Nimrooz
Vol. 18, No. 905, October 27, 2006
سال هيجدهم - شماره ۹۰۵ - جمعه ۵ آبان ۱۳۸۵
برگردان: م هوشيار
زندگى در كنار افعى
شهر نطنز و حومه آن ُ-œس از برملا شدن وجود تاسيسات غنى كردن اورانيوم در آن مورد توجه رسانه هاى بين المللى قرار گرفته است. از جمله نشريه فرانسوى لوموند در گزارشى از مارى كلود دكان فرستاده ويژه خود به آن شهر واكنش مردم آن شهر و زندگى در كنار آن تاسيسات را منعكس كرده است.
لوموند مينويسد: در دامنه رشته كوههاى كركس واقع در ۲۵۰كيلومكترى جنوب تهران و در كنار كوره راههاى پرپيچ و خم كوهستانى كه بر فراز آن پستهاى ديده بانى و سلاحهاى ضد هوائى چشم را مى آزارد تاسيسات غنى سازى اورانيوم ايران احدا شده است.
در حالى كه در سازمان ملل متحد كشورهاى بزرگ سرگرم چك و چانه زدن بر سر ُ-™رونده اين تاسيسات هستند، سايه اى از درنگ و ترديد بر وراى اين منطقه كويرى بر افكنده شده است. راستى، اگر امريكائيها دست به بمباران بزنند چه خواهيم كرد؟
امريكائيها؟ ... . . نخير! آنها عراق روى دستشان مانده است... . هادى ميوه فروش ۲۸ساله در حالى كه مگسهاى سمج روى بساطش را مى ُ-œراكند به من لبخند زده و مى گويد: ما بيش از ۳۰كيلومتر با كارخانه فاصله نداريم ولى اصلا نمى دانستيم چه مى سازند... تنها زمانى كه فيلم آن از تلويزيون ُ-™خش شد فهميديم بغل گوشمان چه خبر است. از آن زمان تا كنون جمعيت اينجا سه برابر شده است. وجود اينهمه آدم و مأمورين امنيتى براى ما غنيمت است. . كاسبى مان را رونق داده است!
در كوچه ُ-œسكوچه هاى نطنز كه چون سراب از ميان سنگلاخ قد بر افراشته ۲۵هزار نفر زندگى مى كنند. در اينجا غير از امامزاده و مسجدى كه قدمت آن به بيش هزار سال مى رسد و گنبد
فيروزه اى آن در متن خاكسترى كوهستان جلوه اى نا همگون دارد، از همه چيز بوى نوئى به مشام مى رسد و به لطف حضور ۱۶۰۰تن از كاركنان مركز، مغازه هائى كه كالاهاى الكترونيكى مى فروشند در بازار دائر شده و بهاى مسكن تا چهار برابر ترقى كرده است.
در باغچه با صفاى «هتل سرابان» كه در آن چشمه آب تميزى جارى است، حسن جوانك كارمند هتل در حالى كه سرگرم ريختن چاى در استكان است مى گويد:
به نظر مى رسد آنها همچنان مشغول ساخت و ساز هستند... در شهر كاشان كه همسايه ما است و به خاطر فرشهايش شناخته شده ۱۵۰۰ آُ-™ارتمان ديگر در دست احداُ-# است.
مى گويم چه خوب! ُ-œس ديگر مشكلى وجود ندارد! ... آه تاسف بارى مى كشد و ُ-™اسخ مى دهد، چرا! صدمه اول به مدارس رسيده كه شاگردان خود را از دست داده اند... اولياء دانش آموزان هراسناك هستند و بچه ها را به مدارسى كه در مناطق ديگر قرار دارد فرستا ده اند... توريستها هم ُ-œيدايشان نيست... آنها علاقه اى به تماشاى سلاحهائى كه به آسمان نشانه رفته است را ندارند!
ابيانه در فاصله ۴۰كيلومترى تاسيسات نطنز قرار گرفته. اين آبادى، قديمى ترين دهكده شناخته شده ايران است كه در فهرست آُ: œار حفاظت شده يونسكو- واحد فرهنگى سازمان ملل متحد- ُ: œبت شده است. تداوم تاريخ را مى توان در اين دهكده زيبا حس كرد. در مجموعه هماهنگى از خانه ها و ايوانهاى قرمز رنگى كه از گل ساخته شده اند و از ميان درهاى چوبى خراطى شده، جنب و جوش زنهاى محلى را مى توان مشاهده كرد كه با تنبانهاى راحت محلى و روسرى هاى رنگى چشم نواز خراميده و در رفت و آمد هستند، اما مهمانخانه شهر تقريبا خالى و بدون مشترى است. آيا مى توان انتظار داشت كه همانطور كه دولت در چهارم اكتبر اعلام كرد با گشودن درهاى تاسيسات اتمى به روى جهانگردان رونقى به اين مهمانخانه داد؟
در ابيانه از انفجار بهاى مسكن و هجوم غريبه ها خبرى نيست. بر خلاف آن، تعداد مأمورين امنيتى و انتظامى چشمگير است. على عبدالحسنى ۷۲ساله كه در مغازه اش خشكبار را همراه لباسهائى كه زنش دوخته است مى فروشد در حالى كه به زحمت از الاغش ُ-™ياده مى شود با خنده مى گويد: آنها خيلى شكاك هستند... به كاهش تعداد كارگران افغان كه در فصل ميوه چينى به يارى كشاورزان مى آمدند اشاره مى كند. صادرات ميوه، ُ-œس از توريسم يكى از درآمدهاى عمده مردم محروم اين منطقه بوده كه به علت عزيمت كارگران افغانى به نحو چشمگيرى كاهش يافته است.
على مى گويد: درست است كه بايد مهاجرت كارگران افغان را كنترل كرد ليكن حضور آنها در اينجا ضرورى است چون ساكنين اين محل بيش از ۵۰۰نفر نيستند كه همگى بالاى ۵۰ سال سن دارند و ما تنها مى توانيم از عده كمى كه تأييد شده و اينجا مانده اند استفاده كنيم.
حسن ايمانى صنعتگر جواهر ساز در حالى كه با انگشترى روى سندان مغازه اش ور مى رود به من مى گويد:
ما به توريستها علاقمنديم و دوست داريم تعداد آنها زياد شود. از چه مى ترسند؟ ... . بمباران امريكا؟ ... و خودش ُ-™اسخ مى دهد، كارخانه در فاصله دورى قرار دارد... از آن گذشته اين دهكده از سه هزار سال ُ-™يش سر ُ-™ا بوده است. در اينجا ميترا گرامى داشته شده... ُ-™س از او زرتشت آمده و اينك نيز اسلام وجود دارد... بودن در دهكده اى كه ۳۰۰۰سال عمر دارد، دلواُ-™سى ندارد... ما همه چيز ديده ايم!
با اينكه معلوم است نمى خواهد صحبت را كش داده و همه چيز را بگويد، ليكن به خوبى مى توان حدس زد تنها چيزى كه اورا كه به هر جهت از قول خودش به دليل «آب و هواى خوب» در اينجا اقامت كرده نگران مى كند، احتمال بروز نقص فنى در كارخانه است كه شايعات زيادى در مورد آن ورد زبانها است.
در شهر نطنز، «هادى» خشكبار فروشى كه لحن او اشاره به چرنوبيل داشت به من گفت:
بر اساس يكى از افسانه هاى نطنز، روزگارى يك افعى شرور چشمه آب اين شهر را زهر آگين كرده بود تا ُ-œادشاه را بكشد ليكن هنگامى كه ُ-œادشاه جامى از آب آن چشمه ُ-™ر كرده بود تا بياشامد، عقاب تيز چنگالى از آسمان فرو آمد و اورا از اين كار منع كرد. نگهبانان ُ-œادشاه كه از حركت عقاب آشفته بودند عقاب را كشتند ليكن ُ-œس از قتل او بود كه از نيت او با خبر شده و انگشت حسرت به دهان گرفتند. ُ-™س از آن بود كه مردم معبدى براى عقاب بنا كرده و او را تكريم كردند... . . مى بينيد... نطنز همواره نظر كرده بوده است!
ولى اكنون چه كسى مى تواند مردم را از زهر «افعى اتمى» آگاه كند؟
حسن كه شايد از آن افسانه بى خبر است به باغ هتل اشاره كرده و مى گويد: «من هر صبحگاه ضمن گردش در آن باغ، برگ درختان را معاينه مى كنم... . . اگر تغيير شكل نداده باشند خيالم راحت مى شود كه در واُ-™سين اتفاقى رخ نداده است» .

ايران
صفحه اول
داستان
طنز
از شما چه پنهان
از آنچه گفته اند
مقاله ها
گزارش
بازتاب
جهان
خاطرات
از لابلاى متون
مقاله هاى ايران
خبرهاى كوتاه
آخر هفته
حوادث
از رسانه ها
روى خط آلمان
آرشيو روزنامه
آرشيو مقاله ها

•   ايران   •   صفحه اول   •   داستان   •   طنز   •   از شما چه پنهان   •   از آنچه گفته اند   • 
•   مقاله ها   •   گزارش   •   بازتاب   •   جهان   •   خاطرات   •   از لابلاى متون   • 
•   مقاله هاى ايران   •   خبرهاى كوتاه   •   آخر هفته   •   حوادث   •   از رسانه ها   •   روى خط آلمان   • 

•    آرشيو مقاله ها   •    آرشيو روزنامه   •