سياره پليوتو در سال ۱۹۳۰ ميلادى در منظومه شمسى كشف گرديد. نيروى جاذبه بر سطح پليوتو فوق العاده ناچيز است؛ آنچنان كه اجرام وزن بسيار كمى دارند. پليوتو نام خداى اسفل يعنى خداى مردگان و دوزخ است. به دليل كوچكى اين سياره، اخيراً نام آن از ليست سيارات منظومه شمسى حذف شد. نامش در عوض به مجموعه سنگ پاره هاى آسمانى ملحق گرديد. بنابراين، ۷۶سال پس از كشف پليوتو، اين سياره از اين پس، آخرين سياره از منظومه شمسى محسوب نمى شود.
سياره اورانيوس هفتمين سياره از منظومه شمسى است كه چهار قمر نيز دارد. طول سال اين سياره ۸۴ سال است و هر ۷/۱۰ ساعت يكبار به دور محور خود مى چرخد. تايتان يكى از اقمار چهارگانه اورانيوس است. تايتان نام پهلوان- خداى عظيم الجثه اى است كه در عين حال پسر اورانيوس نيز مى باشد. در اساطير، اورانيوس خداى آسمان، فرزند زمين و نيز پدر تايتان است. در طالع شناسى جديد، اورانيوس تردست قلمداد مى شود.
هشتمين سياره از منظومه شمسى، نپتيون است كه سبز كمرنگى دارد. در اساطير باستانى، نپتيون الهه اقيانوس ها تلقى مى شد. در طالع شناسى جديد نپتيون نماد عرفان و معنويت تلقى مى شود.
زمين سومين كره از منظومه شمسى است كه در عين چرخش به دور محور خود، دور خورشيد نيز مى گردد.
با آن كه مى توان فاصله زمين تا ماه را به دقت اندازه گيرى كرد، منتهى بايد متذكر شد كه اين فاصله ثابت نيست. چرا كه زمين در گردش به دور خورشيد و ماه در گردش به دور زمين، هر دو بر مدارات بيضوى شكل مى چرخند.
ماه چرخان، به دور زمين مى گردد. چرخش ماه به دور محورش چنان صورت مى گيرد كه با زمان گردشش به دور زمين برابر است. به عبارت ديگر، گردش ماه به دور زمين ۵/۲۹ روز طول مى كشد و درست در همين مدت نيز يكبار دور خودش به طور كامل مى چرخد. در نتيجه، همواره يك روى ماه سوى زمين است. اين بدان معنى است كه از زمين هرگز نمى توان نيمه ديگر ماه را رويت كرد.
كسوف (خورشيد گرفتگى) و خسوف (ماه گرفتگى) تنها در رابطه زمين و ماه وقوع پيدا نمى كنند. در سرتاسر منظومه شمسى، آنجا كه يك سياره داراى اقمار گوناگون چرخان به دور خود است، پديده كسوف و خسوف به دفعات مى تواند اتفاق بيافتد.
در كسوف وقتى كه ماه خورشيد را مى پوشاند، قرص خورشيد كاملاً پوشانده مى شود. علت آن اين است كه خورشيد ۴۰۰مرتبه دورتر از فاصله ماه تا زمين قرار دارد. از طرف ديگر، خورشيد ۴۰۰ مرتبه از ماه بزرگتراست. در نتيجه در وقت كسوف، سطح خورشيد كاملاً توسط سطح ماه پوشانده مى شود.
كسوف و خسوف در عطارد و زهره اتفاق نمى افتند؛ براى آن كه اين دو سياره فاقد اقمار هستند. در سياره بهرام كسوف فقط به صورت ناقص اتفاق مى افتد. چرا كه هيچ يك از اقمار آن به اندازه كافى بزرگ نيستند كه بتوانند قرص خورشيد را بپوشانند.
مد يعنى بالا آمدن سطح آب درياها و اقيانوس ها و نيز ايجاد امواج پر قدرت. پديده مد از قدرت جاذبه ماه و خورشيد بر كره زمين ناشى مى شود. از ديرباز چنين انگاشته مى شد كه ماه بر رفتار حيوانات و آدميان اثربخش است. مثلاً گفته مى شود كه قاعدگى زنان با وضعيت گردش ماه به دور زمين در ارتباط است. پيش از نجوم مدرن، توضيحات تاريخى گوناگونى در فرهنگ ها در مورد كسوف موجود بود. معمولاً افواه عمومى را عقيده بر آن بود كه چنين پديده اى از كشمكش ميان نيروهاى افسانه اى و يا اساطيرى ناشى مى شود.
در عكس اول، تصويرى از كره زمين را مى بينيد كه در سطح ماه، از افق پديدار شده است. اين عكس فضائى توسط آپولو برداشته شده است. در عكس فضائى دوم، گودال بزرگى را ملاحظه مى فرمائيد كه در سطح ماه، بر اثر اصابت سنگ آسمانى پديد آمده است. قطر دهانه اين گودال ۶۵كيلومتر مى باشد. سطح ماه در اثر برخورد اجرام آسمانى آبله گون است.
***
خط استوا يا بهتر بگويم مدار استوا يا دايره استوا همانا كمربندى دور زمين است كه كره ارض را به دو نيم كره شمالى و جنوبى به طور مساوى تقسيم مى كند. بعد از مدار استوا، دو مدار ديگر از نقطه نظر بررسى هاى آب و هوائى حائز اهميت اند. يكى مدار رأس السرطان است كه نيم كره شمالى را به دو بخش مساوى تقسيم مى كند. ديگرى مدار رأس الجدى در نيم كره جنوبى است كه عيناً آن را به دو قسمت متساوى تقسيم مى نمايد:
در حول و هوش مدار استوا طول روز و شب تقريباً برابر است و فصول تمايزات مشخصى نسبت به يكديگر ندارند. ناحيه استوائى يا منطقه حاره همانا منطقه گرم بين دو مدار رأس السرطان و رأس الجدى است كه حرارت آفتاب در اين ناحيه زياد است.
منطقه معتدله شمالى، منطقه بين مدار رأس السرطان و دايره قطبى شمال است كه حرارت آفتاب در آنجا بسيار شديد نيست. درجه حرارت در مواقع مختلفه در طول سال تغيير مى كند و فصول چهارگانه تمايز بارزى دارند. منطقه معتدله جنوبى، منطقه بين مدار رأس الجدى و دايره قطبى جنوب است كه اشعه آفتاب عمودى به آن نمى تابد. به همين مناسبت، حرارت آفتاب در اين ناحيه چندان زياد نيست و همانند منطقه معتدله شمالى، درجه حرارت در طول سال تغيير مى كند و فصول چهارگانه تبارزى آشكار دارند.
منطقه منجمده قسمت ماهوارى هر يكى از دو دايره قطبى است كه قسمت شمالى را منطقه منجمده شمالى و قسمت جنوبى را منطقه منجمده جنوبى مى نامند. در اين دو ناحيه، حرارت آفتاب بسيار كم است و زمستان بسيار طولانى و سرد. طول عمر تابستان در اين دو ناحيه، بسيار كوتاه و چند هفته بيشتر نيست.
اگر خطى كه قطب شمال را به قطب جنوب در زمين وصل مى كند، حالت عمودى نسبت به دايره منطقة البروج مى داشت؛ در آن صورت فصول و نيز كوتاه يا بلند شدن روزها در زمين، محلى از اعراب نداشت. اما واقعيت اين است كه محورى كه زمين به دور آن مى چرخد، ثابت نيست و در طول سال داراى اعوجاج و نوسان مى شود. به خاطر وضعيت مايل بودن اين محور و اعوجاج اش، فصول و كوتاه و بلندى روزها در زمين پديد مى آيند.
منطقة البروج كمربندى در كهكشان است كه از گردش زمين به دور خورشيد ايجاد مى شود. ماه در گردش به دورِ زمين، همزمان روى اين كمربند مى چرخد. كسوف و خسوف پديدارهائى هستند كه روى اين خط سير اتفاق مى افتند.
(ادامه دارد)