Nimrooz
Vol. 18, No. 898, September 8, 2006
سال هيجدهم - شماره ۸۹۸ - جمعه ۱۷ شهريور ۱۳۸۵
انتقاد شديد هاآرتص به دولت اهود المرت
در روزهاى اخير انتقاد از دولت اهود المرت و خصوصا عملكردش در بحران لبنان و جنگ عليه حزب الله به شكلى فراگير در رسانه هاى اين كشور بازتاب يافته است.
بر اساس نظرسنجى هاى انجام شده، اسراييلى ها به ترتيب، اهود المرت نخست وزير، امير پرتز وزير دفاع و دان هالوتس رئيس ستاد ارتش را مسئول اصلى ناكامى در مواجهه با حزب الله مى دانند.
شدت انتقادات گاه به حدى مى رسد كه همه سابقه دولت اين كشور را زير ضرب مى گيرد و آن را فاقد هرگونه نقطه مثبتى معرفى مى كند.
در يكى از تندترين مقالات، برادلى بورستون، نويسنده روزنامه هاآرتص تا آنجا پيش رفته كه به كنايه سيد حسن نصرالله را مناسب ترين شخص براى نشستن بر مقام نخست وزيرى اسرائيل معرفى كرده است.
او با اشاره به بحرانى كه گريبانگير اهود المرت نخست وزير فعلى اين كشور است، اسرائيل را عملا كشورى بدون نخست وزير خوانده است.
نويسنده براى توجيه نظر خويش به سلسله اى از مشكلات گريبانگير مقامات حكومتى اشاره مى كند و سعى دارد خواننده را به نبود شخصيت هاى سالم و كارآمد در سطوح بالاى اداره اين كشور مجاب كند.
قحط الرجال
وى با اشاره به پرونده اى كه اخيراً عليه رئيس جمهور اسرائيل و بر اساس ادعاى زنى از كارمندان سابق رياست جمهورى باز شده مى نويسد: «كسى كه بايد اسوه پاكدامنى باشد، اتهام تجاوز را به دوش مى كشد» .
او مى افزايد: «فرمانده ارتش كشور كه بايد سمبل فداكارى و جانبازى باشد، درست موقعى كه مردم در مورد اين كه آيا ارتش براى رفتن به جنگ آمادگى، برنامه، تداركات و آموزش لازم را داشته يا نه، چند روزى مرخصى گرفته تا به امور مالى اش برسد» .
و بعد تيغ تيز انتقاد را متوجه نخست وزير اسرائيل كرده و اهود المرت را چنين معرفى مى كند: «مردى كه از ۴ ژانويه بعد از آنكه شارون گرفتار سكته مغزى شد، به عنوان نخست وزير وارد ميدان شد و تا ۱۲ ژوئيه با بى مسئوليتى روشن، ضعفش را آشكار كرد» .
نويسنده سپس شرايط فعلى حاكم بر دولت اسرائيل را به بى دولتى تشبيه مى كند و معتقد است در واقع اينك دولتى بر كشور حاكم نيست و با اشاره به گذشت شش دهه از تشكيل اسرائيل، دولتش را با دولت خودگردان فلسطين مقايسه مى كند: «برخلاف فلسطين كه دولتش از عدم استقلال در رنج است (و تعدادى از مقاماتش توسط اسرائيل به زندان افتاده اند)، اسرائيل كشور مستقلى است كه دولت ندارد» .
برادلى بورستون در ادامه مقاله اش از عدم وجود افراد لايق براى اداره كشور سخن مى گويد و با اشاره به جايگزين هاى ممكن براى پست نخست وزيرى، آنها را شخصيت هائى تأثير گذار معرفى كرده كه هچ يك توانايى شان را به اثبات نرسانده اند.
او سپس به كنايه مى نويسد: «در وضع فعلى، تقريبا تنها چيزى كه مى تواند سر المرت را حفظ كند، سر حسن نصرالله است.»
رهبرى نصرالله
وى با طرح اين پرسش كه اگر هنوز كشتن رهبر حزب الله در دستور كار است، چرا از نصرالله براى هدف مفيدى استفاده نشود، ويژگى هاى او را بر مى شمرد: «سابقه اش را ببينيد. مردى كه در امور امنيتى قوى و معقول است. نيروهايش از آمادگى لازم برخوردارند، خوب آموزش ديده اند، خوب مجهز شده اند و به خوبى محافظت مى شوند» .
برادلى بورستون سپس به سرعت عمل حزب الله در بازسازى و كمك به آسيب ديدگان جنگ و كمك هاى نقدى به آنان اشاره كرده و با يادآورى مصاحبه اخير نصرالله با تلويزيون لبنان مى نويسد: «او مردى است كه به اشتباه محاسبه اش اعتراف كرده و برخلاف المرت، رهبرى است كه اگر در قضاوتش اشتباه كرد، مى تواند به صراحت آن را بپذيرد» .
نويسنده هاآرتص در ادامه رهبران دهه هاى اخير اسرائيل را به تفرقه افكنى متهم مى كند: «بيش از ۲۰ سال است نخست وزيران اسرائيل به سر كار مى آيند و متعهد مى شوند رهبرى براى همه مردم باشند، اما فقط شكاف موجود را گسترده تر مى كنند و اختلافات تازه مى آفرينند» .
و به طنز نتيجه مى گيرد: «چرا از رهبرى بهره نبريم كه برخلاف همه نخست وزيران اسرائيل توانسته مردم را متحد كند؟ تنها نصرالله است كه توانست به مسائلى كه طى چهار دهه گذشته جامعه اسرائيل را متفرق كرده بود خاتمه دهد: او به شكلى موثر استدلال هاى له و عليه موضوع زمين در برابر صلح را متوقف كرد. در حال حاضر هيچكس نمى خواهد چيزى بدهد. خصوصا در تنها جايى كه براى همه مهم است: ساحل غربى.»
«راست و چپ بيش از هر زمان ديگرى از ژوئن ۱۹۶۷ تاكنون به هم نزديك تر شده اند. راست ها با از دست دادن غزه روياى اسرائيل بزرگ را به فراموشى مى سپارند و چپ ها هم هدف حملات موشكى حماس، جهاد و حزب الله قرار گرفته اند و پايه ايدئولوژى پايان جنگ با پايان دادن به اشغال، را ويران شده مى بينند.»
برادلى بورستون در پايان مطلب نتيجه مى گيرد كه نصرالله با اين سوابق، لياقتش را به اثبات رسانده و مى پرسد: «رهبران فعلى اسرائيل براى نشان دادن توانايى شان چه مى كنند؟» .

ايران
تحقيق
صفحه اول
داستان
خواندنيها
طنز
از شما چه پنهان
از آنچه گفته اند
يك زندگى
مقاله ها
گزارش
گفتگو
بازتاب
جهان
افغانستان
ورزش
شعر
خاطرات
از لابلاى متون
آخر هفته
حوادث
فال هفته
روى خط آلمان
آرشيو روزنامه
آرشيو مقاله ها

•   ايران   •   تحقيق   •   صفحه اول   •   داستان   •   خواندنيها   •   طنز   • 
•   از شما چه پنهان   •   از آنچه گفته اند   •   يك زندگى   •   مقاله ها   •   گزارش   •   گفتگو   • 
•   بازتاب   •   جهان   •   افغانستان   •   ورزش   •   شعر   •   خاطرات   • 
•   از لابلاى متون   •   آخر هفته   •   حوادث   •   فال هفته   •   روى خط آلمان   • 

•    آرشيو مقاله ها   •    آرشيو روزنامه   •