توقيف ناگهانى روزنامه شرق و نشريات نامه، حافظ و خاطره توسط هيأت نظارت بر مطبوعات، نشانه آغاز دور جديدى از محدوديت هاى بيشتر در جهت اطلاع رسانى مستقل در ايران به شمار مى رود.
در واقع، تعطيلى دسته جمعى نزديك به صد نشريه در سال ۱۳۷۹ خورشيدى به آزادى نسبى اطلاع رسانى در جمهورى اسلامى پايان داد، اما پس از آن رژيم تصميم گرفت تا براى حفظ ظاهر، به نوعى اطلاع رسانى مستقل ولى به شدت محدود و كنترل شده تن در دهد.
روزنامه شرق را شايد بتوان محصول چنين تصميمى دانست. در حقيقت روزنامه شرق در تمام طول سه سال انتشار خود، هيچگاه از فشارهاى پيدا و پنهان محافل نظارتى و قضائى در امان نبود؛ فشارهايى كه روزنامه شرق براى حفظ بقاى خود به آنها تن در مى داد و دست به خود سانسورى مى زد.
تن دادن روزنامه شرق به ميزان بالايى از خود سانسورى به نوبه خود انتقاد برخى از محافل منتقد حكومت را نيز به همراه داشت. اين محافل اغلب روزنامه شرق را متهم مى كردند كه براى حفظ بقاى خود، برخى از خبرهاى سياسى را به نحو مناسب پوشش نمى دهد.
پاسخ مسئولان شرق به اين نوع انتقادها معمولا اين بود كه با وجود همه محدوديت ها، انتشار شرق از عدم انتشار آن مفيدتر است و بنابراين، براى همين ميزان از اطلاع رسانى محدود نيز چاره اى جز تحمل پاره اى از فشارها وجود ندارد.
توقيف شرق اما نشان داد كه تصميم گيران نظام سياسى ايران، ديگر توان تحمل همين ميزان از اطلاع رسانى را هم ندارند و ترجيح مى دهند كه تمام مجموعه نظام اطلاع رسانى كشور را تحت كنترل و انقياد خود داشته باشند.
توقيف شرق؛ چرا...؟
اينكه چه اتفاقى سبب شده است كه جمهورى اسلامى صداهاى محدود اما مستقل را نيز در ايران بيش از اين تحمل نكند، كاملاً روشن نيست، ولى در اين باره مى توان گمانه هائى را مطرح كرد.
گمانه نخست اين است كه جمهورى اسلامى روزهاى سختى را براى خود پيش بينى مى كند و از همين رو در صدد برآمده تا صداهاى مخالف سياست هاى رسمى حاكم را خاموش كرده و با انحصارى كردن اطلاع رسانى، افكار عمومى مردم ايران را به سمت و سوى مورد علاقه خود هدايت كند.
نمونه اى از اين گرايش را مى توان در مورد نحوه اطلاع رسانى از جنگ ۳۴ روزه بين اسراييل و حزب الله لبنان مثال زد. در جريان جنگ لبنان، رسانه هاى حكومتى در ايران، اخبار واحد و يكنواختى را در باره رويدادهاى جنگ منتشر كردند و رسانه هاى مستقل از جمله شرق به علت اطلاع رسانى بعضا متفاوتشان، مورد تهديد و فشار قرار گرفتند.
حتى درج اظهارات حسن نصرالله رهبر حزب الله لبنان در روزنامه شرق، مبنى بر اشتباه محاسبه وى در ماجراى به اسارت گرفتن دو سرباز اسراييلى، باعث واكنش خشمگينانه روزنامه حكومتى كيهان شد كه شرق را متهم به جعل خبر در آن مورد كرد.
ظاهرا ماجراى جنگ لبنان، تصميم گيران در حكومت ايران را به اين نتيجه رسانده كه در شرايط بحرانى، روزنامه مستقلى مانند شرق به رغم همه احتياط ها و محدوديت هايش، مى تواند با اطلاع رسانى متفاوت خود، بر افكار عمومى تأثير بگذارد.
اطلاع رسانى؛ ما و ديگر هيچ...
با توجه به روشن نبودن چشم انداز مناقشه هسته اى ايران، به نظر مى رسد نظام سياسى نمى خواهد جز اخبار مورد نظر خود، خبر ديگرى به گوش مردم برسد، از همين رو در كنار فيلتر كردن بسيارى از سايت هاى اينترنتى و جمع آورى آنتن هاى ماهواره در ماههاى اخير، توقيف شرق و سه نشريه ديگر را مى توان اقدامى در جهت كنترل اطلاع رسانى و به تبع آن افكار عمومى از سوى دولت تلقى كرد.
گمانه دوم اما به موفقيت روزنامه شرق مربوط مى شود؛ روزنامه اى كه در طول سه سال انتشار خود توانست مخاطبان دائمى و به نسبت گسترده اى به دست آورد و در عين حال از لحاظ اقتصادى روى پاى خود بايستد، امرى كه براى نشريات بخش خصوصى در ايران، موفقيت نادر و فوق العاده اى به شمار مى رود.
موفقيت اقتصادى شرق به عنوان روزنامه تمام رنگى بخش خصوصى با حجم و كيفيت و تنوع قابل توجه مطالب آن، احتمالاً باعث نگرانى محافل محافظه كار داخل نظام از تاثيرگذارى اين روزنامه بر روند انتخابات خبرگان رهبرى و شوراهاى شهر و روستا در ماه هاى آينده شده است، بويژه اينكه شرق در يك سال اخير به يكى از تريبون هاى اصلى نيروهاى اصلاح طلب تبديل شده بود.
به هر حال، صرف نظر از انگيزه واقعى توقيف شرق و سه نشريه منتقد ديگر، اين اقدام را مى توان تنگ تر كردن راه تنفس قشرهاى فرهنگى جامعه ايران در دولت محمود احمدى نژاد دانست؛ دولتى كه آشكارا، در همه عرصه ها قشر روشنفكر و فرهنگى ايران را تحت فشار قرار داده است.
مواردى به عنوان تخلف!
هيأت نظارت بر مطبوعات ايران در اطلاعيه اى مواردى را به عنوان تخلفات روزنامه توقيف شده شرق نام برده كه دو تاى آنهامصاحبه با سفراى انگليس و آلمان بوده است.
برخى ديگر از موارد ذكر شده در اين اطلاعيه كه همگى همراه با تاريخ انتشار ذكر شده اند، عبارتند از: تمسخر احكام دينى، ترويج انديشه هاى ماركسيستى، گزارشى حاوى رواج روابط جنسى پيش از ازدواج، امتياز دهى به مصرف الكل در يك پرسشنامه، توهين به ستارخان، و استهزاء انقلاب اسلامى ايران.
برخى ناظران تعطيلى روزنامه شرق- و توقيف همزمان سه نشريه ديگر- را آغازگر دور جديدى از سختگيرى حكومت ايران بر رسانه ها دانسته اند و جمع آورى آنتن هاى ماهواره در ماه گذشته و اعلام جرم دولت محمود احمدى نژاد عليه برخى سايت هاى منتقد را نيز بخشى از همين روند ارزيابى كرده اند.
موارد اعلام شده به عنوان تخلفات روزنامه توقيف شده شرق
• ]درج گزارشى حاوى رواج روابط جنسى پيش از ازدواج
• استهزاء انقلاب اسلامى ايران
• بيان مطلبى در مورد فرزندان نامشروع مغاير با احكام دين
• مقاله اى حاوى تصويرى ناصحيح از جمهورى اسلامى ايران و تعرض به «حضرت امام خمينى»
• مصاحبه با سفير يك كشور خارجى و اظهار نظرهاى مداخله گرايانه وى همراه با تصويرى مثبت از وى
• مصاحبه آريل شارون نخست وزير اسرائيل (رژيم صهيونيستى) با اين تيتر: «اسرائيل يتيم نيست»
• تحليل غير واقعى از نسبت ميان حكومت و حوزه هاى علميه
• داستانى حاوى تصويرى نامناسب از دفن شهدا
• درج مطالب تحريك آميز و مطالب منجر به تضعيف همبستگى ملى
• امتياز دهى به مصرف الكل در يك پرسشنامه
• تمسخر احكام دينى
• معرفى بنگاه سخن پراكنى BBC به عنوان منبع قابل اعتماد و مصاحبه با يكى از كاركنان آن
• تبليغ يكى از فيلم هاى ممنوع كه به سياه نمايى درباره جمهورى اسلامى ايران پرداخته است
• ترويج انديشه هاى ماركسيستى
• چاپ تصوير مغاير با شئونات اخلاقى
• تحريف تاريخ و اتهام حمايت از شاه به يكى از مراجع مسلم تقليد
• مقاله اى حاوى تحليلى ناروا و توهين آميز نسبت به امام خمينى
• تذكر از سوى سازمان بازرسى كل كشور درباره مصاحبه و تصوير عكس سفير انگليس
• يادداشتى تحريك آميز در مسائل قوميتى
• توهين به ستارخان كه موجب ناراحتى شديد مردم غيور مناطق مختلفى از ايران گرديد و منجر به تذكر شديد و اخطار نهايى به روزنامه شد
• تمسخر مصوبه شوراى عالى انقلاب فرهنگى درباره ممنوعيت پخش فيلم هاى مروج سكولاريسم
• درج كاريكاتور موهن[
پيشينه شرق
اولين شماره روزنامه شرق دوم شهريور ماه ۱۳۸۲ به روى دكه ها رفت و از آن هنگام تاكنون، جز در وقفه اى چند روزه كه بنا به حكم قضائى صورت گرفت، پيوسته منتشر شده است. مدير مسوول اين روزنامه محمد رحمانيان بود اما همواره از محمد عطريانفر (عضو شوراى مركزى كارگزاران سازندگى) به عنوان گرداننده اصلى و على خدابخش به عنوان مسوول و هماهنگ كننده امور مالى «شرق» نام برده شده است. «محمد قوچانى» نويسنده جوانى كه با انتشار نقدهاى تند خود نسبت به هاشمى رفسنجانى در برخى از روزنامه هاى دوم خردادى به شهرت رسيده بود، نيز سردبيرى اين روزنامه را بر عهده داشت.
هسته اوليه «شرق» در زمان سردبيرى عطريانفر در «همشهرى» شكل گرفت. در آن هنگام به محمد قوچانى كه تازه از زندان آزاد شده بود مأموريت داده شد تا با تشكيل يك تيم منسجم و كوچك، ضميمه «تهران» را براى روزنامه همشهرى منتشر كند. پس از آن مسووليت انتشار ماهنامه همشهرى نيز به همين تيم سپرده شد و با اختصاص فضايى در برج اى تك (واقع در محله جردن تهران) با اين گروه در قالب يك شركت خصوصى با مسووليت على خدابخش قرارداد بسته شد.
اين گروه در سال ،۱۳۸۰ هر ماه يك ماه نامه براى روزنامه همشهرى منتشر مى كردند كه به همراه اين روزنامه به صورت ضميمه رايگان توزيع مى شد و اين درحالى بود كه بجز مرحله چاپ، هيچكدام از مراحل آماده سازى ضمائمى كه توسط اين گروه آماده مى شد؛ كوچكترين ارتباطى با موسسه همشهرى نداشت. در پايان اين سال، انتشار ماهنامه همشهرى كه با استقبال خوبى نيز مواجه شده بود متوقف شد و چند ماه بعد همين گروه انتشار ضميمه روزانه اى به صورت لايى را از سر گرفت كه «همشهرى جهان» خوانده مى شد و تا ۱۶ صفحه در روز هم رسيد. با روى كار آمدن اصولگرايان در شوراى شهر تهران، قرارداد با اين شركت لغو شد و چند ماه بعد روزنامه شرق (كه تا پيش از آن به صورت محلى در زاهدان به چاپ مى رسيد) با ساختار اصلى «همشهرى جهان» منتشر شد.
در طول مدت انتشار شرق، هيئت نظارت چند بار به منظور قطع كردن فعاليت هاى خبرى مستقل اين روزنامه، به آن اخطار داد. اين هيئت نخستين بار در تاريخ ۱۹/۵/۸۵ وقتى در مورد ستارخان مطلبى در شرق منتشر شد و ضمن آن نوشته شد كه ستارخان ابتدا و پيش از همكارى با مشروطه خواهان يك راهزن بود و بعد از همكارى با مشروطه خواهان به قهرمان ملى تبديل شد (يك واقعيت تاريخى) به صاحب امتياز فرصت داد تا ظرف يكماه نسبت به معرفى مدير مسئول جديد كه امكان نظارت بيشتر بر مطالب نشريه را داشته باشد اقدام نمايد كه صاحب امتياز در تاريخ ۲۰/۶/۸۵ با ارسال نامه اى تقاضاى مهلت دو ماه ديگر را كرد، با توجه به اين كه در طول يكماه گذشته كاريكاتور شطرنج را منتشر كرد كه نشان مى داد يك الاغ در حال مناظره با يك اسب است و ناظران آن را به پيشنهاد احمدى نژاد به بوش تعبير كرده اند. هيئت نظارت، اين كاريكاتور را توهين آميز تلقى كرد و پرونده تخلفات اين نشريه را به دادگاه ارجاع نمود.
همچنين در اين جلسه مجوز نشريات حافظ و خاطره به استناد تبصره ماده ۱۱ قانون مطبوعات لغو گرديد.