تورج فرازمند، روزنامه نگار، مترجم و يكى از مشهورترين مديران راديو تلويزيون ملى ايران در دهه ۴۰ و ۵۰ خورشيدى روز شنبه در ايالت كاليفرنيا به بيمارى سرطان درگذشت. وى از نسل پيش كسوتانى محسوب مى شود كه همراه ياران و دوستانش نقشى مهم در مدرنيزه شدن فعاليت هاى رسانه اى در ايران ايفا كرد.
فرازمند كه در سال هاى جوانى از پيروان تفكر چپ در ايران بود در اوج تب و تاب هاى سياسى ايران و جهان، بعد از جنگ جهانى دوم براى تحصيلات به فرانسه رفت و از همان زمان نوشتن را آغاز كرد.
اين دوران مصادف بود با حضور صادق هدايت نويسنده نامدار ايرانى در پاريس كه اولين نوشته هاى اين محصل جوان را خواند و وى را رهنمايى كرد.
تورج فرازمند بعد از بازگشت از فرانسه، فعاليت هاى سياسى را رها كرد و به خانواده مطبوعات پيوست و به سرعت به عنوان نويسنده و مترجم نامدار شد.
او در روزنامه اطلاعات به صف دبيران در آمد و سرانجام به سردبيرى رسيد. دوران سردبيرى وى از پرتيراژترين دوران اين روزنامه بود و به خصوص صفحات جنجالى و حوادث آن خوانندگان بسيار داشت.
تورج فرازمند همزمان با كار در مطبوعات، در راديو ايران هم به ترجمه و برنامه سازى مشغول بود. از جمله به يادماندنى ترين برنامه هاى وى، تفسيرهاى سياست جهانى بود كه در دهه چهل و پنجاه بعد از اخبار ساعت چهارده از راديو پخش مى شد. لحن و آهنگ گرم كلام او براى اين برنامه هشت دقيقه اى شنوندگان ثابتى ساخته بود.
بسيارى از نسل گذشته از تركيب تورج فرازمند و ايرج گرگين كه وى نيز از مديران با تجربه رسانه هاى الكترونيك در ايران است، سريال راديويى جنگ جهانى دوم را به ياد دارند كه از جمله معدود برنامه هاى راديويى حرفه اى و قابل مقايسه با معيارهاى حرفه اى جهانى بود.
آقاى فرازمند كه متن اين سريال را نوشته و گويندگى آن را هم به عهده داشت، پيش از آن خاطرات ويينستون چرچيل، نخست وزير زمان جنگ بريتانيا را با عنوان «خاطرات جنگ جهانى دوم» ترجمه كرده بود كه در دوازده جلد توسط انتشارات نيل در سال ۱۳۴۷ منتشر شد.
همزمان با ادغام راديو و تلويزيون و تاسيس سازمان راديو و تلويزيون ملى ايران، تورج فرازمند به اين سازمان منتقل شد و در سال هاى بعد به رياست راديو، مديريت اخبار و مديريت شبكه اول راديو و تلويزيون رسيد.
ايرج گرگين سردبير راديو فردا كه سالها دوست و همكار نزديك تورج فرازمند بوده است، در ارتباط با فعاليت فرازمند مى گويد: «زمانى ما در سازمان راديوتلويزيون ايران با هم كار مى كرديم، فرازمند علاوه بركارهاى ترجمه، نويسنده اى بسيار خوش قلم بود كه سالها در مطبوعات ايران هم به نويسندگى پرداخت و مدتى همكار نزديك زنده ياد پرويز ناتل خانلرى بود و سردبيرى مهمترين مجله ادبى آن زمان» سخن «را برعهده داشت. فرازمند كار راديويى را در آغاز دهه چل آغاز كرد و نخستين كارش نگارش و ترجمه برنامه ادبى هفتگى در ساعت هشت بعد از ظهر روزهاى جمعه بود و بعدها به عنوان عضو شوراى سردبيرى راديو ايران، سرپرستى برنامه هاى چندى را به عهده داشت» .
در آغاز دهه پنجاه و همزمان با تحولات گسترده در شبكه راديو و تلويزيونى كشور، سازمان راديو و تلويزيون از نظر توليد و پخش به دو بخش مجزا تقسيم شد.
تورج فرازمند به مديريت شبكه اول و ايرج گرگين به مديريت شبكه دوم راديو و تلويزيون منصوب شدند. شبكه اول كه شبكه اى سراسرى و مردم گرا بود با تحولات متعددى كه در اين دوران به خود پذيرفت، از طريق توليد سريال ها و برنامه هاى خبرى پربيننده نقش بزرگى در تحولات اجتماعى كشور پيدا كرد.
تورج فرازمند همزمان با تشكيل دولت نظامى ارتشبد ازهارى، به عنوان دومين جانشين رضا قطبى بنيادگذار راديو و تلويزيون ملى ايران به عنوان مديرعامل اين سازمان منصوب شد.
رضا قطبى همزمان با اعلام حكومت نظامى و روى كار آمدن دولت جعفر شريف امامى از كار كناره گرفته و جاى خود را به دكتر شاه حسينى استاد دانشگاه داده بود كه در آن سمت ديرى نپاييد.
آخرين بارى كه صداى تورج فرازمند از راديو در ايران شنيده شد، زمانى بود كه براى نخستين بار در ابتداى اخبار ساعت چهارده فاش كرد كه شاپور بختيار، نفر دوم جبهه ملى ايران رياست دولت را پذيرفته است.
با روى كارآمدن دولت بختيار و در حالى كه بعضى از روزنامه ها خبر از وزارت تورج فرازمند داده بودند، وى براى سفرى ادارى از كشور خارج شد و ديگر هرگز بازنگشت.
وى ده سالى را در فرانسه گذراند و بعد از آن به كاليفرنيا رفت. او تا هفته اى قبل از مرگ همچنان به كار نوشتن و ترجمه و برنامه سازى راديويى در برنامه راديو فارسى زبانان در لوس آنجلس ادامه داد. وى در اين سال ها مجله اى سياسى با نام «جهان» هم به زبان فارسى منتشر كرد كه چندان دير نماند.