* بنيادگرائى اسلامى واكنش قهرآميز مسلمانان افراطى در مقابله با نفوذ فرهنگ و ارزش هاى غربى است. اين
بنيادگرائى- بصورت جنبشى تمام خواه و ايدئولوژيك- چه در حوزه عمل و چه در حوزه عقايد، شباهت هاى
فراوانى با توتاليتاريسم و خصوصاً فاشيسم دارد.
* اسلام- همانند ديگر اديان و مذاهب- مى تواند به تلطيف اخلاقى جامعه و تقويت تعاون اجتماعى كمك كند نه
اينكه بفكر حكومت و سياست باشد. تنها در اينصورت است كه هم جنبه قُدسى دين و هم جايگاه معنوى
روحانيّت، محترم و محفوظ خواهد ماند.
* «تمدّن اسلامى»، قرن هاست كه مُرده است و مُردگان، امكان گفتگو ندارند!
نخستين گامها همواره طنينى پايدار مى يابند!
امروزه واژه بنيادگرائى اسلامى در ذهن، تصويرى است هولناك از جهالت و تعصب مذهبى، ايمان كور و نفرت آميخته به تهاجم خشونت بار عليه هر آنچه «غيرخودى» و خارج از حيطه اخلاق و ارزشهاى اسلامى است.