|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
درگيرى پليس با دانشجوى ايرانى در لس آنجلس
پليس دانشگاه كاليفرنيا در لس آنجلس، يك دانشجوى ايرانى را چند بار هدف حمله با شوك دهنده الكتريكى قرار داد و بازداشت كرد.
نام اين دانشجو مصطفى طباطبائى نژاد و سن او ۲۳ سال اعلام شده است.
آن گونه كه شاهدان عينى به خبرنگاران گفته اند، ساعت يازده و نيم سه شنبه شب (چهاردهم نوامبر) در كتابخانه موسوم به پاول، مأموران انتظامات دانشگاه كه به صورت اتفاقى كارتهاى دانشجويان را كه بايد براى ورود به دانشگاه همراه داشته باشند كنترل مى كردند، هنگامى كه به اين دانشجو كه پشت يك دستگاه رايانه نشسته بود رسيدند و از او خواستند كارت خود را نشان دهد، او حاضر به نشان دادن كارت نشد و حاضر نشد كتابخانه را فوراً ترك كند.
مأموران انتظامات دانشگاه سپس كتابخانه را ترك كردند و چند دقيقه بعد مأموران پليس وارد كتابخانه شدند تا او را از محل خارج كنند.
آن گونه كه شاهدان عينى مى گويند، مصطفى طباطبائى نژاد كوله پشتى خود را برداشته و در حال حركت به سوى در خروجى بود كه يكى از مأموران پليس بازوى او را گرفت و آقاى طباطبائى نژاد فريادكنان از او خواست كه بازويش را رها كند.
اما مأموران پليس دانشگاه مى گويند كه آقاى طباطبائى نژاد در برابر دستور آنان مبنى بر خروج وى از كتابخانه يا نشان دادن كارت شناسائى مقاومت مى كرده و هنگامى كه سعى كردند او را از كتابخانه خارج كنند مقاومت كرد و ديگران را نيز به پيوستن به خود فراخواند.
مأموران پليس سپس مصطفى طباطبائى نژاد را هدف حمله با شوك دهنده الكتريكى قرار دادند كه او بر زمين افتاد و ناله كنان به مأموران پليس گفت كه مشكل جسمى دارد.
تصوير ويدئويى اين حادثه روى سايت هاى اينترنتى قرار داده شده و در آن صداى مصطفى طباطبائى نژاد به گوش مى رسد كه خطاب به مأموران پليس مى گويد: «اين است اقدام ميهنى شما؟ اين طورى از قدرت لعنتى تان سوءاستفاده مى كنيد؟».
در اين ويدئو مأموران پليس چند بار اين دانشجو را هدف حمله با شوك دهنده الكتريكى قرار مى دهند و سپس به او كه بر زمين افتاده دستور مى دهند برخيزد.
مأموران پليس همچنين به او مى گويند مقاومت نكند و او فرياد مى زند كه من مقاومت نمى كنم.
ديگر دانشجويان حاضر در كتابخانه نيز پيوسته از مأموران پليس مى خواهند كه اين كار را متوقف كنند اما مأموران پليس خطاب به آنان مى گويند كه فاصله بگيرند وگرنه هركس را كه نزديك شود هدف شوك الكتريكى قرار مى دهند.
يكى از دانشجويان حاضر در محل به نشريه داخلى دانشگاه كاليفرنيا گفته هنگامى كه از يكى از مأموران پليس خواست كارت شناسايى خود را نشان دهد و نامش را بگويد، مأمور پليس او را تهديد به حمله با شوك دهنده الكتريكى كرد.
مسئولان دانشگاه در حال بررسى واقعه اند و آقاى طباطبائى نژاد نيز پس از آنكه تحت عنوان ايجاد مانع و تأخير در برابر انجام وظيفه مأمور پليس اخطار دريافت كرد از بازداشت خارج شد.
|
|
|
|
|
خانواده داماد با شكايت عروس به پرداخت جريمه محكوم شدند
با شكايت عروس ۳۰ ساله، اعضاى خانواده همسرش به دليل آزار و اذيت به پرداخت جزاى نقدى محكوم شدند.
به گزارش رسيده از مأموران انتظامى اواخر تيرماه سال جارى بنابر اعلام مركز فوريت هاى پليسى ۱۱۰ مبنى بر وقوع يك مورد درگيرى در خزانه به محل مورد نظر اعزام شدند.
زهرا ۳۰ ساله با طرح شكايتى از اعضاى خانواده همسرش به مأموران گفت: احمد ۷۰ ساله پدرشوهرم به همراه دختران و پسرانش من و فرزندم را مورد اذيت و آزار قرار مى دهند.
وى افزود: در منزلم نشسته بودم كه ناگهان جواد برادر همسرم به من حمله كرد و با دو دستش گردنم را به قصد خفه كردن فشار داد كه در اين هنگام همسرم از راه رسيد و مرا نجات داد.
شاكى افزود: چندين بار هم مريم خواهر همسرم مرا مورد ضرب و جرح قرار داده است و آخرين بار هم به صورتم آب جوش پاشيد.
مأموران پس از شنيدن اظهارات شاكى از همسايه هاى وى تحقيق كردند كه همگى به علت سر و صداهاى زياد و از بين بردن آسايش محله، از خانواده شاكى شكايت كردند.
با انتقال متهمان به كلانترى پرونده آنان براى رسيدگى به دادسرا ارسال و بازپرس پرونده نيز، آن را براى صدور رأى به دادگاه فرستاد. براساس اين گزارش قاضى پرونده پدر و مادر، خواهران و برادران همسر شاكى را به پرداخت دو ميليون ريال جزاى نقدى به جاى حبس و همچنين همسر شاكى را به اتهام ضرب و جرح پدر و مادر خود به دليل تخليه نكردن منزلشان به تحمل پنج ماه حبس و ۳۰ ضربه شلاق محكوم كرد. همچنين پرونده صفيه ۱۶ ساله خواهر همسر شاكى به اتهام ضرب و جرح زن برادر خود به دادگاه اطفال و پرونده متهمان پس از صدور رأى به اجراى احكام ارسال شد.
شكارچى دختران خردسال پس از ۵ سال دستگير شد
شكارچى كودكان خردسال كه طى مدت ۵ سال طلا و جواهرات بيش از ۱۰۰ كودك را در تهران سرقت كرده است از سوى يك دختر ۶ ساله به تله افتاد.
به گزارش رسيده ظهر روز يكشنبه گذشته دختر بچه ۶ ساله اى به نام مليكا كه به همراه مادرش براى خريد از خانه خارج شده بود ناگهان با ديدن يك مرد جوان وحشت زده شد و به مادرش گفت اين مرد همان فردى است كه چند روز قبل طلاهاى او را سرقت كرده است. زن جوان پس از شنيدن اين حرف بلافاصله شروع به داد و فرياد كرد، اهالى منطقه خانى آباد هنگامى كه متوجه موضوع شدند بلافاصله مرد جوان را كه قصد فرار داشت به دام انداختند.
مرد جوان هنگامى كه خود را در محاصره مردم ديد، گفت حاضر است رضايت شاكى اش را جلب كند. در همان شرايط كه مرد جوان قصد داشت خود را از چنگ مردم نجات دهد ناگهان دختر خردسال ديگرى ادعا كرد كه او نيز طعمه اين مرد شده و طلا و جواهراتش دقايقى پيش از سوى وى به سرقت رفته است. با پيچيده شدن اين ماجرا مردم بلافاصله موضوع را به كلانترى ۱۵۲ خانى آباد اطلاع دادند و مأموران نيز با حضور در محل متهم را كه جوان ۳۵ ساله اى به نام محمدعلى است به كلانترى منتقل و بازجوئى از وى را آغاز كردند.
محمدعلى در جريان اعترافات خود به سرقت طلا و جواهرات مليكا دختر ۶ ساله اعتراف كرد و گفت: ۲۰ روز پيش اين دختر را در حالى كه به تنهايى در كوچه حضور داشت شناسايى و طلاهايش را سرقت كردم اما سرقت از دختر دوم كار من نيست.
در حالى كه محمدعلى اتهام سرقت از مهديه خردسال دوم را انكار كرد، پدر وى با مراجعه به كلانترى گفت: محمدعلى همان فردى است كه طلاهاى دخترم را ربوده است، او دقايقى قبل از دستگيرى مرتكب اين كار شد و مهديه در شناسايى او اشتباه نمى كند. به اين ترتيب بازجوئى ها از محمدعلى ادامه يافت و وى سرانجام دزدى از مهديه را نيز گردن گرفت و گفت: من تازه از اين دختر سرقت كرده بودم و قصد فرار داشتم كه از سوى مليكا شناسايى شدم و در همان هنگام براى اين كه دستم رو نشود طلاهاى مسروقه را به ميان شمشادهاى كنار خيابان انداختم. پس از اعترافات اين مرد مأموران به محل دستگيرى وى رفتند و طلاهاى مهديه را پيدا كردند.
از سويى از آنجا كه احتمال داشت محمدعلى جرايم ديگرى نيز انجام داده باشد مأموران به بازجوئى از وى ادامه دادند و اين مرد در نهايت به ۵۰ فقره سرقت از كودكان خردسال در تهران اقرار كرد.
در پى اين اعترافات محمدعلى و حساس تر شدن پرونده، متهم به پايگاه پنجم پليس آگاهى منتقل شد تا تحقيقات از وى به صورت تخصصى تر ادامه يابد.
محمدعلى اين بار هنگامى كه پشت ميز بازجوئى قرار گرفت به ارتكاب جرايم ديگرى نيز اعتراف كرد و گفت: تابه حال طلاهاى بيش از ۱۰۰ كودك را سرقت كرده است. اين مرد ۳۵ ساله در اعترافاتش گفت: من از سال ۸۰ دچار عارضه كمردرد شدم و ديگر نمى توانستم كار كنم براى همين تصميم گرفتم باسرقت طلاى كودكان خردسال امرار معاش كنم.
من در طول اين ۵ سال هر روز صبح ساعت ۷ از خانه خارج مى شدم و به منطقه اى از تهران مى رفتم و با پرسه زدن در خيابان ها دختربچه هائى را كه طلا همراه داشتند و از سويى تنها بودند شناسايى و به بهانه هاى مختلف آنان را اغفال مى كردم و در فرصتى مناسب با يك قيچى مخصوص طلاها را مى بريدم و سرقت مى كردم و به سرعت فرارى مى شدم.
شكارچى دختران خردسال افزود: اغلب مواقع من با شناسايى طعمه هايم به آنها مى گفتم نامه اى براى پدرشان آورده ام سپس به اين بهانه كودكان را به محلى خلوت مى كشاندم و نقشه ام را اجرا مى كردم و پس از هر سرقت، طلاها را با فاكتورهاى تقلبى به فروش مى رساندم.
من در طول اين ۵ سال، براحتى نقشه ام را اجرا كردم و در طول اين مدت هيچ كسى به من مشكوك نشده بود. پس از اعترافات اين مرد مشخص شد كه اين مرد به اتهام ايجاد مزاحمت براى زنان، جعل اسناد و سرقت ۶ سابقه كيفرى دارد و محكوميت خود را در زندان هاى گرگان و سبزوار گذرانده است.
پس از پايان يافتن بازجوئى هاى مقدماتى از محمدعلى پرونده وى به دادسراى جنايى تهران ارجاع شد و بازپرس دادسرا به كارآگاهان پليس آگاهى مأموريت داد به تحقيقات خود درباره جرايم اين مرد ادامه دهند.
جسد با سه هويت
دفن جسد مرد جوانى كه دو سال پيش بر اثر مصرف مواد مخدر جان باخته بود بازپرس دادسراى جنايى تهران را با معمائى عجيب مواجه كرد. به گزارش رسيده ساعت ۲۲ و ۳۰ دقيقه شامگاه روز ۹ آبان ماه سال ۸۳ دو كارگر كه در چهارراه سيروس مشغول كار بودند پيكر نيمه جان مرد ناشناسى را مشاهده كردند و وى را سوار بر گارى به بيمارستان رساندند، اما اين مرد دقايقى بعد جان باخت و با اطلاع پليس از اين ماجرا پيكر فرد ناشناس به پزشكى قانونى انتقال يافت.
متخصصان پزشكى قانونى پس از انجام آزمايش هاى تخصصى اعلام كردند اين مرد بر اثر مصرف مواد مخدر جان باخته است.
از سويى با انجام انگشت نگارى از مرد ناشناس مشخص شد وى فردى سابقه دار به نام حسين است كه به اتهام سرقت و مواد مخدر چندبار زندانى شده است. با افشاى هويت متوفى جسد وى مدتى در سردخانه پزشكى قانونى ماند اما از آنجا كه خانواده او شناسايى نشدند بازپرس پرونده دستور دفن جسد را صادر كرد.
مدتى پس از دفن جسد خانواده يك جوان ناپديد شده با مراجعه به پزشكى قانونى و مشاهده عكس اجساد، اعلام كردند جوان معتادى كه در چهارراه سيروس جان باخته فرزند آنان است و اصغر نام دارد. پس از طرح اين ادعا بازپرس پرونده بار ديگر از تشخيص هويت خواست تا در اين باره تحقيق كنند. نتيجه دور تازه تحقيقات بار ديگر نشان داد مقتول حسين نام دارد و نظريه اوليه صحيح بوده است. با اين وجود خانواده اصغر همچنان برادعاى خود اصرار داشتند. در حالى كه بررسى ادعاى خانواده اصغر ادامه داشت هفته گذشته زنى با مراجعه به دادسراى جنايى تهران گفت: پسر من كه معتاد بود و با پدرش زندگى مى كرد از سال ۸۳ ناپديد شد تا اينكه من چند روز پيش با مشاهده عكس اجساد در پزشكى قانونى او را شناسايى كردم و متوجه شدم وى با هويت حسين دفن شده است در حالى كه اسم پسر من فرهاد است. با طرح اين شكايت ماجراى دفن جسد مرد ناشناس پيچيده تر شد و اكنون سه هويت براى جنازه اعلام شده است و مأموران در حال تحقيق پيرامون اين ماجراى عجيب اند.
|
|
|
|
|
۶۰سال انتظارداماد جوان
براى آمدن عروس به خانه
انتظار تلخ يك داماد براى آوردن عروس اش به خانه ۶۰ سال طول خواهد كشيد. اين حكم در پى اعتراض داماد جوان به حكم صادره از سوى دادگاه خانواده صادر شد.
چندى پيش وقتى داماد جوانى متوجه شد كه شعبه ۲۳۹ دادگاه خانواده اعسار او را در پرداخت مهريه ۵۰۰ سكه اى نوعروس اش نپذيرفته است، با اعتراض به حكم صادره درخواست بررسى مجدد پرونده اش را در دادگاه تجديدنظر كرد. با ارجاع اين پرونده به شعبه ۴۲ دادگاه تجديدنظر، داماد جوان در برابر قضات دادگاه گفت: دو سال قبل بود كه خانواده ام از من خواستند ازدواج كنم و چون آرزوى پدرم اين بود كه تنها پسرش را در لباس دامادى ببيند، تصميم گرفتم ازدواج كنم.
وى افزود: مقدمات ازدواج من با دخترى كه از دوستان خواهرم بود به سرعت فراهم شد و من و او با مهريه اى معادل ۵۰۰ سكه بهار آزادى به عقد هم درآمديم.
اين داماد اضافه كرد: در حالى كه به شدت درگير تهيه مقدمات برگزارى مراسم عروسى بوديم، با همسرم دچار اختلاف سليقه شديم و او بدون اينكه به فكر راهكارى براى حل اين موضوع باشد به دادگاه خانواده رفت و مهريه اش را به اجرا گذاشت. با رأى قاضى دادگاه ناچار به پرداخت مهريه او شدم. او با ناراحتى گفت: من هنوز نتوانسته ام شغل ثابتى داشته باشم و در مغازه پدرم و در كنار او كار مى كنم به همين علت دادخواست اعسار دادم و از قاضى دادگاه تقاضاى قسط بندى مهريه را كردم. قاضى پس از بررسى در حكمى اعلام كرد كه بايد هر ماه يك سكه از مهريه زنم را به او بپردازم، ولى همسرم با طرح اين شرط كه تا مهريه را نپردازم حاضر به شروع زندگى مشترك نيست من را در دادگاه ديگرى محكوم به پرداخت نفقه هم كرد. وى گفت: من در اين شرايط امكان پرداخت مهريه و نفقه را ندارم و از شما مى خواهم كه شرايط ديگرى را براى پرداخت مهريه ايجاد كنيد.
نوعروس جوان نيز در دادگاه گفت: شوهرم در مغازه پدرش مشغول به كار است بنابراين بيكار نيست كه نتواند حقوق قانونى مرا بدهد. از طرف ديگراگر او بيكار بود نبايد تصميم به ازدواج مى گرفت و حاضر مى شد كه ۵۰۰ سكه مهريه همسر آينده اش كند.
وى افزود: وضعيت خانوادگى او آنقدر مناسب است كه او مى تواند تمام مهريه مرا يكجا بپردازد.
به گزارش رسيده، قاضى شعبه ۴۲ دادگاه تجديدنظر و مستشار اين دادگاه پس از بررسى وضعيت مالى داماد جوان و شرايط وى و مدارك قانونى كه به دادگاه ارائه شده بود داماد جوان را به پرداخت ۲۵ سكه بهار آزادى به عنوان پيش قسط و پرداخت هر سه ماه يكبار يك سكه به نوعروس جوان محكوم كرده و اعلام كرد چون اعسار و ملائت از امور حادث است صدور اين حكم مانع از استيفاى كامل مهريه زن از اموال مرد كه خارج از مستثنيات دين است نمى شود.
با اين تصميم قضائى اگر شرايط مالى مرد جوان تغيير نكند و او تمام اقساط را به موقع پرداخت كند ۵۹ سال و شش ماه طول مى كشد تا زن تمام مهريه اش را دريافت كند و داماد جوان تا آن زمان بايد در انتظار بازگشت عروس اش به خانه بماند.
۳۶ زن در دام پزشك قلابى
زن جوانى با ايفاى نقش پزشك توانسته است از زنان زائر سرقت ۷۰ ميليون تومانى كند. اين زن با پرسه زدن در امامزاده ها وقتى زنان تنها و پير را مى ديد سراغشان مى رفت و با ادعاى اينكه پزشك است نقشه شوم خود را به مرحله اجرا در مى آورد.
بنا به اين گزارش، از اوايل سال جارى مأموران پليس آگاهى تهران در جريان سرقت هاى زنجيره اى از زنان زائر قرار گرفتند كه در همگى اين سرقت ها ردپايى از يك پزشك زن وجود داشت. در بررسى هاى پليسى مشخص شد سارق، زن جوانى است كه با خوراندن سانديس بيهوش كننده و به بهانه اينكه فشار خون طعمه هايش پايين است آنان را خواب مى كرد و با سرقت جواهرات، پول ها و اشياى قيمتى شان پا به فرار مى گذاشت. اين تجسس ها نشان داد بهانه زن سارق بيمارى زنان پير بوده است و با كشاندن آنان به محله خلوتى وقتى سانديس را به خورد زنان زائر مى داد دور از چشم ديگران آنان را در گوشه اى رها مى كرد تا جايى كه در چند اقدام تبهكارانه اش طعمه هاى وى تا يك قدمى مرگ پيش رفتند.
ماجراى اين پزشك قلابى به همه متوليان امامزاده هاى تهران اطلاع داده شد و پليس خواست در صورت برخوردآنان با زنى كه چهره نگارى اش نشان مى داد ۴۰ ساله خواهد بود موضوع را به مأموران نيروى انتظامى اطلاع دهند.
اواخر مهرماه بود كه مأموران كلانترى ۱۴۹ تهران گزارشى دريافت كردند كه نشان مى داد پزشك قلابى در امامزاده حسن (ع) به شكار پيرزنى پرداخته و از سوى مردم محاصره شده است. دقايقى بعد، پليس اين زن سارق را بازداشت كرد و در برابر ادعاهاى گمراه كننده وى مبنى بر بى گناهى اش قرار گرفت اما با توجه به اينكه ردپاى وى در سرقت هاى زنجيره اى از زنان زائر به دست آمده بود تيمى از مأموران پايگاه هشتم پليس آگاهى تهران وارد عمل شدند.
بدين ترتيب، اقدامات تخصصى با بازجوئى از پزشك قلابى وارد مرحله تازه اى شد و در حالى كه وى اصرار بر بى گناهى داشت طعمه هايش در مواجهه حضورى زن سارق را شناسايى كردند.
وقتى پزشك قلابى ديد چاره اى جز اعتراف ندارد، ادعا كرد به خاطر بى پولى تصميم گرفته است با ريختن طرح دوستى با زنان تنها و پير در امامزاده ها خود را پزشك معرفى كند و با چند معاينه دروغين با گفتن اينكه آنان بيمار هستند و اگر فشار خون اين زنان تنظيم نشود دقايقى بعد غش خواهند كرد سانديس يا قند مسموم به مواد بى هوشى را به خوردشان مى دادم سپس دست به سرقت مى زدم.
با اعترافات اين پزشك قلابى و اقدامات تحقيقى كارآگاهان، ۳۶ زن زائر در مواجهه حضورى زن سارق را شناسايى كردند و مشخص شد اين زن از سرقت هاى زنجيره اى اش ۷۰ ميليون تومان به جيب زده است.
ازدواج هاى دروغين مرد رمال
حمله دو مرد نقابدار به سرنشين يك خودرو، پرده از نقشه شوم يك مرد رمال براى زنان تنها برداشت.
اين مرد شياد زمانى كه پى مى برد زنى تنها به خاطر خرافات به وى پناه برده است با پيشنهاد ازدواج او را اغفال مى كرد. بنا به اين گزارش، ساعت ۱۲ و ۳۰ دقيقه نيمه شب سه شنبه ۲۴ آبان ماه جارى دو پسر نقابدار با خودروى پرايد به تعقيب سرنشين خودروى پژويى پرداختند و در بلوار فردوس با پيچيدن جلوى آن، مرد را ناچار به توقف كردند.
مهاجمان در حالى كه آجر به دست داشتند ابتدا شيشه سمت چپ خودرو را شكستند سپس از سمت راست، مرد جوان را از پشت فرمان پايين كشيدند اما زمانى كه خودشان داخل خودرو نشستند تا فرار كنند ديدند از سوييچ خبرى نيست. دو جوان نقابدار هنوز موفق نشده بودند سوييچ را از قربانى نقشه خود بگيرند كه خود را در محاصره رهگذران ديدند و براى فرار دست به كار شدند. وقتى يكى از نقابداران گريخت و ديگرى از سوى مردم دستگير شد، نقاب را از صورت اين جوان مهاجم كشيدند و مشخص شد وى پسر ناتنى طعمه اش است.
راننده پژو با سروصورتى خون آلود فريادزنان گفت: سارق خودرويش كسى نيست جز پسر ناتنى وى و در تماس با پليس آنان را در جريان قرار داد.
ادعاى عجيب
صبح روز چهارشنبه ۲۴ آبان ماه سال جارى مهاجم آشنا به همراه مادر و پدر ناتنى اش دربرابر داديار دلدارى ايستاد و در بازجوئى هاى قضائى ادعاى عجيبى را مطرح كرد.
اين پسر جوان گفت: «من هيچ انگيزه اى براى سرقت خودرو نداشته ام، مى خواستم از اين مرد رمال انتقام بگيرم چرا كه نه تنها مادرم را اغفال كرده است بلكه با انجام ندادن وعده هايش باعث آبروريزى شده است.»
اين پسر ادامه داد: «۵ سال پيش به خاطر اختلافى كه بين خواهر و برادرم بود او هميشه از برادرم كتك مى خورد، مادرم كه خرافاتى است سراغ مرد دعانويس و رمالى رفت تا او بتواند با دعاى محبت رابطه بين دو بچه اش را خوب كند.
همين بهانه كافى بود تا اين مرد اشاره به پدر ناتنى اش كه رمال است وارد حريم زندگيمان بشود و با چرب زبانى از مادرم خواستگارى كرده و او را به عقد خود درآورد.»
وى افزود: «قرار بود بعد از مدتى آن دو ازدواج رسمى كنند تا اين كه همسر اول مرد رمال ماجرا را فهميد و اين مرد از آن به بعد با پشت كردن به وعده هايش، مادرم را عذاب داد و همه زندگيمان را به هم ريخت، از سويى به همه گفته بوديم مردى با مادرم ازدواج كرده است و از سويى اين مرد فقط فيلم بازى مى كرد اما ناچار بوديم او را به خانه مان بپذيريم.»
وقتى پسر جوان گفت به خاطر انتقامگيرى نقشه حمله به مرد رمال را كشيده بود، مادر وى با تأييد ادعاى پسرش، گفت: «نمى دانستم اين مرد كه شوهرم شده يك شياد است. او با سحر و جادو اغفالم كرد تا اين كه همسرش فاش كرد او براى همه زنانى كه تنها هستند چنين نقشه هاى شومى دارد تا جايى كه پا را فراتر گذاشته و با برقرارى رابطه پنهانى با زنى به نام «اعظم» باعث شده است اين زن همسرش را به قتل برساند و در حال حاضر در زندان به سر مى برد.»
وى افزود: «مطمئن باشيد پسرم سارق نيست، او مى خواست عقده هايش را خالى كند. ما از اين مرد خيلى صدمه ديده ايم و اطلاع دارم او زنان زيادى را به ازدواج موقت خود درآورده است.» بنا به گزارش رسيده داديار از پليس خواست تا به بررسى هاى تخصصى بپردازد و پرده از جزئيات اقدامات پنهانى مرد رمال و چگونگى حمله شبانه از سوى نقابدار آشنا به وى بردارند. اين در حالى است كه پدر ناتنى جوان مهاجم هم در دفاع از خود همه ادعاهاى مادر و پسر را دروغ و آن را يك سناريوى تخريب كننده براى شخصيت اجتماعى خود كه بقال است، دانسته است.
|
|
|
|
|
پس از يك سال با تلاش پليس آگاهى تهران فاش شد
سرنوشت سياه در خانه شيطان
يك مرد تبهكار كه در برابر مدارس پسرانه به شكار ۱۴ دانش آموز پرداخته و آنان را به خانه شيطانى خود كشانده و به آنان تجاوز كرده بود، توسط پليس آگاهى تهران دستگير شد.
اين مرد، وقتى طعمه هايش را از بين دانش آموزان پسر شناسايى مى كرد، در نقش مأمور پليس يا بازرس آموزش و پرورش آنان را با تهديد سوار موتورسيكلت كرده و به خانه وحشت مى برد.
زنگ خطر
شامگاه ۱۵ آذرماه سال، ۸۴ وقتى پسر نوجوانى با تأخير دوساعته به خانه شان رفت، گريه كنان پرده از سرگذشت سياه خود برداشت و زنگ خطرى را براى پليس به صدا در آورد. اين پسر دانش آموز ادعا كرد در مسير مدرسه به خانه، مردى موتورسوار به او نزديك شده و با معرفى خود به عنوان مأمور پليس و به بهانه اينكه شاهد متلك پرانى وى بوده است، از او خواسته تا سوار موتورسيكلتش شده تا با هم به پايگاه بروند. وى در حالى كه وحشت زده بود، گفت: پس از ۲۰ دقيقه چرخانده شدن در خيابانها، مرد موتورسوار براى خريد از بقالى او را كنار موتورسيكلت تنها گذاشته و وقتى برگشته، روى چشم هاى او را چسب زخم زده است تا مسير پايگاه اطلاعاتى را نشناسد.
وقتى با ادعاهاى تكان دهنده اين پسر نوجوان و با دستور بازپرس شعبه ششم دادسراى امور جنايى تهران تيمى از مأموران اداره ۵ پليس آگاهى تهران وارد عمل شدند، در تحقيقات ويژه آنان مشخص شد شگرد مرد جانى خاص بوده است. اين تجسس ها نشان داد مرد موتورسوار با چسباندن چسب زخم روى چشم هاى پسر دانش آموز وى را به ساختمان آرامى برده و در يكى از طبقات پس از بازجوئى و ادعاى اينكه قاضى پرونده اتهامى اين پسر نوجوان حكم به شلاق تعزيرى داده است، وى را لخت كرده و بدون اعتنا به التماس هاى طعمه اش، اين پسر را تسليم نيت شوم خود كرده است.
چهره فرضى
كارآگاهان براى اينكه شكارچى خاموش را شناسايى كنند، از پسر نوجوان خواستند تا با ارائه مشخصات ظاهرى وى، دست به چهره نگارى رايانه اى بزند و از او شنيدند كه مرد تبهكار در تاريكى شب سراغ وى رفته و يك كلاه بافتنى را تا روى پيشانى اش كشيده بود، موتورسيكلتش هوندا با باك و بدنه قرمزرنگ است كه طلقى به فرمانش وصل بود، صداى دورگه اى داشت و جالب اينكه وقتى مى خواست چسب زخم بخرد، موتور را خاموش كرده و متوجه شده است هندل موتورسيكلت خراب بوده و آن را با كش بسته بود.
شكارهاى زنجيره اى
در حالى كه چهره نگارى فرضى از اين مرد نتوانسته بود سرنخى براى رديابى وى باشد، تيم تحقيق در كمتر از سه ماه با پرونده هاى مشابهى مواجه شد كه در آن پسران نوجوان قربانى توطئه سياه مرد موتورسوار شده بودند. در تحقيق از اين دانش آموزان كه ۱۳ تا ۱۵ ساله اند و مدارس همگى آنان در مناطق مركزى و شرق پايتخت و حوزه استحفاظى كلانترى هاى ۱۰۷ (كاخ)، ۱۰۶ نامجو و ۱۲۷ نارمك قرار داشت، مشخص شد مرد تبهكار در برخورد با طعمه هايش از دو شگرد استفاده مى كند، گاهى خود را مأمور پليس معرفى مى كند و در بعضى موارد ادعا مى كند بازرس آموزش و پرورش است و به خاطر نبود كارت شناسايى دانش آموز بايد او را به بازرسى مدارس ببرد. همه اين شكارهاى زنجيره اى در تاريكى شامگاهى صورت مى گرفت و بازجوئى از دانش آموزان پسرى كه در دام اين مرد سياه دل گرفتار شده بودند، مشخص كرد وقتى آنان را به خانه وحشت مى برد، بدون باز كردن چسب چشمهايشان و با روشن كردن كبريت جلوى صورت آنان به تهديد مى پرداخت.
تعطيلى مدارس
وقتى مدارس تعطيل شد، هنوز رد پايى از مرد موتورسوار به دست نيامده بود، پليس با در اختيار داشتن دو چهره نگارى مشابه يكديگر و درحالى كه ادعاهاى قربانيان نقشه شيطانى نشان مى داد شكارچى تاريكى با بستن طناب كشى به ترك بند موتورسيكلتش از ديده شدن پلاك موتور جلوگيرى مى كند، به گشت هاى غير محسوس در محدوده جغرافيايى خاصى كه احتمال داده مى شد مرد تبهكار در آنجا زندگى كند، پرداخت، اما با توجه به زيركى عامل اين اقدامات سياه در گم كردن رد پاهايش با وجود مظنون گيرى هاى گسترده و اثبات بى گناهى مظنونان به گره كورى برخوردند تا اينكه مهرماه شد و مدارس آغاز به كار كردند.
آخرين طعمه
شامگاه پنجشنبه ۱۹ آبان ماه جارى، پسر نوجوانى وقتى از مدرسه اش خارج شد، مرد موتورسوارى را پيش روى خود ديد، او را نمى شناخت و هيچ كس در آموزش و پرورش يا از كلانترى هاى اين مناطق به او و دوستانش هشدار نداده بودند كه چنين توطئه اى در كمين آنان است. اين پسر نيز با ترس و وحشت اغفال شد و خانواده وى همان شبانه با طرح شكايتى خواستار دستگيرى مرد تبهكار شدند. زمانى كه سناريوى شكارهاى زنجيره اى اين مرد باز هم كليد خورد مأموران اداره ۵ پليس آگاهى تهران به يك نتيجه علمى اطلاعاتى رسيده بودند و با به كارگيرى روشى پليسى، در يك قدمى دستگيرى مرد شيطان صفت قرار گرفتند.
بازگشت شكارچى
از روز شنبه ۲۱ آبان ماه جارى ۲۰ اكيپ از مأموران آگاهى به تحت نظر قرار دادن چندين مدرسه در مركز فعاليت شكارچى پسران دانش آموز پرداختند كه بر اساس بررسى هاى اطلاعاتى مرد تبهكار هنوز سراغ طعمه اى از اين مدارس نرفته بود. در فرضيه علمى پليس به نظر مى رسيد شكارچى تاريكى اين بار بايستى به يكى از اين مدارس برود و طعمه اش را شناسايى كند.
بدين ترتيب همه كارآگاهان با در اختيار داشتن چهره نگارى رايانه اى مرد جانى و مشخصات موتورسيكلتش مسير مدارس را زير پوشش قرار دادند و پس از پنج روز موفق به شناسايى شكارچى تاريكى شدند.
شامگاه پنجشنبه ۲۵ آبان ماه جارى بود كه مردى موتورسوار با كاپشن سورمه اى، شلوار مشكى، كتانى آديداس سفيد با خط هاى مشكى سوار بر موتورسيكلت قرمزرنگ و در حالى كه كلاه پشمى به سر كرده بود و كلاه كاسكت را نيز همراه داشت، حوالى دبيرستان پسرانه اى در ميدان تسليحات نزديكى نارمك رديابى شد.
اين مرد با سرك كشيدن به اطراف در جستجوى طعمه اش بود كه مأموران آگاهى حركات وى را تحت نظر گرفتند و با مطمئن شدن به اينكه وى مى خواهد شكار ديگرى كند، مرد تبهكار را محاصره كردند.
انكار شكارچى
مرد ۳۵ ساله كه «قاسم» نام دارد، وقتى بازداشت شد، با ادعاهاى عجيب خود را بى گناه معرفى كرد و اين درحالى بود كه بررسى رنگ لباسها، كلاه پشمى و حتى كش هندل موتورسيكلت نشان مى داد وى همان شكارچى تاريكى است. اين مرد در برابر بازجوئى ها سكوت كرده بود تا اينكه از هفت پسر دانش آموز خواسته شد وى را شناسايى كنند. اين پسران كه چند تن از آنان بعد از سرگذشت شوم با وجود اينكه دانش آموزان درس خوانى بودند، ترك تحصيل كرده اند، وقتى مرد تبهكار را ديدند، با عصبانيت و در حالى كه گريه مى كردند، به سمت وى حمله كرده و او را به باد كتك گرفتند. بدين ترتيب، مرد تبهكار به ناچار لب به اعتراف گشود و درحالى كه سعى داشت با زيركى ادعاهاى گمراه كننده اى داشته باشد، وقتى ديد همه جزئيات اقدامات هولناكش فاش شده است، پذيرفت تاكنون ۱۴ پسر دانش آموز در دام او گرفتار شده اند.
اين مرد گفت: «از يك سال پيش تاكنون به پرسه زدن در برابر مدارس دبيرستانى يا راهنمايى مى پرداختم، با شناسايى گروهى از دانش آموزان كه با هم دوست بودند، آنها را تعقيب مى كردم. وقتى يكى از آنان جدا مى شد، سراغش رفته و مشخصات يكى از دوستانش كه مورد نظرم بود، مدرسه، اسامى معلم ها و مدير را مى گرفتم.»
وى افزود: «با اين اطلاعات سراغ طعمه ام رفته و در نقش مأمور پليس يا بازرس آموزش و پرورش آنان را اغفال مى كردم و...» مأموران با راهنمايى هاى اين مرد تبهكار، خانه وحشت وى را نيز شناسايى كردند و با به دست آوردن چوب كبريت هاى سوخته در همه طبقات و مقايسه ادعاى پسران دانش آموز در خصوص مشخصات داخل ساختمان پى بردند آنجا خلوتگاه شيطانى بوده است.
بازداشت متهم اصلى
فيلم خصوصى يك بازيگر
متهم كه بعدازظهر شنبه گذشته به تهران انتقال يافته، هنوزبه دست داشتن در توزيع فيلم خصوصى اعتراف نكرده است
متهم اصلى فيلم خصوصى يك بازيگر كه از كشور خارج شده بود، در عمليات مأموران پليس امنيت تهران دستگير شد.
محمدرضا عليپور، رئيس پليس امنيت تهران با اعلام اين خبر در جمع خبرنگاران گفت: پس از تكثير وتوزيع سى دى هاى خصوصى يك بازيگر و حساسيت اين موضوع به دستور دادستان تهران اين پرونده در اختيار پليس امنيت تهران بزرگ قرار گرفت و مأموران ما در اقدامات اطلاعاتى و عملياتى موفق به دستگيرى چند نفر از عوامل اصلى تكثير و توزيع اين فيلم شدند.
وى ادامه داد: از آنجا كه رسيدن به ريشه هاى اصلى انتشار اين فيلم نيازمند دستگيرى و تحقيق از شخصى كه در اين فيلم با اين هنرپيشه زن عمليات سكسى انجام مى داد. لذا مأموران پليس امنيت با به كارگيرى توانمندى هاى خود و باهماهنگى دادستان تهران تحقيقات گسترده اى را در اين زمينه آغاز كردند. تحقيقات نشان مى داد اين شخص ۲۵ ساله و دانشجو است و روز ۲۷ مهرماه سال جارى به قصد ارمنستان جهت تحصيل و كار در ايروان از كشور خارج شده است.
وى ادامه داد: با استفاده از شگردهاى پليسى تمام اقدامات را براى بازگرداندن او انجام داديم تا اين كه روز پنجشنبه ساعت ۱۴ و ۳۰ دقيقه اين شخص در فرودگاه ارمنستان در اختيار پليس ايران قرار گرفت و صبح شنبه نيز با انتقال وى به كشور دستور بازداشت او از سوى دادستان صادر شد.
هم اكنون او در اختيار پليس امنيت تهران است.
عليپور در ادامه با اعلام اين كه هنوز اين پرونده نياز به بررسى دارد، گفت: با دستگيرى اين شخص كه حلقه مفقوده اين پرونده بود و اعترافات او به زودى عوامل اصلى تكثير و توزيع اين فيلم دستگير خواهند شد.
وى افزود: متهم در تحقيقات نخست اعلام كرده است كه با اين هنرپيشه ۳ سال قبل آشنا شده و در آن زمان محرم بوده اند و هيچ دخالتى در تكثير و توزيع اين سى دى ها نداشته است.
رئيس پليس امنيت در ادامه با اعلام اين موضوع كه اين شخص دستيار كارگردان است، افزود: هنوز ابهام هاى زيادى در اين پرونده وجود دارد كه به زودى با انجام تحقيقات و بازجوئى از وى نتايج آن به اطلاع مردم خواهد رسيد.
به گزارش رسيده در پايان جلسه متهم از پشت شيشه و داخل يك راهرو از برابر خبرنگاران عبور داده شد.
|
|
|
|
|
دوست صميمى، سارق مرموز ميهمانى هاى شبانه بود
سارق مرموز ميهمانى هاى شبانه كه از فرار كردن از دست پليس خسته شده بود پس از يك سال تعقيب و گريز به كلانترى رفت و خود را تسليم مأموران كرد.
اين مرد بازنشسته كه با شركت در ميهمانى هاى شبانه دوستانش نقشه سرقت ۳۰ ميليون تومانى از آنها را طرح ريزى كرده بود وقتى ديد دستش براى پليس رو شده است ناپديد شد و از همان زمان جست وجو براى دستگيرى وى آغاز شد.
ماجراى اين پرونده زمانى آغاز شد كه سال گذشته مردى به شعبه ۶ دادسراى صادقيه مراجعه كرد و مأموران را در جريان سرقت ۳۰ ميليون تومانى از حساب بانكى اش قرار داد.
اين مرد به بازپرس گفت: چند روز پيش وقتى براى برداشت پول از حسابم به بانك رفته بودم متوجه شدم بدون اطلاع من دو برگ از دسته چكم به سرقت رفته و با استفاده از آنها از حسابم برداشت شده است.
با اظهارات اين مرد تحقيقات پليسى براى شناسايى سارق مرموز آغاز شد و مأموران در تحقيق از شاكى پرونده متوجه شدند سرقت دو برگ چك سفيد زمانى انجام شده است كه چند نفر از دوستان اين مرد در يك ميهمانى شبانه در خانه او گرد هم آمده بودند.
از سوى ديگر كارآگاهان در بررسى مدارك موجود در بانك دريافتند فردى كه از حساب شاكى برداشت كرده پزشكى است كه از مدتها پيش با وى دوست بوده ولى آن شب در ميهمانى حضور نداشته است.
با احضار اين پزشك به دادسراى صادقيه مشخص شد مدتى پيش در يك ميهمانى شبانه كه در خانه اين پزشك برپا شده بود يكى از ميهمانان به طرز مرموزى كارت شناسايى وى را نيز به سرقت برده است.
به اين ترتيب اين احتمال كه اين مرد قصد داشته با استفاده از كارت شناسايى پزشك و چكهاى مالباخته از حساب شاكى پرونده برداشت كند، قوت گرفت.
مأموران در نخستين مرحله به بررسى ليست شركت كنندگان در هر دو ميهمانى پرداختند و در اين ميان به مردى بازنشسته كه از دوستان مشترك شاكى پرونده و مرد پزشك بود مظنون شدند.
اين مرد كه در هر دو ميهمانى حضور داشت تنها كسى بود كه از اطلاعات حساب بانكى دوست قديمى اش باخبر بود. هنگامى كه مشخص شد امضاى پاى برگه چك شبيه امضاى او است، بازپرس دستور احضار وى به دادسرا را صادر كرد، اما مرد بازنشسته به يكباره پا به فرار گذاشته و ناپديد شد.
با گذشت مدتى از ناپديد شدن متهم، سرانجام او كه از فرار كردن خسته شده بود به اداره پليس رفت و خود را تسليم مأموران كرد. با دستگيرى اين مرد در حالى كه وى توانسته بود رضايت شاكيان خود را جلب كند، بازپرس براى او به اتهام سرقت و استفاده از سند جعلى قرار مجرميت صادر كرد و پرونده در اختيار قضات جهت اظهار نظر قرار گرفت.
از زندان رفتن خسته شده ام
سارق سابقه دار كه براى سيزدهمين بار به اتهام سرقت خودرو و جعل عنوان محاكمه مى شد، در جلسه برگزارى دادگاه با دادن توبه نامه اى به قاضى دادگاه گفت: ديگر از زندان رفتن خسته شده است.
رسيدگى به پرونده اين سارق سابقه دار زمانى در دستور كار ويژه پليس قرارگرفت كه عصر يكى از روزهاى پاييزى زن ميانسالى به كلانترى ولنجك مراجعه كرد و از سرقت خودرواش توسط مردى شيك پوش خبر داد.
اين زن در شكايت خود مدعى شد: وقتى در حال پارك كردن خودروام در مقابل محل كارم بودم، مردى در خودروام را باز كرد و با تهديد از من خواست پياده شوم. من هم از ترس، از خودرو پياده شدم و او با ربودن خودروام از محل متوارى شد.
با شكايت اين زن تيمى از كارآگاهان پليس مسئول پيگيرى ماجرا شدند، با انجام چهره نگارى از مرد سارق، كارآگاهان دريافتند وى شباهت زيادى به يك سارق سابقه دار به نام سعيد دارد. در بررسى سوابق اين متهم مشخص شد وى سه سال قبل به اتهام سرقت و كلاهبردارى به تحمل ۵ سال زندان محكوم شده است و هم اكنون در مرخصى زندان به سر مى برد.
به اين ترتيب از آنجايى كه احتمال مى رفت اين سرقت توسط سعيد در مرخصى زندان صورت گرفته باشد، دستگيرى وى در دستور كار ويژه پليس قرار گرفت.
سرعت زياد در اتوبان سارق را به دام انداخت
در حالى كه شناسايى براى دستگيرى اين سارق سابقه دار ادامه داشت، مأموران گشت انتظامى در اتوبان بابايى متوجه سرنشين يك دستگاه پژو پرشيا شدند كه با سرعت مرگبارى در اتوبان در حركت بود، بنابراين پس از تعقيب و گريزى كوتاه وى را دستگير كردند.
با بررسى مدارك راننده خودرو، مأموران نسبت به جعلى بودن اين مدارك مظنون شدند و راننده را براى بازجوئى به اداره آگاهى انتقال دادند كه در آنجا مشخص شد مرد راننده همان سارق سابقه دار است و خودرو كشف شده همان خودرو سرقتى است كه سعيد به طرز عجيبى در فاصله كوتاهى برايش مدارك جعلى فراهم كرده است.
ديگر خسته شده ام
با اعتراف سعيد به سرقت خودرو وى با دستور بازپرس دادسراى امور جنايى بازداشت شده و پرونده با صدور كيفرخواست به شعبه ۱۱۵۸ مجتمع قضائى بعثت ارسال شد.
هفته پيش مرد سابقه دار در حالى كه اتهامات خود را پذيرفته بود، با دادن توبه نامه اى به قاضى سميعى از او درخواست بخشش كرد.
وى درباره نحوه تهيه مدارك جعلى مدعى شد: مدرك جعلى خودرو را يك جاعل عراقى كه در زندان با وى آشنا شده، براى او تهيه كرده است.
اين مرد در ادامه اظهاراتش گفت: آقاى قاضى در طول اين مدت كه در زندان بودم زندگى ام نابود شد. همسرم از من جدا شد و دو فرزندم بى سرپرست شدند. من به شما قول مى دهم كه ديگر دست به كارهاى خلاف نزنم. من اين توبه نامه را به شما دادم تا اگر يك بار ديگر به هر اتهامى دستگير شدم مرا به شديدترين مجازات ها محكوم كنيد.
قاضى با اشاره به اينكه متهم در توبه نامه اش درخواست بخشش كرده و مدعى است از انجام اعمال خلاف خسته شده است گفت: وى از سال ۶۴ تاكنون تمام زندگى اش را در زندان هاى مختلف گذرانده است.
قاضى پرونده در نهايت با صدور راى، متهم را به زندان و شلاق و جريمه نقدى محكوم كرد.
شاه كليدها، اتفاقى در جيبم پيدا شدند
مرد ميانسالى كه با دو شاه كليد مخصوص باز كردن در خودروهاى سوارى بنز دستگير شده است در بازجوئى ها مدعى شد كه شاه كليدها خود به خود در جيب وى جاى گرفته اند.
ماموران گشت پايگاه سوم پليس آگاهى تهران، عصر روز سه شنبه در حال گشتزنى در يكى از خيابانهاى غرب تهران متوجه حركات مشكوك مردى شدند كه در حوالى يكى از بيمارستانها پرسه مى زد، مأموران هنگامى كه اين مرد را تحت كنترل نامحسوس قرار دادند دريافتند كه وى هنگامى كه در كنار خودروهاى مدل بالا قرار مى گيرد براى لحظه كوتاهى توقف كرده و سپس به راه خود ادامه مى دهد، از آنجايى كه احتمال داده مى شد اين مرد قصد سرقت خودرويى را دارد مأموران به بازرسى بدنى وى دست زدند.
اما در حالى كه اين مرد ميانسال مدعى بود كه براى گرفتن وقت از يكى از پزشكان متخصص بيمارستان به آنجا آمده است، مأموران در بازرسى بدنى وى دو شاه كليد پيدا كردند كه كشف اين شاه كليدها احتمال سرقت از سوى وى را قوت بخشيد. با انتقال اين مرد به پايگاه سوم آگاهى تهران، تحقيقات از وى آغاز شد و هنگامى كه مشخص شد شاه كليد ها براى بازكردن در خودروهاى بنز مورد استفاده قرار گرفته است، مأموران به بازجوئى هاى پليسى و تخصصى از اين مرد دست زدند، اما متهم در بازجوئى هاى اوليه منكر سرقت شده و مدعى شد نمى داند چگونه شاه كليدها در جيب او جاى گرفته اند.
اين مرد هفته گذشته هنگامى كه در مقابل بازپرس قرار گرفت بار ديگر مدعى شد كه شاه كليدها به طور اتفاقى در جيب وى پيدا شده و او از يكى از شهرستانهاى غربى كشور براى معالجه به تهران آمده است.
از آنجايى كه احتمال سرقت خودروهاى بنز از سوى وى وجود داشت، بازپرس دادسراى جنايى دستور انجام تحقيقات بيشتر درباره گزارشهاى رسيده درباره سرقت خودروهاى بنز را صادر كرد.
|
|
|
|
|
شليك مرگبار پدر به اعضاى خانواده
سوء ظن پدرى در آبادان موجب شد تا در اقدامى شتاب زده دو دختر و همسرش را به قتل برساند.
به گزارش رسيده چندى پيش در پى تماس دخترى كه هراسان بود يك اكيپ از مأموران پاسگاه پرديس و مأموران آگاهى شهرستان آبادان بلافاصله خود را به اين روستا رساندند و متوجه شدند كه مردى با شليك گلوله اقدام به قتل همسر و دو دخترش كرده است.
با حضور بازپرس جنايى در محل وقوع جنايت دختر اين خانواده در مورد چگونگى اين حادثه گفت: از مدتى قبل پدرم به يكى از خواهرانم سوء ظن پيدا كرده بود.
او بعد از اينكه با خواهرم شروع به بگومگو كرد در يك لحظه سلاحى برداشت و به سوى او نشانه رفت. مادرم در حالى كه به شدت دچار وحشت شده بود با التماس از پدرم مى خواست كه سلاح را كنار بگذارد.
اين دختر در حالى كه گريه مى كرد گفت: در يك لحظه پدرم به سوى خواهرم شليك كرد و من و مادر و خواهر ديگرم براى اينكه او گلوله هاى بيشترى را به طرف خواهرم نشانه نرود به طرف پدر رفتيم تا اسلحه را از او بگيريم ولى پدرم كنترل خودش را از دست داده بود و مادر و خواهرم را هم به رگبار بست.
وى ادامه داد: وقتى ديدم خواهران و مادرم در خون مى غلتند وحشت زده پا به فرار گذاشتم.
به گزارش رسيده با دستگيرى اين پدر به همراه شخص ديگرى به دستور بازپرس جنايى آبادان دو متهم با صدور قرار بازداشت موقت تا تكميل تحقيقات نهايى در زندان به سر خواهند برد.
پايان ۸۱ روز اسارت كودك ۸ ساله
گروگانگيران ۳۰۰ ميليونى كه پسربچه اى را ۸۱ روز به اسارت برده بودند، توسط پليس آگاهى تهران، غافلگير شدند.
مخفيگاه اين آدم ربايان در حالى تحت محاصره قرار گرفت كه آنان با ردپاهاى گمراه كننده اى سعى داشتند وانمود كنند گروگان خردسال در خاك پاكستان نگهدارى مى شود.
بنابراين گزارش، ساعت ۱۸ و ۳۰ دقيقه ۸ شهريور ماه سال جارى دو سرنشين خودروى پژوى سياه رنگى در حالى كه بازى ۳ كودك در پارك بهاره حوالى ولنجك را تحت نظر گرفته بودند، دور از چشم رهگذران در گوشه اى توقف كردند. وقتى پسربچه ۸ ساله اى از دو همبازى خود جدا شد و ناخواسته از نزديكى پژوى سياه عبور كرد، يكى از مردان به طور ناگهانى از خودرو پياده شد، دست پسربچه را گرفت و داخل خودرو كشيد. پژوى سياه با سرعت زيادى منطقه ولنجك را ترك كرد و هنوز دقايقى نگذشته بود كه خانواده پسربچه به نام «محمدصادق شياسى» هراسان به پليس مراجعه كردند و با ادعاى اينكه كودك آنان ربوده شده است، خواستار آزادى وى شدند.
نخستين تماس
به اين ترتيب، مأموران اداره ۱۱ پليس آگاهى مأموريت يافتند تا با اقدامهاى تخصصى گروگانگيران را شناسايى و پسربچه را رها كنند.
در حالى كه هنوز آدم ربايان تماسى با خانواده «محمدصادق» نگرفته بودند، كارآگاهان از همبازى هاى اين پسربچه در پارك شنيدند كه سرنشينان خودرو دو مرد جوان بودند و زمانى كه آنان قايم باشك بازى مى كردند، «محمدصادق» سمت خودروى پژو رفته و ربوده شده است.
تيم تحقيق با فرضيه اى مبنى بر اينكه آدم ربايان در تماس با خانواده «محمدصادق» از آنان مطالبه ميليونى خواهند كرد، اعضاى خانواده را تحت آموزش گرفتند تا در برخورد با ربايندگان پسربچه بتوانند فرصت هائى براى به دست آمدن سرنخ به وجود آورند.
پس از گذشت ۲۴ ساعت وقتى كه دلهره و اضطراب به جان پدر و مادر «محمدصادق» نشسته بود موبايل پدر پسربچه زنگ خورد و مردى ناآشنا با صداى دورگه اى ادعا كرد كودك نزد آنان است و براى آزادى اش ۳۰۰ ميليون تومان پول مى خواهند.
وقتى تماس گيرنده تهديد كرد كه با دخالت پليس، سرنوشت پسربچه سياه خواهد شد، كارآگاهان به بررسى هاى مخابراتى پرداختند و پى بردند مرد ناآشنا از خارج ايران و خاك پاكستان تماس گرفته است.
با اين رد پا، فرضيه تلخى پيش روى تيم تحقيق قرار گرفت كه در آن احتمال داده شد «محمدصادق» بعد از ربوده شدن به خاك پاكستان انتقال يافته است.
CDتهديدآميز
روز ۱۸ شهريور ماه سال جارى، ربايندگان كودك كه هر روز با تماس هاى كوتاه به تهديد خانواده «محمدصادق» دست مى زدند از آنان خواستند براى برداشتن پيغامى كه در داخل يك CD تصويرى است به بهشت زهرا رفته و آن را در كنار قبرى پيدا كنند.
در اين CD كه خانواده «محمدصادق» زيرنظر غيرمحسوس پليس با رفتن به بهشت زهرا پيدا كردند، نامه تهديدآميزى جلوى دوربين قرار داده شده بود كه در آن آدم ربايان با تهديدهاى جدى مبنى بر مرگ پسربچه در صورت بى اعتنايى در پرداخت پول و رهايى «محمدصادق» در ازاى پرداخت ۳۰۰ ميليون تومان پول به چشم مى خورد.
در شاخه تازه اى كه در برابر تيم تحقيق وجود داشت، آنان احساس كردند تهديدات ربايندگان «محمدصادق» وارد مرحله خطرناكى شده است و از خانواده پسربچه خواستند با دادن وعده اى براى تهيه اين پول ميليونى، براى عمليات تخصصى پليس فرصت بيشترى به وجود آورد.
>CD تكان دهنده
دقيقاً يك ماه گذشته بود كه در تماس كودك ربايان مشخص شد CD ديگرى در بهشت زهرا به دست خانواده «محمدصادق» رسيد كه تيم تحقيق به همراه خانواده پسربچه با ديدن اين فيلم متأثر شدند. در اين CD، پسربچه ربوده شده در حالى كه لباس بلوچ به تن داشت، داخل اتاقى ديده مى شد كه مردى او را به باد كتك گرفته بود و «محمدصادق» رو به دوربين با التماس از خانواده اش مى خواست هرچه زودتر پول تهيه كرده و او را نجات دهند.
سرنخ هائى در CD
با وجود اين كه همه از ديدن صحنه شكنجه پسربچه ناراحت بودند، كارآگاهان با ديدن تصويرى تلويزيونى كه در اتاق بود و تله تكست فارسى داشت، پى بردند كه «محمدصادق» برخلاف لباس بلوچى اش هنوز در خاك ايران است و ربايندگان آن با برجاى گذاشتن رد پاهاى گمراه كننده سعى دارند مسير عمليات را منحرف كنند.
بدين ترتيب كارآگاهان به اقدامات اطلاعاتى و تخصصى ويژه اى دست زدند و هر بار در تماس هاى تلفنى اعضاى گروه آدم ربايى كه از خاك پاكستان و ايران صورت مى گرفت، سرنخ هائى به دست آوردند و در حالى كه به مظنون گيرى گسترده اى دست زده بودند، با بى گناه شناختن ۱۸ مرد افغان آنان را آزاد كردند و خود را قدم به قدم به نزديكى اسارتگاه «محمدصادق» رساندند.
شناسايى مخفيگاه آدم ربايان
۸۱ روز از دورى پسربچه از خانواده اش گذشته بود كه پليس خانه اى در جنت آباد را شناسايى كرد و آنجا را زيرنظر قرار داد. وقتى تيم كارآگاهان دريافت كه در مخفيگاه آدم ربايان يك خواهر و برادر با دو بچه ديگر زندگى مى كنند و از مرد خانواده اثرى در دست نيست، ساعت ۲ بامداد روز- يكشنبه ۲۸ آبان ماه- وقتى مشخص شد كه «محمدصادق» در خانه خواهر و برادر زندانى است يك گروه از مأموران پليس اين خانه را تحت محاصره گرفتند و با اقدام غافلگيرانه اى به داخل مخفيگاه كودك ربايان حمله كردند.
رهايى پسربچه
وقتى كارآگاه ابراهيمى وارد اتاقى شد كه «محمدصادق» در آن نگهدارى مى شد، پسربچه نخوابيده بود. او در حال خوردن اسمارتيز و شكلات از زبان وى شنيد كه پليس است و براى آزادى او آمده است. پسربچه خواست اگر پليس است كارت شناسايى اش را نشان دهد و با ديدن كارت خنديد و پرسيد: «مدرسه ها باز شده است؟»
اين كودك در تحقيقات گفت كه بعد از ربوده شدن در چند خانه نگهدارى شده است تا اينكه به آن خانه انتقال يافته و در آنجا دو همبازى داشت و هميشه غذاهاى خوب مى خورد. «محمدصادق» درخصوص CDاى كه نشان مى داد او كتك مى خورد گفت كه فقط همان دفعه او را كتك زده اند و هميشه هواى او را داشته اند.
بازجوئى از خواهر و برادر
مرد جوان كه شرمسار است، در بازجوئى هاى پليسى به كارآگاهان گفت: «من به درخواست شوهر خواهرم از اوائل مهرماه اين پسربچه را نگهدارى مى كنم. او با مردى افغان معروف به «پتى» كه در پاكستان زندگى مى كند دوستى دارد و شنيده ام برادرش كارگر پدر «محمدصادق» بود و از وى طلب ۱۵ ميليون تومانى داشت.
بنا به گزارش رسيده، با توجه به ادعاهاى اين خواهر و برادر، همسر وى در «خاش» به سر مى برد كه تيمى از مأموران با اعزام به اين شهر مرزى عمليات براى دستگيرى اين مرد كه مى تواند راز پنهان گروگانگيرى ۳۰۰ ميليونى را فاش كند و «پتى»، طراح اصلى اين كودك ربايى را در اختيار مأموران قرار دهد، ادامه دارد.
|
|
|
|