Nimrooz
Vol. 18, No. 887, June 21, 2006
سال هيجدهم - شماره ۸۸۷ - چهارشنبه ۳۱ خرداد ۱۳۸۵
محسن كردى
نشست لندن؛ «ايرانيان دمكرات»
003858.jpg
كردى
اگر هنوز زود نباشد، و «حرف پيشكى» نباشد، بويش ميآيد كه آخوندها با آمريكا به زبانى مشترك رسيده باشند. خوب، امرى غير قابل پيش بينى نبود. همانگونه كه قبلا هم آورده بودم آخوندها نه دين طالبان را دارند و نه غيرت آنها را. جنگ هشت ساله با عراق را هم با هزينه جان جوانهاى مردم پيش ميبردند آنهم با خيال باطل رسيدن به قدس از كربلا. در آن زمان هنوز بلاهت شان حد و مرز نداشت. به قيمت خون جوانان اين كشور تجربه چاپيدن و جان سالم بدر بردن آموختند.
پر واضح بود كه در «بسته پيشنهادى» چيزى براى آزاديهاى مردم ايران وجود نداشته باشد. اين خارجى ها اگر شر نرسانند خيلى ممنون شان بايد باشيم، خير رساندن طلب شان. يك هشت سالى مچل خاتمى بوديم و مدتى است كه «كانداليزا» گرد و خاكى از ميان «چوب و هويج» بپا ميكند. اين «بحران» هم بگذرد ببينيم ما را بحال خود ميگذارند كه خاكى بسر كنيم يا نه. هركدام از اين مسائل جانبى مدتى مردم و جامعه سياسى ما را بخود مشغول ميكند و مردم را از پرداختن به درون كشور باز ميدارد. هربار كه آمريكا تهديد ميكند و شاخ و شانه ميكشد، از انجمن اسلامى دانشجويى گرفته تا گروههاى اصلاح طلب داخلى شروع به انتظار و هشدار دادن ميكنند كه خودش با زبان خوش كنار بيايد اگرنه... . و در خارج نيز همان روش ادامه مى يابد. هشدار به رژيم و انتظار حمله و در نتيجه دست روى دست نهادن. وقتى آمريكا به درگيرى لفظى با رژيم ميپردازد طبعا مردم به تماشا منتظر مينشينند بلكه ديگرى بيايد كار را برايشان تمام كند. البته كسى مدعى نيست كه اگر ما را بحال خود بگذارند يك شبه ترتيب رژيم را خواهيم داد بلكه منظور اين است كه چنانچه مردم بدانند كه از جايى كمك نخواهد رسيد و حمايت نخواهند شد ناچار خواهند شد كه همتى كنند و با يك برآورد صحيح از امكاناتى كه در اختيار دارند برنامه مناسبى براى مبارزه شان بريزند. در چنين حالتى هيچ اميد كاذبى در دلها بوجود نخواهد آمد و مردم خود را آماده دادن هزينه براى مطالبات شان خواهند كرد.
از همينجاست كه برنامه نيروهاى مبارز بر اساس واقعيات موجود و امكانات و توانايى هاى مبارزاتى جامعه ميتواند سمت و سوى خود را بيابد و يك «چه بايد كرد» بر اساس پاراديم جديد شكل ميگيرد. در چنين حركتهايى (از جمله نشست لندن) شايد شايسته آن باشد كه هويت سياسى شركت كنندگان نه با عناوين «جمهوريخواه» و يا «مشروطه خواه» بلكه با عنوانى مانند «ايرانيان دمكرات» تعريف و توصيف شود. در ادامه توضيح بيشتر خواهد آمد.
تعريف بر اساس لحظه!
آقاى جمشيد طاهرى پور مقاله جالبى در سايت «فرهنگ گفتگو» دارد كه دوستان را به مطالعه آن توصيه ميكنم. طاهرى پور در اين مقاله به موضوعاتى اشاره ميكند كه برخى از آنها را نگارنده سالهاست كه جار ميزنم كه؛ «در امر سياست مردم ايران فصل مشترك بسيار وسيعى دارند؛ دمكراسى و حقوق بشر» . بظاهر دو كلمه ميآيد ولى يك دنيا فصل مشترك با خود به ميان ايرانيان ميآورد. بقيه اش اينكه مردمان به چه مرام و مسلكى تعلق دارند، بيشترش همانگونه كه طاهرى پور هم آورده است و نگارنده سالها تأكيد داشته اين است كه چون دايى يا پسر عمو يا رفيق طرف شاهى بوده، توده اى بوده، مجاهد بوده، اين هم به عقل خودش هم براى رسيدن به همان فصل مشتركى كه ذكرش آمد همان وسيله را انتخاب كرده كه قوم و خويشش. حال اگر قالب ايده آل براى رسيدن به اين اهداف براى يكى «ديكتاتورى پرولتاريا» جلوه داده شده و براى ديگرى «جمهورى دمكراتيك» و براى ديگرى «چه فرمان يزدان چه فرمان شاه» ، اين را قبل از هر عاملى بايد به پاى «بد بيارى تاريخى» نهاد كه حتا در دورانى كه آزاديهاى نسبى در ايران برقرار شده مثلا از شهريور بيست تا اوايل دهه چهل، ما فرصت كافى براى مطالعه شخصى و بيغرضانه نيافتيم و نتوانستيم با چشم باز انتخاب كنيم. نگاهى از منظر دمكراسى و حقوق بشر به نيروهاى سياسى ايرانى مدرن و دمكرات و نيز نگاهى به مواضع و نظرات و مقالات هواداران اين نيروها نشان ميدهد كه مفهوم «جمهورى خواهى يا مشروطه خواهى» در فعاليتهاى سياسى و پراتيك اين گروه امرى نامربوط و تهى جلوه ميكند. اين نگارنده هيچ علاقه اى ندارم كه درجايى با عنوان فلانكس از طيف مشروطه خواه معرفى شوم چرا كه اين توصيف و تعريف بس نارساست و مفهوم را نميرساند. «مشروطه خواهى» من از نظر نوع رژيم در يك بعد از ظهر و در لحظه اى كه ميخواهم رأى خود را به صندوق بياندازم آغاز و پايان خواهد يافت. آيا اينكه با توجه به چنين لحظه اى نفس سياست را در وجود كسى تعريف كنيم غير منطقى نيست؟ بهمين ترتيب مفهوم «جمهورى خواهى» يك مفهوم نارسا و معرف لحظه اى است كه فرد ميخواهد رأى خود را در مورد تعيين نوع رژيم به صندوق بياندازد. بقيه اش را، همه با هم همفكر و مشترك خواهيم بود. يعنى رژيم آينده ايران چه جمهورى و چه پادشاهى يا هر نظام دموكراتيك ديگرى، همه ما در آن زندگى خواهيم كرد و بدنبال ارزشهاى مشترك دمكراسى و حقوق بشر با هم تلاش خواهيم كرد.
مفهوم عبارت «جمهوريخواهى» امروز براى بسيارى در تقابل با سلطنت تعريف ميشود و بس. در حالى كه اين معنى، مثلا ضديت با جمهورى اسلامى و يا سياست هاى ضد حقوق بشرى آن را نميرساند. آيا واقعاً دوستان «جمهوريخواه» به صرف آنكه ممكن است يك روزى بخواهند رأى شان را براى برقرارى نظامى غير سلطنتى به صندوق بياندازند ترجيح ميدهند كه بر اساس آن لحظه دسته بندى شوند و تعريف و توصيف شوند؟ البته يك پاسخ اين سوال اين است كه اگر قسمت اعظم تلاش سياسى فرد «جمهوريخواه» ، نه تلاش در راه برقرارى حقوق بشر بلكه اين باشد كه از ميان انواع نظامهاى حكومتى به زعم او غير دمكراتيك تأكيد بر روى كار نيامدن نظام پادشاهى باشد، و همين را براى برقرارى دمكراسى و حقوق بشر در كشور بسنده بداند توصيف «جمهوريخواهى» در تضاد با پادشاهى كاملاً ميتواند برازنده اش باشد. به همانگونه كه يك «سلطنت طلب» كه قسمت اعظم و تعيين كننده تلاش سياسى اش برقرارى حكومت «خدا شاه ميهن» است و بس. براى او هم اتلاق صفت «سلطنت طلب» برازنده است. اما براى بقيه ما، توصيف شدن با عنوان «جمهوريخواه» و يا «مشروطه خواه» نه بعنوان هويت سياسى كه بخاطر لحظه اى كه رأى در صندوق مياندازيم نارساست و برازنده هم نيست چرا كه در خود نوعى مخالفت با انتخابى كه روزى مردم خواهند كرد را يدك ميكشد. من هيچ مبارزه و مخالفتى با برقرارى نظام جمهورى در ايران ندارم و تصور ميكنم كه هم من و هم هم آن فكر من كه در لحظه اى كه ذكرش آمد ميخواهد رأى اش را به نظام جمهورى بدهد، هردوى مان با تحميل مخالفيم هرچه كه باشد و هردوى مان در مقابل هر تحميلى مشتركا خواهيم ايستاد. ما هردويمان همان نظامى را گردن خواهيم نهاد كه مردم مان انتخاب كنند. هردوى مان در همان نظام به زندگى و تلاش براى بزرگى و سرفرازى ايران خواهيم پرداخت. حال بايد ديد چه صفت و تعريفى براى ما بايد درنظر گرفت؟ ايرانيان دمكرات؟ آزاده؟ هواداران حقوق بشر؟ يا چه؟
مشكل اينگونه توصيف اين است كه جمهوريخواهى و مشروطه خواهى هردوى ما بعنوان هويت سياسى در فرداى برقرارى نظام مورد نظر مردم پايان ميگيرد و آنوقت است كه بايد بدنبال صفت براى توصيف خود باشيم. اين جستجو بايد از همين امروز آغاز شود نه فردا.

ايران
تحقيق
صفحه اول
داستان
خواندنيها
اقتصادى
طنز
از آنچه گفته اند
مقاله ها
گزارش
بازتاب
جهان
ورزش
تاريخ
شعر
خاطرات
از لابلاى متون
حوادث
فال هفته
از رسانه ها
روى خط آلمان
آرشيو روزنامه
آرشيو مقاله ها

•   ايران   •   تحقيق   •   صفحه اول   •   داستان   •   خواندنيها   •   اقتصادى   • 
•   طنز   •   از آنچه گفته اند   •   مقاله ها   •   گزارش   •   بازتاب   •   جهان   • 
•   ورزش   •   تاريخ   •   شعر   •   خاطرات   •   از لابلاى متون   •   حوادث   • 
•   فال هفته   •   از رسانه ها   •   روى خط آلمان   • 

•    آرشيو مقاله ها   •    آرشيو روزنامه   •