Nimrooz
Vol. 18, No. 888, June 29, 2006
سال هيجدهم - شماره ۸۸۸ - پنجشنبه ۸ تير ۱۳۸۵
«سياوش اوستا»
يك جهان خاطره از يك راديو!
003828.jpg
سال ۱۹۸۵ كه در حال جابجا شدن در پاريس بودم با راديوى اتومبيل بازى مى كردم تا روى يك فركانس جالب بايستم، جلو موزه لوور كه رسيدم صداى دلنشين موسيقى ايرانى به گوش رسيدم. آن هم از نوع ملى آن، به قول اكبر گلپايگانى، زيرا ايشان با موسيقى سنتى مخالف است و موسيقى هاى متفاوت سرزمين رنگارنگ ايران را ملى مى خواند.
تا صداى موسيقى ايرانى به گوشم خورد، گمان كردم كه كاستى (نوارى) شروع به كار كرده است. اما خيلى زود متوجه شدم كه نه اين خود راديوست كه موسيقى ايرانى پخش مى كند. يك ايستگاه راديوئى عربى زبان بود كه بر روى موج اف ام پاريس برنامه داشت و آنروز درباره موسيقى ايرانى سخن مى گفت... همان لحظه با خود گفتم كه چرا در پاريس ما يك برنامه پارسى زبان نداشته باشيم.
و خيلى زود دنبال انديشه را گرفتم و ايرانيان مقيم پاريس فرصت يافتند تا لااقل هفته اى يكبار صدا و موسيقى ايرانى بشنوند.
سال ها خودم روى آنتن صحبت نمى كردم بلكه مى نوشتم و كارگردانى و برنامه ها را تهيه مى كردم. تا اين كه هايده از جهان رفت و من خبر درگذشت هايده را نوشته و روى ميز ۲ دختر خانم گوينده گذاشتم. هر دو بهم ديگر و به من نگاه هائى كرده و وقتى متوجه شدند كه خبر درست است زدند زير گريه. برنامه ها هم تا چند دقيقه ديگر تمام مى شد. لذا مجبور شدم ميكروفن اتاق فرمان را باز كنم و خودم سخن بگويم.
آن روزها چون جو سياسى داخل و خارج خيلى حاد بود حتى كمتر كسى مرا با اسم واقعى خودم مى شناخت و در راديو نيز نام مستعار محسن پارسى را داشتم. اما از آن روز مخفى كارى تمام شد.
برنامه هاى راديو آواى ايران را ما از يك ايستگاه عربى با نام خورشيد پخش مى كرديم و چون زبان عربى را خوب حرف مى زنم با تمامى گروه پيوند دوستى خوبى داشتم تا روزى كه صدام به كويت حمله كرد و مسئله خليج فارس روزى ده بار در رسانه ها مطرح مى شد، نخستين پايه هاى اختلاف ما نيز با گردانندگان اصلى راديو كه عرب بودند شروع شد.
زيرا ما مى گفتيم خليج فارس و آنها مى گفتند خليج عربى. به ويژه آن كه در آن روزها كيسه هاى گشاد پول نفت صدام براى همه باز بود...
بارى، براى اين كه خليج مان را به تازيان نبخشيم. برنامه راديوئى خود را در آنجا متوقف كرده و به دنبال اجاره آنتن در جائى ديگر رفتيم.
راديوى اينجا و حالا از سال ۱۹۸۰ كار خود را به طور قاچاق و بعدها رسمى شروع كرده بود، مدير فرانسوى اين راديو خيلى زود پيشنهاد همكارى ما را پذيرفت و ما برنامه هايمان را از آنجا دنبال كرديم.
پايه گذار اين راديو رفاقت را به ديگران آموخت. پس از ترور دكتر كوروش آريامنش كه ما مشكلاتمان با اسلاميون شدت گرفته بود و روابط آنها با دولت فرانسه بهتر شده بود (در سال ۱۹۹۶) راديو براى مدتى توقيف شد، اما پس از چندى شوراى عالى حكومت فرانسه به نفع ما رأى داد و راديو كار خود را دنبال كرد و در ماه ژوئن امسال راديو وارد ۲۷سالگى خود شد.
از اين راديو سال ها پيش ما براى نخستين بار به شنوندگان امكان داديم تا مستقيماً روى آنتن اظهارنظر كنند. كارى كه اين روزها حتى توسط تلويزيون هاى ايرانى دنبال مى شود. در همان سال هاى ۸۰ روزى به فرانسواميتران رئيس جمهور فرانسه گفتم تمامى كشورهاى بزرگ جهان برنامه هاى راديوئى پارسى زبان دارند چرا فرانسه ندارد. ميتران كه از اين سخن شگفت زده شده بود از وزير فرهنگ خود كه اين روزها هوس رياست جمهورى به سرش زده است علت را جويا شد. وى هم از قضيه بى اطلاع بود اما با خنده به ميتران پاسخ داد كه: برنامه پارسى داريم و خود ايشان آن را مى گرداند.
من گفتم راديوئى كه ما داريم خصوصى و محدود به پاريس و حومه است و از بودجه خودمان تأمين هزينه مى شود هدف و نظر من داشتن برنامه راديوئى پارسى زبان براى ايران و افغانستان و.... مى باشد.
آرى از همان روز خشت نخستين بخش پارسى راديو جهانى فرانسه نهاده شد و پس از يكى دو سال فرانسه هم از پاريس براى منطقه بزرگ پارسى زبان جهان برنامه فارسى پخش مى كرد.
اما نكته اساسى اين كه امروز برنامه هاى ما در فرانسه از كادر و محدوده پارسى خود بيرون آمده است و برنامه فرانسوى زبان ما عجيب در ميان فرانسوى ها نفوذ كرده است.
تلفن زدن به ما هر دقيقه ۳۴ سنت هزينه دارد و در چند ساعت برنامه هفتگى من صدها دقيقه تماس داريم. يعنى مردم با شوق و عشق و علاقه بسيار دهها يورو هزينه مى دهند، تا با ما و يا روى آنتن حرف بزنند و راديوى پر خرج ما بخش اندكى از هزينه هاى سنگين خودش را از اين طريق تأمين مى كند و جالبى قضيه در اين است كه راديوهاى ديگر، ساعت ها تبليغ مى كنند و مبالغى را به جايزه مى گذارند تا چند تلفن داشته باشند اما خطوط تلفنى ما كه افتخارى جز فرهنگ و تمدن هزاران ساله ايرانى و فرهيختگى و خردگرائى و انساندوستى آريائى را ندارد. بمباران تماس مى شود و بارها پيش آمده است كه شخصيت هاى بزرگى به ما زنگ زده و روى خطوط تلفنى ما اظهارنظر كرده اند. جدا از آن كه كسانى را خود ما به عنوان ميهمان دعوت كرده ايم.
بارى اين راديو كه امسال عمر يك چهارم قرنى خود را پشت سر گذاشت براى من و ايرانيان مقيم فرانسه و هزاران ايرانى ديگر كه در جهان پراكنده شده اند اما روزى روزگارى در پاريس ما را گوش مى كردند و خود فرانسويان جهانى از خاطره دارد.
از كوچه پس كوچه هاى تاريخى آن، جدا از محمدعلى فروردين، مهدى بازرگان، داريوش فروهر، ارتشبد قره باغى، فريدون هويدا، على تهرانى دهها رئيس جمهور، نخست وزير و وزير و سناتور و شهردار و انديشمند غير ايرانى هم عبور كرده و رد پاى سخنان تاريخى خود را بر جاى نهاده اند.
www.awesta.net

ايران
تحقيق
صفحه اول
داستان
خواندنيها
طنز
از شما چه پنهان
از آنچه گفته اند
مقاله ها
گزارش
بازتاب
جهان
ورزش
شعر
از لابلاى متون
آخر هفته
حوادث
فال هفته
از رسانه ها
روى خط آلمان
آرشيو روزنامه
آرشيو مقاله ها

•   ايران   •   تحقيق   •   صفحه اول   •   داستان   •   خواندنيها   •   طنز   • 
•   از شما چه پنهان   •   از آنچه گفته اند   •   مقاله ها   •   گزارش   •   بازتاب   •   جهان   • 
•   ورزش   •   شعر   •   از لابلاى متون   •   آخر هفته   •   حوادث   •   فال هفته   • 
•   از رسانه ها   •   روى خط آلمان   • 

•    آرشيو مقاله ها   •    آرشيو روزنامه   •