در حالى كه پنج سال از تاريخى كه بوش سه كشور عراق، ايران و كره شمالى را «محور شرارت» خوانده، مى گذرد، دولت آمريكا در رابطه با هر كدام از اين سه كشور به بحران رسيده است؛ كره شمالى نخستين آزمايش اتمى خود را انجام داد، ايران غنى سازى اورانيوم را متوقف نمى كند و عراق نيز در حال كشيده شدن به يك جنگ داخلى است، در حالى كه ۵ /۳ سال از تجاوز آمريكا به آن مى گذرد.
«واشنگتن پست» با بيان اين مطلب نوشت: اين مشكلات به نظر با هم مرتبطند. وضعيت رو به زوال در عراق باعث زير سؤال رفتن اعتبار ديپلماتيك آمريكا و محدوديت گزينه هاى نظامى دولت و راحتى خيال ديگر كشورها شده است. در همين حال، ايران شكست ديپلماتيك كره شمالى را مى تواند به عنوان افقى براى فعاليت هاى اتمى خود تحليل كند.
«رابرت اينهورن» ، مشاور مركز مطالعات استراتژيك و بين الملل (CSIS) مى گويد: «ايران فعاليت هاى شوراى امنيت پس از آزمايش كره شمالى را به شدت دنبال مى كند. اگر سازمان ملل موفق نشود با زور وارد عمل شود، آنگاه ايران با خيال راحت كارش را ادامه مى دهد» .
«مايكل اوهانلون» از اعضاى مؤسسه «بروكينگز» و نويسنده كتاب «سياست هاى جديد امنيت ملى» مى گويد: «ايران منتظر واكنش آمريكا و جهان است. كره شمالى هم واكنشى را در قبال پاكستان نديد، هيچ مجازات سخت يا طولانى بر پاكستان تحميل نشد» .
اين امر بحث هاى داخلى آمريكا را نيز تحت تأثير قرار داده است، در حالى كه تنها چهار هفته تا انتخابات كنگره آمريكا وقت باقى است. جمهوريخواهان بر اين باورند كه اين امر، باعث منحرف شدن افكار از رسوايى جنسى «مارك فولى» مى شود و به رأى دهندگان، نشان مى دهد كه جهان به رهبران تندرو نياز دارد. دمكرات ها اين آزمايش را شكست ديگر سياست خارجى بوش مى دانند.
بوش در سال ۲۰۰۲ براى تغيير بحث هاى سياسى از مبارزه با «القاعده» و آمادگى براى جنگ با عراق، ايران و كره شمالى را متحدان تروريسم و محور شرارت خواند.
هر سه مسئله در سال ۲۰۰۳ مهم شد؛ آمريكا به عراق حمله كرد و هيچ سلاح كشتارجمعى نيافت؛ كره شمالى سلاح هاى پلوتونيومى را تحت نظارت هاى بين المللى دريافت و ايران اعلام كرد كه پيشرفت سريعى را در برنامه سرى غنى سازى اورانيوم خود داشته است.
برخلاف عراق، دولت آمريكا سعى كرد مشكل ايران و كره شمالى را با ديپلماسى حل كند، اما پيشرفت بسيار كند، بود چراكه آمريكا تمايل به مذاكره مستقيم نداشت.
!