Nimrooz
Vol. 18, No. 908, November 17, 2006
سال هيجدهم - شماره ۹۰۸ - جمعه ۲۶ آبان ۱۳۸۵
«سياوش اوستا»
تيغ از گلويم بردار اى زنگى ديوانه
003906.jpg
عباسى
به قتل چون منى گر خاطرت آسوده مى گردد
به جان منت ولى تيغ تو خون آلود مى گردد
وقتى كه قاضى شرع به استاد گلپايگانى حكم اعدام را ابلاغ مى كند و از او مى خواهد تا در آخرين دفاع از خود سخن بگويد، او اين شعر را برايش مى خواند و به قاضى شرع مى گويد: دستور بفرمائيد تا اين را به يادگار از من برايتان بنويسند و شما آن را پشت سر خود آويزان كنيد!
استاد گلپا در تور اروپائى خود در تمامى برنامه هايش نه تنها اين ترانه را خواند، بلكه تمامى ترانه هائى كه پيشكش مردم مى شد از همين نوع بود.
معمولاً در كنسرت هاى آوازخوانى عادت نيست تا مرتب هر از چند دقيقه كف بزنند، اما در تمامى برنامه هاى هنرمند حنجره طلائى مردم اين سنت شكنى را كرده و در پى هر خط شعرى كه گلپا مى خواند مردم كه اشك شوق در چشم داشتند لبخند شادى به لب، دهها بار طى ۲ ساعت برنامه با كف زدن هاى ممتد خود گلپا را تشويق مى كردند.
از دولت نعلين مبادا بهراسيد
كاين كهنه كثيف دم پا پشت ندارد
جمشيد رضائى كه آوازخوانى را در كلاس گلپا آموخته است مى گويد آن سال هاى پيش ما دورانى داشتيم از گريز و بازداشت و تحت آزار و اذيت كميته ها قرار گرفتن و استاد گلپا نه اين كه از فشارها بهراسد كه شجاع تر در برابر آنها مى ايستاد.
گلى خانم همسر فداكار گلپا در پرخاش و تندخوئى كه با قاضى داشته است به او گفته است من به صداى خوش شوهرم افتخار مى كنم كجاى دنيا صداى خوش داشتن گناه است، مگر داوود كه خوش الحان بود و پيامبر بود، بد بود.
مردم كه پس از سال ها گلپا را با همان تيپ خوش و اسموكينگ و قامت افراشته روى صحنه ها مى بينند، مى دانند كه همان اندازه كه آنها از برنامه هاى استاد بهره و لذت مى برند، استاد نيز با بازيابى صحنه هاى بزرگ جانى تازه مى گيرد.
گلپا با خصائص نيكوى خود و حفظ تيپ ديروز خود با ترانه هايش پايدارى و رنج و شكنج خودش و مردمش را مى خواند. هر چند به دليل فروتنى اگر خبرنگارى از گذشته پر درد و رنج او بپرسد، او سكوت اختيار مى كند و شايعه مى خواند. زيرا كه او بر اين باور است كه دردهاى گذشته را بايد فراموش كرد و به فرداى شاد و خوش آزاد و اهورائى ايران انديشيد:
اى ساقى آرامم كن، ديوانه ام رامم كن
من خسته ايامم، ساقى تو آرامم كن
تيغ از گلويم بردار، اى زنگى ديوانه
من عاشق آوازم، اى با هنر بيگانه
در سينه پنهان كردم، فرياد آوازم را
محض خدا زندانبان، مشكن دگر سازم را
من مرغ خوش آواز ايرانم ميدانم ميدانى
كز رنج اين خاموشى ميگريم در خلوت پنهانى
اما اشك پنهان سال هاى گلپا را مردم همراه با اشك ها و لبخندهاى خود ديدند و اسطوره آواز ايران در فراتر از هفتاد سالگى بسان جوانى و هفده سالگى آوازش را در صحنه هاى بزرگ و پر شكوه به مردم و تاريخ سرزمين ما هديه كرده و مى كند.
www.awesta.net

ايران
تحقيق
صفحه اول
داستان
خواندنيها
طنز
از شما چه پنهان
از آنچه گفته اند
يك زندگى
مقاله ها
گزارش
بازتاب
جهان
شعر
خاطرات
از لابلاى متون
خبرهاى كوتاه
آخر هفته
حوادث
روى خط آلمان
آرشيو روزنامه
آرشيو مقاله ها

•   ايران   •   تحقيق   •   صفحه اول   •   داستان   •   خواندنيها   •   طنز   • 
•   از شما چه پنهان   •   از آنچه گفته اند   •   يك زندگى   •   مقاله ها   •   گزارش   •   بازتاب   • 
•   جهان   •   شعر   •   خاطرات   •   از لابلاى متون   •   خبرهاى كوتاه   •   آخر هفته   • 
•   حوادث   •   روى خط آلمان   • 

•    آرشيو مقاله ها   •    آرشيو روزنامه   •