Nimrooz
Vol. 18, No. 904, October 20, 2006
سال هيجدهم - شماره ۹۰۴ - جمعه ۲۸ مهر ۱۳۸۵
دكتر مصطفى الموتى
سپهبد نادر جهانبانى و چگونگى اعدام او
خاطرات اردشير زاهدى
پنج روز بحرانى
مصدق تصميم داشت يا شاه را حذف كند يا قدرت او را به سطح يك رئيس كشور پوشالى كاهش دهد- دالس وزيرخارجه امريكا
هدف فورى حزب توده حذف شاه است و بدين منظور با مصدق همنوائى مى كند. اگر شاه فرضاً حذف شود، آن وقت حزب توده يك بار ديگر تغيير موضع خواهد داد و در حذف مصدق خواهد كوشيد و به دنبال آن فرصت روى كار آمدن آن به شدت افزايش خواهد يافت.

دكتر مصطفى الموتى
سپهبد نادر جهانبانى و چگونگى اعدام او
003825.jpg
الموتى
يكى از افسران تحصيلكرده و لايق ارتش ايران سپهبد نادر جهانبانى فرزند سپهبد امان الله جهانبانى بود كه هر كس او را مى شناسد از لياقت و شايستگى او ياد مى كند و آنهائى كه به وضع ارتش در گذشته آشنائى دارند مى گويند اگر مخالفت هاى زير جلى ارتشبد خاتم كه او را رقيب سرسختى براى خود مى دانست نبود به مقامات مهمترى مى رسيد در حالى كه مهمترين سمت او معاونت نخست وزير و سرپرست سازمان تربيت بدنى بود.
سپهبد نادر جهانبانى علاوه بر تحصيلات عالى ورزشكار خوش قامتى بود كه لباس افسرى نيروى هوائى به او وقار خاصى مى داد و با متانتى كه داشت احترام همگان را برمى انگيخت. نويسنده هيچگونه آشنائى با او نداشتم ولى دوستانش از جوانمردى و رشادت او ياد مى كنند چنانكه در زندان نيز با دار و دسته خمينى خيلى با خشونت صحبت مى كرد و در دادگاه نيز نه تنها از خود ضعفى نشان نداد بلكه حتى دفاعى هم از حرف هاى محاكمه كنندگان خود نكرد و گفته هاى آنها را به كلى بى اساس خواند و به دستور شيخ صادق خلخالى در روز ۲۲اسفند ماه ۱۳۷۵ به جوخه اعدام سپرده شد. روزنامه هاى وقت قسمتى از جريان محاكمه او را چنين نقل كرده اند:
ماجراى مزرعه در انگلستان
در كيفرخواست سپهبد نادر جهانبانى آمده است:
«نادر جهانبانى با اشتغال در سمت هاى حساس نظامى و اين اواخر، در تصدى مشاغل ورزشى و نظاير آن، با رژيمى كه با ساقط كردن حكومت ملى و شرعى، به طريق غاصبانه و با اراده اجنبى در ايران سلطه پيدا كرد و مملكت را در جهت منافع اجنبى و در جهت خلاف شرع و خلاف مصلحت مملكت و ملت به قهقرا مى برد و به نابودى مى كشاند، با اقدام عليه امنيت و قيام براى متزلزل كردن اساس استقلال و فساد در ارض و محاربه با خدا و نائب امام عليه السلام بوده است و دلائل اتهامات تصدى مشاغل ديگرى كه احتياج به توضيح يك به يك آنها نيست، مطابق قوانين الهى و قوانين جاريه، در زمان ارتكاب جرايم تقاضاى رسيدگى و صدور حكم اعدام و مصادره اموال شخصى ايشان و آن مقدار از اموال كه به خاطر فرار از اداى دين به صاحبان اصلى به فرزندان و اقرباى نزديك انتقال يافته است، از طرف دادسراى كل انقلابى اسلامى از دادگاه مى كنم.
جهانبانى با توجه به خلاصه اى كه از كيفرخواست براى شما قرائت شد، چنانچه دفاعى داريد، بفرمائيد.»
نادر جهانبانى: من دفاع خاصى ندارم، ولى من هيچوقت بر ضد انقلاب كارى نكرده ام، به هر حال ديگر مسئله مهم نيست و بنده آماده اعدام هستم.
رئيس دادگاه: خود را معرفى كنيد.
متهم: نادر جهانبانى فرزند امان الله شماره شناسنامه ۲۸۶۹۱ صادره از تهران متولد سال ۱۳۰۷.
-عيال داريد و چند فرزند؟
*۲فرزند.
-اسم عيال شما چيست؟
*فرح جهانبانى
-از بستگان شماست؟
*خير.
-نام خانوادگى ايشان چيست؟
*زنگنه.
-اسم فرزندانتان چيست؟
*انوشيروان و گلنار.
-ايشان كجا هستند؟
*نميدانم.
-زمانى كه دستگير شديد ايشان ايران نبودند؟
*نمى دانم.
-فكر مى كنيد در اروپا بودند؟
*بله.
-كدام كشور؟
*نميدانم.
-شنيده شده كه مزرعه اى در انگلستان داريد، فكر نمى كنيد آنجا باشند؟
*قرار بود مزرعه را بخرم.
-خودتان در تحقيقات گفته ايد كه مزرعه اى با چند اسب در انگلستان داريد.
*قرار بود كه بروند بخرند. ولى نمى دانم خريده اند يا خير.
-گلنار چند ساله است؟
*۲۱ساله.
-پسر شما ازدواج كرده است؟
*بله دخترم هم ازدواج كرده و در آمريكا تحصيل مى كند.
-اسم همسر پسرتان چيست؟
*به خاطر ندارم.
-شما در ايران دارائى هاى منقول و غير منقول يعنى خانه اى، باغى، زمينى، چيزى در ايران داريد.
*تماماً در پرونده منعكس است.
-شما در تحقيقات همه چيز را گفته ايد كه مثلاً در بانك ها چقدر پول داريد؟
*بله تماماً منعكس است.
-آيا كليه دارائى ها بنام خود شماست يا بنام همسر و فرزندانتان هم هست؟
*نخير اغلب بنام خودم است.
-چقدر در بانك داريد؟
*۴۰۰هزار تومان.
-بنام فرزندانتان چيزى نداريد؟
*خير.
-مطلب ديگرى نداريد كه در دفاع از خود بيان كنيد؟
*خير، مرسى.
رئيس دادگاه با توجه به اين كه نادر جهانبانى در آغاز سخنان خود گفته بود كه دفاع خاصى از خود ندارم با طرح سئوال هاى متعدد، فكر مى كرد كه مى تواند از زبان او چيزى بيرون بكشد و پس از آن كه يكبار ديگر از وى خواست تا به آخرين دفاع از خود بپردازد و جهانبانى امتناع كرد، وى را مرخص نمود.
خانم فرح زنگنه همسر سرلشگر نادر جهانبانى بود و همچنين خواهر اين خانم مهرى اعظم زنگنه همسر احمد رضا پهلوى كه هر دو رابطه نزديك با شاه فقيد و شهبانو داشتند.

سرتيپ محمدحسين جهانبانى در حادثه رانندگى جان خود را از دست داد
محمدحسين جهانبانى در سال ۱۲۷۲ شمسى متولد شد. پس از تحصيلات متوسطه به روسيه رفت و در مدارس نظامى آنجا به تحصيل پرداخت. پس از خاتمه تحصيل با درجه افسرى در آنجا به كار پرداخت و در سال ۱۲۹۵ به ايران بازگشت و با درجه ياورى در قزاقخانه به خدمت اشتغال ورزيد. در سال ۱۳۰۱ با درجه سرهنگ دومى رئيس ستاد لشگر غرب شد. وقتى سپهبد اميراحمدى به رياست ژاندارمرى منصوب گرديد جهانبانى را به آنجا منتقل و با سمت رئيس اركان و رئيس ستاد ژاندارمرى كل مشغول گرديد و بعد معاون و كفيل ژاندارمرى شد كه ده سال اين خدمت طول كشيد. وقتى به حكومت بهبهان منصوب گرديد در خلع سلاح عشاير كوشش بسيار كرد ولى با مغضوب شدن جهانبانى ها از خدمت اخراج گرديد. بعد از مدتى به دستور رضاشاه در وزارت كشور به كار پرداخت و مديركل انتظامى شد. وقتى سهيلى نخست وزير شد براى مدت كوتاهى رئيس شهربانى گرديد. در وقايع ۲۸مرداد سال ۱۳۳۲ با سپهبد زاهدى همكارى داشت بدواً معاون و كفيل وزارت كشور و سپس وزير مشاور گرديد. در يك حادثه رانندگى در جاده همدان جان خود را از دست داد.
در بعضى از نشريات درباره مغضوب شدن او در زمان رضاشاه چنين نوشته اند:
سرتيپ جهانبانى با سردار اسعدبختيارى رابطه دوستانه داشت. بعد از دستگيرى سردار اسعد به اتهام كودتا او نيز مورد غضب قرار گرفت و هنگامى كه معاون اداره اصلاح نژاد اسب بود اين ابلاغ برايش صادر شد:
(سرهنگ محمدحسين جهانبانى احضار، خلع درجه، تحويل دژبانى شود. بايد محاكمه و به اشد مجازات نظامى برسد. فرمودند مشاراليه با اسعد و اشرار همدست بوده است. ۲۸ اسفند ۱۳۱۶).
پس از يك ماه اين ابلاغ صادر شد. (فرمودند سرهنگ جهانبانى محاكمه و مرخص شود.)
با اين ترتيب محمدحسين جهانبانى پس از خلع درجه و محاكمه تبرئه شد و به وزارت كشور رفت و مدت ها مديركل انتظامات وزارت كشور بود. در سال ۱۳۲۲ بار ديگر به خدمت ارتش دعوت شد و به درجه سرتيپى ارتقاء يافت و به رياست شهربانى كل كشور رسيد.
سرتيپ جهانبانى نيز به شعر و ادبيات علاقه زيادى داشت و كتاب (جنگ شعر) را تهيه و اشعار زيادى از شعراى متقدم و معاصر را در اين كتاب جمع آورى كرده است.
يكى از فرزندان او منصور جهانبانى بود كه در كادر وزارت امورخارجه صاحب مقاماتى شد و مدتى به كار آزاد پرداخت و ثروتمند گرديد. در سال هاى اخير كه اين دوست همكلاس قديم خود را مى ديدم درباره مولانا و عرفان مطالعه و بررسى مى كرد و از كسانى است كه در امور عرفانى صاحب نظر بود، سخنرانى ها نطق هايش شنوندگانى زياد داشت.
چند سال قبل خبر فوت او در ايران منتشر شد كه گفتند در شمال ايران به دريا رفته و در ۶۱سالگى غرق شده است.

منصور جهانبانى دوره تحصيلات را در ايران به پايان رسانيد و پس از دريافت ليسانس از دانشكده حقوق به آمريكا رفت
از دانشگاه كلمبيا در حقوق و روابط بين المللى فوق ليسانس گرفت و در بازگشت به ايران (به سال ۱۹۴۹) وارد كادر سياسى وزارت امورخارجه شد و طى بيست سال خدمت در اين سازمان در ادارات مختلف مركزى و در شمارى از كشورهاى جهان مصدر مأموريت هاى سياسى شد و به سال ۱۹۶۹ از خدمت دولتى كناره گرفت. آنگاه در بخش خصوصى به كار پرداخت و به عنوان مؤسس و رئيس هيأت مديره شركت مقاطعه كارى كفرنگ كه فعاليت گسترده اى در امور توليدى و صنايع ساختمانى و هتلدارى داشت به تلاش خود در بخش غير دولتى ادامه داد.
جهانبانى به موازات تلاش هاى اقتصادى، از كوشش هاى فرهنگى نيز غافل نماند و سال ها در مراكز آموزشى كشور به تدريس پرداخت و مسئوليت اداره چند نهاد فرهنگى مانند مدرسه بين المللى آزادى، كالج بين المللى دختران، مدرسه بين المللى پارس را به عهده گرفت و مدت ها نيز معاون فدراسيون چوگان ايران بود.
پس از تغيير رژيم در ايران اموال او نيز مصادره گرديد و در لندن مقيم شد و بار ديگر به كار و فعاليت پرداخت و درباره مولانا به مطالعه پرداخت و نشرياتى منتشر ساخت. همچنين در بخش خصوصى به فعاليت پرداخت و چند بار هم به ايران رفت تا بتواند از اموال مصادره اى چيزى پس بگيرد كه موفق نشد و در همانجا زندگى را ترك گفت. همسرش از خانواده خسروپناه مى باشد و داراى دو فرزند مى باشد.

شوكت ملك جهانبانى و همسر نابينايش (بابانقلى)
يكى از افراد خانواده جهانبانى شوكت ملك جهانبانى است كه وقتى در پى انقلاب شاه و ملت و اصلاحات ارضى و نيز آزادى زنان بانوان به مجلس راه يافتند، در دوره بيست و يكم از تهران به نمايندگى مجلس انتخاب گرديد و سه دوره نماينده مجلس بود.
شوكت ملك فرزند عبدالله ميرزاجهانبانى از نواده هاى فتحعليشاه قاجار مى باشد كه در سال ۱۲۶۸ شمسى در تهران متولد شد- پس از پايان تحصيلات به كار فرهنگى پرداخت و مدرسه دخترانه (ايران) را در جنوب شهر (خيابان گمرك شاهپور) داير كرد و از اين راه خدمت مهمى به خيلى از خانواده هاى ايرانى كه وسيله تحصيل نداشتند انجام داد.
پس از سه دوره نمايندگى مجلس در دوره هفتم مجلس سنا به سناتورى انتخاب گرديد و عضو هيئت رئيسه مجلس سنا شد. بعد از انقلاب او را دستگير كرده مورد آزار و اذيت قرار دادند.
شوكت ملك جهانبانى به كارهاى اجتماعى خيلى علاقه داشت، او نايب رئيس شوراى ورزشى بانوان ايران، عضو هيئت مديره بانوان فرهنگى و عضو هيئت طرفداران پيش آهنگى و دبير جمعيت خيريه فرح پهلوى بود. خانم شوكت ملك جهانبانى با پسرعموى خود پسر ضياءالدوله جهانبانى ازدواج كرد و صاحب يك دختر شدند كه نام او را (ايران) گذاردند.
منصوره پيرنيا مى نويسد: شوكت ملك جهانبانى در خيابان مولوى يك مدرسه دخترانه و پسرانه داشت كه از مدارس پيشرفته ايران بود. همسرش پسر عموى او بود كه مردى روشندل و پرتوان كه بچه ها او را (بابانقلى) مى ناميدند زيرا روى سكوى كنار در مدرسه مى نشست و گاهگاهى از جيب خود نقلى درمى آورد و به شاگردان مى داد. اين زن و شوهر بيش از نيم قرن عاشق و خيرخواه يكديگر بودند و ثمره زندگى آنها يك دختر و چهار نوه مى باشد. شوكت ملك جهانبانى روزى ۱۵ساعت كار مى كرد و در مؤسسه فرهنگى آنها بيش از دو هزار نفر درس مى خواندند. نسل هاى جوان جنوب شهر تهران مديون خدمات فرهنگى آنها هستند. شوكت ملك جهانبانى مدت ۴۰سال به خدمات فرهنگى اشتغال داشت.

جهانبانى ها در پارلمان ايران و مشاغل دولتى و نظامى
سپهبد امان الله ميرزاجهانبانى وزير كشور و وزير راه و سپس در دوره اول سناتور انتصابى شيراز و در دوره هاى دوم و سوم سناتور انتصابى رضائيه و در دوره چهارم و پنجم و ششم سناتور انتصابى تبريز بود و تا آخرين روز عمر (ارديبهشت ماه سال ۱۳۵۳) سناتور بود.
سرلشگر كيكاوسى در دوره هاى ۱۸ و ۱۹ از بلوچستان به نمايندگى مجلس انتخاب شد.
سرلشگر منصور جهانبانى در دوره هاى ۵ و ۶ و ۷ سانتور انتصابى خوزستان بود.
شوكت ملك جهانبانى در دوره هاى ۲۱ و ۲۲ و ۲۳ نماينده مجلس شورايملى از تهران و در دوره هفتم سناتور انتخابى تهران بود.
بانو قدس منير جهانبانى در دوره ۲۴ نماينده شيراز گرديد.
مسعود جهانبانى سفير ايران در فرانسه.
سرتيپ محمدحسين جهانبانى كفيل وزارت كشور و وزير مشاور.
اكثر افراد خاندان جهانبانى در مشاغل مهم نظامى و ادارى قرار داشتند كه قبلاً به آن اشاره شده است.

خاطرات اردشير زاهدى
پنج روز بحرانى
مصدق تصميم داشت يا شاه را حذف كند يا قدرت او را به سطح يك رئيس كشور پوشالى كاهش دهد- دالس وزيرخارجه امريكا
هدف فورى حزب توده حذف شاه است و بدين منظور با مصدق همنوائى مى كند. اگر شاه فرضاً حذف شود، آن وقت حزب توده يك بار ديگر تغيير موضع خواهد داد و در حذف مصدق خواهد كوشيد و به دنبال آن فرصت روى كار آمدن آن به شدت افزايش خواهد يافت.
003972.jpg
زاهدى
۳-اسناد محرمانه وزارت امورخارجه آمريكا كه بعدها منتشر شد نشان داد كه آمريكائى ها در اين زمان سرگرم مطالعه اوضاع ايران بودند و هنوز از حل مسأله نفت به دست دكتر مصدق نوميد نشده بودند. گزارش زير كه از مذاكرات عاليترين مرجع تصميم گيرى ايالات متحد حكايت دارد، دلمشغولى دولت آمريكا و طرح هاى چندگانه اين دولت را در قبال بحران ايران نشان مى دهد. ضمناً پاسخى است به اين سئوال كه چرا مأمورين سفارت آمريكا در تهران از ديدار با اردشير زاهدى طفره مى رفتند.

از وزيرخارجه (دالس) به سفارت در ايران
به كلى محرمانه
واشنگتن، ۲مارس ۱۹۵۳- ساعت ۳۸/۷ بعدازظهر
۲۲۶۶- در حالى كه اوضاع ايران هنوز مغشوش است، به نظر ما آخرين گزارش شما نكات زير را روشن يا تائيد مى كند.
۱-هدف فورى حزب توده حذف شاه است و بدين منظور با مصدق همنوائى مى كند. اگر شاه فرضاً حذف شود، آن وقت حزب توده يك بار ديگر تغيير موضع خواهد داد و در حذف مصدق خواهد كوشيد و به دنبال آن فرصت روى كار آمدن آن به شدت افزايش خواهد يافت.
۲-مصدق تصميم دارد يا شاه را حذف كند يا قدرت او را به سطح يك رئيس كشور پوشالى كاهش دهد. هر چند مصدق ممكن است در جستجوى حمايت حزب توده نباشد يا از آن استقبال نكند، ولى نمى تواند خودش را از آن جدا سازد و هرگاه در كشمكش فعلى پيروز شود، احتمالاً خودش را در دفاع جدى در برابر حزب توده ناتوان خواهد يافت. اين امر به خصوص در صورتى به وقوع خواهد پيوست كه بى نظمى ها به تدريج آهنگ ضد غربى بگيرد و پيروزى مصدق براساس جنبه ضد غربى سياست او در نظر مردم باشد.
۳-از جانب ديگر به نظر مى رسد گروه هاى معتبر و نسبتاً با شهامتى از مخالفان، هم در درون و هم در خارج از مجلس، وجود دارند. استنباط ما اين است كه سران ارتش و بسيارى از غير نظاميانى كه هنوز به شاه وفادار مانده اند، اگر شاه رهبرى مثبتى نشان بدهد يا اگر صرفاً با حركت آنان در استقرار دولت جديدى موافقت كند، دست به اقدام خواهند زد.
۴-ليكن چنين به نظر مى رسد كه شاه بى تحركى كامل را حفظ كرده كه در نتيجه آن مخالفان مصدق- خواه نظامى و خواه غير نظامى- از دست زدن به اقدام مثبت وحشت دارند.
۵-براساس مطالب فوق، محتمل به نظر مى رسد كه مصدق بتواند قدرت را حفظ كند و اين كار به معنى حذف فورى شاه از صحنه سياسى ايران، برهم خوردن فورى روابط ايران و غرب و افزايش احتمال در دست گرفتن قدرت به وسيله كمونيست ها مى باشد. از دريافت اظهارنظر شما درباره اين تحليل سپاسگزار خواهيم شد.
البته امكان دارد كه در شرايط فعلى ما نتوانيم دست به هيچ اقدامى بزنيم و در اين خصوص نظرات شما راهنماى ما خواهد بود.
دالس
هندرسون طى تلگرام مورخ ۴مارس پاسخ داد كه هيچ مدركى در دست نيست كه مصدق با حزب توده كنار آمده باشد ولى براى حفظ قدرت قادر به چنين كارى هست. در پى پاسخ هندرسون شوراى امنيت ملى به رياست پرزيدنت آيزنهاور تشكيل جلسه داد و به بررسى بحران ايران پرداخت.

صورت جلسه مذاكرات يكصد و سى و پنجمين شوراى امنيت ملى، ۴مارس ،۱۹۵۳ واشنگتن
به كلى سرى- فقط براى رؤيت مقامات ذيربط
يكصد و سى و پنجمين نشست شوراى امنيت ملى با حضور اشخاص زير تشكيل گرديد:
رئيس جمهور ايالات متحد كه رياست جلسه را برعهده داشت، معاون رئيس جمهورى، وزيرخارجه، وزير دفاع، رئيس امنيت مشترك، رئيس سازمان مركزى اطلاعات، مشاور رئيس جمهور در امور امنيت ملى، مشاور ويژه رئيس جمهور براى عمليات جنگ سرد، افسر رابط رياست جمهورى با ارتش، دبير اجرائى شوراى امنيت ملى و معاون او در اين جلسه حضور داشتند.
گزارش كلى مسائل عمده اى كه در اين نشست مطرح گرديد و تصميمات مهمى كه اتخاذ شد، به شرح زير است:
[نكته اول بيمارى استالين و برنامه ايالات متحددر بهره بردارى روانى از مرگ استالين بود.]

۲-تحولات ايران كه بر امنيت ايالات متحد تأثير مى بخشد:
وقتى شورا به بحث درباره اين موضوع كه در دستور كارش قرار داشت پرداخت، كاتلر مشاور رئيس جمهور در امور امنيت ملى سياست ايالات متحد را به نحوى كه در سند شماره ۱/۱۳۶ شوراى امنيت ملى درج شده است، به طور خلاصه تشريح كرد. كاتلر به اطلاع حضار رساند كه اعضاى بلندپايه شوراى امنيت ملى سياست مزبور و اوضاع ايران را در نشست روز دوشنبه گذشته خود مورد بحث و مذاكره قرار داده اند. در آن نشست اعضاى شوراى امنيت ملى از رئيس سازمان مركزى اطلاعات [سيا] و وزراى خارجه و دفاع تقاضا كرده اند آماده پاسخگوئى به برخى سئوالات و طرح مسئله ايران در نشست روز چهارشنبه باشند.
آنگاه دالس شروع به دادن گزارشى درباره تحولات دو سه روز اخير ايران كرد و گفت ترديدى نيست كه شاه يك بار ديگر فرصت در اختيار گرفتن اوضاع را از دست داد و چشم انداز كنونى اين است كه مصدق در آينده نزديك كنترل اوضاع را در دست خواهد داشت؛ هر چند از قدرت و اعتبارش كاسته شده است. مى توان پيش بينى كرد كه او ترتيب نابودى آنچه را كه از موقعيت شاه باقى مانده خواهد داد و سعى خواهد كرد كاشانى را در تله بيندازد. همچنين حزب توده به دلايل خاص خودش عجالتاً از مصدق پشتيبانى مى كند. با وجود اين موضع واقعى كمونيست ها را از گفتارهاى راديو مخفى كمونيست ها در شمال مرزهاى ايران مى توان دريافت. گزارش راديوى مزبور درباره رويدادهاى اخير ايران به شدت لحن ضد شاه دارد و برخلاف موضعى كه حزب توده رسماً اتخاذ كرده است، راديوى مزبور به مصدق نيز به عنوان نوكر پست شاه حمله كرده و به او هشدار داده كه اگر مى خواهد زنده بماند، بايد به خلق هاى ايران بپيوندد و با آنان بر ضد شاه اقدام كند.
دالس نتيجه گيرى كرد كه پيامدهاى احتمالى رويدادهاى چند روز اخير استقرار حكومت ديكتاتورى مصدق در ايران مى باشد. تا زمانى كه مصدق زنده است، خطر چندان زياد نيست ولى اگر به قتل برسد يا به نحوى ديگر از نخست وزيرى بركنار شود، خلاء سياسى در ايران به وجود خواهد آمد و كمونيست ها به آسانى خواهند توانست قدرت را در دست بگيرند. دالس تأكيد كرد كه عواقب در دست گرفتن قدرت توسط كمونيست ها بسيار جدى خواهد بود. نه تنها جهان آزاد از يكى از عظيم ترين سرمايه هايش كه ذخاير نفتى ايران است، محروم خواهد شد، بلكه سرمايه هاى مزبور به دست روس ها خواهد افتاد و آنان از نگرانى كمبود نفت رها خواهند شد. دالس خاطر نشان كرد كه بدتر از آن اين است كه اگر ايران تسليم كمونيست ها شود، بدون شك در مدتى كوتاه منطقه خليج فارس با حدود ۶۰درصد از ذخاير نفتى جهان در اختيار كمونيست ها قرار خواهد گرفت.
سپس رئيس جمهور از اعضاى شورا تقاضا كرد پيشنهادات خود را كه درباره اقدام متحد جهت رفع بحران دارند بكنند. آيا يك رشته عمليات انجام شدنى وجود دارد كه بتواند اوضاع ايران را نجات دهد؟
دالس در پاسخ اظهار داشت كه اكنون مدت مديدى است كه به اين نتيجه رسيده كه اگر شوروى ها واقعاً تصميم بگيرند ايران را تسخير كنند، چه مانع جدى در برابرشان وجود خواهد داشت؟ ما سرباز به اندازه كافى براى اعزام به منطقه نداريم تا از تسلط كمونيست ها جلوگيرى كنيم و شوروى ها بازى خود را در ايران بسيار هشيارانه و با احساس قوى استفاده از زمان انجام مى دهند. با وجود اين به عقيده من اگر خط مشى معينى را دنبال كنيم، خواهيم توانست كسب مهلت كنيم. مسئله واقعى اين است كه با مهلتى كه بدين سان كسب خواهيم كرد و با توجه به نوميدى ظاهرى كه نسبت به سرنوشت نهائى ايران داريم، چه مى توانيم بكنيم. دالس پيشنهاد كرد كه شايد ستاد مشترك بتواند پاسخى به اين سئوال بدهد.
دالس سه خط مشى پيشنهاد كرد و خاطرنشان ساخت كه هر سه خطراتى در بر دارد. نخستين خط مشى اين است كه هندرسون را قبل از اين كه مصدق وى را از ايران اخراج كند به واشنگتن احضار كنيم. نفوذ سفيرمان در مصدق به نحوى نوميد كننده آسيب ديده و بنابراين بهتر است قبل از آن كه با لگد بيرونش كنند، او را احضار كنيم.
دومين خط مشى اين است كه ايالات متحد به منظور كسب محبوبيت مجدد در ايران سياست خودش را به كلى از سياست انگليس جدا كند. وى مايل است در اين خصوص با ايدن وزيرخارجه انگلستان مذاكره كند. دالس گفت: عدم محبوبيت ما در ايران تا حدود زيادى ناشى از نفرت مردم ايران از انگليسى ها و وحدت نظر ما با سياست هائى است كه در نظر مردم ايران منفور است. گرفتارى ما در اتخاذ اين خط مشى اين است كه با تكروى خود آبروئى را كه در ايران به دست خواهيم آورد، در بسيارى ديگر از نقاط جهان به علت مخالفت انگليسى ها از دست ندهيم.
در اينجا رئيس جمهور سخنان وزيرخارجه را قطع كرد تا عقيده قطعى خود را در مورد اين كه آمريكا به خاطر سياستى كه در قبال اسرائيل دنبال مى كند، در كشورهائى مانند سوريه و عراق از انگليس منفورتر است، ابراز كند. رئيس جمهور ادامه داد: آيا هيچكس تاكنون به اين فكر افتاده كه به كشورهاى خاورميانه پيشنهاد كند با ما ائتلافى به وجود آورند و به وسيله آن در برابر تهاجم روس ها مقاومت كنند؟
دالس اظهار داشت قبل از آن كه به سئوال رئيس جمهور پاسخ دهد، بهتر است سخنانش را دنبال كند و آخرين خط مشى اى را كه براى كسب مهلت ضرورى است، تشريح نمايد. سومين خط مشى اين است كه از شركت ملى نفت ايران نفت بخريم و كارشناسانى را كه شركت مزبور احتياج دارد، در اختيارش بگذاريم و افزون بر آن از رژيم مصدق پشتيبانى مادى به عمل آوريم. وزيرخارجه گفت: شق اخير خط مشى هائى را كه براى كسب مهلت در اين موقعيت اضطرارى در برابر خود داريم، تكميل مى كند. مجبور نيستيم هر سه خط مشى را دنبال كنيم بلكه يكى يا دو تاى آنها براى كسب مهلت بهترين وسيله خواهد بود. دالس مجدداً ترديد خود را درباره اين كه راه ديگرى به جز احضار هندرسون وجود داشته باشد، تكرار كرد؛ مگر اين كه مقامات وزارت دفاع معتقد باشند كه كسب مهلت سياستى مطلوب نيست و نظرات خاصى در اين باره داشته باشند. علت ترديد او اين است كه ضررهائى كه ما در ساير نقاط جهان پيش بينى مى كنيم، احتمالاً بر هرگونه نفعى در ايران خواهد چربيد.
استاسن پرسيد: مگر ما هم اكنون اهميت فراوانى براى كسب مهلت در ايران قائل نشده ايم؟ با توجه به بيمارى استالين و مرگ احتمالى او، آيا مطلقاً ضرورت ندارد كه ايالات متحد در سراسر جهان موضع محكم و با ثباتى اتخاذ كند؟ سياست شوروى در آينده نزديك مغشوش و مردد خواهد بود و بر ايالات متحد فرض است كه از اين موقعيت استفاده نمايد.
دالس پاسخ داد كه معتقد است مصدق شايد تا يكى دو سال ديگر دوام كند و منظور او اين نبوده كه ايالات متحد خودش را از مسائل ايران كنار بكشد.
ويلسون وزير دفاع پرسيد: مگر ما در ايران با انگلستان تشريك مساعى نداريم و انگليسى ها شريك ارشد ما نيستند؟ دالس پاسخ داد: تا اين اواخر اين مشاركت وجود داشت ولى اكنون انگليسى ها از ايران اخراج شده اند.
رئيس جمهور اظهارنظر كرد كه ما بايد به سرمايه گذارى عظيمى كه انگليسى ها در ايران كرده اند احترام بگذاريم و علاوه بر آن بپذيريم كه آخرين پيشنهادات آنان به مصدق برخلاف پيشنهادات قبلى كاملاً منطقى بوده است. براى ايالات متحد امكان دارد هر كارى را كه لازم بداند در ايران انجام دهد ولى مسلماً نمى خواهد با انگلستان دربيفتد و قطع رابطه كند. ويلسون موافقت صددرصد خود را با اين نظريه اعلام كرد.
دالس در تفسير اظهارات رئيس جمهور ترس خود را از اين كه اكنون بسيار دير شده باشد كه هرگونه امتياز از جانب انگليسى ها به ايرانيان بتواند به حل اختلاف بيانجامد، ابراز داشت. تنها چيزى كه مى تواند راه حل ايجاد كند تسليم كامل انگليسى ها است.
هامفرى پرسيد: آيا درست فهميده كه دالس اكنون متقاعد شده كه روسيه در هر حال ايران را به چنگ خواهد آورد يا به عبارت ديگر ما در حال از دست دادن اين كشور هستيم؟ دالس پاسخ مثبت داد. كاتلر خاطرنشان ساخت كه البته اين بدان معنى نيست كه با از دست دادن ايران، كشورهاى همسايه خاورميانه را نيز از دست خواهيم داد ولى اين يك ضربه جدى خواهد بود.
رئيس جمهور اظهارنظر كرد كه ما نمى توانيم نيروهاى خودمان را به سوى ايران به حركت واداريم ولى اين دلالت بر لزوم قربانى كردن ساير كشورهاى خاورميانه ندارد. امكان دارد سربازان آمريكائى را به بعضى از اين كشورها فرستاد. دشوارى اين اقدام در مورد ايران اين است كه شوروى عهدنامه مودّت و عدم تجاوز به ايران را پيش بكشد؛ در آن صورت ما خودمان را با شوروى در حال جنگ خواهيم يافت. كاتلر مجدداً به نفع سياست مستقل آمريكا از انگلستان در ايران و عاقلانه بودن آن سخن گفت و پيشنهاد كرد: شايد عاقلانه تر باشد كه ايالات متحد شركت نفت انگليس و ايران را خريدارى كند.
استاسن تذكر داد به محض اين كه نفت ايران به بازارهاى جهانى سرازير شد، ايالات متحد خواهد توانست پول خود را بازيابد. اما رئيس جمهور اظهارنظر كرد كه در حال حاضر بازارى براى نفت ايران وجود ندارد و ايجاد آن مستلزم كاهش توليد ساير مناطق نفت خيز مى باشد.
كاتلر با اشاره به نگرانى رئيس جمهور از رأى كنگره پرسيد: اگر ايالات متحد بيكار در كنارى بايستد و بگذارد ايران به چنگ شوروى بيفتد، آن وقت كنگره چه خواهد گفت؟ كليه حضار توافق كردند كه كنگره اين احتمال را بسيار بعيد مى داند.
در اين هنگام جكسون گفت كه به عقيده او يك راه ديگر براى نجات ايران وجود دارد. ايالات متحد مى تواند ترتيب صلحى ميان مصر و اسرائيل را بدهد و در صورتى كه كليساى كاتوليك رم با بين المللى كردن اماكن مقدسه در بيت المقدس موافقت كند- كه احتمال آن زياد است- و سرانجام اگر بتوان انگليسى ها را با اين ترتيب موافق كرد، دولت هاى عرب از مصر پيروى خواهند كرد و ايالات متحد قادر خواهد بود در سرتاسر خاورميانه از جمله ايران در موضع قدرت معقولى قرار گيرد. رئيس جمهور گفت: جكسون كاملاً حق دارد ولى متأسفانه پيشنهادى كه مى كند وقت زيادى لازم دارد و ما در بحبوحه يك بحران هستيم. رئيس جمهور افزود: «من براى ايجاد صلح بين مصر و اسرائيل، از خودم خيلى مايه گذاشته ام.»
دالس افزود كه اين مطلب در دستور مذاكرات آينده او با آنتونى ايدن قرار دارد. آنگاه رئيس جمهور به سومين خط مشى پيشنهادى وزيرخارجه برگشت كه دادن پشتيبانى مادى به مصدق بود.
وزيرخارجه گفت: به طور قطع اين كار مهلتى را كه لازم داريم به ما خواهد داد ولى مايل است نظر رئيس ستاد مشترك را نيز درباره ارزش كسب مهلت بشنود. ژنرال واندنبرگ پاسخ داد كه تنها علت واقعى كسب مهلت اين است كه سازمان دفاعى خاورميانه شروع به كار كند. اگر سازمان مزبور شروع به كار كند، به خوبى خواهد توانست ثباتى را كه ما به شدت در خاورميانه نياز داريم به وجود آورد. ژنرال واندنبرگ نظر رئيس جمهور را مبنى بر اين كه مدت زمان زيادى لازم است تا سربازان آمريكائى يا ملل متحد در ايران مستقر شوند، تائيد كرد. با اين وصف ژنرال واندنبرگ خاطرنشان ساخت كه در وفادارى نيروهاى مسلح ايران نسبت به شاه يك مسئله جدى وجود دارد. شاه فرصت هاى زيادى داشته كه از وفادارى ارتش اطمينان يابد ولى اين فرصت ها را از دست داده است. اكنون يكى از طرفداران مصدق در مسند رئيس ستاد ارتش ايران نشسته است. هامفرى ابراز شگفتى كرد كه شوراى امنيت ملى به اين نحو به بررسى از دست دادن ايران مشغول است و كاتلراز وزيرخارجه پرسيد: آيا امكان ندارد در مذاكرات آينده با انگليسى ها آنان را تشويق به صرفنظر كردن از ادعاهايشان بكنيم و بگذاريم ايالات متحد يك تنه به مذاكره با ايران بپردازد؟ انگليسى ها در هر حال سرمايه گذارى خود را در ايران از دست داده اند و اقدام يك جانبه ايالات متحد تنها چيزى است كه تاكنون آزمايش نشده. رئيس جمهور تحت تأثير اين استدلال قرار گرفت و به وزيرخارجه گفت كه بايد از موضعى با انگليسى ها مذاكره كند كه آبروى آنها حفظ شود ولى عملاً كنترل اوضاع و آزادى عمل به ايالات متحد در راستاى خط مشى پيشنهادى كاتلر بدهد.
دالس پاسخ داد كه قبلاً طى مسافرت اخير خود به لندن درباره اين موضوع با ايدن صحبت كرده است. ضمن مذاكرات مزبور دريافته كه انگليسى ها هيچگونه بحرانى را تا مدت مديدى در ايران پيش بينى نكرده اند.
هامفرى سخنان دالس را قطع كرد و گفت انگليسى ها هميشه نشان داده اند كه به خوبى قادرند وقت را تلف كنند و نمونه هائى را ذكر كرد كه ارزيابى هايشان غلط از كار درآمده است. رئيس جمهور گفت كه آخرين نشانه غلط بودن سياست آنان، در مصر بود.
نيكسون معاون رئيس جمهور اظهار داشت: يك عامل ديگر را در مذاكره با ايدن بايد مدنظر قرار داد و آن اين است كه پس از مرگ استالين بايد انتظار خشونت بيشترى را از جانب روس ها داشت. بنابراين احتمال مى رود شوروى ها فشارشان را بر ايران تشديد كنند و كنترل اين كشور را با يك كودتاى سريع در دست بگيرند. ممكن است چنين اقدامى برپايه محاسبه اى غلط باشد كه همه از آن واهمه داريم و ممكن است به آغاز جنگ جهانى سوم بيانجامد. آيا انگليسى ها نمى توانند اين احتمال خطرناك را مورد توجه قرار دهند؟ نه روس ها بلكه ما هستيم كه بايد حركت بعدى را انجام دهيم.
وزيرخارجه شكايت كرد كه انگليسى ها و فرانسويان و ديگر متحدان آمريكا دائماً اقداماتى را كه ما احساس مى كنيم در بسيارى از نقاط جهان حياتى است، كند يا خنثى مى كنند، به طورى كه ما نمى توانيم به موقع از پى آمدهاى عقب ماندن از جريان ها اجتناب كنيم. شايد تنها راه چيزى مانند شوراى عالى جنگ باشد. در هر حال مكانيسمى بايد يافت شود كه ما را قادر به اقدام فورى در لحظات بحرانى نمايد.
معاون رئيس جمهور اظهار داشت: اگر اقدام بعدى در صحنه بين المللى متعلق به ما باشد و نه روسيه، ممكن است كل اوضاع جهان رو به بهبود برود. رئيس جمهور گفت: اگر واقعاً شوروى يك اقدام واقعى عليه ايران انجام دهد، ما بايد پس از بسيج كامل نيروهايمان، پشت ميز مذاكره بنشينيم. اگر به موقع و با قدرت عمل نكنيم، بيم از آن دارم كه ايالات متحد به سطح يك قدرت درجه دوم تنزل كند. اگر من ۵۰۰ميليون دلار بودجه سرى در اختيار داشتم، بى درنگ ۱۰۰ميليون آن را صرف ايران مى كردم.
آنگاه رئيس جمهور از دالس پرسيد: چه وقت آن دو با ايدن بر سر ميز مذاكره خواهند نشست؟ آيا امروز عصر امكان دارد؟ بايد بدون فوت وقت بدانيم كه انگليسى ها چه احساسى دارند. آيا حاضر به واگذارى مسئله ايران به ما هستند يا هنوز كله شقى مى كنند؟ بايد موضوع اقدام يك جانبه ايالات متحد آشكارا مطرح شود.
هامفرى يك بار ديگر عقيده خود را تكرار كرد كه اين بهترين فرصت براى معامله با انگلستان است كه نيازمند كمك ما مى باشد. استاسن افزود ما بايد سعى كنيم نشان بدهيم كه هدف ايالات متحد اضمحلال امپراطورى انگليس نيست.
اگر انگليسى ها و فرانسويان اين موضوع را درك كنند، ممكن است نظر مساعدترى به رهبرى وزيرخارجه آمريكا نشان دهند.
ويلسون اظهار داشت كه به نظر او دو موضوع مهم در جهان وجود دارد كه ايالات متحد پاسخى براى آنها ندارد: يكى فروپاشى آشكار استعمار است و ايالات متحد پاسخى براى آنها ندارد: يكى فروپاشى آشكار استعمار است و ديگرى تاكتيك هاى جديد كمونيست ها در بهره بردارى از ناسيوناليسم و استثمار به نفع مقاصد خودشان. در زمان قديم وقتى رژيم هاى ديكتاتورى تغيير مى كردند، مسئله مبارزه يكى از گروه هاى راستگرا عليه گروهى ديگر مطرح بود و ما مى بايست فقط منتظر مى مانديم كه بحران فروكش كند و اوضاع روشن شود. ولى امروزه وقتى يك ديكتاتور راستگرا جاى خود را به يك ديكتاتور چپ گرا مى دهد، آن كشور به سوى كمونيسم مى لغزد و به نحوى غير قابل برگشت از دست ما خارج مى شود.
استاسن در پاسخ به آرزوى رئيس جمهور كه اگر پول داشت چه مى كرد، اظهار نمود كه اداره امنيت مشترك بودجه كافى در اختيار دارد. رئيس جمهور از استاسن پرسيد كه چه مبلغى مى تواند فراهم كند؟ استاسن پاسخ داد شايد بتواند هر چه را كه موقعيت ايجاب كند، از پنج ميليون تا چهل ميليون دلار فراهم كند، البته در صورتى كه وزيرخارجه در مورد نحوه استفاده از اين پول تصميم بگيرد.
در خصوص بيانات رئيس جمهور كه آرزو كرده بود روزى پرچم آمريكا را به اهتراز درآورده و به نفع ايالات متحد تظاهر كنند، جكسون اظهار نمود كه اگر رئيس جمهور مايل باشد او يقين دارد كه خواهد توانست چنين تظاهراتى را ترتيب دهد. رئيس جمهور گفت در هر حال بسيار ناراحت است از اين كه ما قادر نيستيم در هيچ يك از اين كشورهاى عقب مانده به جاى تظاهرات مخالف، تظاهرات موافق آمريكا ترتيب دهيم.
در اين هنگام كاتلر شروع به خواندن گزارش مشروحى درباره راه هاى گوناگون اقدام در برابر يورش احتمالى شوروى به خاورميانه و كسب نظر انگلستان در مورد اقدام يك جانبه ايالات متحد در ايران نمود. رئيس جمهور اظهار داشت به نظر من واقعاً وقت آن فرا رسيده كه انگليسى ها بگذارند ما بخت خودمان را بيازمائيم. جكسون گفت كه نظر ديگرى دارد و فكر مى كند در پيشبرد سياست هاى ما در خاورميانه و تحكيم موقعيت ما در اين منطقه از جهان كمك خواهد كرد و روى آن مى شود كاركرد و آن عبارت است از اقدام آمريكا در بيرون آوردن زخم چركين از پيكر خاورميانه كه مظهر آن وجود ۸۰۰۰۰۰ آواره فلسطينى است. دالس موافقت كرد كه اين واقعاً يك زخم چركين است ولى خاطرنشان ساخت كه كشورهاى عرب خودشان مايل به جذب اين ۸۰۰۰۰۰ نفر افراد بدبخت نيستند زيا با اين كار از يك وسيله چانه زنى در معامله با اسرائيل محروم خواهند شد. بنابراين نمى داند در اين خصوص چه بايد كرد.
جكسون پاسخ داد: يقيناً كه امكان دارد دست كم به دويست هزار تن از اين آوارگان غذا داد. رئيس جمهور گفت غذا دادن كافى نيست ولى بى اندازه خوشحال خواهد شد اگر بتوانيم بعضى از كشورهاى عرب را راضى كنيم كه در صورتى كه براى هر يك از آوارگان مبلغى به عنوان يارانه بپردازيم، اين افراد را بپذيرند.
پس از آن كه ژنرال واندنبرگ به شورا اطلاع داد كه هنوز يك نكته مربوط به جنبه هاى نظامى مسئله خاورميانه باقى است و آن وجود يك نيروى معتبر انگليسى در عراق مى باشد. استاسن پرسيد: آيا اين واقعاً نظر رئيس جمهور است كه اگر وزيرخارجه پيشنهاد كند، بايد بى درنگ وجوهى در ايران خرج كرد؟ رئيس جمهور پاسخ داد: البته اين يك قمار است ولى اگر پس از آزمايش معلوم شد برد با ما خواهد بود، البته حاضر است چنين كارى را بكند.
شوراى امنيت ملى:
(الف) به بحث درباره موضوع بالا با توجه به توضيحات رئيس سازمان مركزى اطلاعات پرداخت.
(ب) موافقت كرد كه خط مشى هاى نامبرده زير در پيش نويس اقدام بعدى ايالات متحد در ايران در نشست عادى يا فوق العاده شورا بررسى شود.
(۱) جلب موافقت انگليسى ها در اجازه دادن به ايالات متحد در به كار انداختن صنعت نفت ايران بدون اين كه لطمه اى به حل نهائى اختلاف ايران و انگليس بزند.
(۲)عملى بودن حفظ خط دفاعى از ميان سلسله جبال زاگرس از نقطه نظر نظامى.
(۳)تغيير سمت سفير هندرسون.
(۴) پيش بينى كمك اقتصادى محدود به ايران به منظور تقويت موقعيت مصدق.
س. اورت گليسون
S. Everett Gleason
The Foreign Relation of The United States 1951-1954 vol.X

۴-مهندس كاظم حسيبى در يادداشت هاى روزانه خود مى نويسد:
«در منزل دكتر مصدق آقايان سنجابى، شايگان، زيرك زاده، مهندس رضوى، نريمان و حق شناس حاضر بودند و صحبت راجع به تعيين رژيم قطعى كشور و رفع بلاتكليفى فعلى بود. نظر عده اى اعلام جمهوريت (زيرك زاده، فاطمى و رضوى) و ديگران ملايم تر بودند، به خصوص كه نظريات خود دكتر را هم گوش كرده بودند. نكات مورد توافق، فوريت مراجعه به آراى عمومى، مستعفى شناختن شاه، انقراض دودمان پهلوى و تعيين يك شوراى سلطنت بود. در ملاقات با دكتر كه حوالى ساعت ۱۰ دست داد مذاكرات طولانى شد. دكتر معتقد بودند فقط شوراى سلطنتى با قيد اين كه جانشين هر كدام در صورت فوت يا استعفاء از راه آراى عمومى تعيين خواهد شد كافى است و بدينوسيله ما راه امكان كمك از آمريكا و غرب را كه از رژيم مسلماً طرفدارى مى كنند قطع نخواهيم كرد و به شوروى متمايل نخواهيم شد مخصوصاً كه جمهورى را توده اى ها خواهانند و بالاخره همه با توضيحات دكتر متقاعد شدند كه تند نرفتن در اين مورد بهتر است... ساعت ۵بعدازظهر مجدداً براى ادامه مذاكرات به منزل دكتر مصدق آمديم و چون هندرسون سفير آمريكا كه چند ماه بود ايران نبود و بلافاصله بعد از كودتا به تهران آمده با دكتر ملاقات داشت به منزل شايگان رفتيم. با آمدن فاطمى كه تندروتر بود بحث از جمهوريت و اعلام انقراض سلطنت شد و موانع دكتر هم تذكر داده شد و طرحى داير به انتخاب شوراى سلطنت تهيه و به منزل دكتر رفتيم و تا ساعت ۵۰/۹ در آنجا بوديم.»

۵-متن تلگراف سرلشگر زاهدى به رم:
«پيشگاه اعليحضرت همايون شاهنشاه، مردم شاه دوست و ارتش فداكار در انتظار موكب همايونى با بى صبرى دقيقه شمارى مى كنند. از خاكپاى مبارك استدعاى تسريع در عزيمت و ابلاغ ساعت نزول اجلال را دارد تا احساسات پاك مردم مطابق آرزوى خودشان نثار قدوم مبارك گردد.»

پاسخ تلگراف:
«بنام قادر متعال، از پشتيبانى مردم ايران نسبت به خود و دفاع آنها از قانون اساسى صميمانه سپاسگزارم. من كليه افراد ارتش و تمام مأمورين غير نظامى و همه مردم ايران را به متابعت از اوامر جناب فضل الله زاهدى كه طبق قانون اساسى از طرف من به رياست حكومت ملى و قانونى ايران تعيين شده دعوت مى كنم. من بى درنگ به ايران و ميان ملتم بازمى گردم. خداحافظ ايران و مردم ايران. محمدرضا پهلوى.»

۶-دكتر غلامحسين صديقى وزير كشور كابينه دكتر مصدق كه او را در روزهاى ۲۸ و ۲۹ مرداد همراهى مى كرد در خاطرات خود مى نويسد:
(در حدود ساعت شش و هجده دقيقه، ما را از فرماندارى نظامى حركت دادند و از در بزرگ شهربانى خارج كردند. از پلكان پائين آمديم. سرلشگر نادر باتمانقليچ كه به رياست ستاد ارتش رسيده است بازوى دكتر مصدق را گرفته بود. هنگامى كه خواستيم سوار اتومبيل شويم شخصى با صداى بلند بر ضد ما شروع به سخنگوئى و شعاردهى كرد. سرلشگر باتمانقليچ با اخم و تشر گفت: خفه شو! پدر سوخته!... او ساكت شد و ما سوار شديم و از شهربانى، از راه خلوت، ميان دو صف سرباز به باشگاه افسران رسيديم و وارد باشگاه شديم. ما را به طبقه دوم بردند. عده كثيرى از افسران كه بازنشستگان ارتش و ژاندارمرى نيز در ميان آنان ديده مى شدند در مدخل راهرو جمع بودند. سرتيپ فولادوند و سرهنگ نعمت الله نصيرى، رئيس گارد سلطنتى كه به درجه سرتيپى رسيده بود با ما همراهى مى كردند. چون از ميان دو صف افسران به اتاقى كه سرلشگر زاهدى و جمعى ديگر در آن بودند رسيديم سرلشگر در لباس نظامى با پيراهن يقه باز تابستانى كرم رنگ (بدون كراوات) آستين كوتاه و شلوار تابستانى و زلفان اندك ژوليده پيش آمد و به دكتر مصدق سلام كرد و دست داد و گفت: «من خيلى متأسفم كه شما را در اين جا مى بينم...»)
حسام الدين دولت آبادى در خاطرات خود آورده است:
«دكتر مصدق به سرلشگر زاهدى گفت من اينجا اسير هستم و شما امير. زاهدى جواب داد شما اينجا ميهمان هستيد.»

۷-اسناد محرمانه وزارت امورخارجه آمريكا براى بررسى وقايع ۲۵ تا ۲۸مرداد از زاويه سياست خارجى حاوى نكات قابل توجهى است:
از كاردار در ايران (ماتيسون) به وزارت خارجه* (به لندن و بيروت «براى استحضار هندرسون» نيز ارسال شد.)
توزيع محدود
تهران، ۱۶ اوت ۱۹۵۳- ۲۵
مرداد ۱۳۳۲ ساعت ۱۰ صبح


۳۳۱- در نخستين ساعات صبح امروز گزارش هاى درهم و برهمى به سفارت رسيد مبنى بر اين كه شاه فرمان عزل مصدق را از نخست وزيرى صادر كرده و اقدامات ناشى از آن به نقل و انتقال سربازان و بازداشت هائى در تهران انجاميده است. راديو تهران در ساعت ۷صبح اعلام كرد كه شب گذشته كودتائى عليه حكومت مصدق صورت گرفته و از سوى دولت با موفقيت خنثى شده است. در همان هنگام اطلاعات واصله به سفارت اين واقعيت را تأكيد مى كرد كه دولت كنترل اوضاع را در دست دارد. سرتيپ رياحى رئيس ستاد ارتش به هيئت مستشاران نظامى آمريكا اطلاع داده كه به دستور نخست وزير سه تن از پنج فرمانده تيپ هاى مقيم تهران و سرتيپ كيانى معاون ستاد ارتش را بازداشت كرده است. هم اكنون جلسه اى به رياست سرتيپ رياحى و شركت فرماندهان ارتش در باشگاه افسران تشكيل شده است.
ماتيسون

از كاردار در ايران (ماتيسون) به وزارت خارجه
توزيع محدود
تهران، ۱۶اوت ۱۹۵۳- ساعت ۱۰صبح
۳۳۳- از منابع مؤثق اطلاعاتى به سفارت واصل شده كه شاه ضمن عزل مصدق فرمان ديگرى براى انتصاب سرلشگر زاهدى به نخست وزيرى صادر كرده است. گزارش هاى ديگر حاكى است كه امروز صبح امينى كفيل وزارت دربار و چند تن از مقامات دربارى بازداشت شده اند.
شهر تا ساعت نه و نيم صبح آرام به نظر مى رسيد. پليس هاى اضافى و تانك و كاميون هاى مملو از مأموران انتظامى پيرامون كاخ هاى سلطنتى و خانه نخست وزير مستقر شده اند. شاهدان عينى به سفارت گزارش داده اند كه جمعيت منظمى در حدود ۲۰۰نفر را ديده اند كه در حالى كه پرچم هاى ايران را در دست داشته اند، به سوى ميدان بهارستان رهسپار بوده اند.
در ساعت هشت و چهل و پنج دقيقه از دفتر نخست وزير به سفارت تلفن كردند و توصيه نمودند كه چون پيش بينى آشوب هائى در شهر مى شود، دستورات لازم داده شد. بازار شايعات رواج دارد و از منابع گوناگون به سفارت گفته مى شود كه دولت خودش كودتا را ترتيب داده و دليل آن اين است كه بهانه لازم را به مصدق براى اقدام عليه شاه بدهد.
ماتيسون

از كاردار در ايران (ماتيسون) به وزارت خارجه
توزيع محدود تهران، ۱۶اوت ۱۹۵۳-ساعت ۳بعدازظهر

۳۴۲- دونالد شويند خبرنگار آسوشيتدپرس و كنت لاو خبرنگار نيويورك تايمز به تقاضاى پسر سرلشگر زاهدى به تپه هاى شمالى تهران رفتند تا با سرلشگر مصاحبه مطبوعاتى به عمل آورند. زاهدى حضور نداشت ولى پسرش فرمان امضاء شده شاه را به آنان نشان داد و فتوكپى آن را بين خبرنگاران توزيع كرد.
پسر زاهدى گفت طبيعى است كه پدرش مخفى شده است، كودتائى در بين نبوده و سرهنگ نصيرى همراه با تعدادى سرباز سحرگاه امروز به خانه نخست وزير رفته تا فرمان عزل مصدق را ابلاغ كند و توسط گارد محافظ مصدق بازداشت شده است.
مترجم سفارت كه به خاطر شغل قبلى خود با امضاى شاه به خوبى آشناست، فتوكپى فرمان را ديد و تصديق كرد امضاء واقعى است.
ماتيسون

فرمانى كه شاه امضاء كرده تاريخ ۱۳ اوت را دارد و بدين شرح است:
«جناب فضل الله زاهدى، نظر به اين كه اوضاع كشور ايجاب مى نمايد كه شخص مطلع و با سابقه اى براى در دست گرفتن زمام امور مملكت تعيين نمائيم، لذا با اطلاعى كه به كفايت و شايستگى شما داريم، به موجب اين دستخط به سِمَت نخست وزير منصوب مى شويد و مقرر مى داريم كه در اصلاح امور كشور و رفع بحران كنونى و بالا بردن سطح زندگى مردم اهتمام و سعى كافى به عمل آوريد.
۲۳مرداد ،۱۳۳۲ محمدرضا پهلوى

از كاردار در ايران (ماتيسون) به وزارت خارجه
توزيع محدود
تهران، ۱۷اوت ۱۹۵۳- ۲۶مرداد ۱۳۳۲

۳۴۸- فرار شاه و عدم اطمينان به عمليات زاهدى، احتمالاً مصدق را برنده اين كشمكش طولانى به سبك ايرانى براى در دست گرفتن قدرت مى كند. به نظر سفارت كاملاً متحمل است كه مصدق يك شوراى سلطنت تعيين كند كه نيازهاى او را براى مدتى برآورده سازد تا وقتى كه بتواند احتمالاً جمهورى را اعلام نمايد. ما معتقديم كه در اوضاع فعلى و تا زمان تصميم گيرى توسط وزارت خارجه درباره مسائل گوناگون سياسى ناشى از رويدادهاى اخير، بازگشت فورى سفير ضرورى است ولى چون اوضاع هنوز متغير و ناآرام است. پيشنهاد ما اين است كه سفير در صورت بازگشت مجبور نشود در مصاحبه رسمى شركت كند.
همچنين طرز رفتار و اظهارات و اقدامات دولت مصدق طى چند روز آينده مى تواند وزارت خارجه را در گزينش سياستى كه بايد دنبال نمود، كمك كند.
ماتيسون

ايران
تحقيق
صفحه اول
داستان
خواندنيها
طنز
از آنچه گفته اند
انگليس
مقاله ها
گزارش
بازتاب
جهان
افغانستان
تاريخ
شعر
خاطرات
از لابلاى متون
خبرهاى كوتاه
حوادث
روى خط آلمان
آرشيو روزنامه
آرشيو مقاله ها

•   ايران   •   تحقيق   •   صفحه اول   •   داستان   •   خواندنيها   •   طنز   • 
•   از آنچه گفته اند   •   انگليس   •   مقاله ها   •   گزارش   •   بازتاب   •   جهان   • 
•   افغانستان   •   تاريخ   •   شعر   •   خاطرات   •   از لابلاى متون   •   خبرهاى كوتاه   • 
•   حوادث   •   روى خط آلمان   • 

•    آرشيو مقاله ها   •    آرشيو روزنامه   •