Nimrooz
Vol. 18, No. 902, October 6, 2006
سال هيجدهم - شماره ۹۰۲ - جمعه ۱۴ مهر ۱۳۸۵
پليس به دنبال زن و مرد جنايتكار
شش ماه تحقيقات گام به گام پليس براى افشاى راز يك قتل
در قتلگاه مهندس ميانسال چه گذشت؟
دستگيرى قاتل فرارى سه سال و نيم پس از قتل
جنايت در كيلومتر ،۱۹ بازى تمام شد
كلاهبردارى ميليونى از مسافران ژاپن و دوبى
تعقيب و گريز مسلحانه بخاطر اختلاف خانوادگى
قتل دو جوان ايرانى در ژاپن و كره جنوبى

پليس به دنبال زن و مرد جنايتكار
با افشاى هويت مردى كه جسدش حدود ۲ ماه قبل داخل يك صندوقچه قديمى در بزرگراه آزادگان تهران پيدا شده بود پليس به يك زن و مرد مظنون شد.
به گزارش رسيده، جسد اين مرد جوان مدتى قبل در حالى كه او را خفه كرده بودند درون يك صندوقچه قديمى لباس پيدا شد.
با توجه به اينكه هويت اين مرد ناشناخته بود، مأموران پليس و تشخيص هويت آگاهى تهران تحقيقات خود را آغاز كردند تا اينكه چند روز قبل پليس موفق به شناسايى هويت اين مرد شد و معلوم شد كه وى در خانه اى به تنهايى زندگى مى كرده است.
كارآگاهان پس از حضور در خانه مقتول متوجه شدند تمام اموال وى به سرقت رفته است. از سويى در تحقيقات صورت گرفته از همسايگان مقتول معلوم شد يك زن و مرد جوان از ماه ها قبل به خانه مقتول رفت و آمد داشتند.
بدين ترتيب كارآگاهان تلاش خود را براى شناسايى اين زن و مرد آغاز كردند تا اينكه موفق شدند محل زندگى آنها را پيدا كنند، اما وقتى پليس به سراغ آنها رفت مشخص شد كه آنها مدتى قبل خانه را تخليه كرده و از آنجا رفته اند.
هم اكنون با توجه به اينكه اموال مقتول از خانه اش به سرقت رفته است و اين زن و مرد جوان نيز از همان تاريخ تاكنون ناپديد شده و متوارى هستند احتمال اينكه قتل و سرقت اموال كارآنها باشد بسيار زياد است و تلاش براى دستگيرى اين زوج از سوى پليس آغاز شده است.

زن و شوهر جوان قربانى سرقت مرگبار سرباز فرارى شدند
پليس به دنبال همدست مرد جنايتكار است
سرباز فرارى در جنايتى هولناك پس از آنكه به همراه همدستش وارد خانه يك زن و شوهر جوان شد آنان را به قتل رساند.
به گزارش رسيده، در ساعات اوليه بامداد روز دوشنبه اهالى آپارتمانى در خيابان ملاصدراى اصفهان با شنيدن صداى مشكوكى از واحد طبقه اول بيدار شدند و خود را هراسان به طبقه پايين رساندند، آنها پس از رسيدن به طبقه اول متوجه شدند در آپارتمان زن و شوهر جوان باز است و وضعيت به گونه اى است كه احتمال مى رود آنها دچار حادثه اى تلخ شده باشند.
همسايه ها با انگيزه كمك رسانى به خانه رفتند و ناگهان با اجساد غرق در خون زن و شوهر ۲۵ و ۲۷ ساله روبرو شدند، هنوز بدن اين دو گرم بود و به نظر مى رسيد حادثه تازه اتفاق افتاده باشد. در حالى كه يكى از همسايه ها براى خبر كردن پليس گوشى تلفن را برداشته بود، همسايه ديگر فرياد زد فردى در كف حياط خلوت افتاده است، بلافاصله همسايه ها به حياط خلوت رفتند و پسرجوانى كه يك چاقوى خونى در دست داشت و مجروح شده بود را پيدا كردند. با در جريان قرار گرفتن پليس و بازپرس ويژه قتل اصفهان مأموران در محل حاضر شدند و تحقيقات ويژه در خصوص قتل زن و شوهر آغاز شد، آنها ابتدا جوان مجروح را به بيمارستان انتقال دادند، پليس سپس اجساد زن و شوهر جوان را به پزشكى قانونى انتقال داد و بررسى هاى اوليه در محل حادثه مشخص كرد احتمالاً عامل يا عاملان قتل با انگيزه سرقت وارد منزل شده اند، زيرا علاوه بر وجود آثار درگيرى، شواهدى مبنى بر اقدام به سرقت نيز به چشم مى خورد.
در حالى كه تحقيقات پليس ادامه داشت، متخصصان پزشكى قانونى نظر اوليه خود را درخصوص علت قتل اعلام كردند. در اين نظريه آمده است: علت اصلى مرگ اين زن و شوهر خونريزى شديد ناشى از وارد آمدن ضربات چاقو است، اما براى تعيين ابعاد آن و ضربات اصلى وارد آمده احتياج به بررسى بيشترى است. در همين حين مسوولان بيمارستان اعلام كردند، مرد جوانى كه در حياط خلوت قتلگاه پيدا شده بود قادر به صحبت است و پليس مى تواند از وى بازجوئى كند.
پسر جوان پس از حضور مأموران در بازجوئى هاى اوليه لب به اعتراف گشود و گفت: من سربازى فرارى هستم كه به اتفاق همدستم دست به اين جنايت زدم، ما چون پولى نداشتيم تصميم به سرقت گرفتيم و وارد آپارتمانى در خيابان ملاصدرا شديم. همين كه وارد خانه شديم شروع به گشتن اتاق ها و كمدها كرديم، وارد اتاق خواب كه شديم ديديم زن و شوهر جوانى خوابيده اند، آنها با صداى ورود ما بيدار شدند و شروع به داد و فرياد كردند، من و همدستم خيلى ترسيديم مى خواستيم فرار كنيم كه مرد جوان به ما حمله كرد براى اينكه بتوانيم از دست او رهايى پيدا كنيم، آنها را با ضربات چاقو زديم، همدستم بلافاصله از در خارج شد و فرار كرد. من هم به دنبالش رفتم اما ناگهان از بلندى پرت شده و به زمين خوردم و ديگر چيزى نفهميدم.

دو عضو باند مردان قوى هيكل دستگير شدند
چهره نگارى پليس براى دستگيرى اعضاى باند تبهكار
پليس سراسر كشور در تعقيب ۲ ورزشكار رشته بدنسازى است كه با همدستى ۲ نفر ديگر از دوستانشان در چندين فقره سرقت و تجاوز شركت داشتند.
به گزارش رسيده، نخستين بار روز ۱۰ ارديبهشت ماه سال ۸۴ مردى به نام خسرو با مراجعه به كلانترى ۱۲۹ جامى تهران شكايت كرد كه سه مرد قوى هيكل به خانه او حمله كرده و بعد از بستن دست و پاى وى و همسرش آنها را در حمام خانه زندانى كردند و سپس تمام وسايل با ارزش خانه را به سرقت بردند.
خسرو مدعى شد كه سارقان مسلح به كلت كمرى بودند اما از آن استفاده نكردند ولى در درگيرى اوليه با آنها سارقان با چاقو او و همسرش را بشدت مجروح و سپس وى را در حمام حبس و به همسرش تجاوز كرده اند. خسرو در شكايات خود به چهره نگارى سارقان پرداخت و به اين ترتيب تلاش براى دستگيرى و شناسايى آنها از سوى پليس آغاز شد.

شكايت هاى مشابه 
دومين شكايت در تاريخ ۱۵ ارديبهشت ماه از سوى يك زن و دو دخترش مطرح شد. اين زن كه ربابه نام دارد به مأموران گفت: سه مرد جوان و قوى هيكل براى اجاره خانه ما وارد منزل شدند اما با دستبند و چسب دست و دهان ما را بستند. بعد از تجاوز به من و دخترانم حدود ۲‎/۵ ميليون تومان پول و طلا را سرقت كردند و بعد هم به يكى از دوستانشان تلفن كردند. او با اتومبيل دنبال آنها آمد و سپس همگى فرار كردند. با چهره نگارى متهمان از سوى ربابه و دو دخترش مشخص شد شباهت زيادى ميان اين تصاوير با تصاويرى كه شاكى قبلى چهره نگارى كرده بود وجود دارد. حدود ۵ روز بعد در روز ۲۰ ارديبهشت ماه زن ميانسالى به نام شهلا به مأموران مراجعه كرد و گفت: من در خانه تنها بودم كه زنگ خانه به صدا درآمد به گمان اينكه دخترم است در را باز كردم اما ناگهان سه مرد قوى هيكل وارد منزل شدند. آنها دست و پاى مرا بستند و در حالى كه داشتند اموال خانه مان را از قبيل پول و طلا و دوربين و ويديو سرقت مى كردند دخترم هم وارد خانه شد آنها بعد از تجاوز به من و دخترم از آنجا فرار كردند. وقتى اين مادر و دختر تصوير چهره نگارى شده متهمان پرونده قبلى را ديدند بلافاصله هر سه را شناسايى كردند و معلوم شد اين سرقت و تجاوز هم از سوى همان سه مرد قوى هيكل اتفاق افتاده است.
چهارمين شاكى كه وى نيز زنى جوان بود و با همان شيوه و روش به او تجاوز شده و اموال خانه اش به سرقت رفته بود يك هفته بعد به پليس مراجعه و اعلام شكايت كرد.
در حالى كه تحقيقات پيرامون اين پرونده ادامه داشت اواسط تيرماه سال جارى مرد جوانى كه اتومبيل قهوه اى رنگش سرقت شده بود با مراجعه به مأموران گفت: من در شهرك آتى ساز زندگى مى كنم. يك روز در استخر با اين سه مرد آشنا شدم كه نامشان حسين، مهدى و مهران است. اين دوستى و آشنايى ادامه داشت تا اينكه يك روز عصر آنها را به خانه دعوت كردم اما آنها بعد از اينكه به خانه ام آمدند با كتك و تهديد دست و پاى مرا بستند و اتومبيلم را سرقت كردند و متوارى شدند. اين شاكى با ديدن تصوير چهره نگارى سارقان آنها را شناسايى كرد.
در حالى كه كاوش ها براى شناسايى اين متهمان ادامه داشت، دختر جوانى كه در ستارخان به خانه شان حمله شده بود بطور اتفاقى يكى از متهمان را ديد كه با يك ساك ورزشى در حال سوار شدن به تاكسى بود. اين مرد با شنيدن صداى داد و فريادهاى دختر جوان و درخواست كمك او از مردم اقدام به فرار كرد اما ساك ورزشى اش را در خيابان جا گذاشت. دقايقى بعد با اطلاع پليس، گروهى از مأموران در محل حاضر شدند و زمانى كه ساك متهم فرارى را بازرسى كردند يك كارت شناسايى به هويت «م» پيدا شد كه متعلق به يك باشگاه ورزشى در ستارخان بود. به اين ترتيب مأموران به باشگاه مورد نظر رفتند و در تحقيقات خود دريافتند همه متهمان در اين باشگاه بدنسازى ورزش مى كردند.
با ادامه تحقيقات و شناسايى خانواده متهمان، سرانجام «م» خود را به پليس معرفى كرد. او در بازجوئى ها اعتراف كرد كه در سه مورد از سرقت ها دست داشته اما به كسى تجاوز نكرده است و در بقيه سرقت ها فقط نقش راننده را داشته و «ح»، «م» و «ح» عاملان اصلى سرقت و تجاوز بوده اند.
در اين ميان با رديابى موبايل مسروقه يكى از شاكيان توسط كارآگاهان موفق شدند از طريق اين تلفن يكى ديگر از متهمان به نام «ح» را در آستارا دستگير كنند. «ح» نيز در اعترافاتش به شركت در سه سرقت اعتراف كرد.
در حال حاضر «ح» و «م» همچنان متوارى هستند و تلاش براى دستگيرى آنها ادامه دارد. اين گزارش مى گويد: در حال حاضر موضوع سرقت مسلحانه اين افراد در حال بررسى است چون هنوز اسلحه مورد نظر از آنها به دست نيامده است. همچنين پرونده متهمان دستگير شده براى رسيدگى به موضوع تجاوز آنها به دادگاه كيفرى فرستاده خواهد شد و در موضوع سرقت ها به دادگاه جزايى خواهد رفت.

شگرد دختر جوان براى سرقت ۵ ميليون تومان طلا
اعتماد يك زن به دخترى در قم كه خود را دانشجوى بى پناهى جازده بود، منجر به سرقت جواهراتش شد.
زنى با مراجعه به اداره پليس قم با اعلام شكايتى مبنى بر سرقت جواهراتش اعلام كرد: مدتى پيش با يك دختر دانشجو به نام «م ج» در حياط حرم حضرت معصومه (س) آشنا شدم و زمانى كه پى بردم دختر جوان هيچ آشنا و فاميلى در قم ندارد، او را به منزلم بردم.
مالباخته در ادامه اظهاراتش به پليس گفت: پس از مدتى از اقامت «م ج» در منزلم، همزمان باغيبت دختر جوان، كيف دستى ام كه حاوى جواهراتى به ارزش ۵۰ ميليون ريال بود، ناپديد شد و بدين ترتيب پى به ارتكاب سرقت توسط متهم بردم.
مأموران پس از شنيدن گفته هاى اين زن جست وجوهاى خود را براى يافتن سارق و اموال ربوده شده آغاز كردند و درجريان تحقيقات متوجه شدند متهم هنگامى كه در منزل مالباخته بوده با شخصى به نام «ك ج» ارتباط داشته است. در ادامه رسيدگى به اين پرونده، كارآگاهان با استفاده از شگردهاى خاص موفق به دستگيرى «ك ج» يكى از مظنونان به ارتكاب سرقت شدند.
با آغاز تحقيقات، مظنون در جريان بازجوئى ها به پليس گفت: از هشت ماه قبل با زنى به هويت «م ج» آشنا شده بودم و در جريان اين آشنايى، او مقدارى طلا نزد من گذاشته بود. بدين ترتيب جواهرات مسروقه در جريان بازرسى از منزل متهم كشف و به مالباخته بازگردانده شد، اما تحقيقات پليس براى دستگيرى متهم اصلى همچنان ادامه دارد.

شش ماه تحقيقات گام به گام پليس براى افشاى راز يك قتل
در قتلگاه مهندس ميانسال چه گذشت؟
جسد غرق در خون او كه در بيابان هاى اطراف ملارد كرج رها شده بود پس از گذشت شش ماه توسط پليس كشف شد.
به گزارش رسيده، ۶ ماه پيش زنى به مأموران پليس كرج مراجعه كرد و گفت شوهر ۵۴ ساله اش به نام حسين به طرز مرموزى ناپديد شده است.
پس از اعلام شكايت اين زن، مأموران تحقيقات گسترده خود را براى يافتن حسين آغاز كردند. در حالى كه تحقيقات پليس براى پيدا كردن حسين آغاز شده بود مأموران گشت ملارد جسد غرق در خون مردى را كه به نظر مى رسيد چند روز پيش در محل رها شده باشد پيدا كردند. با انتقال جسد به پزشكى قانونى و با توجه به اينكه مشخصات جسد با مشخصات ظاهرى حسين مطابقت داشت خانواده او براى شناسايى جنازه به پزشكى قانونى دعوت شدند و پس از ديدن پيكر بى جان مرد ميانسال اعلام كردند، جسد متعلق به حسين است.
با مشخص شدن اين موضوع پرونده وارد مرحله تازه اى شد و كارآگاهان ويژه قتل براى پيدا كردن عامل يا عاملان جنايت تفحص هاى خود را پى گرفتند. هر چند خانواده حسين اعلام كردند مقتول دشمنى يا اختلاف حساب با كسى نداشته است و به كسى مظنون نيستند اما پليس در تحقيقات وسيع خود دريافت حسين از مدتى قبل با زنى به نام زيبا رابطه پنهانى برقرار كرده بود و خانوده اش از اين موضوع هيچ اطلاعى ندارند. از طرفى مشخص شد حسين مهندس راه و ساختمان است و با توجه به موقعيت شغلى خود وضعيت مالى مناسبى داشته است. بنابراين كارآگاهان شاخه اى از تحقيقات خود را روى زيبا زنى كه حسين با او رابطه داشت معطوف و او را دستگير كردند. اين زن در بازجوئى ها گفت: من از هيچ چيز خبر ندارم و نمى دانم چرا حسين به قتل رسيده است.
اين زن درباره رابطه پنهانى اش با حسين گفت: من همسر صيغه اى او بودم. مدتى قبل حسين براى خواستگارى از خواهرم به خانه ما آمد و بعد از چند جلسه رفت و آمد عاشق من شد و خواست تا با او ازدواج كنم. من هم به صورت صيغه اى به عقدش درآمدم. از آن به بعد بود كه رابطه ما بيشتر شد، حسين از دوستان دايى ام بود و پس از ازدواج رفت و آمدش با او هم بيشتر شده بود.
آخرين بارى كه حسين را ديدم به من گفت به خانه دايى من به نام على مى رود. بعد از آن ديگر از حسين خبرى نشد. با توجه به اظهارات زيبا اين فرضيه كه على راز قتل حسين را در سينه دارد براى كارآگاهان قوت گرفت و اين مرد براى تحقيقات دستگير شد اما حاضر به اعتراف نشد و گفت از سرنوشت حسين هيچ خبرى ندارد و مدت ها است كه او را نديده است.
پليس در گام بعدى زهرا همسر على را تحت بازجوئى قرار داد، اين زن در تحقيقات فنى پليسى لب به اعتراف گشود و گفت على شوهرم حسين را به قتل رسانده است. او گفت: هنگام حادثه من و حسين در اتاق بوديم و شوهرم داشت در حياط كارى انجام مى داد. به محض اينكه او وارد خانه شد، بخاطر وضعيتى كه حسين داشت به او حمله كرد و وى را به قتل رساند.
زهرا در ادامه اعترافاتش افزود: حسين نسبت به من نظر سوئى داشت. او مرد خوش لباس و خوش تيپى بود و فكر مى كرد مى تواند هر زنى را كه اراده كند به دست آورد. روز حادثه من در آشپزخانه بودم و متوجه نشدم كه شوهرم كى به حياط رفت. وقتى از آشپزخانه بيرون آمدم ديدم حسين در خانه تنها است. بلافاصله به آشپزخانه برگشتم، مى دانستم كه او منتظر فرصت مناسبى است تا به من حمله كند و مرا مورد تجاوز قرار دهد، وقتى داشتم به طرف آشپزخانه مى رفتم حسين به زور دستم را كشيد و به داخل اتاق برد. او قصد داشت مرا مورد تجاوز قرار دهد كه شوهرم از راه رسيد و با چاقو ضربات متعددى به او زد.
زهرا اضافه كرد: من نيت پليد حسين را قبلاً متوجه شده بودم، اما به خاطر حفظ آبرويم چيزى به شوهرم نگفتم چون حسين تهديد كرده بود آبروى مرا مى برد. پس از اظهارات اين زن وقتى على دريافت همسرش راز اين جنايت را برملا كرده است او نيز لب به اعتراف گشود و گفت: من و حسين با هم دوست بوديم و رابطه خوبى هم داشتيم. او همسر صيغه اى خواهرزاده ام بود و اين وصلت، ما را بيشتر به هم نزديك كرده بود. روز حادثه حسين به من گفت: مى خواهد براى كشيدن ترياك به خانه ام بيايد. من هم قبول كردم. وقتى رسيد و همسرم از او پذيرايى كرد من براى آماده كردن وسايل استعمال ترياك به حياط رفتم، كارم مدتى طول كشيد و يكدفعه متوجه سر و صداى همسرم شدم، همين كه خودم را به داخل خانه رساندم ديدم حسين در وضعيت بسيار نامناسبى است و به همين دليل چاقويى از آشپزخانه برداشتم و به جانش افتادم. آنقدر به او ضربه زدم كه غرق در خون شد. بعد جسد را پشت ماشينم گذاشتم و در بيابان هاى اطراف ملارد رها كردم و از همسرم خواستم تا با هيچكس در اين خصوص حرفى نزند.
پس از اعترافات على و همسرش و صدور قرار مجرميت براى آنها دادستان كرج با صدور كيفرخواست براى على به اتهام مباشرت در قتل حسين و زهرا به اتهام معاونت در قتل پرونده را براى محاكمه به شعبه ۷۱ دادگاه كيفرى استان تهران ارجاع داد و اين متهمان بزودى پاى ميز محاكمه مى روند.

دختر ۱۶ ساله در شكنجه گاه ۱۱ پسر خبيث
پليس آگاهى تهران در جستجوى ۱۱ پسر خبيث است كه دختر ۱۶ ساله اى را قربانى وسوسه هاى پليد خود كردند و او را مورد تجاوز قرار دادند.
به گزارش رسيده، اين دختر ۱۶ ساله هفته گذشته در شكايت خود به بازپرس روشن رئيس شعبه سوم دادسراى جنايى تهران گفت: من چندى قبل با پسر جوانى دوست شدم و به خاطر علاقه اى كه به يكديگر داشتيم قرار شد با هم ازدواج كنيم اما پس از گذشت مدتى موضوع ازدواج ما منتفى شد و دوستى مان هم به هم خورد تا اينكه صبح روز يكشنبه برادر دوستم كه ميلاد نام دارد به من تلفن كرد و گفت: مادرم تو را به خانه مان دعوت كرده تا درباره ازدواج تو با برادرم صحبت كنيم.
من پس از شنيدن اين حرف خوشحال شدم و به خانه ميلاد در حوالى خيابان جيجون رفتم اما پس از ورود به خانه متوجه شدم مادر ميلاد در منزل حضور ندارد و در آنجا پنج پسر به نام هاى مهدى، محسن، شهرام، ميثم و امير مرا مورد تجاوز قرار دادند و تا ساعت ۱۰ صبح روز بعد زندانى ام كردند.
دختر نوجوان در ادامه شكايت خود گفت: آن پنج پسر سپس مرا نزد يكى از دوستانشان به نام سياوش بردند و او مرا به خانه اى در خيابان دستغيب برد. در آنجا سياوش و امير باز هم مرا مورد تجاوز قرار دادند و حوالى غروب ناگهان ۶ نفر ديگر كه نمى شناختم و همگى مست بودند به آنجا آمدند و از سوى آنها هم مورد تجاوز قرار گرفتم. در نهايت از يك لحظه غفلت پسران استفاده كردم و از پنجره به خيابان فرار كردم. در حالى كه سرگردان و گيج در خيابان ها مى دويدم چند مأمور بسيجى مرا ديدند و با توجه به وضعيت نامناسبى كه داشتم مرا به كلانترى رساندند. وقتى ماجرا را براى مأموران تعريف كردم به اتفاق به خانه موردنظر رفتيم اما كسى آنجا نبود. پس از طرح شكايت از سوى اين دختر كارآگاهان تحقيقات خود را براى دستگيرى ۱۱ پسر شرور آغاز كردند.

شكايت دختر ۲۰ ساله 
در شرايطى كه تحقيقات براى دستگيرى ۱۱ پسر خبيث ادامه دارد در ماجرايى ديگر سه پسر جوان كه دختر ۲۰ ساله اى را مورد تجاوز قرار داده بودند دستگير شدند.
تحقيقات پيرامون اين پرونده از زمانى آغاز شد كه دختر ۲۰ ساله اى به نام اعظم با مراجعه به پليس آگاهى تهران طى شكايتى گفت: من به دليل برخى مشكلات از خانه فرار كرده و در خيابان با پسر جوانى آشنا شدم او به اين بهانه كه مى خواهد به من پناه بدهد مرا به خانه اش برد و در آنجا به همراه دو دوست ديگرش من را مورد تجاوز قرار دادند. پس از طرح اين شكايت، مأموران با انجام كاوش هاى ويژه توانستند سه پسر جوان به نام هاى يوسف، صادق و مهدى را در سه نقطه مختلف تهران دستگير كنند.

توطئه زن و شوهر جوان براى اخاذى از مرد دندانپزشك
توطئه يك زن و شوهر براى اخاذى از يك دندانپزشك جوان فاش شد.
به گزارش رسيده، زن جوان كه بيمار اين دندانپزشك بود هنگامى كه براى معالجه دندان هايش به مطب وى مراجعه كرده بود، ناخواسته مكالمه تلفنى دكتر و همسرش را در مورد خريد يك اتومبيل ماكسيما شنيد و همين موضوع انگيزه اى شد براى اينكه زن نقشه اخاذى از اين پزشك را طراحى كند.
مرد دندانپزشك هفته گذشته در تشريح ماجرايى كه برايش رخ داده است گفت: زن متهم كه زهرا نام دارد بيمار من بود و سه جلسه پيش من آمده بود تا دندان هايش را مداوا كنم. آخرين جلسه اى كه در اتاق معاينه بود همسرم تلفن كرد و در مورد خريد يك اتومبيل ماكسيما با هم صحبت مى كرديم. قرار شده بود براى خريد ماشين ۱۰ ميليون تومان پيش بدهيم و ماهى ۷۰۰ هزار تومان هم قسط پرداخت كنيم. اين زن داشت به حرف هاى من گوش مى كرد و از همان موقع فكر كرد من خيلى پولدار هستم. دو روز بعد از آن به من تلفن كرد و گفت كه مادرش فلج است، نمى تواند راه برود. او سپس از من خواست تا به خانه آنها بروم و دندان هاى مادرش را معاينه كنم. ابتدا من قبول نكردم ولى زهرا يك بار ديگر هم تلفن كرد. من هم براى رضاى خدا قبول كردم و حدود ساعت ۵ بعدازظهر وارد خانه شان شدم. ابتدا اين زن را در خانه تنها ديدم، سراغ مادرش را گرفتم و او مرا به داخل اتاق خوابش برد بعد ناگهان شوهرش و پنج مرد ديگر يكى يكى وارد اتاق شدند يكى از آنها خودش را مأمور مخفى پليس آگاهى معرفى كرد و به من تهمت زد كه با اين زن رابطه داشته ام. بعد هم به من حمله و لباس هايم را پاره كردند و با دوربين موبايلشان شروع به فيلمبردارى از من كردند. آنها از ساعت ۵ بعدازظهر تا ۱۲ شب آنقدر مرا كتك زدند كه در حال مرگ بودم. سپس با چاقويى كه روى گردنم گذاشته بودند تهديدم كردند كه ۱۰ ميليون تومان به آنها بدهم وگرنه مرا خواهند كشت. من فقط يك تراول ۱۰۰ هزار تومانى در جيبم داشتم كه يكى از مردها كه ظاهرا همسايه طبقه پايين خانه آنها بود پول را از جيبم در آورد. به آنها گفتم در گاوصندوق مطبم پول دارم. بعد آنها يك لباس به من پوشاندند و با هم به مطب رفتيم مبلغى پول نقد كه در آنجا بود را به آنان دادم بعد ۲ فقره چك به ارزش ۵ ميليون تومان برايشان صادر كردم و بعد مرا رها كردند و رفتند.
فرداى همان روز يكى از چك ها به مبلغ ۲‎/۵ ميليون تومان را از حسابم برداشت كردند. چون مرا تهديد به قتل كرده بودند مى ترسيدم شكايت كنم ولى ۲ روز بعد از حادثه جرأت به خرج دادم و به پليس آگاهى شكايت كردم و مأموران بعد از تحقيقات و پى بردن به درست بودن شكايت من به خانه اين زن و شوهر رفتند و سه نفر از متهمان را دستگير كردند اما بقيه فرارى هستند.
در همين حال زهرا در ادعاهاى خود گفت: من از طريق يكى از آشنايانمان براى معالجه دندان هايم به اين پزشك مراجعه كردم. وقتى روى صندلى خوابيده بودم و دكتر در حال معاينه دندان هايم بود سر صحبت و شوخى را با من باز كرد. بعد هم مرا مورد تجاوز قرار داد و چون من ترسيده بودم نتوانستم واكنشى نشان بدهم.
زن جوان ادامه داد: حدود سه روز بعد دكتر با خانه ما تماس گرفت و خواست تا دوباره مرا ببيند. من هم موضوع را به شوهرم گفتم. او هم گفت: دكتر را به خانه دعوت كن تا با او صحبت كنم. بعد من دكتر را به خانه مان دعوت كردم. شوهرم و سه چهار نفر از دوستانش به او حمله كردند و شوهرم به او گفت كه دست از سر من بردارد. دكتر هم از ترس آبرويش ۵ ميليون تومان به ما چك داد و بعد هم رفت. بنابر اين گزارش تحقيقات پيرامون اين پرونده ادامه دارد.

همسر و دختران هنرپيشه سريال هاى طنز از خانه فرارى شدند
همسر يك هنرپيشه برنامه هاى طنز تلويزيونى به خاطر آزار و اذيت هاى شوهرش همراه دو دختر خود از خانه فرار كرد.
به گزارش رسيده، اواسط مردادماه امسال يك هنرپيشه برنامه هاى طنز تلويزيونى با مراجعه به دادسراى جنايى تهران طى شكايتى مدعى شد همسرش به همراه ۲ دختر ۱۵ و ۵ ساله اش ناپديد شده اند و هيچ خبرى از آنها ندارد. به اين ترتيب تحقيقات پليس براى يافتن اين زن و دخترانش آغاز و حدود يك ماه بعد معلوم شد كه اين زن و دو فرزندش گم نشده، بلكه به خاطر آزارهاى مرد هنرپيشه از خانه فرار كرده اند.
با پيدا شدن همسر اين هنرپيشه وى كه زنى ۴۵ ساله است در تشريح ماجرا گفت: ۱۶ سال قبل به عنوان هنرجو وارد عالم بازيگرى شدم و از طريق يكى از آشنايانمان براى بازى در سريال هاى تلويزيونى معرفى شدم، بعد در چند برنامه طنز تلويزيونى بازى كردم و همان موقع با شوهرم آشنا شدم او بخاطر اينكه در سريال هاى طنز بازى مى كرد در آن زمان خيلى معروف شده بود.
او وقتى از من خواستگارى كرد خيلى خوشحال و مغرور شده بودم چون براى من كه عاشق اين حرفه بودم همسر يك آدم مشهور بودن مايه افتخار بود. با وجود اينكه مى دانستم او قبلاً سه همسر داشته، با او ازدواج كردم. بعد از ازدواج همسرم از من خواست تا هنرپيشگى را كنار بگذارم و ديگر كار نكنم و من اين شرط او را هم پذيرفتم.
اما از وقتى بچه اولم به دنيا آمد فهميدم او مرد ايده آل من نبوده است و برخلاف اينكه قبل از ازدواج او خود را مردى معتقد معرفى كرده بود اما خيلى زود فهميدم او يك مرد بداخلاق، بدرفتار و شكنجه گر است. 15 سال است كه از لحاظ روحى و جسمى مرا آزار و شكنجه داده است به همين خاطر تصميم گرفتم جان خودم و بچه هايم را نجات دهم و از خانه او فرار كردم البته خودش در جريان بود كه من كجا زندگى مى كنم و حتى چند بار بچه ها را ديده بود اما براى اينكه مرا مقصر جلوه دهد و حق و حقوق مرا ندهد مدعى شده كه من بچه هايم را ربوده و آنها را مخفى كرده ام.

دود سيگار، سلاح كارآگاه قلابى!
سارق حرفه اى كه با معرفى خود به عنوان كارآگاه اداره آگاهى اقدام به سرقت ماشين و اموال رانندگان مى كرد توسط پليس آگاهى كرج دستگير شد.
به گزارش رسيده، روز ۱۲ شهريورماه سال جارى مردى به پليس آگاهى كرج مراجعه كرد و گفت مردى كه خود را مأمور آگاهى معرفى مى كرد ماشينم را به سرقت برده است.
پس از طرح اين شكايت با توجه به وجود شكايات مشابه مأموران تحقيقات خود را براى دستگيرى اين مرد آغاز كردند و با شناسايى متهم توسط يكى از شاكيان موفق شدند او را دستگير كنند.
متهم كه حسين نام دارد پس از دستگيرى، گفت: من خودم را مأمور اداره آگاهى معرفى مى كردم و به اين بهانه كه متهمى از دستم گريخته ماشين را به صورت دربستى كرايه و با دادن خوراكى مسموم راننده را بيهوش مى كردم و سپس ماشين، پول ها و هر چيز قيمتى را كه داشت مى دزديدم.
اين متهم افزود: در مواقعى سيگار مسموم را پك مى زدم و بدون اينكه دود آن را وارد حلقم كنم به صورت راننده فوت و او را بيهوش مى كردم و تاكنون ۱۰ فقره سرقت به اين شيوه انجام داده ام.
اين گزارش حاكى است تحقيقات پليس آگاهى كرج از متهم ادامه دارد.

دستگيرى قاتل فرارى سه سال و نيم پس از قتل
جنايت در كيلومتر ،۱۹ بازى تمام شد
مردى كه ۴۶ ماه پيش در جنايتى هولناك شريك خود را به قتل رسانده بود سرانجام از سوى كارآگاهان پليس آگاهى تهران دستگير شد.
به گزارش رسيده اين متهم كه محمدعلى نام دارد در حالى دستگير شد كه دو سال پيش به صورت غيابى در دادگاه جنايى تهران به قصاص محكوم شده و اين حكم به تأييد ديوان عالى كشور نيز رسيده است.

جنايت در جاده قديم كرج 
ساعت ۱۵ و ۴۰ دقيقه روز ۳۰ آذر ماه سال ۸۱ مأموران نيروى انتظامى در حين گشتزنى در جاده قديم كرج هنگامى كه به كيلومتر ۱۹ رسيدند با پرايد سفيد رنگى مواجه شدند كه به طرز مشكوكى كنار جاده رها شده بود.
ماموران پس از آنكه به اين خودرو نزديك شدند پيكر نيمه جان و غرق در خون مرد ميانسالى را مشاهده و بلافاصله از اورژانس تهران براى نجات جان او تقاضاى كمك كردند.
دقايقى بعد بالگرد اورژانس تهران در جاده قديم كرج فرود آمد و مرد مجروح بسرعت به بيمارستان امام خمينى منتقل شد.
اين مرد از ناحيه پيشانى هدف گلوله قرار گرفته بود و در حالى كه آخرين لحظات عمرش را سپرى مى كرد به اتاق عمل انتقال يافت اما تلاش پزشكان براى نجات جان او بى ثمر ماند و با مرگ اين مرد، قاضى قاضى وقت جنايى تهران در جريان قرار گرفت و به اين ترتيب تحقيقات ويژه پيرامون جنايت در پرايد سفيد رنگ آغاز شد.
براساس تحقيقات مشخص شد كه مقتول همان صاحب خودرو است و عبدالرحمان نام دارد. او از مدتى قبل با شراكت مردى به نام محمدعلى يك چاپخانه در قلعه حسن خان راه اندازى كرده بود. اين تمام اطلاعاتى بود كه پليس در بررسى هاى اوليه به آن دست يافت.
كارآگاهان كه در آن زمان سرنخى از اين جنايت پيچيده در اختيار نداشتند به بازجوئى از خانواده مقتول پرداختند و دريافتند وى ساعاتى قبل از مرگ سوار بر پرايد خود به همراه شريكش از محل كار خود خارج شده بود.
افشاى اين موضوع سبب شد تا پليس در صدد دستگيرى محمدعلى شريك مقتول برآيد اما زمانى كه كارآگاهان به منزل وى رفتند متوجه شدند اين مرد فرارى شده است.
در شرايطى كه كاوش ها براى يافتن مخفيگاه محمدعلى ادامه داشت كارآگاهان به سراغ راننده وى به نام سالار رفتند تا با بازجوئى از او به جزئيات بيشترى از اين جنايت دست يابند.
سالار هنگامى كه در برابر كارآگاهان قرار گرفت گفت: روز حادثه محمدعلى سوار خودروى عبدالرحمن شد و از من نيز خواست با ماشين خودش پرايد سفيدرنگ را تعقيب كنم زمانى كه ما به كيلومتر ۱۹ جاده قديم كرج رسيديم عبدالرحمان خودرواش را متوقف كرد و ناگهان صداى شليك گلوله اى برخاست و سپس محمدعلى از ماشين پياده شد و پا به فرار گذاشت و من ديگر خبرى از او ندارم.
پس از اظهارات سالار، مأموران به اين اطمينان دست يافتند كه محمدعلى عامل اصلى اين جنايت است به همين خاطر دامنه تحقيقات خود را براى به دام انداختن وى ادامه دادند و در نهايت موفق به دستگيرى اين مرد شدند.

تبرئه 
با دستگيرى محمدعلى او تحت محاكمه قرار گرفت و با انكار اتهام قتل عمد گفت: روز حادثه زمانى كه با عبدالرحمان از چاپخانه خارج شديم بر سر موضوعى اختلاف پيدا كرديم و به مشاجره با يكديگر پرداختيم و عبدالرحمان ناگهان كنار جاده توقف كرد و از داخل داشبورد خودرواش سلاحى بيرون آورد تا مرا هدف گلوله قرار دهد من نيز به مقاومت در برابر وى پرداختم و در اين هنگام در حالى كه سلاح هنوز در دست عبدالرحمان بود گلوله اى شليك شد و به پيشانى او اصابت كرد و من نيز كه بشدت ترسيده بودم پا به فرار گذاشتم.
پس از ادعاهاى اين متهم قاضى دادگاه وى را از اتهام قتل عمد تبرئه كرد و محمدعلى با سپردن وثيقه آزاد شد.

محاكمه مجدد
پس از آزادى محمدعلى خانواده مقتول به حكم دادگاه اعتراض كردند و قضات ديوان عالى كشور با نقض حكم برائت اين متهم، پرونده را براى برگزارى مجدد جلسه محاكمه و به دادگاه جنايى فرستادند.
با ارجاع پرونده به دادگاه محمدعلى احضار شد اما از حضور در دادگاه خوددارى كرد به اين ترتيب دستگيرى وى در دستور كار پليس قرار گرفت، اما از آن زمان به بعد ديگر رد پايى از اين متهم به دست نيامد.
با فرارى شدن محمدعلى وى به صورت غيابى محاكمه و به قصاص محكوم شد و ديوان عالى كشور نيز اين حكم را تائيد كرد.

دستگيرى 
با صدور حكم قصاص محمد على تحقيقات براى دستگيرى او ادامه يافت تا اينكه سرانجام پس از گذشت دو سال از محكوميت وى كارآگاهان اداره ۱۰ پليس آگاهى مخفيگاه وى را در فلكه اول صادقيه شناسايى و هفته گذشته او را دستگير كردند.
بنابراين گزارش بازجوئى هاى مجدد از مرد محكوم به مرگ آغاز شده است.


زن و شوهردر دادگاه تشريح كردند
پسر جوان چگونه قربانى زن جنايتكار شد؟
زن جوانى كه با همدستى شوهرش، جوان همسايه را به طرز فجيعى به قتل رسانده و جسدش را به آتش كشيده بود براى بار دوم محاكمه شد.
به گزارش رسيده، در ابتداى جلسه دادگاه كه در شعبه ۷۲ دادگاه كيفرى استان تهران برگزار شد نماينده دادستان گفت: ارديبهشت ماه سال ۸۳ خانواده جوانى به نام محمود اعلام كردند پسرشان از چند روز پيش به طرز مرموزى گم شده است. در حالى كه تحقيقات مأموران براى پيدا كردن محمود آغاز شده بود، جسد سوخته جوانى در بيابان هاى اطراف ورامين پيدا شد. از آنجايى كه مشخصات جسد با محمود مطابقت داشت، خانواده او براى شناسايى در پزشكى قانونى حاضر شدند و مشخص شد جسد متعلق به محمود است. بنابراين يافتن عاملان جنايت در دستور كار پليس قرار گرفت.
ماموران در بازجوئى هائى كه از خانواده محمود انجام شد، دريافتند او با زنى به نام فاطمه رابطه داشته است. بنابراين فاطمه كه قبلاً در همسايگى محمود زندگى مى كرد دستگير اما ابتدا منكر ماجرا شد ولى سرانجام لب به اعتراف گشود و گفت: از مدتى قبل با محمود رابطه داشتم، اما شوهرم متوجه شده بود و من عذاب وجدان داشتم به همين خاطر نقشه قتل محمود را كشيديم و من او را به قتل رساندم.
پس از اظهارات نماينده دادستان پدر و مادر محمود به عنوان اولياى دم در جايگاه حاضر شدند و براى قاتل تقاضاى صدور حكم قصاص كردند. پدر محمود گفت: پسر من يك جوان ۲۳ ساله بود كه فاطمه او را گول زد و پسر من بخاطر اينكه فكر مى كرده فاطمه شوهر ندارد او را صيغه كرده بود و بعد اين زن و شوهر پسرم را به قتل رساندند و من تقاضاى حكم قصاص براى قاتل را دارم.
سپس به دستور رئيس دادگاه، فاطمه به عنوان متهم رديف اول پرونده در جايگاه حاضر شد و گفت: اتهام قتل را قبول دارم. من باعث مرگ محمود شدم و او را كشتم. من و محمود در ورامين با هم آشنا شديم و رابطه دوستى با هم برقرار كرديم. من فكر نمى كردم ماجرا به قتل ختم شود و به همين خاطر رابطه ما ادامه داشت. مدتى كه از اين رابطه گذشت محمود مرا بطور كامل تحت سلطه خودش در آورد، او مرتب از من مى خواست كه با هم بيرون برويم و تفريح كنيم و زمانى كه امتناع مى كردم، تهديد به آبروريزى مى كرد. با توجه به تهديدهاى محمود من به خواسته هايش تن مى دادم، نمى دانستم محمود مرا نزد دوستانش همسر صيغه اى خود معرفى كرده است.
اين زن افزود: بعد از مدتى دچار عذاب وجدان شدم، از سويى شوهرم موضوع رابطه پنهانى ام را فهميده بود و به همين خاطر واقعيت را به او گفتم، چاقويى بردم و از او خواستم مرا بكشد، ۲ پسر دوقلو داشتم كه دلم برايشان مى سوخت، اما شوهرم قبول نكرد و گفت اين بار اگر محمود به سراغت آمد او را مى كشيم.
فاطمه ادامه داد: روز حادثه صبح بود كه محمود به خانه ما آمد، شوهرم در حمام مخفى شده بود و محمود هم فكر مى كرد كسى در منزل نيست، بعد يكدفعه شوهرم بيرون آمد و با محمود گلاويز شد، محمود توانست شوهرم را روى زمين بيندازد، او چاقو را از شوهرم گرفت و خواست او را بزند، وقتى ديدم جان شوهرم در خطر است طنابى را دور گردنش انداختم تا بتوانم كارى كنم كه او دست از سر محمد بردارد، اما اين اتفاق نيفتاد و محمود شوهرم را رها نمى كرد. طناب را آنقدر فشار دادم كه صورتش سياه شد و دستانش را رها كرد، در آن لحظه بود كه مطمئن شدم مرده است با اين حال محمد هم چندين ضربه به او زد. بعد براى اينكه جسد را از بين ببريم، شوهرم آن را داخل يك كارتن تلويزيون گذاشت و با موتورش به بيابان هاى اطراف ورامين انتقال داد و وقتى برگشت متوجه شدم جسد را آتش زده است.
در ادامه جلسه دادگاه محمد در جايگاه حاضر شد و گفت: من يك كارگر هستم كه براى آسايش زندگى همسر و پسران دوقلويم كار مى كنم، براى اينكه محمود دست از سر زندگى من بردارد، حتى خانه ام را هم عوض كردم اما او همچنان به رفتارش ادامه مى داد تا اينكه همسرم همه چيز را به من گفت.
روز حادثه وقتى محمود وارد خانه شد، همسرم به او التماس كرد كه پايش را از زندگى ما بيرون بكشد، اما قبول نكرد تا اينكه من از خانه خارج شدم و به حياط رفتم. من و محمود با هم گلاويز شديم، او مى خواست مرا بكشد و همسرم براى اينكه بتواند مرا نجات دهد او را با طناب خفه كرد در غير اين صورت من مى مردم. وقتى محمود مرد، جسدش را داخل يك كارتن تلويزيون گذاشتم و به بيابان هاى اطراف ورامين انتقال دادم و سپس با بنزين آن را به آتش كشيدم.
پس از پايان جلسه دادگاه ۵ قاضى محاكمه كننده اين زن و شوهر، براى صدور حكم وارد شور شدند.

كلاهبردارى ميليونى از مسافران ژاپن و دوبى
مردى كه با تاسيس يك آژانس توريستى به بهانه اعطاى اقامت ژاپن و دوبى اقدام به كلاهبردارى ميليونى كرده است تحت تعقيب پليس قرار گرفت.
به گزارش رسيده، اين مرد كه روح الله نام دارد ابتدا به همراه مادر و دايى خود و دو مرد ديگر يك شركت مسافرتى جهانگردى به نام شركت «س» راه اندازى كرد و سپس نقشه خود را به مرحله اجرا درآورد.
روح الله با وعده دريافت اقامت در دوبى و ژاپن افرادى را كه قصد مهاجرت داشتند اغفال و از آنان مبالغ هنگفتى دريافت كرده است.
رسيدگى به اين پرونده زمانى آغاز شد كه افراد زيادى با مراجعه به كلانترى ۱۰۵ سنايى عليه روح الله و شركت «س» كه در حوالى ميدان فاطمى واقع شده بود به اتهام كلاهبردارى شكايت كردند.
يكى از شاكيان به نام «على. ف» در طرح شكايت خود عنوان كرد: در روز ۱۰ بهمن ماه سال ۸۴ به آژانس مسافرتى «س» مراجعه كردم و ۴ جلد پاسپورت خودم و خانواده ام را به همراه ۱۲ ميليون ريال پول نقد براى صدور بليت و اقامت در هتل به مسوول آژانس دادم و در قبال آن رسيدى را از صندوق تحويل گرفتم اما زمانى كه در موعد مقرر براى گرفتن بليت ها به آنجا رفتم متوجه شدم كه شركت تعطيل و متهم متوارى شده است.
ديگر شاكى پرونده به نام «على. ج» (۳۶ ساله) نيز اظهار داشت: من روز ۲۵ دى ماه سال ۸۴ از طريق آگهى در روزنامه متوجه شدم كه چنين شركتى وجود دارد و با دريافت مبلغ مناسبى مى تواند اقامت من را در كشور ژاپن تضمين كند، به همين خاطر در اولين فرصت به شركت مراجعه كردم و در بدو ورود هم به آنجا متوجه شدم كه افراد بسيارى براى انجام اقدامات لازم براى مهاجرت به كشور مورد نظرشان به اين شركت مراجعه كرده اند. به همين سبب با اطمينان بيشترى به سراغ مسئول شركت رفتم و پس از مذاكره اوليه با دادن ۳ ميليون تومان وجه نقد به همراه اصل شناسنامه و پاسپورتم رسيدى را دريافت كردم و بايد در موعد مقررى كه در رسيد درج شده بود براى گرفتن بليت و مداركم به آنجا مراجعه مى كردم اما زمانى كه در تاريخ معين شده به شركت رفتم افراد بسيارى را ديدم كه در مقابل در شركت نشسته بودند و با پرس وجو از آنان متوجه شدم كه همه چيز ساختگى بوده و متهم به همراه مبلغ زيادى پول و مدارك افراد متوارى شده است.
ماموران با شنيدن اظهارات شاكيان، پرونده اى را در اين رابطه تشكيل و به دادسراى خارك ارجاع دادند و دستور بازداشت متهم اصلى و همدستانش صادر شد.
كارآگاهان با آغاز تحقيقات خود متوجه شدند علاوه بر متهم فرد ديگرى نيز به عنوان شريك در اين آژانس توريستى فعاليت مى كرده است به همين دليل اين مرد را كه حسين نام دارد احضار كردند.
حسين در جريان بازجوئى ها در حضور بازپرس پرونده گفت: اين شركت در اواسط سال ۸۳ و با مجوز رسمى كه به نام «الف» ، مديرعامل اسبق آن صادر شد آغاز به كار كرد اما «الف» پس از مدتى استعفا كرد و پس از آن روح الله و شركايش من را به عنوان مدير جديد انتخاب كردند. اين در حالى بود كه روح الله با سمت رئيس هيأت مديره، مادر وى به نام «پ» با سمت نايب رئيس هيأت مديره و دايى او به نام «ع» با عنوان عضو هيأت مديره به همراه شخص ديگرى به نام «س» كه روح الله در سفرى به امارات با وى آشنا شده بود مشغول فعاليت شدند و با درج آگهى در جرايد توانستند افراد زيادى را جذب شركت «س» كنند.
اين مرد اضافه كرد: زمانى كه من براى مدتى از سمت خود فاصله گرفته بودم روح الله از اين فرصت استفاده و اقدام به كلاهبردارى از افراد كرد و با دريافت مبالغ زيادى پول و تعدادى از مدارك مردم اقدام به فرار كرد و در حال حاضر هيچ كس از محل سكونت او خبر ندارد.
بنابراين گزارش در حال حاضر «حسين. د» مديرعامل اين شركت با قرار وثيقه آزاد شده است و تحقيقات درخصوص دستگيرى متهم و روشن شدن پرونده ادامه دارد.

مرد متاهل با شناسنامه جوان مجرد ازدواج مجدد كرد
مرد ۳۵ ساله اى كه با شناسنامه گمشده فرد ديگرى اقدام به ازدواج مجدد و دريافت وام از بانك كرده بود عاقبت گرفتار شد.
به گزارش رسيده، ماجرا از زمانى آغاز شد كه مرد ۳۵ ساله اى به نام «ع. ه» هنگامى كه مشغول پياده روى بود يك جلد شناسنامه پيدا كرد.
«ع» پس از پيدا كردن شناسنامه بدون آنكه دنبال صاحب اصلى آن بگردد يا آن را در اختيار ثبت احوال قرار دهد گرفتار وسوسه هاى پليدى شد و تصميم گرفت از آن سوءاستفاده كند.
اين مرد جوان كه متاهل است در اولين اقدام خود زمانى كه ديد صاحب شناسنامه مجرد است عكس خود را روى آن چسباند و به خواستگارى دختر ديگرى رفت و توانست بدون اطلاع همسرش به صورت پنهانى با آن دختر ازدواج كند اما سوءاستفاده «ع» از شناسنامه به همين جا ختم نشد و او اين بار نقشه تازه اى را طرح ريزى كرد.
«ع» پس از مراجعه به يك بانك با استفاده از شناسنامه اى كه پيدا كرده بود وام دريافت و پس از گرفتن پول از پرداخت اقساط آن خوددارى كرد.
در اين ميان مسئولان بانك كه با تأخير «ع» براى پرداخت اقساط مواجه شده بودند به سراغ او رفتند اما متوجه شدند نشانى كه او ارائه داده قلابى است.
به اين ترتيب پيگيرى هاى مسئول حقوقى بانك ادامه يافت و با استعلام از ثبت احوال نشانى منزل صاحب اصلى شناسنامه پيدا اما زمانى كه اين مرد به بانك احضار شد از دريافت وام اظهار بى اطلاعى كرد و گفت مدت ها قبل شناسنامه اش را گم كرده است.
با روشن شدن موضوع، پرونده به شعبه يك دادسراى ناحيه ۱۰ تهران ارجاع شد و برومند بازپرس پرونده بعد از اطلاع از اين ماجرا دستور بازداشت متهم را صادر كرد و سرانجام چند روز بعد «ع. ه» دستگير شد و به جرم خود اعتراف كرد. بنابراين اين گزارش «ع» هم اكنون در بازداشت بسر مى برد.

با دستگيرى سه توزيع كننده موادمخدر مشخص شد
«عمو خليل» با اغفال نوجوانان به مقاصد خود مى رسيد
پليس مبارزه با مواد مخدر تهران با انجام عملياتى ويژه موفق به شناسايى و دستگيرى سه تن از توزيع كنندگان اصلى مواد مخدر در پايتخت شد.
بنا به اعلام پليس پس از دريافت گزارش هائى مبنى بر فروش مواد توسط مردى ۵۳ ساله، مأموران مبارزه با مواد مخدر وارد عمل شدند و با شناسايى منزل وى در تهرانپارس و انجام تحقيقات و مراقبت نامحسوس، ساعت ۴۵: ۱۵ عصر روز پنجشنبه پس از اخذ مجوز قضائى به منزل اين متهم رفتند.
در حالى كه در جريان دستگيرى، متهم ۵۳ ساله قصد داشت با ايجاد سر و صدا در محل جوسازى كند، وى به همراه دو تن ديگر به نام هاى «نجات» ۳۰ ساله و «حسين» ۳۳ ساله كه در منزل مورد نظر حضور داشتند، دستگير شدند و مأموران در بازرسى از منزل متهم، ۳۵ كيلو ترياك و ۱۲۵ گرم حشيش به دست آوردند.
اين ميزان مواد مخدر در ميان چوب هائى كه براى ساخت و ساز از يكى از شهرهاى مرزى به تهران آورده شده، به طرز ماهرانه اى جاسازى شده بود.
بررسى هاى پليسى در خصوص فعاليت اين فرد نشان داد كه وى با انتخاب لقب «عمو» توانسته با نوجوانان و جوانان منطقه روابط دوستانه و صميمى برقرار كرده و به اين ترتيب آنها را براى مصرف مواد مخدر اغفال مى كرده است.

تقلب در موادمخدر
ساعت ۱۶ بعد از ظهر روز ششم مهرماه، مأموران مبارزه با مواد مخدر تهران موفق به شناسايى توزيع كننده اى به نام «كمال» در منطقه ابوسعيد شدند و با تعقيب و مراقبت نامحسوس، وى را به همراه همدستش «على» دستگير كردند و مورد بازرسى بدنى قرار دادند و مقادير قابل توجهى داروهاى آرامبخش شامل ۲۰۰ جعبه لورازپام، ۱۳۰۰ عدد استامينوفن، ۲۱۰۰ جعبه كپسول ديكلوفناك و ۵۰ عدد آمپول ديازپام به همراه مقاديرى شيره ترياك كشف كردند.
از سوى ديگر پليس با ورود به منزل متهم اصلى پرونده، پى برد اين توزيع كنندگان با پودر كردن قرص هاى آرامبخش در تركيب موادمخدر در فروش مواد نيز به خريداران تقلب مى كردند.
بدين ترتيب هر دو متهم پرونده دستگير و به مقام قضائى تحويل داده شدند.
بنا به اين گزارش ساعت ۴۵: ۷ عصر روز پنجشنبه، متهمى به نام «عزت» ۳۸ ساله كه از پيش در خيابان خوش تهران تحت مراقبت بود در حالى دستگير شد كه با ايجاد جوسازى در محل اقامتش قصد فرار داشت.
در اين ميان مأموران در بازرسى هاى اوليه از منزل متهم علاوه بر كشف ۱۰ گرم هرويين فشرده، ۱۰ گرم شيشه و ۱۰۰ گرم ترياك، يك قبضه كلت كمرى به همراه ۱۰ تير فشنگ جنگى و دو پوكه كشف كردند. براين اساس از آنجايى كه پوكه هاى خالى حاكى از استفاده از سلاح توسط متهم بوده، تحقيقات گسترده پليس در اين خصوص از متهم آغاز شده است.

تعقيب و گريز مسلحانه بخاطر اختلاف خانوادگى
تعقيب و گريز مسلحانه پليس و دو اتومبيل پرايد و پژو ۲۰۶ منجر به دستگيرى سه زن و يك مرد مسلح در تهرانپارس شد.
به گزارش رسيده، در اوايل ساعت روز جمعه گذشته ساكنان يكى از خيابان هاى نارمك در تماس با پليس ۱۱۰ اطلاع دادند كه راننده يك اتومبيل پرايد سفيد رنگ در حالى كه يك اتومبيل پژو ۲۰۶ را تعقيب مى كند براى متوقف كردن آن در حال تيراندازى است. وقتى مأموران پليس به محل رفتند بعد ازجست وجوى منطقه در چهارراه تيرانداز موفق به شناسايى دو اتومبيل موردنظر شدند كه با سرعت زياد در تعقيب يكديگر بودند و راننده پرايد در حال شليك گلوله به سمت پژو ۲۰۶ بود.
به اين ترتيب مأموران به تعقيب دو خودرو پرداختند و موفق شدند در فلكه دوم تهرانپارس هر دو اتومبيل را متوقف كنند. ابتدا راننده پژو ۲۰۶ كه زنى جوان به نام مهناز است دستگير شد و سپس راننده پرايد كه مرد جوانى به نام رضا بود به همراه ۲ زن ديگر كه سرنشينان پرايد بودند دستگير شدند.
مهناز در بازجوئى ها گفت: رضا دوست شوهرم است اما او مشكل اخلاقى و همچنين بيمارى روانى دارد به همين خاطر من از شوهرم خواستم تا ديگر با او رفت و آمد نكند. اما متوجه شدم ديشب شوهرم به خانه رضا رفته است. من هم به در خانه وى رفتم و از رضا خواستم تا شوهرم را پايين بفرستد اما او به من گفت كه اجازه نمى دهد شوهرم به خانه برگردد! من هم عصبانى شدم و شروع به داد و فرياد كردم تا آبرويشان را ببرم، اما رضا با ۲ زن كه از خانه اش بيرون آمدند به من حمله كردند و مرا كتك زدند من هم سوار ماشين شدم تا فرار كنم كه آنها با اسلحه به دنبال من افتادند. به گفته پليس در مجموع ۸ گلوله از سوى رضا به خودروى مهناز شليك شده و هم اكنون تحقيقات از رضا كه سابقه سرقت و مواد مخدر دارد در حال انجام است.

تائيد حكم قصاص مردى كه دو زن را كشت
حكم اعدام سارق مسلحى كه پس از تجاوز به ۲زن آنها را به قتل رسانده بود، از سوى ديوان عالى كشور تأييد شد.
به گزارش رسيده، اين سارق مسلح كه بهزاد نام دارد، زمانى به ارتكاب دو جنايت اعتراف كرد كه پليس او را به اتهام سرقت مسلحانه دستگير كرده بود. همسر بهزاد پس از دستگيرى شوهرش به مأموران مراجعه كرد و گفت: سال ۸۲ همسرم يك دختر جوان را به قتل رسانده است.
او گفت: آن روز وقتى شوهرم به خانه آمد، گفت با يك دختر جوان كه از روى كارت شناسايى اش متوجه شده نامش زهرا است درگير شده و بعد از تجاوز او را به قتل رسانده است.
بنابراين بهزاد به اتهام قتل تحت بازجوئى قرار گرفت و در اعترافاتش گفت: زهرا را در نظرآباد كرج به قتل رساندم، او از دانشگاه خارج شده بود و داشت به سمت ايستگاه تاكسى مى رفت كه او را سوار كردم و به يك بيابان خلوت كشاندم، زهرا سعى كرد با وارد آوردن ضرباتى از دست من فرار كند اما موفق نشد و من او را با زدن ضربه سنگ به سرش كشتم و سپس مورد تجاوز قرار دادم و جسد را همانجا رها كردم و به خانه آمدم، لباس هايم خونى بود، به همين خاطر همسرم موضوع را فهميد.
وى همچنين به قتل يك پيرزن متكدى اعتراف كرد و گفت: با اين زن هم در ماشين آشنا شدم، او ابتدا به من گفت كه ۲دختر دارد و آنها را به من مى دهد، اما بعد مرا به باغ انارى كشاند و من او را هم مورد تجاوز قرار دادم، چون ۵ هزار تومان ازمن پول گرفته بود و نمى خواست آن را پس بدهد، او را به قتل رساندم.
بهزاد پس از محاكمه در شعبه ۷۱ دادگاه كيفرى استان تهران به اتهام زناى محصنه به اعدام و به جرم ۲فقره قتل به قصاص محكوم شد. اين حكم از سوى شعبه ۲۷ ديوان عالى كشور به تأييد رسيده است.

قتل دو جوان ايرانى در ژاپن و كره جنوبى
پيگيرى قتل هولناك دو جوان ايرانى در كره جنوبى و ژاپن در دستور كار بازپرسان جنايى تهران قرار گرفت.
به گزارش رسيده، يكى از اين دو جوان كه لطيف نام داشت در شهر سى جى كره جنوبى از پاى در آمد و جوان ديگر به نام اميد در شهر توكيوى ژاپن قربانى يك جنايت شد.

جنايت در كره جنوبى 
لطيف جوان ۳۳ ساله ايرانى كه متاهل و ساكن شهرستان قروه كردستان بود ۴ سال پيش متوجه شد وزارت كار تعدادى كارگر به كره جنوبى اعزام مى كند. لطيف پس از اطلاع از اين موضوع به اداره كار شهر خودشان مراجعه و براى اعزام به كره جنوبى ثبت نام كرد و چندى بعد راهى شهر سى جى شد تا به عنوان كارگر در يك كارخانه ساخت لوازم پزشكى مشغول به كار شود.
لطيف كه همسر و خانواده خود را در ايران گذاشته و به تنهايى راهى كره جنوبى شده بود، در اين كشور بسختى كار مى كرد تا بتواند پس اندازش را براى خانواده اش بفرستد.
جوان ايرانى پس از مدتى كار در كارخانه ساخت لوازم پزشكى آنجا را ترك كرد و در يك نجارى مشغول به كار شد. او كه اميدوار بود با تلاش زياد بتواند در آينده زندگى خوبى براى خود و همسرش فراهم كند چندى بعد از كار در نجارى نيز منصرف شد و به عنوان نگهبان شيفت شب در يك كارخانه استخدام شد.
سرانجام پس از ۴ سال اقامت لطيف در كره جنوبى ويزاى وى به پايان رسيد و او به اصرار خانواده اش تصميم گرفت به ايران بازگردد و در شهر خودش مشغول به كار شود.
لطيف كه در اين مدت پول زيادى جمع كرده بود براى روز ۲۲ مهر ماه بليت گرفت و منتظر ماند تا پس از ۴ سال با خانواده اش ملاقات كند و به زندگى در غربت پايان دهد. از سويى خانواده جوان ايرانى نيز بى صبرانه در انتظار ديدار دوباره لطيف بودند اما اين انتظار بى ثمر ماند و ۵ روز پيش يكى از دوستان مرد ايرانى با برادر او تماس گرفت و از قتل لطيف به دست فردى ناشناس خبر داد.

شكايت در دادسراى جنايى تهران 
برادران مقتول هفته پيش براى پيگيرى قتل لطيف به دادسراى جنايى تهران مراجعه و طى شكايتى خواستار دستگيرى قاتل شدند.
يكى از برادران لطيف گفت: برادرم در كره كار مى كرد و پول خيلى زيادى براى خانواده اش مى فرستاد. من هم پولهايش را جمع كردم و با آن برايش يك خانه در قروه خريدم بعد از اينكه ويزاى او تمام شد به وى اصرار كرديم به ايران برگردد. او هم قرار بود روز ۲۳ مهر ماه به ايران برگردد حتى بليت و ساير مداركش را هم آماده كرده بود، تا اينكه حدود ساعت ۲ بعدازظهر ۵ روز قبل با او تلفنى صحبت كرديم. حالش خيلى خوب بود و گفت كه تا چند روز ديگر به ايران مى آيد. بعد از اينكه صحبتمان تمام شد چند ساعت بعد دوستش تلفن كرد و گفت كه لطيف را كشته اند.
برادر جوان ايرانى گفت: دوست لطيف فرداى آن روز دوباره تلفن كرد و گفت پليس احتمال مى دهد لطيف خودكشى كرده باشد و اكنون جسدش را به پزشكى قانونى برده اند تا علت مرگ مشخص شود. اين دوست لطيف مدام حرف هاى ضد و نقيض مى زد ولى آنچه معلوم بود اينكه هيچ سرقتى از خانه برادرم انجام نشده و ۸ ميليون تومان پول و مداركش دست نخورده باقى مانده است.
بازپرس شاملو رئيس شعبه اول دادسراى جنايى تهران در رابطه با اين پرونده گفت: در حال حاضر از طريق وزارت امور خارجه اقداماتى صورت گرفته و وى گفت: بعد از اينكه جسد به تهران رسيد بايد در پزشكى قانونى مورد معاينه قرار بگيرد تا علت مرگ مشخص شود. البته نتيجه پزشكى قانونى كره جنوبى و گزارش پليس آنجا نيز بايد براى ما ارسال و ترجمه شود. چون طبق ادعاى برادران مقتول ظاهرا وى با ۲۰ ضربه چاقو به قتل رسيده است.
شاملو افزود: همچنين برادران متوفى از ۴ نفر نام برده اند كه برادرشان در كره با آنها ارتباط زيادى داشته است كه بايد از طريق اينترپل از اين افراد نيز تحقيق صورت گيرد. در هر حال اظهارنظر در اين پرونده منوط به انتقال جسد به ايران و تعيين علت نهايى مرگ است.

قتل در توكيو
قتل يك جوان ايرانى در توكيوى ژاپن پرونده ديگرى است كه هفته گذشته در تهران مورد بررسى قرار گرفت و تحقيقات پيرامون آن آغاز شد.
شامگاه ۴ ژانويه سال ۲۰۰۵ ميلادى ۱۴ دى ماه سال ۸۳ پليس توكيو از وقوع جنايت در يكى از كلوپ هاى شبانه شهر مطلع شد و گروهى از مأموران بلافاصله خود را به محل قتل رساندند و مشاهده كردند يك مرد جوان غرق در خون نقش بر زمين شده و جوانى ديگر يك چاقوى خون آلود در دست دارد. به اين ترتيب تحقيقات آغاز و مشخص شد مقتول يك جوان ۲۷ ساله ايرانى به نام اميد است كه به همراه دو هموطن خود و دو مرد كامرونى براى تفريح به اين ديسكو آمده بود اما به دلايل نامعلومى با آنها درگير شد و به قتل رسيد.
به اين ترتيب ايرانى چاقو به دست، هموطن ديگرش و دو مرد كامرونى به عنوان مظنون دستگير شدند و بازجوئى از آنان آغاز شد، اما هر چهار متهم اتهام قتل اميد را انكار كردند.
در اين ميان پليس توكيو براى دست يافتن به سرنخ هاى بيشتر از اين جنايت متهمان را بازداشت كرد ولى سرانجام پس از گذشت مدتى به دليل نبود ادله محكم عليه متهمان مجبور شد آنان را آزاد كند.
چهار مرد ايرانى و كامرونى پس از آزادى از زندان به دستور قاضى دادگاهى در توكيو از ژاپن اخراج شدند.
مدتى پس از اين جريان خانواده اميد كه در ايران زندگى مى كنند از آزادى متهمان و اخراج شان از ژاپن مطلع شدند و با طرح شكايت در دادسراى جنايى تهران در خواست كردند دو جوان ايرانى به عنوان متهمان قتل اميد تحت پيگرد قرار بگيرند و دستگير شوند. بازپرس مسئول رسيدگى به اين پرونده گفت: خانواده اميد مدعى هستند كه آن دو جوان ايرانى كه چاقوى خونى در دستان يكى از آنها پيدا شده است، عاملان قتل پسرشان هستند و از آنها شكايت دارند.
وى افزود: در حال حاضر دستور شناسايى و دستگيرى اين دو جوان صادر اما مشخص شده است كه آنها فرارى هستند به همين خاطر افسر پرونده تحقيقات خود را براى دستگيرى اين ۲ جوان ايرانى آغاز كرده است.

ايران
تحقيق
صفحه اول
داستان
جدول
طنز
از آنچه گفته اند
مقاله ها
گزارش
بازتاب
جهان
شعر
خاطرات
خبرهاى كوتاه
آخر هفته
حوادث
فال هفته
از رسانه ها
روى خط آلمان
آرشيو روزنامه
آرشيو مقاله ها

•   ايران   •   تحقيق   •   صفحه اول   •   داستان   •   جدول   •   طنز   • 
•   از آنچه گفته اند   •   مقاله ها   •   گزارش   •   بازتاب   •   جهان   •   شعر   • 
•   خاطرات   •   خبرهاى كوتاه   •   آخر هفته   •   حوادث   •   فال هفته   •   از رسانه ها   • 
•   روى خط آلمان   • 

•    آرشيو مقاله ها   •    آرشيو روزنامه   •