توپ گردنده و جهنده و پاهاى دونده و رونده كه اين روزها جهانى را به خود خوانده است، براى ما ايرانى ها و جوان هاى فوتبال ما، قصه ها و ماجراها آفريده است... اول از احمدى نژاد شروع شده است كه چون گفته بودند براى تماشاى مسابقه ى تيم ايران خواهد آمد، وزير كشور بايرن گفت:
-پاسپورت ايشان را در مرز خواهيم گرفت و ايشان را به محاكمه خواهيم كشاند... از بابت نفى كوره هاى آدم سوزى و جنايت نازى ها.
دبير حزب سبزها گفت:
-تظاهرات عظيمى به راه خواهيم انداخت تا به او بفهمانيم كه زيادى حرف زده است و حرف زيادى هم زده است و هر كدام از سياستمداران و صاحبان مقام آلمانى در نفى اين آدم و چگونگى ورود او حرف زده اند كه معلوم شد اصولاً چنين سودائى نداشته است و يا اگر داشته است، شعور زيادى لازم نداشته است تا بداند هواپس است!....
درباره ى بازى هاى نخستين جوان هاى ما هم مى گويند، چون فصل عزاى فاطميه بوده است، قهرمانان فوتبال مى بايست، روز و شب قبل از بازى در مراسم تعزيت فاطمه ى زهرا شركت مى كردند و در ايران هم عده اى را بسيج كرده بودند كه سينه زنى در خيابان ها، به همين مناسبت راه بيندازند تا اگر تيم ايران برنده شد، مانع تظاهرات شادمانه ى عموم بشوند!.... احمدى نژاد هم قبل از سفر قهرمانان، جوان هاى ما را به صف كرده بود و دعاى كميل بدرقه راهشان و هشدار داده بود كه مواظب دختران خارج مذهب كافر باشند و تحت تأثير تحريكات! جسمى و رسمى كافران قرار نگيرند و يادشان باشد كه امام جمكران با آنهاست و دويدن و بازى خوب كردن، البته وسيله است، ولى بردن و قهرمان شدن، دست آقام امام زمان و اين يكى آقام امام شيعيان چهارراه سلسبيل است!.... طفلك جوان هاى ما كه از همان هنگام خواندن بى تفاوت و بى حال سرود انجزه انجزه!... باران شرم بود كه بر آنها مى باريد و چه نفرين شده ايم ما و قهرمان هاى ورزش ما و خاك بر سر ما باد و بى خيالى ما...
شرنگ