اسرائيل از طرف دولت وحدت ملى فلسطين و اتحاديه كشورهاى عرب زير فشار قرار گرفته است. مذاكرات صلح خاورميانه نزديك مى شود و اسرائيل از همين نكته هراس دارد. شبحى ميان كريدورهاى قدرت اورشليم در گشت است. گوئى دشمنى دهشتناك با عزمى راسخ مذاكرات صلح را تحميل مى كند و از دو سو به شكل گازانبر به اسرائيل فشار مى آورد. از سوئى با دولت وحدت ملى فلسطين كه در حال شكل گرفتن است روبروئيم و از سوى ديگر اتحاديه كشورهاى عرب قرار دارد كه اكنون تصميم گرفته اند طرح صلح كشورهاى عربى را از نو در دستور كار خود قرار دهند.
از نظر دولت اسرائيل اين وضعيت به مراتب خطرناكتر از روياروئى با موشك هاى شيخ حسن نصرالله لبنانى است. دولت فلسطين قبل از هر چيز در صدد حل اختلافات درونى فلسطينى هاست. از زمانى كه مردم فلسطين به حماس رأى داده اند، فلسطين دچار هرج و مرج و اغتشاش شده است. نزاع و كشمكش بين رئيس جمهور كه رهبر الفتح نيز هست و نخست وزير كه به گروه حماس تعلق دارد كشور را فلج ساخته است. سازمان الفتح از بدو تشكيل خود يعنى حدود ۵۰سال پيش به رهبرى عرفات جنبش مدرن و ملى فلسطينى ها را نمايندگى مى كرده است. شكست در انتخابات اخير هنوز اين سازمان را به زانو درنياورده، اما خلقى كه براى بقاء خود مى جنگد، نمى تواند بپذيرد كه دو جناح نمايندگانش به جاى صرف تمام هم و غم خود در راه رهائى فلسطين، نيروهايشان را در جنگ و نزاع با يكديگر فرسوده كنند. در اين ميان بايد به تحريم سازمان ها و ارگان هاى دولت فلسطين از طرف اروپا و آمريكا اشاره كنيم كه به دستور جرج بوش به اجرا درآمده است.
سياست تحريم اقدام بى سابقه اى است كه هدفش تحميل فقر و گرسنگى بر مردم فلسطين است تا آنها را به برانداختن دولتى تحريك كند كه خودشان به شكل دموكراتيك به آن رأى داده اند. دولت وحدت ملى فلسطين وظيفه دارد كه نظم را دوباره برقرار سازد و به تحريم بين المللى خاتمه دهد. براى اجراى اين مهم بايد بعضى مشكلات را از سر راه بردارد. براى گروه حماس مشكل است كه به طور رسمى اسرائيل را به رسميت بشناسد. چنانكه به تكرار ادعا مى شود موضع گيرى ربطى به يهودى ستيزى حماس ندارد، بلكه داراى دلائل مذهبى است. بنا به تفسيرى اسلامى فلسطين يك موقوفه مذهبى است كه فقط متعلق به خداوند است. اين تفسير از قضا به تفسير و تعبير بنيادگرايانه يهوديان نيز شباهت دارد كه بر طبق آن اين سرزمين وعده و هديه خداوند به قوم يهود است و هيچ يهودى هيچ قسمت آن را نمى تواند به كسى واگذار كند الا آن كه مرتكب گناه شود. ولى تفسير اسلامى راه گريزى باقى مى گذارد به اين معنى كه امكان برقرارى آتش بس درازمدت را ميسر مى سازد. آتش بسى كه مى تواند دهها و يا حتى صدها سال به درازا بكشد. چون مسلمان مى تواند ملك موقوفه را به ديگران اجاره بدهد. براى اين كه بن بست از بين رود، بايد دولت وحدت ملى به رهبرى حماس قانع شود و اسناد و قراردادهاى مربوط به زندانيان، قراردادها و معاهدات ميان سازمان آزادى بخش فلسطين و اسرائيل، قطعنامه هاى سازمان ملل و همچنين پيشنهادهاى صلح اتحاديه كشورهاى عرب در همين زمينه را به رسميت بشناسد. همه اين قراردادها بر پايه به رسميت شناختن اسرائيل استوار شده اند. اين رهيافت در واقع بايد براى همه كسانى كه خواهان صلحى واقعى بين اسرائيل و فلسطينى ها هستند، كافى باشد. ولى از ديدگاه دولت اسرائيل همين جاست كه مسئله پيچ پيدا مى كند. مرحله دوم تعرض تلاش هاى صلح جويانه عبارت است از پيش آوردن طرح اتحاديه كشورهاى عرب. اين طرح به ابتكار پرنس عبدالله كه اكنون پادشاه عربستان سعودى است تدوين گرديده و در اجلاس سران كشورهاى عربى در بيروت به سال ۲۰۰۲ به تصويب رسيد. نكات كلى طرح به شرح زير است:
همه كشورهاى عربى اسرائيل را به رسميت خواهند شناخت و در صورت بازپس دادن سرزمين هاى اشغالى و برگشت اسرائيل به مرزهاى قبل از ۱۹۶۷ و تشكيل دولت فلسطينى چنانكه اورشليم شرقى پايتخت آن باشد، همه كشورهاى عربى با اسرائيل معاهده صلح امضاء خواهند كرد.
دولت اسرائيل در آن زمان اين طرح را نپذيرفت و آن را رد كرد. چندى بعد هم اين طرح در كشوى ميز مذاكرات قرار گرفت و از آن زمان تاكنون نيز گرد و غبار ضخيمى آن را فراگرفته است. اكنون اعراب تصميم گرفته اند كه گرد و غبار را از روى اين طرح بزدانيد و آن را دوباره به سر ميز مذاكره برگردانند. دولت اسرائيل هم اكنون سعى مى كند همه توان خود را بر عليه مبتكران صلح جوى عرب به كار اندازد. رهبران سياسى و نظامى اسرائيل اگر چه پس از فرجام نامطلوب جنگ اخير لبنان براى بقاء خود در نزاع و مشاجره اند ولى در برابر تعرض دهشت آور طرح صلح اعراب با يكديگر همگام مى شوند. وزير امورخارجه اسرائيل سيپى ليومى سراسيمه به آمريكا فرستاده شد. او در واشنگتن تلاش كرد تا جرج بوش را متقاعد سازد كه آمريكا از حق وتوى خود در قبال قطع نامه صلح شوراى امنيت سازمان ملل استفاده كند. ليوى از كريدورهاى وزارت خارجه اسرائيل طرح «Roadmap» نقشه راه را به همراه خود به واشنگتن برد. در واقع دولت اسرائيل هيچگاه قصد نداشت كه آن توافق نامه را اجرا كند. توافق نامه اى كه از اول هم به اين منظور طرح شده بود كه بگويند جرج بوش در خاورميانه به موفقيتى نائل آمده است. طرف هاى درگير همگى از همان آغاز مى دانستند كه طرح بوش يعنى «نقشه راه» عملى نخواهد شد. از اين رو طولى نخواهد كشيد كه اسرائيل و آمريكا ادعا خواهند كرد كه پيشنهادات صلح اتحاديه عرب به صلح كمك نخواهند كرد چون با مفاد «نقشه راه» منافات دارند و در صورت تشكيل دولت وحدت ملى فلسطين، تحريم آن بايد همچنان ادامه يابد تا همه اعضاء آن دولت اسرائيل را به رسميت بشناسند. انگار كه همه اعضاء دولت اسرائيل حاضرند كشور مستقل فلسطين و دولت آن را به رسميت بشناسند!! بنابراين از نظر دولت اسرائيل تحريم مردم فلسطين بايد ادامه يابد تا آنجا كه آنها به زانو درآيند. دولت اسرائيل چرا تا به اين اندازه از موفقيت نيروهاى صلح وحشت دارد؟ اگر در ۴ژوئن ۱۹۶۷ اعلام مى شد كه همه كشورهاى عربى اكنون آماده اند در چهارچوب مرزهاى موجود آن زمان با اسرائيل صلح كنند، اين احساس در اسرائيليان به وجود مى آمد كه گوئى ظهور مسيح موعود نزديك شده است. اما در ژوئن ۱۹۶۷ جنگى را شروع كرديم كه قرار بود همه چيز را تغيير دهد. به زودى همه سرزمين فلسطين و مناطق ديگر تحت كنترل ما قرار گرفت. آنگاه اعلام كرديم اراضى جديد را به طور موقت و به منظور مذاكرات آتى اشغال كرده ايم. اما همانطور كه همه مى دانند بعضى از غذاها اشتهاآور هم هست. ما شروع به الحاق مناطق اشغالى كرديم (شرق اورشليم و اطراف آن و بلندى هاى جولان) و به علاوه در سواحل غربى رود اردن به ساختن شهرك هاى يهودى نشين پرداختيم. در اصل هرگونه ابتكار صلحى از نظر دولت اسرائيل چيزى جز توطئه براى بازپس گيرى سرزمين هائى كه آن را تصرف كرده است، به نظر نمى آيد. طرح ها و سياست هاى صلح جويانه ما را مجبور مى سازد به سياست شهرك سازى خود كه از ۱۹۶۸ به اينسو بى وقفه ادامه داشته است و هنوز هم با جديت دنبال مى شود خاتمه دهيم و شهرك هاى موجود را هم به تدريج تخليه كنيم. ابتكار صلح اتحاديه كشورهاى عرب مى تواند به موفقيت دست يابد فقط اگر اعراب بتوانند افكار عمومى اسرائيل را به طور مستقيم و با صراحت در مقابل يك انتخاب قرار دهند: صلح بدون سرزمين هاى اشغالى يا اين كه سرزمين هاى اشغالى بدون صلح و بعد از شش جنگ بزرگ و چندين جنگ كوچك، ما اسرائيلى ها على القاعده بايد آموخته باشيم كه بهاى سياست اشغالگرى بسيار گران است.
منبع: دى تاگ زيتونگ ۲۳ سپتامبر ۲۰۰۶
مترجم: هخامنش بهادرى فر
فوق ليسانس علوم سياسى از دانشگاه فرانكفورت
«Uri Avneri» نويسنده و خبرنگار مشهور در تل آويو زندگى مى كند. او در سال ۱۹۲۳ در Beckum به دنيا آمد. در ۱۹۳۳ به همراه والدينش آلمان نازى را ترك و به فلسطين مهاجرت كرد. اونرى دهها سال است كه براى برقرارى صلحى عادلانه بين فلسطينى ها و اسرائيليان مبارزه مى كند.