سال ۱۹۹۲ اكبر گلپايگانى مرد حنجره طلائى كه در پاريس به سر مى برد، براى خداحافظى به دفتر من در خيابان شانزه ليزه آمد گفت: به تهران مى رود براى رتق و فتق امور و ماه آگوست يا سپتامبر به پاريس باز خواهد گشت براى اجراى چند كنسرت.
اما نه تنها آگوست و سپتامبر همان سال، بلكه براى سال هاى متمادى نتوانست از ايران خارج شود و در شرايطى كه همه هنرمندان دوران محمدرضاشاه كه در داخل مانده بودند يكى پس از ديگرى مجوز كار مى گرفتند و براى اجراى برنامه هائى به خارج از كشور روان مى شدند، مرد حنجره طلائى همچنان در سانسور بود.
پاريس خانه دوم گلپا محسوب مى شود زيرا كه دو دختر تحصيلكرده او سال هاست كه مقيم اين كشورند و هر چند كه اين هر دو ازدواج نموده و سر و سامان خود را گرفته اند، اما تنها بهانه گلپا در دوران سكوت اجبارى ديدار فرزندانش بود كه او را از اين موهبت نيز محروم كرده بودند.
هر چند در ۱۴سال پيش گلپا نتوانست سكوت خود را در جشن مهرگان كه جشن جهان است بشكند، اما امسال اين مژده را همه ما شنيده بوديم كه او در جشن مهرگان امسال از پاريس كنسرت هاى اروپائى خود را آغاز خواهد كرد. همه چشم به راه ۸ اكتبر بودند. اما تا دوم اكتبر هنوز پاسپورت هاى گلپا و همراهانش در محلى كه توسط دادستانى تهران پلمپ شده بود محبوس و اسير بودند.
او مى بايست نخست پاسپورت ها را آزاد كند و دوم ويزاى انگليس را بگيرد. به گفته يكى از ياران، تنها مهر يزدان بزرگ و اهورامزدا بود كه او را يارى كرد و طلسم شكسته شد. پاس ها با اكبر گلپا به سوى پاريس حركت كردند و پرندگان بر فراز رود سن در پرواز به رقص درآمدند. زيرا كه گلپا عادت دارد تا در كنار رود سن بخواند و تمرين كند و همزمان، روزى دو ساعت پياده روى خود را به انجام برساند.
هشتم اكتبر نيز گذشت و شبى پر خاطره را اكبر گلپايگانى در سالنى كه از روزها پيش تمام بليت ها پيش فروش و تمام شده بود براى سه نسل آفريد، مردم طى اين مدت ۱۲۰ دقيقه كه او مى خواند مرتب كف مى زدند و گلپا گلپا مى كردند و به اين ترتيب مراسم باشكوه جشن مهرگان ياد كهن نياكان با شكوه و جلال ويژه اى در زير تصوير فروهر به ياد اهورامزدا خداوند دانائى و توانائى با صداى حنجره طلائى برگزار شد.
جشنى كه شادى جهان است
شهردار سوسياليست پاريس پس از اين كه بر كرسى پيشين ژاك شيراك نشست، ترتيبى داد كه جشن مهرگان را كه بخش وسيعى از مردم جهان با نام هاى ديگر گرامى مى دارند با عنوان» نوئى بلانش «» شبانه سپيد «تا بامداد روز بعد با موزيك و نمايش دست افشانى و پايكوبى طى فستيوالى بزرگ برگزار كنند. روزى كه به خنده و جدى به» برتراند دول نوهه «شهردار پاريس گفتم كه آغاز سال نو كليمى براساس گاهشمار شش هزار سال پيش آريائى با مهرگان آغاز مى شود، شوق او را براى جاودان كردن عنوان اين جشن دوچندان كرد... به ويژه اين كه همراه با جهان آريائى ارمنى ها و كردها و آذرى ها نيز كه هم ميهنان تاريخى ما محسوب مى شوند مهرگان را جشن مى گيرند.
فراموش نكنيم كه جشن موزيك نيز توسط ژاك لانگ وزير سابق فرهنگ فرانسه متداول شد كه امروزه جهان از آن تبعيت مى كند و تازيان هر جشن و فستيوالى را مهرجان (مهرگان) مى نامند.
جمهورى اسلامى هم كه در داخل روئى دارد و در خارج رنگى. از اول ماه رمضان كه ماه ضربت خوردن و... و... است يكسرى جشن ها و كنسرت ها و نمايش هائى را در يونسكو ترتيب داده بود و هر شب از مهمانان» بخور از هر جا كه آمد «با انواع چلوكباب ها و چلوخورشت ها و زولبيا باميه ها و شيرينى پذيرائى مى كرد كه بيش از هزار تن از برو و بياهاى جديد و پناهندگان سابق و... . نيز در اين سورچرانى صلاح الدين ايوبى حاضر بودند. جالبى كار در برگزارى روزبزرگداشت مولوى بود كه با نمايشى با عنوان» بشنو از نى «روز شنبه به روى صحنه آمد كه البته هيچيك از اين مسائل موجب نشد تا در پر شدن سالن استاد آواز ايران اكبر گلپا در پاريس خللى پديد بيايد.
جشن مهرگان بر همه مهربان ياران شادباد.
www. awesta. net