Nimrooz
Vol. 18, No. 903, October 13, 2006
سال هيجدهم - شماره ۹۰۳ - جمعه ۲۱ مهر ۱۳۸۵
ترفند گروگان ها براى نجات از چنگ گروگانگير مسلح
فيلمبردارى با موبايل ماجراى ربوده شدن زن جوان را فاش كرد
نخستين جلسه بازجوئى از زنى كه نوزاد پنج روزه اش را تكه تكه كرد؛ نمى خواستم فرزندم به سرنوشت من دچار شود
خصومت شخصى انگيزه اى براى قتل
دام دو تبهكار حرفه اى براى كلاهبردارى از خريداران و فروشندگان موبايل
مأموريت پليس بين الملل براى يافتن خواهر و برادر ايرانى
جوان كينه جو به اتهام آتش افروزى دستگير شد
مرد افغان، متهم به قتل سريالى زنان خيابانى؛ تحقيقات پليس براى يافتن اجساد زنان خيابانى در باغ فلاح
پزشكى قانونى نظريه تازه خود را درباره قتل الهه صادر كرد؛ گره تازه در پرونده نامادرى الهه
با انجام تحقيقات گسترده از سوى پليس؛ افشاى جزئيات چهار جنايت اعضاى شبكه مخوف «سياه»
جنايت تكان دهنده در خيابان بهشتى؛ دختر جوان سينه پدرش را شكافت
اكران خونين سينما بهمن
سردسته شبكه آدم ربايى پس از ۷ ماه دستگير شد:
پزشك ميانسال در چنگ آدم ربايان ۱۱۰ هزار دلارى

ترفند گروگان ها براى نجات از چنگ گروگانگير مسلح
تحقيقات ويژه از مردى كه با كمك دو همدستش دو عضو يك خانواده را بمدت دو ساعت به گروگان گرفته بود، آغاز شد.
به گزارش رسيده، اين مرد در حالى كه مسلح به يك تپانچه و چاقوى ضامن دار بود به همراه دو همدستش وارد يك مجتمع مسكونى در شهرك قائميه اسلامشهر شد و دو عضو يك خانواده را گروگان گرفت اما سرانجام پس از گذشت دو ساعت مأموران زبده پليس اسلامشهر توانستند گروگانگيران را دستگير كنند.
اين ماجرا از زمانى آغاز شد كه صاحب يك كيوسك مطبوعاتى با پليس ۱۱۰ تماس گرفت و گفت: من در دكه ام نشسته بودم كه ناگهان يك كاغذ گلوله شده از پنجره يكى از واحدهاى مجتمع مسكونى روبروى كيوسك به پايين پرت شد و وقتى آن را برداشتم ديدم فردى در آن نوشته است ما را گروگان گرفته اند.
پس از تماس اين مرد بلافاصله گروهى از مأموران زبده پليس اسلامشهر خود را به محل حادثه واقع در شهرك قائميه رساندند اما آنچه كه تحقيق پيرامون اين ماجرا را دشوار كرد اين بود كه مأموران نمى دانستند گروگانگيران چند نفر هستند و چه تعداد از ساكنان آپارتمان را گروگان گرفته اند.
از سويى انگيزه اين گروگانگيرى بر مأموران پوشيده بود و هر لحظه احتمال داشت با كوچك ترين اشتباه جان گروگان ها به خطر بيفتد. در شرايطى كه اضطراب و وحشت بر شهرك قائميه سايه انداخته بود تيم ويژه پليس عمليات خود را به صورت نامحسوس آغاز كرد و ابتدا گروهى از مأموران خانه موردنظر را به محاصره خود درآوردند.
تيم ديگرى از مأموران نيز وظيفه ديگرى را عهده دار شدند و با لباس هاى مبدل به تحقيق درباره شرايط خانه اى كه به تصرف گروگانگيران درآمده بود پرداختند و موفق شدند با كمك ساير اهالى مجتمع مسكونى وارد ساختمان شوند و تا مقابل در واحد محل گروگانگيرى پيشروى كنند. در چنين شرايطى تجسس هاى نامحسوس پليس، اطلاعات تازه اى در اختيار كارآگاهان قرار داد. آنان دريافتند گروگانگيران سه مرد هستند و دو عضو يك خانواده را به انگيزه اى نامعلوم اسير كرده اند.
اكنون عمليات وارد مرحله تازه اى شده بود. نفس ها در سينه حبس و نگاه مأمورانى كه بر دور خانه موردنظر حلقه محاصره ساخته بودند به پنجره هاى محل حادثه دوخته شده بود.
هيچ چيز قابل پيش بينى نبود. آيا گروگانگيران تسليم يا دستگير مى شدند يا فاجعه اى تلخ را رقم مى زدند؟ پاسخ دادن به اين پرسش به چيزى فراتر از پيشگويى نياز داشت و همين مسأله كار را حساس و پيچيده تر كرده بود.
از سويى مأموران از سوى سردار زنده شود و فرماندهى انتظامى اسلامشهر دستور داشتند اين غايله را در سريع ترين زمان ممكن و بدون آنكه به گروگان ها آسيبى برسد به پايان برسانند.
سرانجام اين وظيفه به يكى از افسران زبده محول شد و او كه توانسته بود خود را به پشت در خانه برساند نخستين كلمه را به زبان آورد: خانه در محاصره است.
اين جمله گروگانگيران را شوك زده كرد و آنان را به واكنش برانگيخت آنها كه تاكنون بدون هيچ مشكلى نقشه خود را پيش برده بودند اكنون بايد به دنبال بيراهه اى براى فرار مى گشتند.
به اين ترتيب مذاكرات ميان پليس و يكى از گروگانگيران كه مضطرب و پريشان شده بود آغاز شد و پس از يك ساعت و نيم گفت وگو اين مرد حاضر شد سلاح خود را كنار بگذارد و به گروگان هايش اجازه دهد از خانه خارج شوند.
با برافراشته شدن پرچم تسليم از سوى گروگانگيران، مأموران حاضر در محل حادثه نفس راحتى كشيدند. ماجرا پس از دوساعت خاتمه يافته بود و اكنون بايد پليس به دنبال جواب براى سوالات ديگرى مى رفت كه زواياى پنهان اين گروگانگيرى را آشكار كند. با دستگيرى سه مرد گروگانگير بازجوئى از آنها آغاز شد و پوريا سردسته متهمان با اعتراف به جرم خود گفت به قصد اخاذى از اين خانواده وارد منزل آنها شده و دست به گروگانگيرى زده است. وى در ادامه گفت تپانچه اش قلابى بودو قصد نداشته است به فردى آسيبى برساند.
در ادامه تحقيقات پليس دريافت پوريا از مدتى قبل به اتهام ۵ فقره كلاهبردارى در بندرعباس، كيش، كرمان، همدان و شهرهاى شمالى كشور تحت پيگرد قرار دارد.
با روشن شدن اين جزئيات مرد تپانچه اى و دو همدستش روانه بازداشتگاه شدند و هم اكنون تحقيقات از آنان ادامه دارد.

فيلمبردارى با موبايل ماجراى ربوده شدن زن جوان را فاش كرد
فيلمبردارى با موبايل ماجراى ربوده شدن يك زن جوان را فاش كرد.
به گزارش رسيده، چند روز پيش پسر جوانى با مركز فوريت هاى پليسى ۱۱۰ تماس گرفت و گفت: چند دقيقه قبل سرنشينان دو پرايد سفيد و مشكى رنگ يك زن جوان را از خانه اى در همسايگى منزل من ربودند و فرار كردند.
پس از اظهارات اين جوان بلافاصله گروهى از مأموران به محلى كه ا و آدرس داده بود در حوالى ميدان وليعصر مراجعه و تحقيقات خود را آغاز كردند.
با حضور پليس در محل پسر جوان به سراغ مأموران رفت و گفت: من دانشجو هستم و به همراه دو دوست ديگرم در يك خانه اجاره اى زندگى مى كنيم. هنگام حادثه سرنشينان دو پرايد كه چهار مرد و دو زن بودند زن جوانى را از داخل منزل همسايه مان بيرون كشيدند و به زور سوار ماشين كردند و بسرعت پا به فرار گذاشتند.
اين جوان دانشجو ادامه داد در آن موقع من و دوست ديگرم از پنجره شاهد ماجرا بوديم و با دوربين موبايلم از اين صحنه ها فيلمبردارى كرده ايم.
ماموران پس از مشاهده اين فيلم به خانه مورد نظر رفتند اما كسى در را باز نكرد. ساعتى بعد در حالى كه هنوز مأموران در محل حادثه حضور داشتند پرايد سفيدرنگ به رانندگى يك مرد جوان از راه رسيد اما وقتى راننده اش قصد داشت وارد خانه شود از سوى پليس دستگير شد و مأموران وى را تحت بازجوئى قرار دادند. راننده پرايد كه مجبور به اعتراف شده بود گفت: زن ربوده شده كه عسل نام دارد از حدود يك سال و نيم قبل در خانه ما كار مى كرد و با همسرم دوست بود. امروز وقتى كه او به خانه ما آمد يك كيف مردانه همراهش بود و بشدت از كيف مراقبت مى كرد. به همين خاطر همسرم به او شك كرد و وقتى كيفش را بازرسى كرد مقدار زيادى تراول و چك و مدارك و يك شماره تلفن از داخل آن پيدا كرد و به آن شماره زنگ زد و پس از صحبت با مردى كه پشت خط بود متوجه شد كه كيف او را چند روز قبل سرقت كرده اند. همسرم هم به آن مرد گفت كه كيف او در خانه ما است و مى تواند بيايد و كيفش را تحويل بگيرد.
راننده پرايد ادامه داد: وقتى آن مرد با دو مرد ديگر و يك زن سوار بر پرايد مشكى رنگ به در خانه ما آمدند به جاى گرفتن كيف عسل را با خودشان بردند و من ديگر خبر ندارم چه اتفاقى براى او افتاده است.
پس از اظهارات اين مرد مأموران با بررسى فيلمى كه پسر دانشجو با دوربين موبايلش گرفته بود متوجه شدند راننده پرايد دروغ مى گويد و خود او يكى از افرادى بوده كه در ربودن عسل نقش داشته است.
از سوى ديگر مشخص شد برخلاف ادعاهاى راننده پرايد همسر او زمان حادثه در منزل حضور نداشته است.
با افشاى اين موضوع مأموران راننده پرايد را دستگير كردند و از وى خواستند با همدستانش قرار ملاقاتى ترتيب دهد.
به اين ترتيب ۶ متهم ديگر هنگام حضور در محل قرار از سوى پليس دستگير شدند و تحقيقات از آنان آغاز شد اما تاكنون اؤرى از زن ربوده شده به دست نيامده است.
بنابراين گزارش هم اكنون به دستور بازپرس شاملو رئيس شعبه اول دادسراى جنايى تهران تحقيقات براى افشاى راز ربوده شدن عسل ادامه دارد.

نخستين جلسه بازجوئى از زنى كه نوزاد پنج روزه اش را تكه تكه كرد؛ نمى خواستم فرزندم به سرنوشت من دچار شود
نخستين جلسه بازجوئى از زن جوانى كه نوزاد ۵ روزه خود را در بهزيستى با كارد ميوه خورى تكه تكه كرده بود صبح ديروز در شعبه دوم بازپرسى دادسراى جنايى تهران برگزار شد.
به گزارش رسيده، اين زن ۲۷ ساله كه سهيلا نام دارد در حالى كه در مركز بهزيستى نگهدارى مى شد صبح روز ۱۴ شهريور ماه امسال نوزاد پسر خود را كه تنها ۵ روز از تولدش مى گذشت، پنهانى به حياط مركز بهزيستى واقع در فرمانيه تهران برد و در كنار شير آب او را تكه تكه كرد و سپس جنايت خود را به يكى ديگر از مددجويان بهزيستى خبر داد و بدين ترتيب دستگير شد.
سهيلا كه اهل كرمانشاه است از ۱۷ سالگى از خانه اش فرار كرده و در شهرهاى مختلفى مانند تبريز، مشهد و تهران زندگى خود را مى گذراند، وى كه از زنان خيابانى به حساب مى آيد تاكنون بيش از ۵۰ بار به زندان افتاده است.
در جلسه بازجوئى صبح ديروز بازپرس اصغرزاده ابتدا درباره انگيزه سهيلا از قتل فرزندش پرسيد و سهيلا پاسخ داد: نمى خواستم سرنوشت بچه ام مثل من شود و در بهزيستى بزرگ شود و بعد هم در زندان ها بقيه عمرش را بگذراند. نمى خواستم او مثل مادرش زندگى نكبت بارى داشته باشد.
سهيلا در مورد اينكه پدر بچه اش كيست گفت: نمى دانم. من يك زن خيابانى هستم. آن موقعى كه باردار شدم با ۷ مرد مختلف ارتباط داشتم. قبل از آن پيش يك معتاد زندگى مى كردم اما هميشه بخاطر رفتار چندش آورش از او بيزار بودم. بخصوص از اينكه هميشه نشسته مى خوابيد و چرت مى زد بدم مى آمد. تا اينكه يك شب سر همين موضوع با او حرفم شد و او مرا از خانه اش بيرون كرد من هم قهر كردم. مى خواستم به شهر رى بروم براى همين سوار يك ماشينى شدم كه راننده و ۲ مردى كه سوارش بودند مرا دزديدند و به خانه اى بردند. چند روز مرا نگه داشتند. 7 مرد مدام با من در ارتباط بودند احتمال مى دهم بچه متعلق به يكى از آنها باشد. اما من آنها را نمى شناسم.
بازپرس اصغرزاده در اين رابطه گفت: به احتمال زياد سهيلا دروغ مى گويد و پدر بچه اش را مى شناسد اما چون مى داند اگر پدر بچه پيدا شود ممكن است در روند رسيدگى به پرونده وى و صدور حكم تغييراتى به وجود آيد از گفتن حقيقت طفره مى رود.
بنا بر اين گزارش تحقيقات از اين زن ادامه دارد.

خصومت شخصى انگيزه اى براى قتل
فردى كه با همدستى دوستانش مرد روستايى را ربوده و او را به قتل رسانده بود در دادگاه كيفرى استان هرمزگان محاكمه شد.
به گزارش روابط عمومى دادگسترى استان هرمزگان، در ابتداى جلسه رسيدگى به اين پرونده قاسمى ساغند نماينده دادستان در جايگاه قرار گرفت و گفت: ۲۶ مردادماه سال گذشته زنى به مأموران پليس استان هرمزگان مراجعه كرد و گفت: همسرش موسى به طرز مشكوكى گم شده و شب به خانه نيامده است. بلافاصله مأموران تحقيقات گسترده خود را براى پيدا كردن موسى آغاز كردند. پليس در بازرسى از محل كار اين مرد كاغذى را پيدا كرد كه روى آن نوشته شده بود موسى دزديده شده است. با كشف اين دست نوشته تحقيقات وارد مرحله تازه اى شد و در حالى كه كارآگاهان تلاش مى كردند سرنخى از آدم ربايان پيدا كنند، مأموران با تماس تلفنى چوپانى با خبر شدند جسد مردى با دستان بسته و طنابى كه هنوز به دور گردنش است كنار جاده رها شده است. با اعلام اين خبر اكيپ ويژه اى از كارآگاهان ويژه قتل در محل قرار گرفتند. از آنجايى كه مشخصات جسد با مشخصات موسى يكى بود پليس از خانواده موسى خواست تا براى شناسايى جسد به پزشكى قانونى مراجعه كنند. در نهايت مشخص شد، جسد متعلق به موسى است. بنابراين پليس براى پيدا كردن ردى از عاملان جنايت تلفن همراه مقتول را كه سرقت شده بود تحت كنترل درآورد و معلوم شد گوشى تلفن همراه موسى توسط فردى در ميناب مورد استفاده قرار مى گيرد. نماينده دادستان در ادامه گفت: اكيپ ويژه اى از كارآگاهان با اخذ قرار نيابت به محل سكونت فردى رفتند كه از گوشى تلفن همراه موسى استفاده مى كرد آنها بعد از بازداشت اين مرد وى را مورد بازجوئى قرار دادند و وى گفت: شخصى به نام حسن مرا به خانه خود برد تا گوشى تلفن همراه را به من بفروشد، به همين خاطر سيم كارت خود را درون آن قرار دادم اما بعد از چند روز پشيمان شدم و گوشى را پس دادم. با راهنمايى اين فرد پليس موفق شد حسن را در حالى كه قصد داشت گوشى موبايل را به يك دستفروش بفروشد دستگير كند. حسن بلافاصله بعد از بازداشت لب به اعتراف گشود و گفت: موسى را بخاطر اختلافات قديمى كه داشتيم به قتل رسانديم. من موسى را به بهانه اى به خانه ام كشيدم و به اتفاق سه همدستم او را وادار كرديم تا قولنامه اى مبنى بر اينكه ماشين اش را به من فروخته امضا كند و بعد او را به قتل رسانديم. در ادامه با همكارى حسن پليس سه همدست او را نيز دستگير كرد و آنها به همكارى با حسن در خصوص قتل اعتراف كردند.
نماينده دادستان اضافه كرد: با توجه به مدارك و شواهد موجود تقاضاى صدور حكم قانونى براى متهمان را دارم. در ادامه جلسه دادگاه، اولياى دم موسى در جايگاه قرار گرفتند و تقاضاى صدور حكم قصاص كردند. سپس به دستور هوشنگ آبروشن رئيس شعبه اول دادگاه كيفرى استان هرمزگان حسن در جايگاه قرار گرفت، او اتهام خود را قبول كرد و گفت: من بخاطر خصومت شخصى كه با موسى داشتم او را به قتل رساندم و همدستانم در قتل نقشى نداشتند. بنابراين گزارش، ۵ قاضى شعبه اول دادگاه كيفرى استان هرمزگان براى صدور رأى وارد شور شده اند.

دام دو تبهكار حرفه اى براى كلاهبردارى از خريداران و فروشندگان موبايل
دو مرد كه در نقشه هائى جداگانه اقدام به كلاهبردارى ميليونى از خريداران و فروشندگان تلفن همراه كرده اند تحت تعقيب پليس ايران و اينترپل قرار گرفتند.
به گزارش رسيده اين دو مرد كه در دفاتر خدمات تلفن همراه مشغول به كار بودند با كلاهبردارى در زمينه خريد و فروش ۴۶۰ خط مبالغ هنگفتى به جيب زده و گريخته اند.
كلاهبردارى از فروشندگان 
چندى پيش مردى به نام بهروز با مراجعه به شعبه ۱۰ داديارى دادسراى خارك به داديار جوزنى گفت: چندى قبل براى فروش ۴۲ خط تلفن همراه خود به يك شركت خدمات تلفن همراه مراجعه كردم و سيم كارت ها را نزد يكى از كارمندان شركت به نام محمدرضا سپردم و او يك فقره چك به من داد و قرار شد هر موقع خطوط را فروخت براى انتقال سند نزد وى مراجعه كنم. اين شاكى افزود: مدتى از اين ماجرا گذشت و موعد چك ها فرا رسيد اما زمانى كه من به بانك رفتم متوجه شدم چك بلامحل است. وقتى به دفتر مراجعه كردم مدير آنجا به من گفت محمدرضا چند روزى است كه فرارى شده است.
پس از طرح اين شكايت بازپرس پرونده دستور آغاز تحقيقات در اين رابطه را صادر كرد و مأموران در نخستين گام مدير شركت را احضار و از وى بازجوئى كرد و اين در حالى بود كه تعداد شاكيان محمدرضا افزايش يافته و كلاهبردارى ۴۰۰ خط موبايل در پرونده وى ثبت شده بود. در اين ميان مدير شركت در بازجوئى ها به مأموران گفت: از آنجا كه موسسه ما معتبر و داراى مجوز رسمى است افراد بسيارى براى خريد يا فروش خطوط تلفن همراه به ما مراجعه مى كنند در اين ميان محمدرضا كه كارمند من بود از موقعيت خود سوءاستفاده كرد و دست به كلاهبردارى زد.
مدير شركت خدمات تلفن همراه اضافه كرد: محمدرضا پس از آنكه سيم كارت ها را از فروشندگان مى گرفت به آنها چك مى داد و سپس براى موبايل ها مشترى پيدا مى كرد و پس از فروش خطوط اسناد آنها را جعل مى كرد و پس از ارسال به مخابرات درخواست انتقال مالكيت مى كرد. وى اضافه كرد: من زمانى متوجه كلاهبردارى هاى محمدرضا شدم كه او ناپديد شد و چك هائى كه به فروشندگان داده بود يكى پس از ديگرى برگشت خورد و مالباختگان براى شكايت به دفتر و نزد من آمدند اما هر چقدر سعى كردم آنان را توجيه كنم و بگويم كلاهبردارى ها را يكى از كارمندان موسسه انجام داده است و من بى گناهم موفق نشدم و با برآوردى كه موسسه از كلاهبردارى هاى اين شخص انجام داده مشخص شده او در حدود ۲۰۰ ميليون تومان را به يغما برده است.
بنا بر اين گزارش در حال حاضر مسوول شركت با قرار وؤيقه آزاد است و متهم نيز كه از كشور خارج شده به دستور مقامات قضائى توسط پليس اينترپل تحت تعقيب قرار گرفته است.
كلاهبردارى از خريداران 
در ماجرايى ديگر فردى با جعل اسناد شركت خدمات تلفن همراه دست به كلاهبردارى از ۶۰ خريدار موبايل زد.
چندى پيش مردى با مراجعه به دادسراى ناحيه سه به بازپرس رحيمى رئيس شعبه ششم گفت: من براى خريد قسطى موبايل به يك دفتر خدمات تلفن همراه رفتم و پس از عقد قرارداد و واريز كردن مبلغ پيش پرداخت به همان شركت يك خط تلفن همراه تحويل گرفتم. در تمام اين مدت قسط هايم را بموقع پرداختم و هيچ مشكلى وجود نداشت تا اينكه بالاخره موعد آخرين قسط فرا رسيد و يك روز متوجه شدم موبايلم قطع شده است. پس از آن كه موضوع را پيگيرى كردم فهميدم رئيس دفتر خدمات تلفن همراه خط مرا قطع كرده و با جعل اسناد و مدارك آن را به شخص ديگرى واگذار كرده است.
پس از اعلام اين شكايت، مأموران به دستور بازپرس پرونده تحقيقات خود را براى شناسايى و دستگيرى كلاهبردار فرارى آغاز كردند در حالى كه كاوش هاى پليس براى يافتن ردى از او ادامه داشت تعداد شاكيانش به ۶۰ نفر رسيد كه همگى به يك شيوه از سوى مرد تبهكار مورد كلاهبردارى قرار گرفته بودند. بنا بر اين گزارش هم اكنون تحقيقات پليس براى دستگيرى اين متهم نيز ادامه دارد.

مأموريت پليس بين الملل براى يافتن خواهر و برادر ايرانى
پليس بين الملل به دستور بازپرس جنايى تهران مأموريت يافت تا خواهر و برادرى را كه توسط پدرشان ربوده شده اند پيدا كند و به ايران بازگرداند.
به گزارش رسيده روز گذشته زن ۳۴ ساله اى به نام پريسا با مراجعه نزد مأموران پليس آگاهى تهران طى شكايتى گفت: من بهمن ماه سال گذشته بخاطر اختلافاتى كه با همسرم داشتم از او جدا شدم و با بخشيدن تمامى حق و حقوقم توانستم حضانت دو فرزند ۱۴ و ۸ ساله ام به نام هاى اميرحسين و طناز را از شوهرم بگيرم اما دو هفته قبل شوهر سابقم به بهانه ملاقات هفتگى خود با بچه ها آنها را از خانه برد و پس از آن ناپديد شد.
پريسا افزود: وقتى فهميدم همسرم بچه ها را ربوده است به جست وجو پرداختم و متوجه شدم او ابتدا بچه ها را با خود به اهواز برده و سپس راهى شهر مينيسك بلاروس شده است.
پس از اظهارات اين زن پرونده به دادسراى جنايى تهران ارجاع شد و بازپرس پرونده دستور داد تا پليس بين الملل تحقيقاتى را در اين زمينه انجام دهد تا اين خواهر و برادر به ايران بازگردانده شوند.

جوان كينه جو به اتهام آتش افروزى دستگير شد
پسر جوانى كه بخاطر اختلاف با همسايه اش اتومبيل ماكسيماى او را آتش زده بود توسط پليس دستگير شد.
به گزارش رسيده، روز ۲۸ ارديبهشت ماه امسال مرد جوانى طى شكايتى اعلام كرد كه اتومبيل ماكسيمايش بطور عمدى آتش گرفته و خسارت زيادى به بار آمده است. باتوجه به اينكه شاكى در يك آپارتمان ۱۶ واحدى در خيابان گرگان تهران زندگى مى كرد و اكثر افرادى كه در اين آپارتمان زندگى مى كردند پيدا كردن عامل اصلى آتش سوزى كارى مشكل بود اما سرانجام پس از بازجوئى و تحقيقات دقيق از تمامى اهالى ساختمان سرانجام پسر جوانى به نام سهيل كه همراه مادر و مادربزرگش در اين ساختمان زندگى مى كرد به عنوان متهم شناسايى و دستگير شد.
وى كه داراى سابقه بيمارى روانى است و چندين بار دست به خودكشى زده است ضمن اعتراف به آتش زدن ماكسيما گفت: صاحب ماكسيما جوانى خوشگذران است كه هميشه با رفت وآمدهاى غيراخلاقى اش باعث مزاحمت براى ما مى شد، چندى پيش نيز او در حالى كه صداى ضبط ماشينش بلند بود وارد پاركينگ شد و به همين خاطر مادر بزرگم به او اعتراض و اين مرد در جواب شروع به فحاشى كرد و من براى همين موضوع چند بار با او درگير شدم تا اينكه يك شب از روى عصبانيت با ريختن بنزين چراغ ماشين او را آتش زدم اما بعد پشيمان شدم و آن را خاموش كردم ولى ظاهرا آتش خاموش نشده بود و بعد از چند دقيقه ماشين منفجر شد. پس از اظهارات اين متهم صاحب ماكسيما گفت: اين جوان يك بار هم ضبط ماشين مرا دزديده بود اما من رضايت دادم. او دوستان معتادش را به خانه مى آورد و شب ها در زيرزمين مى خواباند. من به او اعتراض كردم كه اين معتادان ممكن است ماشين همسايه ها را سرقت كنند اما او اعتنا نمى كرد. چند بار بخاطر اين مسأله با هم درگير شديم.
بعد از اعترافات متهم و اظهارات شاكى، سهيل بازداشت و روانه زندان شد.

مرد افغان، متهم به قتل سريالى زنان خيابانى؛ تحقيقات پليس براى يافتن اجساد زنان خيابانى در باغ فلاح
يك مرد افغان كه متهم به قتل سريالى زنان خيابانى است در تحقيقات ويژه كارآگاهان پليس جنايى تهران دستگير شد.
به گزارش رسيده، اين مرد افغان كه احمد نام دارد متهم است پس از آنكه زنان خيابانى را به محل اقامت خود در باغى به نام باغ فلاح در اطراف هشتگرد مى كشاند بعد از برقرارى رابطه نامشروع آنها را به قتل مى رسانده است.
آغاز تحقيقات
تحقيقات در اين رابطه از زمانى آغاز شد كه كارآگاهان پليس جنايى تهران از كشف جسد يك زن در چاه خانه نيمه كاره اى در فرمانيه تهران باخبر شدند.
آنان پس از حضور در محل كشف جسد به بازجوئى از كارگران افغانى كه در آنجا مشغول به كار بودند پرداختند و متوجه شدند آنها هنگام كار در ساختمان اين جسد را كه هيچ مدرك شناسايى همراه نداشت، پيدا كرده اند.
شواهد اوليه حكايت از آن داشت كه چند ماهى از مرگ زن ناشناس مى گذرد و صورت وى بخاطر گذشت مدت زيادى از مرگ و همچنين قرار گرفتن در مجاورت رطوبت بطور كامل از بين رفته و غيرقابل شناسايى بود.
پليس با پيگيرى هاى خود دريافت چند ماه پيش يك كارگر افغان به نام نسيم به همراه برادرانش در اين ساختمان كار مى كردند، اما به ناگاه آنجا را ترك و به ساختمان نيمه كاره ديگرى در پونك نقل مكان كردند.
با افشاى اين موضوع نسيم و برادرانش به نام هاى عارف و طاهر دستگير شدند اما اتهام قتل را انكار كردند.
ادامه يافتن تحقيقات پليس در اين رابطه فاش كرد اين سه برادر با زنان زيادى رابطه داشته اند و احتمالا به جز قتل زن ناشناس، زنان ديگرى را نيز به كام مرگ كشانده اند.

دستگيرى يك متهم 
در حالى كه تحقيقات از سه برادر افغان ادامه داشت آنها اعتراف كردند كه يكى از هموطنانشان به نام رسول زنان خيابانى را به محل اقامت آنها مى برده است.
پس از اعترافات تازه متهمان، كارآگاهان تلاش خود را براى دستگيرى رسول آغاز كردند و پس از چند روز موفق شدند اين مرد را به دام بيندازند.
رسول پس از دستگيرى به انتقال زنان خيابانى به خانه نسيم و برادرانش اقرار كرد و گفت: علاوه بر نسيم و برادرانش من زنان خيابانى ديگرى را نيز براى يك افغانى ديگر كه مقنى پولدارى به نام احمد است مى بردم.
اين مرد افغان ادامه داد: احمد به همراه دو هموطن ديگرمان به نام هاى عزيز و حضرت در باغى به نام باغ فلاح در روستاى قاسم آباد هشتگرد زندگى مى كنند و احمد پس از آنكه با زنان خيابانى رابطه برقرار مى كرد آنان را مى كشت و اجسادشان را پشت ديوار باغ دفن مى كرد.
اظهارات تكان دهنده اين مرد سبب شد تا اكيپ ويژه اى از كارآگاهان به دستور بازپرس اصغرزاده راهى هشتگرد شوند تا به صحت و سقم قتل زنان خيابانى در باغ فلاح پى ببرند.
كارآگاهان پس از حضور در هشتگرد ابتدا دو زن جوان را كه احتمال مى دادند از آشنايان احمد باشند دستگير كردند و تحت بازجوئى قرار دادند.
اين دو زن كه همسر و خواهر عزيز يكى از متهمان هستند در بازجوئى ها گفته هاى رسول را تكرار كردند و گفتند احمد زنان خيابانى را به قتل مى رسانده است.
آنها گفتند: احمد مدت ها با دخترى به نام سورى كه ساكن تهران بود دوست بود و با وى رابطه داشت. پس از آن نيز با زنان خيابانى زيادى رابطه برقرار كرده است. او پس از آنكه به هدف خود مى رسيد زنان را مى كشت و اجسادشان را در ديوار كنار باغ دفن مى كرد و ما مى دانيم ۵ زن به نام هاى ماريا، معصومه، فرزانه، فريبا و مريم قربانى او شده اند. پس از آنكه پليس باتوجه به اظهارات اين دو زن به شواهد بيشترى عليه احمد و دو دوست هموطنش دست يافت افراد حاضر در باغ را بازداشت كرد اما متهمان اتهامات خود را انكار كردند. بنا بر اين گزارش در حال حاضر اكيپ ويژه اى از كارآگاهان جنايى تهران قصد دارندبا حفارى در اين باغ اجساد زنان خيابانى را پيدا و اين راز هولناك را فاش كنند.





با انجام تحقيقات مشترك از سوى پليس بين الملل و كارآگاهان جنايى تهران؛ قاتل مأمور پليس جنايى پاكستان در تهران دستگير شد





تحقيقات مشترك پليس بين الملل و كارآگاهان اداره ۱۰ آگاهى تهران براى دستگيرى قاتل مأمورپليس جنائى پاكستان با به دام انداختن اعضاى يك باند قاچاق انسان رنگ تازه اى به خود گرفت.
به گزارش رسيده پليس هم اكنون با دستگيرى ۷ مرد كه در زمينه قاچاق و لوازم پزشكى فعاليت داشتند احتمال مى دهد يكى از اين افراد قاتل مأمور آژانس تحقيقات جنايى پاكستان باشد.

درخواست از پليس ايران 
اوايل تابستان سال جارى پليس پاكستان از طريق اينترپل نامه اى را براى پليس ايران ارسال كرد و خواستار دستگيرى قاتل فرارى كه به ايران گريخته بود، شد. در نامه اينترپل آمده بود: تحقيقات پليس پاكستان براى يك قاچاقچى حرفه اى انسان به نام عبدالحق بت نشان مى دهد اين مرد به صورت غيرقانونى به ايران گريخته و در شهرستان كرج پنهان شده است.
پليس بين الملل در ادامه نامه خود آورد: عبدالحق بت يك مجرم خطرناك است كه علاوه بر قاچاق انسان به اتهام قتل يك مأمور آژانس تحقيقات جنايى پاكستان تحت تعقيب قرار دارد.
با ارسال نامه پليس بين الملل اداره كل اتباع خارجى، نيروى انتظامى مأموريت يافت به بررسى اين موضوع بپردازد به همين دليل پرونده به شعبه هفتم دادسراى جنايى تهران به رياست بازپرس حسينى ارجاع شد.

آغاز تحقيقات 
پس از ارجاع درخواست اينترپل براى دستگيرى عبدالحق بت به دادسراى جنايى تهران بازپرس حسينى به كارآگاهان اداره ۱۰ پليس آگاهى دستور داد تا تحقيقات ويژه اى را براى شناسايى و به دام انداختن اين قاتل فرارى آغاز كنند.
كارآگاهان با آغاز تحقيقات خود متوجه شدند ردى از اين مجرم خطرناك در شهرستان كرج وجود ندارد و به احتمال زياد او مخفيگاه خود را تغيير داده است.
با افشاى اين موضوع كاوش هاى پليس گسترده تر شد و آنان پس از مدتى انجام تحقيقات ويژه از فعاليت هاى يك باند قاچاق در تهران باخبر شدند كه احتمال داشت با قاتل مأمور |. ه. ب در ارتباط باشند. به همين دليل شناسايى هسته مركزى اين باند و دستگيرى اعضاى اصلى آن در دستور كار پليس قرار گرفت و كارآگاهان متوجه شدند سردسته اين شبكه قاچاق انسان مردى افغان به نام نواز است.

سوابق دكتر نواز
كارآگاهان پيش از آنكه براى دستگيرى نواز مرد افغان وارد عمل شوند تحقيقات خود را درباره زندگى او متمركز كردند و دريافتند نواز به اتفاق همسرش شبكه قاچاق انسان را هدايت مى كند و هر دو پزشك هستند.
همچنين فاش شد دكتر نواز و همسرش علاوه بر قاچاق انسان در زمينه قاچاق لوازم پزشكى و داروهاى ورزشى تاريخ مصرف گذشته نيز دست دارند و اين اجناس را به صورت غيرقانونى از پاكستان به ايران وارد مى كنند و به فروش مى رسانند.
ادامه كنكاش هاى پليس درباره فعاليت هاى دكتر نواز و باند تحت امرش فاش كرد اين پزشك افغان چند سال پيش به اتهام قاچاق لوازم پزشكى تاريخ مصرف گذشته دستگير و پس از گذراندن دوران محكوميت خود به اخراج از ايران محكوم شده بود. شواهد حكايت از آن داشت كه دكتر نواز پس از اخراج از ايران بارديگر به صورت قاچاق وارد كشور شده و فعاليت هاى پنهانى اش را از سر گرفته و در خانه اى در محموديه تهران پنهان شده است.
دكتر نواز و هفت عضو گروهش در اين مدت كالاهاى پزشكى از رده خارج را از پاكستان به ايران وارد كردند و در خيابان ابوريحان تهران به فروش مى رساندند.

دستگيرى متهمان 
در حالى كه اطلاعات پليس درباره فعاليت هاى اين باند كامل شده بود كارآگاهان در يك عمليات ضربتى ابتدا دكتر نواز و سپس ۶ عضو باند وى به نام هاى زارع، محمد، جانب، راشد، محمد و سبقت را دستگير كردند.
با دستگيرى اين متهمان پليس جنايى تهران به اين اطمينان رسيد كه به عبدالحق بت قاتل مأمور پليس جنائى پاكستان نيز نزديك شده است. به همين خاطر بازجوئى از آنان را آغاز كرد و مشخص شد به جز سردسته گروه هيچ يك از متهمان كارت شناسايى و اوراق هويتى در اختيار ندارند.
بنابراين گزارش كارآگاهان هم اكنون احتمال مى دهند عبدالحق بت يكى از شش متهم فاقد مدرك هويتى است. آنان در حال حاضر مشغول پيگيرى اين فرضيه خود هستند و اطمينان دارند توانسته اند قاتل مأمور آژانس تحقيقات جنايى پاكستان را به تله بيندازند.





سارقان با سوراخ كردن سقف طلا فروشى ۲۶ ميليون تومان جواهر به يغما بردند
سرقت به سبك فيلم ايتاليايى





تحقيقات گسترده كارآگاهان براى دستگيرى اعضاى يك باند حرفه اى كه پس از ورود به يك مغازه طلافروشى، تمامى طلاها را از آنجا تخليه كرده اند، آغاز شد.
دوشنبه شب مردى به مأموران پليس مشهد مراجعه كرد و در حالى كه بشدت هراسان بود گفت: سارقان تمام جواهرات داخل مغازه ام را به سرقت برده اند.
با اعلام شكايت اين مرد بلافاصله مأموران در طلافروشى حاضر و متوجه شدند، سارقان پس از ورود به مغازه تمامى جواهرات و طلاها را برده اند.
صاحب طلافروشى به مأموران گفت: بعد از اينكه طلاها را جمع كردم تا مغازه را تعطيل كنم هرچه طلا بود داخل گاو صندوق گذاشتم، دزدگير مغازه را نيز وصل كردم و دوربين مدار بسته را به كار انداختم سپس از مغازه خارج شدم. اين كارى بود كه هرشب بعد از پايان كارم انجام مى دادم. حدود ۲ ساعت مى شد كه از مغازه به خانه رفته بودم كه يكى از همسايه هايم كه او هم نزديكى مغازه من زندگى مى كند تماس گرفت و گفت: مغازه ات مورد دستبرد قرار گرفته است. بلافاصله خودم را به آنجا رساندم و ديدم قفل مغازه باز نشده است و از بيرون چيزى مشخص نيست. در را باز كردم و وارد شدم و ديدم هيچ طلايى داخل مغازه نيست. بعد متوجه شدم سارقان از فضاى خالى پشت مغازه كه مدتى قبل توسط شهردارى تخريب شده بود استفاده كرده اند. آنها به پشت بام مغازه رفته و آنجا را سوراخ كرده و از طريق نردبام وارد مغازه شده اند. سارقان حتى دزدگير را نيز از كار انداخته و سپس فيلم دوربين مداربسته را برداشته و فرار كرده اند.
ماموران پليس پس از بررسى دقيق ماجرا متوجه شدند، سارقان در مدت زمان بسيار كوتاهى موفق به سرقت شده اند و احتمالاص قبلاص موقعيت طلافروشى را بطور دقيق بررسى كرده بودند و مى دانستند بايد چطور و از كجا دزدگير و دوربين حفاظتى را از كار بيندازند. با توجه به اينكه سارقان احتمال مى دادند، خروج آنها از در مغازه باعث ايجاد شك براى عابران خواهد شد، از همان سوراخى كه در سقف ايجاد كرده بودند خارج شدند و از تاريكى شب و زمين مخروبه استفاده كردند و بدون اينكه كسى متوجه شود پس از ربودن ۲۶ ميليون تومان طلا پا به فرار گذاشتند.
از سويى سارقان هنگام سرقت از دستكش استفاده كرده اند تا هيچ اؤر انگشتى از آنها برجاى نماند.
تحقيقات گسترده كارآگاهان براى به دست آمدن سرنخى از اعضاى اين باند حرفه اى ادامه دارد.
در ماجرايى ديگر حدود ساعت ۳۰/۱۵ عصر روز دوشنبه، ۵ مرد مسلح با لباس نظامى و مسلح به كلت و كلاشينكف به يك طلافروشى در بازار زنجان حمله كردند و آن را مورد سرقت قرار دادند.
به گزارش ايسنا، سردار آقاگلزاده، فرمانده انتظامى استان زنجان با تأييد اين خبر گفت: اين افراد، پس از شكستن شيشه طلافروشى وارد مغازه شدند و مقاديرى طلا را به سرقت بردند.
وى افزود: على رغم اينكه كلانترى بازار با محل مورد سرقت فاصله چندانى نداشته ولى تا رسيدن مأموران، سارقان از محل گريخته بودند.
سردار آقاگلزاده درخصوص مجروحان اين حادثه اظهار كرد: در اين حادثه سه تن زخمى شدند كه يكى شاگرد مغازه و دو تن ديگر كفاش و عابر رهگذر بوده است، اما بنابر آخرين پيگيرى ها، حال آنها مساعد اعلام شده، زيرا شليك هاى انجام شده بيشتر هوايى و به منظور متفرق كردن مردم صورت گرفته است.
سردار آقاگلزاده خاطر نشان كرد: اقدامات نيروى انتظامى در خصوص دستگيرى سارقان با جديت تمام در دستور كار قرار گرفته و امنيت در بازار بخوبى برقرار شده است.

پزشكى قانونى نظريه تازه خود را درباره قتل الهه صادر كرد؛ گره تازه در پرونده نامادرى الهه
نظر پزشكى قانونى درباره ابهامات موجود در پرونده قتل الهه دختر ۷ ساله اى كه احتمال مى رود به دست نامادرى اش كشته شده باشد اين پرونده را پيچيده تر كرد.
به گزارش رسيده، طيبه زن ۲۷ ساله اى كه متهم است الهه دختر ۷ ساله شوهرش را اسفندماه سال ۸۲ به قتل رسانده، يك بار از سوى شعبه ۷۴ دادگاه كيفرى استان تهران به قصاص محكوم شد، اما با اعتراض طيبه و وكلايش پرونده به ديوان عالى كشور رفت و اين حكم نقض شد تا ايرادات پرونده برطرف شود.
وكلاى مدافع طيبه در لايحه اعتراضى خود ۱۳ مورد ايراد را به نظريه پزشكى قانونى وارد كرده بودند و به همين دليل پرونده براى بررسى مجدد نزد متخصصان اين سازمان فرستاده شد.
نخستين ابهام در اين پرونده زمان مرگ الهه بود. جسد اين دختر يك هفته پس از ربوده شدنش از مقابل مدرسه در جنگل هاى شيان پيدا شد و پزشكى قانونى در آن هنگام زمان مرگ را بين ۴۸ تا ۷۲ ساعت قبل از كشف جسد اعلام كرد حال آنكه طيبه در اعترافات اوليه اش و زمانى كه اتهام قتل را پذيرفت، مدعى شد الهه را در همان روز اول از پاى در آورد.
ابهام ديگرى كه در اين پرونده وجود دارد اين است كه طيبه در اظهارات اوليه خود گفته بود ۱۱ قرص ديازپام به الهه خورانده بود و پزشكى قانونى در آن زمان در رابطه با وجود سم در خون مقتول اظهار نظر نكرده بود.
سومين ايراد پرونده محتويات معده دختر ۷ ساله بود كه مشخص كردن اين موضوع مى تواند به حل اين معماى پيچيده كمك زيادى كند.
يكى ديگر از ايرادات وارد شده از سوى وكلاى مدافع طيبه اين بود كه آنها معتقد بودند دختر ۷ ساله پيش از مرگ مورد آزار قرار گرفته بود. هم اكنون پزشكى قانونى پس از ماه ها تحقيق مجدد پيرامون اين ايرادات اعلام كرده است موضوع آزار الهه صحت ندارد. از سويى كارشناسان خاطر نشان كرده اند: چون نظريه قبلى پزشكى قانونى به صورت كلى بوده و زمان زيادى نيز از مرگ الهه گذشته است، نمى توان به ديگر سوالات مطرح شده از سوى وكلاى مدافع متهم پاسخ داد و در نظريه قبلى نيز جزئيات كافى در اين باره وجود نداشته است.
مرزبان طاهرى وكيل مدافع طيبه در اين رابطه به خبرنگار ما گفت: هرچند به سوالات ما از سوى پزشكى قانونى پاسخى داده نشده است اما نظريه قبلى هم تأييد نشده بنابراين طيبه فرصت دفاعى دوباره خواهد داشت، ضمن اينكه نظريه پزشكى قانونى و ايراداتى كه من به عنوان وكيل طيبه به آن وارد كرده بودم يكى از موارد نقا در پرونده بود و مواد ديگر نيز به دادگاه ارائه شده و اميدواريم به آن رسيدگى شود.
وى افزود: از قضات دادگاه خواسته شده تا شهود را احضار كنند و يك بار ديگر گفته هاى آنها در دادگاه شنيده شود و ما سوالات خودر ا از آنان بپرسيم. همچنين تقاضا شده است گروهبانى كه در جنگل هاى شيان جسد الهه را پيدا كرده نيز به دادگاه احضار شود تا گفته هايش را يكبار ديگر تكرار كند، چرا كه گفته هاى او مى تواند كمك زيادى به اثبات بى گناهى طيبه كند.
وكيل مدافع طيبه ادامه داد: در لايحه اعتراضى كه به ديوان عالى كشور فرستاده شد، به اعترافاتى كه تحت فشار از طيبه گرفته شده بود نيز اشاره شده است و ما در جلسه دادگاه كه روز ۱۳ دى ماه تشكيل خواهد شد خواسته هاى خود را دوباره مطرح خواهيم كرد.
وكيل طيبه گفت: هنوز دادگاه در خصوص اينكه شهود را احضار خواهد كرد يا خير اظهار نظر نكرده است و منتظر روز محاكمه هستيم.
مرزبان طاهرى در خصوص اينكه آيا احتمال دارد براى طيبه دوباره حكم قصاص صادر شود گفت: هيچ چيز مشخص نيست، حتى اگر حكم قصاص دوباره صادر شود ما به آن اعتراض خواهيم كرد و تا زمان بر طرف شدن ايرادات پرونده آن را پيگيرى خواهيم كرد.
طيبه زن ۲۷ ساله اى كه متهم است ۱۲اسفند ماه سال ۸۲ الهه دختر ۷ ساله شوهرش را به قتل رسانده ۱۰ روز بعد از بازداشت به قتل اعتراف كرد و گفت: چون رضا پدر الهه از من جدا شده بود، من با انگيزه گرفتن انتقام الهه را به قتل رساندم.
روز حادثه به مدرسه اين دختر رفتم و به بهانه خريد خوراكى الهه را از مدرسه بيرون آوردم بعد آب ميوه اى كه ۱۱ قرص ديازپام در آن حل كرده بودم به الهه دادم، سوار ماشين شديم و او را به سمت جنگل هاى شيان بردم در آنجا از قبل گودالى كنده بودم لباس هاى الهه را در آوردم تا جسدش زودتر از بين برود، او را داخل گودال انداختم و در حالى كه ديگر نفس نمى كشيد رويش را با خاك پوشاندم و بعد محل را ترك كردم.
جسد الهه در حالى در جنگل هاى شيان پيدا شده بود كه قسمت هائى از انگشتان پاى الهه توسط حيوانات وحشى خورده شده بود. نامادرى الهه كه ۱۰ روز بعد از پيدا شدن جسد الهه به قتل دخترك اعتراف كرده بود، در جلسه محاكمه اعترافات خود را پس گرفت و گفت: هر چه گفتم تحت فشار بود و من الهه را نكشتم. در آن روز من نزد پزشك رفته بودم اما چون مطب تعطيل بود به خانه برگشتم و يكى از همسايه ها هم من را ديده است.
هر چند شعبه ۷۴ با رياست قاضى وقت) ياورزاده (راى برقصاص طيبه داد اما بخاطر نقا در پرونده اين رأى نقض شد و پس از برطرف شدن نواقا شعبه ۷۴ به رياست قاضى كوه كمره اى طيبه را در روز ۱۳ دى ماه دوباره محاكمه خواهد كرد.

با انجام تحقيقات گسترده از سوى پليس؛ افشاى جزئيات چهار جنايت اعضاى شبكه مخوف «سياه»
تحقيقات ويژه كارآگاهان پليس استان تهران از اعضاى باند سياه جزئيات تازه اى از جنايات هولناك آنان فاش كرد. به گزارش رسيده، اعضاى اين باند چهار نفرى از ساعت ۱۹ و ۳۰ دقيقه شامگاه شنبه ۲۵ شهريور ماه و زمانى تحت تعقيب پليس قرار گرفتند كه به صورت مسلحانه به يك جواهر فروشى در منطقه فردوسيه شهريار دستبرد زدند و در جريان سرقت خود با شليك گلوله مرد طلافروش را مجروح كردند و يكى از همسايه هاى وى به نام على اصغر را كه قصد مقاومت در برابر آنان را داشت به قتل رساندند.
دستگيرى سارقان سياه 
پس از وقوع اين حادثه تحقيقات گسترده اى براى دستگيرى سارقان خشن آغاز شد و كارآگاهان ۴۸ ساعت بعد از سرقت خونين توانستند يكى از متهمان به نام غلامعلى را كه يك مجرم فرارى و به اتهام قاچاق مواد مخدر به حبس ابد محكوم شده بود، دستگير كنند. غلامعلى در جريان بازجوئى هاى فنى پليسى به جرم خود اعتراف و سه همدستش به نام هاى سيامك، سياوش وهادى را كه با يكديگر برادر هستند معرفى كرد. به اين ترتيب سه برادر تبهكار نيز دستگير شدند و سيامك «برادر بزرگ تر» به راه اندازى شبكه سرقت مسلحانه موسوم به «باند سياه» اعتراف كرد. در اين ميان كارآگاهان كه احتمال مى دادند سيامك و برادرانش جرايم ديگرى نيز انجام داده باشند به بازجوئى از آنها ادامه دادند و سرانجام سردسته باند ارتكاب سه قتل ديگر را نيز گردن گرفت و گفت: به جز على اصغر، همسايه مرد طلافروش سه مرد ديگر را در سال گذشته و سال جارى از پاى درآورده است. با اعتراف اين مجرم مخوف به ارتكاب چهار قتل بازجوئى ها از وى وارد مرحله تازه اى شد و كارآگاهان درصدد برآمدند تا راز سه جنايت ديگر اين سارق خشن را فاش كنند. آنان در تحقيقات خود متوجه شدند از سال ۸۴ تا ماه هاى آغازين سال ۸۵ سه فقره قتل در شهرى
ار رخ داده كه در هر سه آنها قربانيان به يك شيوه از پاى درآمده اند.
نخستين قتل 
سيامك در اين مرحله از بازجوئى هاى پليسى به كارآگاهان گفت: من و اعضاى باند نخستين جنايت خود را در پاييز سال گذشته مرتكب شديم و در جريان آن مرد ۴۴ ساله اى به نام احمد را به قتل رسانيدم.
وى افزود: در اين قتل دو نفر ديگر به نام هاى سعيد و محمد نيز با ما همكارى داشتند. آنها برايمان دو قبضه كلاشينكف و دو قبضه كلت كمرى به مبلغ دو ميليون تومان خريدارى كردند.
پس از آنكه سيامك جزئيات اين قتل را تشريح كرد، كارآگاهان تلاش خود را براى افشاى انگيزه اين جنايت ادامه دادند و دريافتند وى پيش از قتل با مردى به نام مهران كه از آشنايان مقتول بوده براى قتل احمد وارد معامله شده بود.
پليس در ادامه تحقيقات خود فاش كرد مهران براى اين جنايت به سيامك مبلغ يك ميليون و ۸۷۰ هزارتومان پيشنهاد كرده و مرد مسلح نيز اين پيشنهاد را پذيرفته و ۵۰۰ هزار تومان نيز به عنوان پيش پرداخت دريافت كرده بود.
دو جنايت ديگر
از سويى سيامك در ادامه اعترافات خود درباره دو جنايت ديگرش گفت: ما سال گذشته با مرد ۴۵ ساله اى به نام تقى براى معامله اشياى عتيقه وارد مذاكره شديم و سرانجام عتيقه ها را به او فروختيم اما تقى از پرداخت پول ما خوددارى مى كرد تا اينكه تصميم گرفتيم او را بكشيم. متهم ادامه داد: براى قتل تقى به بهانه اى با او قرار ملاقات گذاشتيم اما او سر قرار حاضر نشد و يكى از دوستانش كه مردى ۳۹ ساله به نام اكبر بود را نزد ما فرستاد، ما نيز به قصد انتقامجويى اكبر را به قتل رسانديم. قاتل مخوف ادامه داد: ما در دى ماه سال ۸۴ اكبر را كشتيم اما پس از آن هنوز هم مى خواستيم از تقى انتقام بگيريم براى همين در ارديبهشت ماه سال جارى برادر او به نام بهروز را از پاى درآورديم.
يك نجات يافته 
سيامك در ادامه اعترافات هولناك خود گفت: در فاصله بين قتل اكبر و بهروز ما يك بار هم به سراغ خود تقى رفتيم تا او را بكشيم و وقتى با وى مواجه شديم چهار گلوله به سويش شليك كرديم كه همه گلوله ها به هدف خورد و ما كه تصور مى كرديم او جان باخته بلافاصله فرار كرديم اما بعدها متوجه شديم تقى على رغم جراحات شديد زنده مانده است.
پس از اين اعترافات سيامك كارآگاهان به سراغ تقى مرد نجات يافته رفتند و براى روشن شدن ماجرا وى را تحت بازجوئى قرار دادند اما اين مرد ادعاهاى سيامك در رابطه با معامله اشياى عتيقه را انكار كرد و گفت به هيچ وجه با سيامك و همدستانش همكار نبوده است. اظهارات تقى سبب شد تا كارآگاهان احتمال دهند اعضاى اين باند كه با لباس هاى سياه و نقاب جرايم خود را انجام مى دادند براى قتل تقى، اكبر و بهروز نيز اجير شده باشند. بنا به اين گزارش تحقيقات از اعضاى باند سياه همچنان ادامه دارد.

جنايت تكان دهنده در خيابان بهشتى؛ دختر جوان سينه پدرش را شكافت
ساناز، ۲۴ ساله، معتاد، دو بار سابقه فرار از خانه، اينها مشخصات دخترى است كه هم اكنون گروهى از كارآگاهان جنايى تهران در تلاش هستند تا او را دستگير كنند. اين دختر متهم است در جنايتى هولناك پدر خود را به قتل رسانده است. ساعت ۲۰ شامگاه دوشنبه گذشته در حالى كه بسيارى از ساكنان خيابان شهيد بهشتى، اسير جعبه جادويى شده و چشم به سريال هاى تلويزيونى دوخته بودند ناگهان صداى شيون و زارى از خانه اى به هوا برخاست و لحظه اى بعد صداى كوبيده شدن در ورودى يك خانه در فضا طنين انداخت. اتفاقى تلخ رخ داده و مرگ اين بار مرد ۵۷ ساله اى را شكار كرده بود. اين مرد ميانسال كه سهراب نام دارد از ۵ روز پيش در بيمارستان بسترى و همان روز از بيمارستان مرخا شده بود اما چند ساعت پس از حضور دوباره در خانه در حالى كه اعضاى خانواده تصور مى كردند سايه مرگ از سر او برچيده شده است اين مرد جان خود را از دست داد.
پس از مرگ سهراب، همسر ميانسال او در حالى كه بشدت مى گريست اورژانس را در جريان قرار داد و امدادگران اورژانس پس از حضور در خانه سهراب و معاينه اوليه او مرگ اين مرد را مشكوك تشخيا دادند.
آؤار ضربات چاقو روى قفسه سينه مرد ميانسال وجود داشت كه نشان مى داد به احتمال زياد سهراب به مرگ طبيعى فوت نكرده است به همين دليل مأموران كلانترى ۱۰۵ سنايى در جريان موضوع قرار گرفتند و آنان نيز پس از حضور در خانه اين مرد، اين نظريه را تأييد كردند.
اين بار زنگ تلفن اصغرزاده بازپرس ويژ قتل تهران به صدا در آمد و به دستور وى تحقيقات پيرامون افشاى علت مرگ سهراب آغاز شد.
به اين ترتيب همسر او تحت بازجوئى قرار گرفت و راز مرگ همسرش را فاش كرد.
اين زن در حالى كه پريشان بود گفت: دختر ۲۴ ساله من به نام ساناز از مدت ها قبل بر سر مسائلى با پدرش بشدت اختلاف داشته و ۵ روز قبل سهراب و ساناز بر سر همان مسائل و اختلافات خانوادگى با يكديگر درگير شدند. دقايقى بعد اين درگيرى بالا گرفت و ناگهان دخترم چاقويى برداشت و با آن به سهراب حمله و او را بشدت مجروح كرد.
اين زن افزود: پس از اين حادثه در حالى كه خون از بدن سهراب جارى شده بود بلافاصله او را به بيمارستان بوعلى منتقل كرديم و پزشكان تلاش خودشان را براى نجات جان شوهرم آغاز كردند و بالاخره حال همسرم بهتر شد و او از مرگ نجات پيدا كرد. سهراب ۵ روز در بيمارستان بسترى بود و امروز مرخا شد واو را به خانه آورديم.
همسر سهراب ادامه داد: سهراب در خانه مشغول استراحت بود كه ساعت ۸ شب ناگهان متوجه شديم او فوت كرده است. پس از مرگ شوهرم، ساناز بلافاصله از خانه فرار كرد و نمى دانيم به كجا گريخته است.
با اظهارات اين زن، به دستور اصغرزاده جسد سهراب براى انجام آزمايش هاى لازم و تعيين علت اصلى مرگ به پزشكى قانونى انتقال يافت و كارآگاهان تحقيقات خود را درباره ساناز آغاز كردند و متوجه شدند او دخترى معتاد است كه بيش از اين دو بار از خانه فرار كرده و اختلاف وى با پدرش هم همين مسأله بوده است.
به اين ترتيب كاوش هاى گسترده پليس براى پيدا كردن ردى از ساناز آغاز شد اما تاكنون مأموران موفق به دستگيرى وى نشده اند و تحقيقات براى به دام انداختن دختر جوان ادامه دارد.

اكران خونين سينما بهمن
در حالى كه گزارش تحقيق و تفحا مجلس درباره سينما و متهم كردن آن به ترويج انواع و اقسام فسادها و بزه ها واكنش اهالى سينما را برانگيخته است، در حادثه اى غيرمنتظره، سينما بار ديگر مورد حمله قرار گرفت، يك جوان متعصب كه به گفته خودش سينما را حرام مى دانست با چاقويى در دست به جان دو كارمند جزء سينما بهمن (واقع در ميدان انقلاب) افتاد و يكى از آنها را كشت و ديگرى را راهى بيمارستان كرد. حمله سنگدلانه مصطفى جوان ۲۳ ساله اهل شهررى، آن هم به نيت امر به معروف و نهى از منكر نشان مى دهد كه خشونت اجتماعى چگونه مى تواند از آبشخورهاى تعصب تغذيه كند.
به نظر مى رسد سينماى ايران، در محاصره گزارش هاى رسمى و حملات تندروهاى متعصب اين روزها آسيب پذيرترين نهاد فرهنگى ايران است. بيش از ده سال قبل، در اواسط دوران رياست جمهورى هاشمى رفسنجانى، سينماهاى تهران بارها شاهد هجوم گروه هاى موسوم به گروه هاى فشار بود كه به بهانه اكران فيلم هاى مروج فساد، به سالن هاى سينما و تماشاگران حمله مى كردند كه نقطه اوج آن، حمله به سينما قدس و ضرب و شتم تماشاگران بود.
در برخى شهرستان ها، مثل اصفهان و مشهد نيز شاهد بوديم كه گروه هاى تندرو چگونه در برابر اكران برخى فيلم ها واكنش هاى خصومت آميز نشان مى دادند. اما حالا سال ها پس از آن وقايع و در حالى كه برخى از چهره هاى شاخا همان گروه هاى فشار، حالا جذب فعاليت هاى سينمايى شده اند، اين حمله ناگهانى و تك نفره مى تواند نمايشگر لايه اى پنهان از تعصب و خشونت باشد كه با كوچك ترين منفذ و بهانه يى، نهادهاى فرهنگى كشور را هدف قرار مى دهند. گزارش حادثه اما اينگونه است:
پسر جوانى كه با ادعاى امر به معروف و نهى از منكر يكى از كارمندان سينما بهمن را به قتل رساند و فرد ديگرى را زخمى كرد توسط پليس دستگير شد.
به گزارش رسيده، ساعت ۴‎/۳۰ بعدازظهر سه شنبه به پليس ۱۱۰ خبر دادند، پسر جوانى كه چاقو به دست دارد به ۲ تن از كارمندان سينما بهمن حمله ور شده و آنها را بشدت زخمى كرده است. پس از اعلام اين گزارش بلافاصله مأموران كلانترى ۱۴۸ انقلاب در محل حاضر شدند و تحقيقات خود را آغاز كردند. مأموران پس از ورود به سينما ابتدا مصطفى جوانى كه به ۲ كارمند حمله كرده بود را دستگير كردند و سپس از مردم كه بشدت وحشت زده بودند خواستند تا محل را ترك كنند. در همين حين آمبولانس هاى امداد به سينما بهمن رسيدند و ۲ مجروح به نام هاى اكبر و نامق را به بيمارستان انتقال دادند.
در حالى كه تحقيقات از مصطفى آغاز شده بود به مأموران خبر رسيد به رغم تلاش پزشكان نامغ مرد ۳۸ ساله كه از ناحيه سينه مجروح شده بود جان باخته است.
با مرگ كارمند سينما بهمن پرونده وارد مرحله جديدى شد و بهروز هنرمند بازپرس كشيك ويژه قتل و اكيپ ويژه اى از كارآگاهان اداره دهم پيگيرى اين پرونده را بر عهده گرفتند.
پليس ابتدا شاهدان عينى را تحت بازجوئى قرار داد، يكى از آنها گفت: همه ما منتظر شروع فيلم بوديم دقايقى به باز شدن درهاى سالن سينما مانده بود كه مسوول گرفتن بليت روى صندلى اش نشست. او داشت يك به يك بليت ها را مى گرفت، من كه بليتم را داده و وارد سالن شده بودم، داخل سالن منتظر ايستاده بودم كه ناگهان پسر جوانى وارد شد بليتش را داد، اما همين كه كارمند سينما بليت او را پاره كرد، پسر جوان چاقويى در آورد و به شكمش ضربه اى زد. مرد جوان از روى صندلى به زمين افتاد و دوستش به طرف پسر چاقو به دست رفت تا او را بگيرد، اما پسر جوان، او را هم با چاقو مجروح و سپس به طرف مردم حمله كرد تا آنها را هم بزند، اما تعداد ما زياد بود و دستگيرش كرديم.
پليس در ادامه تحقيقات متوجه شد، متهم جوان ۲۳ ساله اى به نام مصطفى است و ازشهر رى به تهران آمده است، مصطفى در بازجوئى ها به قتل نامق و زخمى كردن اكبر اعتراف كرد و گفت: براى برقرارى عدالت و پاك كردن فساد اين كار را كردم. چرا كه معتقدم سينما حرام است و افرادى كه از اين شغل براى خانواده شان پول تهيه مى كنند، كار حرام انجام مى دهند.
وى افزود: قصد من امر به معروف و نهى از منكر بود، اما از آنجايى كه ديدم مدت ها تا به حال امر به معروف لسانى كرده ايم و فايده اى نداشته است، بنابراين صلاح را در اين ديدم تا مفسدين را از بين ببرم. به همين خاطر چاقويى برداشتم و از شهررى به تهران آمدم، وقتى بليت خريدم و در صف ايستادم مثل بقيه وارد سينما شدم، تصميم داشتم هر دست اندركارى را كه ديدم بكشم به همين خاطر اولين ضربه چاقو را به كارمند جلوى در زدم. مى خواستم به سراغ مدير سينما بروم كه مرد ديگرى آمد تا جلويم را بگيرد، او هم از كارمندان آنجا بود، بلافاصله با چاقو وى را نيز مجروح كردم. مى خواستم مدير سالن را هم به قتل برسانم و به سراغ افراد ديگر بروم، به دنبال هنرپيشه ها مى گشتم تا آنها را هم بكشم اما كسى را پيدا نكردم و بسرعت توسط مردم دستگير شدم.
بنابراين گزارش، پس از انجام بازجوئى هاى اوليه متهم با صدور قرار بازداشت، در اختيار مأموران اداره آگاهى قرار گرفت.
معاون سرپرست دادسراى جنايى تهران، نيز در اين رابطه گفت: ابتدا مقتول از ناحيه سر و سينه با ضربات چاقوى مصطفى مجروح شد و سپس متهم يك ضربه چاقو به قلب وى فرو كرد كه باعث شد اين مرد در دم جان خود را از دست بدهد.
وى با بيان اينكه متهم به قتل با صندلى شيشه هاى سينما را شكسته است افزود: اين مرد با ادعاى امر به معروف و نهى از منكر و جلوگيرى از ترويج فساد توسط سينماها دست به چنين كارى زده و اين گونه افراد نمادى از تحجر و خشونت هستند.

سردسته شبكه آدم ربايى پس از ۷ ماه دستگير شد:
پزشك ميانسال در چنگ آدم ربايان ۱۱۰ هزار دلارى
مردى كه حدود ۷ ماه پيش يك پزشك را ربوده و از خانواده اش ۱۱۰ هزار دلار اخاذى كرده بود سرانجام از سوى كارآگاهان دستگير شد.
تحقيقات پيرامون اين پرونده از روز ۲۰ اسفند ماه سال گذشته و زمانى آغاز شد كه مأموران نيروى انتظامى در جريان ربوده شدن يك پزشك ۵۹ ساله به نام محمد ابراهيم در مشهد قرار گرفتند.

درخواست ۱۱۰ هزار دلارى 
كارآگاهان با آغاز تحقيقات خود متوجه شدند آدم ربايان پس از به گروگان گرفتن پزشك مشهدى از خانواده او درخواست ۱۱۰ هزار دلار پول نقد كرده اند. به اين ترتيب باتوجه به حساسيت موضوع كارآگاهان كاوش هاى گسترده و همه جانبه اى را براى رديابى آدم ربايان آغاز كردند و متوجه شدند آنان محمد ابراهيم را از مشهد به افغانستان منتقل كرده اند.
خروج آدم ربايان از مرز ايران كار را براى پليس دشوارتر كرد و اين در حالى بود كه گروگانگيران مرتب خانواده پزشك ميانسال را تهديد مى كردند كه در صورت عدم پرداخت پول وى را به قتل مى رسانند. چند روز پس از اين ماجرا اطلاعات تازه اى در اختيار مأموران قرار گرفت و آنها دريافتند گروگانگيران محمد ابراهيم را از افغانستان به پاكستان منتقل كرده اند.
اين اقدام آدم ربايان نشان مى داد آنان از اشرار حرفه اى هستند و نقشه هاى شومى در ذهن دارند به همين دليل باز هم دامنه تحقيقات پليس گسترش يافت تا اينكه سرانجام خبر رسيد تعدادى از متهمان به داخل ايران بازگشته و در زابل پنهان شده اند.

آزادى گروگان 
افشاى اين موضوع سبب شد تا كارآگاهان پليس مشهد با همكارى پليس زابل عمليات ويژه اى را طرح ريزى و در يك اقدام غافلگيرانه چند نفر از متهمان را دستگير كنند. با دستگيرى اين متهمان بازجوئى ها از آنان آغاز شد در حالى كه پليس قصد داشت با اطلاعاتى كه از اين افراد به دست مى آورد مخفيگاه سردسته شبكه آدم ربايى را پيدا و پزشك مشهدى را آزاد كند، محمد ابراهيم روز ۲۶ ارديبهشت سال جارى پس از گذشت بيش از ۲ ماه با پاى خود به منزلش در مشهد بازگشت.
با آزادى پزشك ۵۹ ساله مأموران به بازجوئى از او پرداختند و اين مرد گفت: آدم ربايان پس از آنكه مرا از ايران خارج كردند از خانواده ام ۱۱۰ هزار دلار گرفتند اما قصد نداشتند آزادم كنند تا اينكه نمى دانم چه اتفاقى افتاد كه سردسته باند كه موسى نام دارد مرا رها كرد.
كارآگاهان با شنيدن اظهارات محمد ابراهيم به سرنخ هائى از موسى دست يافتند و بالاخره چند روز پيش بعد از گذشت حدود ۷ ماه از اين ماجرا توانستند سردسته آدم ربايان را در زابل دستگير كنند. موسى پس از دستگيرى به پليس آگاهى خراسان رضوى منتقل شد و با اعتراف به جرم خود گفت: بعد از آنكه فهميدم اعضاى باند دستگير شده اند ترسيدم كه از طريق آنها مخفيگاه هايم لو برود براى همين از آنجا كه ۱۱۰ هزار دلار درخواستى ام را از خانواده محمد ابراهيم گرفته بودم او را آزار كردم.
بنا بر اين گزارش تحقيقات از موسى و همدستانش همچنان ادامه دارد.

ايران
تحقيق
صفحه اول
داستان
خواندنيها
طنز
از شما چه پنهان
از آنچه گفته اند
مقاله ها
گزارش
بازتاب
جهان
افغانستان
ورزش
تاريخ
خاطرات
از لابلاى متون
با نيمروز
خبرهاى كوتاه
آخر هفته
حوادث
فال هفته
روى خط آلمان
آرشيو روزنامه
آرشيو مقاله ها

•   ايران   •   تحقيق   •   صفحه اول   •   داستان   •   خواندنيها   •   طنز   • 
•   از شما چه پنهان   •   از آنچه گفته اند   •   مقاله ها   •   گزارش   •   بازتاب   •   جهان   • 
•   افغانستان   •   ورزش   •   تاريخ   •   خاطرات   •   از لابلاى متون   •   با نيمروز   • 
•   خبرهاى كوتاه   •   آخر هفته   •   حوادث   •   فال هفته   •   روى خط آلمان   • 

•    آرشيو مقاله ها   •    آرشيو روزنامه   •