هفته نامه اكونوميست چاپ لندن در شماره ۲ ستپامبر در گزارشى با عنوان» خاورميانه- دردسر بزرگ و بعد دردسرى بزرگتر «به شرايط كنونى منطقه شامل هرج و مرج در عراق، جنگ لبنان، اختلاف اسرائيل و فلسطينيان و موقعيت كنونى دولت ايران پرداخته است.
اين گزارش با اشاره به ويرانى هاى جنگ اخير لبنان يادآور مى شود كه رئيس جمهورى آمريكا عمليات اسرائيل عليه حزب الله لبنان را بخشى از مبارزه جهانى عليه تروريسم توصيف كرده است در حاليكه دو سال قبل، اسامه بن لادن، رهبر شبكه القاعده، گفته بود كه انگيزه وى از سازمان دادن حملات يازدهم سپتامبر سال ۲۰۰۱ در آمريكا، انتقام گرفتن از بمباران بيروت در سال ۱۹۸۲ بود.
در ادامه گزارش آمده است كه در پى حملات انتحارى يازدهم سپتامبر، كسانى در خاورميانه از كشته شدن گروهى از آمريكاييان ابراز خوشنودى كردند در حاليكه بسيارى ديگر، از جمله شيخ محمد حسين فضل الله، محبوبترين روحانى شيعه در لبنان، اين حملات را محكوم دانست.
اكونوميست مى نويسد كه اخيراً شيخ محمد حسين فضل الله در واكنش به حملات اسرائيل به لبنان آن را جنگ آمريكاييان با نيابت اسرائيل خواند و انگيزه آن را سلطه جويى سياسى، اقتصادى و نظامى ايالات متحده در تمامى خاورميانه توصيف كرده است.
به نوشته اكونوميست، بسيارى ديگر از مردم خاورميانه همين احساس را نسبت به آمريكاييان دارند در حاليكه قرار نبود اوضاع چنين شكلى به خود بگيرد و براى مدتى به نظر مى رسيد كه چنين نيز نخواهد شد.
در اين گزارش آمده است كه گرچه عمليات نظامى به رهبرى آمريكا عليه رژيم طالبان در افغانستان با ناخرسندى برخى از مسلمانان مواجه شد، اما پيروزى در اين جنگ به سرعت به دست آمد و از آنجا كه در خلال چند سال بعد، گروه هاى وابسته به القاعده به عمليات تروريستى در چندين كشور اسلامى، از اندونزى گرفته تا مراكش، دست زدند، حمايت از عمليات آمريكاييان در افغانستان افزايش و هوادارى از بن لادن كاهش يافت.
اكونوميست ادامه مى دهد كه سياست راهبردى دولت جورج بوش براى استقرار دموكراسى در خاورميانه هم باعث شد تا لرزه بر اندام رژيم هاى سركوبگر منطقه افتد و در حاليكه برخى اعراب آن را طرحى مرموز و شرورانه تلقى مى كردند، برخى ديگر آن را نشانه اى از تغيير جهت سياست آمريكا در كنار گذاشتن حمايت از ديكتاتورها مى دانستند.
پيامدهاى رويكرد خاورميانه اى آمريكا
به نوشته اكونوميست، عزم سياسى ايالات متحده ييامدهاى ملموسى هم در پى داشت و تمامى دولت هاى منطقه به صلاح خود ديدند كه به مبارزه عليه گروه هاى جهادى بپيوندند.
اين نشريه دربرشمردن پيامدهاى سياست خاورميانه اى آمريكا مى نويسد كه ليبى برنامه هسته اى مخفيانه خود را كنار گذاشت، عربستان سعودى به اصلاح محتواى كتاب هاى درسى آن كشور پرداخت تا از شدت بيگانه ستيرى آنها بكاهد و سياست هاى دموكرات مآبانه هم در همه جا به كار افتاد.
بخشى از اين تحولات صرفا جنبه ظاهرسازى داشت اما انتخابات آزاد در عراق و فلسطين نتايج غيرمنتظره اى را در پى آورد و در لبنان، يك قيام مسالمت آميز به چندين دهه قيمومت سوريه بر آن كشور خاتمه داد.
اكونوميست مى نويسد كه در عين حال، سياست پيشبرد دموكراسى در خاورميانه در مواردى هم به بيراهه رفت و برخى اظهارات مقامات آمريكايى به اين تفكر دامن زد كه هدف ايالات متحده برخورد با تمدن اسلامى است در حاليكه تروريست خواندن گروه هائى مانند حزب الله و حماس، كه بسيارى از مسلمانان آنها را نهضت هائى مشروع مى دانستند، به اين برداشت دامن زد.
اين هفته نامه سپس جنگ عراق را مطرح مى كند و مى نويسد كه پيش بينى عمرو موسى، دبيركل اتحاديه عرب، در اين مورد كه حمله به عراق» درهاى دوزخ را مى گشايد «تحقق يافته و عراق به تدريج به مكانى براى رشد تروريسم مبدل شده است.
اكونوميست انتشار تصاويرى از آزار زندانيان ابوغريب توسط نيروهاى آمريكايى و وضعيت بازداشتگاه گوانتانامو را عواملى در پراكندن هواداران آمريكا در منطقه مى داند و مى نويسد كه در يكى از جديد ترين نظرخواهى هاى انجام شده در منطقه، سه چهارم از پرسش شوندگان انگيزه حمله آمريكا را دست اندازى به منابع نفت عراق دانسته اند و بسيارى ديگر از ايجاد پايگاه نظامى در منطقه و حمايت از اسرائيل به عنوان هدف هاى جنگ عراق سخن گفته اند.
ايران بالنده
به نوشته اكونوميست، جنگ عراق به جاى ترساندن مخالفان سياست آمريكا، مانند سوريه و ايران، باعث تقويت موقعيت آنان شده است.
اين هفته نامه مى نويسد كه اقدام ايالات متحده در تغيير رژيم در عراق و افغانستان از نظر استراتژيكى به نفع ايران تمام شد بدون اينكه هزينه اى بر اين كشور تحميل كرده باشد.
در عراق، سقوط رژيم سابق به تقويت موضع سياسى شيعيان هوادار ايران منجر شده در حاليكه كشورهاى سنى مذهب، مانند تركيه و عربستان سعودى نيز اينك ترجيح مى دهند به جاى به چالش خواندن ايران، با جمهورى اسلامى كنار بيايند.
اكونوميست مى افزايد كه احساسات مليگرايانه در ايران به انتخاب يك دولت بيگانه ستيز و مشتاق دستيابى به ابزار بازدارنده هسته اى منجر شد و حزب الله، يعنى بازوى ايران در لبنان، تشويق شد تا خصومت خود عليه اسرائيل را تا حد تحريك اين كشور به جنگ شدت بخشد.
اين هفته نامه مى افزايد كه احساسات ضد آمريكايى باعث تقويت موقعيت اسلامگرايان در منطقه شده به نحوى كه اخوان المسلمين در مصر و جنبش حماس در فلسطين توانسته اند به موفقيت هاى انتخاباتى دست يابند در حاليكه هدف اعلام شده آقاى بوش براى ايجاد كشور مستقل فلسطينى تحقق نيافته و ايالات متحده تلاش چندانى در اين زمينه از خود نشان نداده است.
به نوشته اكونوميست، در حاليكه ياسر عرفات و آريل شارون هر دو از صحنه خارج شده اند، هنوز هم حل اختلاف فلسطينيان و اسرائيل به همان اندازه زمان حضور آنان دور از دسترس به نظر مى رسد.
در ادامه اين گزارش آمده است كه گرچه رأى دهندگان اسرائيلى دولتى را انتخاب كرده اند كه به خروج يكجانبه از سرزمين هاى فلسطينى و به پشت حصارهاى مرزى متعهد بوده، اما اينك و با توجه به جنگ اخير لبنان، آنان گمان نمى كنند كه پياده كردن چنين برنامه اى به نفع اسرائيل باشد.
در حاليكه اسرائيل احساس مى كند كه بدون دريافت تضمين هاى عينى براى حفاظت از اقداماتى مشابه موشك پرانى حزب الله لبنان، خروج از سرزمين هاى فلسطينى اقدامى نا مناسب است، فلسطينيان نيز كه به دليل سياست هاى حماس با قطع كمك هاى مالى خارجى مواجه شده اند، با شرايط دشوارى دست به گريبانند.
چه كسانى نفع بردند؟
اكونوميست در پايان اين مقاله مى نويسد: اما در ميانه اين تصوير دلگير، يك تحول به گونه اى بارز به چشم مى خورد: نا آرامى ناشى از تروريسم القاعده و واكنش آمريكا به افزايش بهاى نفت به سطحى سرگيجه آور كمك كرده و كشورهايى كه داراى اين ماده هستند به ثروت دست مى يابند.