انتشار نامه محرمانه آيت الله خمينى درباره پايان جنگ
چرا حمينى جام زهر را نوشيد؟
در روزهايى كه بيست و ششمين سالگرد آغاز جنگ ايران و عراق بار ديگر مسائل مربوط به اين جنگ را در محافل سياسى ايران مطرح ساخته، دفتر اكبر هاشمى رفسنجانى، رئيس مجمع تشخيص مصلحت ايران متن كامل نامه محرمانه اى را منتشر كرده است كه هيجده سال پيش، آيت الله خمينى، رهبر وقت ايران خطاب به امامان جمعه نوشت و دليل تصميم خود براى پايان دادن به جنگ را براى آنان توضيح داد.
اين نامه تاريخ ۲۵ تير ۱۳۶۷ را بر خود دارد، يعنى دو روز پيش از اعلام رسمى پذيرش آتش بس از جانب ايران.
بخشهايى از اين نامه در ۲۷ تير ۱۳۶۷ از راديو و تلويزيون ايران پخش شد و جمله معروفى كه آيت الله خمينى در آن، آتش بس با عراق را به نوشيدن جام زهر تشبيه كرده، وارد ادبيات سياسى ايران شد.
اما متن كامل نامه حاوى مطالبى است كه به نظر مى رسد براى نخستين بار در اختيار عموم قرار گرفته باشد و با توجه به شرايط ايران در آن زمان، امكان انتشار متن كامل نامه در مورد پذيرش آتش بس وجود نداشته است.
در آغاز نامه نوشته شده: «مسئولان نظامى ما اعم از ارتش و سپاه كه خبرگان جنگ مى باشند صريحاً اعتراف مى كنند كه ارتش اسلام به اين زوديها هيچ پيروزى به دست نخواهند آورد و نظر به اينكه مسئولان دلسوز نظامى و سياسى نظام جمهورى اسلامى از اين پس جنگ را به هيچ وجه به صلاح كشور نمى دانند و با قاطعيت مى گويند كه يك دهم سلاحهايى را كه استكبار شرق و غرب در اختيار صدام گذارده اند به هيچ وجه و با هيچ قيمتى نمى شود در جهان تهيه كرد و با توجه به نامه تكان دهنده فرمانده سپاه پاسداران كه يكى از دهها گزارش نظامى سياسى است كه بعد از شكستهاى اخير به اينجانب رسيده و به اعتراف جانشينى فرمانده كل نيروهاى مسلح، فرمانده سپاه يكى از معدود فرماندهانى است كه در صورت تهيه مايحتاج جنگ معتقد به ادامه جنگ است و با توجه به استفاده گسترده دشمن از سلاحهاى شيميايى و نبود وسائل خنثى كننده آن، اينجانب با آتش بس موافقت مى نمايم».
سپس در اين نامه به بخشهايى از نامه اى اشاره شده كه محسن رضائى، فرمانده وقت سپاه پاسداران در تاريخ دوم تير ۱۳۶۷ به آقاى هاشمى رفسنجانى نوشته بوده است كه در آن زمان فرماندهى جنگ را از جانب آيت الله خمينى در دست گرفته بود.
به نظر مى رسد كه اين نامه نيز براى نخستين بار باشد كه علنى مى شود.
از نامه محسن رضائى كه آيت الله خمينى آن را تكان دهنده خوانده نقل شده است كه: «تا پنج سال ديگر ما هيچ پيروزى نداريم، ممكن است در صورت داشتن وسائلى كه در طول پنج سال به دست مى آوريم قدرت عمليات انهدامى يا مقابله به مثل را داشته باشيم و بعد از پايان سال ۷۱ اگر ما داراى ۳۵۰ تيپ پياده و ۲۵۰۰ تانك و سه هزار توپ و سيصد هواپيماى جنگى و سيصد هليكوپتر... كه از ضرورتهاى جنگ در آن موقع است باشيم مى توان گفت به اميد خدا بتوانيم عمليات آفندى [تهاجمى] داشته باشيم».
در ادامه از قول محسن رضائى آمده كه مى بايست نيروى سپاه به هفت برابر و ارتش به دو برابر و نيم افزايش پيدا مى كرده و ايران مى بايست آمريكا را هم از خليج فارس بيرون مى كرده است وگرنه نمى توانسته است در جنگ با عراق به موفقيت دست يابد.
محسن رضائى در گفتگو با سايت اينترنتى بازتاب گفته است كه در نامه اش خواهان چهارونيم ميليارد دلار بودجه ارزى بوده است تا با صرف آن طى برنامه اى پنجساله كه شامل مجموعه اى از عمليات نظامى باشد، ايران بتواند به موفقيت در جنگ دست يابد.
رضائى گفته كه درآمد ايران در سال ۱۳۶۶ يعنى يك سال پيش از پايان جنگ ده ميليارد دلار بوده، بنابراين مبلغ مورد تقاضاى او كمتر از بيست درصد درآمد كشور طى پنج سال بوده و دولت امكان تأمين آن را داشته است.
آن گونه كه در اين نامه آمده، محسن رضائى ترديد داشته است كه دولت و ستاد فرماندهى كل قوا بتوانند به تعهدات خود در تهيه بموقع بودجه و امكانات براى جنگ عمل كنند اما تأكيد داشته است كه «باز هم بايد جنگيد».
آيت الله خمينى در نامه خود در مورد جمله «باز هم بايد جنگيد» محسن رضائى نوشته كه «شعارى بيش نيست»، در حالى كه پيش از آن جمله هائى از آيت الله خمينى همچون: «اگر جنگ بيست سال هم طول بكشد، ما هنوز ايستاده ايم» بر جاى جاى كشور ايران نقش بسته بود.
آيت الله خمينى همچنين در نامه اش از قول ميرحسين موسوى، نخست وزير وقت نوشته كه وزير اقتصاد و رئيس سازمان برنامه و بودجه، وضع مالى نظام را زير صفر اعلام كرده بوده اند و مسئولان جنگ مى گفتند: «تنها سلاحهايى كه در شكستهاى اخير در مقابل عراق از دست داده ايم به اندازه تمام بودجه اى است كه براى سپاه و ارتش در سال جارى در نظر گرفته شده بود».
وى همچنين از مسئولان سياسى وقت اين گونه نقل كرده است: «از آنجا كه مردم فهميده اند پيروزى سريعى به دست نمى آيد شوق رفتن به جبهه در آنها كم شده است».
آن گونه كه محسن رضائى به سايت بازتاب گفته، موضوع كم شدن شوق مردم براى رفتن به جبهه را محمد خاتمى، وزير وقت ارشاد طى نامه اى براى آيت الله خمينى مطرح كرده بوده است.
جنگ ايران و عراق از موضوعاتى است كه مقامها و محافل سياسى ايران بر سر آن اختلاف نظرهاى زيادى دارند.
پاره اى بر اين باورند كه جنگ بايد پس از پيروزيهايى كه ايران در سال دوم جنگ كسب كرد پايان مى يافت و فرماندهان وقت سپاه و برخى مقامات را متهم مى كنند كه با اصرار بر ادامه جنگ خسارات جبران ناپذيرى بر كشور تحميل كردند.
در مقابل، برخى فرماندهان وقت سپاه، همچون محسن رضائى از برخى مقامهاى سياسى انتقاد مى كنند كه اجازه ندادند استراتژى مشخصى براى جنگ تدوين شود تا فرماندهان نظامى بتوانند جنگ را به شيوه اى موفقيت آميز به پايان برسانند.
نامه اى ناگشوده از پايان جنگ
اين گفت و گوى هاشمى رفسنجانى كه او را مسوول مستقيم اداره جنگ مى دانند با روزنامه همشهرى بود كه باب چگونگى پايان جنگ را گشود. هاشمى گفته بود: مجموعه نامه هاى وزراى اقتصادى، رئيس بانك مركزى و فرمانده سپاه در آن زمان به امام، موجب پذيرش قطعنامه توسط ايشان شد. (نقل به مضمون) نامه اى كه هاشمى رفسنجانى از آن ياد كرد، نامه اى است منسوب به محسن رضايى كه در همه آن سال ها فرماندهى سپاه را در جنگ بر عهده داشت و او اينك معتقد است: اين نامه براى هاشمى نوشته شد و هدف از آن پذيرش قطعنامه ۵۹۸ نبود. گفت و گوى محسن رضايى با سايت بازتاب حاوى اظهاراتى است كه آن را مى توان واكنش او به سخنان هاشمى رفسنجانى دانست. رضايى البته تأكيد كرده كه نامه او يكى از جمله دلايلى بود كه امام را مجاب به پذيرش قطعنامه كرد اما به صراحت مى گويد: من آن نامه را براى هاشمى نوشتم، نه امام.
هاشمى رفسنجانى در آن گفتگو اشاره داشت: پذيرش قطعنامه به دلايلى همچون خستگى نيروهاى نظامى، نامه وزراى اقتصاد و رئيس بانك مركزى مبنى بر ناتوانى تامين هزينه هاى جنگ باز مى گشت اما نامه رضايى پذيرش قطعنامه را قطعى كرد و اين اظهارات رضايى را ناچار به توضيح مسائلى پيرامون چرايى ادامه جنگ و موارد مربوط به پايان آن كرده است.
او توضيح مى دهد: بحث معروفى بين فرماندهان وهاشمى بود. فرماندهان بويژه پس از عمليات خيبر، مى گفتند استراتژى سياسى نتيجه اى ندارد و اجازه بدهيد برنامه اى براى استراتژى نظامى تهيه و جنگ را تمام كنيم. اما مسئولان سياسى و هاشمى اين را هيچگاه نپذيرفتند... حتى يك روزهاشمى گفت: ما حتى نمى توانيم بند پوتين سربازان و بسيجى ها را فراهم كنيم و به نظرم اين تعبير بيانگر آن بود كه هيچگاه به استراتژى نظامى فرماندهان نظامى توجهى نشد. هميشه مى گفتند توان اقتصادى حمايت از اين استراتژى را نداريم... بعد از عمليات رمضان هميشه پيشنهادات فرماندهان را اگرچه براى انجام يك عمليات مى پذيرفتند اما براى پايان دادن به جنگ رد مى كردند... آنها تنها زمانى راضى شدند كه اواخر جنگ بود و زمانى بود كه استراتژى سياسى با شكست مواجه شد... آن موقع تازه از ما پرسيدند: براى پايان دادن جنگ چه مى خواهيد و من آن نامه را براى هاشمى نوشتم. نويسنده نامه سپاه با بيان اينكه نامه براى پيروزى در جنگ امكاناتى را خواستار شده بود، افزود: اماهاشمى هم اين نامه و هم چند نامه ديگر از جمله نامه خاتمى وزير ارشاد وقت، نامه ميرحسين موسوى به عنوان مسئول دولت و نامه فرماندهان ارتش را با هم خدمت امام برد و گفته بود كه نظاميان اين گونه مى گويند و مسئولان سياسى و اقتصادى هم مى گويند پول نداريم. شما تكليف را روشن كنيد و امام هم با پذيرش قطعنامه موافقت كردند... در نامه ام نوشته بودم كه ما جنگ را نبايد براى يك عمليات برنامه ريزى كنيم چرا كه با اين كارجنگ به پايان نمى رسد. ما بايد استراتژى داشته باشيم و براى پنج سال آينده برنامه داشته باشيم... در نامه برنامه اى را كه براى اين پنج سال لازم بود، نوشتم و در حدود چهار و نيم ميليارد دلار نيز پيش بينى ارزى كرده بوديم كه در پنج سال به ما بدهند... با اين كار يك برنامه ريزى درازمدت كرده بوديم كه جنگ را با پيروزى قطعى به پايان ببريم.
به گفته فرمانده سابق سپاه پاسداران در ديگر نامه هائى كه مسئولان تنظيم كرده بودند اما جنبه هاى ديگرى وجود داشت: درنامه خاتمى آمده بود كه بسيجى ها و مردم به جبهه نمى روند و نيرو كم داريم. ميرحسين گفته بود كه اقتصاد كشور نمى تواند جنگ را تحمل كند.
محسن رضايى در قسمت ديگرى فاش مى كند كه شوراى عالى دفاع به امام پيشنهاد پذيرش صلح را داد. او مى گويد: مسئولان سياسى به خدمت امام رفتند و به امام گفتند، اگر شما معذوريت در پذيرش صلح داريد، ما صلح را مى پذيريم و بعد كه پذيرفتيم، شما ما را كنار بگذاريد. بگوئيد اينها بدون اجازه من اين كار را كردند اما حالا چون اين كار را كردند، من هم قبول دارم. موسوى اردبيلى مى گفت كه در جلسه برخى دوستان پيش امام گريه كردند. گفتند كه ارتش عراق آمده و ممكن است بيايد خرم آباد و آنجا را بگيرد و بيايد داخل عمق ايران اما امام مقاومت مى كرد. پس از جلسه هم گفته اند، چرا شما بپذيريد. اگر قرار شد، خودم مى پذيرم.
از محسن رضايى پرسيده شده است: چرا پس از آزادسازى خرمشهر عمليات تداوم پيدا كرد در حالى كه به تعبير شما در استراتژى سياسى تنها هدف پيروزى در يك عمليات براى پايان جنگ و استفاده از ابزار ديپلماسى بود. چرا مرحله سياسى اين استراتژى هيچگاه به اجرا درنيامد تا جنگ تداوم پيدا نكند؟
رضايى پاسخ داد: دو عامل در اينجا دخالت دارد يكى اينكه عراق و امريكا و كشورهاى عربى و غربى دست ايران را خوانده بودند و در مواجهه با سياستمداران ما مى دانستند كه كل قضيه چيست؟ هرچند امام مى گفت ما جنگ را تا رفع فتنه ادامه مى دهيم اما آنها مى دانستند اين حرف امام و رزمنده ها است كه در حد يك شعار است اما آنچه كه آنها در عمل مى ديدند: جنگ جنگ تا يك عمليات بود.
گفته هاى محسن رضايى بويژه بخشى كه او بر اهداف نامه خود و مخاطب نامه اش تأكيد كرده بود، روز جمعه و در آخرين روز هفته «دفاع مقدس» با واكنش غيرمنتظره دفترهاشمى رفسنجانى روبرو شد. دفتر رئيس تشخيص مصلحت رژيم در واكنش به سخنان دبير همين مجمع با تأييد هاشمى رفسنجانى متن نامه منتشر نشده اى از خمينى را منتشر ساخت كه در آن وى به تأثيرات نامه فرمانده سپاه وقت در پذيرش قطعنامه اشارات مصرحى داشته است. در اين نامه خمينى از تلخ كامى هاى پايان جنگ و پيامدهاى شكست هاى پياپى سخن رانده و همه را موظف به تفهيم شرايط براى مردم و توجيه پذيرش قطعنامه كرده است. به نقل از دفتر رئيس تشخيص مصلحت نظام «متن كامل نامه خمينى به مسئولين» به تاريخ ۶۷/۴/۲۵ به اين شرح است: با يارى خداوند و با سلام و صلوات به انبياى بزرگوار الهى و ائمه معصومين صلوات الله عليهم اجمعين، حال كه مسئولين نظامى ما اعم از ارتش و سپاه كه خبرگان جنگ مى باشند، صريحا اعتراف مى كنند كه ارتش اسلام به اين زودى ها هيچ پيروزى به دست نخواهند آورد و نظر به اينكه مسئولين دلسوز نظامى و سياسى نظام جمهورى اسلامى از اين پس جنگ را به هيچ وجه به صلاح كشور نمى دانند و با قاطعيت مى گويند كه يك دهم سلاح هائى را كه استكبار شرق و غرب در اختيار صدام گذارده اند، به هيچوجه و با هيچ قيمتى نمى شود در جهان تهيه كرد و با توجه به نامه تكان دهنده فرمانده سپاه پاسداران كه يكى از دهها گزارش نظامى سياسى است كه بعد از شكست هاى اخير به اينجانب رسيده و به اعتراف جانشينى فرمانده كل نيروهاى مسلح، فرمانده سپاه يكى از معدود فرماندهانى است كه در صورت تهيه مايحتاج جنگ معتقد به ادامه جنگ است و با توجه به استفاده گسترده دشمن از سلاح هاى شيميايى و نبود وسايل خنثى كننده آن، اينجانب با آتش بس موافقت مى نمايم و براى روشن شدن در مورد اتخاذ اين تصميم تلخ به نكاتى از نامه فرمانده سپاه كه در تاريخ ۶۷/۴/۲۵ نگاشته است، اشاره مى شود.
فرمانده مزبور نوشته است: تا پنج سال ديگر ما هيچ پيروزى نداريم، ممكن است در صورت داشتن وسايلى كه در طول پنج سال به دست مى آوريم قدرت عمليات انهدامى و يا مقابله به مثل را داشته باشيم و بعد از پايان سال ۷۱ اگر ما داراى ۳۵۰ تيپ پياده و ۲۵۰۰ تانك و ۳۰۰۰ توپ و ۳۰۰ هواپيماى جنگى و ۳۰۰ هلى كوپتر و قدرت ساختن مقدار قابل توجهى از سلاحهاى ليزر و اتم كه از ضرورت هاى جنگ در آن موقع است داشته باشيم، مى توان گفت به اميد خدا بتوانيم عمليات آفندى داشته باشيم.
وى مى گويد: قابل ذكر است كه بايد توسعه نيروى سپاه به هفت برابر و ارتش به دو برابر و نيم افزايش پيدا كند.
او آورده است: البته امريكا را هم بايد از خليج فارس بيرون كنيم والا موفق نخواهيم بود و اين فرمانده مهم ترين قسمت موفقيت طرح خود را تهيه به موقع بودجه و امكانات دانسته و آورده است كه بعيد به نظر مى رسد دولت و ستاد فرماندهى كل قوا بتواند به تعهد خود عمل كنند، البته با ذكر اين مطالب مى گويد بايد باز هم جنگيد كه اين ديگر شعارى بيش نيست. نخست وزير از قول وزراى اقتصاد و بودجه وضع مالى نظام را زيرصفر اعلام كرده اند، مسئولين جنگ مى گويند تنها سلاح هائى را كه در شكست هاى اخير از دست داده ايم به اندازه تمام بودجه اى است كه براى سپاه و ارتش در سال جارى در نظر گرفته شده بود. مسئولين سياسى مى گويند از آنجا كه مردم فهميده اند پيروزى سريعى به دست نمى آيد شوق رفتن به جبهه در آنها كم شده است. شما عزيزان از هر كس بهتر مى دانيد كه اين تصميم براى من چون زهر كشنده است ولى راضى به رضاى خداوند متعال هستم و براى صيانت از دين او و حفاظت از جمهورى اسلامى اگر آبرويى داشته باشيم خرج مى كنم، خداوندا! ما براى دين تو قيام كرديم و براى دين تو جنگيديم و براى حفظ دين تو آتش بس را قبول مى كنيم.
خداوندا تو خود شاهدى كه ما لحظه اى با امريكا و شوروى و تمامى قدرت هاى جهان سر سازش نداريم و سازش با ابرقدرت ها و قدرت ها را پشت كردن به اصول اسلامى خود مى دانيم. خداوندا! در جهان شرك و كفر و نفاق، در جهان پول و قدرت و حيله و دورويى ما غريبيم، تو خود ياريمان كن.
خداوندا! در هميشه تاريخ وقتى انبيا و اوليا و علما تصميم گرفته اند مصلح جامعه گردند و علم و عمل را در هم آميزند و جامعه اى كه دور از فساد و تباهى تشكيل دهند، با مخالفت هاى ابوجهل ها و ابوسفيان هاى زمان خود مواجه شده اند.
خداوندا! ما فرزندان اسلام و انقلابمان را براى رضاى تو قربانى كرديم، غير از تو هيچ كس را نداريم. ما را براى اجراى فرامين و قوانين خود يارى فرما.
خداوندا! از تو مى خواهم تا هرچه زودتر شهادت را نصيبم فرمايى. گفتم جلسه اى تشكيل گردد، آتش بس را به مردم تفهيم نمايند، مواظب باشيد ممكن است افراد داغ و تند با شعارهاى انقلابى شما را از آنچه صلاح اسلام است دور كنند، صريحا مى گويم بايد تمام هم تان در توجيه اين كار باشد. قدمى انحرافى حرام است و موجب عكس العمل مى شود. شما مى دانيد كه مسوولين رده بالاى نظام با چشمى خونبار و قلبى مالامال از عشق به اسلام و ميهن اسلامى مان چنين تصميمى گرفته اند، خدا را در نظر بگيريد و هرچه اتفاق مى افتد از دوست بدانيد.
والسلام علينا و على عبادالله الصالحين.
روح الله الموسوى الخمينى
گرچه نمى توان در صداقت اين نامه به دليل مرجع انتشار آن ترديد داشت اما بلافاصله پس از انتشار اين نامه، «موسسه نشر آثار خمينى» كه مسئوليت تأييد صحت مطالب منسوب به وى را دارد، در خبرى از تأييد صحت آن خوددارى كرد و تنها متذكر شد: اين مؤسسه روز شنبه در خصوص صحت و سقم وجود و يا عدم وجود چنين نامه هائى و اينكه چرا اين نامه ها قبل از اين از سوى اين مؤسسه منتشر نشده و همچنين دليل اينكه چرا اينك اين نامه در چنين مقطعى از سوى دفتر رئيس مجمع تشخيص مصلحت نظام منتشر مى شود، رسماً اظهارنظر مى نمايد.
مطالب مطروحه در نامه اخير نه تنها به آن دليل كه رهبر انقلاب سال ۵۷ آن را نوشته بلكه به دليل طرح رسمى و بى پرده مسائل جنگ و شرايط نظامى و اقتصادى مهم است. نامه اى كه انتشار آن در هجده سال بعد از نوشته شدن، بى ترديد فصلى تازه در مباحث چگونگى پايان جنگ و تبعات در پى آن است.
نامه خمينى محرمانه نبوده است
پاسخ هاشمى به منتقدان
به نوشته سايت آفتاب انتشار نامه خمينى به مسئولان رژيم در مقطع پايانى جنگ و پذيرش قطعنامه كه بازتاب گسترده اى در محافل سياسى داخلى و خارجى داشت. گرچه در ميان اصلاح طلبان با استقبال مواجه شد اما در ميان طيف اصولگرا انتقاداتى را بر انگيخت. بنا به اين گزارش روز دوشنبه دفتر هاشمى رفسنجانى رئيس مجمع تشخيص مصلحت با ارسال نمابرى به توضيح در خصوص انتشار اين نامه پرداخت.
متن كامل توضيح دفتر هاشمى رفسنجانى به اين شرح است:
پس از انتشار نامه حضرت امام، برخى اشخاص حقيقى و حقوقى و نشريات اظهار داشتند كه اين نامه جزو اسناد محرمانه بوده و چاپ آن در اين زمان مناسب نبود. در خصوص اين موضوع توضيحات ذيل ضرورى به نظر مى رسد:
۱- نامه حضرت امام در آن تاريخ در جلسه اى در مقر رياست جمهورى با حضور جمع زيادى از مسئولان، نمايندگان، فرماندهان نظامى و علماى بلاد قرائت شد و نسخه هائى از دست خط ايشان به تعدادى از مسوولان داده شد.
۲- واژه «محرمانه» در فرهنگ و ادبيات سياسى بار معنايى خاصى دارد. قاعده و قانون در تعريف اسناد طبقه بندى شده اين است كه به ميزان حساسيت سند، بر روى آن عبارت محرمانه و... تا سرى حك مى شود. در صورتى كه اين نامه فاقد هرگونه طبقه بندى بوده است.
۳- توجه همگان را به اين نكته مهم جلب مى نماييم كه سال هاست اين نامه روى سايت هاى اينترنتى قرار گرفته و براى همگان نه تنها در داخل حتى در خارج از كشور قابل دسترسى بوده و هنوز هم در بعضى سايت ها هست.
۴- ضمن احترام و ارج نهادن به رشادت ها و خدمات و زحمات همه فرماندهان بزرگوار و رزمندگان حماسه ساز هشت سال دفاع مقدس، فلسفه انتشار اين نامه صرفا پاسخ روشن و بدون ابهام توسط شخص امام به شبهات و تشكيك هائى احتمالى بود كه در مورد علل ختم جنگ عنوان مى شد. برخى آن را ناشى از سياسى كارى سياسيون و برخى ناشى از مجموعه عواملى از محدوديت ها و شرايط و مقتضيات داخلى و بين المللى آن زمان برمى شمردند و متاسفانه در ماه هاى اخير شبهات ديگرى نيز در مورد پذيرش قطعنامه مطرح گرديد كه براى نسل جديد ابهامات بيشترى ايجاد كرد. ضمنا انتشار اين پيام به منظور منفى نشان دادن گزارش فرماندهى سپاه در آن زمان براى مشخص كردن نيازهاى جبهه نبوده، بلكه دليل بر تأثير آن گزارش در واقع بينى مسوولان و كمك به تصميم گيرى امام راحل است و حتى هاشمى رفسنجانى در مصاحبه راديويى روز ۵/۷/۸۵ پس از اشاره به نامه فرماندهى سپاه، با صراحت گفت: نيازهاى جبهه را در آن نامه مطرح كردند و حق شان بود.
واكنش موسسه تنظيم و نشر آثار امام به انتشار نامه
در ضمن، مباحث مربوط به اختلافات تخصصى سپاه و ارتش و نامه محسن رضايى نيز مطلب تازه اى نبود كه برخى رسانه ها اعلام كرده اند «اولين بار هاشمى رفسنجانى دو سه هفته قبل در خطبه هاى نمازجمعه به آن اشاره كرده است». بلكه در چندين مصاحبه و سخنرانى سال هاى قبل نيز به صورت كاملاً مشروح به اين دو مسئله اشاره كرده بود.
به عنوان نمونه در مصاحبه اى كه در تاريخ ۱۵ بهمن ۸۲ در روزنامه كيهان چاپ شده بود، خبرنگار از هاشمى رفسنجانى در خصوص كيفيت اختلافات سپاه و ارتش پرسيد و وى در جواب گفت: اين اختلاف به گونه اى نبود كه ما به يك طرف سوءظن داشته باشيم. ارتش به خاطر آموزشها و روشهاى كلاسيك خود يك نوع عمليات خاصى را قبول داشت كه همه چيز بايد طبق كلاس انجام شود... سپاه در آن فاز نبود. شروع كارش از عمليات كوچك، غيرمتعارف، غافلگيرى و ايثار در جنگ بود... يك اختلاف اين بود كه هر عملياتى را مطرح مى كرديم، اگر سپاه طرح مى كرد، با منطق ارتش جور در نمى آمد و بالعكس.
در خصوص نامه محسن رضايى نيز خبرنگار كيهان به نقل از يكى از فرماندهان سپاه گفت: وقتى امام اين نامه را خواند، گفت آقاى رضايى با اين نامه گفت كه ما ديگر نمى جنگيم و هاشمى رفسنجانى در پاسخ گفت: آن نامه نشانه اين بود كه با توجه به شرايط موجود، نمى توانستيم بجنگيم.
نامه آيت الله خمينى و ادامه مناقشات
صادق صبا تحليلگر مسائل ايران در بى بى سى ميگويد انتشار نامه آيت الله خمينى توسط اكبر هاشمى رفسنجانى به بروز كشمكش هاى تازه اى در صحنه سياسى ايران انجاميده است
به نوشته وى گرچه رفسنجانى اقدام خود در انتشار نامه خمينى را روشن كردن افكار عمومى عنوان كرده ولى ناظران امور ايران معتقدند كه او ممكن است هدف هاى ديگرى را نيز دنبال مى كرده است.
رفسنجانى كه زمانى از پرقدرت ترين رهبران جمهورى اسلامى محسوب مى شد در سال هاى اخير و به خصوص از زمان انتخابات رياست جمهورى شديدا از سوى جناحى از محافظه كاران مورد حمله قرار گرفته و بعضى از اطرافيان او حتى احساس مى كنند كه عده اى قصد دارند كه او را به تدريج از صحنه قدرت خارج كنند.
از سوى ديگر قرار است كه به زودى در ايران انتخابات مجلس خبرگان برگزار شود و آقاى رفسنجانى مطمئن نيست كه اگر نامزد شود حتما بار ديگر انتخاب خواهد شد. او اگر به هر دليلى به اين مجلس راه نيابد يكى ديگر از پايگاه هاى قدرت خود را از دست مى دهد.
آماده براى مبارزه؟
به نظر مى رسد كه رفسنجانى در اين وضعيت حساس در زندگى سياسى خود تصميم گرفته است تا با انتشار نامه خمينى نشان دهد كه او اولا اسرار زيادى در اختيار دارد كه مى تواند با هويدا كردن آنها بر جريانات سياسى كشور اثر بگذارد و ثانيا مى خواهد به رأى دهندگان ايرانى نشان دهد كه براى مبارزه اى ديگر آمادگى دارد.
ممكن است كه رفسنجانى با انتشار اين نامه هدف ديگرى نيز داشته كه به مناقشه ايران با قدرت هاى بزرگ جهان درباره برنامه هسته اى كشور بر مى گردد.
طرفداران رفسنجانى در جريان هائى مثل حزب كارگزاران سازندگى و يا برخى از اصلاح طلبان بيشتر به اين دليل از انتشار اين نامه استقبال كردند چون تصميم آيت الله خمينى در مورد پايان دادن به جنگ را ناشى از واقعيت گرايى بنيانگذار جمهورى اسلامى دانستند و معتقدند در وضعيت كنونى نيز رهبر ايران بايد با واقعگرايى با قضيه هسته اى برخورد كند و از شعارگرايى پرهيز شود.
فعالان سياسى بيرون از حاكميت نيز ضمن استقبال از اقدام رفسنجانى در انتشار اين نامه و روشن شدن افكار عمومى در قضيه مهمى همچون چگونگى پايان جنگ ايران و عراق از او انتقاد مى كنند كه هدفش پيروز شدن در جنگ قدرت با رقيبانش بوده و نه خير خواهى براى ملت.
در هر صورت اقدام وى در انتشار اين نامه احتمالا فاصله او با گروه هاى تندرو در جناح محافظه كار را بيشتر خواهد كرد و ممكن است كه در آينده و به خصوص پيش از انتخابات مجلس خبرگان كه در حدود دو ماه و نيم ديگر برگزار مى شود نزاع بين آنها افزايش يابد.
پرونده هاى محرمانه را از رفسنجانى بگيريد!
در اينحال خانم فاطمه رجبى همسر سخنگوى دولت در واكنش به انتشار نامه محرمانه آيت ا لله خمينى توسط دفتر اكبر هاشمى رفسنجانى رئيس مجمع تشخيص مصلحت نظام در سايت انصار حزب الله نوشت انتشار نامه گوشه اى از مافياى قدرت و ثروت را نمايان ساخته است.
انتشار نامه در رسانه هاى ايران بيدرنگ ممنوع شد.
خانم رجبى از مسئولان جمهورى اسلامى خواست هرچه پرونده محرمانه در دست هاشمى رفسنجانى است بيدرنگ از او بگيرند.
يك سايت خبرى اصولگرا نيز نوشت اين نامه پيش از اين توسط آيت الله منتظرى منتشر شده بود.
شمارى از ناظران مى گويند روش جمهورى اسلامى در زمينه انتشار اسناد و مدارك همواره پرده پوشى و استتار كامل بوده است آنچنانكه هنوز حتى اسناد ساواك را منتشر نكرده است.