Nimrooz
Vol. 18, No. 888, June 29, 2006
سال هيجدهم - شماره ۸۸۸ - پنجشنبه ۸ تير ۱۳۸۵
فروش خودرو هاى سرقتى با اسناد جعلى؛
عليرضا دست طلا سردسته شبكه حرفه اى سرقت خودرو بود
جوان ايرانى در حراج اينترنتى سر مرد انگليسى كلاه گذاشت
انهدام شبكه قاچاق سوخت به خارج از كشور
ديه، مجازات مرد متهم به قتل
پيگيرى پرونده جنايت در زندان زنان فاش كرد؛
نقشه پيچيده زن تبهكار براى فرار از زندان
تحقيقات ويژه كارآگاهان براى دستگيرى سازنده آمپول هاى قلابى ترك اعتياد
جاعل حرفه اى شركت تبليغاتى قلابى راه انداخته بود
۲ برادر در ازاى ۱۰ ميليون تومان مأمور اسيدپاشى شدند؛
نقشه مرد كينه جو براى اسيدپاشى به صورت زن جوان
مادر به قتل دختر ۲ ساله اش اعتراف كرد
دختر مسيحى پس از فرار از خانه مسلمان شد
پسران مقتول، قاتل پدرشان را كشتند
۲ كودك قبل از خروج از كشور تحويل مادرشان شدند
جاعل اسكناس هاى يكهزارتومانى دستگير شد
پليس دنبال ۲ مأمور بسيج
۴ اسپانيايى مرد ايرانى را گروگان گرفتند

دو تبهكار در زندان براى انجام كلاهبردارى با يكديگر هم پيمان شدند
هوشيارى پسر جوان رباينده برادرش را به تله انداخت
«گرگ خون آشام» گيلان به ۱۲جنايت اعتراف كرد
خرين قربانى درخواست كرد:
شكارچى دختران را در ملاءعام اعدام كنيد
دختر۱۷ساله به اتهام قتل پسر۲۳ساله دوباره پاى ميز محاكمه مى رود
تقاضاى طلاق، راز جنايت زن خيانتكار را فاش كرد
هنرپيشه مشهور سينما و تلويزيون به اتهام تجاوز به منشى خود به حبس محكوم شد
اعتراف گرگ خون آشام به ۲ جنايت ديگر در شيراز
افشاى جنايات كثيف مرد هوسران

فروش خودرو هاى سرقتى با اسناد جعلى؛
عليرضا دست طلا سردسته شبكه حرفه اى سرقت خودرو بود
اعضاى باند سارقان خودرو كه پس از سرقت خودروها، بويژه پرايد، با تهيه پلاك و اسناد جعلى آنها را به فروش مى رساندند دستگير شدند.
به گزارش رسيده اواخر اسفند ماه سال گذشته مأموران اداره سوم آگاهى كرج درحين گشتزنى در نزديكى ترمينال كلانترى كرج به يك دستگاه خودرو پرايد با ۳ سرنشين مرد مشكوك شدند و خودرو را براى بررسى پلاك و قطعات فنى آن متوقف كردند.
ماموران پس از بررسى و استعلام شماره هاى فنى پرايد متوجه شدند خودرو سرقتى است. آنها در ادامه سه سرنشين آن را دستگير و در بازرسى از خودرو مدارك و اسناد جعلى آن را كشف كردند.
در تحقيقات مأموران پليس آگاهى كرج از متهمان دستگير شده راننده خودرو مسروقه به نام فريد كه سند جعلى خودرو به نام او بود اظهار داشت، پرايد را در يكى از بازارهاى خودرو كرج از فردى ناشناس خريدارى كرده و ۲ نفر همراه او از مسروقه بودن آن و اسناد جعلى اطلاعى نداشتند.
در ادامه پيگيرى ها، مأموران از زواياى مختلف اين پرونده را تحت بررسى قرار دادند و پس از آزادى فريد از زندان با وثيقه، وى دوباره به اداره آگاهى احضار شد و پس از چند جلسه تحقيقات با شگردهاى خاص پليسى لب به اعتراف گشود. اين متهم گفت: سرقت خودروى پرايد كار يكى از همراهان وى به نام عليرضا معروف به دست طلا است.
عليرضا از سارقان حرفه اى است و تاكنون چندين فقره سرقت خودرو انجام داده و پس از تهيه كارت و پلاك جعلى كه خودش انجام مى داد به مالخران در كرج به فروش مى رسانده است.
بدين ترتيب بلافاصله با هماهنگى مراجع قضائى پرونده در سال جديد دوباره به جريان افتاده و ۲نفر از مالخران در كرج شناسايى و با خودروهاى مسروقه دستگير شدند.
ماموران اداره سوم آگاهى كرج تحقيقات گسترده اى را براى دستگيرى متهم فرارى انجام دادند و تمام محل هاى پاتوق وى را مورد شناسايى و تحت مراقبت شبانه روزى قرار دادند و با كسب خبر اينكه عليرضا قصد فرار به خارج از كشور را دارد وى را با هماهنگى مراجع قضائى ممنوع الخروج كردند و پيگيرى هاى خود را ادامه دادند.
سرانجام مأموران خردادماه سال جارى متهم را شناسايى و براى دستگيرى با وى قرار گذاشتند و پس از چند نوبت كه او سر قرار حاضر نشد چند روز پيش در محل مورد نظر حاضر و دستگير شد.
عليرضا دست طلا در حال انتقال به اداره آگاهى با پيشنهاد ۲ ميليون ريال رشوه به مأموران اداره سوم آگاهى كرج درخواست رهايى كرد كه ضمن رد آن، موضوع صورتجلسه و ضميمه پرونده شد.
در تحقيقات چندين روزه مأموران به صورت علمى و فنى باتوجه به جمع آورى مدارك كه نشان از شركت متهم در سرقت هاى متعدد اتومبيل داشت وى تاكنون به ۱۵ فقره سرقت خودرو پرايد و يك دستگاه پيكان وانت در تهران بزرگ و كرج و جعل كارت و پلاك و فروش به مالخران اعتراف كرده است. بنابر اين گزارش اقدامات و تحقيقات كارآگاهان اداره سوم آگاهى كرج در خصوص جرايم احتمالى و كشف خودروهاى سرقتى اين متهم همچنان ادامه دارد.

جوان ايرانى در حراج اينترنتى سر مرد انگليسى كلاه گذاشت
يك جوان ايرانى كه در سايت حراج اينترنتى از مرد انگليسى كلاهبردارى كرده بود با انتقام گيرى غيراخلاقى او مواجه شد.
اين ماجراى جنجالى كه توجه برخى از روزنامه هاى انگليسى را نيز برانگيخته بود، از آنجا آغاز شد كه يك جوان ۱۸ ساله به نام امير كه ساكن شمال لندن است در سايت حراج اينترنتى «اى بى» براى فروش يك دستگاه كامپيوتر پيشرفته آگهى داد و قيمت آن را ۳۷۵ پوند تعيين كرد.
در اين ميان يك مرد ۲۳ ساله انگليسى به نام توماس با پرداخت اين مبلغ از امير خواست تا كامپيوترش را به وى بدهد اما مدتى پس از اين معامله توماس مدعى شد برخلاف آگهى امير، كامپيوتر وى خراب و غيرقابل استفاده است.
به اين ترتيب دعواى اين دو مرد انگليسى آغاز شد و توماس براى انتقام گيرى از جوان ايرانى دست به عملى غيرقابل باور زد و سبب شد تا امير عليه او شكايت كند.
جوان ايرانى در اين رابطه گفت: پس از معامله با توماس يك روز متوجه شدم او تعدادى عكس مستهجن در سايت هاى اينترنتى منتشر كرده و مدعى شده كه اين عكس ها را من تهيه كرده ام و در حافظه كامپيوترى كه به وى فروخته ام ذخيره شده بود در حالى كه اصلا چنين موضوعى صحت ندارد و من هرگز چنين عكس هائى نگرفته ام.
امير در ادامه گفت: از سويى توماس علاوه بر اين عكس، تعدادى عكس از من و اعضاى خانواده ام نيز روى سايت هاى اينترنتى قرار داده و آبرويمان را به خطر انداخته است.
جوان ايرانى افزود: من قصد داشتم در رشته حقوق به ادامه تحصيل بپردازم اما اقداماتى كه توماس عليه من در اينترنت انجام داده به حدى وسيع است كه ديگر آبرو و اعتبارى برايم باقى نمانده و آينده ام را به خطر انداخته است. در شرايطى كه امير قصد دارد به هرطريق ممكن از خود در برابر اعمال توماس دفاع كند اين مرد انگليسى نيز عليه او شكايت و وى را متهم به كلاهبردارى كرده است.
توماس در اين باره گفت: چندماه پيش در سايت «اى بى» آگهى فروش يك كامپيوتر پيشرفته را ديدم و با توجه به مشخصات كامپيوتر قيمت ۳۷۵ پوندى كه براى آن در نظر گرفته شده بود بسيار خوب و مناسب بود براى همين از امير خواستم كامپيوترش را به من بفروشد.
اين مرد انگليسى افزود: من تمام پول درخواستى جوان ايرانى را به حساب وى واريز كردم اما او كامپيوتر را به من تحويل نداد و هرچه براى گرفتن كامپيوتر به وى اصرار مى كردم او به من جواب سربالا مى داد، تا اينكه بالاخره پس از ۲ ماه توانستم كامپيوتر را تحويل بگيرم.
وى ادامه داد: پس از تحويل گرفتن كامپيوتر متوجه شدم كامپيوتر خراب و غيرقابل استفاده است و هيچ كدام از ويژگى ها و مشخصاتى را كه امير در حراج اينترنتى اعلام كرده بود ندارد، براى همين به وى اعتراض كردم و خواستم يك كامپيوتر سالم و مطابق با آنچه كه من برايش پول داده ام به من تحويل دهد، اما امير گفت حاضر به اين كار نيست و كامپيوتر را زمانى كه به من تحويل داده كاملاً سالم بوده است.
توماس در ادامه گفت: هنگامى كه فهميدم امير سر من كلاه گذاشته است تصميم گرفتم از او انتقام بگيرم براى همين تعداد ۸۰ عكس مبتذل كه خود او گرفته و در حافظه كامپيوترش ذخيره كرده بود را روى اينترنت گذاشتم و ماجرا را براى همه شرح دادم. اين عكس ها همه در حافظه كامپيوتر امير موجود بود و اين ادعا كه من عكس ها را خودم تهيه كرده ام تا از اين طريق وى را بدنام كنم به هيچ وجه صحت ندارد.
بنا بر اين گزارش، درگيرى و كشمكش ميان جوان ايرانى و مرد انگليسى همچنان ادامه دارد و هر يك از آنها در تلاش هستند تا ديگرى را متهم كند و خود را بى گناه نشان دهد.

انهدام شبكه قاچاق سوخت به خارج از كشور
ماموران پليس آگاهى استان تهران ميگويند اعضاى يك باند قاچاق سوخت كه تحت عنوان شركت فروش روغن موتور اقدام به قاچاق گازوييل به خارج از كشور مى كردند را شناسايى و دستگير كرده اند.
به گزارش رسيده مأموران اداره مبارزه با جرايم اقتصادى با انجام يكسرى اقدامات اطلاعاتى، فعاليت هاى شركتى واقع در كمال شهر كرج را تحت نظر گرفتند.
مأموران با اطمينان از اقدام اين شركت درمورد قاچاق گازوييل به خارج از كشور اقدام به بازرسى از شركت مورد نظر كرده و با دستگيرى دو تن به نامهاى «فريبرز» و «محمود» موفق به كشف بيش از ۱۰ هزار ليتر گازوييل شدند كه در حال بارگيرى در يك دستگاه كاميون نفتكش بود.
متهمان در جريان تحقيقات و بازجوئى هاى پليسى صورت گرفته، اظهار داشتند: با همدستى چند تن ديگر با تشكيل باندى ضمن تهيه و دپوى مواد نفتى، به صورت قاچاق آنها را به شهرستان مرزى مهاباد انتقال مى دادند و پس از بسته بندى در گالن هاى ۲۰ و ۵ ليترى با عنوان جعلى روغن موتور و اسكازين به استان اربيل عراق قاچاق مى كردند و به فروش مى رساندند.

ديه، مجازات مرد متهم به قتل
راننده جوانى كه بخاطر رابطه پنهانى مردى با همسرش او را به قتل رسانده بود به پرداخت ديه محكوم شد. به گزارش رسيده، اين مرد جوان كه مسعود نام دارد متهم است با همدستى همسرش اعظم مردى به نام على را به قتل رسانده است.
مسعود در دادگاه گفت: من راننده ترانزيت هستم و بيشتر اوقاتم را در سفر بسر مى برم چند روز قبل از حادثه متوجه شدم، مردى به نام على كه مأمور وزارت اطلاعات بود زنم را مورد تجاوز قرار داده و از او فيلمبردارى كرده است و حالا قصد اخاذى دارد. براى همين به اتفاق همسرم اعظم او را به خانه كشاندم. وى با سلاحى كه بعدها معلوم شد قلابى بوده ما را تهديد كرد، من قصد داشتم سى دى ها را از او بگيرم و به پليس شكايت كنم. وقتى ديدم او قصد حمله به من را دارد با ضربات قمه او را به قتل رساندم.
۵ قاضى شعبه ۷۱ دادگاه كيفرى استان تهران پس از محاكمه مسعود، وى را با توجه به اينكه اعتقاد به مهدورالدم بودن مقتول داشته به اتهام قتل شبه عمد به پرداخت ديه يك مرد كامل در حق اولياى دم محكوم كردند. اعظم همسر مسعود و متهم رديف دوم نيز به اعدام و ۱۵ سال حبس محكوم شد.

پيگيرى پرونده جنايت در زندان زنان فاش كرد؛
نقشه پيچيده زن تبهكار براى فرار از زندان
تحقيقات درباره اظهارات زنى كه ادعا كرده بود اطلاعاتى از قتل ۵ زن در زندان دارد، نقشه پيچيده وى براى فرار از زندان را فاش كرد.
اواسط سال ۸۳ مأموران بند زنان زندان، جسد غرق در خون دختر جوانى را كه دوران محكوميتش را سپرى مى كرد در سلولش پيدا كردند، جسد اين دختر در حالى پيدا شد كه بين تعدادى از زنان زندانى، درگيرى شديدى به وجود آمده بود و پس از كنترل درگيرى تحقيقات از سوى بازپرس ويژه قتل در اين رابطه آغاز شد، بررسى هاى اوليه نشان داد، جسد متعلق به دختر ۲۰ ساله اى به نام هانيه است. او از مجرمانى بود كه هيچ اذيت و آزارى نداشته و هميشه به كارهاى خودش مشغول بوده است، با توجه به روحياتى كه هانيه داشت اين فرضيه كه احتمالا دختر جوان بخاطر تن ندادن به خواسته زندانيان شرور به قتل رسيده است براى پليس قوت گرفت و در بازجوئى هائى كه از هم بندان هانيه انجام شد، مأموران متوجه شدند، ۵ زن شرور در زندان هستند كه همگى بخاطر داشتن سابقه شرارت و موارد منكراتى به حبس هاى طولانى مدت محكوم شده اند و آنها با تشكيل باندى زنان زندانى ديگر را وادار به انجام كارهاى خلاف مى كنند، در صورتى كه اين زنان نخواهند، به خواسته ۵ زن تبهكار تن دهند، از سوى آنها مورد آزار قرار مى گيرند.
در بررسى سوابق زندان مشخص شد، هانيه از جمله زندانيانى بوده كه به خواسته زنان تبهكار تن نداده است، از طرفى چندين بار باعث شده رئيس باند تبهكاران به دليل تخلفاتى كه انجام داده دچار مشكل شود و اعضاى باند قصد انتقام جويى از وى را داشتند، سرانجام بازپرس پرونده، اين ۵ زن را براى انجام تحقيقات به اداره آگاهى انتقال داد، يكى از آنهاپس از چند روز بازجوئى لب به اعتراف گشود و گفت: هانيه را رئيس باند به قتل رسانده است، روز حادثه، مطابق نقشه يك دعواى صورى به راه انداختيم و با شيشه نوشابه به جان هم افتاديم و در يك فرصت مناسب رئيس با شيشه نوشابه شكسته هانيه را به قتل رساند.
وقتى زن جوان گره از راز مرگ هانيه گشود، سرانجام رئيس باند مجبور به اعتراف شد، او گفت: هانيه سعى داشت با رفتار مثبت و كارهاى خوبى كه انجام مى داد در مجازات خود تخفيف بگيرد، به همين خاطر هر بار كه از او مى خواستم برايم كارى انجام دهد، گوش نمى كرد و حتى وقتى چندين بار باعث شده بود، دچار دردسر شوم به همين خاطر نقشه قتلش را طراحى كرديم و در يك نزاع صورى او را به قتل رسانديم، در حالى كه تحقيقات از اين ۵ زن ادامه داشت پليس متوجه شد، يك زن زندانى ديگر به نام فرشته نيز در زندان به قتل رسيده است و با توجه به اينكه اين زن هم از سوى رئيس باند تبهكاران مورد خشم بوده احتمال اينكه فرشته نيز به دست اعضاى اين گروه به قتل رسيده باشد قوت گرفت. هرچند فرشته با طناب خفه شده و در بررسى هاى اوليه اعلام شده بود فرشته خودكشى كرده، اما اين پرونده دوباره گشوده شد.
با بازگشايى مجدد پرونده، تحقيق از زنان تبهكار در دستور كار قرار گرفت و بازهم اعترافات يكى از اعضاى باند، پرده از راز جنايت ديگر رئيس گروه برداشت و وى وقتى در برابر مدارك و مستندات پليس قرار گرفت، مجبور به اعتراف شد. او گفت: قتل فرشته هم كار من بود، نيمه شب و در حالى كه همه خواب بودند، وارد سلولش شدم، از آنجايى كه فرشته با اعضاى باند من هم سلولى بود، بنابراين كسى نبود كه عليه من شهادت دهد، طناب را دور گردنش پيچيدم و او را خفه كردم و بعد طناب را از تخت آويزان كردم تا وانمود كنم، او خودكشى كرده است.
به اين ترتيب، پرونده با ۲ فقره قتل توسط باند زنان تبهكار به شعبه ۷۱ دادگاه كيفرى استان تهران فرستاده شد تا مورد رسيدگى قرار گيرد، اما ۵ قاضى شعبه پس از مطالعه پرونده آن را ناقص دانستند و پرونده براى رفع نقص بار ديگر به دادسرا فرستاده شد.
به اين ترتيب تحقيقات كارآگاهان براى رفع نقايص پرونده آغاز شد و در همين حين يكى از ۵ زن تبهكار با قضات دادگاه كيفرى استان تهران تماس گرفت و گفت: اطلاعاتى در دست دارد كه نشان مى دهد رئيس باند علاوه بر ۲ فقره قتل به اثبات رسيده سه قتل ديگر هم انجام داده و باعث خودكشى ۲ زن زندانى ديگر هم شده است.
اين زن با اصرار زياد از قضات خواست تا او را به دادگاه احضار كنند تا وى بطور حضورى ماجرا را توضيح دهد. هرچند، مسوولان زندان در ابتدا ادعاى اين زن را تأييد نكردند، اما تحقيقات براى بررسى حرف هاى او آغاز شد و در نهايت مأموران متوجه شدند، حرف هاى زن زندانى درباره يكى از سه قتل صحت دارد، اما زن مقتول به دست شبكه تبهكاران به قتل نرسيده و پرونده وى به صورت جداگانه اى تحت رسيدگى قرار دارد. مأموران همچنين متوجه شدند هيچ سرنخى از ۲ قتل ديگر وجود ندارد.
بنابراين پليس تحقيقات خود را براى مشخص كردن انگيزه اين زن براى متهم كردن ۴ دوستش آغاز كرد، در بررسى سوابق اين زن زندانى مشخص شد، او كه به اتهام كارهاى خلاف اخلاق به ۲۰ سال حبس محكوم شده از سال ها پيش خانه هاى فساد تشكيل داده بود و از طريق عواملش دختران فرارى را شناسايى مى كرد و تعدادى از آنها را در خانه هاى فساد خود مشغول به كار مى كرد و عده اى را نيز به كشورهاى حاشيه خليج فارس مى فرستاد.
به اين ترتيب زن جوان توسط پليس مورد بازجوئى قرار گرفت، او سرانجام اقرار كرد، اين نقشه را براى فرار از زندان طراحى كرده است، اين زن گفت: چون در پرونده قتل ۲ زندانى، اتهام من معاونت در قتل بود و از طرفى به جز اين جرم ۲۰ سال حبس هم در پرونده خودم داشتم براى همين تصميم گرفتم با بيان ادعاى وقوع ۳ قتل ديگر توسط همدستانم قضات را مجبور كنم تا مرا به دادگاه احضار كنند و از طريق عواملى كه در بيرون از زندان داشتم در راه انتقال به دادگاه فرار كنم، اما اصرار من نتيجه اى نداشت و قضات مرا احضار نكردند و ادعاى من را در داخل زندان مورد بررسى قراردادند.
اين زن گفت: من در تماسم به قاضى دادگاه گفته بودم كه جزئيات بيشتر را بايد حضورى بگويم اما هرچه اصرار كردم آنها مرا به دادگاه احضار نكردند و نقشه ام نقش برآب شد. اين گزارش حاكى است، پليس تحقيقات خود را از اين زن ادامه مى دهد.

تحقيقات ويژه كارآگاهان براى دستگيرى سازنده آمپول هاى قلابى ترك اعتياد
فردى كه به صورت غير بهداشتى مبادرت به تهيه آمپول هاى نورجيزك وتمجيزك در تهران مى كرد، با تحقيقات و بررسى هاى پايگاه هفتم پليس اطلاعات دستگير شد.
دستگيرى اين متهم از آنجا در دستور كار قرار گرفت كه فردى دو هفته پيش در حاشيه بازار از اين متهم تعدادى داروى تمجيزك خريدارى كرد و پس از استفاده از آن دچار عوارض جانبى خطرناكى شد.
اين فرد بر خلاف آنكه اصرار داشته به بيمارستان منتقل نشود، اما توسط آشنايان به بيمارستان منتقل شد و تحت مداوا قرار گرفت.
وى كه خالد نام دارد پس از انتقال به بيمارستان اظهار داشت مدت ۲ سالى است كه مواد مخدر مصرف مى كند و از آنجا كه تحت فشار خانواده و آشنايان بوده، تصميم گرفته بود به هر نحو ممكن اعتياد خود را ترك كند. به همين خاطر تنها راه ممكن را روى آوردن به داروهاى ترك اعتياد مى دانست.
خالد در ادامه گفت: يك روز در حوالى بازار قدم مى زدم، درد شديدى داشتم در اين ميان فردى در گوشم گفت داروى ترك اعتياد تضمينى داريم. من هم حساس شدم با پرداخت ۵ هزار تومان دو عدد دارو خريدم و به منزل برگشتم.
وى افزود: بعد از تزريق دارو حالم خيلى بد شد و تمام بدنم ورم كرد و به صورت لكه هاى قرمز درآمد و وقتى اطرافيانم از حال وخيم من با خبر شدند، سريعا من را به بيمارستان رساندند.
بعد از انتقال خالد به بيمارستان و انجام آزمايش ها مشخص شد، اين دارو نه تنها داروى ترك اعتياد نبوده بلكه از مواد مخدر صنعتى بوده و تا ساعتى افراد را از حالت خمارى بيرون مى آورد و هيچ تأثيرى بر ترك اعتياد ندارد.
ماموران پس از آنكه در جريان اين ماجرا قرار گرفتند با انجام تحقيقات محل تردد و كار فروشنده مواد را در حاشيه بازار شناسايى كردند و وى را تحت مراقبت ويژه قرار دادند.
سرانجام بعد از يك هفته، متهم در مخفيگاهش كه يك اتاق بسيار كوچك و كاملاً مخروبه و غير بهداشتى بود، دستگير و در بازرسى از مخفيگاه وى مقدارى ماده مخدر از نوع كراك، سرنگ، رنگ، شيشه خالى مختص تمجيزك، فيلتر بريده شده سيگار و ۵۰ عدد شيشه تمجيزك آماده فروش كشف وضبط شد. به گزارش رسيده متهم با تهيه ماده مخدر صنعتى كراك، آب مقطر، رنگ زرد، آمپول هاى مسكن و سرنگ مبادرت به تهيه آمپول تمجيزك به صورت دستى مى كرده و براى پلمپ اين شيشه ها از پيچ گوشتى استفاده مى كرده است.

جاعل حرفه اى شركت تبليغاتى قلابى راه انداخته بود
ماموران اطلاعات پليس رباط كريم موفق به دستگيرى متهمى شدند كه در پوشش يك شركت تبليغاتى با تهيه مهرهاى ادارات و سازمان هاى مختلف اقدام به صدور اسناد و مدارك جعلى مى كرد.
در پى كسب خبرى مبنى بر اينكه شخصى با تاسيس يك شركت تبليغاتى با عنوان يكى از شبكه هاى تلويزيونى در بخش گلستان رباط كريم ضمن چاپ غيرمجاز دفترچه هاى تبليغاتى و تصاوير مبتذل اقدام به جعل اسناد و مدارك كرده است، مأموران اطلاعات پليس رباط كريم تحقيقات خود را در اين خصوص آغاز كردند.
در پى تأييد صحت خبر با انجام يكسرى اقدامات اطلاعاتى، سرانجام مأموران با هماهنگى مراجع قضائى از واحد تجارى متهم كه چند كارمند داشت، بازديد و ۱۷ عدد مهر ادارات و سازمان هاى مختلف از جمله دادگسترى، تشخيص هويت، شهردارى، آموزش و پرورش، ثبت احوال، دانشگاه آزاد اسلامى، اصناف، نمايندگى مطبوعات، كارت خبرنگارى و چندين عدد مهر شركت هاى مختلف، تعداد سه كيس رايانه، تعدادى اوراق جعلى، ۱۲ جلد شناسنامه افراد غير و تعدادى اوراق اشتغال به تحصيل جعلى كشف و ضبط كردند. همچنين در تحقيقات بعدى پليس مشخص شد كه كارمندان شركت هيچ گونه اطلاعاتى از اعمال مجرمانه مدير شركت نداشته اند. اين در حالى بود كه فردى به نام «مسعود» كه با اسناد و مدارك جعلى اقدام به تاسيس شركت كرده بود، در جريان بررسى هاى انجام شده دستگير شد. «مسعود» جاعل حرفه اى اسناد و مدارك دولتى كه پيش از اين مهرساز بوده و در ساخت مهرها تخصص بسيار دارد، در بازجوئى هاى مأموران اطلاعات پليس رباط كريم ضمن اعتراف به جعل اسناد و مدارك ادارات و سازمان هاى مختلف اظهار كرد كه در ابتدا با تهيه اسناد و مدارك جعلى براى خود اقدام به تاسيس شركت تبليغاتى كرده و در اين پوشش با ساخت مهرهاى مختلف اقدام به صدور اسناد جعلى، مدارك تحصيلى، شناسنامه جعلى و مجوزها و مدارك مختلف كرده است.
با توجه به اينكه «مسعود» از جاعلان بسيار حرفه اى بوده و به صورت خيلى گسترده فعاليت مى كرده است، تحقيقات ويژه اى توسط مأموران اطلاعات پليس استان تهران جهت شناسايى متهمان و ديگر جرايم احتمالى در حال انجام است.

۲ برادر در ازاى ۱۰ ميليون تومان مأمور اسيدپاشى شدند؛
نقشه مرد كينه جو براى اسيدپاشى به صورت زن جوان
رئيس يك شركت تجارى كه با پرداخت ۱۰ ميليون تومان به دو برادر شهرستانى به آنها مأموريت داده بود تا به صورت يك زن جوان اسيد بپاشند دستگير شد.
به گزارش رسيده، بعدازظهر روز شنبه مأموران گشت كلانترى سيدخندان در خيابان شريعتى به دو سرنشين يك موتوسيكلت كه شماره پلاك آن مخدوش شده بود مظنون شدند و بيش از نيم ساعت اين موتور و سرنشينانش را تحت نظر قرار دادند تا اينكه آنها جلوى خانه اى توقف كردند. در همين موقع مأموران به سراغ ۲ جوان رفتند و شروع به بازرسى بدنى از آنها كردند. اين دو جوان كه مجيد و فرهاد نام دارند خود را برادر معرفى كردند و در همين موقع يك سرنگ پر از اسيد از جيب يكى از برادرها پيدا شد و بدين ترتيب آنها راز يك جنايت قريب الوقوع را فاش كردند.
يكى از متهمان گفت: ما مدتى قبل از يكى از شهرستان هاى غربى كشور به تهران آمديم و بيكار بوديم تا اينكه با رئيس يك شركت تجارى آشنا شديم. او به ما پيشنهاد كرد اگر كارى را كه او مى خواهد برايش انجام دهيم ۱۰ ميليون تومان به ما مى دهد. او به ما گفت كه بايد به صورت يك زن جوان اسيد بپاشيم. ما هم قبول كرديم. البته فكر مى كرديم زنى كه ما بايد به صورتش اسيد بپاشيم، زن فاسدى است به همين خاطر قبول كرديم.
با اعترافات اين دو جوان مأموران به سراغ زن جوان رفتند.
خانه زن جوان دقيقا همان جايى بود كه اين دو برادر جلوى آن توقف كرده بودند و منتظر بودند تا زن از خانه خارج شود و آنها به صورتش اسيد بپاشند. زن جوان كه فرشته نام دارد وقتى ماجرا را فهميد به مأموران گفت: من مدتى قبل در شركتى تجارى كار مى كردم اما صاحب شركت كه مردى متاهل و بچه دار بود به من سوءنيت داشت چندين بار به من پيشنهاد برقرارى رابطه نامشروع داد، اما من كه بشدت مخالف بودم براى راحتى خودم از شركت بيرون آمدم تا از دست مزاحمت هاى او خلاص شوم.
بعد از اعترافات ۲ برادر متهم و اظهارات زن جوان، مأموران پليس به سراغ رئيس شركت رفتند و وى را نيز دستگير كردند و تحقيقات از اين مرد در اداره آگاهى تهران ادامه دارد.

مادر به قتل دختر ۲ ساله اش اعتراف كرد
مادر جوانى كه متهم به كودك آزارى منجر به مرگ فرزند ۲ ساله اش است، مدعى شد: تنها قصد تنبيه دخترش را داشته است. به گزارش ايسنا، ساعت ۳۰: ۱۲ روز سه شنبه ۲۳خردادماه، زنى با مراجعه به يكى از كلانترى هاى مشهد اظهار كرد: همسر پسرم پس از به قتل رساندن دختر۲ ساله اش، جسد وى را در قبرستان روستاى «فيض آباد» دفن كرده است.
با اعلام شكايت اين زن، مأموران پليس براى بررسى موضوع در محل حاضر شدند و با راهنمايى وى، متهم را دستگير كردند. مادر ۱۸ ساله پس از دستگيرى در جريان بازجوئى هاى اوليه به قتل فرزند ۲ ساله اش اعتراف كرد. متهم در جريان تحقيقات بعدى پليسى در خصوص علت مرگ دختر ۲ ساله اش، مدعى شد: دخترم را به قصد تنبيه كتك زدم كه ناگهان متوجه مرگش شدم.

دختر مسيحى پس از فرار از خانه مسلمان شد
پرونده دختر مسيحى كه پس از فرار از خانه و مسلمان شدن با پسرى ازدواج كرده است در دادسراى جنايى تهران مختومه شد.
خانواده اين دختر مسيحى كه قبل از مسلمان شدن هميلا نام داشت ۲۴ خردادماه سال جارى با مراجعه به پليس آگاهى تهران اعلام كردند: ساكن شرق تهران هستند و دختر ۲۱ساله خانواده از روز ۲۳ خرداد مفقود شده است. با طرح اين شكايت پرونده در دادسراى جنايى تهران نيز مطرح شد و با انجام تحقيقات پليسى مشخص شد هميلا به دليل علاقه مند شدن به يك پسر مسلمان از خانه خارج شده و همراه او به دفتر يكى از علما رفته و مسلمان شده است.
اين دختر مسيحى كه با انگيزه ازدواج با پسر مسلمان تغيير دين داده است، پس از مسلمان شدن نام زهرا را براى خود انتخاب كرده است و در دفتر همان فرد مجتهد به عقد پسر مسلمان درآمده است.
با به دست آمدن اين نتايج پرونده مفقود شدن اين دختر تازه مسلمان مختومه اعلام شد، چون وى با توجه به اينكه از نظر شرعى به سن بلوغ رسيده است حق انتخاب دارد و به دين اسلام گرويدن او پيگرد قانونى ندارد.

پسران مقتول، قاتل پدرشان را كشتند
جوانى ۳۵ ساله، مردى كه پدرش را به قتل رسانده بود با همدستى برادرش كشت و جسد را در جاده مخصوص كرج دفن كرد.
ششم اسفند ماه در پى كشف جسد مردى در چاله باغى در جاده مخصوص كرج، در حالى كه تنها بخشى از بدن اين مرد در زير خاك بود، تحقيقات پليسى از سوى كارآگاهان دايره مبارزه با قتل در خصوص رديابى علت حادثه آغاز شد.
در بررسى ها مشخص شد مقتول مردى ۳۵ ساله به نام «عليرضا» بود كه بر اساس تحقيقات انجام شده، آخرين بار در كرج سكونت داشته است.
اين در حالى بود كه رديابى هاى انجام شده از محل اقامت مقتول مشخص كرد كه «عليرضا» در خانه اى كه پاتوق مصرف مواد مخدر معتادان بوده، زندگى مى كرده است.
همچنين بررسى هاى بعدى نشان داد صاحبخانه نيز پيرمرد معتادى است كه به همراه ۲ پسرش در اين خانه سكونت داشت.
سرانجام مأموران پليس با توجه به اينكه اثرى از پيرمرد ۶۵ ساله به هويت «بيژن» نبود و پسران وى به نام هاى «عباس» و «غلامرضا» با ضد و نقيض گويى مواجه شده بودند، اقدام به دستگيرى اين ۲ تن به عنوان مظنونان اصلى ارتكاب جنايت كردند.
با آغاز تحقيقات از متهمان در حالى كه تناقض گويى هاى آشكارى در اظهارات دو برادر معتاد وجود داشت، پليس پى برد كه «عباس» به تازگى پس از گذراندن مدت محكوميتش از زندانى در خوزستان آزاد شده و از اين رو با توجه به زمان احتمالى وقوع مرگ مقتول، وى در زندان بوده است.
بدين ترتيب تنها متهم ديگر اين پرونده «غلامرضا» به عنوان مظنون اصلى تحت بازجوئى هاى «فنى!» قرار گرفت و سرانجام طى بازگويى حادثه، از راز وقوع دو جنايت پرده برداشت.
«غلامرضا» در اظهاراتش اعتراف كرد: مقتول كه اعتياد شديد به مواد مخدر داشت، اجاره نشين پدرم بود و در طبقه فوقانى خانه ما زندگى مى كرد. در شب حادثه او بر سر مصرف مواد مخدر با پدرم درگير شد.
حين درگيرى به دليل مصرف مواد مخدر قادر به جدا كردن «عليرضا» و پدرم نبودم. در همين حال متوجه شدم «عليرضا» با وارد آوردن ضربات چاقو، پدرم را به قتل رسانده است.
متهم به قتل در ادامه اظهاراتش به مأموران گفت: از ترس تهديدات «عليرضا» يا دستگيرى از سوى پليس، جسد پدرم را با «عليرضا» به بيرون از خانه انتقال داده و دفن كرديم.
اين در حالى بود كه با گذشت سه روز از اين حادثه، «عباس» برادر ديگرم كه در زندان خوزستان به سر مى برد، با مراجعه به خانه، علت نبود پدرم را جويا شد، از اين رو كشته شدن او از سوى «عليرضا» را به وى اطلاع دادم. بدين ترتيب «عباس» نقشه قتل «عليرضا» جهت انتقام گيرى را طراحى كرد.
«عليرضا» معترف شد: در ساعت سه بامداد روز حادثه با مراجعه به خانه «عليرضا»، با وى درگير شديم. من با وارد كردن ضربات سنگ به سرش، او را به قتل رساندم و جسدش را پس از انتقال به باغ همجوار و دفن در چاله اى كه حفر شده بود، رها كرديم.
با اعترافات متهمان جسد «عليرضا» ديگر مقتول پرونده نيز شناسايى و پرونده جهت رسيدگى در اختيار مقامات قضائى قرار گرفت.

۲ كودك قبل از خروج از كشور تحويل مادرشان شدند
۲ فرزند زنى كه شوهر سابقش ادعا كرده بود آنها را با خود به آلمان برده است از سوى عمه شان تحويل مادر شدند.
مادر اين ۲ كودك ۶ و ۷ساله كه پاراميدا و آتوسا نام دارند با مراجعه به پليس شكايتى طرح كرد و گفت: ۲ سال قبل با شوهر سابقم دچار اختلاف شدم. به همين دليل از هم طلاق گرفتيم و حضانت كودكان از سوى دادگاه به من واگذار شد. شوهرم نيز با توجه به شكايتى كه من عليه او مطرح كرده بودم ممنوع الخروج شد، اما تهديد كرد نه تنها خود به آلمان خواهد رفت بلكه ۲ فرزندمان را نيز با خود مى برد. او حتى روزى را براى رفتنش تعيين كرد و گفت به طور قاچاق به آلمان خواهد رفت. حدود ۶ ماه قبل از رفتنش قرار بود ۲فرزندمان براى ملاقات يك روزه نزد پدرشان بروند. به همين دليل من آنها را نزد پدرشان بردم، اما از آن روز به بعد ديگر از ۲ دخترم خبرى نداشتم تا اينكه همسر سابقم در تماس تلفنى گفت: بچه ها مدتى نزد مادرش بوده اند و به زودى به پيش او در آلمان خواهند آمد.
پس از طرح شكايت اين زن، مأموران دايره يازدهم پليس آگاهى تهران تحقيقات خود را آغاز كردند سرانجام نتايج مأموران پليس حاكى از آن بود كه ۲ كودك از ايران خارج نشده اند و اين مرد، كودكان خود را نزد مادرش مخفى كرده است. با اين حال مأموران روز ۲۲ خردادماه سال جارى با متهم در آلمان تماس گرفتند. مأموران از اين مرد خواستند كه اجازه بدهد كودكان با مادرشان صحبت كنند. اما اين مرد از اين كار خوددارى كرد و گفت امكان اين كار وجود ندارد. مأموران وقتى با پاسخ منفى اين مرد روبه رو شدند احتمال اينكه كودكان هنوز در داخل كشور باشند را قوى تشخيص داده و به پيگيرى پرونده ادامه دادند. تحقيقات درخصوص محل اختفاى كودكان ادامه داشت تا اينكه عمه ۲ كودك كه در كرج زندگى مى كند آنها را به مادرشان تحويل داد.
با اين حال تحقيقات پليس درخصوص شكايت طرح شده از سوى اين زن همچنان ادامه دارد.

جاعل اسكناس هاى يكهزارتومانى دستگير شد
جوانى كه بيش از ۲۰۰ اسكناس يكهزار تومانى را جعل كرده بود، توسط مأموران مركز عمليات ويژه معاونت اطلاعات ناجا شناسايى و دستگير شد.
چندى پيش مأموران مركز عمليات ويژه معاونت اطلاعات ناجا مطلع شدند فردى اقدام به جعل اسكناس كرده است. آنها با پى بردن به اين موضوع تحقيقات خود را آغاز كردند و زمانى كه اين جوان ۲۲ ساله تصميم داشت ۱۵ عدد ازاسكناس هاى جعل شده را به دوستش به نام «م الف» كه در دوره دانشجويى با او آشنا شده بود، تحويل دهد، به دام افتاد.
اين متهم از دوستش خواسته بودتا اين مبالغ جعلى راخرج كند تا در صورت موفقيت بقيه اسكناس ها را نيز وارد بازار كند.
متهم در بازجوئى به عمل آمده اعتراف كرد: دستگاه اسكنر و پرينتر را به مبلغ يك ميليون و ۷۰۰ هزار ريال به منظور جعل اسكناس خريدارى و با آشنايى با سيستم فتوشاپ و تهيه ابزار جعل، مبلغ ۲ ميليون و ۵۰۰ هزار ريال را با انگيزه پولدار شدن جعل كردم.
متهم كه «م ح» نام دارد، فوق ديپلم مكانيك است وحدود يك ماه بودكه دست به كار جعل اسكناس زده و هنوز موفق نشده بود كه آنها را توزيع كند.
گفتنى است متهم با قرار ۳۰ ميليون تومانى راهى زندان شد.

پليس دنبال ۲ مأمور بسيج
پليس آگاهى تهران در جست وجوى دو مأمور بسيج است كه از كارگران ساختمانى در غرب تهران سرقت مسلحانه كرده اند.
به گزارش رسيده، حدود يك هفته قبل چند كارگر ساختمانى با مراجعه به پليس طى شكايتى اعلام كردند كه دو مأمور مسلح كه خود را بسيجى معرفى كرده بودند از آنها سرقت كرده اند. اين دو بسيجى سارق مسلح با ورود به يك باغ در غرب تهران كه محل اقامت كارگران بود پس از بستن دست و پاى آنها و گرفتن كليد گاوصندوق بيش از يك ميليون تومان پول نقد، دلار، پوند، يك سند اتومبيل، شناسنامه ها، طلا و گوشى موبايل آنها را سرقت كردند و متوارى شدند.
بعد از تشكيل پرونده و چهره نگارى از سارقان، كارآگاهان پليس آگاهى تهران جست وجوى خود را براى شناسايى و دستگيرى متهمان فرارى آغاز كردند.

۴ اسپانيايى مرد ايرانى را گروگان گرفتند
۴ مرد اسپانيايى كه يك مرد ايرانى را ربوده و از وى ۹ هزار يورو اخاذى كرده بودند دستگير شدند.
چندى پيش يك مرد ايرانى با مراجعه به مأموران گارد ساحلى تورويج اسپانيا طى شكايتى گفت: من چند سالى است كه به اسپانيا مهاجرت كرده و در تورويج ساكن شده ام و در اين مدت زندگى آرامى داشته ام و هيچگاه با مشكل مواجه نشده ام از طرفى به لحاظ مالى نيز وضع تقريبا خوبى دارم و مى توانم براحتى زندگى كنم.
وى افزود: چند روز پيش هنگامى كه از محل كارم به خانه باز مى گشتم ۴ مرد اسپانيايى به سراغم آمدند و با تهديد از من خواستند هر چه پول دارم به آنها بدهم. 4مرد مرا تهديد كردند كه اگر در برابرشان مقاومت كنم يا عكس العملى از خودم نشان دهم مرا مى كشند.
مرد ايرانى در ادامه اظهاراتش گفت: از آنجا كه پول زيادى به همراه نداشتم ۴ مرد مرا به زور به خانه ام بردند و در آنجا بار ديگر تهديدم كردند، من بشدت وحشت كرده بودم و جانم را در خطر مى ديدم، چون هر لحظه احتمال داشت آنها مرا بكشند، براى همين در برابرشان تسليم شدم و حدود ۹ هزار يورو در قالب چند فقره چك به آنها دادم و ۴ مرد پس از گرفتن چك ها مرا رها كردند و پا به فرار گذاشتند. پس از طرح شكايت از سوى مرد ايرانى كارآگاهان گارد ساحلى تورويج تحقيقات گسترده اى را براى يافتن ۴ گروگانگير فرارى آغاز كردند.
آنها با توجه به اظهارات مرد مالباخته و راهنمايى هاى وى سرنخى از متهمان به دست آوردند و سرانجام در يك عمليات غافلگيرانه آنها را به دام انداختند.
۴ مرد اسپانيايى پس از انتقال به پاسگاه پليس به جرم خود اعتراف كردند.
يكى از متهمان در اعترافاتش گفت: من و سه همدست ديگرم از مدتى قبل اين مرد ايرانى را زيرنظر گرفته بوديم و مى دانستيم كه وى پول زيادى همراه دارد براى همين نقشه اخاذى از او را طراحى كرديم و يك روز هنگامى كه اين مرد از محل كار به منزلش باز مى گشت در خيابانى خلوت به سراغش رفتيم و او را گروگان گرفتيم و نقشه خود را اجرا كرديم.
بنابراين گزارش هم اكنون تحقيقات پليس اسپانيا در اين رابطه ادامه دارد.


دو تبهكار در زندان براى انجام كلاهبردارى با يكديگر هم پيمان شدند
دو كلاهبردار حرفه اى كه با استفاده از مدارك جعلى در ۴ شهر مختلف بيش از ۳۶۵ ميليون تومان كلاهبردارى كرده اند، از سوى كارآگاهان پليس آگاهى تهران دستگير شدند.
به گزارش رسيده، روز ۲۷ اسفندماه سال گذشته مردى كه بسيار ناراحت و مضطرب بود با مراجعه به پليس آگاهى تهران مأموران را در جريان سرقت خودرواش توسط ۲ سارق مسلح قرارداد.
وى گفت: چند روز پيش براى فروش خودروى زانتياى خودم در روزنامه آگهى دادم و ۲ مرد به عنوان مشترى نزد من آمدند و پس از ديدن خودرو گفتند حاضر هستند آن را بخرند اما به جاى پول نقد به من چك چند روز بعد را مى دهند، من كه آن موقع به پول احتياج داشتم و از طرفى معامله با چك را مطمئن نمى دانستم پيشنهاد آنها را نپذيرفتم و ۲ مرد رفتند اما روز بعد دوباره نزد من مراجعه كردند و بارديگر مذاكرات خود را براى خريد زانتيا شروع كردند. آنها در همين حين از من خواستند براى امتحان كردن ماشين كمى در خيابان ها پرسه بزنيم من نيز پذيرفتم و خودم پشت فرمان نشستم و به راه افتاديم.
مرد شاكى در ادامه اظهاراتش گفت: در همان حال كه در خيابان ها پرسه مى زديم ۲ مرد بارديگر براى خريد خودرو با چك اصرار كردند اما من سرسختانه در برابر خواسته آنها مقاومت كردم و گفتم به هيچ وجه حاضر نيستم خودروام را با چك معامله كنم. در نهايت وقتى ۲ مرد متوجه شدند نمى توانند مرا راضى كنند ناگهان سلاح و چاقو از زير پيراهن هاى خود بيرون كشيدند و با تهديد مرا از ماشين پياده و فرار كردند.

شناسايى يكى از سارقان 
پس از اظهارات مرد شاكى مأموران در نخستين گام با توجه به راهنمايى هاى وى اقدام به چهره نگارى از ۲ متهم ناشناس كردند و سپس ضمن تطابق تصوير چهره نگارى شده با آلبوم عكس متهمان سابقه دار متوجه شدند يكى از دزدان زانتيا مرد ۵۰ ساله اى به نام پرويز است كه سابقه كلاهبردارى و سرقت دارد.
با افشاى اين موضوع و مشخص شدن هويت يكى از سارقان، كارآگاهان بلافاصله اقدامات گسترده خود را براى دستگيرى وى آغاز كردند و سرانجام اوايل ارديبهشت ماه سال جارى دريافتند پرويز چند روز پيش به اتهام كلاهبردارى در تبريز دستگير شده و هم اكنون در زندان است.
به اين ترتيب مرد ۵۰ ساله به تهران منتقل شد و از سوى كارآگاهان تحت بازجوئى قرار گرفت.
پرويز با اعتراف به جرم خود گفت: من و يكى از دوستانم به نام داوود در سرقت زانتيا با هم همدست بوديم و پس از دزديدن خودرو در تاريخ ۲۸ فروردين ماه سال جارى آن را با مدارك جعلى به مردى در كرمانشاه فروختيم و سپس من و داوود از هم جدا شديم.
اين متهم افزود: من و داوود در سال ۸۱ در زندان با هم آشنا شديم و از همان موقع تصميم گرفتيم پس از آزادى با همدستى يكديگر كلاهبردارى هايمان را شروع كنيم، براى همين بعد از آنكه از زندان بيرون آمديم اقدام به تاسيس يك شركت قلابى در تهران كرديم و سپس با مدارك جعلى از بانك دسته چك گرفتيم.
پرويز در ادامه اعترافاتش گفت: پس از دريافت دسته چك طعمه هايمان را پيدا مى كرديم و به بهانه خريد جنس با آنها وارد معامله مى شديم و چون شركت داشتيم و دفتر كارمان نيز شيك و مجلل بود طرف هاى معامله هيچ وقت به ما مشكوك نمى شدند و اجناس خود را در ازاى چك به ما تحويل مى دادند. ما از اين طريق در تهران ۲۰۰ ميليون تومان به جيب زديم و براى اينكه شناسايى و دستگير نشويم تصميم گرفتيم شركت خود را تعطيل و به شهر ديگرى نقل مكان كنيم.
كلاهبردار حرفه اى ادامه داد: پس از تهران، راهى مشهد شديم و در آنجا نيز با همان ترفند دسته چك جعلى، ۲۵ ميليون تومان كلاهبردارى كرديم و پس از آن راهى كيش شديم. در كيش مغازه اى را به مبلغ ۱‎/۵ ميليارد تومان رهن و با تاسيس يك شركت قلابى بارديگر كلاهبردارى هايمان را شروع كرديم و پس از آنكه از اين راه ۵۰ ميليون تومان ديگر به دست آورديم مغازه را پس داديم و از آنجا نيز فرارى شديم و اين بار به تبريز رفتيم و ۱۰۰ ميليون تومان ديگر نيز در اين شهر به چنگ آورديم.
پس از اعترافات پرويز كارآگاهان تحقيقات خود را براى دستگيرى داوود آغاز كردند و سرانجام با رديابى وى روز ۳۰ ارديبهشت ماه او را سوار بر خودروى پژو ۴۰۵ در خيابان ابوسعيد شناسايى كرده و به تعقيب وى پرداختند و سرانجام اين متهم ۳۴ ساله را در حالى كه به شهرك شهيد محلاتى رسيده بود به دام انداختند.
داوود نيز پس از انتقال به اداره آگاهى با تأييد اظهارات همدستش و بيان اين موضوع كه نقشه كلاهبردارى هاى خود را در زندان طراحى كرده بودند، گفت: در اين مدت ما خودمان را با اسم هاى مختلف معرفى و از مدارك جعلى استفاده مى كرديم و من همه جا خودم را رضا و پرويز خودش را غلامعلى مى ناميد تا از اين طريق سرنخى از خودمان برجاى نگذاريم.
بنا به اين گزارش هم اكنون تحقيقات كارآگاهان از ۲ متهم دستگير شده ادامه دارد.

هوشيارى پسر جوان رباينده برادرش را به تله انداخت
هوشيارى يك پسربچه كه شاهد ربوده شدن برادر ۵ ساله اش توسط يك مرد غريبه بود باعث شد تا مرد آدم ربا توسط مردم و پليس دستگير شود.
به گزارش رسيده هفته گذشته احمد ۳۷ ساله كه به اتهام ربودن پسربچه ۵ ساله بازداشت شده است در شعبه سوم دادسراى جنايى تهران تحت بازجوئى قرار گرفت.
بنا به اين گزارش متهم چند روز قبل در خيابان مولوى تهران يك پسربچه ۵ ساله را كه همراه برادر بزرگترش جلوى يك مغازه ايستاده بودند ديده و وقتى برادر بزرگتر براى خريد داخل يك مغازه رفت پسر بچه را بغل كرد و پا به فرار گذاشت، اما در همين موقع برادر بزرگتر اين بچه از مغازه بيرون آمد و با ديدن برادرش كه در آغوش مرد غريبه اى بود شروع به داد و فرياد و گريه كرد و مردم با ديدن او ماجرا را پرسيدند و بلافاصله به پليس خبر دادند و با تعقيب مرد آدم ربا او را دستگير كردند.
طبق اظهارات متهم او قبلاً هم يك پسر بچه ديگر را دزديده اما وقتى او را به داخل مغازه اى برده تا برايش خوراكى بخرد پسر بچه يك لحظه از غفلت او استفاده كرده و فرار كرده بود.
در همين حال احمد در جلسه بازجوئى خود گفت: من بازنشسته و كارگر پلاستيك سازى هستم و متاهلم و خود يك دختر دارم و نمى دانم چرا اين كار را كردم، در واقع وسوسه شدم و شيطان مرا گول زد.
متهم در پاسخ به اين سوال كه مى خواسته بچه را كجا ببرد گفت: مى خواستم او را در دستشويى مخفى كنم.

«گرگ خون آشام» گيلان به ۱۲جنايت اعتراف كرد
بازجوئى هاى جديد از گرگ خون آشام بندر انزلى راز ۵ جنايت جديد از جنايات سريالى اين مرد را فاش كرد و قربانيان به ۱۲ تن رسيدند. يك منبع آگاه در اين خصوص گفت: بهزاد متهم قتل هاى سريالى انزلى علاوه بر ۷ فقره قتلى كه مرتكب شده به ۵ فقره قتل ديگر نيز اعتراف كرده و در حال حاضر پليس در حال بررسى صحت و سقم اعترافات جديد اين جوان ۲۸ ساله است.
وى گفت: ماجرا از آنجايى آغاز شد كه خانواده مهناز به پليس اطلاع دادند دخترشان گم شده است، بلافاصله تحقيقات در اين رابطه آغاز و بهزاد به عنوان مظنون اول پرونده بازداشت شد. پس از اعترافات بهزاد مشخص شد مهناز توسط او به قتل رسيده و قتل بسيار حرفه اى انجام شده است، بهزاد ابتدا با ضربات مشت مهناز را بيهوش، سپس با طناب او را خفه و بعد در همان شهر صنعتى دفن كرده بود، بنابراين پليس بخاطر اين شيوه كاملاً حرفه اى فرضيه ارتكاب قتل هاى بيشتر توسط بهزاد را مورد بررسى قرار داد و راز جنايات زنجيره اى او فاش شد.
اين منبع آگاه در ادامه گفت: از آنجا كه بهزاد در منطقه حسنرود زندگى مى كرد، به همين خاطر تمام قتل هائى كه در اين منطقه طى سال هاى ۷۷ تا ۸۵ اتفاق افتاده بود را مورد بررسى قرار داديم و متوجه شديم گرگ خون آشام علاوه بر ۷ فقره قتل اعترافى اش، ۵فقره قتل ديگر نيز مرتكب شده است، اما وى هنوز نحوه قتل ها را شرح نداده و فقط ارتكاب اين جنايت را گردن گرفته است و تحقيقات در اين خصوص ادامه دارد.

نحوه دستگيرى 
يك ماه پيش خانواده دختر ۲۷ ساله اى به نام مهناز با پليس تماس گرفتند و اعلام كردند دخترشان شب گذشته از خانه خارج شده و باز نگشته است. بلافاصله مأموران در خانه اين دختر حاضر شدند و تحقيقات خود را از خانواده مهناز آغاز كردند، مادر مهناز گفت: دخترم مدتى بود كه دنبال كار مى گشت، او فوق ليسانس شيمى داشت اما بيكار بود، يك شب قبل از گم شدنش مردى به نام بهزاد با او تماس گرفت و گفت در شهر صنعتى انزلى برايش كارى پيدا كرده است. او با مهناز قرارى گذاشت و دخترم از خانه خارج شد و ديگر بازنگشت. من يك شب منتظرش شدم اما وقتى ديدم از وى خبرى نشد تصميم گرفتم با پليس تماس بگيرم.
ماموران با به دست آوردن شماره تماس وى، مخفيگاه او را شناسايى و گرگ خون آشام را دستگير كردند. مرد جوان ابتدا منكر داشتن هرگونه ارتباطى با مهناز شد و گفت: من اين دختر را نمى شناسم اما بعد از ۱۸ روز لب به اعتراف گشود. او گفت: ۲ ماه قبل از حادثه، مهناز را در شهر صنعتى انزلى ديدم، او به دنبال كار مى گشت، به بهانه اينكه مى توانم شغلى برايش پيدا كنم، شماره تلفنش را گرفتم.
بعد با او تماس گرفتم و گفتم برايش كارى پيدا كرده ام، وقتى به محل قرار آمد، قصد داشتم او را مورد تجاوز قرار دهم، اما مهناز مقاومت كرد، چند مشت به گيجگاهش كوبيدم، وقتى بيهوش شد، او را با طناب خفه كردم و به گودالى انداختم و رويش را با خاك پوشاندم.
با توجه به شيوه خاصى كه بهزاد به كار برده بود، مأموران با اين فرضيه كه او قتل هاى ديگرى هم مرتكب شده باشد وى را تحت بازجوئى قرار دادند و بهزاد به ۶ فقره قتل ديگر اعتراف كرد. او گفت: من دختر ۱۰ ساله اى به نام محبوبه را هم به قتل رساندم. 6 سال پيش او را كنار رودخانه محل زندگى مان ديدم. دخترك مشغول ماهيگيرى بود و كسى آن اطراف نبود، من او را دزديدم و بعد از اينكه او را مورد تجاوز قرار دادم وى را به قتل رساندم و در باغچه خانه دفن كردم. سپس يك زن كه در همسايگى محل كارم بود را هم به قتل رساندم. من به قصد تجاوز وارد خانه اش شدم اما او مقاومت كرد، ۲ ضربه به گيجگاهش زدم و سپس با طناب خفه اش كردم و داخل چاه خانه انداختم.
گرگ خون آشام افزود: من پسر ۱۷ ساله اى به نام ميثم را هم به قتل رساندم، من با مادرش اختلاف داشتم به همين خاطر تصميم گرفتم از آن زن انتقام بگيرم، ۲ ضربه به گيجگاهش زدم و سپس او را نيز با طناب خفه كردم و طورى طناب را دور گردنش پيچيدم كه به نظر برسد خودكشى كرده است و سپس در قتل ديگر، مردى به نام محمد را هم كه با او اختلاف داشتم در يك شكارگاه با گلوله كشتم علاوه بر اين افراد، شخصى به نام حسين را هم بخاطر پولى كه از وى طلب داشتم خفه كرده و به قتل رساندم.
بهزاد ادامه داد: چند سال پيش به تهران رفتم و كودكى ۶ ساله را مورد تجاوز قرار دادم و سپس او را نيز به قتل رساندم.

بازتاب جنايات گرگ خون آشام 
گزارش رسيده حاكى است، اعترافات هولناك گرگ خون آشام كه عواطف مردم حسن رود را بشدت جريحه دار كرده باعث شده تا مردم خانواده بهزاد را از منطقه برانند.
در همين حال مادر گرگ خون آشام كه از جنايات پسرش بشدت شوكه شده دچار عارضه قلبى شده و در بيمارستان بسترى است و تنها خواهرش كه در دبيرستان حسن رود درس مى خوانده مدرسه را بدون دادن امتحانات آخر سال ترك كرده است.

گرگ خون آشام كيست 
گرگ خون آشام جوان ۲۸ ساله اى به نام «بهزاد. ع» است كه در منطقه حسن رود متولد شد. او در تمام دوران كودكى و نوجوانى اش فردى آرام بود و رفتار متينى داشت.
گرگ خون آشام از چند سال پيش به عنوان نقاش ساختمان در منطقه گورابجير در نزديكى شهر صنعتى انزلى مشغول به كار شد.
بهزاد كه يك خواهر و سه برادر دارد در خانواده اى با وضع مالى نسبتاً ضعيف زندگى مى كرد.
يكى از اهالى حسن رود درباره گرگ خون آشام گفته است: بهزاد و خانواده اش از سال ها پيش در حسن رود زندگى مى كردند و بهزاد پسرى بسيار آرام بود و هرگز با كسى دعوا نمى كرد، رفتارش طورى بود كه مردم خيلى زود به او اعتماد مى كردند، ۶ سال پيش وقتى پدر محبوبه (مقتول ۱۰ ساله) بهزاد را به عنوان قاتل دخترش معرفى كرد، همه اهالى تعجب كردند و بازتاب منفى اين شكايت باعث شد تا پدر محبوبه شكايتش را پس بگيرد.
وى افزود: جنايات هولناك بهزاد مردم منطقه را بشدت تحت تأثير قرار داده است، طورى كه خانواده مى ترسند اجازه دهند فرزندانشان تنها در خانه بمانند و يا تنها به خيابان بروند.
اين گزارش حاكى است، پليس تحقيقات گسترده و شبانه روزى خود را در محل جنايات آغاز كرده و بازجوئى ها در خصوص ۵ فقره قتل ديگر كه بهزاد به آن اعتراف كرده است ادامه دارد.

خرين قربانى درخواست كرد:
شكارچى دختران را در ملاءعام اعدام كنيد
فرمانده انتظامى تهران بزرگ هفته گذشته از آخرين قربانى شكارچى دختران جوان عيادت كرد.
در اين بازديد، وضعيت رسيدگى به پرونده «الهام» آخرين قربانى «على» ۲۴ ساله شكارچى دختران جوان مورد بررسى قرار گرفت.

اظهارات آخرين قربانى 
«الهام»، ۲۳ ساله دانشجوى سال دوم رشته زبان انگليسى، در حالى كه بر اثر ناراحتى شديد روحى و ضربات وارده بسختى صحبت مى كرد، در تشريح روز حادثه گفت: حدود ساعت ۴ بعد از ظهر ۱۶ خرداد ماه سال جارى حوالى اتوبان باقرى تردد مى كردم كه صداى پاى شخصى را شنيدم كه به سرعت به سمت من حركت مى كرد. لحظاتى نگذشته بود كه ناگهان شخصى دستش را از پشت به دور كمرم انداخت و با شيئى برنده اى به پهلويم زد، هنوز متوجه ماجرا نشده بودم كه ناگهان ضربه بعدى را به ناحيه قلب و سينه ام وارد كرد و با بر داشتن كيف دستى ام بسرعت از محل متوارى شد.
وى ادامه داد: در همان حال ايستاده بودم كه ناگهان متوجه خون آلود بودن تمام بدنم شدم. به عقب برگشتم، مشاهده كردم كه ضارب بسرعت در حال دويدن است و حين دويدن داخل كيف دستى ام را نگاه مى كند.
«الهام» در حالى كه اشك مى ريخت، ادامه داد: از مسوولان مى خواهم كه على را مقابل چشمان من و در محل حادثه اعدام كنند، مگر من چند سال دارم كه اين حادثه برايم رخ داد؟
«الهام» در ادامه عنوان كرد: حين وارد آمدن ضربات موفق به مشاهده نيمرخ متهم شدم، از اين رو در بازجوئى ها، وى را شناسايى كردم.
به گفته وى، هفته قبل از حادثه نيز شخصى حوالى همين منطقه، وى را تعقيب مى كرده كه در مواجهه با شدت برخورد او، از محل متوارى شده بود.

پدر الهام چه گفت 
پدر الهام نيز در حاشيه اين ديدار درباره روز حادثه گفت: الهام در حال راه رفتن بين خيابان هاى ۱۰۳ و ۱۰۵ تهرانپارس بود كه پسر جوان از پشت شمشادها به او حمله كرده و با چاقو ضربه اى به پشت وى زد.
وقتى دخترم به عقب برگشت تا ضارب را ببيند متهم ضربه دوم را به سينه او زد. متهم پس از سرقت كيف و موبايل دخترم از آنجا فرار كرد.
الهام پس از اين حادثه به سمت مردى رفت كه در حال آب پاشى مقابل خانه اش بود. اين مرد با ديدن دخترم در آن وضعيت شماره تلفن خانه را از الهام گرفت و ما را در جريان ماجرا گذاشت. او همچنين موضوع را به پليس و اورژانس نيز اطلاع داد.
يكى از ضربات به نزديكى قلب الهام اصابت كرده بود. دخترم را اورژانس سريع به بيمارستان تهرانپارس رساند كه پس از يك عمل جراحى چهار ساعته او از مرگ نجات يافت.
پدر الهام در خصوص دستگيرى ضارب دخترش گفت: پسر جوان پس از اين حادثه با يكى از دوستان دخترم به نام افسانه تماس گرفت. او خودش را برادر الهام معرفى كرده و به افسانه پيشنهاد دوستى داده بود. وقتى از موضوع با خبر شدم با كلانترى تماس گرفتيم. افسانه پس از آموزش هاى پليسى لازم، مقابل هتل شرق با ضارب قرار گذاشت.
روز جمعه هفته گذشته ساعت ۱۱ و ۴۵ دقيقه خواهر افسانه به جاى او به محل قرار رفت اما از متهم خبرى نشد. مأموران از دختر جوان خواستند با موبايل الهام تماس بگيرد. وقتى متهم قصد جواب دادن به گوشى را داشت از سوى مأموران شناسايى و دستگير شد.

شناسايى هويت چهار قربانى آخر
گودرزى، رئيس كلانترى ۱۴۷ گلبرگ در ادامه اين جلسه از شناسايى هويت چهار دخترى كه متهم در آخرين اعترافات خود به مجروح كردن آنها اقرار كرده بود، خبر داد و گفت: يكى از دختران به نام مريم در محدوده گلبرگ مورد حمله على قرار گرفت اما بخاطر جراحات سطحى شكايتى را در اين رابطه مطرح نكرده بود.

شباهت انگيزه شكارچى دختران با انگيزه قاتلان سريالى زنان 
مرتضى طلائى فرمانده انتظامى تهران بزرگ نيز در اين مراسم گفت: انگيزه شكارچى دختران شرق تهران مشابه انگيزه قاتلان سريالى زنان است.
وى افزود: اين متهم از نظر شخصيتى داراى شخصيت پيچيده اى نيست و در تمام جنايتهاى خود، تنها بوده است. ضارب جوان در پى شكست در علاقه به يك دختر تصميم به انتقام از دختران گرفته و با اين انگيزه چند دختر جوان را مورد حمله قرار داده بود.
وى در خصوص احتمال افزايش قربانيان متهم گفت: احتمال افزايش قربانيان كم است. اما ما سعى مى كنيم تمام زواياى اين پرونده را بررسى كنيم.
وى در ادامه به عواقب دوستى هاى خيابانى اشاره كرد و افزود: وقتى دوستى خيابانى با شكست روبرو مى شود. پسر تصميم به انتقام از دختران مى گيرد و طرف ديگر نيز با خيانت به همسر و يا خودكشى سعى مى كند انتقام بگيرد.
على ۲۴ ساله از آبان ماه سال گذشته اين تلاشها را آغاز كرد و تا ۱۶ خرداد ماه امسال ۱۱ دختر را در شرق مجروح كرد كه دو تن از قربانيان او بخاطر شدت جراحات جان باختند.

دختر۱۷ساله به اتهام قتل پسر۲۳ساله دوباره پاى ميز محاكمه مى رود
دختر ۱۷ ساله اى كه با ضربه چاقو پسر ۲۳ ساله اى را از پاى درآورده است، پس از نقض حكم اعدامش از سوى قضات ديوان عالى كشور بزودى براى دومين بار در شعبه ۷۴ دادگاه كيفرى استان تهران محاكمه مى شود.
اين دختر جوان كه نازنين نام دارد پيش از اين در شعبه ۷۱ دادگاه كيفرى محاكمه و به قصاص محكوم شده بود.
نازنين كه مدعى است در دفاع از خود مرتكب قتل شده است، پس از صدور حكم به آن اعتراض كرد و پرونده براى رسيدگى بيشتر به ديوان عالى كشور فرستاده شد.
قضات ديوان عالى كشور پس از بررسى پرونده حكم قصاص متهم را نقض كردند و پرونده را براى رسيدگى دوباره به شعبه ۷۴ دادگاه كيفرى استان تهران فرستادند.
نازنين ۱۷ ساله كه داراى سابقه فرار از خانه است در اين پرونده متهم به قتل جوان ۲۳ ساله اى به نام يوسف در تاريخ ۹ اسفندماه سال گذشته است.
نازنين در اين روز در يك درگيرى در اكبرآباد كرج پسر ۲۳ ساله اى را با ضربه چاقو مجروح كرد و پسر جوان پس از انتقال به بيمارستان به علت شدت جراحات جان سپرد.
درجلسه محاكمه متهم كه ۱۳ دى ماه سال گذشته برگزار شد پسر ۱۸ ساله اى به نام حميد به عنوان مطلع در جايگاه حاضر شد و در خصوص روز حادثه گفت: آن روز من، نازنين و دختر و پسر ديگرى كنار خيابان ايستاده و در حال صحبت بوديم كه دو نفر به نام هاى محمود و سلمان به سمت ما آمدند و خواستند كه از آنجا برويم.
ما موتور خود را روشن كرديم و قصد داشتيم از محل برويم كه يكى از آنها سنگى به سوى ما پرت كرد. اين كار او باعث شد كه سميه و نازنين با آنها درگير شوند.
در حين درگيرى يوسف نيز وارد ماجرا شد كه در يك لحظه متوجه خونريزى از شكم او شدم.
سپس جوان ديگرى به نام روزبه نيز به عنوان مطلع به جايگاه آمد و با تكرار ادعاهاى حميد اظهار داشت: ما با نازنين در خانه فساد مردى به نام جهانگير آشنا شديم. روز حادثه دو پسر جوان از ما خواستند كه همراه آنها به خانه مجردى شان برويم كه اين موضوع باعث درگيرى ما شد.
قاضى در ادامه جلسه رسيدگى به اين پرونده از متهم خواست كه با حضور در جايگاه به دفاع از خود بپردازد كه او گفت: من اتهام قتل را قبول دارم ولى او را به صورت عمدى نكشتم. روز حادثه همراه برادرزاده ۱۴ ساله ام به نام سميه براى خريد لباس عيد از خانه خارج شديم كه در ميان راه او، حميد را ديد و خواست كه همراه او برويم. من سوار موتور روزبه شدم و او نيز سوار موتور حميد شد.
در ميان راه روزبه گفت: مى خواهد سيگار بكشد به همين خاطر در محل حادثه توقف كرد. در آنجا دو پسر جوان به سمت ما آمدند و خواستند كه همراه آنها به خانه مجردى شان برويم.
من از روزبه خواستم كه از آنجا برويم سوار موتور شده بوديم كه يكى از آنها سنگى پرت كرد. سميه به سمت آنها رفت و بخاطر اين موضوع با دو پسر جوان درگير شد.
من هم در دفاع از برادرزاده ام وارد درگيرى شدم. در اين هنگام يوسف هم به آن محل آمد.
او مرا محكم گرفت و لباس و كاپشنم را پاره كرد. من با چاقويى كه براى دفاع از خود همراه داشتم، خطى روى دست او كشيدم و همراه سميه فرار كرديم.
نازنين ادامه داد: يوسف با موتور به دنبال ما آمد كه من در دفاع از خود چاقو را به سمتش پرت كردم. نمى دانم چاقو به كجاى او اصابت كرد.
متهم به قتل كه تاكنون دوبار در زندان خودكشى كرده است، در آخرين دفاعش نيز مدعى شد قصد كشتن يوسف را نداشته است.
پس از رسيدگى به اين پرونده ۵ قاضى براى صدور حكم وارد شور شدند و با اكثريت رأى نازنين را به قصاص محكوم كردند.
با ارسال مجدد پرونده به شعبه ۷۴ دادگاه كيفرى قرار است نازنين مرداد ماه امسال براى دومين بار در دادگاه به دفاع از خود بپردازد.

تقاضاى طلاق، راز جنايت زن خيانتكار را فاش كرد
تقاضاى طلاق غيابى يك زن از راز جنايت هولناك او پرده برداشت. تحقيقات در رابطه با اين پرونده از مردادماه سال گذشته و زمانى آغاز شد كه زنى با مراجعه نزد مأموران نيروى انتظامى اصفهان از ناپديدشدن شوهر ۴۲ ساله اش به نام بهروز خبر داد.
اين زن كه مينا نام دارد، گفت: بهروز چند روز پيش از خانه خارج شد و ديگر برنگشت و من در اين مدت هر جا را كه فكر مى كردم ممكن است ردى از او پيدا كنم جست وجو كردم، ولى خبرى از وى به دست نياوردم.
درخواست طلاق 
پس از طرح اين شكايت تحقيقات مأموران براى افشاى راز ناپديدشدن بهروز آغاز شد اما سرنخى از وى به دست نيامد تا اينكه چند ماه بعد مينا به دادگاه خانواده مراجعه و درخواست طلاق غيابى كرد. اين زن در توضيح علت درخوست طلاق گفت: مدت ها است كه شوهرم ما را ترك كرده، او براى رفتن به سر كار از خانه خارج شد و ديگر بازنگشت. تلاش من هم براى پيدا كردن شوهرم به نتيجه اى نرسيد. به همين خاطر من هم كه نمى توانستم مخارج زندگى خود و فرزندانم را تامين كنم به يكى از شهرستان هاى اطراف مهاجرت كردم.
آغاز بازجوئى ها
ماموران پس از آنكه در جريان درخواست طلاق مينا قرار گرفتند به وى مظنون شدند. آنها باتوجه به اينكه اين زن پس از طرح شكايت اوليه ديگر پيگير پرونده مفقود شدن همسرش نشد و از سويى پس از مدتى از اصفهان نقل مكان و سپس درخواست طلاق غيابى كرده بود، احتمال دادند وى در ناپديدشدن بهزاد نقش داشته باشد. به اين ترتيب مأموران با دستور قضائى به شهر محل سكونت مينا رفتند و براى چند روز وى را به صورت نامحسوس زيرنظر گرفتند تا اينكه متوجه شدند او با مرد جوانى به نام رضا رابطه دارد. بنابراين پليس با اين فرضيه كه زن و مرد جوان از سرنوشت بهروز باخبر هستند آنها را بازداشت كرد و مينا در «بازجوئى هاى فنى پليسى» بالاخره لب به اعتراف گشود و گفت: از مدتى قبل با رضا آشنا شدم. اين آشنايى به عشق ميان ما تبديل شد. از طرفى من ديگر شوهرم را دوست نداشتم اما مى دانستم بهروز مرا طلاق نخواهد داد. براى اينكه بتوانم با رضا ازدواج كنم، بايد شوهرم از سر راه بر مى داشتم، بنابراين نقشه قتل بهروز را به اتفاق رضا طراحى كردم. قرار شد من مقدارى داروى بيهوشى داخل غذاى شوهرم بريزم و بعد از اينكه او بيهوش شد، با روسرى خفه اش كنم، مطابق نقشه اى كه كشيده بوديم عمل كردم و بعد از مرگ بهروز با رضا تماس گرفتم تا كمكم كند جسد را مخفى كنيم. همان شب رضا به خانه ما آمد، جسد را در صندوق عقب ماشين گذاشتيم و به يكى از روستاهاى اطراف انتقال داديم. بعد آن را به نزديكى چاهى برديم و به داخل چاه انداختيم.
وى افزود: حدود ۱۰ ماه از اين حادثه گذشته بود و من مطمئن شده بودم كه ديگر به دام نخواهم افتاد. براى همين تصميم گرفتم، تقاضاى طلاق غيابى كنم تا راحت تر بتوانم با رضا ازدواج كنم و هيچ خطرى ما را تهديد نكند، اما اوضاع آنطور كه مى خواستم نشد و پليس من را بازداشت كرد.
در ادامه تحقيقات رضا نيز گفته هاى مينا را مورد تأييد قرار داد و پليس را به طرف چاهى كه جسد بهروز را به داخل آن انداخته بودند، راهنمايى كرد و سرانجام با حضور مأموران آتش نشانى جسد بهروز پس از ۱۰ ماه از داخل چاه بيرون كشيده شد.
بنا بر اين گزارش تحقيقات از زن جنايتكار و همدستش ادامه دارد.

هنرپيشه مشهور سينما و تلويزيون به اتهام تجاوز به منشى خود به حبس محكوم شد
يك هنرپيشه مشهور سينما و تلويزيون به اتهام تجاوز به منشى خود به ۳ سال حبس تعليقى محكوم شد.
به گزارش رسيده سال گذشته دختر جوانى با مراجعه نزد مأموران نيروى انتظامى عليه هنرپيشه مشهور شكايت كرد و گفت: من به عنوان منشى در دفتر اين هنرپيشه كار مى كردم تا اينكه چند ماه پيش وى گفت به من علاقه مند شده و مى خواهد با من ازدواج كند اما پيش از آن براى اينكه با خصوصيات اخلاقى هم بهتر آشنا شويم بهتر است چند ماهى با هم دوست باشيم.
اين دختر جوان افزود: من پيشنهاد هنرپيشه معروف را قبول كردم و چند ماهى با هم مرتب به گردش و تفريح مى رفتيم تا اينكه يك روز هنگامى كه همه از دفتر رفته بودند و من نيز مشغول جمع كردن وسايلم بودم او ناگهان در را به رويم قفل كرد. از اين حركت هنرپيشه معروف شوكه شدم و بشدت ترسيدم و هر چه از او خواستم در را باز كند تا من بروم اين كار را نكرد و به سويم حمله ور شد و سپس مرا مورد تجاوزقرار داد. دختر منشى ادامه داد: از اينكه چنين اتفاقى برايم روى داده بود بشدت ناراحت بودم وخودم را مقصر مى دانستم. از طرفى هنرپيشه مشهور پس از آنكه به نيت پليد خود رسيد گفت قصد ندارد با من ازدواج كند براى همين تصميم گرفتم از او شكايت كنم.
پس از اعلام اين شكايت، پرونده هنرپيشه معروف سينما و تلويزيون به دادگاه كيفرى استان تهران ارجاع شد و وى تحت محاكمه قرار گرفت. اين مرد در جلسه دادگاه ادعاهاى منشى خود را كذب دانست و گفت به هيچ عنوان دختر جوان را مورد آزار قرار نداده است.
در نهايت قضات دادگاه با توجه به مدارك و شواهد موجود در پرونده هنرپيشه متهم را گناهكار شناختند و وى را به حبس تعزيرى و يك سال ممنوعيت كار محكوم كردند. پس از صدور اين رأى مرد جوان به آن اعتراض كرد و پرونده در اختيار قضات ديوان عالى كشور قرار گرفت از سويى منشى وى با گذشت از هنرپيشه معروف از او اعلام رضايت كرد. سرانجام قضات ديوان عالى كشور با بررسى پرونده و با توجه به اعلام رضايت شاكى، حكم ممنوعيت كار هنرپيشه معروف را لغو و وى را به ۳ سال حبس تعليقى محكوم كردند.

اعتراف گرگ خون آشام به ۲ جنايت ديگر در شيراز
گرگ خون آشام بندرانزلى در پى اعتراف به ۲ قتل ديگر در شهر شيراز به اين شهر منتقل شد تا جزئيات جنايات خود را فاش كند.
به گزارش رسيده، گرگ خون آشام، در اعترافات جديد خود از راز دو جنايت كه در شيراز مرتكب شده است پرده برداشت.
بهزاد معروف به گرگ خون آشام كه پيش از اين به ۱۲ فقره قتل اعتراف كرده بود در اعترافات تازه خود گفت: در دوران سربازى ام در شيراز ۲ نفر را به قتل رساندم. سال ۷۶ بود كه براى گذراندن دوران خدمتم به شيراز رفتم، پس از مدتى، ۲ مرد را در آنجا به قتل رساندم، مانند قربانيان ديگر، به گيجگاهشان مشت كوبيدم و وقتى بيهوش شدند، با طناب آنها را خفه كردم و در چاه انداختم. هم اكنون افسر پرونده گرگ خون آشام و رئيس اداره آگاهى بندرانزلى به همراه جانى سريالى براى انجام تحقيقات بيشتر و كشف اجساد دو قربانى ديگر با قرار نيابت عازم شيراز شده اند.
اين گزارش حاكى است، گرگ خون آشام، يك ماه پيش در پى قتل دخترى جوياى كار به نام مهناز، دستگير شد، او ۱۸ روز پس از دستگيرى و در مرحله اول تحقيقات به قتل مهناز اعتراف كرد و گفت: مهناز را در شهر صنعتى انزلى و در حالى كه دنبال كار مى گشت ديدم. به اين بهانه كه مى توانم برايش كارى پيدا كنم، شماره تلفن او را گرفتم، بعد، در تماس تلفنى به دروغ گفتم، برايش شغلى پيدا كرده ام، وقتى نزدم آمد به قصد اينكه او را مورد تجاوزقرار دهم، به جايى خلوت كشاندم، اما مهناز مقاومت كرد، او اجازه نمى داد نزديكش شوم و فحاشى مى كرد، آنقدر مرا تحقير كرد تا اينكه تصميم گرفتم، او را بكشم، ۲ ضربه به گيجگاهش زدم و در يك لحظه بيهوش شد، او را خفه كردم و سپس در چاله اى انداختمش.
در حالى كه تحقيقات از اين جانى خطرناك ادامه داشت او در اعترافات بعدى اش گفت: من علاوه برمهناز در سال ۷۹ دخترى ۱۰ ساله به نام محبوبه را به قتل رساندم. محبوبه دخترى ۱۰ ساله بود كه در كنار رودخانه ماهيگيرى مى كرد، در لحظه اى غافلگيرش كردم، او را به گوشه اى بردم و مورد تجاوزقرار دادمش. سپس اين دختر بچه را هم خفه كردم، جسدش را به داخل گودالى انداختم. من پسر ۱۷ ساله اى به نام ميثم را هم به قتل رساندم، ماجرا از اين قرار بود كه مدتى قبل از حادثه با مادر ميثم آشنا شدم، اما بعد از مدتى دچار اختلاف شدم و براى اينكه از او انتقام بگيرم پسرش ميثم را كه ۱۷ سال سن داشت به قتل رساندم. من ابتدا يك ضربه به گيجگاهش زدم و بعد با طنابى كه دور گردنش پيچاندم خفه اش كردم. قربانى بعدى من مردى به نام محمد بود او از دوستانم بود بخاطر اختلافى كه با وى داشتم به يك شكارگاه كشاندمش، وقتى به آنجا رسيديم با شليك گلوله او را به قتل رساندم، قربانى ديگر من مردى به نام حسين بود، او در قمار تمام پول هايش را باخته بود به همين خاطر از من پول قرض كرد، اما ديگر آن را باز نگرداند، من هم براى گرفتن انتقام او را خفه كردم علاوه براين من يك زن را هم به 
قتل رساندم، او زنى بود كه مقابل محل كارم زندگى مى كرد، مى خواستم به او تعرض كنم، براى همين وارد خانه اش شدم او مقاومت كرد، ضربه اى به سرش زدم، او را مورد تجاوزقرار دادم و سپس با طناب خفه اش كردم، اما هيچ كس به من شك نكرد و توانستم اين قتل را هم مخفى كنم.
اعترافات تازه 
گرگ خون آشام در بازجوئى هاى جديدش، اعتراف كرد ۲ قتل را در شيراز مرتكب شده است. او گفت: در دوران سربازى اين قتل ها را انجام دادم. من از ارتكاب قتل هرگز دچار عذاب وجدان نمى شدم.
گزارش خبرنگار ما حاكى است، پرونده نزد بازپرس شعبه دوم دادسراى انزلى، بازپرس ذوالفقارى در حال رسيدگى است و هم اكنون رئيس اداره آگاهى انزلى سرهنگ كامكار و افسر پرونده براى تحقيقات بيشتر به شيراز رفته اند.
مدير روابط عمومى دادگسترى رشت در گفت وگويى با خبرنگار ما گفت: پرونده به دستور رئيس دادگسترى تحت نظر وى مورد رسيدگى قرار خواهد گرفت، اما احتمال دارد در مورد قتل هائى كه در شهرستان هاى ديگر از سوى گرگ خون آشام به وقوع پيوسته است پرونده به شهرستان محل وقوع براى محاكمه فرستاده شود، اما هنوز در اين خصوص تصميمى گرفته نشده است.
وى ادامه داد: هنوز بازسازى صحنه قتل هيچ كدام از قتل ها انجام نشده است و به محض تكميل تحقيقات بازپرس ذوالفقارى كه از بازپرسان زبده است، دستور بازسازى صحنه را هم صادر خواهد كرد. وى گفت: هنوز متهم انگيزه اى قابل قبول درخصوص قتل هايش نگفته است و تحقيقات در اين خصوص ادامه دارد.
يك منبع آگاه در اين خصوص گفت: پليس در حال بررسى اين فرضيه است كه گرگ خون آشام جاده هاى خمام احتمالاص در شهرهاى ديگر نيز قتل هائى مرتكب شده باشد.

افشاى جنايات كثيف مرد هوسران
مرد هوسرانى كه با معرفى خود به عنوان فردى صاحب نفوذ اقدام به تجاوز زنان و دختران جوان مى كرد از جنايات كثيف خود پرده برداشت.
به گزارش رسيده، مأموران اطلاعات چندى پيش از طريق منابع خبرى خود يك سى دى غيراخلاقى به دست آوردند و احتمال دادند فردى براى اخاذى از زنان و دختران جوانى كه آنها را مورد تجاوزقرارداده آن را تهيه كرده است. با به دست آمدن اين سى دى، تحقيقات گسترده براى پيدا كردن متهم آغاز شد و بالاخره مأموران موفق شدند تكثير كننده سى دى را شناسايى و بازداشت كنند.
اين مرد در بازجوئى ها گفت: اين سى دى متعلق به دوست من است و براى اينكه بتوانم از او اخاذى كنم، سى دى را تهيه كردم، اما او به حرف هايم گوش نداد، به همين خاطر سى دى را تكثير كردم تا آبرويش را ببرم.
با راهنمايى مرد جوان، مأموران موفق شدند، متهم اصلى به نام حسين را شناسايى و دستگير كنند، اين جوان ۳۲ ساله در تحقيقات فنى پليسى لب به اعتراف گشود و گفت: من يك ماشين مدل بالا داشتم و با آن در خيابان ها پرسه مى زدم و زنان و دختران جوان را شناسايى مى كردم و پس از برقرارى ارتباط با آنها به دروغ مى گفتم با افراد رده بالاى دولتى در ارتباط هستم. آنها به من اعتماد مى كردند و براى اينكه مشكل شان را حل يا كارى برايشان درست كنم، با آنان قرارى مى گذاشتم و سپس آنها را به خانه اى مى بردم كه محسن دوستم در اختيارم گذاشته بود و در آنجا طعمه هايم را مورد تجاوزقرار مى دادم.
اين مرد ادامه داد: از آنجايى كه طعمه هايم باور كرده بودند كه من داراى مقام و منصب هستم هيچ كدام جرأت نمى كردند از من شكايت كنند.
با اعترافات اين مرد، مأموران موفق شدند، ۸ زنى كه توسط حسين، مورد تجاوزقرار گرفته بودند را شناسايى كنند.
يكى از آنها كه دخترى ۲۲ ساله است، به مأموران گفت: در راه دانشگاه سوار ماشين حسين شدم، او پس از چند دقيقه شروع به صحبت كرد و كم كم اعتماد مرا به خودش جلب كرد.
او گفت: در دفتر يكى از مقامات كار مى كند و اگر من مشكلى داشته باشم مى تواند حل كند، بعد شماره تلفنش را به من داد و گفت: مى توانم با او تماس بگيرم. برايم اهميتى نداشت چه مى گويد و براى اينكه سكوت كند و حرفى نزند شماره تلفن را گرفتم، به مقصد كه رسيديم پياده شدم.
اين دختر افزود: مدتى بعد، متوجه شدم براى يكى از دوستانم مشكلى پيش آمده است، او بايد خرج تحصيلش را تامين مى كرد، اما بيكار شده بود و نمى توانست شهريه اش را بپردازد به همين خاطر تصميم گرفتم با حسين تماس بگيرم.
وقتى زنگ زدم و مشكلم را گفتم، بارويى باز پذيرفت كه كمك مان كند، از من خواست تا به آدرسى كه مى دهد بروم. گفته بود، آنجا محل كارش است اما وقتى با دوستم به محل رسيديم، متوجه شديم آنجا خانه است، من ترسيدم و وارد نشدم، اما حسين با چرب زبانى اعتماد مرا جلب كرد و ما وارد خانه شديم، چند دقيقه بعد وقتى او خواست ما را مورد تجاوزقرار دهد تلاش كرديم فرار كنيم، اما درها بسته بود، نتوانستيم. فرداى آن روز وقتى حالم كمى بهتر شد و توانستم به خودم مسلط شوم با او تماس گرفتم و گفتم عليه وى شكايت خواهم كرد، حسين باز هم با حرف هايش توانست مرا آرام كند، او قول داد كه با من ازدواج كند و براى دوستم هم شغلى مناسب و پردرآمد پيدا كند، به همين خاطر هر دوى ما سكوت كرديم.
حسين با من طورى رفتار مى كرد كه باورم شده بود قصد ازدواج با من را دارد، اما بعد فهميدم، چندين زن ديگر مثل من قربانى او شده اند.
ماموران در ادامه بررسى هاى خود متوجه شدند، حسين) متهم پرونده (از عناوين جعلى متعددى استفاده مى كرده و حتى كارت هائى جعلى هم داشته است. پس از تكميل پرونده قاضى صولتى رئيس شعبه ۸۰ دادگاه كيفرى استان تهران موظف شد تا حسين را به اتهام تجاوز به عنف به ۸ زن و جعل عناوين دولتى مورد محاكمه قرار دهد. اين مرد ۱۵ مردادماه در شعبه ۸۰ محاكمه خواهد شد.

ايران
تحقيق
صفحه اول
داستان
خواندنيها
طنز
از شما چه پنهان
از آنچه گفته اند
مقاله ها
گزارش
بازتاب
جهان
ورزش
شعر
از لابلاى متون
آخر هفته
حوادث
فال هفته
از رسانه ها
روى خط آلمان
آرشيو روزنامه
آرشيو مقاله ها

•   ايران   •   تحقيق   •   صفحه اول   •   داستان   •   خواندنيها   •   طنز   • 
•   از شما چه پنهان   •   از آنچه گفته اند   •   مقاله ها   •   گزارش   •   بازتاب   •   جهان   • 
•   ورزش   •   شعر   •   از لابلاى متون   •   آخر هفته   •   حوادث   •   فال هفته   • 
•   از رسانه ها   •   روى خط آلمان   • 

•    آرشيو مقاله ها   •    آرشيو روزنامه   •