Nimrooz
Vol. 18, No. 905, October 27, 2006
سال هيجدهم - شماره ۹۰۵ - جمعه ۵ آبان ۱۳۸۵
خودكشى جوان متهم به سرقت در بازداشتگاه پليس آگاهى
قتل دلخراش در ولنجك؛
جسد تكه تكه شده دختر ناشناس دركيسه مشكى رنگ 
مرد جوان قربانى عشق شوم همسرش شد؛
زن خيانتكار براى قتل شوهرش آدمكش اجير كرد
پرونده قتل تاجر چاى به دادگاه كيفرى استان تهران فرستاده شد
درخواست مرگ براى قاتلى با تى شرت قرمز
به سفر خاتمى فريبكار به بريتانيا و مهمانداران او اعتراض كنيم!
چهار دختر جوان اسير وسوسه هاى شيطانى استاد كاراته شدند

خودكشى جوان متهم به سرقت در بازداشتگاه پليس آگاهى
يك هفته پيش همدست اين متهم در بازداشتگاه خودش را حلق آويز كرد
پسر جوانى كه چندى پيش به اتفاق همدستش به اتهام سرقت كيف يك زن دستگير شده و در بازداشتگاه پليس آگاهى بسر مى برد يك هفته پس از خودكشى همدستش به زندگى خود پايان داد.
به گزارش رسيده، اين جوان كه مهدى نام داشت متهم بود به اتفاق دوستش به نام رضا در خيابان شيخ بهايى اقدام به كيف قاپى كرده است اين دو سارق پس از دستگيرى به اداره آگاهى تهران منتقل شدند اما مهدى روز اول مهرماه هنگام انتقال به دادسرا فرار كرد.
يك روز پس از فرار مهدى، همدستش رضا در بازداشتگاه اداره يكم پليس آگاهى خود را حلق آويز كرد و به زندگى اش پايان داد. اين در حالى بود كه تلاش مأموران براى دستگيرى مهدى ادامه داشت و سرانجام ۵ روز پيش او دستگير شد پس از بازجوئى هاى اوليه مهدى به بازداشتگاه انتقال يافت تا اينكه بعد از ظهر همان روز او نيز در بازداشتگاه خود را به دار آويخت.

كلاهبردارى گسترده دو مرد به بهانه ساخت سريال پليسى
شياد حرفه اى در نقش كارگردان مشهور ظاهر شد
دو مرد كه با معرفى خود به عنوان يكى از كارگردانان مشهور سينماتلويزيون و فرزندش دست به كلاهبردارى كلان زده اند تحت تعقيب پليس قرار گرفتند.
به گزارش رسيده، روز ۱۷ مهرماه سال جارى مسوولان هتلى در خيابان تهران مشهد با مراجعه نزد مأموران نيروى انتظامى از يك كلاهبردارى بزرگ و عجيب خبر دادند.
يكى از مسوولان هتل در شكايت خود گفت: روز سيزدهم مهرماه دو مرد كه يكى ميانسال و ديگرى جوان بود وارد هتل شدند و مرد ميانسال خود را «شاه محمدى» كارگردان سريال هاى پليسى تلويزيون معرفى كرد. مسوول پذيرش ما نيز پس از آنكه فهميد اين مرد كارگردانى مشهور است و سريال هايش در تلويزيون پخش مى شود، كارهاى او را انجام داد و اتاقى را در اختيار او و پسرش قرار داد.
اين شاكى افزود: آن مرد به ما گفت قصد دارد يك سريال جديد تلويزيونى در مشهد بسازد و حتى مداركى را نيز به ما نشان داد كه حرف هايش را تأييد مى كرد. او مدت كوتاهى توانست رابطه خوبى با كارمندان برقرار كند و با آنان طرح دوستى بريزد. به گونه اى كه به بهانه هاى مختلف از چند نفر از كاركنان پول گرفت و حتى براى انجام كارهايش چكى را از يكى از كارمندان هتل دريافت كرد اما پس از نقد كردن چك او و جوانى كه ادعا مى كرد پسرش است، فرارى شدند.
پس از طرح اين شكايت بلافاصله مأموران تحقيقات خود را آغاز كردند و متوجه شدند دو مشترى هتل كلاهبرداران حرفه اى هستند كه با جعل عنوان كارگردان مشهور سينما و تلويزيون نقشه خود را عملى كرده اند.
در حالى كه تحقيقات پيرامون اين پرونده ادامه داشت، مردى كه صاحب يك فروشگاه بزرگ لوازم عكاسى در مشهد است نزد مأموران مراجعه كرد و از وقوع كلاهبردارى مشابهى خبر داد.
اين مرد گفت: چند روز پيش فردى كه خود را شاه محمدى، كارگردان سريال هاى پليسى تلويزيون معرفى مى كرد به همراه جوانى كه مدعى بود پسرش است به فروشگاه من آمدند و گفتند مى خواهند در شهر ما فيلم پليسى بسازند. از آنجا كه شاه محمدى را مى شناختم و مى دانستم او كارگردان سريال كلانتر است به وى اعتماد كردم و وقتى او گفت براى انجام مقدمات كار به دو دستگاه دوربين فيلمبردارى پيشرفته نياز دارد آن را در اختيارش قرار دادم و آن مرد گفت بزودى پول دوربين ها را پرداخت مى كند اما اكنون متوجه شدم او يك كلاهبردار حرفه اى بوده است.
با طرح دومين شكايت، پرونده از حساسيت بيشترى برخوردار شد و كارآگاهان احتمال دادند كارگردان قلابى از افراد ديگرى نيز كلاهبردارى كرده باشد.
اين احتمال زمانى قطعيت يافت كه چند زن جوان با مراجعه به پليس آگاهى خواستار دستگيرى كارگردان قلابى شدند. يكى از اين زنان گفت: من در يكى از مراكز بزرگ تجارى شهر به عنوان فروشنده كار مى كنم. يك روز كه در مغازه نشسته بودم مردى كه خودش را كارگردان سريال كلانتر معرفى مى كرد سر صحبت را با من باز كرد و گفت: چهره من براى بازى در فيلم و سريال بسيار مناسب است. او سپس گفت: بزودى ساخت يك سريال را در مشهد آغاز مى كند و اگر من مايل باشم مى توانم براى حضور در آن سريال تست بازيگرى بدهم.
زن شاكى ادامه داد: از آنجا كه هميشه آرزو داشتم بازيگر شوم از اين پيشنهاد خيلى خوشحال شدم و بلافاصله جواب مثبت دادم و آقاى كارگردان به من گفت از آنجا كه تست بازيگرى هزينه دارد بايد مبلغى به وى بپردازم. من نيز اين پول را پرداخت كردم و او گفت براى پيگيرى كارها مى توانم به هتل... مراجعه كنم اما هنگامى كه به اين هتل رفتم، فهميدم آن مرد يك شياد حرفه اى است. كارآگاهان پس از شنيدن اظهارات اين زن و شاكيان ديگر متوجه شدند كارگردان قلابى مردان و زنان زيادى را كه به عنوان فروشنده در مراكز بزرگ تجارى شهر مشغول به كار هستند اغفال و به بهانه بازيگر كردن آنان اقدام به كلاهبردارى كرده است.
از آنجا كه اين مرد و جوانى كه ادعا مى كرد فرزندش است تمام كلاهبردارى هاى خود را طى مدت پنج روز انجام داده و گريخته بودند مشخص بود كه آنها نقشه شان را از پيش طراحى كرده و تمام جوانب كار را با دقت بررسى كرده بودند.
در شرايطى كه جست وجوهاى گسترده پليس براى رديابى اين دو متهم ادامه داشت سرنخ ها و شواهدى در اختيار كارآگاهان قرار گرفت كه نشان مى داد كارگردان قلابى هنوز از مشهد خارج نشده است.
از سوى ديگر اين احتمال وجود دارد كه اين دو شياد حرفه اى در مناطق ديگر مشهد و شهرهاى ديگر نيز چنين كلاهبردارى هائى انجام داده باشند.
بنا بر اين گزارش، هم اكنون گروهى از كارآگاهان اداره عمليات ويژه پليس آگاهى استان خراسان در تعقيب دو كلاهبردار حرفه اى هستند و اين در حالى است كه به جز دو قطعه عكس هيچ مشخصات ديگرى از آنان وجود ندارد.

دستگيرى تبهكار ايرانى- آمريكايى به اتهام تاسيس آزمايشگاه توليد «شيشه» از بازداشتگاه امريكا تا زندان تهران 
يك تبهكار حرفه اى ايرانى- آمريكايى كه پس از بازگشت به تهران كارگاه توليد ماده مخدر شيشه داير كرده بود از سوى مأموران پليس امنيت دستگير شد.
تحقيقات براى دستگيرى اين مجرم حرفه اى كه كاوه نام داد از ۱۰ روز پيش و زمانى آغاز شد كه مأموران پايگاه چهارم پليس امنيت تهران باخبر شدند جوان ۲۴ ساله اى به نام كاوه با تشكيل باندى اقدام به راه اندازى لابراتور تهيه ماده مخدر صنعتى شيشه كرده است.
ماموران پس از دريافت اين گزارش با توجه به حساسيت موضوع تحقيقات ويژه اى را طرح ريزى كردند و با شناسايى مخفيگاه كاوه و همدستانش در خيابان هاشمى آنجا را به صورت نامحسوس زير نظر گرفتند تا از فعاليت هاى متهمان مطلع شوند.
رفت وآمدهاى مشكوك به خانه مورد نظر شك پليس را نسبت به اين باند بيشتر از پيش برانگيخت و در حالى كه آنان شواهد و مداركى را در دست داشتند كه نشان مى داد كاوه سردسته باند تهيه و توزيع شيشه است.
سرانجام با به دست آمدن اين سرنخ ها مأموران با دستور بازپرس دادسراى ناحيه ۹ ساعت ۱۸ سه شنبه هفته گذشته در عملياتى ضربتى وارد مخفيگاه متهمان شدند و چهار مرد را دستگير كردند. مأموران در ادامه به بازرسى از خانه مورد نظر پرداختند و مشاهده كردند اين منزل مسكونى به لابراتوارى با ابزار و آلات آزمايشگاهى تهيه شيشه تبديل شده است و در ميان وسايل مربوط به توليد مواد مخدر تعداد زيادى قرص... نيز وجود دارد. كشف اين نوع قرص نشان مى داد متهمان با اماكن مختلف ازجمله چند داروخانه در ارتباط هستند. به اين ترتيب بازجوئى هاى ويژه از كاوه و سه همدستش به نام هاى عباس (۴۵ ساله)، محمدحسين (۳۶ ساله) و حميدرضا (۲۳ ساله) به پايگاه چهارم آگاهى منتقل شدند و بازجوئى از آنان آغاز شد.
كاوه در جريان بازجوئى ها با اعتراف به جرم خود گفت: من هنگامى كه چهار سال بيشتر نداشتم به همراه خانواده ام به امريكا مهاجرت كردم و ۲۰ سال در اين كشور فعاليت داشتم و از چندى پيش به كارهاى خلاف روى آوردم و به قاچاق مواد مخدر مشغول شدم و خيلى سريع تبديل به يك مجرم حرفه اى شدم كه طرز تهيه انواع مواد مخدر را بخوبى بلد بود.
كاوه اضافه كرد: چندى پيش پليس امريكا مرا دستگير كرد و براى مدتى در بازداشت بودم تا اينكه پس از بازجوئى هاى اوليه تا زمان برگزارى دادگاه آزاد شدم. از آنجا كه مى دانستم در صورت محاكمه شدن، حكم سنگينى در انتظارم است تصميم گرفتم از امريكا فرار كنم و به ايران بازگردم.
بالاخره ۹ ماه پيش، چند روز قبل از تشكيل دادگاه فرار كردم و وارد تهران شدم. از آنجا كه به جز قاچاق و خلاف هيچ كار ديگرى بلد نبودم تصميم گرفتم در تهران لابراتور توليد شيشه داير كنم. اين در حالى بود كه در تمام اين مدت از سوى پليس بين الملل تحت تعقيب قرار داشتم.
وى ادامه داد: من در كار توليد شيشه بسيار مهارت داشتم و براى همين خيلى زود لابراتوار را راه انداختم. من در تمام مراحل تهيه، توليد، توزيع و فروش مواد مخدر نظارت مستقيم داشتم و كارها را به دقت پيگيرى مى كردم تا مشكلى پيش نيايد. من به حدى در توليد شيشه تبحر داشتم كه حتى به من پيشنهاد كردند در ازاى آموزش نحوه توليد اين نوع مواد مخدر يك ميليارد تومان دريافت كنم، اما من اين پيشنهاد را قبول نكردم. بنا به اين گزارش پس از اعترافات اين متهم و همدستانش آنها براى تحقيقات بيشتر روانه بازداشتگاه شدند.

مادر شكاك دختر جوانش را از پاى در آورد
مادرى در پى شك به دختر جوانش او را خفه كرد و جسدش را به آتش كشيد.
ماموران پليس شهرستان سلماس چندى پيش اطلاعاتى به دست آوردند كه نشان مى داد جسد دختر جوانى كه به طرز مشكوكى جان باخته توسط خانواده اش دفن شده است. با به دست آمدن اين سرنخ مأموران براى مشخص شدن علت مرگ دختر جوان خانواده او را تحت بازجوئى قراردادند. آنها در تحقيقات خود متوجه شدند مقتوله دختر ۲۰ ساله اى به نام آيناز بود كه در پى آتش گرفتن در طويله خانه اش جان خود را از دست داد.
مادر آيناز در تحقيقات گفت: دخترم مدتى بود كه پريشان حال و ناراحت بود و كمتر با ما حرف مى زد تا اينكه روز حادثه متوجه سروصدا از داخل طويله خانه شدم. وقتى خودم را به آنجا رساندم متوجه شدم دخترم خودسوزى كرده است. بلافاصله تلاش خودم را براى خاموش كردن آتش شروع كردم اما فايده اى نداشت و دخترم فوت كرد.
ماموران براى بررسى صحت ادعاى اين زن به دستوربازپرس جنايى نبش قبر كردند و به اين ترتيب جسد آيناز براى روشن شدن علت دقيق مرگ به پزشكى قانونى انتقال يافت.
متخصصان پزشكى قانونى پس از بررسى دقيق جسد اعلام كردند، آيناز به قتل رسيده و خودكشى نكرده است. بررسى نشان مى داد دختر جوان ابتدا خفه شده و سپس جسدش به آتش كشيده شده است.
نظريه پزشكى قانونى مسير پرونده را تغيير داد و مأموران پليس تحقيقات خود را براى دستگيرى عاملان قتل آيناز آغاز كردند.
مادر و برادر آيناز وقتى متوجه شدند، پليس جست وجوهاى خود را درخصوص دستگيرى عاملان قتل دختر جوان آغاز كرده، تصميم به فرار گرفتند، اما قبل از متوارى شدن توسط مأموران دستگير شدند.
مادر آيناز در بازجوئى ها به قتل دختر جوانش اعتراف كرد و گفت: آيناز را من به قتل رساندم و پسرم هيچ نقشى در اين ماجرا نداشت. مدتى بود كه متوجه شده بودم دخترم رفتار مشكوكى دارد. او بدون اينكه به من چيزى بگويد به صورت مخفيانه از خانه خارج مى شد. هر بار كه خواستم با آيناز در اين مورد صحبتى بكنم طفره مى رفت و به حرفم گوش نمى كرد.
او داشت آبروى خانوادگى ما را در منطقه مى برد به همين خاطر تصميم گرفتم براى هميشه اين لكه ننگ را از خانواده ام دور كنم. روز حادثه من و آيناز با هم درگير شديم، چندين بار به او گفتم بگويد با چه كسى ارتباط داشته است، اما نمى گفت. آنقدر عصبانى شدم كه روسرى ام را دور گردنش پيچيدم و آنقدر فشار دادم تا خفه شد، بعد با پسرم او را به طويله برديم و آتش زديم. براى اينكه پليس متوجه نشود كه من آيناز را به قتل رسانده ام، مدعى شدم دخترم خودكشى كرده است.
اين گزارش حاكى است مادر سنگدل و پسرش براى ادامه تحقيقات با قرار بازداشت به زندان انتقال يافتند.

«محمود كثافت» هنگام كشيدن قليان به تله افتاد
جوان شرورى كه يك ماه قبل با همدستى دو تن ديگر به دخترى جوان تجاوز كرده بود، حين قليان كشيدن در قهوه خانه دستگير شد.
ساعت ۱۹ پنجشنبه مأموران كلانترى ۱۳۸ «جنت آباد» پس از اطلاع از حضور فردى به نام «محمود» معروف به «كثافت» كه از يك ماه قبل پس از دستگيرى دو همدستش به اتهام تجاوز به دخترى جوان تحت تعقيب بود، در يك قهوه خانه در خيابان سردار جنگل به اين محل مراجعه و محمود را در حالى مشاهده كردند كه به همراه دوستانش مشغول كشيدن قليان بود.
ماموران كه قصد دستگيرى متهم را داشتند با مقاومت و ممانعت او و پنج تن از هوادارانش مواجه شدند اما اين درگيرى بيشتر از چند دقيقه ادامه نيافت و سرانجام «محمود» و پنج همدستش دستگير و به كلانترى منتقل شدند.
به گزارش رسيده وى به همراه دو تن ديگر كه پيش از اين دستگير شده بودند پس از اينكه دخترى را به زور سوار خودرو پژو جى ال ايكس خود كرده بودند، او را مورد تجاوز قرار دادند.
با اعتراف «محمود» اين پرونده تكميل شده و براى بررسى هاى نهايى به مقامات قضائى ارجاع مى شود.

خريدار قلابى، خانه زن تنها را خالى كرد
به نوشته روزنامه هاى تهران باز هم بى توجهى مردم به هشدارهاى پليس در خصوص خوددارى از فروش اموال در اماكن خصوصى، موجب شد سارقى با جلب اعتماد صاحبخانه، تمام اشياى قيمتى و طلاجات موجود در منزل را به سرقت ببرد.
به گزارش ايسنا، به دنبال تماس زنى با مركز فوريت هاى پليسى ۱۱۰ و اعلام اينكه منزلش در خيابان رشيد واقع در منطقه تهرانپارس از سوى يك مرد مورد سرقت قرار گرفته است، مأموران كلانترى ۱۲۶ وارد عمل و به محل حادثه عازم شدند.
با حضور مأموران در محل مشخص شد: مالباخته زنى ۳۴ ساله است كه با چاپ آگهى فروش لوازم منزل در يكى از روزنامه هاى كثيرالانتشار از سوى سارق مورد شناسايى قرارگرفته است.
زن مالباخته در شكايتش گفت: ساعت ۱۰ صبح روز پنجشنبه، طى تماس مردى با خانه ام مطلع شدم كه خريدارى قصد دارد با همسرش براى بازديد به منزل مراجعه كند از اين رو من نيز با اطمينان به حرف هاى مرد خريدار در خصوص همراهى همسرش، آدرس كامل منزل را در اختيار وى قرار دادم.
اين زن افزود: ساعتى بعد، با به صدا درآمدن زنگ منزل و شنيدن صداى مرد خريدار، قصد باز كردن در را داشتم كه وى اظهار كرد: همسرم باردار است و امكان راه رفتن ندارد، از اين رو با اين ترفند من نيز رضايت دادم، وى اجناس منزل را ارزيابى كند و به اطلاع همسرش برساند و بدين ترتيب با اعتماد زن صاحبخانه، راه ورود سارق به منزل باز شد.
در ادامه تحقيقات مأموران كلانترى ۱۲۶ «تهرانپارس» پى بردند كه مرد جوان پس از ورود به منزل مالباخته، در فرصتى مناسب دست و پاى صاحبخانه را با طناب بسته و پس از بستن دهان اين زن با چسب، تمامى طلاجات موجود در منزل به ارزش ۵۰ ميليون تومان را به سرقت برده و سپس متوارى شده است.

قاضى قلابى ۳۰۰ ميليون تومان كلاهبردارى كرد
كيفرخواست عليه قاضى قلابى كه ۳۰۰ ميليون تومان از مراجعه كنندگان به دادسراها كلاهبردارى كرده بود، صادر شد.
به گزارش رسيده، روز ۲۲ مردادماه مأموران پليس مردى را كه مقابل دادسرا ايستاده و با حرفهايش قصد داشت مراجعين را اغفال كند، دستگير كردند. آنها در تحقيقات متوجه شدند، اين مرد خود را به مردم قاضى معرفى و از اين طريق كلاهبردارى مى كند.
متهم در اعترافاتش گفت: من صاحب چندين كمپرسى هستم و پول خوبى هم از ماشين هايم به دست مى آوردم اما از آنجايى كه يكدفعه به پول زيادى احتياج پيدا كردم تصميم گرفتم از مردم اخاذى كنم، جلوى در دادسرا مى ايستادم و لباس روحانى بر تن مى كردم، خودم را قاضى يا امام جماعت معرفى مى كردم و مدعى مى شدم به واسطه آشنايانى كه دارم مى توانم مشكل آنها را حل كنم، بعد مبالغ ۵ تا ۱۵ ميليون از هر كدام مى گرفتم و بعد از مدتى خودم را از چشم آنها پنهان مى كردم. وى اعتراف كرد كه در كل مبلغ ۳۰۰ ميليون تومان كلاهبردارى كرده است. پس از اعترافات اين مرد تحقيقات براى شناسايى افرادى كه توسط وى مورد كلاهبردارى قرار گرفته اند آغاز شد و با راهنمايى متهم پليس موفق شد شاكيان را شناسايى كند.
با پايان تحقيقات از سوى بازپرس پرونده و صدور قرار مجرميت براى وى، هفته گذشته براى متهم قرار مجرميت صادر و او را روانه زندان كرد.

قتل دلخراش در ولنجك؛
جسد تكه تكه شده دختر ناشناس دركيسه مشكى رنگ 
كشف جسد تكه تكه شده يك دختر جوان پليس جنايى تهران را با معماى پيچيده اى روبرو كرد.
به گزارش رسيده ساعت ۸ و ۲۰ دقيقه صبح شنبه اپراتور مركز فوريت هاى پليس ۱۱۰ هنگامى كه شماره سازمانى خود را به مرد ناشناسى كه آن سوى خط بود اعلام كرد خبر تكان دهنده اى را شنيده و از وقوع جنايتى هولناك مطلع شد.
مرد ناشناس به مأمور مركز ۱۱۰ گفت: چند كيسه نايلونى مشكى رنگ خون آلود در كنار جاده خاكى شهرك مخابرات رها شده و به نظر مى رسد اندام تكه تكه شده فردى داخل آن باشد.
پس از اين تماس تلفنى بلافاصله پيامى تلخ به كلانترى ۱۶۳ ولنجك مخابره شد و مأموران بسرعت خود را به شهرك مخابرات رساندند. مأموران پس از پيدا كردن كيسه هاى مشكى رنگ آنها را گشودند و با اعضاى بدن يك انسان مواجه شدند.
به اين ترتيب گروهى از كارآگاهان اداره ۱۰ پليس آگاهى، كارشناسان تشخيص هويت و متخصصان پزشكى قانونى مأموريت يافتند تا به تحقيق درباره اين جنايت فجيع بپردازند.
بررسى هاى اوليه نشان داد مقتول دخترى حدوداً ۱۹ ساله است كه تقريباً ۵ تا ۶ ساعت از قتل وى مى گذرد. از سوئى جسد در حالى پيدا شد كه عريان بود و اين موضوع فرضيه تجاوز به مقتول را پيش روى كارآگاهان قرار داد. سرانجام اعضاى بدن دختر ناشناس براى انجام آزمايش هاى تخصصى به سازمان پزشكى قانونى منتقل شد و پليس به بازجوئى از شاهدان و افرادى كه كيسه را پيدا كرده بودند، پرداخت.
يكى از نگهبانان شهرك مخابرات به مأموران گفت: امروز صبح بطور اتفاقى چند كيسه پلاستيكى را ديدم كه كنار جاده خاكى رها شده بود از آنجا كه كيسه ها خون آلود بودند به موضوع مشكوك شدم و يكى از آنها را باز كردم.
صحنه فجيع و دلخراشى بود. من با باز كردن كيسه سر يك انسان را در حالى كه كاملاً خون آلود بود پيدا كردم. نفسم بند آمده بود و تمام بدنم از شدت ترس و وحشت مى لرزيد. نمى دانستم بايد چه كار كنم. بلافاصله با پليس ۱۱۰ تماس گرفتم و موضوع را اطلاع دادم. آن صحنه هرگز از ذهنم پاك نمى شود و اين سئوال كه دختر جوان كه بوده و به چه دليل او را كشته اند رهايم نمى كند.
در شرايطى كه هيچ سرنخى از اين جنايت دلخراش وجود ندارد پليس به بررسى فرضيه هاى موجود پرداخت.
آيا دختر ناشناس يك دختر فرارى است كه قربانى وسوسه هاى شوم چند جوان شده يا اينكه فرد يا افراد ناشناس به قصد ديگرى مانند انتقام جويى او را كشته و براى از بين بردن سرنخ ها جسد را مثله كرده اند؟
هم اكنون پليس تحقيقات خود را براى يافتن پاسخ اين سئوالات ادامه مى دهد و اين در حالى است كه در فرضيه اى ديگر احتمال داده مى شود دختر جوان به صورت ناخواسته توسط فرد يا افرادى از پاى درآمده باشد و آنها براى رها كردن خود از شر جسد آن را تكه تكه و در خيابان رها كرده باشند.
در اين ميان كارآگاهان به سازمان پزشكى قانونى چشم دوخته اند تا متخصصان اين سازمان سرنخ هائى از اين جنايت در اختيار آنها قرار دهند.
اكنون پزشكى قانونى بايد نحوه قتل دختر ناشناس و موضوع تجاوز به وى را فاش كند. از سويى انجام آزمايش هاى سم شناسى نيز مى تواند گره هاى اين پرونده را بگشايد. به هر حال تحقيقات گسترده و همه جانبه براى افشاى راز اين جنايت هولناك همچنان ادامه دارد.

افشاى كلاهبردارى هاى استاد قلابى دانشگاه 
مردى كه خود را استاد دانشگاه جا زده و با تحريك احساسات شهروندان تهرانى به بهانه كمك به يتيمان و بيماران نيازمند، كلاهبردارى كرده بود رديابى و دستگير شد.
به گزارش ايسكانيوز، هفته گذشته مردى به دادسراى جنايى تهران رفت و اعلام كرد: وقتى در بزرگراه كردستان براى پيدا كردن يك نشانى از رهگذر ناشناسى كمك خواستم او سوار ماشينم شد، خودش را استاد دانشگاه معرفى كرد و گفت: براى كمك به يتيمان و بيماران نيازمند فعاليت مى كند به اين ترتيب احساساتم تحريك شد و ۵ هزار تومان به او دادم.
شاكى ادامه داد: آن مرد وقتى از ماشين پياده مى شد به او شك كردم و تلفن همراهش را گرفتم، آنجا بود كه فهميدم سرم كلاه رفته است.
به دنبال شكايت اين شهروند و با توجه به تشكيل چندين پرونده مشابه، تحقيقات پليس پايتخت و چهره نگارى رايانه اى براى دستگيرى استاد دانشگاه قلابى آغاز شد تا اينكه مجرم روز شنبه هنگام كلاهبردارى از يك تهرانى ديگر رديابى و دستگير شد. محمد كه ابتدا خود را بيگناه مى خواند در ادامه بازجوئى ها لب به اعتراف گشود و به چندين فقره كلاهبردارى مشابه اعتراف كرد: چون كار خوبى گيرم نيامد فكر كردم كم دردسرترين راه پول درآوردن تحريك احساسات مردم است!

ماموران قلابى پسر ۱۵ ساله را ربودند
تحقيقات پليس براى يافتن پسر نوجوانى كه توسط مأموران قلابى ربوده شده است، آغاز شد. به گزارش رسيده، هفته گذشته مردى به دادسراى جنايى تهران مراجعه كرد و گفت چندى پيش من به اتفاق چند جوان شهرستانى كه تازه به تهران آمده بودند، يك خانه اجاره كرديم، هر كدام از ما به دنبال كارى بوديم، در ميان ما پسر ۱۵ ساله اى كه از يكى از شهرهاى غربى به تهران آمده بوديم هم وجود داشت، ۲ روز پيش چند مرد جوان كه خود را مأمور معرفى كردند، وارد خانه شدند، من و آن پسرك تنها بوديم، آنها مرا بشدت كتك زدند و بعد پسرك ۱۵ ساله را با خود بردند، من به چند مركز بسيج سر زدم و متوجه شدم آنها در هيچ مركزى عضو نيستند و پسرك ۱۵ ساله را دزديده اند و تاكنون از او هيچ خبرى نشده است.
تحقيقات مأموران براى پيدا كردن پسرك ۱۵ ساله و ادعاى اين مرد آغاز شده است.

مرد جوان قربانى عشق شوم همسرش شد؛
زن خيانتكار براى قتل شوهرش آدمكش اجير كرد
زن جوان براى رسيدن به عشق شوم خود با اجير كردن پسرخاله اش شوهرش را در بيابان هاى اطراف قيامدشت به قتل رساند.
به گزارش رسيده، دوم آذر ماه سال ۸۳ مردى با مأموران پليس قيامدشت تماس گرفت و گفت: دقايقى پيش مردى را در نزديكى گاودارى محل كار من به قتل رسانده اند. پس از اين تماس بلافاصله مأموران پس از حضور در محل جسد غرق در خون مرد جوانى را يافتند كه مشخص بود تازه به قتل رسيده است. بنابراين جسد به پزشكى قانونى انتقال يافت و كارشناسان بررسى صحنه جرم آثار برجاى مانده از اين قتل را به دقت مورد بررسى قرار دادند. همچنين مردى كه جسد را پيدا كرده بود تحت بازجوئى قرار گرفت. اين مرد گفت: من و برادرم در گاودارى محل حادثه مشغول به كار بوديم كه ناگهان صداى پارس سگ نگهبان را شنيديم. از انتهاى گاودارى خودمان را جلوى در رسانديم و متوجه شديم مرد جوانى به قتل رسيده و يك موتورسيكلت هم در نزديكى او رها شده است. اما كسى را حين فرار يا در نزديكى جسد نديديم.
در حالى كه تحقيقات پليس براى افشاى هويت مقتول آغاز شده بود، چند مرد جوان به پليس قيامدشت مراجعه و اعلام كردند، دوستشان به نام محمد گم شده است. يكى از اين جوانان گفت: محمد دوست ما بود. او چند روز است به طرز مرموزى گم شده و در اين مدت هر چند بار كه به مقابل خانه اش رفتيم همسرش گفت او در خانه نيست. تا اينكه ديروز گفت محمد مدتى قبل از خانه خارج شده و ديگر بازنگشته است. ما هم تصميم گرفتيم به پليس خبر دهيم. با توجه به اينكه مشخصات محمد و مشخصات جسد پيدا شده مطابقت داشت، دوستان محمد براى شناسايى جسد به پزشكى قانونى انتقال يافتند، آنها پس از ديدن جنازه اعلام كردند، جسد متعلق به محمد است. بنابراين تحقيقات پيرامون اين جنايت وارد مرحله اى تازه شد و مأموران ابتدا بصيره همسر محمد را تحت بازجوئى قرار دادند، اين زن منكر داشتن هرگونه اختلافى با شوهرش شد و گفت: من و محمد رابطه بسيار خوبى داشتيم. مدتى قبل او به قصد انجام دادن كارى از خانه خارج شد و گفت ديروقت به خانه مى آيد اما ديگر برنگشت. او به من نگفته بود كه با چه كسى قرار ملاقات دارد و چه كارى مى خواهد انجام دهد.
در حالى كه مأموران به دنبال سرنخى از عاملان قتل محمد بودند، يكى از دوستان مقتول به مأموران گفت: روز حادثه محمد به من گفت قرار است با فردى به نام نعيم براى كشيدن ماده مخدر شيشه به جايى برود، اما چون همسرش از شنيدن اين موضوع عصبانى مى شود چيزى به او نگفته است. مأموران در ادامه تحقيقات خود، تلاش خود را براى يافتن نعيم آغاز كردند و متوجه شدند، نعيم پسرخاله بصيره، همسر محمد است. آنها نعيم را براى تحقيقات بيشتر دستگير كردند. اين مرد در ابتدا منكر داشتن هرگونه اطلاعى از ماجرا شد و گفت: روز حادثه من در قيامدشت نبودم. على رغم انكارهاى اين مظنون بازجوئى ها از وى ادامه يافت و او در تحقيقات فنى پليسى لب به اعتراف گشود و گفت: محمد را من كشتم و همسرش بصيره هم با من همدست است.
وى ادامه داد: مدتى بود كه بصيره مرتب از من مى خواست در قبال گرفتن مقدارى پول شوهرش را به قتل برسانم. محمد مرد خوبى بود و من هم به او احترام مى گذاشتم. اما دخترخاله ام بصيره مدعى بود محمد او را كتك مى زند و آزار مى دهد. او به من گفت: در قبال انجام اين قتل حاضر است ۵۰۰ هزار تومان هم به من بدهد.
چون به مواد مخدر اعتياد داشتم حاضر شدم اين كار را بكنم. يك شب قبل از قتل محمد را همراه خودم به باغى در اطراف قيامدشت بردم و با هم شيشه مصرف كرديم، فرداى آن روز به محمد گفتم دوستم مقدار زيادى ماده مخدر شيشه در باغى دفن كرده و من از جاى آن باخبرم.
متهم افزود: به محمد پيشنهاد كردم با هم آنجا برويم و آن مواد را بيرون بياوريم. محمد هم قبول كرد. با هم به نزديكى باغى در اطراف قيامدشت رفتيم، هنوز وارد باغ نشده بوديم و اطراف ما بيابان بود، من و محمد از موتور پياده شديم، محمد را با چوب زدم و با هم درگير شديم، بعد چندين ضربه هم با چاقو به او زدم، وقتى غرق در خون روى زمين افتاد، متوجه شدم ۲ مرد از گاودارى كه آن نزديكى ها بود در حال دويدن به طرف من هستند، از ترس موتورم را همانجا رها كردم و پا به فرار گذاشتم.
نعيم اضافه كرد: پس از فرار به خانه بصيره رفتم و به او گفتم كار تمام شد و محمد را به قتل رساندم. سپس ۵۰۰ هزار تومان را از او گرفتم و رفتم. با اعترافات نعيم پليس بصيره را بازداشت كرد، اين زن ۲۲ ساله وقتى ديد مدارك زيادى عليه او وجود دارد از نقشه شومش پرده برداشت و گفت: مدتى قبل با يك مرد افغان به نام ابراهيم آشنا شدم، هر چند او افغان بود اما به شدت به او علاقه پيدا كردم و تصورم اين بود كه حتى يك لحظه هم نمى توانم بدون او زندگى كنم، به همين خاطر نقشه قتل محمد را كشيدم. من و شوهرم هيچ اختلافى با هم نداشتيم و دليلى براى جدائى وجود نداشت و اگر براى طلاق اقدام مى كردم او مرا طلاق نمى داد. به همين خاطر به نعيم پسرخاله ام پيشنهاد كردم كه محمد را بكشد. بهانه ام اين بود كه محمد مرا كتك مى زد. نعيم معتاد بود و در قبال گرفتن ۵۰۰ هزار تومان پول حاضر شد اين قتل را انجام دهد. بعد از اينكه محمد را كشت پول را به او دادم و موضوع را به ابراهيم گفتم. در اين مدت هر بار دوستان شوهرم سراغش را مى گرفتند به آنها جواب درستى نمى دادم.
پس از پايان تحقيقات و تكميل پرونده، كيفرخواست عليه نعيم به اتهام قتل و بصيره به اتهام معاونت در قتل صادر شد و اين دو بزودى در شعبه ۷۱ دادگاه كيفرى استان تهران محاكمه خواهند شد.

پس از گذشت ۲۹ ماه از قتل زن جوان؛
سرنخ تازه از جنايت جشن تولد كشف شد
پرونده قتل مرموز زن جوانى كه در منزل مسكونى اش از پاى در آمد پس از گذشت ۲۹ ماه با به دست آمدن سرنخى تازه بار ديگر به جريان افتاد.
به گزارش رسيده در اين جنايت كه ارديبهشت ماه سال ۸۳ به وقوع پيوست زن ۲۸ ساله اى به نام رقيه در منزل مسكونى خود به طرز مرموزى كشته شد. از زمان كشف جسد اين زن پليس تحقيقات خود را براى شناسايى قاتل و افشاى انگيزه قتل آغاز كرد اما اين تحقيقات بى نتيجه ماند تا اينكه سه روز پيش سرنخ تازه اى از اين جنايت به دست آمد. ساعت ۱۶ بعدازظهر روز سه شنبه ۱۵ ارديبهشت ماه سال ۸۳ بستگان رقيه كه از غيبت مرموز او نگران شده بودند به مقابل خانه اش در افسريه رفتند و پس از آنكه كسى در را به روى آنها نگشود با اين احتمال كه حادثه تلخى به وقوع پيوسته است از پليس كمك خواستند.
دقايقى بعد مأموران كلانترى ۱۵۶ افسريه خود را به مقابل آپارتمان موردنظر رساندند و پس از ورود به خانه با جسد بى جان رقيه مواجه شدند.
با كشف جسد موضوع به بازپرس ويژه قتل تهران اطلاع داده شد و به دستور وى گروهى از كارآگاهان پليس جنايى مأموريت يافتند تا تحقيقات خود را پيرامون اين جنايت آغاز كنند.
بازرسى هاى اوليه در صحنه قتل حكايت از آن داشت كه مقدارى تراول، پول و طلاهاى موجود در خانه به سرقت رفته است. از سويى هيچ اثرى از ورود به زور به قربانگاه و شكسته شدن قفل در ورودى وجود نداشت به همين خاطر پليس احتمال داد قاتل از قبل با رقيه آشنايى داشته و با اطلاع از اينكه پول و طلا در خانه وى وجود دارد و مقتول تنها است به عنوان ميهمان وارد قتلگاه شده و نقشه مرگبار خود را عملى كرده است.
از آنجا كه رقيه هنگام مرگ لباس مناسب و پوشيده به تن داشت اين احتمال كه قاتل از آشنايان دور زن جوان باشد قوت گرفت.
كارآگاهان در ادامه به بازجوئى از شوهر رقيه پرداختند و متوجه شدند اين زن ساعت ۶ صبح روز حادثه طبق معمول دختر ۶ ساله خود را به مدرسه برده و سپس به منزل بازگشته و قرار بود بعدازظهر دنبال دخترش برود. طبق برنامه ريزى قبلى رقيه و همسرش، زن ۲۸ ساله قرار بود خود را براى برگزارى جشن تولد دخترش كه همان روز بود آماده كند اما هرگز فرصت چنين كارى پيدا نكرد. در آن زمان هر چند پليس به سرنخ هائى در رابطه با اين جنايت دست يافت و نام چند نفر را در فهرست مظنونان قرار داد اما موفق به شناسايى قاتل اصلى نشد و اين پرونده تبديل به پرونده اى راكد شد. سه روز پيش در حالى كه حدود ۲۹ ماه از وقوع جنايت مى گذرد شوهر رقيه با مراجعه به دادسراى جنايى تهران گفت به مردى كه به عنوان كارگر نزد وى كار مى كرده مظنون است و احتمال مى دهد اين مرد قاتل همسرش باشد.
شوهر رقيه گفت: آن كارگر مدتى نزد من كار كرد اما بخاطر اينكه به گاوصندوق من دستبرد زد و از سويى مردى معتاد بود وى را اخراج كردم و تصور مى كنم او عامل قتل رقيه باشد. شوهر رقيه در حالى اين اظهارات را مطرح كرد كه كارگر اخراجى پيش از اين نيز مورد ظن پليس قرار داشت. بنابراين گزارش هم اكنون با مطرح شدن دوباره نام مرد معتاد در اين پرونده جنايى دستور دستگيرى و انجام تحقيقات از او را صادر شده است.

محاكمه عامل نزاع خونين در اصطبل اسب 
نزاع برسر زنجير يادگارى به جنايت انجاميد
عامل نزاع خونين در اصطبل اسب در كرج هفته گذشته در شعبه ۷۱ دادگاه كيفرى استان تهران محاكمه شد.
به گزارش رسيده، در ابتداى جلسه محاكمه، نماينده دادستان در جايگاه حاضر شد و متن كيفرخواست را خواند، او گفت: ۲۰ فروردين ماه سال جارى مأموران پليس كرج در جريان نزاع خونينى در يك اصطبل اسب قرار گرفتند و متوجه شدند جوانى به نام رسول در جريان اين نزاع توسط فردى به نام على كشته شده است. پس از حضور مأموران در محل، على دستگير و بازجوئى ها از وى انجام شد و با توجه به مدارك و شواهد موجود در پرونده مجرم بودن متهم محرز است و تقاضاى صدور حكم قانونى را دارم. سپس اولياى دم پرونده در جايگاه حاضر شدند و براى متهم تقاضاى صدور حكم قصاص كردند.
در ادامه جلسه دادگاه، على در جايگاه قرار گرفت و از خود دفاع كرد، وى گفت: اتهام قتل را قبول دارم اما قصد كشتن رسول را نداشتم. شب حادثه، برادرم محمد در استراحتگاه مان در اصطبل اسب ها بوديم، او زنجير طلايى داشت كه آن شب در گردنش نبود، از آنجايى كه آن زنجير يادگار مادرم بود، براى ما بسيار اهميت داشت، پرسيدم زنجير را چه كردى برادرم جواب داد مصطفى يكى از همكاران مان آن را از من قرض گرفته است و پس خواهد داد، فرداى آن روز من براى سركشى به اصطبل رفتم يك دفعه صداى درگيرى شنيدم و برگشتم، متوجه شدم برادرم بر سرپس گرفتن زنجير با مصطفى و رسول درگير شده است، به اتفاق بچه هاى ديگر آنها را جدا كرديم و همه چيز تمام شد، برادرم خطاب به رسول گفت: چرا بخاطر مصطفى با من درگير شدى، يك دفعه دوباره رسول و مصطفى به جان برادرم افتادند، من چاقويى در جيبم داشتم كه براى انجام كارها از آن استفاده مى كردم، چاقو را به قصد اينكه رسول را بترسانم به طرفش گرفتم، با اين تصور كه چاقو را به پايش بزنم و از اين طريق بتوانم برادرم را از زير دست و پاى آنها نجات دهم اما يك دفعه او خود را به سمت زمين كشيد و چاقو به شكمش خورد، من هيچ قصدى براى كشتن رسول نداشتم و از پدر و مادرش به خاطر اتفاقى كه افتاده است عذرخواهى مى كنم، مى دانم آنها داغ فرزندشان را ديده اند و به آنها حق مى دهم من را قصاص كنند.
بنابراين گزارش، پس از پايان جلسه محاكمه، ۵ قاضى شعبه ۷۱ براى صدور رأى پرونده وارد شور شدند.

متخصصان پزشكى قانونى و پليس جنايى تهران تحقيق مى كنند؛
مرگ مرموز دو مرد، حادثه يا جنايت؟
متخصصان پزشكى قانونى و كارآگاهان پليس جنايى تهران مأموريت يافتند رازمرگ مرموز دو مرد را فاش كنند.
به گزارش رسيده، بنا به محتويات نخستين پرونده جسد مرد موتورسوارى در بومهن در كنار رودخانه پيدا شد.
پليس پس از آنكه در جريان كشف جسد قرار گرفت به محل حادثه رفت و در بررسى هاى اوليه دريافت حدود دو روز از مرگ اين جوان مى گذرد.
از سوئى مأموران متوجه شدند مقتول سوار بر موتوسيكلت بوده و از بالاى دره به پائين سقوط كرده است.
از آنجا كه رد ترمز موتور اين مرد در دره وجود داشت پليس احتمال داد وى دچار سانحه شده و جان باخته است اما با اين وجود به دستور بازپرس شاملو تحقيقات در اين رابطه ادامه يافت و يك كاردان فنى مسئول بررسى اين موضوع شد.
كاردان فنى پس از بررسى موتور اعلام كرد سيم ترمز آن به وسيله شيئى برنده اى بريده شده و از سوئى آثار تصادف روى بدنه موتورسيكلت وجود ندارد.
با اعلام اين نظريه فرضيه قتل جوان موتور سوار قوت گرفت و هم اكنون كارآگاهان در حال تحقيق پيرامون اين موضوع هستند.
در پرونده دوم روز دوشنبه جسد مرد ۸۰ ساله اى در حالى كه حدود ۲ روز از مرگش مى گذشت در خانه اش واقع در خيابان كارگر شمالى پيدا شده است.
با اعلام اين گزارش تحقيقات آغاز و مشخص شد پيرمرد كه على نام داشت به تنهايى زندگى مى كرده و جسد وى توسط مستاجرش پيدا شد.
كشف يك شال گردن كه دو گره روى آن وجود داشت مرگ على را مشكوك جلوه داد و به همين خاطر از متخصصان پزشكى قانونى خواسته شد تا با انجام آزمايش هاى لازم راز مرگ پيرمرد ۸۰ ساله را فاش كنند.

تلاش بى حاصل خلافكاران براى ارسال ترياك و اشياى عتيقه به كانادا و انگليس 
بيش از دو كيلو گرم شيره ترياك كه در بسته هاى گز و حلوا شكرى جاسازى شده بود تا به كانادا قاچاق شود در گمرك امانات پستى تهران كشف شد.
به گزارش ايسكانيوز، مأموران گمرك امانات پستى تهران، روز يكشنبه به يك بسته بزرگ مواد غذايى كه قرار بود به كانادا فرستاده شود مشكوك شدند و به بازرسى دقيق پرداختند. در نتيجه ۲۲۶۰ گرم شيره ترياك كه خيلى ماهرانه داخل بسته هاى گز و حلوا شكرى جاسازى شده بود كشف و ضبط شد و رديابى سوداگران مرگ در دستور كار پليس معاونت مبارزه با مواد مخدر پايتخت قرار گرفت.
از سويى پليس فرودگاه مهرآباد تهران از كشف اجناس عتيقه از يك مسافر پرواز لندن خبر داد.
مأموران پليس فرودگاه مهرآباد به فردى به نام مهدى س كه مسافر خروجى پرواز ۷۱۸ ايران اير به مقصد لندن بود، مشكوك شدند و پس از بازرسى از چمدان وى ۱۲۵ عدد سكه، اشياء و سنگ هاى مشكوك به عتيقه كشف و ضبط كردند. لازم به ذكر است، بر حسب دستور صادره، اشياى كشف شده براى اظهار نظر و بررسى هاى كارشناسى در مورد ارزش و قدمت تاريخى آن، به سازمان ميراث فرهنگى منتقل شد.
گفتنى است، پليس فرودگاه مهرآباد، پس از تشكيل پرونده مقدماتى، مراتب را به مراجع قضائى انتقال داد

پرونده قتل تاجر چاى به دادگاه كيفرى استان تهران فرستاده شد
درخواست مرگ براى قاتلى با تى شرت قرمز
پرونده مردى كه متهم به قتل يك تاجر چاى است با درخواست مجازات مرگ به دادگاه كيفرى استان تهران ارجاع شد.
به گزارش رسيده، مأموران كلانترى ۱۴۰ باغ فيض تهران ساعت ۱۷ و ۴۵ دقيقه روز ۲۵ فروردين ماه سال جارى از كشف جسد مرد ميانسالى در يك خودرو در خيابان آيت الله كاشانى مطلع شدند و به سرعت خود را به محل حادثه رساندند و با جسد غرق در خون مرد ۴۶ ساله اى به نام حسين كه داخل يك خودرو رها شده بود مواجه شدند.
ماموران با بازرسى خودرو يك جعبه شيرينى كه در آن سلاح كمرى جاسازى شده بود پيدا كردند و در ادامه به بازجوئى از شاهدان عينى پرداختند و متوجه شدند حسين در جريان يك نزاع از سوى مرد جوانى با ضربات چاقو از پاى درآمده است.
شاهدان همچنين به پليس گفتند قاتل نيز در جريان اين نزاع مجروح و به بيمارستان ميلاد منتقل شده است.
پس از پايان يافتن تحقيقات اوليه گروهى از كارآگاهان به بيمارستان ميلاد رفتند و با شناسايى جوان مجروح كه غلام نام دارد به بازجوئى از وى پرداختند.
غلام با انكار اتهام قتل گفت: من ۲ روز پيش پدر شدم و امروز صبح همراه حسين براى ملاقات همسرم به بيمارستان آمديم اما در راه بازگشت سه مرد راه را بر ما بستند و من و حسين را با چاقو مجروح كردند من توانستم خودم را به بيمارستان برسانم، امانمى دانم بر سر حسين چه آمد.
با انكارهاى غلام تحقيقات ادامه يافت و بار ديگر شاهدان عينى تحت بازجوئى قرار گرفتند و گفتند عامل قتل يك تى شرت قرمزرنگ به تن داشته است. از آنجا كه غلام نيز هنگام حضور در بيمارستان تى شرت قرمزرنگ به تن داشت بار ديگر مورد سوءظن پليس قرار گرفت. مرد جوان اين بار در بازجوئى ها به ارتكاب قتل اقرار كرد و گفت: حسين تاجر چاى بود ومن در پى انجام معامله اى با او اختلاف حساب ۱۸ ميليون تومانى پيدا كردم و در نهايت روز حادثه با او درگير شدم و وى را كشتم.
پس از پايان تحقيقات مقدماتى اولياى دم براى متهم درخواست قصاص كردند و در نهايت با صدور كيفرخواست عليه غلام اين پرونده براى رسيدگى به دادگاه كيفرى استان تهران ارجاع شد.

جوان پژو سوار از دختران دم بخت كلاهبردارى مى كرد
مرد جوانى كه از دختران دم بخت كلاهبردارى مى كرد از سوى مأموران پايگاه ششم پليس آگاهى تهران دستگير شد.
به گزارش رسيده، چندى پيش دختر جوانى به پايگاه ششم پليس آگاهى تهران مراجعه كرد و طى شكايتى گفت: مدتى قبل به صورت اتفاقى با پسر جوانى به نام امير آشنا شدم و او كه جوانى خوش صحبت و به ظاهر با شخصيت بود توانست با من طرح دوستى بريزد.
اين دختر جوان افزود: چند روزى از آشنايى من و امير گذشته بود كه او به صورت غيرمستقيم بحث ازدواج را پيش كشيد و من پيش خودم فكر مى كردم او قصد دارد قبل از آنكه به صورت رسمى خواستگارى كند نظر مرا بداند. پس از آنكه مطمئن شدم قصد او از دوستى با من ازدواج است، اعتمادم نسبت به وى بيشتر شد تا اينكه يك روز به من گفت مى تواند از طريق آشنايانش براى من ۵ ميليون تومان وام بگيرد، اما قبل از اين كار بايد ۵۰۰ هزارتومان به او بدهم تا كارهايم را انجام دهد و من كه به پول نياز داشتم خيلى زود مبلغ درخواستى اش را فراهم كردم و به او دادم و منتظر شدم تا نوبت من براى دريافت وام برسد.
دختر جوان ادامه داد: پس از چند روز دوباره امير به من گفت دوستى در بازار دارد كه طلاى دست دوم را با طلاى نو عوض مى كند او طلاهاى مرا از من گرفت و پس از معاوضه چند النگوى نو به من داد و پس از آن بطرز مرموزى ناپديد شد و من پس از تحقيق فهميدم النگوهايى كه امير به من داده قلابى است.
پس از طرح اين شكايت مأموران تحقيقات خود را براى دستگيرى پسر جوان كه طلاها و ۵۰۰ هزارتومان وجه نقد دختر شاكى را سرقت كرده بود آغاز كردند.
ماموران كه مى دانستند اميرجوانى است كه يك پژو ۲۰۶ نقره اى رنگ دارد، در نخستين مرحله تلاش كردند تا خودروى وى را رديابى كنند.
در حالى كه تحقيقات پيرامون اين پرونده ادامه داشت دو دختر جوان ديگر نيز شكايات مشابهى را مطرح و عليه جوان پژو سوار شكايت كردند.
با طرح شكايات جديد پرونده از حساسيت بيشترى برخوردار شد و كارآگاهان با گسترش دامنه تحقيقات خود سرانجام پسر ۲۷ ساله را در شهرك شريعتى واقع در جاده ساوه شناسايى و وى را دستگير كردند.
با دستگيرى امير بازجوئى ها از وى آغاز شد و اين در حالى است كه پليس احتمال مى دهد پسر شياد دختران دم بخت بيشترى را اغفال و از آنان كلاهبردارى كرده باشد.
بنابراين گزارش بازپرس شعبه ۹ دادسراى ناحيه ۱۴ از افرادى كه به اين شيوه مورد كلاهبردارى قرار گرفته اند خواسته است تا براى طرح شكايات عليه امير به پايگاه ششم پليس آگاهى مراجعه كنند.

با صدور كيفرخواست عليه دو متهم
قاتلان دختر ۲۵ ساله محاكمه مى شوند
پرونده دو پسر جوان كه متهم به قتل دختر ۲۵ ساله اى هستند با صدور كيفرخواست به دادگاه كيفرى استان تهران فرستاده شد.
به گزارش فارس روز ۱۳ اسفند ماه سال گذشته مردى با مراجعه به دادسراى جنايى تهران از ناپديد شدن مشكوك دخترش خبر داد. اين مرد در شكايتش به بازپرس جنايى تهران گفت: روز گذشته دخترم خانه مان در قيطريه را ترك كرد و ديگر از او خبرى نشد. بخاطر اينكه دختر ۲۵ ساله ام هيچ وقت بدون اطلاع، شب خانه را ترك نمى كرد به موضوع مشكوك شدم و به دنبال او گشتيم اما هيچ ردى از او نيست. با طرح اين شكايت پرونده به اداره آگاهى فرستاده شد و مأموران تحقيقات خود را براى شناسايى سرنوشت دختر جوان آغاز كردند.
در حالى كه هيچ ردى از دختر ناپديد شده در دست نبود دو روز پس از طرح شكايت، جسد دختر جوانى در غرب تهران كشف شد.
ماموران دايره ويژه قتل پليس آگاهى پس از حضور در محل متوجه شدند جسد متعلق به دختر جوانى است كه در محل ديگرى خفه شده و سپس به آن مكان منتقل شده است. در ادامه تحقيقات كارآگاهان پى بردند جسد كشف شده متعلق به دختر ۲۵ ساله اى است كه دو روز قبل پدرش فقدان او را گزارش كرده بود. با كشف جسد اين دختر پرونده وارد مرحله تازه اى شد و مأموران در بررسى هاى خود پى بردند مقتول آخرين بار در داخل خودروى پيكان قرمز رنگى ديده شده است. با به دست آمدن اين سرنخ شناسايى خودرو در دستور كار مأموران قرار گرفت و پس از چند روز مالك خودرو به نام احمد شناسايى و دستگير شد. احمد پس از انتقال به دايره آگاهى منكر هرگونه اطلاعى از قتل دختر جوان شد، اما سرانجام در بازجوئى هاى فنى و پليسى لب به اعتراف گشود و پرده از راز قتل فجيع دختر جوان برداشت.
احمد به مأموران گفت: چند روز قبل مقتول را سوار خودروام كردم و با او طرح دوستى ريختم. پس از پياده شدن دختر جوان از خودروام در قيطريه به خانه آمدم موضوع را به يكى از دوستانم به نام رضا اطلاع دادم و قرار شد با مقتول قرار بگذارم و همراه رضا به ديدن او برويم.
روز حادثه دختر جوان در حوالى ميدان وليعصر سوار خودروى من شد، او با ديدن دوستم به حضورش اعتراض كرد و اين موضوع باعث درگيرى ما شد. خيلى ترسيده بودم به همين خاطربراى ساكت كردن او به همراه دوستم كمربند را به دور گردنش انداختيم و خفه اش كرديم.
با اعترافات احمد مأموران رضا را دستگير كردند و او نيز به همدستى در قتل اعتراف كرد. پس از بازسازى صحنه جنايت از سوى دو پسر جوان براى احمد و رضا اتهام قتل قرار مجرميت را صادر شد كه با تائيد قرار مجرميت و صدور كيفرخواست پرونده هفته گذشته براى محاكمه به دادگاه كيفرى استان تهران فرستاده شد.
قرار است بزودى دو متهم پرونده در حضور ۵ قاضى دادگاه كيفرى از خود دفاع كنند.

مرد شكاك همسرش را كشت 
مرد جوانى به خاطر سوءظن به همسرش او را از پاى در آورد.
به گزارش رسيده، روز ۲۵ مهرماه سال جارى، مردى به مأموران پليس شهرستان ايذه مراجعه كرد و گفت: همسرم در حمام خانه خودكشى كرده است. پس از اظهارات اين مرد با حضور مأموران در محل حادثه تحقيقات براى مشخص شدن علت دقيق مرگ زن جوان آغاز شد.
مرد جوان كه على نام دارد در تحقيقات گفت: روز حادثه وقتى به خانه آمدم متوجه غيبت همسرم شدم و همه جا را براى پيدا كردنش گشتم، اما اثرى از همسرم نبود و وقتى به حمام رفتم ناگهان ديدم زنم خودش را از لوله شير حمام حلق آويز كرده است بنابراين موضوع را به پليس خبر دادم.
ماموران در ادامه تحقيقات با بازجوئى از همسايه ها دريافتند، على در تعريف ماجرا به آنها چيز ديگرى گفته است به همين خاطر اين فرضيه كه على حقيقت را پنهان مى كند و با بيان حرف هاى ضد و نقيض قصد گمراه كردن مأموران را دارد پيش روى پليس قرار گرفت.
بنابراين مرد جوان بارديگر به اداره آگاهى احضار شد و تحت بازجوئى هاى فنى پليسى قرار گرفت. على وقتى ادله پليس را ديد لب به اعتراف گشود و گفت: من و همسرم بسيار با هم اختلاف داشتيم. او نسبت به من وفادار نبود و مدتى بود متوجه شده بودم دچار فساد اخلاقى است. شب حادثه وقتى در خواب بود يكدفعه از اينكه به من توجهى نمى كند بشدت عصبانى شدم يك روسرى دورگردنش پيچيدم و آنقدر فشار دادم تا خفه شد. بعد جسدش را به حمام بردم و از لوله آب آويزان كردم تا مرگ او را خودكشى جلوه دهم.
سپس به پليس گفتم از علت مرگ همسرم خبرى ندارم و از اينكه چرا خودكشى كرده چيزى نمى دانم.
پس از اعترافات على، وى با قرار بازداشت راهى زندان شد.

با صدور كيفرخواست عليه مرد مسلح؛
جانى خطرناك به اتهام قتل مأمور پليس پاى ميز محاكمه مى رود
جانى خطرناك كه براى فرار از دست پليس، نوجوانى را گروگان گرفته و معاون فرماندهى انتظامى اسلامشهر را به قتل رسانده بود بزودى محاكمه مى شود.
به گزارش رسيده، اوايل سال ۸۴ يك متهم خطرناك كه بنا بر كيفرخواست صادره محارب شناخته شده بود پس از ضرب و جرح مأموران بازداشتگاه از اداره آگاهى سنندج فرار كرد.
با اعلام اين خبر اكيپ ويژه اى از كارآگاهان براى دستگيرى متهم فرارى آغاز به كار كردند. بررسى هاى اوليه نشان داد، متهم فرارى كه اكبر نام دارد و از سارقان حرفه اى مسلح است، چندين فقره سابقه كيفرى دارد و چندى پيش نيز به اتهام قتل عمدى از سوى مأموران سنندج بازداشت شده بود.
ماموران همچنين دريافتند، دادستان سنندج براى اكبر به اتهام قتل عمدى و محارب بودن تقاضاى اعدام كرده بود.
همچنين مأموران پيش از فرار در بازجوئى از اكبر دريافته بودند، او به اتفاق خواهرش به نام توران ۱۴ فقره سرقت مسلحانه انجام داده و يك قبضه سلاح كلاشينكف نيز نگهدارى مى كرده و در مواردى براى فروش ماشين هاى مسروقه به جعل سند هم دست مى زده است.
با اطلاعات به دست آمده دامنه تحقيقات براى دستگيرى اكبر گسترش يافت و مأموران در تحقيقات شبانه روزى خود متوجه شدند متهم پس از فرار از بازداشتگاه آگاهى سنندج به شهرك واوان در اسلامشهر گريخته و در آنجا زندگى مى كند.
با به دست آمدن شماره تلفن اكبر، فرماندهى انتظامى استان تهران مسئول دستگيرى اكبر شد. بنابراين اكيپ ويژه اى از زبده ترين مأموران پليس اسلامشهر مخفيگاه اين مجرم خطرناك را شناسايى كردند و آنجا را تحت نظر گرفتند.
ماموران در يك عمليات ضربتى، منطقه اى را كه اكبر در آن زندگى مى كرد تحت محاصره درآوردند، اما اكبر به محض اينكه متوجه حضور مأموران شد پا به فرار گذاشت، ولى وقتى ديد ساختمان هاى اطراف به محاصره پليس درآمده است، وارد خانه همسايه ديوار به ديوارش شد و پسر ۱۵ ساله آنها را كه در حال بازى با كامپيوتر بود به گروگان گرفت.
عمليات پليس زمانى پيچيده تر شد كه اكبر تهديد كرد اگر مأموران اجازه خروج به او ندهند با سلاحى كه همراه دارد گروگان خود را خواهد كشت. بنابراين سرهنگ تقى قاسمى، معاون فرمانده انتظامى اسلامشهر شخصاً فرماندهى عمليات را برعهده گرفت. سه ساعت صحبت با اكبر براى آزاد كردن نوجوان ۱۵ ساله به نتيجه اى نرسيد و سرهنگ قاسمى تصميم گرفت تا براى آزاد كردن پسر نوجوان وارد محل گروگانگيرى شود.
مطابق نقشه عمليات سرهنگ قاسمى براى مهار گروگانگير يك گاز اشك آور به درون اتاق انداخت و بلافاصله وارد شد، اما از آنجا كه گاز اشك آور با تاخير شروع به نشت كرد، هنگامى كه سرهنگ قاسمى از اكبر خواست ۲ دستش را بالا بگيرد وى به سوى فرمانده عمليات آتش گشود و وى را به قتل رساند.
در اين هنگام مأموران به سمت مرد مسلح حمله بردند و اكبر را دستگير كردند، پس از انتقال جسد سرهنگ قاسمى به پزشكى قانونى ادامه عمليات براى دستگيرى برادر اكبر كه همدست او بود ادامه پيدا كرد و در نهايت پليس موفق شد اسماعيل را در حالى كه قصد داشت از طريق لوله بخارى فرار كند، دستگير كند.
پس از انتقال اكبر و اسماعيل به دادسرا، بازجوئى از آنها آغاز شد. اكبر در بازجوئى ها لب به اعتراف گشود و گفت: بعد از اينكه دادسراى سنندج مرا محارب شناخت ديگر اطمينان داشتم كه اعدام خواهم شد به همين خاطر هم تصميم به فرار گرفتم. بعد از فرار در واوان اسلامشهر ساكن شدم. من كارهاى خلاف زيادى انجام داده بودم و دستگيرى مجدد من با اعدامم برابر بود، به همين خاطر هم وقتى پليس دوباره مخفيگاه مرا شناسايى كرد گروگانگيرى كردم.
سرهنگ قاسمى كه وارد اتاق شد و دستور داد دستانم را بالا بگيرم به بهانه بالا بردن دست به طرفش شليك كردم و او را به قتل رساندم.
اكبر در بخش ديگرى از اعترافاتش مدعى شد، ۱۵ نفر را در مناطق مختلف كشور به قتل رسانده است. او سپس به تشريح جزئيات قتل ها پرداخت، بنابراين تحقيقات پليس براى بررسى ادعاى اكبر آغاز شد، اما كارآگاهان دريافتند، وى دروغ گفته و اعترافش به ۱۵ قتل براى انحراف مسير تحقيقات بوده است.
پس از پايان تحقيقات و صدور كيفرخواست پرونده اتهامى اكبر به اتهام قتل معاون فرمانده انتظامى اسلامشهر به شعبه ۷۱ دادگاه كيفرى استان تهران فرستاده شد.

به سفر خاتمى فريبكار به بريتانيا و مهمانداران او اعتراض كنيم!
اعلام شده است كه روز اول نوامبر ۲۰۰۶ خاتمى، رئيس جمهور سابق، از گردانندگان رژيم ضد خلقى جمهورى اسلامى ويكى از فريبكارترين مهره هاى اين حكومت جنايتكار در چارچوب سفر خود به بريتانيا، براى دريافت «دكتراى افتخارى» و ايراد سخنرانى در لندن خواهد بود. پذيرايى از خاتمى فريبكار و حمايت از رژيم ضدخلقى اى كه اين عنصر تبهكار نمايندگى مى كند، معنايى جز صحه گذاردن بر جنايات و سياستهاى ضد خلقى رژيم جمهورى اسلامى، بويژه ۸ سال حاكميت ضد مردمى دولت خاتمى بر عليه كارگران وخلقهاى تحت ستم ما نداشته و ماهيت رسوا و عوامفريبانه دولت انگليس و ترتيب دهندگان اين سفر را به نمايش مى گذارد.
رژيم جمهورى اسلامى در طول ۲۷ سال حاكميت سياه خويش، و از آنجمله در دوران ۸ سال زمامدارى خاتمى فريبكار، ارمغانى جز تشديد وابستگى، استثمار و غارت، فقر و بيكارى، محروميت و تحقير، فحشاء و اعتياد و سركوب و شكنجه و زندان و اعدام، براى كارگران، توده هاى زحمتكش، دانشجويان، زنان، جوانان و خلقهاى تحت ستم ما نداشته و در اعمال اين سياستهاى ضد خلقى، همواره توسط قدرتهاى جهانخوار و دولتهاى امپرياليستى حمايت شده است. خاتمى تبهكار مظهر و نماينده چنين رژيمى ست.
اعتراض به حضورخاتمى، اعتراض به جنايات بيكران جمهورى اسلامى در استثمار بيرحمانه و به خاك سياه نشاندن صد ها هزار تن از كارگرانى ست كه زندگى آنان و خانواده هايشان در اثر سياستهاى ضد خلقى دولت او به فقر و فلاكت و نابودى كشانده شده است.
اعتراض به خاتمى، اعتراض به جنايات دولت او در به خاك و خون كشاندن هزاران تن از دانشجويان مبارز، اعتراض به شكافتن سينه كارگران معترض، اعتراض به سركوب زنان، اعتراض به قتل صد ها تن از روشنفكران و مخالفين، اعتراض به سركوب خلقهاى تحت ستم ملى، اعتراض به گسترش فحشا، كودكان خيابانى، اعتياد، كارتن خوابى وهزاران جنايت ريز و درشت ديگر نظام جمهورى اسلامى است كه در طول ۲۷ سال گذشته بر عليه توده هاى محروم، اعمال شده و در دوران حكومت ننگين او ابعاد هر چه گسترده ترى داشته است.
و بالاخره اعتراض به حضور خاتمى و مهمانداران رياكاراو، دفاع از حقوق حقه و مبارزات دلاورانه توده هاى آگاه و مبارزى ست كه يك لحظه از مقاومت و مبارزه در برابر اين رژيم ضد خلقى باز نايستاده اند واز دولت او نيز با شعار «مرگ بر خاتمى، مرگ بر خامنه اى، مرگ برجمهورى اسلامى» استقبال كردند.
با حضور هرچه وسيعتردر محل سخنرانى خاتمى جنايت پيشه به سفراو و به ترتيب دهندگان اين سفر رسوا اعتراض كنيم و فرياد مقاومت و اعتراض مردم تحت ستم ايران را به گوش افكار عمومى برسانيم.
زمان: چهارشنبه ۱ نوامبر ،۲۰۰۶ ساعت ۴: ۳۰ بعد از ظهر
مكان: Chatham House، ۱۰ St Jamesق€™s Square، London SW1Y 4LE
نزديكترين ايستگاه قطار Green Park /Piccadilly Circus
---------------------------------------------------------
سازمان دمكراتيك- ضد امپرياليستى ايرانيان در انگلستان
فعالين چريكهاى فدايى خلق ايران در لندن

چهار دختر جوان اسير وسوسه هاى شيطانى استاد كاراته شدند
يك استاد كاراته كه دختران جوان را اسير وسوسه هاى شيطانى خود مى كرد از جرايم خود پرده برداشت.
به گزارش رسيده، تيرماه سال جارى دختر جوانى به نام ليلا با مراجعه به پليس آگاهى تهران عليه يك استاد كاراته شكايت كرد و گفت: چندى پيش در روزنامه آگهى استخدام منشى در يك شركت كه در زمينه لوازم ورزشى فعاليت داشت را ديدم و از آنجا كه دنبال كار مى گشتم به دفتر اين شركت رفتم اما پس از ورود به آنجا با دو مرد و يك زن كه لباس راحتى به تن داشتند مواجه شدم و مدير شركت به من گفت براى استخدام فردا نزد وى بروم.
ليلا ادامه داد: روز بعد دوباره به دفتر شركت رفتم. على مدير شركت در آنجا تنها بود. او پس از كمى صحبت با من ناگهان درهاى دفتر را قفل كرد و مرا مورد تجاوز قرار داد. پس از اين ماجرا على را تهديد كردم كه عليه وى شكايت مى كنم اما او گفت اگر از شكايت منصرف شوم با من ازدواج مى كند براى همين من هم موضوع را به كسى نگفتم تا اينكه پس از مدتى فهميدم وعده ازدواج على دروغ است. اين مرد از همسر خود جدا شده و صاحب دو فرزند است و فقط براى اينكه عليه او شكايت نكنم به من قول ازدواج داده بود. پس از طرح اين شكايت بلافاصله مأموران به شركت موردنظر رفتند تا على را دستگير كنند اما اين مرد هنگامى كه با پليس مواجه شد به مقابله با مأموران پرداخت.
در نهايت پس از چند دقيقه درگيرى با شليك گاز اشك آور على دستگير و به اداره آگاهى منتقل شد و در بازجوئى ها به جرم خود اعتراف كرد و گفت: من صاحب يك سبك خاص در كاراته هستم و شاگردان زيادى دارم از سويى يك شركت فروش لوازم ورزشى نيز داير كرده ام و روزى كه ليلا براى استخدام به دفتر من آمد وسوسه شدم و او را مورد تجاوز قرار دادم.
پس از اعترافات استاد كاراته در حالى كه مأموران احتمال مى دادند على جرايم ديگرى نيز مرتكب شده باشد او را براى انجام تحقيقات بيشتر در بازداشت نگه داشتند. در حالى كه تحقيقات از اين مرد ورزشكار ادامه داشت وى هفته گذشته به جرايم ديگرى نيز اعتراف كرد. على گفت: من به غير از ليلا سه دختر جوان ديگر را نيز مورد تجاوز قرار داده ام اين دختران به صورت جداگانه براى آموزش نزد من آمده بودند و من در فرصتى مناسب در حالى كه دچار وسوسه هاى شيطانى شده بودم آنها را مورد تجاوز قرار دادم اما از آنجا كه مى ترسيدم با شكايت آنان دستگير شوم به هر يك از دختران كمربند مشكى كاراته دادم و به اين طريق آنها را راضى كردم كه از شكايت عليه من صرفنظر كنند، اما در مورد ليلا نتوانستم اين كار را انجام دهم و سرانجام به دام افتادم.
بنابراين گزارش هم اكنون تحقيقات از استاد كاراته براى افشاى جرايم احتمالى ديگرش ادامه دارد.

دايى جنايتكار ۸ ماه پس از وقوع جنايت دستگير شد
قتل دلخراش دختر ۱۸ ساله به بهانه فساد اخلاقى 
راز قتل دختر جوانى كه حدود ۸ ماه پيش جسدش در يك پتوى شطرنجى در كرمانشاه پيدا شده بود فاش شد. رسيدگى به اين پرونده از روز ۱۲ بهمن ماه سال گذشته و زمانى آغاز شد كه مأموران نيروى انتظامى جسد دختر جوانى را كه در حوالى شهرك معلم كرمانشاه رها شده بود پيدا كردند. جسد دختر جوان كه حدوداً ۲۰ ساله به نظر مى رسيد در حالى كه دست و پايش با طناب بسته شده و آثار خفگى روى گردن وى مشهود بود داخل يك پتوى شطرنجى پيچيده شده بود و هيچ نشانه اى كه هويت او را فاش كند وجود نداشت. مأموران در حين بازرسى در اطراف محل كشف جسد يك دستگاه تلفن همراه پيدا كردند كه به احتمال زياد متعلق به دختر ناشناس بود. به اين ترتيب پليس جنايى تحقيقات خود را روى تلفن همراه كشف شده متمركز كرد تا از اين طريق به سرنخ هائى درباره هويت قربانى و علت قتل او دست يابد. كارآگاهان با دريافت فهرست مكالمات انجام شده با اين موبايل متوجه شدند مقتول چند بار با يك شماره تلفن تماس گرفته و هر بار دقايق زيادى صحبت كرده است. اين بار پليس در صدد برآمد تا فردى را كه با دختر ناشناس در ارتباط تلفنى بوده است رديابى كند.
بررسى هاى انجام شده در اين رابطه نشان داد مقتول با پسر ۲۴ ساله اى به نام «م ر» كه به عنوان سرباز در يك مركز درمانى خدمت مى كند تماس مى گرفته است.
پليس پس از پى بردن به اين موضوع با اين احتمال كه «م ر» اطلاعاتى از مقتول و علت قتل وى دارد به سراغ او رفته و پسر جوان را تحت بازجوئى قرار دادند.
اين جوان در اظهارات خود گفت: من دى ماه امسال سال ۸۴ به صورت اتفاقى با دخترى آشنا شدم و ما با هم به صورت تلفنى در ارتباط بوديم اما هنوز خيلى با هم صميمى نشده بوديم و من نام كوچك او را نمى دانم فقط مى دانم نام خانوادگى اش «و» است.
«م ر» افزود: دختر جوان آخرين بار از تهران با من تماس گرفت و گفت عمويش در كرمانشاه او را به مرگ تهديد كرده و به همين خاطر وى به تهران فرار كرده است. پس از آن ديگر تماسى از طرف آن دختر نداشتم و نمى دانم چه بر سر او آمده است.
گفته هاى سرباز جوان سرنخ هائى را در رابطه با اين جنايت در اختيار پليس قرار داد و آنان توانستند با پيگيرى اطلاعات به دست آمده هويت مقتول را فاش كنند و به جزئياتى از زندگى او پى ببرند.
كنكاش هاى پليس در اين رابطه فاش كرد مقتول دختر ۱۸ ساله اى به نام «نگار» است كه سال ها قبل پدر و مادر خود را از دست داده و با عمويش به نام «ح و» زندگى مى كرده است.
از سوى ديگر كارآگاهان با موشكافى درباره خانواده نگار متوجه شدند دايى وى به نام «خ ن» از اشرار سابقه دار كرمانشاه است كه در زمينه توزيع مواد مخدر و مشروبات الكلى فعاليت دارد.
در نهايت مأموران پليس آگاهى كرمانشاه در حالى كه حدود ۸ ماه از قتل دختر جوان مى گذشت با اين فرضيه كه دايى خلافكار نگار در مرگ برادرزاده اش نقش داشته است به سراغ وى رفته و پس از محاصره خانه «خ ن» اين مرد را دستگير كردند.
با دستگيرى «خ ن» از منزل وى مقدارى مشروبات الكلى، مدارك جعلى و ادوات استعمال مواد مخدر كشف و اين متهم به اداره آگاهى منتقل شد. «خ ن» هنگامى كه از سوى پليس تحت بازجوئى هاى ويژه قرار گرفت به قتل خواهرزاده خود اعتراف كرد و گفت نگار را به خاطر فساد اخلاقى كشته است.
اين مرد توضيح داد: چندى پيش نگار از خانه فرار كرد و به تهران رفت. پس از اين ماجرا در حالى كه من و عمويش آبروى خود را در خطر مى ديديم به تهران رفتيم و با جستجوى فراوان وى را پيدا كرديم و به كرمانشاه بازگردانديم. عليرغم اينكه نگار در منزل عمويش زندگى مى كرد پس از بازگشت به شهرمان او را به خانه خودمان بردم و روز ۱۱ بهمن ماه سال گذشته وى را خفه كردم.
اين متهم ادامه داد: پس از قتل نگار موضوع را به عمويش اطلاع دادم و ما با كمك هم جسد خواهرزاده ام را داخل پتو پيچيديم و در شهرك معلم رها كرديم.
پس از اعترافات «خ ن»، همدست وى نيز تحت بازجوئى قرار گرفت و گفته هاى اين مرد را تائيد كرد.

تائيد حكم قصاص قاتل زنجيره اى زنان تهرانى 
ديوان عالى كشور حكم قاتل زنجيره اى تهران و همدستش را كه سه زن را به قتل رسانده بود تائيد كرد.
به گزارش رسيده، اين قاتل زنجيره اى كه عليرضا نام دارد، زمستان سال گذشته با همدستى دخترى به نام اعظم، از طريق آگهى روزنامه، افرادى را كه خانه هايشان را براى فروش، آگهى كرده بودند در مناطق بالاى شهر تهران شناسايى كرده و هنگامى كه زن خانواده تنها بود، به اتفاق همدستش اعظم وارد خانه شده و در فرصتى مناسب با طنابى قرمز رنگ دست و پاى آنها را مى بست وپس از سرقت اموال با ارزش، آنها را با ضربات چاقو به قتل مى رساند.
عليرضا و اعظم سه زن را به اين شيوه به قتل رساندند و پس از تحقيقات پليس از طريق يك شماره تلفن دستگير شدند. آنها به سه فقره قتل اعتراف كرده و به آزار و اذيت چند زن ديگر نيز اعتراف كردند. عليرضا و اعظم پس از محاكمه در شعبه ۷۱ دادگاه كيفرى استان تهران به ترتيب به اعدام (قصاص) و ۱۵ سال حبس محكوم شدند. اين حكم از سوى ديوان عالى كشور مورد تائيد قرار گرفت و مطابق رأى ديوان، اولياى دم با توافق در مورد پرداخت نصف ديه مى توانند عليرضا را قصاص كنند.

ايران
صفحه اول
داستان
طنز
از شما چه پنهان
از آنچه گفته اند
مقاله ها
گزارش
بازتاب
جهان
خاطرات
از لابلاى متون
مقاله هاى ايران
خبرهاى كوتاه
آخر هفته
حوادث
از رسانه ها
روى خط آلمان
آرشيو روزنامه
آرشيو مقاله ها

•   ايران   •   صفحه اول   •   داستان   •   طنز   •   از شما چه پنهان   •   از آنچه گفته اند   • 
•   مقاله ها   •   گزارش   •   بازتاب   •   جهان   •   خاطرات   •   از لابلاى متون   • 
•   مقاله هاى ايران   •   خبرهاى كوتاه   •   آخر هفته   •   حوادث   •   از رسانه ها   •   روى خط آلمان   • 

•    آرشيو مقاله ها   •    آرشيو روزنامه   •