نقش پروستات در بدن چيست و آيا برداشتن آن سبب ناتوانى نعوظ مى شود؟
آگاهى بشر بر وجود پروستات هم مثل آگاهيش بر وجود كيسه هاى منى به زمانى بس دور برمى گردد اگر چه اين آگاهى در قالب شناخت كامل امروزى نبوده است. Herophilus طبيب يونانى دو قرن بعد از بقراط غده پروستات را Parastate Glandulosa ناميد. پروستات به صورت نسجى با ساختمان عضلانى و غددى است كه در پائين گردن مثانه و در قاعده در دو طرف مجراى خروجى ادرار كه به مجراى پروستاتيك معروف است قرار دارد. بهنگام تولد در نوزاد پسر «پروستات» زير اثر هورمون هاى زنانه در مادر فعال و كمى بزرگ مى شود كه در اندك زمانى به حالت اول بازمى گردد. در فاصله كودكى تا بلوغ رشد پروستات خاموش باقى مى ماند و اما از بلوغ تا سن بيست سالگى فعاليت و رشد آن ادامه مى يابد و مجدداً از ۲۰ تا ۴۰ سالگى حجم آن ثابت مى ماند و تغييرى نمى كند و از اين سن به بعد دوباره تغييراتى در بافت عضلانى و غددى پروستات شروع مى شود به طورى كه در بعضى از مردان بزرگتر و در بعضى ديگر كوچك مى شود. به هر حال چون غده پروستات مجراى خلفى ادرار را در ميان گرفته است بنابراين افزايش حجم اين غده موجب تنگ و باريك شدن راه خروج ادرار و نتيجتاً مشكل دفع ادرار مى گردد. البته نمى توان احتباس يا بند آمدن ادرار را فقط به علت بزرگ بودن پروستات دانست چرا كه بزرگ شدن اين غده الزاماً سبب احتباس ادرار نمى شود. به كلامى ديگر احتباس ادرار در مردى با پروستات بزرگ شده مى تواند به عللى غير از بزرگى پروستات باشد. به همين دليل هم در چنين مواردى يك بررسى كلى از دستگاه ادرارى لازم و ضرورى است قبل از اين كه پروستات را مسئول بند آمدن ادرار بدانيم. مطالعات بر روى كيفيت كار اين غده در انسان نشان داده است كه رشد و تكامل پروستات در دوره جنينى زير اثر هورمون «دى هايدرو تستوسترن» صورت مى گيرد. دى هايدرو تستوسترن يكى از مشتقات هورمون تستوسترن است و توليد آن در بدن بدين ترتيب است كه آنزيمى بنام آنزيم (۵- آلفا رداكتاز) باعث تبديل بخشى از تستوسترن موجود در خون به دى هايدرو تستوسترن مى گردد. پى بردن به اثر هورمون دى هايدرو تستوسترن بر غده پروستات و نتيجتاً بزرگ شدن آن به شناخت و توليد داروئى نيز انجاميد بنام Finasteride كه كار اين دارو در حقيقت متوقف ساختن اثر آنزيم (۵آلفا رداكتاز) است كه در نتيجه مانع از تبديل شدن تستوسترن به دى هايدرو تستوسترن مى شود.
كانسر پروستات يكى از شايع ترين سرطان ها در مردان است و اگر چه دخالت مستقيم هورمون تستوسترن در پيدايش اين سرطان صددرصد به اثبات نرسيده است اما يكى از كارهاى پژوهشى كه بر روى اين سرطان در حال انجام است اين است كه ببينند آيا كاهش ميزان هورمون دى هايدرو تستوسترن و نه توقف كلى آن در تقليل ميزان شيوع اين بيمارى مؤثر است يا خير.
مايع مترشحه از پروستات مايعى كم غلظت و شيرى رنگ است كه حاوى تعدادى اسيدهاى آلى يا Organic و همچنين مقدار زيادى آنزيمهاى مختلف مى باشد. پروستات همچنين نقشى اساسى در پديده انزال بازى مى كند و آن بدين ترتيب كه مايع مترشحه از پروستات به مايع منى اضافه مى شود و نتيجتاً به پيش راندن آن كمك مى كند. تقريباً ۳۰درصد از مايع منى توسط غده پروستات تأمين مى گردد. در مورد نقش پروستات در بارورى اين احتمال وجود دارد كه قليائى بودن مايع پروستات موجب خنثى شدن محيط اسيدى در واژن مى گردد و نتيجتاً اسپرماتوزوئيدها كه معمولاً در محيط اسيدى غير فعالند در اين محيط خنثى از تحرك طبيعى برخوردار خواهند بود.
حالا ببينيم كه آيا برداشتن غده پروستات موجب ناتوانى جنسى در مرد مى شود و يا خير. ساختمان فيزيولوژيكى و تشريحى غده پروستات نشان مى دهد كه هيچ رابطه مستقيمى بين فعاليت غده پروستات و مكانيسم نعوظ وجود ندارد. كيفيت كار شبكه عروقى- عصبى در آلت تناسلى نقش اساسى در پديد آمدن نعوظ بازى مى كند و فعاليت اين شبكه در گرو فعال شدن يك سرى عوامل شيميائى در بدن است كه اين عوامل نيز رابطه اى با كار پروستات ندارند. بنابراين خارج ساختن پروستات بزرگ شده به ويژه نوع خوش خيم آن نمى تواند عامل مستقيمى در ايجاد ناتوانى نعوظ به حساب آيد. به علاوه تجربيات كلينيكى نشان داده است كه اين تنها برداشتن پروستات نيست كه در برخى از مردان موجب ناتوانى نعوظ گرديده است بلكه ساير اعمال جراحى كه بر روى دستگاه تناسلى صورت مى گيرد نيز در مواردى سبب ساز ناتوانى نعوظ بوده اند. به هر حال مطالعات آمارى نشان داده است كه تقريباً نيمى از مردانى كه قبل از انجام عمل جراحى پروستات از توان جنسى ايده آل و نعوظى طبيعى برخوردار بوده اند بعد از عمل نيز توان جنسى خودشان را حفظ كرده اند به ويژه اگر برداشتن پروستات از طريق تكنيك داخل مجرائى انجام شده باشد. اما اين كه پس چرا برداشتن پروستات در برخى از مردان موجب ناتوانى نعوظ مى شود و نه در همه تنها حدسى كه مى توان زد اين است كه احتمالاً شبكه عروقى- عصبى آلت تناسلى در جريان عمل جراحى دچار آسيب شده اند. البته اين حدسى قوى نمى تواند باشد براى اين كه تكنيك جراحى در همه موارد چه در آنهائى كه توانائى خودشان را حفظ كرده اند و يا آن كه دچار آسيب شده اند يكى بوده است. بنابراين مى بايست علل جانبى ديگر مثل عوامل روانى، داشتن اطلاعاتى ناقص و احياناً غلط درباره كار پروستات، تغيير عكس العمل هاى خلقى و رفتارى همسر بعد از عمل، كاهش در دفعات نزديكى جنسى و يا حتى توقف آن به علل مختلف و نه در رابطه با جراحى پروستات و بالاخره تغييرات هورمونى مثل كم شدن ميزان تستوسترن و يا افزايش هورمون پرولاكتين كه باز ارتباطى با بودن يا نبودن پروستات ندارد را در نظر گرفت. به هر حال در مواردى كه ناتوانى نعوظ بعد از عمل جراحى پروستات عارض شده است مى بايست اطلاعات لازم و كافى درباره كيفيت روابط جنسى اين مردان قبل از عمل به دست آورد چرا كه بدون روشن ساختن همه گوشه ها و زوايا شناخت علت ميسر نخواهد بود. مثلاً در سه مورد از مردانى كه هر سه در گروه سنى شصت سالگى با شكايت از ناتوانى نعوظ بعد از عمل جراحى پروستات به كلينيك مراجعه كرده بودند تنها در يكى از آنها كاهش قابل ملاحظه تستوسترن و افزايش نسبى پرولاكتين وجود داشت. در دو مورد ديگر عوامل روانى و باورهاى غلط درباره كار پروستات و رابطه اش با سيستم جنسى به وضوح ديده مى شد. يكى از اين مراجعين معتقد بود كه همانطور كه برداشتن تخمدان در زنها موجب ناتوانى بارورى مى شود برداشتن پروستات در مردان نيز مساوى است با از بين رفتن تحرك جنسى و ناتوانى نعوظ. داشتن چنين برداشت هاى غلط نه تنها بر الگوى سالم روان- جنسى اشان اثرى منفى القاء مى كند بلكه به سبب پرهيز از داشتن نزديكى جنسى نتيجتاً بر تحرك جنسى همسر نيز اثرى كاهنده القاء مى نمايد و نهايتاً ادامه اين حلقه معيوب زير تأثير باورهائى غلط به ناتوانى جنسى خواهد انجاميد. به هر حال اين حق براى مرد و زن هر دو محفوظ است كه از هرگونه تغييرى كه عمل جراحى در بدنشان موجب مى شود مطلع باشند اما چنين اطلاعاتى را مى بايست از طبيب خود بگيرند و نه از منابعى غير حرفه اى.