Nimrooz
Vol. 18, No. 896, August 25, 2006
سال هيجدهم - شماره ۸۹۶ - جمعه ۳ شهريور ۱۳۸۵
افسانه ى نو
وقتى كه شب رسيد به ميدانِ كارزار،
با دامن سياه بلندش
گشتند دشمنان، همه منكوب و تار و مار...
بر بال هاى سيم تلگراف،
آواى پر طنين «خبر» پيچيد....
*
آنجا، صداى ضجّه و فريادهاى درد،
هذيان و بى قرار و تب آلوده،
دشنام هاى لعنت و نفرين،
روى هزارها لب پژمرده،
صدها هزار، مشت گره كرده، لبريز از جنون،
ديوانه وار آيت نفرت را،
مى زد به طاقِ نيلى گردون...
*
اينجا، صداى شوق و شعف، موج مى گرفت،
امواج خنده در پى هم اوج مى گرفت،
فريادهاى شادى و پيروزى و ظفر،
فرياد افتخار چنين فتح پر ثمر...
آيات گونه گون نيايش،
روى هزارها لب مى جوشيد،
صدها هزار دست به شكرانه ى نبرد،
چون پرچم تقدس و ايمان،
پيوند مهربانى را مى كوشيد...
*
پايان شب، طنين تلگراف،
بنشاند اين خبر را، بر بال سيم ها،
از هر دو سوى جنگ،
از كشته ها كه پشته به ميدان جنگ بود....
*
اينك، نگاه كن چه سكوتى نشسته است،
سنگين و مرگبار،
با دشمنان مغلوب، با دوستان غالب...
تنها صداى گريه ى پر سوز مادران،
غمنامه خوان اين شب يلداست...
در هر دو سوى ميدان... آنجا و نيز اينجا....
***
شعرى از «بر تولد برشت» برايتان آوردم، به مناسبت پنجاهمين سال درگذشت اين نمايشنامه نويس و شاعر پرشور و پر احساس آلمانى كه اينجا، با اجراى نمايشنامه هاى او و خواندن شعرهايش، ياد او را گرامى داشته اند و نيز به مناسبت اوضاع و احوالى كه در منطقه ى ما مى گذرد!
شرنگ

ايران
تحقيق
صفحه اول
داستان
طنز
از شما چه پنهان
از آنچه گفته اند
مقاله ها
گزارش
گفتگو
بازتاب
جهان
تاريخ
شعر
خاطرات
خبرهاى كوتاه
آخر هفته
حوادث
فال هفته
از رسانه ها
روى خط آلمان
آرشيو روزنامه
آرشيو مقاله ها

•   ايران   •   تحقيق   •   صفحه اول   •   داستان   •   طنز   •   از شما چه پنهان   • 
•   از آنچه گفته اند   •   مقاله ها   •   گزارش   •   گفتگو   •   بازتاب   •   جهان   • 
•   تاريخ   •   شعر   •   خاطرات   •   خبرهاى كوتاه   •   آخر هفته   •   حوادث   • 
•   فال هفته   •   از رسانه ها   •   روى خط آلمان   • 

•    آرشيو مقاله ها   •    آرشيو روزنامه   •