گروه نمايشى «سايه مهر» كه به دعوت رايزنى فرهنگى سفارت جمهورى اسلامى از تهران به پاريس آمده بود؛ به مناسبت هشتصدمين سال تولد جلال الدين محمد مولوى، نمايشى با رقص و آواز و موسيقى به صحنه آورد كه با استقبال انبوه تماشاگران روبرو شد.
در اين برنامه كه در تالار بزرگ سازمان يونسكو برگزار شد و ورود به آن براى همگان آزاد بود، بيش از سى رقصنده و خواننده و نوازنده سازهاى ايرانى و اروپايى كه تقريبا نيمى از آنان زنان و دختران جوان را تشكيل مى دادند، نمايش رستاخير عشق را به كارگردانى حسين مسافر آستانه به صحنه آوردند.
گروه سايه مهر در سال ۱۹۹۸ پا گرفت و تاكنون دوازده برنامه نمايشى اجرا كرده است كه بيشتر آنها به كارگردانى حسين مسافر آستانه بوده است. نمايشنامه رستاخيز عشق نوشته محمد رحمانيان است. او كه كارش را از سال ۱۳۶۰ شروع كرده و تا كنون بيش از چهل نمايشنامه نوشته است، براى رستاخيز عشق، دوازده بخش از مهمترين بخش هاى زندگى مولانا را برگزيده و به گفته خودش سعى كرده است با يك تركيب «پست مدرنيستى» آنها را كنار هم قرار دهد.
رحمانيان گفت: «به دليل اينكه بيشتر با مخاطب خارجى زبان در ارتباط هستيم، ترجيح داديم بدون ديالوگ كار كنيم. در واقع نمايشنامه من يك مقدار پيشنهاد بود كه توسط كارگردان آن شكل عملى گرفت و توسط نادر رجب پور به شكل رقص درآمد.»
رحمانيان در رابطه رقص ها با نمايشنامه اش گفت «نمونه خيلى خوب آن توطئه براى قتل شمس تبريز بود كه با تلفيقى از باله مدرن و رقص خنجر تركمنى شكل گرفته بود و به نظرم يكى از بهترين صحنه هاى نمايش بود.»
او در سال هاى پيش از انقلاب از هنرمندان تالار رودكى و از شاگردان «رابرت دو وارن» استاد باله وزارت فرهنگ و هنر آن سال ها بوده است. اما به نظر مى رسد به دليل كمى وقت، فرصت كافى براى رهبرى و تمرين رقصندگان فراهم نبوده و نتيجه چندان رضايت بخش از كار در نيامده است.
رجب پور كه سعى كرده رقص هاى محلى و عشايرى ايران را با جلوه هائى از باله مدرن در آميزد و به خلاقيتى دست يابد، گفت: «مايه اصلى، رقص هاى محلى ايران است. البته، كاملاً محلى نرفتيم. كمى استيليزه اش كرديم و آورديمش در كار سماع. در بلوچستان اين فيگورها را خيلى داريم. در كردستان خيلى داريم. در جنوب رقص زار داريم كه نشات گرفته از سماع است، در شمال هم كسانى هستند كه سماع مى كنند با حركات خودشان.»
در مورد چرخش هاى صوفيانه كه كار را بسيار شبيه رقص دراويش تركيه كرده بود رجب شور گفت: «البته چرخش ها شبيه چرخش ترك هاست ولى ما دو دستمان بالا به طرف آسمان است و آنها يك دستشان بالاست و يك دستشان به طرف زمين. از آسمان مى گيرند و به زمين مى دهند ولى چرخيدن ها در هز حال همان چرخش سماع است.»
بيشترين سهم در توفيق برنامه رستاخيز عشق را بايد به موسيقى آن داد. ساخته هاى خوب آهنگساز جوان سعيد ذهنى كه نواى سازهاى سنتى و بومى ايران را با سازهاى كلاسيك غربى درآميخته بود همراه با صداى سوپرانوى شقايق الهيارى در كنار آوازهاى سنتى على مينوسپهر حال و هوايى مناسب صحنه هاى نمايش به وجود آورده بود و همنوازى سازهايى مثل ويولن سل كنار كمانچه و تار به نتايج جذاب و گاه درخشانى مى رسيد.
در پاسخ سئوال من در مورد استفاده اندك از موسيقى آيين هاى بومى، سعيد ذهنى گفت: «در صحنه ديدار عطار و مولانا، از تكنوازى» دوتار «در تركيب اركستر استفاده كرديم و آن كاملاً نغمه اى از شمال خراسان بود و يا موسيقى با» نى «را به عنوان ساز كاراكتر مولانا طراحى كرديم و يا» تنبور «را با مايه هاى موسيقى تركمن و با اشاره به موسيقى تركس براى شمس انتخاب كرديم. ما بى بهره نمانديم در استفاده كردن از موسيقى روستايى خودمان.»
حسين مسافر آستانه كارگردان نمايش رستاخيزعشق در مورد كارش گفت: «ايده اصلى از نويسنده است. او صحنه هاى بيشترى نوشته بود و مراحل زندگى مولانا را در بيست تابلو تنظيم كرده بود ولى چون قرار بود اين نمايش بيشتر در خارج از ايران اجرا شود، از صحنه هاى ديالوگ دار صرفنظر كرديم و به جاى آن سعى كردم تصوير سازى كنم. من با تصوير و موسيقى سعى كردم بيان آنچه را كه در متن وجود داشته روى صحنه بياورم به همين دليل بسيارى از صحنه ها را در هم تلفيق كردم و با حذف يكى دو صحنه، اين نمايش در دوازده صحنه تنظيم شد.»
حسين مسافر آستانه از اينكه فرصت كافى براى تمرين نداشته و تالار يونسكو را محل مناسبى براى تئاتر نيافته بود از نتيجه كارش چندان راضى نبود و برخى از ناهماهنگى ها و ضعف هاى اجرا را مى پذيرفت.
بهمن قبادى جايزه بزرگ سن سباستين را گرفت
بهمن قبادى، فيلمساز ايرانى با يك فيلمساز فرانسوى به صورت مشترك، برنده جايزه بزرگ جشنواره فيلم سن سباستين اسپانيا شد.
نيوه مانگ (نيمه ماه) ساخته بهمن قبادى و پسرم به كارگردانى مارتيل فوژه رون توانستند به صورت مشترك جايزه صدف طلايى را به خود اختصاص دهند.
منتقدان به هنگام اعلام نام فيلم پسرم به عنوان برنده جايزه صدف طلايى به سر و صدا پرداختند و از اين تصميم هيأت داوران به انتقاد پرداختند.
اما اعطاى جايزه به بهمن قبادى براى نيوه مانگ با استقبال اين منتقدان روبرو شد.
آقاى قبادى قبلا در سال ۲۰۰۴ هم براى فيلم لاك پشت ها پرواز مى كنند جايزه صدف طلايى را به خود اختصاص داده بود.
سن سباستين، معتبرترين جشنواره فيلم در ميان كشورهاى اسپانيايى زبان است.
جشنواره فيلم سن سباستين كه در سال ۱۹۵۳ اولين دوره خود را برگزار كرد در اروپا پس از جشنواره هاى كن، برلين و ونيز در جايگاه چهارم قرار دارد.
نيوه مانگ بهمن قبادى به غير از جايزه صدف طلايى، موفق به كسب جوايز بهترين فيلم بردارى و جايزه انجمن بين المللى منتقدان فيلم (فيپرشى) نيز شده است.
فيلم نيوه مانگ امسال از سوى عراق براى شركت در اسكار بهترين فيلم خارجى معرفى شده است.
هيات داوران جشنواره به رياست ژان مورو، بازيگر قديمى فرانسوى، جايزه بهترين بازيگرى را به خوآن ديه گو براى فيلم تركم كن اهدا كردند.
ناتالى بيه، بازيگر فيلم پسرم نيز جايزه بهترين هنرپيشه زن را از آن خود كرد.
راهى به سوى سن ديه گو ساخته كارلوس سورين، فيلمساز آرژانتينى نيز توانست جايزه ويژه هيأت داوران را به خود اختصاص دهد.
تام ديسيلو از آمريكا هم جايزه بهترين كارگردانى و فيلمنامه را براى فيلم هذيان به دست آورد.
!