Nimrooz
Vol. 18, No. 896, August 25, 2006
سال هيجدهم - شماره ۸۹۶ - جمعه ۳ شهريور ۱۳۸۵
مرورخاطراتى، كه بخشى از تاريخ مبارزات سياسى- اسلامى ايران است
مصاحبه با دعائى
مجاهدين خلق و على شريعتى
حجت الاسلام دعائى چند دوره نماينده مجلس و سرپرست طولانى مدت موسسه انتشاراتى و مصادره شده اطلاعات، با خبرگزارى ايسنا مصاحبه اى كرده كه خلاصه از آن را- بويژه قسمت هائى كه مربوط به خاطرات و يادمانده هاى وى است- مى خوانيد:





مجاهدين خلق
اين حركت در آغاز جديد و اميدواركننده بود و آقايانى كه آن زمان در زندان بودند و بسيارى از شخصيت هاى فعلى نظام از آن دفاع كردند. آيت الله طالقانى و آيت الله مطهرى نيز معتقد بودند كه حركت سرنوشت سازى است كه با اهداف اسلامى آغاز شده است.
دعايى در ادامه با اشاره به لو رفتن بخشى از اقدامات مجاهدين خلق در دوبى و عراق گفت: پس از اين موضوع از طريق مرحوم طالقانى به امام پيغامى فرستاده شد تا ايشان در اين خصوص اقدام كنند، اما امام بعد گفتند هر چه فكر كردم مصلحت نديدم از عراقى ها چيزى بخواهم.
پس از ختم اين مسأله كه با اقدام «سازمان الفتح» به پايان رسيد، سازمان به اين نتيجه رسيد كه بايد با امام وارد بحث شود. آنها در ۱۵ جلسه كه به صورت حضورى و مكاتبه اى انجام شد به بيان نظراتشان پرداختند.
امام گفتند در مسائل ايدئولوژيك آنها نكات مبهمى مى بينم كه مسأله معاد را آنطورى كه ما قبول
داريم، قبول ندارند.
از سوى گروه هاى سياسى و روحانيون به امام براى حمايت از اين گروه فشار وارد شد، حتى مرحوم ربانى شيرازى در سخنى اعلام كرد عدم حمايت شما به انزواى روحانيت منجر مى شود.
بعد از افشاى ماهيت اينها و سير طبيعى كه شروع كرده بودند و به نتيجه قطعى رسيد، مرحوم مطهرى گفت ما همه لغزيديم و گمراه شديم و اگر خداى ناكرده باعث مى شد كه اين ركن ركين هم مى لغزيد، هيچ در جامعه نداشتيم كه به آن تكيه كنيم، همه ما اشتباه كرديم ولى بزرگ ما اشتباه نكرد.
على شريعتى
حجت الاسلام دعايى در بخش ديگر سخنانش با اشاره به «حركت نو شريعتى» كه متناسب با شرايط زمان آغاز شده بود، گفت: براى اين كه نظرات امام درباره شريعتى در جايى ثبت شود اين موضوعات را مى گويم. روزى خدمت امام بودم، ايشان فرمودند از تهران فردى هزينه پرداخت كرده و آمده، نظر من را نسبت به دو شخصيت عوض كند؛ كتاب حجاب مطهرى را گذاشته و گفته اين كتاب جنوب تهران را بى حجاب كرده و اسلام شناسى شريعتى را نشان داده و گفته اين كتاب جوانان را از دين منحرف كرده است.
نسبت به اسلام شناسى (مشهد) دكتر شريعتى، امام خواستار قسمت هائى كه آن فرد معتقد بود باعث انحراف جوانان است شد و پس از آن گفتند برخى قول هاى شاذ و نادر هست، ولى اين قول هاى نادر باعث انحراف نمى شود.
اين حركت ابتدايى بود كه امام در مورد شريعتى اظهار نظر كرد.
ايشان در فرصت مغتنمى كه در نجف بودند، ساعاتى را به مطالعات متفرقه اختصاص مى دادند و آثار شريعتى را هم در اين مسير خواندند.
در جريان نگرانى از شخصيت شريعتى افرادى از جمله آيت الله مصباح يزدى كه از شاگردان عالم، فهميده و خوب امام و با يك سرى تعصبات و متعهد و پايبندى عميق نسبت به مبانى بود، نامه اى نوشت. من حامل اين نامه بودم. در آن موقع امام تعبير ماندگارى كردند كه «اين بزرگوار به عالم و آدم بدبين هستند، ما در شرايطى نيستيم كه نسبت به دانشگاهيان و روشنفكران با بدبينى نگاه كنيم» .
سپس امام پاسخ آقاى مصباح را در سخنرانى اى در نجف اشرف دادند و اعلام كردند توصيه ام به دوستان اين است كه اگر يك وقت بنا شد تحولى در كشور صورت بگيرد و نظامى تاسيس شود، ما طلبه ها نمى توانيم اداره كنيم و طبيعتا بايد عناصر دانشگاهى باشند كه مسووليت ها را برعهده بگيرند، چرا اين عناصر را دور و فاصله ايجاد مى كنيد؟
البته امام تذكراتى نيز درباره شريعتى و نظرات وى درباره علامه مجلسى و مباحثى پيرامون تشيع وى، داشتند، ولى بر نوعى وحدت بخشى نيز تأكيد داشتند.
بارزترين عكس العمل امام در قبال رحلت شريعتى بود. رژيم شاه مى خواست با استقبال از پيكر شريعتى از ايشان سوءاستفاده كند، اما دوستان انجمن اسلامى دانشجويان در اروپا تصميم گرفتند پيكر ايشان را در دمشق به امانت بگذارند. من به همين مناسبت عازم سوريه بودم تا در مراسم خاكسپارى دكتر شريعتى شركت كنم. قبل از سفر از امام اجازه گرفتم و گفتم اگر اجازه ندهيد نمى روم، ايشان گفتند شخصاً برويد و از طرف من و يا گروه خاصى نباشد. ايشان با شنيدن خبر درگذشت شريعتى فرمودند به سه دليل متاسفم؛ يكى اينكه در دوران فعاليت هاى تبليغى و ارشادى ايشان عده اى توجه ايشان را به خودشان جلب كردند و درگيرى با آنان، ايشان را مجبور به پاسخ دادن كرد، تاسف دوم اين است كه ايشان خودشان را مجبور كردند در پاسخگويى به افرادى كه در حاشيه صحبت هاى ايشان قرار داشتند و برخى روحانيون و بازارى ها بودند كه اى كاش ايشان توجهش به آنها جلب نمى شد و تاسف سوم از اين جهت است كه عمر ايشان كوتاه بود و توفيق اين را نيافتند كه آن چه را احتياج به تجديد نظر داشت، تصحيح كنند.
حضرت امام درباره مرگ شريعتى كلمه فقدان را به كار بردند. ايشان چون مطمئن نبودند كه شريعتى به شهادت رسيده است و از سوى ديگر اطمينان به مرگ طبيعى ايشان نداشتند، از كلمه فقدان استفاده كردند.
در دوره اى سعى شد شريعتى به عنوان فردى ضد روحانى مطرح شود، در اين دوره امام به مسوول ارشاد وقت اعلام كردند از ترويج آثار اينچنينى جلوگيرى شود و در مقطع ديگرى كه در اين باره آقايان خاتمى و معاديخواه، وزراى فرهنگ و ارشاد اسلامى وقت مى توانستند در اين باره اظهار نظر كنند، تأكيد كردند مانع چاپ آثار شريعتى نشويد و به آثار مفيد ايشان اجازه ترجمه و انتشار دهيد.
در مراسم تجليل از شريعتى در بيروت امام موسى صدر گفت جامعه لبنان جامعه اى مركب از اقوام مختلف است كه براى ترجمه برخى آثار شريعتى كه در آن درباره شخصيت امام على (ع) و امام حسين (ع) غلو شده است دچار مشكل مى شويم و ناگزير از تعديل در ترجمه آثار ايشان هستيم، در صورتى كه در ايران ايشان را سنى و بى توجه به آرمان هاى تشيع مى شمارند.

ايران
تحقيق
صفحه اول
داستان
طنز
از شما چه پنهان
از آنچه گفته اند
مقاله ها
گزارش
گفتگو
بازتاب
جهان
تاريخ
شعر
خاطرات
خبرهاى كوتاه
آخر هفته
حوادث
فال هفته
از رسانه ها
روى خط آلمان
آرشيو روزنامه
آرشيو مقاله ها

•   ايران   •   تحقيق   •   صفحه اول   •   داستان   •   طنز   •   از شما چه پنهان   • 
•   از آنچه گفته اند   •   مقاله ها   •   گزارش   •   گفتگو   •   بازتاب   •   جهان   • 
•   تاريخ   •   شعر   •   خاطرات   •   خبرهاى كوتاه   •   آخر هفته   •   حوادث   • 
•   فال هفته   •   از رسانه ها   •   روى خط آلمان   • 

•    آرشيو مقاله ها   •    آرشيو روزنامه   •