نگاهى به كارنامه سياسى دكتر محمد مصدق
نمايندگى در دوره چهاردهم مجلس شوراى ملى در دوران محمدرضاشاه پهلوى
متينى
ماده اول اين طرح كه به «تحريم مذاكرات نفت» شهرت يافت بدين شرح است:
ماده اول: هيچ نخست وزير و وزير و اشخاصى كه كفالت از مقام آنها يا معاونت مى كنند، نمى تواند راجع به امتياز نفت با هيچ يك از نمايندگان رسمى و غير رسمى دول مجاور و غير مجاور و يا نمايندگان شركت هاى نفت و هر كس غير از اينها مذاكراتى كه اثر قانونى دارد بكند يا اين كه قراردادى امضاء نمايد...
دكتر مصدق پس از قرائت آن گفت: «اين بود طرح من و اين فكر را دو روز بعد از نطقى كه راجع به امتياز نمود يكى از آقايان نمايندگان محترم كه اجازه ندارم نامش را بگويم به من داد و آن روزها صلاح نبود كه پيشنهاد شود زيرا دولتين آمريكا و انگليس نمى خواستند با دولت اتحادجماهير شوروى راجع به كار نفت توحيد مساعى كنند و پيشنهاد چنين طرحى گذشته از اين كه بى طرفانه تلقى نمى شد مورد هم نداشت زيرا عدم موافقت متفقين سبب بود كه دولت ايران داخل مذاكره نشود. ولى امروز كه قضيه دارد فرق مى كند و امروز كه روزنامه تايمز دولت شوروى را به اتفاق نصيحت مى كند تصويب اين طرح ضرورى است. هيچكس نمى تواند غير از مجلس در مال ملت دخالت كند... تا مجلس متفرق و تحت تأثير واقع نشده بايد آن را تصويب كنيم؛ هرگاه امروز اين كار نشد ديگر جلسه اى منعقد نخواهد شد كه اين طرح تصويب شود...»
عده اى طرح را امضاء كردند. برخى گفتند طرح با شتاب تهيه شده است و چرا با «دو فوريت» ؟ بعضى اظهار داشتند تحصيل حاصل است چه هر قراردادى در مورد واگذارى هرگونه امتيازى به خارجيان بايد به تصويب مجلس برسد.
اين طرح پس از حذف ماده چهارم آن ( «تعقيب متخلفين از طرف دادستان ديوان كشور محتاج به اين نيست كه مجلس شوراى ملى آنها را تعقيب نموده باشد و اجازه دهد...» )، در همان جلسه به اكثريت تصويب شد (كى استوان، ۱/۱۹۹-۲۰۰) .
مخالفت مصدق با الغاء امتياز نفت جنوب
پس از تصويب طرح تحريم مذاكرات نفت، غلامحسين رحيميان نماينده قوچان، در جلسه ۱۲ آذر ماده واحده زير را پيشنهاد كرد:
«ماده واحده: مجلس شوراى ملى ايران امتياز نفت جنوب را كه در دوره استبداد به شركت دارسى واگذار شده و در موقع ديكتاتورى آن را نيز تمديد و تجديد نموده اند، به موجب اين قانون الغاء مى نمايد. غلامحسين رحيميان» .
رحيميان پس از قرائت اين طرح، نخست از دكتر مصدق تقاضا كرد آن را امضاء كند، ولى مصدق از امضاى آن خوددارى نمود. (كى استوان، ۱/۲۲۲-۲۲۳). مصدق از طرف روزنامه هاى چپ بار ديگر مورد حمله قرار گرفت كه چرا طرح قانونى الغاى قرارداد نفت جنوب را امضاء نكرده است. پاسخ مصدق به آنها اين بود:
«و نظر به اين كه هر قراردادى دو طرف دارد و به ايجاب و قبول طرفين منعقد مى شود لذا تا طرفين رضايت به الغاء ندهند قرارداد ملغى نمى شود... مجلس نمى تواند قانونى را كه براى ارزش و اعتبار عقود بين المللى و قراردادها تصويب مى كند بدون مطالعه و فكر و به دست آوردن راه قانونى الغاء نمايد...» (كى استوان، ۱/۲۳۲؛ صفائى، ۵۴) .
علاوه بر روزنامه هاى حزب توده، روزنامه ايران ما نيز درباره طرح تحريم مذاكرات نفت نوشت:
«اول مطلبى كه به ذهن هر كس پس از فهم منفى اين لايحه [تحريم مذاكرات نفت] مى رسد حفظ منافع نفت جنوب است يعنى اين طرح آقاى دكتر فعلاً خيال كمپانى نفت جنوب را از ورود رقيب هاى گردن كلفت به ميدان نفت كاملاً راحت و آسوده مى سازد... ، در حالى كه مخالفت دكتر مصدق با كودتاى ۱۲۹۹ و نيز مخالفت با اعتبارنامه سيدضياءالدين طباطبائى مردم را به ايشان خوشبين و معتقد نگاه مى داشت.» (كى استوان، ۲۲۴۱-۲۲۵) .
درباره طرح «تحريم مذاكرات نفت»
قانون «تحريم مذاكرات نفت» كه طرح آن در ۱۱آذر ۱۳۲۳ از سوى دكتر مصدق با قيد دو فوريت به مجلس پيشنهاد گرديد و در همان جلسه با اكثريت آراء به تصويب رسيد، از جمله موضوعاتى است كه نبايد از آن سرسرى گذشت. چه عموماً كسانى كه در شصت سال اخير درباره اين قانون مطلبى نوشته اند متن قانون چهار ماده اى را نقل كرده اند و آن را مورد ستايش قرار داده اند- كه البته در خور ستايش نيز هست- اينان حتى به دو موضوع مهمى كه خود دكتر مصدق، صادقانه درباره اين قانون در مجلس اظهار كرده و به موضوعى ديگر كه در سال هاى بعد در خاطراتش نوشته است، عالماً و عامداً كمترين توجهى ننموده اند، همچنان كه از اعلاميه سيدضياءالدين طباطبائى رهبر اكثريت اين مجلس در پاسخ كافتارادزه نيز سخنى به ميان نياورده اند. در اين جا اين موضوع را در كمال اختصار مورد بررسى و تجزيه و تحليل قرار مى دهيم:
۱-دكتر مصدق پيش از تقديم طرح تحريم مذاكرات نفت، چند بار به اين موضوع تصريح كرده بوده است كه اكثريت قريب به اتفاق نمايندگان دوره چهاردهم منتخب شركت نفت انگليس و سياست خارجى هستند. (خاطرات،، ،۱۷۸ ۳۸۶... ) .
۲-مى دانيم كه دكتر مصدق به عنوان رجل «ملى» و مخالف سياست انگليس شناخته شده بوده است.
۳-دكتر مصدق در مورد طرح مورد بحث در مجلس گفته است: «اين فكر را [تحريم مذاكرات نفت] يكى از آقايان نمايندگان محترم كه اجازه ندارم نامش را بگويم به من داده است.
۴-اين طرح دو فوريتى چنان كه گفته شد در همان جلسه ۱۱آذر ۱۳۲۳ به تصويب رسيد.
با آن كه مصدق نام آن» نماينده محترم «را ذكر نكرده، ولى معلوم است كه وى از نمايندگان اكثريت بوده است و طرح،» فكر «يك نفر هم نبوده و نظر اكثريت مجلس بوده است. دليل صحت اين مدعا آن است كه اكثريت مجلس بى درنگ طرح پيشنهادى دكتر مصدق نماينده اقليت را در همان جلسه تصويب كرده است.
سئوالى كه به نظر مى رسد آن است كه چرا آن نماينده محترم يا يكى ديگر از نمايندگان اكثريت، خود آن را مطرح نكرده اند. پاسخ ممكن است اين باشد كه در آن صورت دولت شوروى آن را رسماً طرح اكثريت منتخب شركت نفت تلقى مى كرد، در حالى كه مصدق مردى بوده است وجيه المله كه با سياست انگليس بارها در مجلس پنجم و ششم مخالفت كرده بوده است و در مجلس چهاردهم نيز- چنان كه خود بارها اظهار داشته است- در شمار نمايندگان منتخب شركت نفت انگليس يا سياست خارجى نبوده است.
اگر اشتباه نكنم تاكنون هيچ يك از محققان نه به متن مصاحبه كافتارادزه، به طور كامل، اشاره كرده اند و نه به اعلاميه سيدضياءالدين طباطبائى با عنوان» بيان حقايق- راجع به مصاحبه رفيق كافتارادزه «و نه به مطالبى كه سيدضياءالدين در مصاحبه با دكتر صدرالدين الهى اظهار كرده است.
مصاحبه سيدضياءالدين درباره نفت
سال ها بعد، سيدضياءالدين طباطبائى در مصاحبه با صدرالدين الهى درباره نفت شمال گفته است:
» ... بله آقا، بله، بعد از اين ملاقات بود [ملاقات كلنل گرى با سيدضياءالدين در مورد گرفتن امتياز نفت براى آمريكا كه سيد به آن پاسخ منفى داده بوده است] كه بوى نفت بلند شد و روس ها دستپاچه و كلافه، كافتارادزه را روانه تهران كردند. حق هم داشتند. ديده بودند كه عموسام از آن طرف دنيا بلند شده آمده مى خواهد براى خودش نفت دست و پا كند. روس ها در فرستادن كافتارادزه يك اشتباه بزرگ كردند و آن اشتباه اين بود كه گول حرف هاى رهبران حزب توده و هشت وكيل توده اى مجلس را خوردند. به كافتارادزه گفته شده بود كه كار نفت شمال در تهران تمام است. شما بيائيد مقاوله نامه را امضاء كنيد. كافتارادزه با اين تصور وارد تهران شد. توده اى ها شروع به ارعاب كردند. روز پنجم آبان ماه ۱۳۲۳ ميتينگى در تهران ترتيب دادند كه نظير آن را كمتر مى توان به ياد آورد. از اطراف و اكناف، به وسيله كاميون هاى ارتش سرخ دهقانان و كارگران ناآگاه و خواب آلود به ميدان بهارستان سرازير شدند. خلاصه مطلب اين بود كه به نيروى اين جمعيت و با پشتيبانى تانك هاى ارتش سرخ بايد نفت شمال را به روس ها داد. در همين ميتينگ بود كه جمعى با شعار «مرده باد ساعت» در ميدان بهارستان هوار مى كشيدند، چون آنها خيال مى كردند آنها را براى اين به ميدان بهارستان آورده اند كه ساعت بالاى مجلس شواى ملى خوب كار نمى كند و بايد عوض شود و اكثر آنها نمى دانستند كه ساعد رئيس الوزراء است نه ساعت.
«كافتارادزه در تهران ناگهان با صحنه اى خلاف آنچه تصور مى كرد روبرو شد. او كه نفت شمال را مثل راحت الحلقوم در گلوى خود مى ديد با زمزمه مخالفت اكثريت مجلس مواجه گرديد...» در حالى كه «... تهديدات روس ها هر روز بيشتر مى شد و آنها هر لحظه به فشارشان مى افزودند، در سخت ترين و دشوارترين لحظات تقاضاى امتياز نفت شمال، من ناگهان اعلاميه كافتارادزه را منتشر كردم. اعلاميه در شرايطى منتشر شد كه هيچ يك از چاپخانه هاى تهران جرأت چاپ كردن آن را نداشتند و فقط مظفر فيروز، روى اصولى كه اگر وقتى فرصتى شد به آن اشاره خواهم كرد، اعلاميه را در روزنامه اش- رعد- منتشر ساخت.»
سيدضياءالدين در اين مصاحبه به دو كارى كه اكثريت مجلس چهاردهم در آن روزهاى بحرانى انجام داده بود به شرح زير اشاره كرده است:
۱-طرح منع انتخابات مجلس شوراى ملى تازمانى كه قواى خارجى در ايران هست.
۲-طرح تحريم مذاكرات نفت تا پايان جنگ.
«... و ما كرديم، يك مبارزه بزرگ انجام داديم، مبارزه اى كه سرانجام به تصويب يك طرح اساسى منجر شد. اين طرح را اكثريت پخت و رضا حكمت (سردار فاخر) با شكل پسنديده اى به مجلس عرضه كرد.» در طرح گفته شده بود:
«مادام كه قواى خارجى در ايران هست انتخابات مجلس شوراى ملى انجام نگردد و انتخابات بلافاصله پس از تخليه كامل ايران از قواى بيگانه آغاز شود.» بيش از آن هم طرح ديگرى را اقليت (به جز توده اى ها) به مجلس داد كه امتياز نفت در زمان اشغال ايران به هيچ كشور خارجى واگذار نگردد. نمى خواهم بگويم اين طرح را با چه مانورى به اسم اقليت به مجلس فرستاديم كه ناگزير تصويب شد.
«در هر حال طرح منع انتخابات كه فقط سه مخالف داشت (كشاورز، رحيميان، فداكار) روس ها را وادار به يك عقب نشينى كرد و اين همان بود كه من به ساعد مى گفتم. روس ها خودشان را از هر حيث و از هر جهت آماده كرده بودند كه اگر انتخابات تجديد شود اقلاً چهل وكيل به مجلس بفرستند، اين چهل وكيل كارى نمى توانستند بكنند، اما اكثريت آن قدر ضعيف و ذليل بود كه اين اقليت چهل نفرى آن را عاجز مى كرد كما اين كه هشت نفرشان [در مجلس چهاردهم] اكثريت را به ستوه آورده بودند. اكثريتى كه من فقط با در نظر گرفتن نقاط ضعف افراد آن اداره اش مى كردم و هيچ نوع تشكلى در آن وجود نداشت. مجلس چهاردهم مجلس ديدنى و قابل مطالعه اى بود. من دلم مى خواهد اعلاميه كافتارادزه را جدا از اين گفتگوها به عنوان سندى كه مجدداً چاپ مى شود چاپ كنيد، شرايط زمانى آن را كه برايتان توجيه كردم، شرايط ديگرش را هم به خاطر بياوريد و آن وقت ببينيد كه اين مرد خاموش امروزى چقدر براى مردم و وطنش دلسوزى داشته است. من خسته شده ام. باور كنيد كه ديگر حوصله جنجال ندارم. دلم مى خواهد كه گاهى اوقات بعضى از حرف ها را بزنم، اما يقين داشته باشيد كه حوصله جواب گفتن به اعتراضات احتمالى را نخواهم داشت...» (مجله سپيد و سياه). (مجله سپيد و سياه كه اين مصاحبه در آن به چاپ رسيده است به طور كامل در اختيار دكتر صدرالدين الهى نيست و در نتيجه تاريخ چاپ آن روشن نيست. دكتر الهى اظهار مى دارد كه اين مصاحبه در سال هاى ۱۳۴۲ يا ۱۳۴۳ انجام شده است. )
اعلاميه سيدضياءالدين در پاسخ كافتارادزه
«اعلاميه سيدضياءالدين طباطبائى نماينده يزد و رئيس الوزراى اسبق: بيان حقايق راجع به مصاحبه رفيق كافتارادزه» (مورخ ۲ محرم ۱۳۶۴ قمرى مطابق با ۲۷آذر ماه ۱۳۲۳) با اين عبارت آغاز مى شود:
«روزنامه دوست ايران، ارگان سفارت شوروى، در تاريخ ۲۲ آذر شرحى تحت عنوان» مصاحبه با رفيق كافتارادزه «منتشر كرده بود كه جملات ذيل آن جلب توجه مرا نمود:
۱-عمل مجلس در تصويب لايحه قانون منع مذاكرات درباره امتياز، اشتباهى به شمار مى رود.
۲-اشتباه مذكور در نتيجه فشار دشمنان دوستى ايران و شوروى از قبيل ساعد و سيدضياء و سايرين به عمل آمده است.
۳-تصويب اين لايحه با وجود امتيازات خارجى در ايران وفق نمى دهد.
۴-دولت شوروى مطمئن است كه مجلس اين اشتباه را اصلاح خواهد كرد.»
وى در اعلاميه مفصل خود به دخالت هاى دولت شوروى پس از اشغال ايران اشاره كرده است، از جمله اين كه «امروزه از بيرون دروازه تهران و در تمام ولايات شمالى افراد ارتش شوروى مسافران را تفتيش و حتى در بعضى از نقاط عنوان منطقه اشغال شده را پيش كشيده و ايرانيان را در سرزمين خود اجازه مسافرت نمى دهند. هيأت دولت براى فرستادن قواى تأمينيه به بعضى از نقاط مملكت آزادى عمل نداشت و مى بايست قبلاً رضايت خاطر سفارت يا فرماندهان قواى شوروى را جلب نمايد. حزب توده يا جرايدى كه ايرانيان آنها را منتسب به سفارت شوروى مى دانند از هر نوع بى احترامى و دشنام و اهانت به تشكيلات ما، به مجلس شوراى ملى ما و ليدرهاى سياسى ما خوددارى نمى كردند.» او پس از برشمردن دخالت هاى قواى شوروى در منطقه تحت اشغال خود، به جوابگوئى به مصاحبه كافتارادزه بدين شرح پرداخته است:
«... اكنون برويم سر مطلب و اظهارات جناب آقاى كافتارادزه:
۱-اين كه مى فرمايند» عمل مجلس در تصويب لايحه قانون منع مذاكرات درباره امتياز اشتباهى به شمار مى رود «، با نهايت ادب خاطر ايشان را متذكر مى سازم كه تشخيص اين اشتباه از صلاحيت هر بيگانه اى خارج و فقط مجلس شوراى ملى ايران صلاحيت اتخاذ هر تصميمى را كه مقتضى بداند دارا است.
۲-اين كه مرقوم داشته اند» اشتباه مذكور در نتيجه فشار دشمنان دوستى ايران و شوروى از قبيل ساعد و سيدضياء و سايرين به عمل آمده است «، باز با نهايت احترام تذكر مى دهم كه تصميم مجلس شوراى ملى راجع به منع مذاكرات نفت فقط و فقط در نتيجه سياست غلط و تهديدات و اشتباهات مأمورين شوروى در ايران است و اگر آنچه كردند مرتكب نشده بودند، مجلس شوراى ملى ايران را وادار به اين عكس العمل نمى ساختند و ضمناً بايد اعتراف بنمايم كه افتخار پيدا شدن آن اكثريت و چنين تصميمى فقط مربوط به شخص من يا ديگرى نبوده و شايد هم با تصويب آن مواد با آن طرز موافق نبودم و مى خواستم تقاضا بكنم كه اين قانون فقط براى مدتى كه قشون بيگانه در ايران توقف دارد اعتبار داشته باشد لكن محيط مجلس- تشنج افكار- در نتيجه سياست غلط مأمورين شوروى، حتى به من فرصت و مجال اظهار عقيده را نمى داد و با كمال اطمينان و صداقت عرض مى كنم اگر مأمورين شوروى سياست عاقلانه اى را پيش كشيده و جرايدى كه منتسب به سفارت شوروى شناخته شده اند و آژانس تاس و راديو مسكو تمام مقدسات ايران را تحقير نمى كردند با چنين پيشامدى مواجهه نمى شدند.
۳-» تصويب اين لايحه با وجود امتيازات خارجى در ايران وفق نمى دهد «، مشاورين حقوقى جناب آقاى كافتارادزه مقتضى بود خاطر معزى اليه را متوجه اين نكته سازند كه امتيازات خارجى در ايران اگر مقصود نفت جنوب است در زمان امضاى پيمان ۲۷فوريه ۱۹۲۱ وجود داشت. در موقع انعقاد پيمان سه گانه و اعلاميه مارشال استالين و مستر روزولت و مستر چرچيل نيز موجود بود.
در موقع امضاء و انعقاد پيمان ها و اعلاميه ها هيچ يك از امضاء كنندگان استقلال ملى و حاكميت سياسى ايران را در آينده مشروط و محدود نساختند و مادامى كه نمايندگان شوروى و بريتانياى كبير و ممالك متحده آمريكاى شمالى به شرافت اعلاميه استالين و روزولت و چرچيل علاقه مند هستند، حق ندارند و مجاز نيستند براى حق حاكميت ما تفسير و تعبيرى قائل شوند.
۴-» دولت شوروى مطمئن است كه مجلس اين اشتباه را اصلاح خواهد كرد «، مجلس شوراى ملى ايران خود به خود مرتكب اشتباهى نشده و اين تصميم را نبايد به عنوان يك اشتباه تعبير نمود.
ممكن است روزى مجلس شوراى ملى ايران در اين تصميم خود تجديدنظرى بنمايد. لكن امكان اين تجديدنظر فقط مشروط به آن است كه نمايندگان اتحادجماهير شوروى در ايران رويه و سلوك و سياست خود را تغيير بدهند. از مداخله در امور ايران اجتناب نمايند. اجازه ندهند دسته اى مزدور خود را منتسب به شوروى نموده و از ارتكاب به هر كارى خود را مجاز بدانند و در هر حال ممكن نيست هيچ وكيل وطن پرست ايرانى به تجديدنظر در تصميم مجلس شوراى ملى رضايت دهد مادامى كه يك فردى از قشون بيگانه در خاك ايران موجود باشد.
روزى اين تجديدنظر ممكن است ميسر شود كه هيأت وزراء ما با تمايل اكثريت و اراده شاه تعيين شود نه آن كه تمايل سفارتخانه ها در نصب و سقوط آنها رعايت گردد. اگر با دو تلگراف مصنوعى و ساختگى تبريز و رشت بنا هست هيأت دولتى كه مجرى سياست اكثريت مجلس بوده مجبور به استعفاء شود، بعيد نخواهد بود كه فردا با صدها و هزارها تلگرافات سكنه حقيقى شرق و غرب و جنوب ايران هيأت هاى دولتى كه با تمايل بيگانگان تشكيل شده مجبور به استعفاء شوند.
اين هم زندگى شد كه با نمايش هاى مصنوعى در كوچه ها وزراء استعفاء دهند... .
با اين ترتيب مملكت اداره نخواهد شد. فردا هر سفارتخانه ممكن است دسته راه اندازد و مادامى كه ارتش متفقين زينت پايتخت ما را تشكيل مى دهند شايد مسلسل هاى آنها هم بدرقه كننده نمايش دهندگان بشود...»
تا اين جا معلوم مى شود كه طرح «تحريم مذاكرات نفت» را كه مصدق از آن در مجلس چهاردهم با عنوان «طرح من» و در نامه اى خطاب به مجلس پانزدهم با عنوان «قانون من» (به بخش هفتم مراجعه شود) ياد كرده است، طرحى بوده است كه اكثريت مجلس چهاردهم- كه به قول دكتر مصدق هم منتخب شركت نفت انگليس يا سياست خارجى بوده اند- آماده كرده و توسط آن «نماينده محترم» مجلس شوراى ملى به دست مصدق داده و وى آن را در مجلس عنوان كرده بوده است و چون طرح پيشنهادى از آنِ اكثريت بوده، اكثريت در همان جلسه آن را تصويب كرده است. به جز اظهار صريح دكتر مصدق در مورد نماينده اى كه فكر طرح تحريم مذاكرات نفت را به وى داده بوده است، سيدضياءالدين نيز در مصاحبه با صدرالدين الهى چنان كه پيش از اين نقل كردم، گفته است كه: «پيش از آن هم طرح ديگرى را اقليت (به جز توده اى ها) به مجلس داد كه امتياز نفت در زمان اشغال ايران به هيچ كشور خارجى واگذار نگردد. نمى خواهم بگويم كه اين طرح را با چه مانورى به اسم اقليت به مجلس فرستاديم كه ناگزير تصويب شد.» جاى ترديد باقى نمى گذارد كه طرح تحريم مذاكرات نفت ساخته و پرداخته اكثريت مجلس بوده است و شايد به همين سبب بوده است كه كافتارادزه هم در مصاحبه اش درباره اين طرح مطلقاً از دكتر مصدق نام نبرده است و طرح را «نتيجه فشار دشمنان دوستى ايران و شوروى از قبيل ساعد و سيدضياء و سايرين» دانسته است. ممكن است اين سئوال به نظر كسى برسد كه كافتارادزه از كجا فهميده بوده است كه طرح مذكور ابتكار شخص دكتر مصدق نبوده است. جواب آن است كه هشت نماينده حزب توده در مجلس شوراى ملى ايران كه از اخبار پشت پرده مجلس به خوبى آگاه بوده اند گزارش كار را به سفارت شوروى داده بودند.