Nimrooz
Vol. 18, No. 910, December 1, 2006
سال هيجدهم - شماره ۹۱۰ - جمعه ۱۰ آذر ۱۳۸۵
فرانس پرس گزارش مى دهد:
بمباران ايران در سال آينده
نوشته جوشا موراوكيچ
لوس آنجلس تايمز؛
بمباران ايران تنها راه حل است

فرانس پرس گزارش مى دهد:
بمباران ايران در سال آينده
به گفته كارشناسان از واشنگتن، ايالات متحده ترجيح مى دهد گزينه نظامى عليه تهران را [به جاى گزينه ديپلماتيك] در سال ۲۰۰۷ اتخاذ و طى آن تأسيسات هسته اى ايران را بمباران كند.
جان پايك، مدير مركز تحليلى مطالعات امنيت جهانى [Global Security] به فرانس پرس اظهار داشت: «فكر مى كنم كه اين كار عملى خواهد شد.» به گفته او، ايالات متحده مى تواند در تابستان سال آينده تأسيسات سلاح هاى كشتارجمعى ايران را بمباران كند، ولى اين عمليات محدود خواهد بود و به حمله عليه خاك ايران منجر نخواهد شد.
سيمور هرش، روزنامه نگار امريكايى در اين هفته فرضيه اى را اعلام كرد مبنى بر اينكه بازهاى دولت بوش به همراه ديك چنى در رأس خود، هميشه آماده اند تا به ايران حمله كنند و مى توانند به راحتى از مصوبات كنگره كه از ماه ژانويه توسط دموكرات ها اداره خواهد شد شانه خالى كنند.
جوزف سيرينسيونه، كارشناس در مركز تحقيقاتى پيشرفت براى آمريكا كه مركزى با ايده هاى نزديك به دموكرات هاست، معتقد است كه دولت امريكا مى تواند گزينه نظامى عليه ايران را انتخاب كند.
او در مصاحبه اى به گزارشگر فرانس پرس اظهار داشت: «چنين گزينه اى واقع بينانه نيست، ولى اين دليل نمى شود كه ما آن را انتخاب نكنيم. البته پس از انتخابات احتمال وقوع آن كمتر شده، ولى همچنان بر قوت خود باقى است.»
وى در ادامه مى افزايد: «اگر به آنچه كه دولت بوش انجام مى دهد نگاه كنيد، خواهيد ديد كه به شكلى اجتناب ناپذير درحال پيشروى به سوى يك مقابله نظامى است.» به گفته او، هيچ چيز نمى تواند منجر به يافت راه حل هاى ديگر شود، حتى مذاكره با تهران بر سر مسأله عراق كه مى تواند درنهايت منجر به مذاكره درخصوص برنامه هسته اى اين كشور و نقش آن در منطقه شود.
به گفته او، دولت بوش همچنان مصر است كه «بايد حكومت ايران را سرنگون كرد» . وى مى افزايد: «البته برنامه هسته اى ايران دليل محكمى است، ولى همچنين اين ايده وجود دارد كه قدرت نظامى امريكا مى تواند براى تغيير كامل در خاورميانه مورد استفاده قرار گيرد.»
با كناره گيرى دونالد رامسفلد، وزير دفاع امريكا، مى توان اذعان داشت كه بازهاى دولت بوش يكى از مهره هاى اصلى خود را ازدست دادند. سيرينسيونه دراين مورد مى گويد: «ولى به هرحال با بودن ديك چنى، آنها همچنان در رأس دولت بوش خواهند ماند.»
اين كارشناس نومحافظه كاران را به دامن زدن به گزينه نظامى محكوم مى كند. در مقاله اى كه روز يكشنبه در روزنامه لوس آنجلس تايمز منتشر شد، جوشوا موراوچيك، كارشناس نومحافظه كار امريكايى در انستيتو امريكن اينترپرايز، به يادآورى گزينه نظامى و حمله به ايران پرداخت.
او مى نويسد: «ما بايد ايران را بمباران كنيم. راه هاى ديپلماتيك و اعمال تحريم به هيچ كار نمى آيد. اكنون تنها با دو گزينه روبرو هستيم: يا بايد خود را آماده كنيم كه با ايران هسته اى كه به سلاح هاى اتمى نيز مجهز شده زندگى كنيم يا بايد با متوسل شدن به زور و اقدامات نظامى از دستيابى آن به سلاح جلوگيرى نماييم.»
ازطرف ديگر، دولت اسراييل نيز همچنان واشنگتن را مجبور مى كند كه قاطعانه تر با ايران برخورد كند. افرايم سنه، معاون وزير دفاع اسراييل، هفته گذشته اعلام كرد گزينه حمله بازدارنده عليه ايران را نبايد فراموش كرد.
اينها تهديداتى هستند كه به نظر نمى رسد رئيس جمهور احمدى نژاد را نگران كرده باشند. وى روز دوشنبه اظهار داشت كه اسراييل درحال حاضر قادر نيست به سايت هاى اتمى ايران حمله كند و اظهارات اسراييلى ها را صرفاً «جنگ روانى» دانست.
منبع: فرانس پرس، ۲۲ نوامبر ۲۰۰۶

نوشته جوشا موراوكيچ
لوس آنجلس تايمز؛
بمباران ايران تنها راه حل است
چهار سال است كه برنامه هسته اى مخفى ايران علنى شده و مسير ديپلماسى و تحريم ها تاكنون به هيچ جا نرسيده است.
در آغاز ما با درخواست متحدانمان مبنى بر اينكه امتيازاتى به تهران داده بشود موافقت كرديم، كه ايران همه را رد كرد. سپس بريتانيا، فرانسه و آلمان خواستند تحريم هاى ضعيفى بر ضد ايران اعمال كنند. به عنوان مثال ايرانى هائى كه در فعاليت هاى هسته اى ايران مشاركت دارند از سفر خارجى- مگر براى اهداف انسان دوستانه و مذهبى- منع بشوند، و ساير كشورها هم از همكارى با برنامه هسته اى ايران اجتناب كنند.
اما حتى همين مقدار هم براى شوراى امنيت بسيار زياد بود. روسيه بى درنگ اعلام كرد كه اين محدوديت ها بسيار شديد هستند. سرگئى لاواروف وزير امور خارجه روسيه اظهار داشت: «ما نمى توانيم از اين ممنوعيت ها با هدف منزوى كردن ايران حمايت كنيم...»
اكنون به خوبى روشن است كه نه مسكو و نه پكن با تحريم هاى شديد بر ضد ايران موافق نيستند. علاوه بر اين، حتى اگر آنها هم موافق باشند اين كار ايران را متوقف نخواهد كرد. همچنان كه محمود احمدى نژاد رئيس جمهور ايران اظهار داشت: «به بركت خون شهدا، يك انقلاب اسلامى جديد در حال شكل گيرى است... دوران ستمگرى، دوران رژيم هاى سلطه گر، و دوران خودگامگى و استبداد و بى عدالتى به سر آمده است... و موج انقلاب اسلامى به زودى به تمام دنيا خواهد رسيد.» بنابراين اگر تحريم ها عملى نشود چه اتفاقى خواهد افتاد؟ سرنگونى رژيم فعلى ايران ممكن است وسوسه انگيز باشد، silver bullet اما با وجود تندروهايى كه در حال حاضر در ايران بر مسند قدرت تكيه زده اند، امروزه چنين چشم اندازى از يك دهه قبل بسيار دست نيافتنى تر است. در همين حال تكميل بمب ايران روز به روز به پايان خود نزديك تر مى شود.
بنا بر اين ما دو راه بيشتر پيش رو نداريم: مى توانيم آماده شويم كه در كنار يك ايران مسلح هسته اى زندگى كنيم، يا مى توانيم با استفاده از قدرت نظامى از آن جلوگيرى كنيم. تد كاپل خبرنگار پيشين اى بى سى، با راه حل اول موافق است، او مى گويد: «اگر ايران قصد دارد كه سلاح هسته اى داشته باشد، خوب اجازه دهيد كه به آن دست پيدا كند.»
فريد ذكريا سردبيرنشريه نيوزويك هم به اين موضوع اشاره مى كند كه ما در منصرف كردن ساير كشورهاى هسته اى مانند چين و روسيه موفق بوده ايم. در اين صفحات ويليام لانگ ويشه هم همين سخنان را به صورت خلاصه بيان كرده است. او مى نويسد: «گسترش سلاح هسته اى غير قابل اجتناب است» و نكته مهم اين است كه «ما ياد بگيريم چگونه در كنار آن به زندگى ادامه دهيم.»
اما واقعيت اين است كه ما نمى توانيم به راحتى در كنار يك ايران مسلح به سلاح هسته اى زندگى كنيم. يكى از دلايل، تروريسم است. ايران مدت هاست كه به علت حمايت از حزب الله و حماس به عنوان مهم ترين دولت حامى تروريست در جهان شناخته مى شود. با توجه به گزارش اخير روزنامه ديلى تلگراف چاپ لندن، ايران در حال حاضر در تلاش است تا با جاگزينى سيف عادل مرد وابسته به خود به جاى اسامه بن لادن، كنترل القاعده را در دست بگيرد. چطور مى توان به ايران اعتماد كرد كه تجهيزات هسته اى را در اختيار تروريست ها قرار ندهد؟ كوپل مى گويد كه ما با اين اخطار كه هرگونه انفجارى كه در هر نقطه آمريكا رخ بدهد، ايران مسئول آن خواهد بود، مى توانيم از اين امر جلوگيرى كنيم. اما آيا هيچ كدام از روساى جمهور ايالات متحده بر اساس يك پيش فرض دستور حمله نظامى خواهند داد؟
دليل ديگر اين است كه بمب ايران براى ۶ ميليون شهروند اسرائيلى تهديد هولناكى خواهد بود. مطمئنا اسرائيل اين حمله را تلافى خواهد كرد، اما هاشمى رفسنجانى رئيس جمهور پيشين ايران و رقيب ميانه روى محمود احمدى نژاد در انتخابات رياست جمهورى اخير، چند سال پيش در خطبه هاى نمازجمعه با اعتماد به نفس اعلام كرد كه «استفاده ايران از بمب، تمامى اسرائيل را نابود خواهد كرد، در حالى كه حمله اسرائيل به ايران تنها بخشى از ايران را ويران خواهد كرد، و اين سناريو دور از ذهن نيست.» اگر صداى پراگماتيسم در ايران چنين است، آيا مى توان به احمدى نژاد معتقد به مهدويت (وابسته به حجتيه و طرفدار محو اسراييل) اعتماد كرد؟
حتى اگر ايران روى اسرائيل بمب نيندازد يا بمب را در اختيار تروريست ها هم قرار ندهد، صرف داشتن بمب توسط ايران هم نتايج ويرانگرى خواهد داشت.
يكى از پيامدهاى اين امر كه كمتر هم مورد توجه قرار گرفته است اين است كه: ايران با استفاده از بمب اتم مى تواند به قدرت برتر منطقه تبديل بشود. به عنوان مثال عبدالله دوم پادشاه اردن، نسبت به تشكيل هلال شيعه در منطقه هشدار داده است. اگر دستيابى ايران به سلاح هسته اى محدود به شيعيان مى شد، جايگاه اقليت آنها در دنياى اسلام، اين امر را محدودتر مى كرد. اما اين چنين تحليل هائى كاريزماى ايران به عنوان دشمن اصلى ايالات متحده را نديده مى گيرد. علاوه بر اين، پيش فرض هاى پيشين در باره سنى و شيعه، امروزه چندان مصداق ندارد. امروزه ايران نزديك ترين متحد سوريه- كه بيشتر آنان سنى هستند- است. پيوند بين تهران و دمشق بيش از آنكه مذهبى باشد ايدئولوژيك است. به همين ترتيب ايران از گروه هاى مبارز حماس و جهاد اسلامى كه كلاً سنى هستند حمايت مى كند. (و ايران محبوبيت زيادى بين فلسطينيان دارد)
طى جنگ لبنان در تابستان سال جارى شاهد بوديم كه مسلمانان در مقابل دشمن مشترك چقدر به سرعت بر اختلاف ميان سنى و شيعه فائق آمدند، و در مصر نام كودكان تازه متولد شده را حزب الله و نصر الله مى گذاشتند.
خلاصه اينكه ايران مى تواند قوميت و ايدئولوژى را در هم بياميزد. دارابودن سلاح هسته اى موجب برترى ايران در منطقه مى شود.
اين امر ما را به سمت يك درگيرى جهانى از نوع درگيرى اى كه چهل سال با اتحاد جماهير شوروى داشتيم سوق خواهد داد. اين همان «برخورد تمدن ها» خواهد بود كه در باره آن بسيار سخن گفته شده، اما به جزئيات آن كمتر پرداخته شده است.
ايران رقيب ايالات متحده نيست، اما محمود احمدى نژاد مسأله را به اين شكل نمى بيند. او و پيروان جهادى اش معتقدند كه دنياى اسلام قبلا بر يكى از دشمنان لا مذهب خود (اتحاد جماهير شوروى) فائق آمده است، و به موقع خود بر ديگرى هم پيروز خواهد شد.
روسيه در سال ۱۹۱۷ كه لنين قدرت را در دست گرفت ضعيف و فقير بود، آلمان هم در سال ۱۹۳۳ كه هيتلر قدرت را در دست گرفت، با همين مشكل مواجه بود. در پايان هيچ كدام نتوانستند ايالات متحده را شكست بدهند، و هردو آنها قبل از تسليم رنج بسيارى متحمل شدند.
اگر تهران به قدرت مسلط منطقه تبديل بشود، در اين صورت عرصه منازعه به جنوب شرق آسيا يا آفريقا يا حتى قسمت هائى از اروپا كشيده خواهد شد. چون روحانيون ايران سعى خواهند كرد كه سلطه خود را بر مسلمانان سرتاسر جهان گسترش دهند. ما بدون ترديد در پايان پيروز خواهيم شد، اما اين درگيرى چقدر ادامه خواهد يافت، و چه كسى مى تواند تلفات آن را تخمين بزند.
تنها راه جلوگيرى از از اين توسعه خطرناك، استفاده از نيروى نظامى است. نه با حمله به ايران همچنان كه ما در عراق اين كار را كرديم، بلكه با انجام حملات هوايى بر ضد تاسيسات هسته اى ايران. ما درباره اين تاسيسات هسته اى اطلاعات قابل توجهى داريم؛ بر اساس برخى ارزيابى ها اين اهداف در حدود ۱۵۰۰ تا هستند. اگر ما بتوانيم به تعداد زيادى از آنها حمله كنيم، كه ممكن است بين چند روز تا چند هفته طول بكشد، مى توانيم خرابى هاى جدى به بار بياوريم. اين امر برنامه هسته اى ايران را متوقف نخواهد كرد، اما آن را به تعويق خواهد انداخت.
زمان بندى اين حمله به چه صورت خواهد بود؟ اگر ما اين كار را در سال آينده و حتى قبل از انتخابات رياست جمهورى انجام بدهيم، شايد بتوانيم به ديپلماسى سازمان ملل اين امكان را بدهيم كه آخرين تلاش هاى خود را بكند. اگر ايران مقاومت كند، مى توانيم حملات را تكرار كنيم.
آيا جرج بوش مى تواند پس از شكست تحقير آميز در انتخابات كنگره دست به چنين اقدامى بزند؟ بوش گفته است كه داورى تاريخ درباره رفتار او در قبال ترور براى او ارزشمندتر از آراى به دست آمده، است. اگر محمود احمدى نژاد دست خود را روى ماشه هسته اى قرار بدهد، هرآنچه كه جرج بوش تاكنون انجام داده بى فايده خواهد بود.
در پايان اينكه، آيا حمله هوايى ايالات متحده، آتش ضد آمريكايى گرى را در سرتاسر جهان شعله ور نخواهد كرد؟ آيا ايران با استفاده از تروريسم در عراق مقابله به مثل نخواهد كرد؟ احتمالا چرا. اين هزينه اى است كه ما بايد بپردازيم. اما گزينه ديگر به مراتب بدتر است.
بعد از حاكميت بلشويك ها در اتحاد جماهير شوروى در سال ،۱۹۱۷ وينستون چرچيل يكى از اعضاى كابينه بريتانيا، خواستار مداخله نظامى به منظور سرنگونى رژيم تازه تاسيس، شد. همكاران او روى هزينه هاى اين عمل- از دست دادن سربازان، استهزاء بين المللى، و كينه جويى لنين- تأكيد كردند و ايده او را ناديده گرفتند.
از اين هزينه ها جلوگيرى شد، اما در عوض دنيا درگير يزرگ ترين فاجعه انسانى ساخته دست بشر شد. كمونيسم مدعى بود كه صد ميليون هوادار دارد و منجر به ايجاد نازيسم و فاشيسم شد وبه جنگ جهانى دوم منتهى شد. احمدى نژاد مى خواهد لنين جديدى باشد. نيروى نظامى تنها چيزى است كه مى تواند او را متوقف سازد.
منبع- لوس انجلس تايمز ۲۱ نوامبر

ايران
تحقيق
صفحه اول
داستان
اقتصادى
طنز
از آنچه گفته اند
مقاله ها
گزارش
بازتاب
جهان
ورزش
شعر
خاطرات
از لابلاى متون
آخر هفته
حوادث
از رسانه ها
روى خط آلمان
آرشيو روزنامه
آرشيو مقاله ها

•   ايران   •   تحقيق   •   صفحه اول   •   داستان   •   اقتصادى   •   طنز   • 
•   از آنچه گفته اند   •   مقاله ها   •   گزارش   •   بازتاب   •   جهان   •   ورزش   • 
•   شعر   •   خاطرات   •   از لابلاى متون   •   آخر هفته   •   حوادث   •   از رسانه ها   • 
•   روى خط آلمان   • 

•    آرشيو مقاله ها   •    آرشيو روزنامه   •