Nimrooz
Vol. 18, No. 898, September 8, 2006
سال هيجدهم - شماره ۸۹۸ - جمعه ۱۷ شهريور ۱۳۸۵
بازجوها خشن نبودند، تحت فشار نبودم
خبرگزارى دانشجويان ايران روزگذشته در خبرى كوتاه اعلام كرد رامين جهانبگلو، روشنفكر ايرانى كه اوائل ارديبهشت ماه بازداشت شد، با سپردن وثيقه از زندان آزاد شده است. جهانبگلو پيش از هر كارى بعد از آزادى از زندان به خبرگزارى ايسنا مراجعه و با رئيس اين خبرگزارى ديدار كرده است.
ساعاتى بعد، در خبر تكميلى ايسنا راجع به آزادى جهانبگلو روى تلكس اين خبرگزارى قرار گرفت كه حكايت داشت رامين جهانبگلو عصر چهارشنبه (هشتم شهريور) با حضور غير منتظره در محل خبرگزارى دانشجويان ايران درخواست كر در «گفت وگويى آزاد» ، به شرح وضعيت خود و طرح برخى مسايل بپردازد. ايسنا خاطر نشان كرده كه اين استاد دانشكاه «هيجان زده به نظر مى رسيده» و «بدون مقدمه و مسلسل وار» گفته: «من امروز آزاد شدم. صادقانه بگويم عملا مى دانستم كه وقتى قدم بگذارم منزل، از همه جاى دنيا مى خواهند به من زنگ بزنند. مى خواستم با يك جا مصاحبه كنم و بعد آسوده باشم. خصوصا كه مى خواهم مسافرت بروم.»
به گزارش ايسنا، جهانبگلو در پاسخ به اين سوال كه آيا بهتر نيست اين گفت وگو در روزهاى آتى، با فرصت و مجال بهتر و با حضور خبرنگاران ديگر رسانه ها انجام شود، خاطرنشان كرده: «كار من كار فكرى و تحقيقى است. خصوصا وقتى آدم از زندان خارج مى شود يا در شرايط سختى بوده عملا روحش آسيب ديده است دلش مى خواهد كه آرامش داشته باشد. بنابراين اينكه آدم ترجيحا با انتخاب خودش صحبت كند، راضى تر است تا اين كه با تماس هاى مكرر بخواهند به زور با ديگر رسانه ها حرف بزند. واقعاً پيش خودم گفتم كه بهتر است خودم انتخاب كنم. همانطور كه گفتم مى خواستم با يك جا و در اولين فرصت مصاحبه كنم.»
دستگيركنندگان خشن نبودند، بازجوها مودب بودند
رامين جهانبگلو در ادامه گفت وگو با خبرگزارى دانشجويان ايران (ايسنا) درباره نحوه دستگيرى خود و شرايط زندان اظهار داشته: «بنده در تاريخ ۵ ارديبهشت ماه سال جارى دستگير شدم و اتهامى كه به بنده تفهيم شد اقدام عليه امنيت ملى كشور و ارتباط با بيگانگان بود. من در فرودگاه دستگير شدم. هميشه من در فرودگاه كه مى آمدم پاسپورتم را چك مى كردند و سئوال و جواب مى كردند ولى اين بار گفتند لطفا با ما تشريف بياوريد.» وى بلافاصله افزوده: «البته هيچ برخورد خشنى نكردند.»
اين روشنفكر ايرانى درباره وضعيت خود در زندان با بيان اينكه «به هر حال محيط زندان محيط فشار است» گفته: «به من هيچ فشار جسمى و روحى وارد نشد و از همان ابتدا بازجوئى ها مودبانه بود. به من گفتند اين اتهامات شماست و شما با اين افراد رفت و آمد داشتيد كه گفتم بله داشته ام. گفتند شما فكر نمى كنيد عليه منافع ملى اقدام كرديد؟ كه گفتم من درجهت منافع ملى حركت كردم.»
اقداماتم ناآگاهانه بود
وى درباره اينكه زمانى كه دستگير شد حدس مى زد به چه اتهامى بازداشت شده است؟ اظهار داشته: «طبيعتا مى دانم كه يك سرى از اتهامات را نداشتم. من نه راهزن هستم، نه تبهكار و نه قاچاقچى؛ اما حدس مى زدم كه به دليل ارتباطم با خارجى ها است چون كنفرانس زياد مى رفتم. طبيعتا حدس مى زدم به چه دليل بازداشت شدم.» وى در توضيح بيشت آورده كه: «بنده به دليل ارتباط با نهادها و موسسات آمريكايى دستگير شدم.»
جهانبگلو در توضيح اتهامى كه به وى تفهيم شده اظهار داشته: «اتهامى كه به بنده تفهيم شد اقدام عليه امنيت ملى و ارتباط با بيگانگان است. اتهام جاسوسى به بنده تفهيم نشده است. بنده در سايت هائى مطالبى مى نوشتم يا درباره ايران يا درباره خاورميانه كه مربوط به مأموران امنيتى بود كه البته اين اقدامات ناآگاهانه انجام شده است.»
تحت فشار نبودم
وى با تكرار اينكه در تمام طول مدت در زندان از نظر جسمى وضعيت خوبى داشته و حتى دارويى نيز مصرف نمى كرده، گفته: «در زندان براى همه چيز پزشك بود و تنها يك بار براى درد شكم به آنجا مراجعه كردم. من هيچ گاه تا به حال اوين نرفته بودم و فكر نمى كردم در آنجا پزشك هاى مختلف وجود داشته باشد كه بيايند و به شما سر بزنند و بگويند حال شما خوب است يا خير؟ بنده در بند عادى نبودم، در بند اطلاعات بودم و پرونده ام نيز از طريق دادگاه انقلاب دنبال مى شد. اين اولين تجربه بنده از زندان بود و هيچ گاه آرزو ندارم كسى به زندان برود كه طبيعتا تجربه سخت و تلخى است؛ اما صادقانه عنوان مى كنم كه تحت هيچ فشار روحى و جسمى نبودم. ماه اول برايم بسيار سخت بود؛ زيرا به محيط عادت نداشتم و ملاقات هم نداشتم. در سه ماه بعد بنده را در سلول انفرادى گذاشتند كه در آن تلويزيون و روزنامه وجود داشت و مى توانستم با خانواده ام ملاقات كنم و تماس تلفنى داشته باشم. نمى دانم كه اين شرايط ويژه تنها براى من بوده است يا خير؟ اما اين شرايطى بود كه حداقل براى زندانيانى كه در آن بند بودند وجود داشت.»
جهانبگلو با اصرار مجدد بر اينكه دربازجوئى ها با وى خشونت آميز رفتار نشده است، تأكيد كرده: «بازجوها با من بسيار مودبانه برخورد كردند و هيچ برخورد نامناسبى با بنده صورت نگرفت.»
وى در توضيح اينكه چرا وكيلى اختيار نكرده است، درباره دليل اين امر گفته: «بنده با قوه قضائيه ايران چندان آشنايى ندارم. اما در صحبتى كه با خانواده ام كرده بودم تصميم بر اين بود كه خودمان مسأله را حل كنيم. زيرا دقيقا نمى دانستم به چه كسى بتوانم اعتماد كنم و او بتواند كارم را پيگيرى كند. بخصوص كه من به عنوان متهم در بازداشت بودم. به اين دليل فكر كردم اگر خودم كار را دنبال كنم بهتر است.»
وثيقه ام دو سند منزل است
وى با ابراز بى اطلاعى از ميزان وثيقه صادره براى خود، خاطر نشان كرده: «تنها مى توانم بگويم كه اين وثيقه سنگين بوده است، و سند دو منزل را توديع كرديم.»
جهانبگلو ادامه داده: «خانواده بنده خيلى موافق ايجاد التهاب در جو جامعه نبودند. البته هنوز فرصت نكردم كه با آنها صحبت كنم. چون امروز آزاد شدم و صحبت هائى كه كرديم خانوادگى بوده و بيشتر وقتم را با دخترم گذراندم.»
وى درباره زمان برگزارى دادگاهش اظهار داشته: «به بنده اعلام نشده كه دادگاهم چه زمانى برگزار مى شود و در جريان نيستم كه براى پرونده كيفر خواست صادر شده يا خير. به من گفتند تو آزادى و وثيقه را توديع كرديم. به بنده گفته نشده كه كيفر خواست صادره شده يا دادگاه خواهد بود يا خير.»
حال و اوضاعم خوب است
جهانبگلو در ادامه براى چندمين بار تأكيد كرده كه «از وضعيت جسمى خوبى برخوردار است» و «حال و اوضاعش خوب است.»
وى توضيح كاهش وزنش نسبى اش گفته: «به خاطر اين است كه تجربه زندان نداشتم. غذايم عوض شده بود و همچنينى به اين دليل كه دور از خانواده بودم.» و به فوريت توضيح داده: «البته وضع غذا خوب بود.»
جهانبگلو گفته: «فكر مى كنم اصولا در محيط زندان خيلى بد مى گذرد. به قول فرانسوى ها كسى دلش نمى خواهد تعطيلاتش را در زندان بگذراند. بنابراين عملا هركس فكر مى كند بعد از اين كه از آن جا در مى آيد ديگر به آن جا نرود. ولى خوب شرايط دارد، يك موقع شما درباره گوانتانامو و ابوغريب صحبت مى كنيد كه عملا چنين چيزى در مورد من صدق نمى كند. من درباره كسان ديگر صحبت نمى كنم ولى شرايطى كه براى من بود اين بود كه از يك دوره به بعد توانستم تلويزيون نگاه كنم، روزنامه و كتاب داشته باشم و حتى چيزى بنويسم. من از آن جا تعريف نمى كنم. مى گويم اين شرايطى است كه براى من مهيا بود ولى مى دانستم براى افراد ديگر هم مهياست. عملا در سلول هاى ديگر مى ديدم كه كسانى كه درازمدت بود قرار بود آن جا باشند دوش و توالت داشتند، تلويزيون هم داشتند.»
جهانبگلو در ادامه اين گفت وگو به توضيح اتهامات دستگاه قضائى به خود پرداخته است: «ارتباط من با موسسات امريكايى از سال۱۳۸۱ تا ۱۳۸۵ ادامه پيدا كرد... البته دعوت هائى از سوى يك موسسه آمريكايى بود كه بورس مى دهد و سخنرانى مى گذارد و بنده را به چند كنفرانس و سمپوزيوم دعوت كردند و آنجا براى بنده فرصتى بود كه با افرادى از وزارت خارجه آمريكا و ساير موسسات آشنا شوم و اين مدت از طريق اين موسسه به يك سرى از كنفرانس ها دعوت مى شدم و در برخى از آنها افراد ديگرى هم بودند كه يك سرى از وزارت خارجه آمريكا بودند به ويژه مأموران اطلاعاتى كه در برخى از اين كنفرانس ها مأموران اطلاعاتى اسرائيل و آمريكا بودند. اين ارتباط مستمر از طريق اين موسسه با نهادهاى آمريكايى ادامه پيدا كرد تا اينكه سرانجام در يكى از كنفرانس هائى كه به اروپا رفته بودم با فردى آشنا شدم كه مشاور اسبق كلينتون و رئيس مركز صندوق آلمانى مارشال بود.»
روى «فروپاشى نرم» كار مى كردم
جهانبگلو تصريح كرده: «علت دستگيرى من با فروپاشى نرم يا از درون ارتباط پيدا مى كرد و حساسيت هم در ارتباط با دعوت از افرادى بود كه به ايران دعوت كردم. طرح پيشنهادى موسسه مارشال تحقيق تطبيقى بود در ارتباط با اينكه روشنفكران در اروپاى شرقى در زمان فروپاشى كمونيزم چه نقشى داشتند و چگونه اين نقش را ايفا كردند و چگونه جامعه مدنى را توانستند توانمند كنند و نتيجه آن فروپاشى بوده است و مقايسه با اينكه روشنفكران در ايران به علاوه عناصر گروه هاى غير دولتى، چگونه مى توانند توانمند شوند.»
جهانبگلو سپس خود را «قربانى» معرفى كرده و اظهار داشته: «درحال حاضر كه به گذشته نگاه مى كنم حالت قربانى را پيدا كردم زيرا عملا در حلقه و زنجيره اى افتادم كه كار و هدف من نبوده است. در حقيقت يك نوع لغزش و انحراف از كار تحقيق فلسفى و روشنفكرى من به سمت يك كار سياسى صورت گرفته است... آمريكا سعى مى كند كه با نخبگان و فرهيختگان و محققان ما تماس گرفته و آنها را شناسايى كرده و در حلقه هائى قرار دهد و با آنها ارتباطات مستمر داشته باشد و به جاهايى بكشاند. اين در زمينه هاى ديگر شايد شديدتر از زمينه اى باشد كه براى من اتفاق افتاده است.»
وى در ادامه به انتقاد از روشنفكران ايران پرداخته و گفته: «ما يك مديريت پايدار و پويا در زمينه روشنفكرى نداريم كه بتواند يك چيزى كه بتوان اسم آن را انديشه ايرانى گذاشت را به يك مرحله اى برساند كه بتواند مقابل ايدئولوژى آمريكايى عرض اندام كند، روشنفكران ما راحت مى توانند در دام اين بيفتند كه حالا شما به كنفرانس بياييد يا اين بورس را بگيريد و... انگيزه انجام اين كار از طرف من شايد به دليل جاه طلبى روشنفكرى بود، و يا اينكه روشنفكرى بايد جهانى باشد. من دلم مى خواست جهانى باشم اما نه اينكه با يك مأمور اطلاعاتى ارتباط داشته باشم.»
نمى دانستم عليه امنيت ملى اقدام مى كنم
رامين جهانبگلو در ادامه گفت و گو با خبرگزارى دانشجويان ايران (ايسنا) در پاسخ به اين سوال كه آيا سرانجام اتهام اقدام عليه امنيت ملى را پذيرفتيد يا خير؟ اظهار داشته: «اقدام عليه امنيت ملى را به اين صورت پذيرفتم كه گفتم ارتباط با بيگانگان داشتم و در اين زنجيره قرار داشتم. يعنى به اين شكل كه اتهام اقدام عليه امنيت ملى را پذيرفتم منتها با اين عنوان كه نمى دانستم آنچه انجام مى دهم اقدام عليه امنيت ملى است.»
جهانبگلو ادامه داده: «فكر مى كنم لااقل بخشى از دانشگاهيان يا بخشى از عناصر جامعه مدنى ما در اين خطر هستند كه آن اتفاقى كه براى من افتاد براى آنها بيافتد؛ چون مى بينم هموطنان ما در آن كنفرانس ها دعوت مى شوند، به آنها بورس مى دهند، نهادهاى آمريكايى با آنها تماس مى گيرند و به گونه اى ممكن است در اين زنجيره بيافتند و اين زنجيره در جهت منافع ملى و آن چه انديشه ايرانى مى توان اسمش را گذاشت، نيست. منظورم عناصر جامعه مدنى به طور كلى است. حتى ممكن است بخشى از عناصر دولت در اين جهت قرار بگيرند.»
اين استاد ايرانى ادامه داده: «سازمان هاى آمريكايى... مرا در مسيرى قرار داده بودند كه من آخرالامر متوجه شدم در اين زنجيره افتادم و اين مسأله ممكن است براى كسان ديگرى هم صورت بگيرد. در كنفرانس هائى شركت مى كردم كه مأموران اطلاعاتى و عناصر صهيونيستى هم در آن جا حضور داشتند. خيلى از مأموران اطلاعاتى آمريكايى يا اسراييلى دانشگاهى اند و در واقع در پشت يك چيزى خود را پنهان مى كنند و براى همين مى گويم شما را در يك مسير قرار مى دهند.»
وى افزوده: «من خودم را يك ايرانى مى دانم بعد از اين همه مدت كه خارج بودم بالاخره به ايران برگشتم و در دوره هاى مختلف به اين مملكت آمدم و زندگى كردم و هميشه سعى كردم در كنار نوشته هايم به فرانسه و انگليسى، به فارسى هم بنويسم و در اين جا چاپ كنم ولى دلم مى خواسته است ارتباطات جهانى ام را هم هميشه داشته باشم و اين ارتباطات فقط براى خودم نباشد براى ملت ام هم باشد. فقط اين بايد در يك راستاى تحكيم منافع ملى باشد.
من هيچ وقت دلم نمى خواسته است الان هم دلم نمى خواهد كه از كسى دعوتى انجام بدهم و يك دفعه ببينم كه پشتش يك سازمان مثلا آمريكايى مى خواهد سياست خودش را پياده كند. شما خودتان را جاى من بگذاريد. براى من مهم اين است كه تعامل فرهنگى صورت بگيرد، نه اين كه سازمانى جاسوسى كند يا عليه منافع ملى اقدام كند.»
وى پرسيده: «من كسى هستم كه ۳۰ سال عمرم را درس خواندم، درس دادم و مطلب نوشتم. مى توانم به چهار- پنج زبان حرف بزنم و به آن زبان ها تدريس كنم و مطالب بنويسم. چرا من نبايد بتوانم جزو هيأت علمى دانشگاهى در ايران باشم؟ اين جاست كه آسيب شناسى مهم است و اين كه چگونه بتوانيم از لياقت ها و پتانسيل ها استفاده كنيم. بايد مديريت روشنفكرى و برنامه ريزى درست انجام شود.»
صحبت هايم در اينجا «اعترافات» زندان نيست
جهانبگلو در پاسخ به اين گفته خبرنگار ايسنا كه: «همين الان كه با هم صحبت مى كنيم ظاهرا سايتى نوشته است كه با توجه به اين كه گفته شده قرار است اعترافات جهانبگلو از تلويزيون دولتى پخش شود، اين نگرانى وجود دارد كه وى با رفتن به خبرگزارى ايسنا قصد دارد بخشى از اعترافات خود را در ايسنا بيان كند» اظهار داشته: «من كسى نيستم كه دائما در محافل سياسى و جنبش هاى دانشجويى باشم و آدم هاى زيادى را بشناسم. مثلا هيچ كدام از بچه هاى تحكيم را نمى شناسم. همه را از طريق آقاى قادرى مى شناختم. اين كه چرا ايسنا را انتخاب كردم براى اين كه در ذهنم بود كه به جاى اين كه به يك روزنامه بروم به يك خبرگزارى بروم كه همه مى توانند از خبرش استفاده كنند و در ميان خبرگزارى ها نيز ايسنا را به دلايلى كه قبلا توضيح دادم انتخاب كردم. در ايران از هنرپيشه سريال تلويزيونى گرفته تا يك روشنفكر زندگى شان براى مردم جالب است.»
اين روشنفكر ايرانى در ادامه باز هم به وضعيت خود در زندان اشاره اى كرده و افزوده: «من يك آدم اكتيوم. نمى توانم يك جا بمانم. آن جا هم كه بودم كتاب مى خواندم و مطلب مى نوشتم و انشاءالله مطالبى كه نوشتم چاپ مى كنم. حالا دلم مى خواهد مدتى را با خانواده ام و بيشتر در فضاى باز بگذرانم ولى پروژه من در حقيقت اين است كه اولين كارى كه بكنم برگردم به همان پروژه اى كه قبل از دستگيرى شروع كرده بودم. من يك سفرى به هند رفته بودم و مى خواهم برگردم به هند و آن جا كار هندشناسى را ادامه بدهم و نتيجه اش انشاءالله تبديل به يك يا دو كتاب شود و فكر مى كنم كه لااقل تا يكى دو سال ديگر وقتم را بگيرد.»
چه كسى گفته فيلم اعترافات از من گرفته اند؟
سپس در پاسخ به پرسشى درباره شايعه تهيه فيلمى تحت عنوان اعترافات وى براى پخش از تلويزيون، اين موضوع را «كاملا» رد كرده و گفته: «چه كسى چنين چيزى را گفته است؟ به هرحال از قوه قضائيه با من درباره چنين چيزى صحبت نكردند و من خودم تصميم گرفتم حرف هايم را بگويم.»
وى در پاسخ به پرسش ديگرى مبنى بر اينكه «گفته شده شما بودجه اى از وزارت ارشاد دولت گذشته گرفتيد و آيا كلاً ارتباطى با دولت قبلى داشتيد؟» تأكيد كرده: «من در هيچ زمانى با هيچ نهاد دولتى همكارى نداشتم.»
وى در ادامه درباره روند پيگيرى شدن پرونده اش گفته: «من با وثيقه آزاد شدم و پرونده ام در بازپرسى رسيدگى مى شود.»
اظهارات جهانبگلو در رد تهيه فيلم اعترافات، در شرايطى منتشر مى شود كه كمتر از دوهفته پيش درى نجف آبادى دادستان كل كشور از وجود نواراعترافات رامين جهانبگلو خبر داده بود. وى در مصاحبه اى گفت كه «جهانبگلو خودش با پخش مصاحبه هايش موافق بوده اما اينكه اين اعترافات پخش مى شود يا نه، بحث ديگرى است.» همچنين، كريمى راد سخنگوى قوه قضائيه نيز در اظهار نظرى جداگانه، تهيه چنين نوارى و «احتمال» پخش ان را تأييد كرده بود. پيش از آن نيز، روزنامه رسالت از پخش فيلم اعترافات در يك نهاد «فرهنگى» (كه به گزارش برخى منابع در تهران، «شوراى عالى انقلاب فرهنگى بود» ) خبر داده بود.
بازدادشت رامين جهانبگلو طى ماه هاى گذشته اعتراض بسيارى از محافل داخلى وخارجى را برانگيخت. علاوه برسازمان هاى حقوق بشرى داخلى وخارجى، ماه گذشته اتحاديه اروپا نيز دربيانيه اى اعتراض خود را به اين بازداشت اعلام كرده و «اعترافات» ساختگى وى را بى اعتبار دانسته بود: «اتحاديه اروپا كاملاً از تخلفات آشكار مقامات ايرانى درخصوص كيفيت دستگيرى و بازداشت اين فيلسوف انديشمند آگاه است و از مقامات جمهورى اسلامى مى خواهد كه هر چه سريعتر امكان مشاوره حقوقى را براى وى به وجود آورند. اتحاديه به علاوه خاطرنشان مى كند كه كليه اعترافات گرفته شده در زندان بدون حضور شهود قضائى ذى صلاح از هيچ گونه اعتبارى برخوردار نخواهند بود.» اتحاديه اروپا سپس از سران جمهورى اسلامى درخواست كرده بود كه «شهروندان ايرانى را به دليل تماس با سفارت ها، دانشگاهها و مؤسسات فرهنگى خارجى مورد مجازات قرار ندهند.»
پس از دستگيرى جهانبگلو، وزير اطلاعات اين روشنفكر ايرانى را به شركت در جريانى كه به ادعاى وى تلاش براى راه اندازى «انقلاب مخملى» درايران بوده است، متهم كرد، موضوعى كه نگرانى محافل مستقل را نسبت ميزان فشارهاى وارد بر اين روشنفكر ايرانى در زندان برانگيخت.

ايران
تحقيق
صفحه اول
داستان
خواندنيها
طنز
از شما چه پنهان
از آنچه گفته اند
يك زندگى
مقاله ها
گزارش
گفتگو
بازتاب
جهان
افغانستان
ورزش
شعر
خاطرات
از لابلاى متون
آخر هفته
حوادث
فال هفته
روى خط آلمان
آرشيو روزنامه
آرشيو مقاله ها

•   ايران   •   تحقيق   •   صفحه اول   •   داستان   •   خواندنيها   •   طنز   • 
•   از شما چه پنهان   •   از آنچه گفته اند   •   يك زندگى   •   مقاله ها   •   گزارش   •   گفتگو   • 
•   بازتاب   •   جهان   •   افغانستان   •   ورزش   •   شعر   •   خاطرات   • 
•   از لابلاى متون   •   آخر هفته   •   حوادث   •   فال هفته   •   روى خط آلمان   • 

•    آرشيو مقاله ها   •    آرشيو روزنامه   •