Nimrooz
Vol. 18, No. 894, August 11, 2006
سال هيجدهم - شماره ۸۹۴ - جمعه ۲۰ مرداد ۱۳۸۵
روى خط آلمان نيمروز
تنها به قاضى رفتن خطا است؟
003831.jpg
اين روزها ايرانى ها توى كشورهاى اروپا و شايد هم آمريكا در سه گروه روى سه خط موازى حركت ميكنند، نه تنه شان به يكديگر ميخورد و نه گفتگويى با هم دارند. گروه اول مفتخرين به گذرنامه هاى ايرانى و اروپايى اند كه معمولاً در منازلشان لواشك آلو، پسته، سبزى خشك قرمه سبزى، باقالى پلو و سبزى پلوى ناب ساخت مادر وجود داره، به ايران جنس مى برند، جنس مى آرند، اجاره ها را جمع مى كنند فخر ميفروشند باد تو گلو مى اندازند به حساب و كتابخانه هايشان در ايران ميرسند و در منزل تعدادى از آنها كه روزبروز بيشتر مى شوند، روسرى و جانماز و مهر كربلا ديده ميشود. روزهاى عزادارى به مسجد تركها يا مسجد ساخته جمهورى اسلامى با روسرى و اگر در روزهاى جمعه و يا شنبه باشد مستقيم از مسجد به ديسكوى ايرانى مى روند، البته بدون روسرى. خلاصه ايران امروز را در اروپا پياده مى كنند و اگر دلشان هواى كوچه پس كوجه هاى ايران كرد با يك بليط ۴۰۰ يورو اى دل آواره شان را به پرواز در مى آورند و نزد مامان و با با و بقيه آنهايى كه هوس شنيدن داستانهاى زيبا و شايد هم عجيب و غريب اين سوى دنيا را دارند، مى روند. به جمهورى اسلامى فحش نمى دهند و احمدى نژاد را باعث غرور و سر بلندى ايران و مليت ايرانى مى دانند. اگر با آلمانى ها بحث كنند، با احتياط بدون آنكه غرور خود را بشكنند گاه گاهى از دولت و دستگاه هاى مملكتى انتقاد مى كنند.
گروه دوم را من گروه خط انتظار نام گذاشته ام. اين به قول خودشان بدبخت هاى جامعه غرب فقط گذرنامه پناهجويى معروف با دو خط سياه روى جلد بالاى سمت چپ دارند. اين مردمان بعقيده گروه سوم كه به آنها هم ميپردازم.
گرچه با گذرنامه آبى پناهندگى به تركيه رفته از آنجا با گذرنامه ايرانى به ايران ميروند، خوشبخت نيستند زيرا رسماً نميتوانند از سفر به ايران و زيبائى هاى آن براى ديگران و دوستان آلمانى خود گزارش دهند. اين گروه از ايرانيان سالها پيش در تظاهرات ضد رژيم شركت ميكردند فحش و ناسزا به رژيم مى دادند، از پرونده قطور پناهندگى شان چون جان خود مواظبت مى كردند. حال مى توانند به كشورهاى اروپائى مسافرت كنند و از تاريخى كه براى سفر به كشورهاى ضد تروريست احتياج به ويزا دارند، ناسزاگويان در بحث هاى گرم سياسى شان ازاين كشورها بعنوان زالوى اجتماع متمدن ياد ميكنند و سر آخر در انتظار روز موعود، روز دريافت گذرنامه اروپائى مى شوند. اين گروه مواظب حرف هاى خود هستند، روسرى سر نمى كنند سريع در حال فراگرفتن زبان خارجى هستند و از فعاليت هاى ضد رژيم گذشته خود در ايران حرف ميزنند به خيال آنكه اكثر مردم آلمان كارمند سازمان امنيت كشورشان هستند و برايشان گزارش خوب رد مى كنند. مدتها است يعنى از موقعى كه حتى دزدى هاى كوچك در فروشگاه ها جرم محسوب مى شود، مواظب بچه هاى خود هستند تا مبادا در اين اماكن خداى نكرده دست شان آلوده شود.
و اما گروه سوم به نام گروه تحملى ها آنهائى هستند كه در شرايط معلق بسر ميبرند و تعدادشان هم كم نيست. اين گروه جنب و جوش عجيبى دارد. سايت كامپيوترى ميسازد، خمينى را دشمن بشريت ميداند، تمام سازمانهاى سياسى اپوزيسيون در غربت را كه خود آنها اصلاً چندان نقشى ندارند، ميشناسد در تظاهرات آنها شركت فعالانه دارد. دشمن شمار يك گروه اول است و به گروه دوم حسادت ميكند. در انتظار آخرين اخبار براى حق ماندن و صدور اجازه كار است. گرچه در شرايط ناگوار اقتصادى زندگى ميكند، گاه گاهى هم براى خود نشان دادن با قرض و قوله كردن سرى به ديسكوى ايرانى ميزند.
من ساليان متمادى است ميان اين سه گروه زندگى و كار ميكنم. بسيارى از آنها را ميشناسم و هيچ دليلى نمى بينم از نحوه زندگى شان انتقاد كنم. اما مرتب از طريق تلفن و وسيله هاى ديگر سئوالات مختلفى از من ميشود. جواب به پرسش هاى اين هموطنان آنچنان كه همه شان فكر مى كنند ساده نيست. بقول يكى از وكيلان دادگسترى متخصص امور پناهجويان، ايرج ربيعى با انتشار مسائل و قوانين آلمان و اروپا نان آنها را آجر ميكند. ما هم چون قادر نيستيم آجر و پاره سنگ تحويل خوانندگان نيمروز و ديگر علاقمندان بدهيم، در نشريه به آنها جواب مى دهيم تا شايد از اين راه كمك به فرهنگ بى گذرنامه اى و دو گذرنامه اى كرده باشيم. از اين رو فكر كردم به خانه قاضى روم و با وى به گفتگو نشينم و در قضاوتش سهيم باشم.
نزد يكى از قضات دادگاه ادارى مسئول امور پناهندگى كه با من دوست در حد باز كردن حقايق نه نفوذ و پارتى بازى است، رفتم. اين قاضى كه از بردن نامش معذورم در رد كردن دلايل پناهجويان ايرانى شهره عام و خاص است.
چون ميدانستم شراب قرمز مينوشد، برايش يك بطرى شراب شيراز از كشور اتريش بعنوان هديه بردم. پرسيد نام شهر حافظ روى اتيكت اين شراب است. گفتم تا چندى پيش نميدانستم قديمى ترين تاك انگور جهان، درخت انگور شيراز است. با تعجب ميخواست بداند چگونه به اين راز پى بردم. جواب دادم يك شراب كش كنار رودخانه راين تاريخ جالب درخت انگور شيراز را گفت و برشمرد در حال حاضر اين تاك در كشورهاى استراليا، فرانسه، اتريش و حتى كاليفرنيا در امريكا بعلت مرغوبى نوع و تربيت سالمش، كاشته و از آن استفاده ميشود.
به وى گفتم تنها به قاضى رفتن خطا است اما در اين مرحله من خطا كار نيستم كه آمده ام و از شما تقاضاى قضاوت ندارم ليكن فكر كردم بهتر و شايسته تر اين باشد نزد قاضيئى روم كه خود تنها به قضاوت مينشيند. به وى گفتم شما بعنوان قاضى مفرد (قاضى كه خود بدون حضور قضات ديگر در جلسه حضور مى يابد و تصميم مى گيرد) خود تنها به قاضى مى رويد و حق پناهجويان بويژه ايرانيان را كه در شرايط سخت زندگى ميكنند و حال با آمدن احمدى نژادبد تر هم شده، پايمال ميكنيد.
گفت: تنها به قاضى نمى روم، قاضى من وجدان من و يار و همكارم كشور من است. اگر چه شكافتن اين مشكل در حد و حوصله اين نشست نيست و سر دراز دارد. در ۳۰ سال پيش ۳۵ ساله بودم كه به پوشيدن لباس قاضيگرى مفتخر شدم. در اوايل دهه ۸۰ هجوم پناهجوى سياسى از ايران به آلمان و اروپا سرازير شد و من قاضى رسيدگى به امور ايران شدم.
در آنزمان اولين متقاضان را سلطنت طلبان و مجاهدين خلق تشكيل ميدادند. بياد روزهايى افتادم كه مجاهدين با كمك چپ هاى ايرانى از دانشجويان آلمانى خواهش ميكردند به نفع خمينى به خيابانها رفته تظاهرات كنند من دانشجوى جوان تقريباً در كليه تظاهرات ضد سلطنت چه در شهر خودم و چه در پايتخت در شهر بن شركت داشتم. در آنزمان مجاهدين از خمينى مانند خداى روى زمين ياد و وى را ستايش ميكردند. بعنوان يك قاضى كه در گذشته شاهد تظاهرات بودم، ميديدم اندسته كه از خمينى خدايى ساخته بودند در مدت زمان كوتاهى وى را شيطان و قاتل بزرگ ميناميدند. قاضى سكوت كرد و پرسيد شما در آن زمان خودتان در دادگاه ها مترجم بوديد و حتمأ حرفم را تائيد مى كنيد، جواب دادم آرى.
گفت چرا به من ايراد ميگيريد كه قضاوتم درست نيست. هنوز مدت زيادى از انقلاب ايران نگذشته بود كه يكباره خمينى از تخت خدايى به قعر مفاصد شيطانى سقوط كرد. پس چه شد آن همه تعريف و تمجيد؟
با وجود اين درصد قبولى داگاهها براى ايرانيان بالا بود يعنى چيزى حدود ۷۵ درصد. با شروع جنگ ايران و عراق يكباره مجاهدين بدون اطلاع به دولت به عراق رفتند تا تمرين جنگ آموزى كنند. فرزندانشان را به افراد مورد اطمينان شان در آلمان و اروپا سپردند و بيشترشان جان خود را از دست دادند. اين وقيع تاريخى گرچه براى من درسى بود بسيار آموزنده، من را به ياد گفته هاى پدرم كه در زمان هيتلر در گروه مخالفين برعليه وى در لندن زندگى ميكرد، انداخت. از اين مرحله ببعد خط ارتباطى لندن و بغداد برايم سمبل دو قطب مقاومت شده بود.
*مخالفت پدر شما در لندن به چه صورتى بود. آيا در چنگ شركت كرد؟
-نه پدر من امكان شركت در نبرد بر عليه هيتلر را چون ويلى برانت نداشت. برايم ميگفت روزها در قهوه خانه نبش كوچه كه نامش يادم نيست جمع ميشديم بحث ميكرديم. همه جور آدمى از كمونيست گرفته تا ارتشى و نويسنده بين مابود. همه يك هدف داشتيم سرنگونى رژيم هيتلر. بله به ياد آنروزها و اختلاف شديد و عدم همگونى ايرانيان در غربت براى مبارزه با رژيم ايران افتادم.
*پس چه عاملى باعث شد شما تغيير عقيده داده با تصميمات و رأى ردى خود به جان ايرانيان بيافتيد. خنده اى كرد و ادامه داد:
-بگذاريد بگويم آنچه را كه شما منتظر شنيدنش هستيد و اصرار داريد براى خوانندگان نشريه تان بنويسيد.
در اواسط دهه ۹۰ بسيارى از ايرانيان و اعراب كشورهاى مختلف از طرح دولت مبنى بر پرونده هاى قديمى استفاده كرده و اقامت گرفتند. اين افراد بعد از مدت كوتاهى آلمانى شدند. در همان موقع مرتبأ ادارات امور خارجه به دادگاههاى ادارى مسئول امور پناهجويان با ارسال ليستى اعلام ميكرد، آنهايى كه آلمانى شده اند مرتب به ايران سفر ميكنند و كسانى كه گذرنامه آبى دارند از طريق تركيه به ايران ميروند. با مراجعه به پرونده ها و مصاحبه هاى اين افراد در اداره امور پناهندگى (Bundesamt) دريافتيم اكثرشان ظهار داشته اند از مخالفين سرسخت رژيم هستند و با رفتن به ايران حتماً جانشان به خطر خواهد افتاد. آقاى مترجم حال متوجه قضيه شديد. حال خودت در مسند قضاوت قرار بگير و در مورد هم وطنانت قضاوت كن.
گفتم قضاوت كار من نيست. من نويسنده و محقق هستم اگر امروز نزد شما نشسته و با هم گفتگو ميكنيم بخاطر آشنا كردن هموطنان من به مشكلات است.
جواب داد چه مشكلاتى، در تاريخ اپوزيسيون جهان هيچ اپوزيسيونى مانند ايرانيان از حدود ۲۰ برنامه تلويزيونى با پخش سراسرى جهانى و بحث هاى داغ با افشاگرى هاى آنچنانى كه بيشتر شباهت به دخالت مستقيم جمهورى اسلامى دارد، وجود نداشته است. با اين همه وسائل ارتباط جمعى و اينهمه سازمان و حزب و گروه مگر مى شود به جايى نرسيد. اگر آمريكا به وسائل ارتباط جمعى كمك ميكند، پس چرا در دادگاهاى ادارى پناهجويان صحبت از حمايت آمريكا از ايران پيش ميآيد.
يواش يواش داشت كار بجاى باريك و تجاوز به خط حرفه اى من ميكشيد. ناچار مصاحبه را خاتمه داده از قاضى القضات دادگاههاى ادارى خداحافظى كردم و حال در دفتر نشريه نيمروز نشسته به آينده فكر مى كنم.

سوريه با حمايت ايران ايزوله ميشود؟
دكتر فرانك والتر اشتاين ماير وزير امور خارجه آلمان طى مصاحبه اى با نشريه زود دويچه زايتوگ اظهار داشت: درگيرى اسرائيل و لبنان حتى در مواقع جنگ بايد از رابطه مقايسه دو قدرت برخوردار باشد و ميدانيم مقاومت لبنان در مقابل ارتش اسرائيل قابل مقايسه نيست. ما انتقاد خود را از سيستم داخلى سوريه اعلام ميكنيم. اما بايد توجه داشت سوريه بعنوان همسايه لبنان نقش بزرگى در منطقه دارد. البته در سياست خارجى شناخت دو رنگ سياه و سفيد قابل توجه و مقدم است تا بتوان آسان وارد مرحله مذاكرات و كار سياسى شد، نكته اين است اين مشكل از رنگهاى زيادى برخوردار است. اولين قدم براى شناخت رنگها اين است كه ما بايد بدانيم آيا سوريه واقعاً ميخواهد از ايران بعنوان متحد دائمى استفاده كند و ايران ميخواهد از اين دوستى استفاده كرده به سوريه راه نشان دهد؟ راهى كه عارى از مزاحمت و در مسير صلح باشد يا نه.
وى در مورد حزب الله اظهار داشت: نفوذ اين حزب و گرفتن زمينهاى لبنان در اين منطقه فقط به اين علت است كه حزب الله از اين طريق ميخواهد به هدف خود يعنى حمله به اسرائيل برسد. وى اضافه كرد در كشورى كه بيش از ۲۸ دين تائيد شده ديگر وجود دارد، بايد نماينده همه اقشار گرد هم آيند و براى مملكت تصميم گيرى كنند حزب الله نميتواند صرفاً بعنوان نماينده همه دخالت كند و منطقه وسيعى را بخود اختصاص دهد.
وى ادامه داد نكته اين است كه اين تنها مشكل اعراب و اسرائيل نيست حتى اعراب از حزب الله انتقاد كرده، حزب الله از سوى ايران حمايت ميشود. سوريه خود بايد تصميم بگيرد آيا مى خواهد راه خود را با ايران كه منتهى به ايزوله شده بيشتر اين كشور ميشود ادامه دهد.

پيش بينى رشد اقتصادى اروپا
سازمان جهانى پول (IWF) در نيويورك اعلام كرد اقتصاد اروپا در حال پيشرفت است و در سال جارى رشد اقتصادى بازار كشورهاى اتحاديه اروپا بهتر از ميزان پيشبينى شده ميشود. اين سازمان رشد اقتصادى كشورهاى اتحاديه اروپا را براى سال امسال ۲‎/۱ در صد تخمين زد در حاليكه در ماه آپريل اين ميزان را دو درصد اعلام كرده بود. در گزارش اين سازمان آمده است، اين رشد گسترده و در حال پيشرفت است اما حساس و بستگى به بازار سرمايه و رشد اقتصادى كشورهاى ديگر دارد. زيرا بازار كار و مصرف هنوز با كمر خم راه ميرود. اما افزايش قيمت نفت تأثير زيادى بر رشد اقتصادى اروپا ندارد. براى سال جارى و آينده تورم ۲‎/۲ درصد پيش بينى مى شود در حاليكه قبلاً ۲‎/۱ درصد پيش بينى شده بود.

نام جاسوسان آلمان شرقى فاش شد
دولت آمريكا ليست نام و عمليات كارمندان رده بالاى دولت آلمان سابق غربى را كه براى آلمان شرقى جاسوسى مى كردند را به دست آورد و حال آنرا در اختيار دولت آلمان گذاشته است.
اداره رسيدگى به پرونده هاى سازمان امنيت آلمان كمونيستى بعد از ۱۶ سال ادغام دو كشور بخشى از پرونده هاى جاسوسى سازمان (STASI) آلمان شرقى را منتشر كرد. اين اسناد مربوط به سالهاى ۱۹۶۹ تا ۱۹۷۲ مى شوند و در آنها نام چند تن از دولتمردان آلمان غربى از جمله ويلى برانت و هلموت اشميت، دوتن از صدراعظم هاى سابق آلمان فدرال، اولى فوت شده و ديگرى در حال حيات به چشم مى خورد. از اين افراد به عنوان جاسوسان غير رسمى سازمان امنيت آلمان شرقى ياد شده و كد نام پرونده شان روزن هولس است.

(ROSENHOLZ) معنى فارسى (چوب گل سرخ)
خانم مريانه بيرتلر رئيس اداره مزبور در گفتگوئى اظهار داشت: ما نام ۱۶ نماينده مجلس را از ليست اداره امنيت آلمان شرقى سابق جدا كرده و مشغول تحقيق هستيم. دانشمندان، نويسندگان و روزنامه نگاران تقاضاى بررسى و ديدن پرونده ها را به اداره من ارائه داده اند و ما در اين زمينه نيز مشغول بررسى هستيم. اين اسناد در سال ۱۹۸۹ بدلايل مجهول بدست دولت آمريكا و در نتيجه سازمان سيا افتاد. در سال ۲۰۰۳ دولت آمريكا اين اسناد را آزاد كرد و به ما ارائه داد. حال ما بخشى از آنرا براى تحقيق بيشتر منتشر ميكنيم. اين اسناد شامل ۳۱۷ هزار ميكروفيلم و ۷۷ هزار كارتهاى عملياتى است كه روى (CD) ضبط شده اند. در محافل ادارى سازمان رسيدگى به پرونده هاى سازمان امنيت آلمان شرقى گفته ميشود اين اداره از مدتى پيش نام ۴۳ نفر از نمايندگان پارلمان آلمان كه در مجلس ششم به نام (IMA) به صورت غير رسمى براى آلمان كمونيستى جاسوسى مى كردند را گلچين كرده و بدون اطلاع به اين افراد درباره شان تحقيق كرده است.
اداره رسيدگى به پرونده ها اعلام كرد هيچ گونه شواهدى در دست نيست تا ثابت كند اين افراد عمدأ براى اداره امنيت آلمان شرقى كار ميكرده اند. از اين افراد سوء استفاده شده بدون آنكه خودشان مطلع باشند.
اين اداره همچنين اعلام كرد نام يازده نماينده فوت شده پارلمان به زودى اعلام ميشود، نام پنج تن از آنها شناخته شده بود و به يازده نماينده مجلس ديگر اعلام شده اگر مايل باشند، نامشان از طريق اين اداره براى عموم منتشر خواهد شد.
iradj.rabii@freenet.de

ايران
تحقيق
صفحه اول
طنز
از شما چه پنهان
از آنچه گفته اند
يك زندگى
مقاله ها
گزارش
گفتگو
بازتاب
جهان
خاطرات
از لابلاى متون
خبرهاى كوتاه
حوادث
فال هفته
روى خط آلمان
آرشيو روزنامه
آرشيو مقاله ها

•   ايران   •   تحقيق   •   صفحه اول   •   طنز   •   از شما چه پنهان   •   از آنچه گفته اند   • 
•   يك زندگى   •   مقاله ها   •   گزارش   •   گفتگو   •   بازتاب   •   جهان   • 
•   خاطرات   •   از لابلاى متون   •   خبرهاى كوتاه   •   حوادث   •   فال هفته   •   روى خط آلمان   • 

•    آرشيو مقاله ها   •    آرشيو روزنامه   •