Nimrooz
Vol. 18, No. 896, August 25, 2006
سال هيجدهم - شماره ۸۹۶ - جمعه ۳ شهريور ۱۳۸۵
سردسته شبكه مخوف سارقان مسلح دستگير شد
كلاهبرداران سكه هاى تقلبى را به جاى سكه هاى هخامنشى مى فروختند
بدهى مرد جوان به زندگى اش پايان داد
پليس به دنبال مردى كه مظنون به قتل همسرش است
تحقيقات ويژه پليس درباره جنايت خاموش در خيابان گلبرگ؛
مشترى بى ام و، مظنون اصلى قتل مرد ثروتمند
خودكشى، فرجام تلخ ازدواج دختر ۱۹ ساله با مرد ۶۵ ساله
مردى كه يك آپارتمان را به ۵۰ نفر فروخت
نقشه كماندويى دو مزدور براى انتقام گيرى به جنايت كشيد
۱۴۰ روزتحقيقات شبانه روزى پليس براى دستگيرى سارقان ۱۳۲ ميليون تومانى
قاتل هنگام دفن جسد پدر و خواهرش دستگير شد
دستگيرى مظنون به قتل كارمند شهردارى پس از تعقيب و گريز مسلحانه
اعتراف گرگ خون آشام به قتل يك زن ديگر در تهران
اعترافات تكان دهنده جانى غرب تهران؛
جوان ۱۹ ساله چگونه مادر و دختر جوان را از پاى درآورد؟
آيا سه نجات يافته، همراهان خود را خورده اند؟
كشف چهار جسد ناشناس در نقاط مختلف شهر
معماى تازه كارآگاهان جنايى
مرد شكاك پس از قتل همسرش خودكشى كرد

سردسته شبكه مخوف سارقان مسلح دستگير شد
سركرده باند مخوف سرقت مسلحانه از مشتريان بانك ها هفته گذشته با تلاش كارآگاهان اداره اول پليس آگاهى تهران دستگير شد.
به گزارش رسيده بابك كه جوانى ۲۰ ساله است با همدستى چهار تن از دوستانش به نام هاى مهرداد معروف به سعيد، مهدى، مصطفى و ميثم باندى تشكيل داده و به سرقت مسلحانه از مشتريان بانك ها و سرقت از مغازه ها و اتومبيل و موتوسيكلت ها مى پرداختند.
آنچه فعاليت اين باند را از ساير باندهاى سرقت هاى مسلحانه متمايز كرده و دستگيرى و انهدام اين باند را براى پليس ويژه و مهم كرده بود نوع فعاليت آنها بود. اعضاى اين باند بعد از شناسايى طعمه هاى خود جلوى بانك ها در فرصتى مناسب و در يك اقدام غافلگيرانه با شليك گلوله به سوى فرد موردنظرشان حتى بدون اينكه براى لحظه اى با او درگير شوند پولهايش را سرقت مى كردند.
يكى از سرقت هاى اين گروه در تاريخ ۲۴ تيرماه در خيابان طالقانى مقابل بانك ملت رخ داد و در جريان آن سعيد و مهدى با يك اتومبيل پژو پرشياى نقره اى رنگ بدون پلاك جلوى يك مشترى بانك را كه تحصيلدار يك شركت بود گرفتند و با شليك ۲ گلوله به پاى وى او را مجروح كردند. سپس كيف اين مرد را كه حاوى يك ميليون تومان پول نقد بود به سرقت بردند.
اعضاى اين باند در دومين سرقت يك پژو پرشيا را در روز ۲۶ فروردين ماه دزديدند. در جريان اين سرقت بابك و سعيد و مهدى در حالى كه مهدى لباس نظامى با درجه سرگردى به تن داشته است با راننده يك پرشيا كه مى خواسته وارد پاركينگ خانه اش شود درگير شدند تا اتومبيلش را سرقت كنند. در اين ميان بابك با چاقو به راننده حمله كرد و سعيد نيز با شليك گلوله به پاى او باعث مجروح شدن وى شد كه با حضور همسر اين مرد و هجوم همسايه ها متهمان بلافاصله با اتومبيل از صحنه جرم فرار كردند.
تحقيقات نشان داده است يكى از متهمان كه مهدى نام دارد اواخر اسفند ماه ۸۴ به اتهام پوشيدن لباس نيروى انتظامى با درجه سروانى و اخاذى از مردم دستگير و با سپردن وثيقه آزاد شده بود.
همچنين زن ۴۵ساله اى به نام افسانه كه با اعضاى اين باند رابطه نامشروع نيز داشته و خانه اش در خيابان رسالت و باغى واقع در رودهن را در اختيار سارقان قرار داده بود به همراه اعضاى باند دستگير شد و از خانه وى يك قبضه سلاح جنگى، چند غلاف كلت كمرى و چراغ گردان و يك دست لباس ارتش با درجه سرگردى پيدا شده است.
ميثم، مصطفى، مهدى و مهرداد معروف به سعيد به همراه افسانه همگى روز دوشنبه در مخفيگاهشان دستگير شدند، اما بابك همچنان فرارى بود تا اينكه كارآگاهان اداره اول آگاهى هفته گذشته به مخفيگاه وى در خيابان جمهورى رفتند و او را دستگير كردند.
در ادامه تحقيقات سعيد، يكى از اعضاى باند به كارآگاهان گفت حدود ۹ ماه قبل در شهر اسلام آباد به يك لاستيك فروشى دستبرد زدم و به ارزش ۲ميليون تومان لاستيك سرقت كردم همچنين ۲ ماه قبل هم يك موتوسيكلت هوندا را از بلوار كشاورز سرقت كردم و ۱۰ روز بعد آن را در خيابان وليعصر تهران رها كردم.
در حال حاضر از اعضاى اين باند يك دستگاه پرشياى نقره اى رنگ، پيكان و يك دستگاه موتوسيكلت مسروقه كشف شده است.

كلاهبرداران سكه هاى تقلبى را به جاى سكه هاى هخامنشى مى فروختند
كلاهبردارانى كه سكه هاى تقلبى را به جاى سكه هاى هخامنشى مى فروختند، شناسايى و دستگير شدند.
به گزارش ايسنا، يك طلافروش تهرانى به نام «عليرضا» چندى پيش طى شكايتى تسليم پليس اعلام كرد كه روز ۲۰ خردادماه، دو تن در شهرستان تهران به مغازه طلافروشى ام مراجعه و با ارائه دو نمونه سكه طلا مربوط به دوره هخامنشى اعلام كردند كه تعداد زيادى از اين سكه ها را براى فروش در اختيار دارند، من نيز با آنها قرار ملاقاتى براى تحويل سكه ها در ميدان خمينى شهرستان اراك گذاشتم.
سرانجام روز ۲۱ خرداد ماه ،۸۵ به محل مراجعه و با درخواست فروشندگان به باغ هاى اطراف شهر اراك رفتم و با رويت يك نمونه سكه طلا به ازاى دريافت ۲۵ كيلو سكه مبلغ ۳۰ ميليون تومان به آنها دادم كه به محض رسيدن به تهران و بررسى كارشناسانه سكه ها متوجه تقلبى بودن آنها شدم. با اعلام شكايت «عليرضا» ، تيمى از كارآگاهان اداره آگاهى مسئول رسيدگى به پرونده شد و در جريان تحقيقات اوليه با اخذ مشخصات ظاهرى و چهره نگارى متهمان در پى بررسى هاى گسترده و شبانه روزى، رد فروشندگان سكه هاى تقلبى در شهرستان اليگودرز شناسايى شد. سه متهم به نامهاى «رحيم» ، «گشتاسب» و «مختار» دستگير شدند و به اداره آگاهى اراك انتقال يافتند و با شناسايى مالباخته و اعتراف متهمان به جرم ارتكابى، انجام تحقيقات تكميلى از آنان آغاز شد.

بدهى مرد جوان به زندگى اش پايان داد
جلسه محاكمه پسرى كه متهم است دوستش را براى پس گرفتن بدهى اش با ضربات چاقو به قتل رسانده هفته گذشته در شعبه ۷۴ دادگاه كيفرى استان تهران برگزار شد. به گزارش ايسنا، در ابتداى جلسه رضوانفر نماينده دادستان به قرائت كيفرخواست پرداخت و عنوان كرد: فرهاد ۱۸ ساله متهم است با همدستى فاطمه ۱۹ ساله (همسر مقتول) محمد ۲۵ ساله را به قتل رسانده است. با توجه به اينكه مقتول داراى اولياى دم نبوده و فقط فرزند ۳ ساله صغيرى دارد از سوى رئيس قوه قضائيه تقاضاى پرداخت ديه از سوى متهم را خواستارم.
در جلسه دادگاه برادر مقتول به عنوان قيم انتخابى فرزند صغير مقتول در جايگاه دادگاه حاضر شده و تقاضاى پرداخت ديه كرد. وى همچنين از فاطمه همسر مقتول اعلام گذشت كرد.
سپس فرهاد در جايگاه قرار گرفت و گفت: روز حادثه براى گرفتن طلبم به منزل محمد رفتم اما او در منزل نبود. براى همين وارد خانه شدم. هنگامى كه محمد آمد براى اينكه به همسرش شك نكند زير ظرفشويى مخفى شدم و وقتى كه محمد وارد آشپزخانه شد از مخفيگاهم بيرون آمدم و با چاقويى كه در دست داشتم او را به قتل رساندم.
وى در ادامه اظهار داشت: من با فاطمه هيچ رابطه اى نداشتم و او در قتل محمد هيچ نقشى نداشت.
فاطمه نيز در دفاع از خود، گفت: من هيچ اتهامى در اين پرونده ندارم و بى دليل به من مظنون شده اند. روز حادثه فرهاد مقابل منزل ما آمد و هنگامى كه من به او گفتم محمد در منزل نيست با اصرار وارد منزل شد و گفت مى مانم تا محمد بيايد. وقتى كه همسرم به منزل آمد از ترس اينكه به من شك نكند ماجراى ورود فرهاد را به او نگفتم. وى افزود: با ورود محمد به آشپزخانه فرهاد بيرون آمد و با او گلاويز شد. من از ترسم از خانه بيرون رفتم تا از همسايه ها كمك بگيرم. هنگامى كه به سمت منزل برگشتم همسرم را در حالى ديدم كه چاقو در دستش بود و از منزل بيرون مى آمد كه ناگهان بر روى زمين افتاد. من اصلا شاهد چگونگى ورود ضربات چاقو به همسرم نبودم. بنا بر اين گزارش، پس از پايان دادگاه فرهاد به پرداخت ديه محكوم شد و حكم نهايى درباره فاطمه نيز بزودى صادر مى شود.

پليس به دنبال مردى كه مظنون به قتل همسرش است
پليس آگاهى كرج تحقيقات خود را براى دستگيرى مردى كه متهم است همسر جوانش را به طرز فجيعى به قتل رسانده آغاز كرد.
به گزارش ايسكانيوز سال گذشته مردى به مأموران پليس كرج از قتل دختر جوانش به نام فرنوش خبر داد. بلافاصله مأموران با حضور در محل جنايت تحقيقات خود را آغاز كردند. بررسى هاى اوليه نشان داد فرنوش توسط يك آشنا به قتل رسيده است چرا كه آثارى مبنى بر ورود فردى غريبه به خانه وجود نداشت، با انتقال جسد به پزشكى قانونى، تحقيقات پليس از پدر فرنوش آغاز شد، اين مرد گفت: دختر جوانم مدتى قبل به عقد شوهرش در آمد آنها بعد از مدتى دچار اختلاف شدند، مادر شوهر دخترم بسيار در زندگى فرنوش دخالت مى كرد و با اين دخالت ها وضع زندگى آنها روز به روز بدتر مى شد.
اين مرد ادامه داد: وقتى متوجه غيبت دخترم شدم تصميم گرفتم براى سرزدن به او به خانه اش بروم. وقتى به مقابل خانه فرنوش رسيدم هر چه در زدم كسى در را باز نكرد سرانجام زمانى كه وارد خانه دخترم شدم جسد او را يافتم و متوجه شدم دامادم هم در خانه نيست.
با توجه به اينكه دامادم متوارى شده است به او مظنون هستم و معتقدم او با همدستى مادرش دخترم را به قتل رسانده است. با اعلام شكايت اين مرد از شوهر و مادر شوهر دخترش، تحقيقات پليس آغاز شد و آنها موفق شدند مادر شوهر مقتول را در شهرستان مريوان بازداشت كنند. اين زن در تحقيقات به پليس گفت: من، پسر و عروسم را بسيار دوست داشتم و هنگامى كه آنها دچار اختلاف مى شدند، آنان را به آرامش دعوت مى كردم و مى خواستم در آرامش مشكل خود را حل كنند. من هيچ مشكلى با آنها نداشتم و از ماجراى قتل عروسم فرنوش خبر ندارم.
سرانجام با توجه به فرارى بودن مظنون اصلى پرونده مادر وى به اتهام معاونت در قتل به شعبه ۷۱ دادگاه كيفرى استان تهران ارجاع شد اما قضات دادگاه به دليل وجود نقص در پرونده دستور انجام تحقيقات تكميلى را صادر كردند.
بنا بر اين گزارشى، پليس آگاهى كرج هم اكنون در تلاش است تا شوهر مقتول را دستگير كند.

تحقيقات ويژه پليس درباره جنايت خاموش در خيابان گلبرگ؛
مشترى بى ام و، مظنون اصلى قتل مرد ثروتمند
قتل مرد ثروتمندى كه با شليك گلوله در خانه اش از پاى در آمده است، پليس جنايى تهران را با معمايى تازه روبرو كرد.
به گزارش رسيده شامگاه سه شنبه مردى با مركز فوريت هاى پليسى تهران تماس گرفت و با صدايى لرزان از وقوع يك جنايت در خيابان گلبرگ خبر داد. پس از اين تماس تلفنى بلافاصله گروهى از مأموران كلانترى ۱۶۳ گلبرگ و كارآگاهان اداره ۱۰ پليس آگاهى به همراه بازپرس ويژه قتل تهران در محل جنايت كه آپارتمانى در خيابان گلبرگ بود حاضر شدند و بررسى هاى اوليه خود را آغاز كردند.
تحقيقات اوليه پليس نشان داد مقتول كه جوان ۳۰ ساله اى به نام على است با شليك گلوله از پاى در آمده است و زمانى از مرگ وى مى گذرد.
كارآگاهان در ادامه با توجه به شواهد موجود درصحنه قتل پى بردند هيچ نشانه اى مبنى بر اينكه قاتل به زور وارد قربانگاه شده باشد وجود ندارد.

اظهارات يك شاهد
پليس كه در آن زمان به دنبال سرنخ هائى از قتل على مى گشت براى پى بردن به جزئيات بيشتر به بازجوئى از يكى از دوستان وى كه جسد را پيدا كرده بود پرداخت.
اين مرد جوان كه محمد نام دارد در جريان بازجوئى ها به مأموران گفت: على كه مردى ثروتمند بود در خانه اش به تنهايى زندگى مى كرد و بخاطر رابطه صميمانه اى كه ما با هم داشتيم او هر روز به من تلفن مى كرد اما روز دوشنبه خبرى از على نشد و براى همين من به وى زنگ زدم اما او به تلفن جواب نداد و من تصور كردم كارى برايش پيش آمده و گرفتار است.
وى افزود: روز بعد سه شنبه نيز على به تلفن هاى من پاسخ نداد و اين مسأله باعث شد تا بشدت بر اى او نگران شوم و سرانجام تصميم گرفتم به خانه اش بيايم تا ببينم چه اتفاقى افتاده است.
دوست صميمى مقتول ادامه داد: وقتى به مقابل آپارتمان على رسيدم هر چه زنگ زدم او در را باز نكرد براى همين به سراغ سرايدار ساختمان رفتم و موضوع را به وى اطلاع دادم و با كمك اين مرد در خانه على را باز كرديم و وارد منزل شديم و ناگهان جسد بى جانش را كه نقش بر زمين شده بود پيدا كرديم. كارآگاهان در ادامه با توجه به اظهارات محمد و ساير شواهد به دست آمده به اين نتيجه رسيدند كه جوان ثروتمند روز دوشنبه از سوى يك مهمان جنايتكار از پاى در آمده است.
در اين ميان بازجوئى از همسايه هاى مقتول مشخص كرد كه هيچ كسى در زمان احتمالى قتل صداى شليك گلوله را نشنيده و با مورد مشكوكى نيز مواجه نشده و در واقع سلاح قاتل به صداخفه كن مجهز بوده است.
كارآگاهان در ادامه كاوش هاى خود با پى بردن به اين موضوع كه خودروى مقتول به سرقت رفته است به سرنخ مهمى دست يافتند كه مى تواند راز اين جنايت را فاش كند.
پليس در جريان تحقيقات خود دريافت على مدتى قبل براى فروش خودروى بى ام و خود در روزنامه آگهى داده و براى آن ۴۳ ميليون تومان قيمت تعيين كرده است.
از سويى تحقيقات انجام شده نشان داد پس از چاپ آگهى فروش «بى ام و» در روزنامه مردى به عنوان خريدار با على وارد مذاكره شده و چند بار به خانه او مراجعه كرده بود.
با به دست آمدن اين سرنخ هم اكنون پليس احتمال مى دهد خريدار بى ام و از راز قتل على باخبر باشد به همين دليل كارآگاهان تحقيقات گسترده اى را براى شناسايى اين مرد آغاز كرده اند.

خودكشى، فرجام تلخ ازدواج دختر ۱۹ ساله با مرد ۶۵ ساله
ازدواج دختر ۱۹ ساله با مرد ۶۵ ساله سرنوشت تلخى را براى او رقم زد و باعث شد تا اين دختر جوان در نهايت به زندگى خود پايان دهد.
به گزارش رسيده، اوايل تيرماه سال جارى، مسوولان حراست بيمارستانى در تهران به پليس خبر دادند زن جوانى به نام الهه خودكشى كرده است. مأموران پس از دريافت اين خبر بلافاصله تحقيقات خود را درخصوص مرگ الهه آغاز كردند، آنها ابتدا جسد را براى مشخص شدن علت دقيق مرگ به پزشكى قانونى فرستادند و سپس خواهر اين زن جوان را مورد بازجوئى قرار دادند.
خواهر الهه در بازجوئى ها به پليس گفت: من و الهه قرار بود با هم در مراسم عروسى يكى از دوستانمان شركت كنيم. ساعاتى قبل از حادثه از خانه بيرون رفتيم و لباس خريديم. شوهر الهه كه يك استاد دانشگاه است در خارج از كشور به سر مى برد و الهه مدتى بود كه در خانه ما زندگى مى كرد. وقتى از خريد برگشتيم، الهه براى آماده شدن به اتاقش رفت، يك ساعت گذشت اما او برنگشت، نگرانش شدم، چند بار او را صدا زدم ولى جوابى نداد، خيلى ترسيده بودم، مدتى بود كه الهه دچار مشكلات عصبى شده بود و فكر مى كردم ممكن است دست به خودكشى بزند. به اتفاق شوهرم در اتاق را شكستيم و وارد شديم. ديديم الهه بى حال روى زمين افتاده است. بلافاصله او را به بيمارستان رسانديم اما الهه فوت شده بود.
اين زن جوان افزود: كنار تخت خواهرم چند بسته قرص اعصاب بسيار قوى پيدا كردم و متوجه شدم الهه پس از خوردن آن قرص ها اقدام به خودكشى كرده است.
در حالى كه تحقيقات پليس براى مشخص شدن انگيزه الهه از خودكشى ادامه داشت، يكى از دوستان زن جوان به پليس گفت: الهه يك سال پيش و زمانى كه ۱۹ سال بيشتر نداشت با مردى ۶۵ ساله زدواج كرد، اين مرد كه استاد دانشگاه است اكنون براى انجام كارهاى اقامت دائمشان به انگلستان رفته. روزهاى اولى كه شوهر الهه به خارج رفته بود الهه با پسرى به نام شاهين آشنا شد و رابطه آنها مدتى با هم ادامه داشت تا اينكه الهه تصميم گرفت، به اين رابطه پايان دهد، اما شاهين حاضر نبود آن را قبول كند و قصد داشت الهه را به زور به عقد خودش درآورد. شاهين وقتى ديد نمى تواند الهه را وادار به جدايى از شوهرش كند، او را تهديد كرد كه ماجراى رابطه شان را برملا خواهد كرد. به همين خاطر بود كه الهه دست به خودكشى زد.
با مشخص شدن اين موضوع و در حالى كه پليس تحقيقات خود را از شاهين آغاز كرده بود، شوهر الهه به ايران بازگشت و از پسر جوان به خاطر تحريك همسرش به خودكشى شكايت كرد. اين استاد دانشگاه به بازپرس شعبه يك دادسراى شميرانات گفت: من و الهه در دانشگاه با هم آشنا شديم و تصميم گرفتيم با هم ازدواج كنيم. الهه دخترى بسيار مهربان بود و زندگى بسيار خوبى داشتيم تا اينكه اواخر سال گذشته براى گرفتن اقامت به انگلستان رفتم تا بتوانم بعد از مدتى همسرم را هم با خود ببرم. زمانى كه تقريباً همه كارها انجام شده بود به من گفتند كه الهه خودكشى كرده. براى پيگيرى ماجرا به ايران آمدم و فهميدم جوانى به نام شاهين عامل اصلى اين ماجرا بوده است و حالا از او شكايت دارم.
شاهين متهم پرونده نيز در بازجوئى ها به بازپرس گفت: اواخر سال گذشته بود كه در نياوران با الهه آشنا شدم او ماشينش خراب شده و كنار خيابان ايستاده بود. به وى كمك كردم تا بتواند ماشينش را روشن كند اما از آنجايى كه فكر مى كردم ممكن است دوباره ماشينش خراب شود، تلفن همراهم را به او دادم تا اگر مشكلى پيش آمد با من تماس بگيرد. رابطه من و الهه اينطور آغاز شد و فرداى آن روز قرارى گذاشتيم تا او گوشى را برايم پس آورد. او به من نگفته بود كه شوهر دارد و به همين خاطر وقتى پيشنهاد دوستى به او دادم قبول كرد. چند ماه بعد تصميم گرفتم از الهه خواستگارى كنم و با هم ازدواج كنيم. همان موقع بود كه فهميدم الهه همسر مردى ۶۵ ساله است.
شاهين در ادامه گفت: الهه واقعيات زندگى اش را به من گفت و متوجه شدم به شوهرش چندان علاقه اى ندارد اما آنها قصد دارند به خارج از كشور بروند و آنجا زندگى كنند و به همين خاطر الهه از او جدا نمى شود. از سويى من ديوانه وار عاشقش شده بودم و نمى توانستم دورى از او را تحمل كنم. از او خواستم تا از شوهرش طلاق بگيرد و با من ازدواج كند اما الهه قبول نكرد. او مرتب از من فرار مى كرد و حاضر نبود جواب تلفن هايم را بدهد. به همين خاطر تهديدش كردم كه اگر به رابطه اش با من ادامه ندهد اين راز را برملا مى كنم. فكر مى كردم با اين كار الهه را مجبور مى كنم تا از شوهرش جدا شود، اما هرگز تصور نمى كردم او قصد خودكشى داشته باشد. براى همين وقتى با من تماس گرفت و گفت قصد خودكشى دارد حرفش را باور نكردم.
بنابراين گزارش تحقيقات بازپرس شعبه اول دادسراى شميرانات در اين خصوص ادامه دارد.

مردى كه يك آپارتمان را به ۵۰ نفر فروخت
مردى كه با طراحى يك نقشه، اقدام به فروش يك دستگاه آپارتمان به ۵۰ نفر كرده بود، راهى زندان شد.
به گزارش باشگاه خبرنگاران در پى طرح چند شكايت مبنى بر اينكه شخصى به نام محمدسعيد يك واحد آپارتمان در خيابان خورشيد را به ۵۰ نفر فروخته است، پرونده اى براى رسيدگى به اين موضوع در دادسراى ناحيه ۱۲ فياض بخش تشكيل و با پيگيرى هاى لازم از سوى مأموران و همكارى تعدادى از مالباختگان، متهم شناسايى و دستگير شد.
پس از دستگيرى محمد سعيد، يكى از شاكيان اين پرونده گفت: ۲۴ مرداد سال پيش يك دستگاه آپارتمان را در بنگاهى واقع در خيابان زرين نعل معامله كردم و فروشنده آن بعد از تنظيم قرارداد، مبلغ ۲۹ ميليون تومان از من گرفت و قرار شد بقيه پول را زمان تحويل آپارتمان پرداخت كنم، ولى هنگامى كه براى تحويل گرفتن آپارتمان مراجعه كردم، متوجه شدم اين آپارتمان صاحب مشخصى ندارد و به چندين نفر ديگر نيز فروخته شده است.

نقشه كماندويى دو مزدور براى انتقام گيرى به جنايت كشيد
زنى كه با همدستى ۲ مرد، اشتباهى برادر پسر مورد علاقه دخترش را با ضربات چاقو و قمه به قتل رسانده است هفته گذشته در شعبه ۷۱ دادگاه كيفرى استان تهران محاكمه شد.
به گزارش رسيده، در ابتداى جلسه دادگاه، نماينده دادستان در جايگاه حاضر شد و متن كيفرخواست را قرائت كرد. او در توضيح ماجرا گفت: ساعت يك بعد از نيمه شب ۵ مرداد ماه سال گذشته به مأموران كلانترى ۱۵۳ شهرك وليعصر خبردادند، پسرجوانى به نام نادر با ضربات چاقوى ۲ مرد از پاى در آمده است، بلافاصله مأموران در محل حاضر شدند و جسد غرق در خون نادر را در خانه اش يافتند و تحقيقات با انتقال جسد به پزشكى قانونى آغازشد. مأموران پى بردند شخصى به نام رضا معروف به رضا كاردى با همدستى زنى به نام فريبا و جوان ديگرى، پس از مصرف ماده مخدر شيشه و در حالى كه مسلح به سلاح سرد بودند وارد خانه نادر شده و در حالى كه قصد داشتند برادر او ناصر را به قتل برسانند، به اشتباه با ضربات قمه نادر را از پاى درآوردند و سپس متوارى شدند.
نماينده دادستان افزود: هرچند رضا متهم رديف اول پرونده در اعترافاتش گفته كه هنگام قتل بخاطر مصرف ماده مخدر شيشه هوشيار نبوده است اما از نظر دادسرا وى مجرم شناخته شده. همچنين دادسرا فريبا متهم رديف دوم پرونده را نيز مجرم و مستحق مجازات تشخيص داده و به همين دليل تقاضاى صدور حكم قانونى را دارم.
پس از اظهارات دلدارى، مادر مقتول به عنوان ولى دم در جايگاه حاضر شد و براى متهمان تقاضاى صدور حكم قصاص كرد. او در توضيح اتفاقات شب حادثه گفت: فريبا مدعى بود پسرم ناصر دخترش را دزديده است و به همين خاطر هم چند بار به مقابل خانه ما آمد، اما الناز دختر فريبا در خانه ما نبود و در واقع، او پسرم را اغفال كرده و ۴ ماه در خانه اش نگه داشته بود، به فريبا گفته بودم دست از سر پسرم بردارد و پاى دخترش را از زندگى ما بيرون بكشد اما او اين كار را نكرد، تا اينكه شب حادثه حدود ساعت يك شب بود كه صداى شكسته شدن شيشه ها را شنيدم، همه ما در طبقه دوم بوديم، به اتاق رفتم تا ببينم چه اتفاقى افتاده است، يكدفعه ديدم مردى قمه به دست وارد خانه شده و فرد ديگرى هم در راه پله ايستاده است، آنها با قمه و چاقو به جان نادر افتادند و پشت سرهم بربدنش ضربه وارد كردند، در اين لحظه من جلو رفتم تا ضربات به من بخورد و بتوانم پسرم را نجات دهم، اما ضربه محكمى هم به من زدند و بى حال روى زمين افتادم، ابتدا على بود كه ضربات را زد، بعد رضا از راه پله به داخل خانه آمد و با چاقويى كه داشت ضربه اى به قلب نادر زد بعد به سراغ ناصر و عباس دو پسر ديگرم رفتند و آنها را هم زخمى كردند و پا به فرار گذاشتند. دقايقى بعد پسرم فوت شد اما توانستم ۲ پسر ديگرم را به بيمارستان برسانم و آنها را نجات دهم.
اين زن گفت: آن شب نادر پيراهن برادرش ناصر را پوشيده بود و به همين خاطر قاتلان نادر را با ناصر اشتباه گرفتند.
در ادامه جلسه دادگاه، عباس برادر مقتول به عنوان شاهد ماجرا در جايگاه قرار گرفت و گفت: هنگام حادثه من تازه از باشگاه به خانه برگشته بودم كه ناگهان صداى شكستن شيشه آمد، بلند شدم تا ببينم چه اتفاقى افتاده كه ديدم رضا و على پشت سرهم به نادر و ناصر چاقو مى زنند آنها وقتى مرا ديدند ضربه اى هم به پاى من زدند كه عصب آن قطع شد و هر سه ما به زمين افتاديم، بعد هم پا به فرار گذاشتند.
قاضى، سپس از رضا متهم رديف اول پرونده خواست در جايگاه حاضر شود. اين مرد اتهام قتل را پذيرفت و گفت: من به ياد دارم كه ضربات چاقو را بر بدن نادر وارد كردم. اما چون ماده مخدر شيشه مصرف كرده بودم حالت عادى نداشتم، از حدود ۲بعدازظهر آن روز در خانه فريبا بودم، ما از سال ها قبل با هم آشنا شديم اما رابطه ما مثل خواهر و برادر بود و فريبا هميشه مرا برادر صدا مى زد، آن روز تا بعدازظهر شيشه مصرف كرديم، حالت عادى نداشتم، فريبا مرتب گريه مى كرد و مى گفت: ناصر، الناز را دزديده و دو روز است كه از او خبر ندارد و ناصر هم حاضر نيست دخترش را برگرداند. وقتى اين موضوع را شنيدم براى برگرداندن الناز به على زنگ زدم و گفتم به خانه فريبا بياييد تا با هم به منزل ناصر برويم. آن روز صبح ناصر را با تى شرت قرمز رنگ ديده بودم، با آمدن على و يكى ديگر از دوستانمان به نام محسن سوار ماشين شديم تا براى گرفتن الناز به خانه ناصر برويم. مى دانستم اگر در بزنيم او فرار مى كند، به همين خاطر از تير چراغ برق بالا رفتيم، من و على شيشه را شكستيم و وارد خانه شديم، تى شرت قرمز رنگ بر تن نادر بود و ما فكر كرديم، او ناصر است به همين خاطر بود كه به طرفش حمله كرديم و ضربات را به او زديم. من فقط ۲ ضربه زدم كه يكى به قلبش خورد و ديگرى به پشتش، حالا هم از اتفاقى كه افتاده است پشيمان و ناراحت هستم. اگر آن روز شيشه مصرف نمى كردم اين اتفاق نمى افتاد.
پس از اظهارات متهم رديف اول، فريبا در جايگاه حاضر شد و از خود دفاع كرد. اين زن گفت: مدتى قبل از حادثه ناصر را چون فرارى بود و حكم تير داشت در خانه ام پناه دادم، اما بعد متوجه شدم او با الناز دختر بزرگم رابطه دارد، ناصر كه از خانه ما رفت، الناز را دزديد و متوجه شدم دخترم از ناصر باردار است، من زن مطلقه اى بودم كه اين مسأله آبروى مرا برده بود. از ناصر خواستم اين آبروريزى را جمع كند، اما او فقط مقابل خانه ما مى آمد عربده كشى مى كرد، تا اينكه دخترم را ربود و به خانه پدرش برد. چند بار مأموران به مقابل خانه اش رفتند ولى كسى در را باز نكرد، شب حادثه ناصر به مقابل خانه ما آمد و گفت هر كارى دلش بخواهد انجام مى دهد. او عربده كشى مى كرد و اين مسأله باعث ناراحتى من شد، آن موقع رضا در خانه ما بود و وقتى ديد من گريه مى كنم، عصبى و ناراحت شد و قرار شد با هم به خانه ناصر برويم و الناز را پس بگيريم، مى دانستيم كه قطعاً او فرار خواهد كرد به همين خاطر رضا و على از پنجره وارد شدند.
فريبا ادامه داد: يك سال از اين ماجرا مى گذرد و الناز فرزندش را به دنيا آورده و نوه ام حالا ۷ ماه دارد، دخترانم بى سرپناه مانده اند و از بچه اى هم كه به دنيا آمده است بايد نگهدارى كنند، آنها به جز من هيچ كس را ندارند و به همين خاطر از دادگاه تقاضاى عفو دارم. ناصر حتى حاضر نيست فرزند خود را هم نگهدارى كند و من نمى دانم با اين مصيبت چه بايد بكنم.
بنا بر اين گزارش پس از پايان جلسه دادگاه ۵ قاضى شعبه ۷۱ دادگاه كيفرى براى صدور رأى پرونده وارد شور شدند.

۱۴۰ روزتحقيقات شبانه روزى پليس براى دستگيرى سارقان ۱۳۲ ميليون تومانى
اعضاى يك شبكه حرفه اى سرقت كه دست به دزدى ۱۳۲ ميليون تومانى از يك شركت زده بودند پس از ۱۴۰ روز تلاش شبانه روزى پليس دستگير شدند.
به گزارش مركز اطلاع رسانى نيروى انتظامى استان تهران روز سوم فروردين ماه سال جارى كارآگاهان پليس آگاهى اسلامشهر در جريان دستبرد بزرگ به شركت كاله قرار گرفتند و براى بررسى موضوع بسرعت به محل سرقت رفتند.
كارآگاهان با حضور در محل حادثه متوجه شدند سارقان بسيار حرفه اى عمل كرده و ابتدا با دستگاه هوابرش گاوصندوق هاى شركت را تخريب و سپس ۱۳۲ميليون تومان پول نقد و تراول چك به سرقت برده اند.
از آنجا كه سارقان هيچ ردپايى از خود به جاى نگذاشته بودند كارآگاهان به بازجوئى از كاركنان شركت پرداختند و سرانجام به مردى به نام «ك. ش» كه نگهبان شركت بود و حادثه نيز در شيفت وى اتفاق افتاده بود مظنون شده و دريافتند وى پس از وقوع دستبرد بزرگ ناپديد شده است.
در شرايطى كه نام «ك» به عنوان مظنون اصلى ثبت شده بود پليس براى دستگيرى وى جست وجوهاى وسيعى را آغاز كرد و حتى گروهى از مأموران به روستاهاى شمال كشور اعزام شدند تا ردپايى از اين مرد به دست آورند اما تلاش هاى آنان بى نتيجه ماند و به اين ترتيب تحقيقات شبانه روزى پليس براى دستگيرى عاملان اين سرقت ادامه يافت تا اينكه سرانجام روز۱۹مرداد ماه پس از گذشت ۱۴۰ روز از سرقت، كارآگاهان متوجه شدند سارقان با اجاره كردن خانه اى در تهرانپارس در آنجا پنهان شده اند.
با افشاى اين موضوع پليس در يك عمليات ضربتى و غافلگير كننده وارد خانه مورد نظر شده و سه سارق را دستگير و مبلغ ۸۲ميليون تومان تراول چك سرقتى را كشف كرد.
پس از دستگيرى متهمان بازجوئى از آنان آغاز شد و «ك. ش» نگهبان شركت در اعترافاتش گفت: من مدت ها قبل در يك ميهمانى شبانه با دو مرد به نام هاى «م. م» و «ب. ض» آشنا شدم و به آنها گفتم روزانه مبلغ زيادى پول به شركت ما وارد و در گاوصندوق ها نگهدارى مى شود. «م. م» كه ازسارقان سابقه دار است پس از شنيدن حرف هاى من پيشنهاد داد به شركت دستبرد بزنيم من و «ب. ض» نيز قبول كرديم و سرانجام او نقشه سرقت را طراحى كرد.
نگهبان سارق ادامه داد: چند ماه پيش از اين جريان در روز دوم فروردين در حالى كه نگهبانان شركت براى ۹۶ ساعت به مرخصى رفته بودند و من نگهبان اصلى بودم براى اجراى نقشه خود وارد عمل شديم و از آنجا كه در آن ايام بانك تعطيل بود مطمئن بوديم پول زيادى در گاو صندوق ها وجود دارد براى همين با يك دستگاه هوابرش شروع به تخريب گاوصندوق ها كرديم كه اين كار ۱۱ساعت به طول انجاميد سپس ۱۳۲ ميليون تومان پول نقد و تراول چك موجود را برداشتيم و فرار كرديم.
«م. م» نيز در ادامه بازجوئى گفت: ما پس از سرقت خانه اى را در تهرانپارس اجاره كرديم و در حالى كه زندگى خود را از طريق خرج كردن پول هاى نقد مسروقه مى گذرانديم يك دستگاه رايانه با تجهيزات پيشرفته خريديم تا گذرنامه و شناسنامه جعل كنيم و با آنها از كشور خارج شويم.
طراح اصلى نقشه سرقت ادامه داد: از آنجا كه تمامى تراول چك هاى مسروقه ممهور به مهر شركت كاله بود و شماره آنها در رايانه شركت ثبت شده بود تصميم گرفتيم با استفاده از محلول هاى شيميايى مهرها را پاك كنيم اما سرانجام پيش از آنكه نقشه مان را به پايان برسانيم دستگير شديم. بنابراين گزارش هم اكنون تحقيقات از متهمان براى افشاى جزئيات بيشتر از اين دستبرد بزرگ ادامه دارد.

قاتل هنگام دفن جسد پدر و خواهرش دستگير شد
يك قاتل در لرستان كه پس از به قتل رساندن پدر وخواهر خود قصد داشت آنان را خارج ازمحدوده خرم آباد دفن كند به دام مأموران انتظامى اين استان افتاد.
به گزارش مركز اطلاع رسانى فرماندهى انتظامى استان لرستان، اين فرد شامگاه چهارشنبه با خوراندن قرصهاى خواب آور به مقتولان آنان را با ضربات چاقو به قتل رساند. اين قاتل پس از آنكه يك شهروند به وى مشكوك شد توسط مأموران آگاهى خرم آباد دستگير شد.
مركز اطلاع رسانى فرماندهى انتظامى استان لرستان انگيزه متهم از ارتكاب قتل را اختلاف خانوادگى ذكر كرد و ياد آور شد قاتل قصد داشته تا پس از دفن اجساد ياد شده چندين نفر ديگر از بستگان خود را نيز به قتل برساند.
تحقيقات بيشتر دراين زمينه توسط كارآگاهان وكارشناسان خبره نيروى انتظامى ادامه دارد.

دستگيرى مظنون به قتل كارمند شهردارى پس از تعقيب و گريز مسلحانه
مردى كه مظنون به قتل كارمند شهردارى منطقه ۱۰ تهران است در جريان يك تعقيب و گريز مسلحانه مجروح و دستگير شد.
به گزارش رسيده روز يكشنبه ۱۵ مرداد ماه مأموران نيروى انتظامى در جريان تيراندازى در خيابان كارگر شمالى قرار گرفتند و پس از حضور در محل حادثه دريافتند مردى به نام حميد در حالى كه سوار خودرواش بوده مورد اصابت سه گلوله قرار گرفته است. به اين ترتيب حميد كه كارمند حيات وحش شهردارى منطقه ۱۰ تهران بود به بيمارستان منتقل و تحقيقات در اين رابطه آغاز شد.
زن جوانى كه شاهد اين تيراندازى بود به پليس گفت: من در حال عبور از خيابان بودم كه دو مرد را در حال مشاجره با يكديگر ديدم و يكى از آنها از من كمك خواست و گفت به پليس ۱۱۰ زنگ بزنم و من نيز اين كار را انجام دادم اما ناگهان مرد ديگر به سوى او سه گلوله شليك كرد و پا به فرار گذاشت.
كارآگاهان در ادامه تحقيقات خود دريافتند حميد، روز حادثه با يكى از دوستان خود قرار ملاقات داشته است. در شرايطى كه بررسى هاى پليس پيرامون اين ماجرا ادامه داشت يك هفته بعد حميد در بيمارستان جان باخت و به اين ترتيب تحقيقات كارآگاهان وارد مرحله تازه اى شد. در اين ميان فرد ناشناسى به همسر مقتول تلفن زد و با تهديد از وى درخواست پول كرد. اين زن نيز بلافاصله پليس را در جريان اين اخاذى قرار داد. به اين ترتيب پليس با ارائه آموزش هاى لازم به همسر حميد از وى خواست براى تحويل دادن پول به مرد ناشناس كه مظنون اصلى جنايت محسوب مى شد با وى قرار ملاقات بگذارد.
سرانجام زمانى كه مرد اخاذ سر قرار حاضر شد به محاصره پليس در آمد و با مشاهده مأموران پا به فرار گذاشت و مأموران نيز به تعقيب وى پرداختند.
آنها در نهايت با شليك چند تير هوايى و يك گلوله به پاى جوان فرارى وى را دستگير و به بيمارستان منتقل كردند. بنابراين گزارش اين جوان كه مجيد نام دارد بز ودى به اتهام قتل تحت بازجوئى قرار مى گيرد.

اعتراف گرگ خون آشام به قتل يك زن ديگر در تهران
اكيپ ويژه اى از زبده ترين كارآگاهان ويژه قتل پايتخت براى بررسى اعترافات جديد مردى كه به گرگ خون آشام معروف شده در خصوص قتل يك زن ديگر در تهران راهى بندرانزلى شدند.
به گزارش رسيده، كارآگاهان اداره دهم پليس آگاهى تهران در آخرين تحقيقات خود دريافتند، بهزاد جانى خطرناك بندرانزلى كه به گرگ خون آشام شهرت يافته و تاكنون به ۱۴ فقره قتل اعتراف كرده، زن جوانى را نيز در يوسف آباد تهران به قتل رسانده است.
بهزاد كه در پى قتل يك دختر جوياى كار در شهر صنعتى انزلى دستگير شد، در اعترافات اوليه اش گفت: علاوه بر مهناز دختر ۲۷ ساله جوياى كار، ۱۳ تن ديگر را به قتل رسانده و همه اين قتل ها را با يك شيوه انجام مى داده است. اين در حالى است كه پليس تاكنون موفق شده راز ۱۲ فقره از قتل هاى اعترافى او را كشف كند.
پليس در تحقيقات خود متوجه شد اولين جنايت گرگ خون آشام قتل دختر ۱۰ ساله اى به نام محبوبه است كه بهزاد او را در زمستان سال ۷۸ در روستاى حسن رود محل زندگى خود به قتل رساند. بهزاد در اعترافات هولناكش درباره اين جنايت گفت: روز حادثه محبوبه در كنار رودخانه مشغول ماهيگيرى بود، او را صدا كردم و خواستم همراهم بيايد اما او مقاومت كرد، براى همين ضربه اى به سرش زدم و او بيهوش شد. سپس محبوبه را در ميان كاپشنم گذاشته و روى اسب نشاندم، بعد با خودم به خانه بردم، محبوبه را دو بار مورد تجاوز قرار دادم و سپس او را با طناب خفه كرده و در چاله اى انداختم كه كنار چاه خانه مان بود.
اين جانى سريالى افزود: دومين قتل را زمانى مرتكب شدم كه در يك بلوك سازى كار مى كردم، در آنجا با زنى به نام ساريه آشنا شدم. مى خواستم با او ارتباط داشته باشم، اما او قبول نمى كرد. روز حادثه وارد خانه اش شدم، وى را كشان كشان به گوشه اى خلوت بردم و خواستم او را مورد تجاوز قرار دهم اما اجازه نداد. براى همين با مشت ضربه اى به سرش زدم و او را با طناب خفه كردم و به داخل چاه خانه اش انداختم.
وى در ادامه اعترافاتش پرده از راز جنايت ديگرى برداشت و گفت: سومين قربانى من پسر ۱۷ ساله اى به نام ميثم بود. من با مادر ميثم اختلاف داشتم. از طرفى ميثم هنگامى كه من محبوبه را روى اسب به خانه منتقل مى كردم ديده بود و تهديدم مى كرد كه به پليس خواهد گفت. روز حادثه متوجه شدم ميثم در منزل تنها است. وارد خانه اش شدم و وادارش كردم به زور وصيت نامه اى بنويسد، بعد ضربه اى به سرش زدم و او بيهوش شد، سپس طناب را از سقف بالكن آويزان كردم و او را به دار كشيدم.
چهارمين قربانى مردى به نام محمدابراهيم بود. من و محمدابراهيم بر سر مسائل مالى با هم اختلاف شديدى داشتيم و من به بهانه شكار او را به جنگل كشاندم و سپس با تفنگ به قتل رساندمش، سپس جسد را به آتش كشيدم.
بهزاد در ادامه بازجوئى ها به قتل مردى به نام حسين اعتراف كرد و گفت: حسين در قمار پول هايش را باخته بود، از من خواست تا به او پول قرض دهم. او گفت در مدت كوتاهى اين مبلغ را پس مى دهد، حسين وقتى پول را گرفت، ديگر آن را به من پس نداد براى همين با او قرار گذاشتم و در جاده اى خلوت با طناب خفه اش كردم.
جنايات بهزاد فقط به حسن رود و بندر انزلى ختم نشد و او در ادامه بازجوئى ها به قتل ۲ مرد در شيراز هم اعتراف كرد و گفت: زمانى كه سرباز بودم، در شيراز ۲ مرد را به قتل رساندم من با آنها هم اختلاف حساب داشتم و وقتى كشتم شان اجساد را در چاله اى دفن كردم.
گرگ خون آشام در مورد قتل مهناز دختر جوياى كار گفت: مهناز و دوستش با هم به شهر صنعتى بندر انزلى آمده بودند، آنها به دنبال كار بودند، لحظه اى كه مهناز را ديدم، به او علاقه مند شدم و تصميم گرفتم با او رابطه داشته باشم، به اين بهانه كه مى خواهم برايش كار پيدا كنم، شماره تلفنش را گرفتم. روز حادثه به او زنگ زدم و گفتم، كارى برايش پيدا كرده ام. وقتى سر قرار حاضر شد، خواستم او را مورد تجاوز قرار دهم اما مقاومت كرد. تلاشم بى فايده بود مهناز با كيفش مرتب به سر و صورتم مى كوبيد و فحاشى مى كرد، كنترل خودم را از دست دادم ضربه اى به سرش زدم و او بيهوش شد و به روى زمين افتاد، بعد با طناب وى را خفه كردم، چاله اى كندم و مهناز را داخل چاله  انداختم.
تحقيقات از بهزاد معروف به گرگ خون آشام در ادامه از راز يك جنايت هولناك ديگر در تهران پرده برداشت و گفت: در سال ۸۳ براى كار از حسن رود به تهران رفتم و در يك شيرينى فروشى مشغول به كار شدم در آنجا با پسر بچه اى حدودا ۶ ساله آشنا شدم و يك روز او را براى اينكه مورد تجاوز قرار دهم به داخل شيرينى فروشى كشاندم. بعد زمانى كه هيچ كدام از كارگران نبودند پسرك را مورد تجاوز قرار دادم و به قتل رساندم.

جنايت در يوسف آباد
به اين ترتيب تحقيقات از گرگ خون آشام ادامه يافت تا اينكه سرانجام وى در تازه ترين اعترافات خود به يك قتل ديگر در تهران اقرار كرد. او گفت: در سال ۸۳ در منطقه يوسف آباد تهران با زنى به نام معصومه آشنا شدم، او حدوداً ۲۸ ساله بود، روز حادثه وارد خانه اش شدم. معصومه در آپارتمانى تنها زندگى مى كرد و از آنجايى كه هميشه تنها بود وى را به راحتى به قتل رساندم و سپس متوارى شدم.
بنا بر اين گزارش هم اكنون اكيپ ويژه اى از كارآگاهان اداره دهم پليس آگاهى تهران براى تحقيقات بيشتر درخصوص ۲ قتلى كه گرگ خون آشام در تهران مرتكب شده به بندرانزلى اعزام شده اند.

اعترافات تكان دهنده جانى غرب تهران؛
جوان ۱۹ ساله چگونه مادر و دختر جوان را از پاى درآورد؟
كارآگاهان جنايى تهران پس از چهار روز تحقيقات ويژه سرانجام جوان ۱۹ ساله اى را كه يك مادر و دختر را در غرب تهران به قتل رسانده بود دستگير كردند.
به گزارش رسيده، در پى قتل فجيع يك زن ۴۳ ساله به نام شهناز و دختر جوانش زهرا در منزل مسكونى شان در جنت آباد تهران، كارآگاهان ويژه قتل پليس آگاهى تحقيقات گسترده و همه جانبه اى را براى شناسايى و دستگيرى عامل اين جنايت هولناك آغاز كردند.
كارآگاهان كه پس از حضور در قتلگاه با توجه به سرنخ ها و شواهد موجود دريافته بودند قاتل با شهناز و دخترش آشنايى قبلى داشته و به انگيزه سرقت دست به اين جنايت زده است فهرستى از مظنونان تهيه و كاوش هاى خود را روى آن معطوف كردند.

دستگيرى مظنونان 
پليس در نخستين گام سه مرد را در همان شب جنايت به عنوان مظنون دستگير و فرداى آن روز آنها را به دليل نبود مدرك عليه شان آزاد كرد.
كارآگاهان در ادامه به مرد ميانسالى به نام «الف» كه از خواستگاران زهرا بود مظنون شدند.
آنها دريافتند «الف» على رغم اينكه داراى همسر و فرزند است قصد داشته با دختر جوان ازدواج كند و از آنجا كه مردى تندخو است ظاهراً چندين بار با زهرا و مادرش درگير شده است.
سرانجام «الف» هنگامى كه بر سر مزار زهرا و شهناز حاضر شده بود از سوى پليس دستگير اما منكر ارتكاب جنايت شد و كارآگاهان نيز كه در جريان بررسى هاى فنى خود اطمينان يافته بودند اين مرد بيگناه است او را آزاد كردند.

كشف يك سرنخ 
پليس جنايى تهران اين بار تحقيقات خود را در شاخه اى ديگر متمركز كرد.
كارآگاهان با انجام تفحص هاى ويژه روى زندگى خصوصى و خانوادگى مقتولان دريافتند شهناز و زهرا به خاطر وضع مالى مناسب در بين اقوام از جايگاه ويژه اى برخوردار بودند و در اين ميان با جوانى به نام بابك كه پسرعموى زهرا بود رفت وآمدهاى گسترده اى داشتند.
افشاى اين موضوع سبب شد تا مأموران به تحقيق درباره بابك ۱۹ ساله بپردازند و آنها متوجه شدند پدر و مادر اين جوان از يكديگر طلاق گرفته اند و او با مادر و ناپدرى اش زندگى مى كند و وضع مالى بدى دارد.
از آنجا كه شواهد اوليه حكايت از آن داشت كه قاتل يك مرد آشنا بوده و به خاطر سرقت مرتكب جنايت شده است ظن پليس به بابك بيشتر شد و سرانجام افسران ويژه دايره ۱۰ پليس آگاهى تهران شامگاه چهارشنبه گذشته اين جوان را در حوالى خانه مادربزرگش در منطقه جواديه دستگير كردند و وى را كه بسيار قوى هيكل و ورزشكار است و ۱۳۰ كيلوگرم وزن دارد تحت بازجوئى قرار دادند.

اعتراف به قتل 
بابك ابتدا منكر ارتكاب جنايت شد اما صبح روز پنجشنبه هنگامى كه تحت بازجوئى هاى فنى پليسى قرار گرفت به قتل شهناز و زهرا اقرار كرد.
اين جوان ۱۹ ساله گفت: بخاطر مشكلات مالى شديدى كه داشتم روز حادثه به خانه عمويم رفتم تا از زهرا پول قرض بگيرم. حدود ساعت ۱۱ صبح بود كه به آنجا رسيدم و زنگ در را زدم. زهرا كه تازه از خواب بيدار شده بود از پنجره بيرون را نگاه كرد و وقتى ديد من پشت در هستم در را باز كرد. من نيز آرام آرام از پله ها بالا رفتم و وارد آپارتمان شدم.
بابك ادامه داد: وقتى وارد آپارتمان شدم از زهرا خواستم بين ۵۰ تا ۱۰۰ هزار تومان به من قرض بدهد. زهرا وقتى درخواست مرا شنيد، گفت: چه وقت اين مبلغ را به او پس مى دهم. من هم جواب دادم هر وقت پول دستم آمد بدهى ام را مى پردازم. در اين هنگام زهرا شروع به تحقير من كرد. از اين رفتارش به شدت عصبانى شدم دستش را كشيدم و وى را روى زمين انداختم و سپس يك كارد از آشپزخانه برداشتم و وى را كشتم و جسدش را داخل اتاق خواب انداختم.
اين جانى سنگدل افزود: پس از قتل زهرا طلا و جواهرات او را برداشتم و در گاوصندوق خانه را باز كردم تا پول هاى موجود در آن را نيز سرقت كنم كه در اين هنگام زن عمويم كه به آرايشگاه رفته بود از راه رسيد و وارد خانه شد و پس از ديدن جسد زهرا مى خواست داد و فرياد راه بيندازد كه به او نيز حمله ور شدم و وى را نيز با چاقو كشتم و سپس بسرعت از خانه بيرون آمدم.
بابك در ادامه اعترافات تكان دهنده خود گفت: پس از خارج شدن از قتلگاه نان خريدم و به خانه خودمان رفتم. سپس مقدارى از طلا و جواهرات را به قيمت ۷۰۰ هزار تومان فروختم و در پشت يك قاب مخفى و بقيه طلاها را هم در پايه مبل جاسازى كردم.
اين جوان ۱۹ ساله افزود: شهناز و دخترش هميشه مرا به خاطر مشكلات مالى كه داشتم تحقير مى كردند و همين مسأله باعث شده بود از آنها كينه به دل بگيرم و در نهايت آنان را بكشم.
بنا به اين گزارش هم اكنون بازجوئى ها از بابك ادامه دارد.

آيا سه نجات يافته، همراهان خود را خورده اند؟
داستان سه مرد مكزيكى كه ۹ ماه پس از گم شدن در آب هاى نزديك مكزيك در فاصله هشت هزار كيلومترى محل گم شدن آنها در نزديكى استراليا پيدا شدند، با مشخص شدن اين مسأله كه آنها در آغاز پنج نفر بوده اند وارد مرحله جديدى شد.
اين سه ماهيگير مكزيكى كه ۹ ماه قبل در ساحل دهكده سان بلاس گم شده بودند با خوردن پرنده ها و ماهى و آب باران زنده ماندند. اما مقامات مكزيكى يك روز پس از اعلام خبر پيداشدن آنها اعلام كردند كه در قايق در آغاز پنج نفر بوده اند اما دو نفر از آنها به علت گرسنگى فوت كرده اند.
ميگوئل گويترز، قائم مقام وزارت امورخارجه مكزيك به خبرنگاران گفت: وقتى قايق از ساحل جدا شد پنج ماهيگير در آن بودند. دو تا از آنها اما چند روز بعد از گم شدن فوت كردند... آنها ماهى ها را كه مى گرفتند به صورت خام مى خوردند و به خاطر همين ابتدا بيهوش شدند و بعد فوت كردند.
اما در همين زمان شايعاتى در مكزيك مطرح شده است مبنى بر اينكه ممكن است اين سه نفر، آن دو ماهيگير ديگر را كشته باشند يا حتى ممكن است آنها گوشت دو مرد ديگر را خورده باشند.
براساس گفته هاى گويترز، يكى از دو ماهيگير در ماه ژانويه و ديگرى در فوريه فوت كرده اند. او مى گويد: طبيعى است كه انسان هائى كه ۹ ماه روى آب باشند در چنين شرايطى بيمار شوند يا بميرند. جالب اينكه مقامات شهر سان بلاس مى گويند كه در اين شهر هيچ كس از هويت دو ماهيگير ديگر اطلاعى ندارد.
سه ماهيگير نجات يافته هفته آينده به شهر خود در مكزيك برمى گردند.

كشف چهار جسد ناشناس در نقاط مختلف شهر
معماى تازه كارآگاهان جنايى
در شرايطى كه تحقيقات ويژه پليس جنايى تهران براى افشاى راز قتل زن و مردى كه جسدشان در دو نقطه شهر پيدا شده بود ادامه داشت كشف دو جسد ديگر كارآگاهان را با معمايى پيچيده مواجه كرد.
به گزارش رسيده روز پنجشنبه مأموران كلانترى ۱۴۴ جواديه تهرانپارس در نزديكى پل جاجرود جسد مردى را كه سر و گردنش با كيسه سياه رنگى پوشيده و داخل يك خودروى پيكان رها شده بود پيدا كردند.
در همين حال كشف جسد يك زن ناشناس از سوى مأموران كلانترى نياوران سبب شد تا دومين قتل در دفتر ويژه بازپرس كشيك جنايى تهران به ثبت برسد.
جسد اين زن در حالى پيدا شد كه داخل يك گونى كنار خيابان رها و مقدار زيادى خاك روى آن ريخته شده بود. به اين ترتيب كارآگاهان اداره ۱۰ پليس آگاهى تهران تحقيقات گسترده و همه جانبه اى را براى افشاى راز مرگ اين زن و مرد ناشناس آغاز كردند، اما در حالى كه تحقيقات پيرامون اين دو جنايت ادامه داشت صبح روز جمعه مأموران كلانترى افسريه همچنين جسد يك زن ناشناس ديگر را پيدا كردند.
جسد اين زن از سوى چند رهگذر در خرابه اى در مشيريه تهران پيدا شده بود و كارآگاهان ويژه قتل پس از پى بردن به اين موضوع در محل حادثه حاضر شدند و تحقيقات خود را آغاز كردند.
بررسى هاى اوليه نشان داد مقتول زنى حدودا ۲۵ ساله است و آثار كبودى روى گردن و بدنش وجود دارد و به احتمال زياد بر اثر خفگى جان باخته است. از آنجا كه اين زن هنگام مرگ لباس هاى رسمى به تن داشت پليس احتمال داد وى هنگامى كه براى انجام كارى از خانه خارج شده در بيرون از منزل مسكونى اش از پاى در آمده است.
سرانجام جسد اين زن ناشناس نيز براى انجام تحقيقات تخصصى و روشن شدن علت اصلى مرگ به پزشكى قانونى انتقال يافت.

ساعاتى پس از كشف اين جسد ماموران كلانترى چيتگر جنازه سوخته يك مرد ناشناس را در محدوده استحفاظى خود كشف كردند و به اين ترتيب بار ديگر گروهى از كارآگاهان به محل حادثه كه زير يك پل در منطقه چيتگر است اعزام شدند.
كارآگاهان در بازرسى از محل كشف جسد مرد ناشناس كه حدودا ۳۵ ساله به نظر مى رسيد يك اتومبيل پرايد و مقدارى قرص اعصاب پيدا كردند.
به اين ترتيب جسد اين مرد نيز به پزشكى قانونى منتقل شد تا علت مرگ وى مشخص شده و روشن شود كه آيا او خودكشى كرده يا به قتل رسيده است.

مرد شكاك پس از قتل همسرش خودكشى كرد
مرد شكاكى كه در اقدامى جنون آميز همسر خود را به قتل رسانده بود، يك روز پس از ارتكاب جنايت به زندگى خود پايان داد.
به گزارش رسيده، اين مرد ۳۶ ساله كه حسن نام داشت صبح روز پنجشنبه همسر ۲۶ ساله خود به نام معصومه را به قتل رساند و فرارى شد، اما يك روز بعد در نزديكى محل سكونت خود به زندگى اش خاتمه داد.

كشف جسد
ساعت ۸ صبح روزپنجشنبه هفته گذشته يكى از بستگان معصومه كه از غيبت او نگران شده بود، براى احوالپرسى به خانه اين زن رفت و هرچه در زد كسى جواب نداد تا اينكه اين فرد وارد منزل شد و ناگهان جسد بى جان معصومه را در حالى كه وسط اتاق رها شده بود مشاهده كرد.
با كشف جسد معصومه، بلافاصله گروهى از كارآگاهان اداره ۱۰ پليس آگاهى تهران تحقيقات خود را در اين زمينه آغاز كردند.
شواهد اوليه حكايت از اين داشت كه معصومه توسط فردى آشنا از پاى درآمده و علت مرگ وى اصابت جسم سخت به سرش است.
كارآگاهان در ادامه دريافتند زن جوان ۴ ماه پيش با مردى كه ۱۰ سال از خودش بزرگتر بود ازدواج كرده و شوهر مقتوله به طرز مرموزى ناپديد شده است.
ناپديد شدن حسن شوهر مقتوله سبب شد تا كارآگاهان به وى مظنون شوند و دستگيرى اين مرد را به عنوان مظنون اصلى جنايت در دستور كار خود قرار دهند.
در شرايطى كه كاوش هاى پليس براى يافتن ردى از حسن ادامه داشت وى صبح روز جمعه با مأموران كلانترى ۱۵۳ شهرك وليعصر تماس گرفت و راز جنايتش را فاش كرد.
اين مرد كه صدايش مى لرزيد و بسيار مضطرب بود به مأمور كلانترى گفت: من همسرم معصومه را كشته ام... چون به او شك داشتم و از همان چهارماه پيش كه با وى ازدواج كردم متوجه شدم او مشكلاتى دارد.
اين مرد افزود: شك من به همسرم باعث ايجاد اختلاف بين ما شده بود تا اينكه صبح ديروز باز هم برسر اين مسأله با هم جروبحث كرديم و من با يك ميله آهنى به سرش زدم و فكر مى كنم معصومه همان جا جان باخت.
مرد شكاك در ادامه گفت: اكنون از كارى كه كرده ام بشدت پشيمان هستم و عذاب وجدان دارم براى همين مى خواهم خودم را بكشم.
حسن پس از گفتن اين جمله تلفن را قطع كرد و به اين ترتيب تلاش پليس براى يافتن وى وارد مرحله تازه اى شد و كارآگاهان تمام توان خود را به كار گرفتند تا اين مرد را دستگير كنند، اما پيش از آنكه اين تحقيقات به نتيجه برسد شخصى با كلانترى ۱۵۳ تماس گرفت و از كشف جسد حلق آويز شده يك مرد در داخل باغى در محدوده شهرك وليعصر خبرداد.
وقتى مأموران به محل حادثه رفتند در بررسى هاى اوليه متوجه شدند اين مرد، حسن شوهر معصومه است كه خود را حلق آويز كرده است.
بنابراين گزارش هم اكنون تحقيقات در رابطه با اين پرونده ادامه دارد.

تائيد حكم قصاص مرد شكاك 
در ماجرايى ديگر حكم قصاص مردى كه متهم است به دليل سوء ظن به همسرش وى را به قتل رسانده از سوى قضات شعبه ۴۲ ديوان عالى كشور تائيد شد.
اول آبان ماه سال ۱۳۸۲ وقوع يك قتل به دادسراى امور جنايى تهران گزارش و با حضور بازپرس ويژه قتل، عوامل تشخيص هويت و مأموران كلانترى در صحنه حادثه، تحقيقات اوليه براى شناسايى مقتول و علت اصلى وقوع اين قتل آغاز شد.
طى بررسى هاى انجام گرفته مشخص شد مقتول كه از ناحيه دست و پا كبودى شديدى داشت جان خود را بر اثر بريدگى عميق در ناحيه گلو از دست داده است.
پس از انجام تحقيقات اوليه همسر مقتول به عنوان مظنون اصلى پرونده تحت تعقيب مأموران قرار گرفت و بازداشت شد.
متهم به قتل در جريان بازجوئى هاى خود مدعى شد حدود ساعت ۸ و نيم صبح روز حادثه با فرزند و همسرش براى واكسن زدن فرزندانشان از منزل خارج شد، و حين برگشت به منزل، او همسر و فرزندش را روانه منزل كرده و خود براى خريد مقدارى برنج و تهيه قرص و قطره فرزند ۴۵ روزه شان راهى داروخانه شده است.
وى افزود: زمانى كه خارج از منزل بودم چندين بار با همسرم تماس گرفتم اما او جواب تلفن را نداد و به همين دليل مشكوك شدم و سعى كردم سريع تر به منزل بازگردم. پس از آنكه به منزل برگشتم با زنم درگير شدم و پس از اينكه همسرم با فحاشى مرا تحريك كرد، او را با ضربات مشت و لگد مورد ضرب و جرح قرار دادم و پس از آن تلويزيون را برداشتم به طرف او پرتاب كردم بعد با چاقو گلوى همسرم را بريدم.
در جلسه رسيدگى به اين پرونده متهم به قتل اعترافات قبلى را تكذيب كرد و گفت: تمامى اعترافات را تحت فشار اعلام كردم.
وى ادامه داد: روز حادثه پس از آنكه براى گرفتن دارو و خريد مقدارى برنج به منزل برگشتم جسد خونين همسرم را ديدم در حالى كه چاقويى كه در گلوى او فرو رفته بود تا انتهاى تيغه و قبل از دسته هنوز در گردن او قرار داشت.
متهم به قتل همچنين مدعى شد كه همسرش پيش از ازدواج با او با مردى ارتباط داشته و اين جريان را به او و خواهرش اطلاع داده بود.
قضات شعبه ۷۱ دادگاه كيفرى استان تهران پس از بررسى، متهم به قتل در اين پرونده را به قصاص نفس محكوم كردند كه اين حكم از سوى شعبه ۴۲ ديوان عالى كشور تائيد شد.

ايران
تحقيق
صفحه اول
داستان
طنز
از شما چه پنهان
از آنچه گفته اند
مقاله ها
گزارش
گفتگو
بازتاب
جهان
تاريخ
شعر
خاطرات
خبرهاى كوتاه
آخر هفته
حوادث
فال هفته
از رسانه ها
روى خط آلمان
آرشيو روزنامه
آرشيو مقاله ها

•   ايران   •   تحقيق   •   صفحه اول   •   داستان   •   طنز   •   از شما چه پنهان   • 
•   از آنچه گفته اند   •   مقاله ها   •   گزارش   •   گفتگو   •   بازتاب   •   جهان   • 
•   تاريخ   •   شعر   •   خاطرات   •   خبرهاى كوتاه   •   آخر هفته   •   حوادث   • 
•   فال هفته   •   از رسانه ها   •   روى خط آلمان   • 

•    آرشيو مقاله ها   •    آرشيو روزنامه   •