چرا روزنامه ها هر روز كوچكتر مى شوند؛ انقراض مطبوعات
روزنامه ها در امريكا رو به زوال مى روند. واشنگتن پست، نيويورك تايمز، بوستون گلاب، لس آنجلس تايمز، شيكاگو تريبون، نيوز دى، فيلادلفيا اينكوايرر و تعدادى از شركت هاى ديگرمنتشر كننده روزنامه در حال كاهش پرسنل خود هستند. طبق گزارش روزنامه ها، حدود ۷۰ كارمند خبرگزارى و ۱۰۰ كارمند ديگر پس از بازخريد، سمت هاى خود را ترك كردند.
گذشته از محدود شدن تعداد كارمندان، روزنامه ها از لحاظ قطع نيز رو به كوچك شدن هستند. وال استريت ژورنال اعلام كرد كه از سال ،۲۰۰۷ ۳ اينچ از اندازه روزنامه هاى خود خواهد كاست أ لس آنجلس تايمز و يو اس اى تودى نيز اخبار مشابهى را دراين زمينه اعلام كردند. نيويورك تايمز هم آخرين روزنامه اى بود كه اعلام كرد پس از تغيير كاغذ خود به كاغذى سبك تر قطع روزنامه هاى خود را كاهش خواهد داد.
روزنامه ها در حال حذف بخش هائى از مطالب خود هستند كه زمانى بسيار مهم به شمار مى آمدند، مانند جدول سهام، اخبار مسابقات اسبدوانى و كاريكاتورهاى مربوط به سرمقاله. ساير بخش ها نيز يا كاملاً حذف يا در هم ادغام مى شوند. براى مثال نيويورك تايمز بتازگى راهنماى برنامه هاى تلويزيونى يكشنبه خود را حذف و بخش هاى اخبار مناطق اين روز را در هم ادغام كرد. همچنين روزنامه ها بسيارى از آگهى دهنده ها و ساير منابع توليد سرمايه خود را نيز از دست داده اندأ تيراژهاى رو به كاهش، تعطيلى دفاتر خارجى و نيمه تعطيلى دفاتر اصلى در واشنگتن و ساير ايالات نتيجه فرآيند زوال روزنامه ها هستند.
در واقع بذر زوال روزنامه ها بيش از ۸۰ سال پيش زمانى كه راديو پا به عرصه گذاشت كاشته شد. راديو جايگاه روزنامه ها را كه تا پيش از اين تنها ابزار اطلاع رسانى انبوه، سرگرمى و تبليغات بودند، به چالش كشيد و با حضور و نفوذ در ميان مخاطبان، به فرسايش آرام و طولانى مدت عادت مردم به مطالعه روزنامه ها پرداخت. ظهور هر رسانه جديد مانند راديو ماشين، تلويزيون، راديوهاى پرتابل، راديو اف ام، راديو و تلويزيون كابلى، وى سى دى، اينترنت، تلفن همراه، راديو و تلويزيون ماهواره يى، پادكست و غيره ضربه اى ديگر بر نفوذ و رواج روزنامه ها بود.
مطالعه منظم روزنامه در دوره اى كه روزنامه ها تنها رسانه عمومى بودند، از عادات تقريبا هر امريكايى بود. دانيل گلاس در مجله اسليت مى نويسد: «اگر چه تعداد مخاطبان شبكه هاى راديو تلويزيونى رو به كاهش است اما تبليغ كنندگان هنوز به اين خيل افراد در حال كاهش به چشم طمع مى نگرند.
در هر حال شرايط همه روزنامه ها هم به اين اندازه بغرنج نيست: روزنامه هائى كه از طريق آگهى دهندگان دولتى حمايت مى شوند مانند نيويورك تايمز (با تيراژ ۱\1 ميليون نسخه) و يو اس اى تودى (با تيراژ ۲\2 ميليون نسخه) طبيعتا هم چنان از لحاظ اقتصادى سود آور و مولدند. روزنامه هاى كوچك محلى نيز با شناسايى طيف اصلى مخاطبان خود و برقرارى ارتباط با آنها مى توانند به حيات خود ادامه بدهند. روزنامه هائى كه در شهرهاى در حال توسعه مناطق گرمسير چاپ مى شوند مى توانند با اتكا بر پيشرفت و ترقى منطقه خود را رشد دهند. اما به عنوان مثال روزنامه هائى مانند فيلادلفيا، اينكوايرر سقوط خواهند كرد، زيرا درآمد لازم براى پوشش خيابان به خيابان مناطقى فراتر از حوزه خود را ندارند، در حالى كه اين خصوصيتى است كه براى يك روزنامه محلى لازم است و مى تواند موجب شود كه خواننده آن را بر روزنامه اى با عنوان جهانى» نيويورك تايمز «ترجيح دهد. روزنامه هائى كه خود خوانندگان سازندگان آن هستند بيش از هر نوع روزنامه ديگر مى توانند عليرغم زوال رايج رشد كنندأ پس وال استريت ژورنال و فايننشال تايمز براى مدت طولانى به حيات خود ادامه خواهند داد. واشنگتن پست نيز روزن
امه اى است كه خواندن آن براى كارمندان دولت، وكلا، تبليغ كنندگان پارلمان، ديگر روزنامه نگاران، طبقه جديد سازمان هاى غيردولتى و دانشگاه ها ضرورى است، در نتيجه جايگاه محكمى دارد.
ممكن است يكى از روزنامه هاى محلى ديترويت با تمركز موضوع كار خود بر صنعت اتومبيل بتواند روشى به صرفه براى خروج از اين بحران بيابد ولى دشوار مى توان تصور كرد لس آنجلس تايمز با پرداختن به موضوع صنايع سرگرمى يا هوا فضا و محدود كردن خود به اين موضوع تخصصى بتواند تيراژى حتى نزديك به تيراژ كنونى خود (۸۵۰۰۰۰ نسخه) بيابد. البته شايد هم در پيش گرفتن اين شيوه و سرويس دهى از طريق چند روزنامه كوچك تر به همراه كانال هاى خبرى روى وب و ساير رسانه هاى الكترونيكى، شيوه بدى نباشد.
به هر حال نبايد زوال روزنامه ها را با زوال روزنامه نگارى و صنعت خبررسانى يكى فرض كرد. آنچه اكنون در عصرتعدد رسانه ها، در حال اتفاق افتادن است، تبديل قطع روزنامه ها به قطعى مناسب است كه مدت ها پيش بايد اتفاق مى افتاد. بسيارى از روزنامه ها، خصوصا لس آنجلس تايمز كماكان در حال صرف هزينه براى گسترش تيراژ خود و تحت پوشش قرار دادن مناطقى بسيار دورتر از حوزه مركزى خود هستند.
روزنامه نگارها بيش از هر كسى بابت بسته شدن دفاتر خارجى و محدود شدن دفاتر روزنامه ها در واشنگتن ناراضى هستندأ اما بايد از آنها پرسيد وقتى در اين عصر خواننده مى تواند روى مانيتور كامپيوتر شخصى خود نسخه رايگان برترين روزنامه هاى امريكا و ساير نقاط دنيا را داشته باشد، واقعاً چه نيازى به اين تعداد دفاتر وجود دارد*
طى اين مرگ (زوال روزنامه ها)، روزنامه هاى معتبر و مهم به نوعى فرآيند تولد دوباره را تجربه مى كنندأ فرآيندى كه درآن شركت هاى چاپ كننده روزنامه به شركت هاى چند رسانه اى با زمينه هاى فعاليت مختلف تبديل مى شوند. امروزه روزنامه ها وب سايت هاى اختصاصى خود را مى سازند، همكارى گسترده ترى با راديو و تلويزيون دارند، اخبارى با منافع تبليغاتى به تلفن هاى همراه مى فرستند و در كنار آن، براى پيشبرد معادلات تجارى با شدت و حدت مدل هاى اقتصادى پيشنهاد مى دهند. على رغم كاهش تعداد افرادى كه عادت به خواندن روزنامه دارند، گرايش مردم به اخبار سيرى ناپذير و بى پايان است. نيويورك تايمز (با تيراژ ۱ \ 1 ميليون) طبق آمارهاى منتشره خود، از طريق وب سايتش، تنها درآوريل گذشته به بيش از ۲۵ ميليون خواننده سرويس داده است. سايت روزنامه واشنگتن پست، توانسته است اين روزنامه را كه ۸۰ درصد مخاطبان آن خارج از واشنگتن هستند تبديل به يك روزنامه ملى كند.
سايت روزنامه واشنگتن پست هم اكنون ۶۵ نويسنده استخدام نموده و تعداد نويسندگان اصلى بخش گزارش آزاد آن به دست كم ۱۲ نفر مى رسد. اين مشاغل كه تا ۱۰ سال پيش وجود نداشتند، از لحاظ تعداد با مشاغلى كه طى بازخريدهاى سال هاى اخير حذف شده اند برابرى مى كنند.