اقليت ها در سراسر ايران علم مبارزه با جمهورى اسلامى را برداشته اند
نشريه معتبر آلمانى زبان «SZ» چاپ مونيخ در شماره روز شنبه گذشته گزارشى زير عنوان «مشكلات بزرگ حاشيه اى ايران» كه در مورد اغتشاشات و ناآرامى هاى قومى ايران نوشته شده، به قلم رودلف چيملى انتشار داده است كه برگردان آن ذيلاً از نظر خوانندگان عزيز مى گذرد.
اگر يك ايرانى با طرز فكرى كهنه، شكمى از عزا درآورد، به شكرانه پروردگار مى پردازد كه با جمله اى غير اسلامى به پايان مى رسد و آن اين است كه: «خدا را شكر، كه نشديم ترك!» و اين احساس برترى را مى توان در بسيارى از تكيه كلام ها مانند «ترك خر» و يا «ترك ها عصرها به سر عقل مى آيند» از زبان اين و آن شنيد، قرن ها اين ضرب المثل ها بوده و ترك و فارس كنار هم زندگى كرده اند بى آنكه از اين ضرب المثل ها، كوچكترين كدورتى از هم بيابد، حتى خود ترك ها بيشتر از فارس ها از اين ضرب المثل ها، استفاده مى كردند، ولى اكنون مسئولين در نظر دارند كه به طريقى از ذكر اين اصطلاحات و كنايه ها در جامعه فارسى زبان ممانعت به عمل آورند. هفته گذشته ۷۰ تن از نمايندگان پارلمان، پيش نويس قانونى را تهيه كردند كه براساس آن نه تنها هر نوع اهانت به فرهنگ، زبان و نوع زندگى اقليت ها را ممنوع، بلكه براى متخلفين مجازات هاى سختى تعيين مى دارد.
انگيزه اين واكنش، ناآرامى و تظاهراتى است كه در ماه گذشته (مه ۲۰۰۶ ميلادى) در استان شمال غربى ايران، آذربايجان روى داده است كه بر پايه كاريكاتورى صورت گرفت كه در بخش كودك و نوجوان روزنامه دولتى «ايران جمعه» به چاپ رسيده و آذرى ها انتشار آن را توهينى به خود دانسته اند. عنوان اين مطلب «چه كنيم كه سوسك ها سوسكمان نكنند» بوده و كاريكاتورها، چهره هائى از جمله كودكى و ورزشكارى را به تصوير مى كشند كه با سوسكى صحبت مى كنند، اما سوسك حرف هاى او را نمى فهمد و به زبان آذرى مى پرسد: «نمه نه؟»، يعنى چى؟ و يا به ديگر سخن: «وقتى به او غذا مى دهى كه ياد بگيرد فارسى حرف بزند» البته متن ضميمه نيز هرگونه ابهامى را منتفى مى دارد. «مشكل اينجاست كه سوسك زبان آدم حاليش نمى شود. دستور زبان سوسكى هم آنقدر سخت است كه هشتاد درصد خود سوسك ها هم بلد نيستند و ترجيح مى دهند كه به زبان هاى ديگر حرف بزنند.
وقتى سوسك ها زبان خودشان را نمى فهمند، شما چطورى مى خواهيد زبان آنها را بفهميد...». در پى بالا گرفتن دامنه اعتراض ها به چاپ كاريكاتورها در هفته نامه ايران جمعه، دادسراى تهران حكم بازداشت مهرداد قاسمفر، سردبير اين روزنامه و مانا نيستانى كه خود آذرى بوده و طراح اين كاريكاتورها مى باشد، را صادر و آنان را روانه زندان نمود. نشريه نيز به عنوان نخستين نشريه توقيفى بعد از انتخاب رئيس جمهور راستگراى «محمود احمدى نژاد» در سال گذشته توقيف گرديد. وزير فرهنگ محمدحسين صفار هرندى به خاطر چاپ اين كاريكاتورها در تلويزيون از آذرى ها، هر چند خيلى دير، پوزش خواست. در مركز استان آذربايجان، شهر تبريز و ديگر نقاط تظاهراتى صورت گرفت كه با برخورد شديد و خشونت آميز مأموران انتظامى روبرو گرديد و براساس گزارشات رسمى حداقل ۴ تن كشته شدند، البته برابر منابع غير رسمى تعداد كشته شدگان و مجروحين خيلى بيشتر از تعدادى است كه دولت اعلام كرده است.
در تهران نيز آذرى ها تظاهراتى در برابر پارلمان برگزار نمودند و در آن خواستار تدريس زبان آذرى در مدارس شدند. حدود يك چهارم جمعيت ۷۰ميليونى ايران، آذربايجانى هستند، البته خود آنان گاهگاهى از حدود نصف جمعيت ايران يعنى حدود ۳۰ميليون نفر سخن به ميان مى آورند و تركمن ها، قشقائى ها و ديگر اقوام ترك در ايران را هم در آن جمع بندى منظور مى دارند.
آنها به هر حال بزرگترين قوم از اقوام مختلف ايرانى بوده و اهمال، تسامح و ضعفى در آنان ديده نمى شود. آذربايجانى هان همانند فارس ها شيعه مذهبند و حتى خود رهبر مذهبى فعلى ايران على خامنه اى هم يك آذربايجانى است. آنان در تمامى سطوح ادارى، ارتش و تجارت و بازرگانى سهيم بوده و حتى در تيم ملى فوتبال از توجه كافى برخوردارند و وظائف دفاعى را به خود اختصاص داده اند. از ديد تاريخى نيز آذربايجان در راستاى رفرم و دموكراسى در ايران جاى شايسته اى را در اختيار دارد. انقلاب مشروطه (۱۹۰۶ ميلادى) كه نخستين قانون اساسى كشور را از خود به يادگار گذاشت، بيش از همه مديون آذربايجانى هاست.
در سال ۱۸۲۸ ميلادى در زمان سلطنت قاجارها قسمت شمالى آذربايجان با مركزيت باكو در جنگ سختى به تصرف روس ها درآمد و بر اثر دخالت و حضور امپراطورى بريتانيا از تهاجم بيشتر تزارها جلوگيرى شد. البته انگليسى ها و روس ها كشور به اصطلاح مستقل را به دو منطقه نفوذى تقسيم نموده و در هر دو جنگ جهانى نيرو به آن كشور اعزام داشتند. در سال ۱۹۴۵ ميلادى روسيه شوروى با حمايت حزب محلى كمونيست «حزب توده» آذربايجان را مستقل اعلام نمود، ولى يكى از وزيران مجرب رژيم شاه موفق گرديد كه اتحاد شوروى را فريب دهد و آنان را به ترك خاك ايران وادارد. در مذاكراتى وى به روس ها وعده داد كه در صورت اخراج نيروهاى ارتشى و امنيتى خود مى توانند با مزايائى از سوى دولت ايران از جمله اجازه استخراج نفت شمال، خودمختارى و شركت نمايندگان حزب مورد حمايت آنان «حزب توده» در هيئت وزيران روبرو گردند، ولى وى همزمان نه تنها حمايت آمريكائى ها را در صورت ترك روس ها از خاك ايران جلب نمود، بلكه از نمايندگان پارلمان خواست كه از تصويب اجازه استخراج نفت شمال به آنان خوددارى نمايند و حتى نيروهاى ارتشى را به سوى آذربايجان روانه نمود. ميان آذرى هاى ايران و حدود ۸ميليون از هموطنان آذربايجان شوروى سابق روابط سردى حكمفرماست. آذرى هاى شوروى سابق به ويژه در راستاى دين و مذهب از آذرى هاى ايران فاصله گرفته و برداشت ديگرى دارند. تهران به آوارگان ارامنه كه در منطقه اى از آذربايجان قرار دارند، كمك مى رساند، ولى از لحاظ سياسى از ارامنه حمايت مى كند كه مخالف آذربايجان است. حال تا چه حد «جمعيت بيدارى ملى آذربايجان»، (GAMOH)، از ناآرامى هاى اخير تبريز و ديگر مناطق آذربايجان پشتيبانى نموده و مى نمايد، به سختى قابل حدس است. رهبر اين جمعيت محمودعلى چهرگانى كه در سال ۱۹۹۵ ميلادى به عنوان نماينده پارلمان از آن استان انتخاب گرديده بود، نه تنها با لغو اعتبارنامه خود مواجه گرديد، بلكه براى مدت دو سال هم محبوس گرديد.
وى توانست با وجود دشوارى هاى فراوان به ايالات متحده آمريكا، باكو و كشور تركيه سفرهائى انجام دهد. چهرگانى در اصل مخالف فارس هاى شوونيست بوده و خواهان حقوق بيشتر فرهنگى براى اقليت ها است. براساس تصورات غربى و لائيك وى، آذربايجانى خودمختار مورد نظر است كه در آن آذرى ها پرچم ويژه و پارلمان خود را صاحب باشند و در حال حاضر اين جمعيت (GAMOH) داراى يك نمايندگى در كشور تركيه مى باشد. از قرار اخيراً دولت تركيه استفاده از ماهواره خود جهت پخش برنامه هاى تلويزيونى آذرى هاى استقلال طلب را كه از شيكاگو برنامه پخش مى نمود، ممنوع كرده است.
در اصل تركيه هيچگونه علاقه اى ندارد كه به استقلال طلبان ايرانى كمك و يارى رساند، زيرا هر دو كشور موطن اقليت كرد مى باشند. سواى مسائل سياسى همه روزه تعداد بيشترى از آذرى ها تمايل به تماشاى برنامه هاى تلويزيونى قابل فهم تركيه نشان مى دهند، زيرا نه تنها برنامه هاى تلويزيونى شبكه هاى تهران ملال آور است، بلكه تماشاى برنامه هاى تلويزيونى تركيه به نزديكى زبان آنان به زبان گسترده تركى يارى مى رساند. واكنش كشورهاى همجوار براى ايران از اهميت ويژه اى برخوردار است، زيرا در ايران بسيارى از اقليت ها در كنار يكديگر زندگى مى كنند. تركمن ها، كردها، بلوچ ها، عرب ها و آذرى ها تقريباً نيمى از جمعيت فعلى ايران را تشكيل مى دهند. اگر ملى گرائى از خارج تحريك شود، خطرى انفجارى اتحاد ملى را تهديد مى كند. كردها نيز با هفت ميليون جمعيت و دومين اقليت قومى در پايان جنگ جهانى دوم همانند آذربايجانى ها با كمك روس ها دولتى دموكراتيك با مركزيت مهاباد تشكيل دادند. رهبر نظامى آنان «ملا مصطفى بارزانى» پدر رئيس دولت فعلى دولت خودمختار كردستان عراق «مسعود بارزانى» بود. پس از آن نيز كردها بر اثر نارضايتى عمومى و ملى و سوسيالى دست به اغتشاشات و انقلاباتى زدند كه توسط رژيم تهران با خشونت كامل محو و نابود شدند و نتوانست به حركتى استقلال طلبانه منجر گردد. كردها كماكان جهت توسعه خدمات شهرى و پرداخت حقوق كارمندان چشم به تهران دوخته اند.
در حال حاضر هرج و مرج و طغيان بيش از هر جا در استان بلوچستان در جنوب شرقى ايران خودنمائى مى كند. گروه جندالله (سربازان خدا) در ماه هاى اخير با عده اى از بلوچ ها به رهبرى عبدالمالك ريگى كه براى حقوق قومى و مذهبى (سنى) مى جنگندند، درگير شده و دهها تن از آنان را كشته اند. به هر حال سياست هاى قومى، تجارت مواد مخدر، غارت هاى بيابانى با سرنوشت بسيارى از آنان گره خورده است. خطرى جدى كه ايران را تهديد مى كند، مى تواند همچنين از سوى استقلال طلبان عرب در خوزستان نيز زبانه بكشد، خوزستان با جمعيتى حدود دو ميليون نفر در جنوب غربى ايران قرار دارد، در آن، منطقه ماده حياتى ايران «نفت» كه مردم همه كشور چشم به آن دوخته اند، جريان دارد. صدام حسين، رئيس جمهور اسبق عراق حتى نقشه هائى انتشار داد كه در آن استان نفت خيز ايران، به نام عربستان ناميده شده بود. در سال هاى اخير در مناطق عرب نشين بارها شاهد بمب گذارى هاى بسيارى به ويژه بر عليه نمادهاى دولتى بوده ايم.
اين ها، البته يك گروه اندك اند، خوزستانى ها خود را ايرانى مى دانند، همچنانكه بلوچ ها و آذرى ها و كردها هم ايرانى اند.
رژيم تهران در حالى كه هيچگونه سندى در دست ندارد، اشغالگران كشور عراق را متهم به دخالت در اين ناآرامى ها مى سازد. هر زمانى كه قدرت مركزى تضعيف گرديده، اختلافات قومى و استقلال طلبانه در ايران نمايان شده است. بدون قدرت رضاشاهى، ايران به عنوان كشورى مناسب، هيچگونه شانس حياتى در قرن گذشته نداشت. در آن زمان نيز همانند امروز اطرافيان دليلى نداشتند كه به خاطر ايجاد يك بالكان ايرانى به شعف و سرور بپردازند.