|
ناهيد كشاورز مشاور امور مهاجران در كلن آلمان
ماندن يا رفتن: آيا با چشمى باز تن به مهاجرت مى دهيم؟
ميل مهاجرت در ميان گروه هاى مختلف ايرانيان كماكان وجود دارد.
مهاجرت از ايران كار دشوارى است. دشوارى يافتن راهى براى خروج از ايران، غالبا مانع از كسب اطلاع كافى ازكشور مقصد مى شود و در مواردى تنها به شنيده هائى كه چندان هم دقيق نيست، اكتفا مى شود.
اينكه اين تمايل تا چه حد با شناخت از شرايط زندگى در مهاجرت همراه است يا تنها راه فرارى است از مشكلات، پرسشى است كه در تداركات (دشوار) رفتن از ايران كمتر به آن پرداخته مى شود.
شرايط گرفتن ويزا و نه شرايط مهاجرپذيرى كشورها، ملاكى است كه اغلب مردم براى انتخاب مقصد مهاجرت خود در نظر مى گيرند. اين سوال كه چگونه مى شود به آنجا رفت بيشتر مطرح است تا اينكه كشور مقصد چگونه جائى است.
دليل مهاجرت هر چه باشد آرامش خانواده ها را در هم مى ريزد.
با وجود اينكه تصميم به مهاجرت موضوعى شخصى است اما نمى توان در ايران بود و با پرسش ماندن يا رفتن مواجه نشد، درست مثل كسانى كه قصد مهاجرت دارند.
چند دليل اصلى براى مهاجرت از ايران
۱ مشكلات تحصيلى و شغلى:
تهران چهره به كلى ديگرى به خود گرفته، گستردگى آن باور نكردنى است. اما آنچه كه بيشتر از هر چيز به چشم مى آيد جمعيت جوان است. در تمام ساعات روز جوانان در تمام سطح شهر حضور دارند، اين حضور هر چند چهره شهر را زنده مى كند اما اين دلواپسى را هم به جان آدم مى اندازد كه آينده آنها چه مى شود؟ بازار كار تا چه اندازه مى تواند آنها را جلب كند؟
«زهره»، ۲۵ سال دارد. فارغ التحصيل رشته كامپيوتر است. تا به حال در ۳ آزمون استخدامى شركت كرده اما موفق نشده است. از تلاش دوباره براى يافتن شغل خسته است. او مى خواهد براى ادامه تحصيل به آلمان بيايد.
براى اين كار بايد متحمل هزينه و صرف زمان زيادى، از جمله گذراندن دوره هاى زبان آلمانى، بشود.
هزينه هاى زندگى او در آلمان مى بايد از سوى خانواده اش پرداخت شود كه با توجه به تمكن مالى آنها مشكلى نيست.
خانواده اش از اينكه او بجاى تلاش براى يافتن كار در ايران مى خواهد از ايران برود ناراحتند.
مادرش مى گويد كه اين موضوع آرامش خانواده را بهم ريخته است و باعث درگيرى هر روزه در خانه شده است.
در ميان مهاجرينى كه من در آلمان با آنها مواجه شده ام، اين گروه از مهاجرين در مقايسه با ديگر گروه ها در مهاجرت از موفقيت بيشترى برخوردارند.
در آلمان هم تعداد دانشجويان ايرانى كه با موفقيت تحصيلات خود را به پايان رسانده اند كم نيستند.
در سالهاى اول بعد از انقلاب كه دانشگاه ها در ايران بسته بود دانشجويان ايرانى در شهر كلن در رشته پزشكى بيشترين سهميه دانشجويان خارجى را به خود اختصاص داده بودند.
گروه زيادى از دانشجويان بعد از اتمام تحصيلات خود، در آلمان مانده اند و در رشته هاى مختلف به كار مشغول هستند. پزشكان ايرانى در آلمان از شهرت خوبى برخوردارند.
۲- مشكلات اجتماعى براى برخى از زنان:
فشارهاى اجتماعى و يافتن راهى براى رها شدن از مشكلات خانوادگى از جمله دلايل اصلى است كه زنان را براى رفتن از ايران ترغيب مى كند. هر چند كه تنها دلايلى نيستند كه آنها رابه مهاجرت مى كشاند.
عدم آزادى در نوع پوشش در اماكن عمومى و عدم پشتيبانى قانون از آنها- كه در زمينه هاى مختلف مانند حق طلاق و حق حضانت كودكان مشاهده مى شود- برخى از زنان را به مهاجرت وا مى دارد. حضور سر درگم گروهى از زنان تنها با فرزندانشان در خارج از كشور از جمله نشانه هاى تلاش آنها براى يافتن پشتيبانى قانون است.
اما، زندگى در مهاجرت با وجود آزادى هائى كه در برابر زنان قرار مى دهد، از دشوارى هاى زندگى آنها در شرايط تازه نمى كاهد.
زنان در مهاجرت با شرايطى روبرو مى شوند كه بكلى برايشان تازه است و براى يافتن هر راه حلى مى بايد به تنهايى گام بردارند.
در موارد زيادى زنان در سالهاى اول مهاجرت رفاه مالى زندگى در ايران را از دست مى دهند. نامعلوم بودن وضعيت اقامتى و مشكلات در اردوگاه هاى پناهندگى نيز مى تواند باعث شود كه فرزندان آنها از اين كه در تصميم مهاجرت نقشى نداشته اند، به مادرانشان اعتراض كنند.
در عين حال آنچه زنان را به تحمل دشوارى ها وامى دارد حمايت هاى اجتماعى و امكان شروع زندگى تازه است.
۳- فقط مى خواهم بروم... «
مهاجرت با خانواده دشوارتر است. بخصوص با بچه ها. براى راضى كردن آنها به رفتن مى بايد تصويرى از زندگى در مهاجرت داد كه از واقعيت به كلى دور است.
با وجود اينكه جوانان از مهاجرت استقبال مى كنند اما فرزندان در سنين پايين تر سخت از محيط اطرافشان دل مى كنند.
خانواده اى متشكل از مادر، پدر و ۲ فرزند ۷ و ۹ ساله درصدد مهاجرت هستند. خانه خود را فروخته اند، بطور موقت در خانه يكى از اقوام خود زندگى مى كنند و در انتظار روزى هستند كه قاچاقچى آنها را با خود ببرد.
پدر خانواده مى گويد:» فكر مى كنم اينكه ما اجازه نداديم بچه ها به مدرسه بروند كار درستى نبود براى اينكه آنها تمام روز در خانه ناراحتند اما از طرف ديگر فكر مى كرديم آنها در مدرسه در مورد رفتن حرفى بزنند و كارمان خراب شود. از اول قرار نبود اينقدر طول بكشد. ما فكر مى كرديم دو ماه قبل مى رويم. قاچاقچى قول انگلستان را به ما داده. به هرحال بچه ها در اينجا آينده ندارند. من هم نمى توانستم فشارهاى كارى را تحمل كنم. برادر من چند سال قبل به آلمان رفت و الان زندگى خوبى دارد. كاش ما هم چند سال قبل به فكر رفتن مى افتاديم. وقتى بچه ها كوچكتر بودند و يا اصلا نبودند. «
مهاجرت بدون داشتن آگاهى از شرايط مهاجرت، تحمل شرايط تازه را دشوار مى كند.
در دفاتر مشاوره، شنيدن توضيحات در مورد قوانين و نوع زندگى درمهاجرت، شمار زيادى از ايرانيان را نگران و بهت زده مى كند.
مهاجرت به هر دليلى كه اتفاق افتاده باشد، ناگزير مى بايد نگاهى هم به اين سو داشته باشد.
هر چند انتخاب كشور براى مهاجران ايرانى محدود است اما هر چه مهاجرت آگاهانه تر صورت بگيرد تحمل شرايط آن و سازش با آن بهتر صورت مى گيرد.
|