مرد جوانى كه در پى عشق شوم به يك زن متأهل شوهر او رابه قتل رسانده بود سرانجام لب به اعتراف گشود.
به گزارش رسيده، اين مرد كه مجيد نام دارد متهم است رئيس حيات وحش شهردارى منطقه ۱۰ تهران را با شليك سه گلوله از پاى درآورده است.
تحقيقات كارآگاهان آگاهى تهران پيرامون اين جنايت از بعد از ظهر روز ۱۵ مردادماه و زمانى آغاز شد كه به پليس خبر دادند مرد جوانى با شليك سه گلوله به سر و بدنش به شدت مجروح شده و در كما بسر مى برد.
پس از اعلام اين گزارش كارآگاهان تحقيقات خود را آغاز كردند و دريافتند مقتول كه سعيد نام دارد رئيس حيات وحش شهردارى منطقه ۱۰ تهران است.
به اين ترتيب خانواده مرد مجروح شناسايى شد و پليس به بازجوئى از همسر سعيد پرداخت.
اين زن گفت: روز حادثه شوهرش با يكى از همكاران خود به نام مجيد قرار ملاقات داشته است.
وى افزود: از مدتى قبل مجيد براى من ايجاد مزاحمت مى كرد و برايم پيام هاى تلفنى عاطفى و گاه بى شرمانه مى فرستاد. براى همين شوهرم را در جريان اين موضوع قرار دادم. او به اين جوان تذكر داد اما وى همچنان به كارهايش ادامه مى داد تا اينكه سرانجام روز حادثه همسرم براى صحبت كردن با مجيد بار ديگر با وى قرار ملاقات گذاشت. كارآگاهان پس از آنكه به هويت ضارب دست يافتند كاوش هاى خود را براى دستگيرى وى آغاز كردند اما سه روز بعد از وقوع حادثه مرد مجروح در بيمارستان جان باخت و اين پرونده وارد مرحله تازه اى شد. در شرايطى كه پليس به دنبال ردپايى از مجيد بود همسر مقتول به كارآگاهان اطلاع داد اين مرد با وى تماس گرفته است. كارآگاهان نيز پس از اطلاع از اين موضوع با ارائه آموزش هاى لازم از همسر مقتول خواستند با متهم قرار ملاقاتى ترتيب دهد.
بالاخره چند روز پيش مجيد براى ملاقات با همسر مقتول به پارك ساعى رفت و كارآگاهان كه از قبل اين محل را زير نظر داشتند عمليات خود را براى دستگيرى مجيد آغاز كردند اما مرد جوان با مشاهده پليس پا به فرار گذاشت و در نهايت در يك تعقيب و گريز با شليك گلوله از ناحيه پا مجروح و دستگير شد.
مجيد پس از آنكه از سوى پليس تحت بازجوئى قرار گرفت اتهام قتل را انكار كرد، اما كارآگاهان كه وى را مظنون اصلى اين جنايت مى دانستند به بازجوئى از مرد جوان ادمه دادند تا اينكه مجيد بعد از گذشت يك هفته از بازداشتش سرانجام لب به اعتراف گشود و گفت: از ۴ ماه قبل يك كلت كمرى خريدارى كرده بودم تا سعيد را بكشم. من به همسر او علاقه داشتم و مى خواستم با كشتن سعيد، همسرش را به دست بياورم.
وى افزود: روز حادثه سعيد از من خواست تا به ملاقاتش بروم به محض ديدن همديگر با هم درگير شديم و من با سلاحم تيرى شليك كردم اما او همچنان فحاشى مى كرد من هم دو تير ديگر به سرش شليك كردم. بعد سوئيچ اتومبيل و تلفن همراه او را برداشتم و فرار كردم. اين متهم افزود: مدتى به يكى از شهرهاى شمالى كشور رفتم و مخفى شدم ولى در تماس هائى كه با همسر مقتول داشتم او از من خواست تا به ملاقاتش بروم كه دستگير شدم.
تحقيقات پليس امريكا از مرد ايرانى همچنان ادامه دارد:
جنايتكار لس آنجلس چرا همسر و مادرزنش را كشت؟
بازجوئى ها از مرد ايرانى كه همسر و مادر همسرش را به طرز فجيعى به قتل رسانده است در حالى ادامه دارد كه پليس لس آنجلس اعلام كرده بخاطر انجام برخى تحقيقات فعلا امكان انتقال اجساد مقتولان به ايران وجود ندارد.
به گزارش رسيده، مرد ۴۹ ساله كه بهرام نام دارد، پنجشنبه هفته گذشته وقتى به اتفاق خانواده اش از ميهمانى بازگشت، با همسرش به مشاجره پرداخت و با ضربات چاقو نوشين و مادر وى به نام پروانه را از پاى در آورد. پليس كه با تماس همسايه ها از ماجرا باخبر شده بود بلافاصله خود را به منزل بهرام رساند و مرد ايرانى پس از ۹۰ دقيقه درگيرى، در حالى كه مورد اصابت گلوله هاى پلاستيكى پليس قرار گرفته بود بيهوش و دستگير شد. مأموران پليس اورنج كانتى لس آنجلس در ادامه، بهرام را به بيمارستان منتقل كردند و پس ازبازرسى دقيق منزل اجساد پروانه و نوشين قربانيان حادثه مرگبار را به پزشكى قانونى انتقال دادند.
آخرين اطلاعات رسيده حاكى است، بهرام كه حال او توسط مسئولان بيمارستان وخيم اعلام شده بود، هم اكنون به هوش آمده است اما همچنان در شرايط عصبى است و در حالت مناسبى قرار ندارد، بنابراين پليس تحقيق از او را به زمانى موكول كرده كه پزشكان وضعيت او را رضايت بخش اعلام كنند.
در اين ميان بهرام پس از به هوش آمدن فقط گفته است كه دلش مى خواهد هر چه زودتر اعدام شود و طاقت دورى از همسرش را ندارد. او گفته است: من اشتباه كردم، اشتباه بزرگى كه قابل جبران نيست. زودتر اعدامم كنيد، چرا كه نمى توانم بدون همسرم زندگى كنم.
بهرام بارها اين جملات را به پليس و پرستاران گفته است و از شدت ناراحتى مرتب گريه مى كند اما او هنوز در مورد انگيزه قتل سخن به ميان نياورده است.
از سويى خواهر نوشين يكى از مقتولان هفته گذشته گفت: تنها خواسته ما اين است كه اجساد خواهر و مادرمان هر چه زودتر به دست ما برسد تا بتوانيم مراسم خاكسپارى آبرومندى برايشان برگزار كنيم و از ايرانيان مقيم لس آنجلس بابت تحويل گرفتن اجساد يارى مى خواهيم.
وى ادا مه داد: هنوز هيچ اطلاعى از انگيزه بهرام براى اين جنايت نداريم و پليس در انتظار آن است كه وضعيت بهرام بهبود يابد و بعد او را مورد بازجوئى قرار دهد. البته من فكر مى كنم بهرام در پى مشاجره با نوشين دچار جنون آنى شده است، آنطور كه ما اطلاع داشتيم آنها زندگى خوبى داشتند، بهرام، نوشين و بچه ها را بسيار دوست داشت، علاقه اش به حدى بود كه نمى توانست تحمل كند كسى بيشتر از او به نوشين و بچه هايش محبت كند. اما تا جايى كه من اطلاع دارم، او هرگز نسبت به نوشين دچار سوءظن نبود، البته ما فقط تلفنى با هم ارتباط داشتيم و آنها ايران نبودند كه از نزديك در جريان روابط شان باشيم، شب حادثه بهرام، نوشين و مادرم در آنجا بودند و فقط آنها مى دانند واقعيت ماجرا چيست، حالا كه مادرم و نوشين فوت كرده اند، فقط بهرام مى تواند موضوع را بيان كند و بايد اعترافات او را گوش دهيم.
زن داغدار افزود: سال گذشته در يك تصادف هولناك تنها برادرم نويد را از دست داديم و پدرم نتوانست داغ نويد را تحمل كند و به فاصله كمى او هم فوت كرد، نوشين براى مراسم ختم پدر و برادرم به ايران آمده بود و ۲ ماه هم در ايران ماند و بعد به اتفاق مادرم و ۲ دخترش به امريكا رفتند. او زنى پاكدامن و نجيب بود و زندگى اش را بسيار دوست داشت و هميشه به شوهرش وفادار بود. 10 سال پيش قبل از اينكه به عقد شوهرش بهرام درآيد، دانشجوى رشته مهندسى ارتباطات بود، بعد كه ازدواج كرد، دانشگاه را در ايران رها كرد و به امريكا رفت، بعد از به دنيا آمدن فرزندانش و زمانى كه آنها كمى بزرگتر شدند، نوشين دوباره در دانشگاهى در لس آنجلس قبول شد و تحصيل در رشته دندانپزشكى را آغاز كرد.
خواهر نوشين ادامه داد: نوشين ۴ ترم درس خوانده بود كه بهرام، از او خواست ديگر به تحصيلش ادامه ندهد، نوشين در مورد علت رها كردن درسش به ما چيزى نگفت و ما هميشه فكر مى كرديم بهرام بخاطر بچه ها چنين حرفى زده و خواسته نوشين در كنار بچه ها باشد، از طرفى او مردى بسيار ثروتمند بود و آنها نياز مالى نداشتند.
خواهر نوشين ادامه داد: در حال حاضر ما تلاشمان را مى كنيم تا اجساد را زودتر از پليس امريكا تحويل بگيريم و تا آنجا كه خبر داريم كانى و نيكى دختران ۶ و ۸ ساله خواهرم بخاطر قتل مادر و مادربزرگشان وضعيت روحى مساعدى ندارند.
بنابراين گزارش هم اكنون تحقيقات پليس پيرامون جنايت در محله ايرانيان لس آنجلس ادامه دارد.
مرد زن نما از راننده ها زورگيرى مى كرد
يك مرد زن نما كه با لباس و آرايش زنانه از رانندگان اتومبيل ها زورگيرى مى كرد توسط پليس در تهران دستگير شد.
به گزارش رسيده اين جوان كه رويا نام دارد گفت: من دو جنسى هستم اما علاقه زيادى دارم كه زن باشم هميشه لباس و آرايشم زنانه است ولى بخاطر قدرت بدنى زيادى كه دارم براحتى مى توانم از خودم دفاع كنم. من قصد زورگيرى از كسى را نداشتم و روز حادثه سوار يك اتومبيل شدم كه راننده اش قصد تعرض به من را داشت. من هم براى اينكه او را ادب كرده باشم با چاقو تهديدش كردم و پولهايش را گرفتم.
بنابراين گزارش رئيس شعبه چهارم داديارى دادسراى جنايى تهران و مسئول رسيدگى به اين پرونده در توضيح ماجرا گفت: اين شخص به قول خودش دو جنسى است اما كارش زورگيرى است. او با لباس و آرايش غليظ زنانه جلوى اتومبيل ها را مى گرفت و سوار مى شد و بعد با تهديد چاقو اموال رانندگان را سرقت مى كرده است.
وى افزود: هر چند متهم فقط به يك مورد زورگيرى اعتراف كرده اما احتمال مى دهيم موارد ديگرى هم داشته باشد و از كسانى كه توسط اين شخص و با اين شيوه از آنها زورگيرى شده است مى خواهيم كه براى شكايت به دادسراى جنايى تهران مراجعه كنند.
دادگاه گوتبرگ محاكمه مرد ايرانى را آغاز كرد:
مرد ايرانى، سردسته بزرگ ترين شبكه قاچاق انسان در اروپا
دادگاه شهر گوتبرگ سوئد محاكمه يك مرد ايرانى را كه متهم به بزرگترين قاچاقچى انسان در اروپا شده است آغاز كرد.
به گزارش روزنامه ها اين مرد ايرانى كه امير نام دارد و ۵۲ ساله است از سال ها پيش فعاليت هاى خود را در زمينه جعل گذرنامه و قاچاق انسان از كشورهاى خاورميانه به اروپا، كانادا و امريكا آغاز كرد.
امير كه تاكنون ۱۳ سال از عمر خود را به اتهام قاچاق انسان در زندان هاى اروپا بسر برده، اين بار از سوى دادستان شهر گوتبرگ به جعل مدارك و قاچاق ۴۲ نفر به سوئد در بين سال هاى ۲۰۰۵ تا ۲۰۰۶ متهم شده است.
سابقه كيفرى
امير در سال ۱۹۷۹ به سوئد مهاجرت كرد و در آنجا پناهنده شد. او از همان زمان فعاليت هاى خود را در زمينه جعل مدارك و قاچاق انسان آغاز كرد و سرانجام ۵ سال بعد در سال ۱۹۸۴از سوى پليس سوئد به اتهام جعل دستگير و پس از محاكمه به يك سال حبس محكوم شد.
اين مرد ايرانى پس از پايان دوران محكوميت خود دست از كارهاى خلافش برنداشت و به قاچاق انسان ادامه داد.
بيشترين مشتريان امير مسافران غيرقانونى خاورميانه بودند كه قصد داشتند به اروپا، كانادا و آمريكا مهاجرت كنند.
مرد ايرانى با دريافت مبالغ كلان از مهاجران غيرقانونى براى آنها مدارك لازم را جعل مى كرد و به ايشان وعده دريافت اقامت در كشور دلخواهشان را مى داد.
۴ سال زندان
امير بين سال هاى ۱۹۸۴ تا ،۲۰۰۲ سيزده سال از عمرش را پشت ميله هاى زندان گذراند و در طول ۵ سالى كه آزادانه زندگى مى كرد يك لحظه هم از كارهاى خلاف دست برنداشت به گونه اى كه هر روز بر تعداد صفحات پرونده هاى كيفرى او افزوده مى شد و پس از مدتى مرد ايرانى به مشهورترين قاچاقچى انسان در اروپا تبديل و براى پليس كشورهاى مختلف به چهره اى آشنا مبدل شد.
امير در آخرين سابقه كيفرى خود در سال ۲۰۰۱ بار ديگر به همان اتهامات قبل از سوى پليس سوئد دستگير شد.
ماجرا از اين قرار بود كه در يكى از روزهاى اواسط دسامبر سال ۲۰۰۱ مرد ناشناسى با پليس سوئد تماس گرفت و به مأموران گفت امير مرد تحت تعقيب در خانه اى در محله انگرد منطقه يوتوبورى پنهان شده است.
با تماس تلفنى مرد ناشناس بلافاصله گروهى از مأموران به خانه مورد نظر رفته و مرد ايرانى را دستگير و از مخفيگاه وى ۵۰ گذرنامه جعلى كشف كردند.
به اين ترتيب پرونده بزرگترين قاچاقچى انسان در اروپا بار ديگر به جريان افتاد و در حالى كه امير مانند دفعات قبل از همكارى با پليس و دادگاه خوددارى و هرگونه اتهامى را انكار مى كرد چند مهاجر غيرقانونى به طرح شكايت عليه وى پرداختند.
يكى از اين شاكيان كه او نيز يك ايرانى بود در دادگاه گفت: امير ۸۵ هزار كرون از من گرفت تا مرا از كشورم به سوئد برساند و برايم اقامت بگيرد او گفته بود خودش ترتيب همه كارها را مى دهد و هيچ مشكلى برايم پيش نخواهد آمد اما من به محض ورود به سوئد از سوى پليس دستگير شدم و امير هم ديگر هيچ كمكى به من نكرد.
سرانجام قاچاقچى انسان از سوى دادگاه گناهكار شناخته و به چهار سال زندان محكوم شد.
پرونده جديد
امير اين بار نيز پس از پايان دوران محكوميتش به كارهاى خود ادامه داد تا اينكه فوريه سال جارى دستگير شد. با دستگيرى مجدد وى اين بار پليس سوئد تحقيقات گسترده اى را در رابطه با وى آغاز كرد و شواهدى به دست آورد كه نشان مى دهد امير در طول سال هاى فعاليت خود ۲۰۰ هزار نفر را به صورت غيرقانونى به اروپا، كانادا و امريكا منتقل كرده است. اوله برومس مأمور بخش جنايى پليس سوئد كه مسئوليت تحقيق درباره امير را به عهده دارد در اين باره گفته است: اين مرد ۲۰۰ هزار مهاجر را به صورت غيرقانونى از كشورهاى خاورميانه به نقاط مختلف جهان منتقل كرده و شكى نيست كه از اين تعداد ۳۷ هزار مهاجر غيرقانونى را به سوئد آورده است. در نهايت از آنجا كه به بخش عمده اى از اتهامات قاچاقچى انسان پيش از اين رسيدگى شده بود پرونده وى به اتهام قاچاق ۴۲ نفر به سوئد و جعل مدارك به دادگاه بدوى گوتبرگ ارجاع شد و وى پاى ميز محاكمه رفت.
دادستان توماس آهلستراند، در جلسه محاكمه اين مرد ايرانى گفت: با دستگيرى امير مهمترين شبكه سازمان يافته قاچاق انسان از خاورميانه به اروپا متلاشى شده است.
بنابراين گزارش، هم اكنون امير در زندان تورتليا در انتظار برگزارى جلسات بعدى محاكمه خود است.
پيرمرد ۷۰ ساله، دست جراح قلابى مغز و اعصاب را رو كرد
زن ميانسالى كه با معرفى خود تحت عنوان جراح مغز و اعصاب از يك مرد مسن بيش از ۲ ميليون تومان پول گرفته بود توسط پليس دستگير شد.
به گزارش رسيده، شاكى ۷۰ ساله كه احمد نام دارد در طرح شكايت خود گفت: مدتى قبل از طريق همسرم با يك زن به نام مريم آشنا شدم. او خودش را پزشك معرفى كرده بود و چون من ناراحتى استخوان داشتم او به من گفت كه مى تواند مرا معالجه كند. چندين بار برايم داروهاى گياهى و داروهاى دست سازى كه مى گفت خودش ساخته است، تهيه كرد و در مدت چند ماه به بهانه دارو و ويزيت و آزمايش حدود ۲ ميليون و ۴۰۰ هزار تومان از من گرفت اما هيچ تفاوتى در وضعيت جسمى من حاصل نشد تا اينكه چند روز قبل با يكى از پزشكان بيمارستانى كه مريم مدعى بود در آنجا مطب دارد تلفنى صحبت كردم و آنها وجود چنين پزشكى را تكذيب كردند و من فهميدم اين زن اصلاً پزشك نيست. حالا هم از او شكايت كرده ام.
پس از طرح اين شكايت مريم دستگير شد و در اعترافاتش گفت: من ليسانس حقوق دارم اما چون به پزشكى علاقه زيادى داشتم و با داروهاى گياهى هم كمى آشنا بودم بيماران را ويزيت و معالجه مى كردم.
در حال حاضر تحقيقات در مورد اين زن و شناسايى ساير شاكيان وى ادامه دارد.
اين سارق بين المللى را شناسايى كنيد
يك كف زن بين المللى كه در شهرهاى مختلف ايران و كشورهاى خارجى دست به سرقت مى زد از سوى مأموران آگاهى اصفهان دستگير شد.
به گزارش رسيده، اين سارق حرفه اى كه ايوب نام دارد پس از دستگيرى به ۲۵ فقره سرقت در شهرهاى مختلف ايران اعتراف كرد و گفت: در يكى از سرقت هاى بزرگى كه انجام دادم در سال ۸۰ به عنوان مأمور نيروى انتظامى با بى سيم و دستبند به سراغ مردى رفتم و ۲۵ ميليون تومان از وى سرقت كردم.
ايوب كه به زبان هاى عربى، انگليسى، پاكستانى و روسى تسلط كامل دارد در ادامه به چندين فقره سرقت در كشورهاى خارجى اقرار كرد و زمانى كه متوجه شد از روزنامه ها خواسته شده است تا عكس وى بدون چشم بند چاپ شود تا شاكيان او را شناسايى كنند به مأموران براى جلوگيرى از اين كار پيشنهاد رشوه ۱۰ ميليون تومانى داد اما مأموران با رد اين پيشنهاد موضوع را به دادستان اصفهان گزارش دادند.
دادستان اصفهان نيز با صدور مجوز چاپ عكس اين متهم از افرادى كه توسط وى مورد سرقت قرار گرفته اند خواست تا اقدام به طرح شكايت كنند.
توطئه خونين زن خيانتكار براى قتل شوهر
زنى كه با همدستى پسر جوانى نقشه قتل همسرش را اجرا كرده بود، در بندرانزلى شناسايى و دستگير شد.
متهمان پس از قتل مرد جوان در شيراز جسد او را به خارج از شهر منتقل كرده و آتش زده بودند.
طرح شكايت
۱۴ مرداد ماه امسال خانواده مرد جوانى با مراجعه به پليس آگاهى شيراز مأموران را در جريان ناپديد شدن پسرشان قرار دادند.
خانواده عباس در شكايت خود گفتند: چند روزى بود كه از پسر و عروسمان به نام هاى عباس و افسانه خبرى نبود به همين خاطر به در خانه آنها رفتيم اما اثرى از آنها به دست نياورديم.
بخاطر اينكه آنها بى اطلاع مسافرت نمى رفتند احتمال مى دهيم اتفاقى برايشان افتاده باشد.
پس از طرح اين شكايت پرونده اى در اداره آگاهى تشكيل شد و عكس و مشخصات عباس و همسرش براى شناسايى در اختيار مأموران قرار گرفت.
ماموران در ادامه تحقيقات خود متوجه شدند، افسانه از چند ماه قبل به صورت پنهانى با پسر جوانى رابطه داشته است.
همچنين عباس و افسانه بخاطر اختلافات شديد هميشه با هم درگير مى شدند.
با به دست آمدن اين سرنخ مأموران احتمال قتل عباس را مطرح كردند و با اين فرضيه روبرو شدند كه افسانه با همدستى پسر جوان مرتكب قتل همسرش شده است.
اين احتمال زمانى قوت گرفت كه همسايه هاى اين زوج نيز اعلام كردند، افسانه و پسر جوان را با هم ديده اند.
ماموران در ادامه به شناسايى هويت پسر جوان پرداختند و در بررسى هاى خود متوجه شدند، پسر ۲۹ ساله، رضا نام دارد و اهل بندرانزلى است.
با شناسايى هويت اين جوان مأموران مشخصات رضا و افسانه را براى دستگيرى آنها در اختيار مأموران پليس آگاهى بندرانزلى قرار دادند.
سرانجام پس از گذشت دو هفته از ناپديد شدن عباس، مأموران رد پاى متهمان را در بندرانزلى كشف و آنها را روزپنجشنبه در اين شهر دستگير كردند.
متهمان پس از دستگيرى به اداره آگاهى منتقل و در بازجوئى هاى اوليه منكر اطلاع از سرنوشت عباس شدند، اما در ادامه پرده از قتل او برداشتند.
افسانه (۲۶ ساله) در بازجوئى به مأموران گفت: من و رضا چند ماه قبل با هم آشنا شديم. در ابتدا رابطه ما به صورت تلفنى بود اما در ادامه او به خانه مان مى آمد. هر زمان كه همسرم براى كار از خانه بيرون مى رفت رضا به خانه ام مى آمد و قبل از بازگشت همسرم آنجا را ترك مى كرد.
روز دهم مرداد ماه امسال پس از رفتن همسرم به محل كارش، رضا به خانه مان آمد ما در حال صحبت با هم بوديم كه ناگهان همسرم وارد خانه شد.
عباس با ديدن رضا با او درگير شد. رضا هم با چند ضربه چاقو او را مجروح كرد.
اين زن افزود: من كه راز خود را فاش شده مى ديدم، اسلحه اى را كه از قبل خريده بودم درآوردم و گلوله اى به سر عباس شليك كردم كه باعث مرگ او شد.
پس از قتل همسرم براى اينكه كسى متوجه ماجرا نشود تصميم گرفتيم جسد عباس را از بين ببريم و سپس به بندرانزلى فرار كنيم. قرار بود پس از مدتى نيز با هم ازدواج كنيم.
وى ادامه داد: براساس نقشه، وقتى هوا تاريك شد، جسد را داخل خودرو گذاشتيم و به بيابان هاى اطراف شيراز برديم. رضا روى جسد بنزين ريخت و آن را آتش زد. سپس از آنجا به بندرانزلى آمديم كه پس از ۲۰ روز شناسايى و دستگير شديم.
رضا نيز در ادامه تحقيقات با تائيد اعترافات افسانه به داشتن رابطه پنهانى با او اعتراف كرد.
بنابراين گزارش دو متهم پس از اعتراف به اين جنايت هولناك براى تحقيقات بيشتر و كشف جسد عباس به شيراز منتقل شدند.
پير مرد ۸۰ ساله را در حمام خانه اش كشتند
جسد پيرمردى ۸۰ ساله كه بر اثر خفگى به قتل رسيده است در خانه اش واقع در نازى آباد تهران پيدا شد.
به گزارش رسيده، جسد اين پيرمرد كه اسفنديار نام داشت در حالى كه با پيچيده شدن دستمال سفيد رنگى به دور گردنش خفه شده بود داخل حمام خانه اش پيدا شد. مقتول داراى يك پسر و ۳دختر بود كه همگى ازدواج كرده اند و او به تنهايى در خانه اش زندگى مى كرد.
قاتل يا قاتلان از خانه او يك دستگاه رسيور ماهواره و يك دستگاه ضبط صوت سرقت كرده اند اما آثار ورود به زور در خانه ديده نشده است.
بازپرس كشيك ويژه قتل در اين باره گفت: اين جسد ساعت ۲۰ و ۳۰ دقيقه پنجشنبه توسط فرزندانش پيدا شده و پسر مقتول گفته كه هر روز صبح براى بردن موتورسيكلت پدرش به خانه او مى رفته است، صبح پنجشنبه كه به خانه پدرش رفته متوجه شده كه در حياط خانه باز بوده است. اما او وارد اتاق ها نشده است و وقتى دوباره همان شب براى تحويل دادن موتور رفته متوجه شده همچنان در باز است و از پدرش هم خبرى نيست.
در حال حاضر تحقيقات در مورد قتل اين پيرمرد ۸۰ ساله ادامه دارد.
راز شليك مرگبار درخانه مالك «بى ام و»
مردى كه به بهانه خريد خودروى «بى ام و» مرد ميانسالى را در خانه اش واقع در ولنجك تهران به قتل رسانده بود توسط پليس دستگير شد.
به گزارش رسيده شامگاه ۲۴ مرداد ماه سال جارى به مأموران كلانترى ۱۶۳ ولنجك تهران خبر رسيد مرد ۵۴ ساله اى به نام محمد در خانه اش به قتل رسيده است.
پس از اين تماس بلافاصله گروهى از مأموران كلانترى، افسران پليس آگاهى تهران و بازپرس ويژه قتل در محل حادثه حضور يافتند و پس از ورود به خانه مورد نظر با جسد اين مرد كه وسط اتاق پذيرايى افتاده بود مواجه شدند و دريافتند محمد بر اثر اصابت گلوله به سرش از پاى درآمده است.
كارآگاهان براى افشاى راز اين جنايت يكى از دوستان مقتول كه جسد را كشف كرده بود تحت بازجوئى قرار دادند.
اين مرد گفت: محمد مرد ثروتمندى بود و به تنهايى زندگى مى كرد ما با هم رابطه صميمانه اى داشتيم و هر روز با همديگر تلفنى صحبت مى كرديم اما ديروزبه من زنگ نزد و به تلفن هايم نيز جواب نداد. اول تصور كردم كارى برايش پيش آمده است و تا امشب منتظر ماندم اما وقتى باز هم خبرى از او نشد نگرانش شدم و به مقابل منزلش آمدم.
دوست مقتول ادامه داد: وقتى به مقابل آپارتمان محمد رسيدم ديدم كفش هايش جلوى در است اما هر چه زنگ زدم كسى در را به رويم باز نكرد و اين مسأله بر شدت نگرانى ام افزود تا اينكه با كمك نگهبان ساختمان در خانه محمد را باز كرديم و ناگهان با جسد او روبرو شديم.
كارآگاهان در ادامه تحقيقات خود متوجه شدند هيچ يك از همسايه ها صداى شليك گلوله نشنيده اند و سلاح قاتل ناشناس به صداخفه كن مجهز بوده است.
در شرايطى كه پليس در بازرسى از قربانگاه به سرنخى مبنى بر اينكه سرقتى در آنجا به وقوع پيوسته است دست نيافت تحقيقات خود را پيرامون انگيزه احتمالى قتل مرد ثروتمند ادامه داد و سرانجام فاش شد مقتول دو بار در روزنامه براى فروش خودروى «بى ام و» مدل بالاى خود آگهى داده بود و اين خودرو پس از مرگ محمد ناپديد شده است.
با افشاى اين موضوع فرضيه قتل مرد تنها به انگيزه سرقت خودروى «بى ام و» قوت گرفت و مأموران متوجه شدند از چند روز پيش مردى به عنوان خريدار چند بار به منزل محمد مراجعه كرده بود.
به اين ترتيب رديابى «بى ام و» مسروقه در دستور كار پليس قرار گرفت و كارآگاهان پس از چند روز انجام تحقيقات گسترده اين خودرو را كه در اختيار مرد جوانى بود شناسايى كردند.
با پيدا شدن «بى ام و» مقتول، يكى از مأموران تحت عنوان خريدار به سراغ مردى كه خودرو را در اختيار داشت رفت و با وى وارد معامله شد.
در حين مذاكرات اوليه براى انجام اين معامله مأمور پليس به سرنخ ها و مداركى عليه اين مظنون دست يافت و سرانجام وى روز سه شنبه دستگير شد.
متهم ۲۸ ساله «روشن» نام دارد و داراى تحصيلات ليسانس است. او كه مدتى در زمينه خريد و فروش اتومبيل فعاليت داشته است بعد از دستگيرى تحت بازجوئى قرار گرفت و به قتل اعتراف كرد.
روشن گفت: روز ۲۳ تير ماه آگهى فروش اين «بى ام و» را در روزنامه ديدم و با صاحبش تماس گرفتم اولين بار كه به سراغش رفتم ۲ ميليون تومان به عنوان وديعه به او دادم تا ماشين را برايم نگه دارد. سپس يك سلاح خريدارى كردم و تصميم به سرقت گرفتم، بار دوم كه به سراغ محمد رفتم با او درگير شدم و از پشت سر گلوله اى به وى شليك كردم كه او كشته شد و من هم اسناد و مدارك و سوئيچ ماشين را دزديدم و سوار بر «بى ام و» فرار كردم.
در ادامه فاش شد متهم داراى ۲ فقره سابقه سرقت و زورگيرى است و ۱۸ ماه نيز در زندان بسر برده است.
بنابراين گزارش هم اكنون تحقيقات از «روشن» ادامه دارد.
از هامبورگ تا تهران در جست وجوى دختر ۴ساله
مرد جوانى كه ۸ ماه قبل دختر ۴ ساله اش را بدون اطلاع همسرش از كشور آلمان به ايران آورده و در خانه اى مخفى كرده بود توسط پليس ايران دستگير شد.
به گزارش رسيده دى ماه سال ۸۴ زن جوانى با مراجعه به پليس شهر هامبورگ مدعى شد كه همسرش به نام مصطفى دختر ۴ ساله شان را كه مينا نام دارد ربوده است.
در تحقيقات اوليه پليس آلمان معلوم شد كه مصطفى بعد از جدايى از همسرش دختر ۴ ساله خود را كه نزد مادرش زندگى مى كرد بطور مخفيانه همراه خود به ايران آورده است.
بدين ترتيب با شكايت اين زن و تقاضا از پليس اينترپل تلاش براى شناسايى و پيدا كردن مينا آغاز شد.
با توجه به اينكه بيش از ۸ ماه از اين ماجرا گذشته بود، مادر مينا خودش به ايران آمد و در شكايتى ديگر خواهان پيدا كردن فرزندش شد. سرانجام با پيگيرى هاى كارآگاهان اداره يازدهم پليس آگاهى تهران مأموران موفق شدند روز يكشنبه مخفيگاه مصطفى را در منطقه كن تهران، شناسايى و سپس با ورود به خانه، ميناى ۴ساله را پيدا كنند. مصطفى كه در اين ۶ ماه زندگى مخفيانه اى را مى گذراند مدعى شد كه ۸ سال قبل در آلمان با همسرش ازدواج كرده بود و قرار بود كه بعد از مدتى به ايران برگردند اما همسرش حاضر به بازگشت نشد و در آنجا زندگى جداگانه و مستقلى را آغاز كرد.
مصطفى گفت: با توجه به رفتارهاى همسرم دلم نمى خواست دخترم نزد او بماند اما چون دادگاه اين كشور حق نگهدارى از مينا را به همسرم داده بود، من تصميم گرفتم او را مخفيانه به تهران بياورم. در اين مدت در خانه اى كه اجاره كرده بودم با دخترم كه نامش را به عسل تغيير داده بودم، زندگى مى كردم و حتى يك لحظه هم از او جدا نمى شدم حتى كارم را هم تعطيل كرده بودم و به مراقبت از دخترم مى پرداختم.
كلاهبردارى ۳۰ ميليارد تومانى سه برج ساز از ۱۰۰ خريدار آپارتمان
يكصد خريدار آپارتمان هاى دو برج در تهران فريب نقشه آرسن لوپنى سه مرد كلاهبردار را خوردند و سه آرسن لوپن ۳۰ ميليارد تومان از آنان كلاهبردارى كردند.
به گزارش رسيده، تحقيقات قاضى شعبه ۱۰۵۱ دادگاه شميرانات از سردسته كلاهبرداران در حالى ادامه دارد كه ۲ همدست اين مرد همچنان متوارى هستند.
اعلام شكايت
يك سال پيش مرد جوانى به دادسراى شميرانات مراجعه كرد و مدعى شد، سه مرد برج ساز سر او و پدرش كلاه گذاشته اند.
اين مرد گفت: سه متهم ۸ سال پيش در منطقه كامرانيه، اسكلت برجى را علم كردند، آنها با توجه به شرايطى كه برج داشت با قيمت بسيار ارزانى آپارتمان ها را پيش فروش مى كردند. من هم در آستانه ازدواج بودم و براى اينكه خانه اى تهيه كنم با كمك پدرم يكى از واحدهاى آپارتمانى اين برج ها را خريدارى كرديم. البته ما ابتدا قصد داشتيم در مورد آن تحقيق كنيم اما وقتى وارد دفتر فروشندگان شديم، آنقدر آنها با اطمينان صحبت مى كردند كه با زبان چرب و نرمشان ما را راضى كردند همانجا آپارتمان را پيش خريد كنيم، پس از چند جلسه رفت و آمد سه مرد فروشنده آنقدر اعتماد ما را جلب كردند كه ۳۰۰ ميليون تومان پولى كه بايد بابت خريد آپارتمان مى داديم يكجا پرداخت كرديم. آنها قول دادند، ظرف مدت كمتر از يك سال آپارتمان ها را تحويل دهند، حتى برگه اى را هم باعنوان قولنامه امضا كرديم. اين شاكى ادامه داد: يك سال از اين ماجرا گذشت اما آپارتمانى به ما تحويل داده نشد. سه مرد فروشنده حتى كار ساخت را ادامه نمى دادند اما طورى رفتار مى كردند كه ناخودآگاه حرفشان را باور مى كرديم. نمى دانم چرا اين اتفاق مى افتاد اما هر بار كه با عصبانيت سراغشان مى رفتم آرامم مى كردند و باز به آنها فرصت مى دادم، تا اينكه بعد از گذشت چند سال متوجه شدم، نه تنها سه مرد فروشنده آپارتمان ها را به ما تحويل ندادند، بلكه هر واحد آپارتمانى را به چند نفر فروخته اند.
اين جوان ادامه داد: با اين حال باز هم آنها مى توانستند ما را قانع كنند تا ساكت باشيم و به آنها مهلت بدهيم تا اينكه بعد از مدتى متوجه شديم سه مرد فروشنده نه تنها هر واحد برج كامرانيه را به چندين نفر فروخته اند بلكه برج ديگرى هم در اطراف كامرانيه وجود دارد كه واحدهاى آن را هم به چندين نفر فروخته اند و از همه خريداران تمام پول آپارتمان را يكجا دريافت كرده اند.
با اعلام شكايت اين مرد و ساير مالباختگان، پليس متوجه شد صاحبان ۲ برج ۶ نفر هستند كه سه نفر از آنها اقدام به پيش فروش برج ها كرده و نه تنها پول آپارتمان را يكجا دريافت كرده بلكه هر واحد را به چهار نفر فروخته اند. در اين ميان سه كلاهبردار وقتى متوجه شدند پليس آنها را تحت تعقيب قرار داده است، متوارى شدند اما در نهايت پس از چندين شبانه روز تعقيب و مراقبت مأموران موفق شدند سردسته باند كلاهبردارى را دستگير كنند. اين مرد در بازجوئى ها گفت: من و دو شريكم تقريبا صاحب نيمى از دو برج بوديم و نيمى ديگر از برج ها به افراد ديگرى تعلق داشت. بنابراين تصميم گرفتيم بدون اينكه صاحبان ديگر برج متوجه شوند سهم خودمان را بفروشيم. براى اينكه اعتماد مردم را جلب كنيم بايد حداقل ۲ برج
را به مرحله اسكلت مى رسانديم. پس از اينكه به مرحله اسكلت رسيد، دفترى تاسيس كرديم و آن را بسيار فريبنده و طورى كه بتوان مردم را جلب كرد تزيين كرديم، رفتارمان طورى بود كه اجازه نمى داديم كسى به ما شك كند و از اين طريق هر يك واحد آپارتمان را به چهار نفر مى فروختيم. وى ادامه داد: تقريبا آپارتمان ها را به ۱۰۰ نفر فروختيم و از همه آنها پول تمام آپارتمان را گرفتيم، جمعا ۳۰ ميليارد تومان به دست آورديم.
اما بعد از مدتى وقتى خريداران متوجه نقشه ما شدند و شكايت كردند، فرار كرديم. 2 همدستم كه پول ها اكنون نزد آنهاست وقتى متوجه شدند مخفيگاه من لو رفته است متوارى شدند و من از آنها خبر ندارم.
اين مرد در ادامه گفت: ما از ۸ سال پيش اين كار را شروع كرده بوديم و تقريبا مرحله به مرحله پيش مى رفتيم از طرفى حاضر نبوديم پولى براى اتمام برج ها بدهيم به همين خاطر در اين مدت ساير مالكان برج هم روى آن سرمايه گذارى بيشترى نكردند و در نهايت برج ها در همان مرحله اسكلت باقى ماند.
اين پرونده پس از تكميل به دادگاه شميرانات فرستاده شد و تحقيقات هم اكنون در اين شعبه ادامه دارد.