خوزه لوئيس رودريگز زاپاترو، نخست وزير اسپانيا، با حمايت ژاك شيراك، رئيس جمهور فرانسه و رومانو پرودى، نخست وزير ايتاليا طرحى را براى از سرگيرى روند صلح بين اسراييل و فلسطينى ها در نظر گرفته كه قرار است در ماه آينده ميلادى در نشست سران اتحاديه اروپا مطرح شود.
جزئيات اين طرح قرار است به زودى اعلام شود، اما طبق آنچه تاكنون از مفاد اين طرح افشا شده، ابتكار مورد نظر سران سه كشور اروپايى براى حل بحران فلسطين، شامل برقرارى آتش بس فورى بين اسراييل و فلسطينى ها، تشكيل دولت وحدت ملى در فلسطين به طورى كه قادر به كسب مشروعيت بين المللى براى خود باشد، آغاز مذاكره بين اهود اولمرت نخست وزير اسراييل و محمود عباس رئيس دولت خودگردان فلسطين، مبادله اسيران از جمله آزادى گلعاد شاليط سرجوخه اسراييلى و دو سربازى كه حزب الله لبنان در اسارت خود دارد و سرانجام ايجاد ساز و كارى براى يك مأموريت بين المللى به منظور نظارت بر اجراى آتش بس بين دو طرف است.
همانطور كه انتظار مى رفت نبيل ابوردينه، سخنگوى محمود عباس،- رئيس تشكيلات فلسطينى-از ابتكار صلح سه كشور اروپايى استقبال كرد و تزيپى ليونى، وزير خارجه اسراييل، با آن به مخالفت برخاست.
در ظاهر امر، ابتكار صلح سه كشور اروپايى امتياز خاصى نسبت به طرح هاى قبلى بويژه «نقشه راه» كه مورد حمايت كميته چهار جانبه بين المللى است، ندارد، اما آنچه سبب استقبال بخش تحت رهبرى محمود عباس در دولت خودگردان فلسطين از طرح مذكور و مخالفت دولت اسراييل با آن شد، همان بند آخر طرح است كه بر نظارت بين المللى براى رعايت آتش بس در نوار غزه تأكيد دارد.
فلسطينى ها در طول ساليان گذشته همواره خواستار دخالت موثر بين المللى بخصوص از جانب سازمان ملل در بحران خاورميانه بوده اند و به عنوان طرف ضعيف تر مناقشه، چنين دخالتى را به نفع خود مى دانسته اند.
در مقابل، اسراييل هميشه با هر نوع دخالت تاثيرگذار بين المللى بويژه از سوى سازمان ملل در روند صلح خاورميانه مخالف بوده و به عنوان طرف قوى تر منازعه، ترجيح داده است كه از طريق گفتگوى مستقيم با فلسطينى ها و تنها با دخالت ايالات متحده، به راه حلى براى حل مسأله فلسطين دست يابد.
آنچه سبب شده است كه به رغم تمايل شديد جامعه بين المللى براى دخالت در بحران فلسطين، چنين امرى صورت واقعيت به خود نگيرد، مخالفت شديد اسراييل با اين موضوع و حمايت قاطع آمريكا از موضع دولت عبرى بوده است.
اينك اما سه كشور اروپايى با اطلاع از موضع اسراييل، اقدام به ارائه طرحى كرده اند كه به صراحت نوعى حضور بين المللى در نوار غزه را درخواست مى كند.
مقام هاى اسراييلى پيشنهاد آقاى زاپاترو را نه به عنوان «طرحى اروپايى» بلكه به عنوان «نظرات نخست وزير اسپانيا» قلمداد كرده و اظهار اميدوارى كرده اند كه اين پيشنهاد در همين مرحله متوقف شود.
در عوض، سران اسپانيا، فرانسه و ايتاليا با تأكيد بر اينكه طرح خود را به اجلاس سران اتحاديه اروپا در ماه آينده ميلادى ارائه خواهند كرد، نسبت به جلب حمايت بريتانيا و آلمان از طرح خود ابراز خوش بينى كرده اند.
قاعدتا اگر بريتانيا و آلمان به عنوان دو قدرت بزرگ اروپايى به جمع سه كشور ارائه دهنده طرح بپيوندند، آنگاه مى توان مطمئن بود كه طرح مذكور از تصويب سران اروپا خواهد گذشت و به صورت طرحى اروپايى در خواهد آمد.
نكته اما اين است كه آيا آلمان و بريتانيا كه در بين كشورهاى اروپايى حساسيت بيشترى نسبت به جلب رضايت اسراييل دارند، به سه همتاى اروپايى خود خواهند پيوست؟
به نظر مى رسد پاسخ اين مسأله تا اندازه زيادى به واكنش آمريكا به طرح فوق بستگى داشته باشد، زيرا آلمان به دليل سابقه هولوكاست و بريتانيا به علت روابط نزديكش با آمريكا، به تشديد مخالفت خود با ايالات متحده بويژه در موضوعاتى كه مربوط به اسراييل باشد، علاقه اى ندارند.
البته تأكيد مستمر تونى بلر نخست وزير بريتانيا بر ضرورت حل سريع بحران فلسطين، نگاه او را به بحران خاورميانه از نگاه رهبران آمريكا متمايز مى كند، اما به نظر نمى رسد كه آقاى بلر به امكان حل بحران خاورميانه بدون همكارى نزديك واشنگتن باور داشته باشد.
به رغم اين موضوع، تونى بلر به خلاف آنچه در برخى محافل مطبوعاتى شهرت يافته است، به نظر نمى رسد در مورد مسأله فلسطين تابع و پيرو رهبران كاخ سفيد باشد و در واقع از طريق همكارى با آمريكا تلاش مى كند تا بر نظرات آنها تأثير بگذارد.
آيا تونى بلر طرح سه كشور اروپايى براى حل بحران فلسطين را به عنوان موضوعى در نظر خواهد گرفت كه بايد آمريكا را نسبت به پذيرش آن متقاعد كند؟
اگر در واقع، آقاى بلر چنين تصميمى بگيرد، امكان موفقيت آن منتفى نخواهد بود، زيرا در حال حاضر، آمريكا به كمك اروپا براى حل بحران هاى منطقه اى در جهان نياز دارد.
نمونه اى از اين نياز در بحران لبنان پديدار شد، جايى كه آمريكا، پس از جنگ ۳۴ روزه اسراييل و حزب الله، نتوانست در تشكيل نيروهاى حافظ صلح بين المللى مشاركت كند و اين بار به دوش ايتاليا، فرانسه و اسپانيا افتاد يعنى همان سه كشورى كه اينك طرح حضور بين المللى در نوار غزه را ارائه كرده اند.
بر اين اساس، به نظر مى رسد كه زمان آن فرا رسيده باشد كه كشورهاى اروپايى بر پيشبرد طرح صلح خود در خاورميانه اصرار ورزند و بريتانيا نيز از روابط تاريخى خود با آمريكا براى جلب رضايت آن كشور نسبت به طرح اروپايى بهره ببرد.
در واقع سرنوشت طرح صلح سه كشور اروپايى آزمونى خواهد بود از ميزان قدرت اتحاديه اروپا در نظام بين الملل و معيارى براى سنجش نوع همكارى قدرت هاى دو سوى آتلانتيك.