هفته گذشته ۷۲ باگاژيست مسلمان كه در فرودگاه هاى شارل دوگل و اورلى پاريس مشغول به كار بودند اخراج شدند. باگاژيست يعنى باربر، حمال و كسى كه چمدان ها را جابجا مى كند.
در كشورى كه كسى با هويت اسلامى اجازه حمال شدن هم نداشته باشد، چگونه مسلمانان واقعى يعنى كسى و كسانى كه اسلام را باور دارند و به آن عمل مى كنند مى توانند به آسودگى زندگى كنند.
در فرانسه بيش از هفت ميليون مسلمان وجود دارد كه در حدود ۷۵۰هزار نفر آنان پراتيكان (يعنى كسانى كه به اسلام عمل مى كنند، نماز خوانده و روزه مى گيرند، به حج مى روند و با احكام اسلامى زندگى مى كنند) هستند در نگاه نوين غرب به مسلمانان هر كس مسلمان جدى است يك خطر جدى هم براى تمدن غرب محسوب مى شود. نوع تحصيلات و پست هاى آنها هم فرقى نمى كند كه چه باشد. زيرا اكثر عمليات تروريستى را تحصيلكرده هاى مسلمان انجام داده اند... و يك مسلمان واقعى هر لحظه در پى دستور رهبر و مفتى و يا فقيه و آيت الله و عالم دينى مى تواند وارد عمليات تروريستى بشود. حتى شعار كاذب سنى ها را نيز غربى ها ديگر باور ندارند كه در شيعه طبقه روحانيت هست ولى در ميان اهل تسنن چنين تشكيلات و طبقه اى وجود ندارد.
هر چند پيش از اين غربى ها گول تبليغات را خورده و باورشان شده بود كه فقط تشيع تشكيلات روحانى دارد، اما امروزه با تجربيات عملى در جهان اسلام از اخوان المسلمين تا القاعده و دهها تشكيلات نظامى تروريستى اسلامى كه غير شيعه هستند. غربى ها مى دانند كه اسلام- هر نوع و رنگ و مذهبش- آنگاه كه اصيل و مفيد و پراتيكان باشد خطرناك است. لذا در فرانسه وزير كشور دستور اخراج ۷۲ حمال را مى دهد و در هلند قوانين تازه پيشنهاد مى شود و در انگلستان و ديگر كشورها نه تنها مسلمانان زير نظر و كنترل شديدتر قرار مى گيرند، كه از كارها نيز كنار گذاشته مى شوند. در سفر اخير اروپائى كه داشتم در آمستردام، استكهلم، يوتوبورى، برلين، لندن و نيوكاسل از زبان مهربان ياران تحصيلكرده ايرانى شنيدم كه هر روز كه مى گذرد بر تعداد اخراجى هاى مسلمان از كارهاى حساس يا غير حساس افزوده مى شود. در همين راستاى جنگ و جدال تمدن ها، در آن سوى جهان اوضاع به گونه ديگرى است.
خلافت اسلامى ملاهاى تهران رسماً وارد آفريقا شده و سومالى را فتح كرده است، شهر تاريخى موگاديشو به صف دارالسلام پيوسته است و اسرائيل مدعى شده است كه در محاصره ملاهاى تهران قرار گرفته است.
سيدحسن نصرالله اينك براى تصاحب كامل قدرت در لبنان سه راه حل پيشنهاد كرده است:
۱-تشكيل دولت اتحاد ملى كه در آن شيعيان اكثريت را داشته باشند.
۲-برگزارى انتخابات زودرس.
۳-ريختن مردم به خيابان ها براى خلع يد دولت، دولتى كه نصرالله آن را نامشروع خواند.
آنگونه كه پيداست در روزهاى آينده شاهد آن خواهيم بود كه قدرت كامل در لبنان به دست شيعيان و احزاب هوادار آنها خواهد افتاد. براساس قانون اساسى كنونى لبنان، رئيس جمهور مى بايست از ميان مسيحيان و رئيس پارلمان از ميان شيعيان و نخست وزير از ميان اهل تسنن برگزيده شود. پس از جنگ اخير لبنان و پيروزى حزب الله، اينك شيعيان اين كشور در پى دستور ولى فقيه تهران، حق بيشترى از قدرت مى خواهند، وليد جنبلاط رهبر دو روزى هاى لبنان يكى از مخالفان سرسخت اين تغيير قدرت است و او بيشتر مسئله دادگاه جهانى را براى شناسائى قاتل رفيق حريرى مطرح مى كند و مى گويد اگر احزابى در لبنان مى خواهند مطيع ولى فقيه تهران باشند، نبايد لبنانى بودن خود را از ياد ببرند.
خانم رايس در پى شكست جمهوريخواهان آمريكا يكبار ديگر اعلام كرد كه برخلاف آنچه ما فكر مى كرديم و برنامه ريزى كرده بوديم ملاهاى تهران تبديل به يك قدرت جهانى شده اند كه با آنها نمى توان با زور برخورد كرد. بيچاره بخش وسيعى از ملت ايران كه براى نان شب خود مانده اند اما دلارهاى نفتى ايران در آفريقا و اروپا و خاورميانه و ديگر كشورها مثل نقل و نبات پخش مى شود.
www.awesta.net