Nimrooz
Vol. 18, No. 904, October 20, 2006
سال هيجدهم - شماره ۹۰۴ - جمعه ۲۸ مهر ۱۳۸۵
«سياوش اوستا»
فرياد آيت الله بروجردى از خيابان اوستاى تهران:
«من از خداى زرتشت حرف مى زنم»
003906.jpg
عباسى
در شرايطى كه جمهورى اسلامى در پاريس و لندن و ديگر شهرهاى اروپائى در ماه رمضان كنسرت ها و نمايش هاى متفاوت و متنوعى را به روى صحنه مى آورد، آن هم در ماهى كه حتى خنديدن نيز در كنار خوردن ممنوع است. حداد عادل رئيس پارلمان اسلامى، سالن جشن ملى تاجيكستان را در شهر دوشنبه براى نديدن رقص زيباى مه پيكران تاجيكى به عنوان اعتراض به همراه گروه همراهش ترك مى كند. در صورتى كه در سال هاى پيش آقايان دكتر عطاءالله مهاجرانى وزير ارشاد اسلامى و مجتهد شبسترى سفير ايران در تمامى ستانس هاى جشن ملى تاجيكستان حضور داشته اند.
اگر از تاجيكستان به پاريس بيائيم شاهد يك ابروريزى ديگرى از سوى سفير جديد ملاها على آهنى هستيم. در كنفرانس مطبوعاتى كه سفير تدارك ديده بود از چپ و راست خبرنگاران از وى پرسش مى نمودند و او پاسخ مى داد تا اين كه خبرنگارى از نشريه معاريو اسرائيل پرسشى مطرح كرد و سفير نگاهى به او كرده و بدون اين كه به پرسش وى اهميتى بدهد از كنار آن گذشت.
جمعى از خبرنگاران حاضر در جلسه، گذر سفير را با گذشتن خود از حضور در كنفرانس مطبوعاتى همگام نموده و به عنوان اعتراض جلسه پرسش و پاسخ را ترك كردند. از دوشنبه و پاريس به تهران مى رويم به پارك اوستا، خيابان اوستا تا ياد يك دلاور و همراهانش را گرامى بداريم.
سال ها نوشته ايم و گفته ايم افكار و انديشه هاى ما بر كسى پوشيده نيست اگر ۲۷سال پيش كتاب اسلام منهاى روحانيت را نوشتم. ۲۱سال پيش نيز طرح و انديشه ايران منهاى اسلام سياسى را طرح كرديم و نقدها و تحليل هاى ما بركسى پنهان نيست، با دانش به اين موارد از دو ماه پيش كه آيت الله بروجردى و خانواده دلير ايشان با من تماس گرفتند و مرا در جريان ستمى كه به آنها روا شده است قرار دادند تقريباً همه روزه با هم در تماس بوديم روزى سه چهار بار و يا بيشتر. اگر آب در دست داشتم و يا كار مهمى در پيش داشتم رها مى كردم و به ايشان گوش مى كردم و ايشان نيز خوب مى شنيد آنچه را كه مى گفتم.
طرح ايران منهاى اسلام سياسى از سوى آيت اللهى كه در انقلاب و سال هاى پس از آن نقشى نداشته است كار نيكوئى بود كه مى توانست نيروهاى زيادى را آزاد كرده و از رژيم بگيرد. دليلش اين كه بيش از دو ماه بود كه قصد دستگيرى ايشان را داشتند اما حتى مأموران توان انجام كار را نداشتند.
نخستين مصاحبه جامع و كامل را ما با آيت الله بروجردى انجام داديم و آن را به صورت برنامه تلويزيونى و نوشته در همين ستون در اختيار همگان قرار داديم.
چون عادت داريم به هر چيزى شك كنيم خيلى ها به اين مسئله هم شك كردند. لذا مجبور شدم با بسيارى از ياران گفتگو كرده و آنها را از جنبشى كه در راه بود باخبر كنم. وقتى يك ماه پيش عليرضا ميبدى بخشى از مصاحبه مرا با آيت الله پخش كرد، پس از برنامه طى تماس با من گفت، بعضى به اين مسئله و اصل وجود آن شك كرده اند. ميبدى گفت، من به آنها گفته ام چون سياوش اوستا چنين كرده است و من به كار او باور دارم، مى دانم و مطمئن هستم كه جريان درست است، عليرضا ميبدى در برنامه بعدى تمامى مصاحبه ما را پخش كرد و كم كم ياران و دوستان باورشان شد كه جريان واقعى است. در بحبوحه جنجال پاپ وقتى از آيت الله بروجردى خواستم تا فوراً نامه اى به پاپ بنويسيد، در كمتر از چهار ساعت اين مسئله عملى شد و نامه تحويل سفارت واتيكان در تهران شد. پس از چند روز دفتر پاپ به من گفت آيا وجود چنين آيت اللهى در تهران صحت دارد؟ گفتم آرى، آنگاه واتيكان خرسندى خود را از وجود و حضور يك آيت الله كه در آن شرايط با پاپ درد دل مى كند و آزادى بيان پاپ را حتى در نقد اسلام تائيد و تأكيد مى كند، اعلام كرد.
روزى آيت الله بروجردى به من گفت كه نماينده اى از سوى خامنه اى به خانه ايشان آمده است و پيام آورده است كه اگر اجتماع پيرامون خانه و خيابان اوستا را پراكنده سازد، مى تواند به ديدن رهبر جمهورى اسلامى رفته و در كنار هم بنشينند و فيلم بگيرند و از تلويزيون پخش شود.
آيت الله نظر من را خواست، به ايشان گفتم دعوت خامنه اى از شما مى بايست كتبى باشد و به محض دريافت دعوتنامه كتبى بايد آن را در اختيار رسانه هاى جهانى قرارداد وقتى رسانه ها از جريان آگاه شوند خطر تهديد جانى آيت الله از بين مى رود و وى به عنوان يك قدرت با رهبر جمهورى اسلامى به مذاكره مى نشيند. رهبر جمهورى اسلامى اين پيشنهاد را نپذيرفت.
اين روزها احساس مى كنم كه بدجورى به تماس هاى روزانه آيت الله بروجردى عادت كرده بودم و دلم براى حرف ها و صداى او و خانواده اش تنگ است. روزى ديگر در پاسخ به پرسش آيت الله كه آيا شخص شما سياوش اوستا با اين همه هميارى با ما، به جنبش و حركت ما باور داريد؟ گفتم راستش را بخواهيد من ۲۷سال پيش به افرادى چون خامنه اى و على تهرانى و... گفتم كه تا وقتى كه شما عمامه به سر داريد ما نمى توانيم به شماها اعتماد كنيم. زيرا خود شما از نادرست بودن پوشيدن اين نوع لباس كه از زمان هارون الرشيد و توسط ابويوسف قاضى القضات او براى جدا كردن عوام از علما وضع شده است آگاهيد و با اين آگاهى اين لباس را مى پوشيد يعنى صداقت نداريد و خود را بالاتر و باسوادتر و برتر از مردم مى دانيد. فرزند آيت الله روز بعد به من زنگ زد و گفت بابا عمامه را از سر برداشته و شمشير به دست و كفن پوشيده و در ميان يارانش آماده جانبازى است. آيت الله گفت به يارانم گفته ام كه براساس دستور امام على جواب كلوخ انداز كلوخ است. يعى اگر به ما حمله كنند ما همگى مسلح شده ايم تا پاسخ آنها را بدهيم.
آيت الله بروجردى در واپسين پيام خود به من گفت سياوش اوستا، من از خداى موسى و عيسى و محمد و خداوند زرتشت حرف مى زنم، به جهانيان بگو ما را يارى كنند.
روز دوشنبه كه به دفترم رفتم، پيام گير تلفنى پيامى داشت از تهران ساعت ۱۰بامداد شنبه هفتم اكتبر، صداى فرزند آيت الله بود كه پيش از بازداشت پدرش و خودش و خواهرش و مادرش و ديگر ياران و خانواده كه شجاعانه در برابر سپاه و بسيج مقاومت مسلحانه كرده بودند از من مى خواست كه اگر صدايش را مى شنوم گوشى را بردارم. مى گفت: اوستا به ما حمله كردند در كمتر از يك دقيقه تلفن قطع مى شود و پايان پيام. اينك همه آنها به جمع اسيران افزوده شده اند و جهان از آيت اللهى سخن مى گويد كه تا يك ماه پيش كسى او را نمى شناخت. تمامى گزارشات مربوط به آيت الله بروجردى را مى توان روى پايگاه رايانه اى آزادى دات بى www.azadi.be مشاهده كرد و صداها را شنيد. همه با هم تلاش كنيم تا جان آيت الله بروجردى و خانواده  و يارانش را بسان جان يوسفى اشكورى ها و هاشم آغاجرى ها نجات دهيم.
www.awesta.net

ايران
تحقيق
صفحه اول
داستان
خواندنيها
طنز
از آنچه گفته اند
انگليس
مقاله ها
گزارش
بازتاب
جهان
افغانستان
تاريخ
شعر
خاطرات
از لابلاى متون
خبرهاى كوتاه
حوادث
روى خط آلمان
آرشيو روزنامه
آرشيو مقاله ها

•   ايران   •   تحقيق   •   صفحه اول   •   داستان   •   خواندنيها   •   طنز   • 
•   از آنچه گفته اند   •   انگليس   •   مقاله ها   •   گزارش   •   بازتاب   •   جهان   • 
•   افغانستان   •   تاريخ   •   شعر   •   خاطرات   •   از لابلاى متون   •   خبرهاى كوتاه   • 
•   حوادث   •   روى خط آلمان   • 

•    آرشيو مقاله ها   •    آرشيو روزنامه   •