نيز گفت در اين رابطه گزارش هائى نيز به ما رسيده كه در حال بررسى آن هستيم. مصرف كراك باعث پوكى استخوان مى شود كه در اثر آن استخوان ها با كوچكترين ضربه اى از هم جدا مى شوند و امكان غسل دادن آنها وجود ندارد. همچنين جسد معتادان كراكى زودتر متعفن مى شود. مصرف آسان اين ماده مخدر باعث افزايش گرايش جوانان به مصرف آن شده است.
وى در خصوص كشف كوكايين در تهران نيز گفت: در هشت ماه نخست امسال ۴۵۷ گرم كوكايين در كشور كشف شده است. مصرف كوكايين در ايران كم است و به صورت شخصى وارد ايران مى شود. وى درباره كشف قرص هاى روانگردان در تهران نيز گفت: در آبان ماه امسال ۹ هزار و ۴۱۵ عدد قرص روانگردان در تهران كشف شده است.

ايران
تحقيق
صفحه اول
داستان
خواندنيها
اقتصادى
طنز
از شما چه پنهان
از آنچه گفته اند
مقاله ها
گزارش
گفتگو
بازتاب
جهان
ورزش
تاريخ
شعر
خاطرات
از لابلاى متون
خبرهاى كوتاه
آخر هفته
حوادث
فال هفته
روى خط آلمان
آرشيو روزنامه
آرشيو مقاله ها

•   ايران   •   تحقيق   •   صفحه اول   •   داستان   •   خواندنيها   •   اقتصادى   • 
•   طنز   •   از شما چه پنهان   •   از آنچه گفته اند   •   مقاله ها   •   گزارش   •   گفتگو   • 
•   بازتاب   •   جهان   •   ورزش   •   تاريخ   •   شعر   •   خاطرات   • 
•   از لابلاى متون   •   خبرهاى كوتاه   •   آخر هفته   •   حوادث   •   فال هفته   •   روى خط آلمان   • 

•    آرشيو مقاله ها   •    آرشيو روزنامه   •