Nimrooz
Vol. 18, No. 905, October 27, 2006
سال هيجدهم - شماره ۹۰۵ - جمعه ۵ آبان ۱۳۸۵
حافظ در آئينه موسيقى كلاسيك
فيلمى درباره نبرد تاريخى ايران -يونان؛ واترلوى ايرانى
ازدواج مجدد جينا لولو در آستانه ۸۰ سالگى
سپيده زرين پناه
نمايشگاه نقاشى جوان محكوم به اعدام در تهران
تام كروز و كتى هولمز ازدواج ميكنند

حافظ در آئينه موسيقى كلاسيك
هولگر فالك، اشتفان گاير و فرشاد محمدى، گروه حافظ را در ژوئن ۲۰۰۶ با هدف بكارگيرى اشعار حافظ در موسيقى سنتى ايرانى، موسيقى تلفيقى و همچنين بازخوانى آوازها و ليدهاى ساخته شده توسط آهنگسازان دوره هاى كلاسيك و رمانتيك پايه گزارى كردند.
گروه حافظ كه با ايده و ابتكار هولگر فالك (Holger Falk) خواننده اپراى آلمانى و با همكارى نوازندگان و آهنگسازان آلمانى و ايرانى شكل گرفته است، اولين كنسرت خود را در شهر دوسلدورف آلمان برگزار كرد.
در اين كنسرت سنتور فرشاد محمدى در كنار پيانوى اشتفان گاير (Stefan Geier) و تنبك و دف بابك ماسالى، هولگر فالك و مريم آخوندى را در خواندن اشعار حافظ به زبان فارسى و آلمانى همراهى كرد.
انديشه تشكيل گروه حافظ به زمانى باز مى گردد كه هولگر فالك، در بين «ليدهاى» يوهانس برامس كه قطعات آوازى با لهجه محلى آلمانى هستند، به اشعار حافظ برخورد مى كند.
او كه تا اين زمان هيچ شناختى از حافظ نداشته مصمم مى شود كه از اين شاعر ايرانى اطلاعات بيشترى بدست آورد. او مى گويد:
«من حافظ را از طريق» يوهانس برامس «آهنگساز آلمانى قرن ۱۹ شناختم. برامس در اثر (Opus) شماره ۵۷ خود ليدهاى زيبائى تصنيف كرده كه اين ليدها براساس اشعار حافظ و با ترجمه» فريدريش داومر «(Friedrich Daumer) است. در آن زمان من هيچ شناختى از اين شاعر توانا نداشتم و از اين بابت خيلى شرمنده هستم. اما مصمم شدم كه حافظ را بهتر بشناسم و تا امروز توانسته ام حدود ۵۰ ليد از آهنگسازان بنام مثل برامس، شوبرت، شومان، ريچارد اشتراوس، هوگو ولف، ويكتور اُو ٍل من، كارول شيمانوفسكى و تعدادى ديگر از آهنگسازان كه همگى بر اساس اشعار حافظ ساخته شده اند پيدا كنم.»
هولگر فالك پس از آشنائى با حافظ و شيفتگى به اين شاعر ايرانى تصميم مى گيرد آوازها و ليدهاى آلمانى را بازخوانى و با استفاده از موسيقى تلفيقى ايران و آلمان قطعات جديدى بر اساس اشعار حافظ اجرا نمايد.
با اين انديشه، او در جستجوى فردى مسلط به موسيقى كلاسيك و موسيقى سنتى ايرانى با «فرشاد محمدى» آهنگساز و نوازنده سنتور آشنا مى شود.
فرشاد محمدى كه علاوه بر نوازندگى سنتور، آهنگسازى قطعات موسيقى سنتى ايرانى و موسيقى تلفيقى گروه را بر عهده دارد در باره همكارى خود با گروه حافظ چنين مى گويد:
«تشكيل گروه حافظ زمانى بود كه آقاى هولگر فالك ايده خود را براى تلفيق ليدهاى آلمانى، كه با الهام از اشعار حافظ و ترجمه گوته ساخته شده اند، با موسيقى سنتى ايرانى با من در ميان گذاشت. ايشان چون از موسيقى ايرانى شناخت چندانى نداشت، ترجيح مى داد از فردى مسلط به موسيقى كلاسيك و ايرانى كمك بگيرد. براى من اين ايده بسيار جالبى بود چون قبلا با موزيسين هاى كلاسيك غربى مثل» ديويد پارسونز «همكارى داشتم اما همكارى هاى قبلى هيچگاه بخاطر يك سبك يا يك شخص نبود و با وجوديكه سعى مى كرديم موسيقى غربى را به شرقى متصل كنيم اما هميشه يك فضاى فاصله دار بين موسيقى ايران و موسيقى غربى احساس مى كردم. اما الان احساس مى كنم كه وجود حافظ باعث شده كه فضاى موسيقى دو كشور به يكديگر نزديك شود.»
اجراى ليدهاى آلمانى در گروه حافظ، با نوازندگى پيانو توسط اشتفان گاير همراه است. او علاوه بر تبحر در نوازندگى قطعات كلاسيك، به آسانى قادر به اجراى قطعات موسيقى ايرانى و موسيقى تلفيقى است.
از نظر او حافظ يك نابغه الهام بخش است كه انسانها را از هر فرهنگى شيفته خود مى كند:
«خيلى سخت است كه كسى با نبوغ حافظ كه سالها آدمها را شيفته خود كرده و به آنها الهام داده را توصيف كرد. بديهى است كه جايگاه معنوى حافظ در درجه اول در موسيقى سنتى ايرانى ست، ولى بدون شك اشعه نور چنين شاعر نابغه اى تا دور دستها هم مى تابد. اگر زبان و موسيقى ايرانى براى شعر حافظ مثل خانه او باشد، طبيعى است كه چنين شاعرى به خيابانها و شهرهاى ديگر هم مى رود. همين نكته آدم را شيفته مى كند كه حافظ نه تنها الهام بخش جامعه ايرانى و در بين ايرانيهاست، بلكه جنبه الهام مردم قاره هاى ديگر هم شده است.»
«مريم آخوندى» با سالها تجربه در موسيقى سنتى ايرانى، اجراى موسيقى تلفيقى با گروه حافظ را دومين تجربه خود پس از همكارى با گروه سازهاى بادى آلمان (Schأ$l sick) عنوان مى كند.
او احساس خود از همخوانى با يك خواننده آلمانى را اينگونه بيان مى كند:
«به نظر من گفتگوى دو نفر ايرانى و آلمانى به زبان حافظ كه زبان مشتركى براى آنها شده، يك احساس دوستانه اى بوجود مى آورد. در اين گروه هردوى ما به خودمان زحمت مى دهيم و به زبان همديگر آواز مى خوانيم. اين نشان مى دهد كه ما به فرهنگ يكديگر علاقه مند هستيم و اين علاقه مندى لحظات مثبتى را روى صحنه بوجود مى آورد و متقابلا احساس مثبتى را هم به شنوندگان ايرانى و آلمانى مى دهد.»
در گروه موسيقى حافظ علاوه بر مريم آخوندى، خواننده آلمانى گروه نيز اشعار حافظ را به زبان فارسى اجرا مى كند. اين در حالى است كه هولگر فالك هيچ آشنايى با زبان فارسى نداشته و صرفا به تقليد آوائى كلمات مى پردازد:
«اين فقط يك تقليد است و من به هيج وجه نمى توانم با كسى به زبان فارسى گفتگو كنم. براى من كلمات فارسى اصوات موسيقايى هستند و اشعار حافظ را از جنبه آوايى به فارسى مى خوانم و معنى آنها را نمى دانم. بايد بگويم كه من اصوات را خيلى خوب مى شنوم و به همين دليل خيلى خوب مى توانم آنها را تقليد كنم. ليدهاى آلمانى هم لهجه هاى متفاوتى دارند كه من براحتى مى توانم آنها را تقليد كنم. تابستان امسال يك سفر يك هفته اى به تهران داشتم و در اين مدت فقط خيلى خوب گوش مى كردم و به سرعت توانستم اصوات فارسى را تقليد كنم.»
به عقيده هولگر فالك پيدايش ليدهاى آلمانى بر پايه اشعار حافظ در زمان گذشته اتفاقى نيست.
وى معتقد است كه با وجود تفاوت هاى موسيقائى، شباهت هاى احساسى بين موسيقى و شعر ايرانى و ليدهاى آلمانى وجود دارد و اين نكته باعث نزديكى در گذشته و حال شده است:
«به عقيده من اگر چه طرز بيان موسيقى كلاسيك اروپائى و موسيقى سنتى ايرانى متفاوت است، اما از نظر احساسى شباهت هاى زيادى دراين دو نوع موسيقى وجود دارد. مثلا قطعه هاى عرفانى در موسيقى ايرانى شباهت زيادى به ليدهاى آلمانى دارند. اما بيان موسيقى ايرانى يا بهتر بگويم توانمندى آن، در بداهه نوازى است. اما در موسيقى آلمانى هارمونى اهميت بيشترى دارد.»
به گفته فرشاد محمدى، گروه حافظ اشعارى از حافظ را انتخاب و اجرا مى كند كه قبلا كمتر مورد استفاده قرار گرفته اند.
برنامه گروه حافظ در فرم موسيقى سازى و آوازى به سبك موسيقى ايرانى و غربى اجرا شد. اما بنظر مى رسد آنچه بيش از آهنگسازى و تركيب شعر و موسيقى براى اين گروه داراى اهميت است، پيوند و ارتباط فرهنگى ملتهاست كه با استفاده از اشعار حافظ ممكن شده است.
فرشاد محمدى مى گويد اينكه آيا اشعار حافظ با موسيقى ايرانى بيشتر جوابگو هستند يا موسيقى غربى اهميت چندانى ندارد.
وى مى گويد: من فكر مى كنم چيزى كه بسيار ارزشمند و زيباست همكارى و نزديكى افرادى با دو فرهنگ متفاوت، بخاطر ذات حافظ است و اين ارتباط فرهنگى از نقش شعر روى موسيقى براى من بسيار زيبا و ارزشمند است.
بابك ماسالى نيز در گروه موسيقى حافظ نوازندگى سازهاى دف و تنبك را عهده دار است. او سالهاست در كنسرت هاى موسيقى ايرانى شركت داشته و همچنين با گروه موسيقى World Music ويس بادن آلمان همكارى مى كند.

فيلمى درباره نبرد تاريخى ايران -يونان؛ واترلوى ايرانى
جنگ معروف ايرانيان و يونانيان در دوره هخامنشى سوژه فيلم تازه اى درهاليوود شده است. بعد از پروژه اسكندر كه اليوراستون، تصويرى نادرست از ايرانى ها ارائه داد، اين بار نبرد ارتش خشايار شا در برابر سيصد نفر از اسپارت ها به تصوير كشيده مى شود. دفاع سيصد نفره آنها در دروازه هاى شهر آتن باعث شده براى فيلم نام «سيصد» انتخاب شود.
كمپانى برادران وارنر، زاك اشتايدر را براى ساخت اين فيلم در نظر گرفته و بودجه اى بيش از ۱۰۰ ميليون دلار براى آن پيشنهاد كرده است.
نكته جالب درباره اين فيلم انتخاب بازيگرى مكزيكى براى نقش خشايار شا است. جرارد باتلر، لناهدوى، مايكل فاسبندر، وينست ريگان و دومينيك وست أ بازيگران «سيصد» هستند و رودرگوئز سانتورو مكزيكى نقش پادشاه هخامنشى را ايفا مى كند.
اشتايدر درباره اين فيلم مى گويد: «اين اؤر اتفاق جديدى در عرصه سينما از لحاظ كارهاى گرافيكى و جلوه هاى ويژه است.» اگرچه براى ايرانى ها، مضمون فيلم بيش از جلوه هاى كامپيوترى اهميت دارد. در «سيصد» بيش از آنكه به رفتار ايرانى ها اشاره شود، مقاومت سربازان اسپارت مدنظر قرار گرفته و با آنها مثل قهرمانان رفتار شده است. درست مثل اتفاقى كه در فيلم «اسكندر» استون هم رخ داده بود.
براى ديدن اين فيلم بايد تا بهار سال آينده صبر كرد. برادران وارنر اميدوارند تا «سيصد» در كورس رقابت بهاره سينماها بتواند از همه موفق تر عمل كند. اگرچه ايرانى ها براى ديدن تصوير ارائه شده از خودشان بيش از همه منتظر اكران آن هستند.

ازدواج مجدد جينا لولو در آستانه ۸۰ سالگى
جينا لولوبريجيدا، هنرپيشه سرشناس ايتاليايى براى بار دوم با مردى ازدواج مى كند كه ۳۴ سال از او كوچك تر است.
اين بازيگر ۷۹ ساله گفته است كه با خاوير ريگائو در سال ۱۹۸۴ در يك ميهمانى در مونته كارلو آشنا شده است و آنها طى ۲۲ سال گذشته با يكديگر بوده اند.
خانم لولوبريجيدا به مجله اسپانيايى زبان HOLA گفته است كه هميشه مردان جوانتر را به خاطر بخشندگى و ساده بودنشان دوست داشته است.
قرار است اين زوج تا پايان سال جارى ميلادى در نيويورك ازدواج كنند.
خبر ازدواج مجدد جينا لولوبريجيدا، در روزنامه هاى ايتاليا، انعكاس گسترده اى داشته است.
خانم لولوبريجيدا گفته است كه فكر نمى كرد كه خبر ازدواج او مانند بمب در ايتاليا صدا كند.
اين هنرپيشه ايتاليايى در سال ۱۹۷۱ از ميلكو اسكوويچ، شوهر اول خود كه يك كارگردان اهل يوگسلاوى بود جدا شده بود.
خانم لولوبريجيدا در سال هاى ۱۹۴۰ ميلادى بازى در فيلم ها را آغاز كرد و از ميان فيلم هاى او مى توان به زيباترين زن جهان، سليمان و ملكه صبا و زيباى خوش قلب اشاره كرد. وى در سل ۱۹۶۱ برنده جايزه گلدن گلوب نيز شده است.
جينا لولوبريجيدا در دهه ۸۰ ميلادى به بازى در سريال هاى تلويزيونى آمريكايى پرداخت.
خانم لولوبريجيدا در ايتاليا با كارگردانانى چون ويتوريو دسيكا و در هاليوود با بازيگرانى چون همفرى بوگارت، فرانك سيناترا و شون كانرى كار كرده است.
وى در سال هاى اخير به عكاسى و مجسمه سازى پرداخته است.

سپيده زرين پناه
نمايشگاه نقاشى جوان محكوم به اعدام در تهران
نمايشگاهى از نقاشى هاى دلآرا دارابى، دختر ۲۰ ساله محكوم به اعدام، با نام «زندانى رنگ ها» از روز جمعه ۲۸ مهرماه به مدت يك هفته در نگارخانه «گلستان»، واقع در دروس تهران برپا شده است.
دلآرا دارابى به اتهام قتل مهين، دختر عموى ثروتمند پدر خود، دستگير و در شعبه ۱۰۷ دادگاه ويژه اطفال رشت و با تأييد شعبه ۳۳ ديوان عالى كشور محكوم به اعدام شده است.
در كارت نمايشگاه نقاشى هاى دلآرا نوشته اى از او خطاب به بازديدكنندگان درج شده است: «زندانى رنگ ها مى دانيد يعنى چه؟ يعنى من.»
«من كه از چهار سالگى زندگى ام را با رنگ ها تقسيم كرده بودم، در آستانه ۱۷ سالگى آن ها را گم كردم. سرخ كبود را به جاى لاجورد گرفتم و جاى آسمانى، خاكسترى پاشيدم. من رنگ ها را گم كردم و اينك تنها چهره اى كه هر روز در برابرم ديده مى گشايد، ديوار است. من دلآرا دارابى ۲۰ ساله، متهم به قتل، محكوم به اعدام، سه سال است كه با رنگ ها و فرم ها و واژه ها از خودم دفاع مى كنم. اين نقاشى ها سوگندى است به جرمى ناكرده. تا مگر رنگ ها مرا به زندگى بازم گردانند. از پشت ديوارها به شما كه به ديدن نقاشى هايم آمده ايد سلام و خير مقدم مى گويم».

«زندانى رنگ ها»
دلآرا زمانى كه اقرار به قتل كرد و توسط پدرش به پليس تحويل داده شد، در مقطع پيش دانشگاهى تحصيل مى كرد. او كه نقاشى را از ده سالگى آغاز كرده است، شعر هم مى سرايد. همه نقاشى هاى نمايشگاه «زندانى رنگ ها» به جز يك اثر در زندان كشيده شده اند. آن تك اثر، از نظر رنگ و فضا، بسيار متفاوت با كارهايى است كه دل آراء در زندان كشيده است. اين آثار حاكى تأثير عميق و ژرف زندان بر اين هنرمند جوان است.
در نقاشى هاى او، رنگ هاى تيره، خطوط خشن، چهره هاى درهم پيچيده كه فرياد را تداعى مى كنند، نبرد دو گاو وحشى و سياه، سياه قلمى از زندانيانى كه در كنجى نشسته اند و انگار در تنهايى خود زنده به گور شده اند و شب و ماه و جسدى كه از آتش مى گذرد، از جمله تم هائى است كه به چشم مى خورد. او برخى از اين طرح ها را به دليل نداشتن قلم مو با انگشت و ناخن و اندكى رنگ سياه كشيده است.
آسيه امينى، روزنامه نگار و فعال حقوق زنان كه بانى برپايى اين نمايشگاه نيز هست توضيح مى دهد: «بيشتر تابلوها درگيرى هاى ذهنى اين نقاش را نشان مى دهند. اين دختر جوان، زيبا و بسيار عاطفى، در معرض خشن ترين واقعيت هاى اجتماعى قرار گرفته است. اگر ما در مواجهه با زندانيان همه يا بسيارى از آن ها را قربانى شرايط بدانيم، ولى افراد از نظر روحى با هم متفاوتند. بدون شك روحيه يك قاچاقچى مواد مخدر يا سارق يا قاتل حرفه اى، با روحيه دختر ۱۷-۱۸ ساله اى كه از ده سالگى با رنگ و بوم و موسيقى و شعر زندگى كرده متفاوت است».
نقاشى هاى دل آراء صرف نظر از شرايط وى، داراى ارزش هاى هنرى و نمايانگر قدرت طراحى، خلاقيت ذهنى و توانايى او در به تصوير كشيدن ترس ها و دغدغه هاى ذهنى اش است. آسيه امينى توضيح مى دهد كه «مسئول گالرى گلستان، وقتى از ماجراى دل آراء باخبر شد، حتى بدون ديدن آثار او با برپايى نمايشگاهى از كارهايش موافقت كرد اما پس از ديدن عكس نقاشى ها آن ها را جدا از ماجراى خود دل آرا، خلاقانه و قابل تامل دانست».
اين روزنامه نگار و فعال حقوق بشرى در مورد اين كه آيا احتمال فروش تابلوهاى دلآرا در اين نمايشگاه وجود دارد يا خير، توضيح داد: «به نظر مى رسد بايد اين تابلوها تا وقتى دلآرا در زندان به سر مى برد و وضعيت نامعلومى دارد حفظ شود چون تنها پل ارتباطى او با دنياى بيرون همين ها هستند؛ اما به هر حال خود او و خانواده اش در اين مورد تصميم گيرنده هستند».

پريشانى
ابعاد نقاشى هاى دل آراء متفاوتند و به نظر مى رسد هم از اين حيث و هم از حيث تكنيكى، بيشتر تابع امكانات او در زندان بوده اند. دل آراء اين نقاشى ها را در ملاقات هائى كه با والدين خود داشته است در اختيارشان قرار داده است و آن ها هم در اختيار برگزاركننده قرار داده اند. به گفته خانم امينى، سال گذشته به مناسبت هفته قوه قضائيه نيز يك نمايشگاه از نقاشى هاى او در زندان برگزار شد.
گفته مى شود دل آراء كه حالا در زندان وقتش را با نقاشى، مطالعه كتاب و گاهى سرودن شعر مى گذراند هنگامى كه محدوديتى در كشيدن نقاشى برايش پيش مى آيد بسيار پريشان و به هم ريخته مى شود. امينى مى گويد: «مدتى است دل آراء براى نقاشى كشيدن دچار مشكل شده و نمى تواند مثل گذشته خودش را به تصوير بكشد».
«به هر حال زندان است ديگر. اولين واقعيت زندان از دست دادن آزادى هائى است كه در بيرون آن چهار ديوار جزو حقوق طبيعى شما محسوب مى شود ولى اميدوارم كه اين مشكلات براى او كمتر شود. اميدوارم كه برگزارى نمايشگاهش هم كمك كند كه حرف ها و دفاع شنيده نشده اش بهتر شنيده شود.»
در سال هاى پيش از زندان، نواختن پيانو يكى ديگر از سرگرمى هاى دلآرا بوده است. امينى كه پيگير پرونده او نيز هست ادامه مى دهد: «اميدوارم كه تصميم گيران اين حوزه كه سرنوشت كسانى مثل دل آراء بسته به رأى و نظر ايشان است، فارغ از تعبيرها و تحليل ها و فارغ از اين كه فلان فعال حقوق بشرى و فلان سازمان درباره يك پرونده و يك فرد چه نظرى داده و با چه نيتى، عدالت را مبنا قرار دهند و نه هيچ چيز ديگر. فكر مى كنم برائت دل آراء نبايد به بهاى اعدام اميرحسين، دوست او، تمام شود».
«آن ها هر دو مرتكب اشتباهى بزرگ شده اند. كاش عدالت به حرف آدم ها و دفاع شان دقيق تر گوش كند. برپايى اين نمايشگاه نيز از اين زاويه براى ما مهم بود كه علاوه بر نشان دادن توانايى هاى يك هنرمند جوان در عرصه نقاشى، توجه جامعه و مسئولان را به حرف هاى ناشنيده او جلب كنيم».

آرزوى ديرينه
دلآرا هنگامى كه از برپايى نمايشگاهى از نقاشى هايش باخبر مى شود به يكى از برگزاركنندگان آن مى گويد: «من از خدا چيزهاى زيادى خواسته بودم. از بچگى دوست داشتم نقاش و شاعر معروفى شوم. هميشه دوست داشتم نمايشگاهى از نقاشى هايم بگذارم و از هنرمندان دعوت كنم تا آثارم را ببينند. آرزو داشتم كتاب شعرم منتشر شود. حالا در زندان هستم و آرزوهايم بيرون از زندان يكى يكى دارد برآورده مى شود».
دو هفته پس از اقرار نخست در دادگاه، دل آراء كه هنگام بازداشت فقط ۱۷ سال داشته، ارتكاب به قتل را انكار مى كند. بنا بر اعتراف وى، او با اين يقين كه دادگاه بر اساس حقوق كودك نمى تواند براى او حكم اعدام صادر كند به درخواست دوستش اميرحسين، اتهام قتل را مى پذيرد تا او كه بالاى ۱۸ سال داشته اعدام نشود. به اين ترتيب اميرحسين، كه تا به امروز در برابر حكم اعدام دلآرا سكوت كرده است، به جرم مشاركت در قتل، به ۱۰ سال زندام محكوم مى شود.
دلآرا با درك اين كه فقط «زمان قصاص» كودكان مرتكب به قتل با بزرگسالان تفاوت دارد، خواستار تجديد نظر از ديوان عالى كشور مى شود. او چندين بار مطرح كرده است كه فقط به دليل علاقه به اميرحسين، اتهام قتل را پذيرفته است اما تا به امروز اين حكم تغييرى نكرده است.
ديوان عالى كشور به دليل اين كه حكم اعدام اوليه در دادگاه عادى و نه در دادگاه اطفال صادر شده بود، پرونده دلآرا را به دادگاه ديگرى ارجاع داد، اما او در دادگاه دوم نيز بر اساس اقرارهاى نخست، به قصاص محكوم شد.
امينى مى گويد: «چطور است كه در دادگاه، اقرار يك طفل سند قرار مى گيرد اما انكار چندين باره پس از آن مورد توجه قرار نمى گيرد و مراحل تحقيق پرونده او كامل نمى شود؟ در پرونده دل آراء نكات مبهم فراوان وجود دارد. حتى چاقويى كه با آن مهين كشته شده انگشت نگارى نشده است».
گفته مى شود در بررسى هاى نخستين، صحنه وقوع جرم بر اساس اقرارهاى دل آراء بازسازى شده است. اين در حالى است كه وكيل او عبدالصمد خرمشاهى بر اساس اين كه دل آراء چپ دست است و نمى تواند ۱۸ ضربه به قسمت هاى مختلف بدن مقتول وارد كند بارها تأكيد كرده است كه متهم فاقد چنين قدرت بدنى است.

تام كروز و كتى هولمز ازدواج ميكنند
زوج سرشناس هاليوود تام كروز و كتى هولمز روز ۱۸ نوامبر امسال در ايتاليا ازدواج مى كنند.
سخنگوى دو هنرپيشه نامى سينماى آمريكا به آسوشيتد پرس گفته است كه لباس عروسى خانم هولمز را طراح معروف جورجو آرمانى طراحى كرده است.
دو چهره نامى سينما نخستين بار در ايتاليا با هم عكس گرفتند و تنها دو ماه بعد در ژوئن سال ۲۰۰۵ اعلام كردند كه قصد ازدواج دارند.
تام كروز كه ۴۴ سال دارد گفته است كه بر فراز برج ايفل به خانم هولمز (۲۷ ساله) پيشنهاد ازدواج داده است.
دختر آنها به نام سورى در ماه آوريل به دنيا آمد و عكسهاى او به همراه والدينش ماه پيش پخش شد.
رابطه دو چهره هاليوود در ماه هاى گذشته در رأس خبرهاى سينمايى بوده و در رسانه ها انعكاس داشته است.
در ماه اوت گذشته قرارداد ۱۴ ساله تام كروز با شركت سينمايى پارامونت به پايان رسيد و پارامونت اعلام كرد كه از برخورد و رفتار هنرپيشه معروف آمريكايى راضى نبوده است.
خانم هولمز در گفتگويى با مجله ونيتى فير از شيوه برخورد رسانه ها با پيوند او و تام كروز انتقاد كرده است.

ايران
صفحه اول
داستان
طنز
از شما چه پنهان
از آنچه گفته اند
مقاله ها
گزارش
بازتاب
جهان
خاطرات
از لابلاى متون
مقاله هاى ايران
خبرهاى كوتاه
آخر هفته
حوادث
از رسانه ها
روى خط آلمان
آرشيو روزنامه
آرشيو مقاله ها

•   ايران   •   صفحه اول   •   داستان   •   طنز   •   از شما چه پنهان   •   از آنچه گفته اند   • 
•   مقاله ها   •   گزارش   •   بازتاب   •   جهان   •   خاطرات   •   از لابلاى متون   • 
•   مقاله هاى ايران   •   خبرهاى كوتاه   •   آخر هفته   •   حوادث   •   از رسانه ها   •   روى خط آلمان   • 

•    آرشيو مقاله ها   •    آرشيو روزنامه   •