شيعيان امروز با دو شيوه رهبرى مواجه اند: رهبرى سياسى و رهبرى مذهبى.
مظهر رهبرى مذهبى آيت الله العظمى على سيستانى ساكن نجف است و نماد رهبرى سياسى على خامنه اى يعنى بالاترين مقام رسمى و حكومتى در جمهورى اسلامى ايران.
تفاوت اين دو رهبرى قبل از هر چيز در نوع استفاده و برداشت هر كدامشان از دين است، دين در دست هاى آيت الله على سيستانى، وسيله اى است براى اعتلاى صفات پسنديده در مؤمنان و توصيه آرامش و تحمل، در حالى كه در دستگاه ولايت آقاى خامنه اى، دين نه تنها به يگانه قدرت قاهره و حاكمه بدل شده، كه ابزارى است براى اعمال خشونت و گسترش نفاق و كينه توزى حتى ميان پيروان همان دين! حال چگونه از مكتب و مذهبى واحد دو شيوه يا دو گونه رهبرى كاملاً مغاير با هم حاصل مى شود اين امر ناشى از تلقى و تعبير دوگانه اى است كه در نظريه فلسفى اين مذهب معمول است.
از نظر على خامنه اى براى دستيابى به حاكميت سياسى و حفظ آن همه كار مجاز است و در تعبير آيت الله سيستانى كسب قدرت سياسى- كه به هر حال امرى است دنيوى- نه از مشروعيت مذهبى برخوردار است و نه اخلاقى.
در كشمكش هاى خونين عراق و در جريان انتخاباتى كه پيش مى آيد فتواى آيت الله على سيستانى و تأكيد مكرر او بر عدم دخالت و مشاركت روحانيت شيعه در هيئت حاكمه بود و اين امر به طورى كه شاهديم درست مغاير با عملكرد ولايت فقيه و ضوابط حاكم در جمهورى اسلامى است. شوراى نگهبان نهاد تحت فرمان خامنه اى جز افرادى در لباس روحانيت و كسانى در طيف وابستگان سببى يا نسبى آنها معمولاً كسى را واجد صلاحيت در احراز پست هاى كليدى حكومت و امور سياسى تشخيص نمى دهد.
آخرين فتواى آيت الله على سيستانى پنجشنبه بيست و يكم آوريل امسال كمى بعد از ديدار نخست وزير جديد عراق با وى اعلام شد كه بار ديگر مداخله و مشاركت روحانيت و مقامات مذهبى يا مكتبى را در هيئت حاكمه مجاز ندانست و با تأكيد بر آن كه «دولت بايد متشكل از تكنوكرات ها و افراد تحصيلكرده باشد و وابسته به ملت نه فرقه هاى مذهبى و مكتبى» آب پاكى را روى دست گروه هاى سنى و شيعه ريخت كه با هدف كسب قدرت بيشتر دست به آدم ربائى و كشت و كشتار بى رويه مى زنند.
متن سخنان آيت الله سيستانى كه طى آن خروج قواى بيگانه را هم از عراق خواستار مى شد و به سرعت در همه نقاط عراق دست به دست مى چرخيد اشاره داشت كه: «اسلحه بايستى فقط در دست نيروهاى دولت باشد نه افراد وابسته به احزاب سياسى و فرقه هاى مذهبى... و بالاترين وظيفه مقابله با عواملى است كه امنيت عمومى را به مخاطره انداخته و با فعاليت هاى تروريستى مردم بيگناه را به قتل مى رسانند و يا اقدام به آدم ربائى مى نمايند.*
و از ياد نبريم در تابستان سال ۲۰۰۴ وقتى طرفداران شورشى افراطى «مقتداصدر» اماكن مقدسه از جمله مقبره امام على را بدل به سنگر گاهى كردند عليه قواى دولتى و هم نظاميان بيگانه، اين آيت الله سيستانى بود كه دستور تخليه اين اماكن را صادر كرد. مقتداصدر بعد از آن كه از نيروى انتظامى و دولت موقت امان نامه گرفت تا او و پيروانش را مورد تعقيب و مجازات قرار ندهند، دستور آيت الله را اطاعت كرد و به اين ترتيب استفاده يا سوءاستفاده از اماكن مقدسه و زيارتگاه ها در عراق منسوخ شد.
تجربه جمهورى اسلامى و مال اندوزى و جاه طلبى هاى رهبران مذهبى- سياسى شيعه در ايران- كه بارها مورد انتقاد آيت الله العظمى على سيستانى قرار گرفته است- نشان مى دهد چگونه نفوذ روحانيون وقتى با استفاده از باورهاى مذهبى مردم بدل به حكومت مركزى و قدرى سياسى گردد تا چه حد فساد پذير و خطرناك است.
آيت الله سيستانى با توجه به تعداد پيروان و مقلدانى كه دارد بالاترين رهبر شيعيان عراق و چه بسا همه شيعيان جهان است با اين همه تنها قدرت متمركز و مرجعيت يگانه به حساب نمى آيد آيت الله ها و رهبران مذهبى ديگر هم در عراق مرجعيت دارند اما به احترام آيت الله سيستانى همگى تاكنون نظريات او را در آن كشور تائيد كرده اند. از جمله رهبران ديگر شيعه كه در اوج كشمكش هاى خونين كنونى طرفين محاصره را به خوددارى از برادركشى و زمين گذاشتن اسلحه ترغيب كرده اند، يكى آيت الله محمد تقى مدرسى است و ديگرى آيت الله صدرالدين قوبانچى كه در نماز جمعه پنجم ماه مى در تائيد نظرگاه هاى آيت الله سيستانى گفته بود: «هيچ كشورى به قدرت و امنيت و اتحاد نخواهد رسيد مادام كه دستجاتى از مردم آن با هدف قدرت طلبى به روى هم اسلحه مى كشند.»
در توصيه صلح و آرامش و تابعيت از دولت قانونى و مركزى، رهبران سنى مذهب هم با آيت الله سيستانى كم و بيش هم آوازند. از جمله اين رهبران با نفوذ سنى «شيخ احمدزند» است كه او هم چندى پيش در مسجد «ابوحنيفه» كه از مساجد بزرگ سنى مذهبان بغداد است، نمازگذاران را به تبعيت از خرد به جاى احساسات دعوت كرد و در تقبيح برخوردهاى خونين ميان فرقه هاى شيعه و سنى اعلام داشت: «ادامه اين كشتارهاى بى رويه اعمالى بيخردانه و غير عقلائى است. هر بنده اى كه به خاك مى افتد روحى است كه از دست مى رود و عامل اين كار هر كه باشد جوابگوى خداى خود خواهد بود.»
مقايسه كنيم معنا و تأثير كلام اين روحانيون عراقى و پرهيزشان از قدرت طلبى و ستيزه جوئى را با رهبران شيعه شيفته حكومت و قدرت در سايه ولايت فقيه. كارى كه من در فرصت بعدى به آن خواهم پرداخت.
*مطابق با مفاد اين بيانيه عملكرد گروه حماس در فلسطين و حزب الله در لبنان نه تنها فاقد مشروعيت مذهبى و اخلاقيست كه دولت خودمختار فلسطين و حكومت لبنان هم بابت كوتاهى در خلع سلاح آنان مسئول اند.